رژیم غذایی و کاهش وزن

نوشته شده توسط مهرداد 351 نمایش

اگر می خواهید لاغر شوید ، مغز خود را عمل کنید !

سلام به دوستان گلم . عزیزانم بعد از حدود یک سال و پنج ماه میخوام یه پست براتون بذارم تا مشکلات اساسی ما رو حل کنه. این پست دیگه در رابطه با راز و قوانین جذب و این چیزا نیست . البته دوستان بازدیدکننده خیلی لطف داشتن چونکه پربیننده ترین پست این سایت همین قانون راز و جاذبه بود و توی گوگل رنک سایت رو بالا برد.

اما زیادی نوشتن توی یه پست می تونه اون پست رو خراب کنه. فقط مختصر و مفید توضیح میدم : میخوام یه داستانی رو براتون تعریف کنم بعد برم سراغ این چاقی و لاغری و اینجور چیزا .

چاقیو لاغری . مشکل بسیار بزرگی که جامعه ی بشری با اون دست و پنجه نرم می کنه . من خودم چاق بودم خیلی زیاد . عضو باشگاه فوتبال بودم اما کنار گذاشته شدم . دو قدم نمی تونستم بیشتر راه برم ، کمرم درد می کرد ، کف پام درد می کرد. نمی تونستم بدوم چونکه ۱۱۸ kg وزن داشتم اونم تو اوج جوونی یعنی سن ۱۷ سالگی . قبلا یه ار ۱۸ کیلو کم کرده بودم اما اون کم کردن وزن باعث ریزش مو و کم خونی و مشکلات گوارشی شده بود و بعد از ۶ ماه دوباره برگشت خورد .

مشکل اکثر کسایی که چاقند کم کردن وزن نیست ، نگهداشت تو موضع لاغری خیلی سخته . من خودم دفعه ی اول فقط ۶ ماه لاغر موندم. البته میگن که اگه ۵ سال تو موضع لاغری بمونی دیگه چاق نمیشی که البته من تکذیب می کنم چونکه مثال نقض رو دیدم .

من دفعه ی اولی که ۱۸ کیلو کم کردم رفتم پیش دکتر “ک” که خیلی دکتر خوب و معروفیند اما دوباره چاق شدم. دفعه ی دوم دیگه دکتر نرفتم و لاغر شدم و الانم بعد از گذشت ۲ سال همچنان لاغرم .

چاقی مشکلات اجتماعی فراوانی رو به بار میاره. مثلا اگه یکی رو دوست داشته باشی و چاق باشی تو رو تو موضع ضعف قرار میده یا اینکه هیچ موقع نمی تونی یه آدم خوش تیپ باشی یا یه ستاره ی سینما !! برای همین لاغر شوید .

روش های زیادی وجود داره برای لاغر شدن. مثل بالن گذاشتن توی معده ، عمل معده (کوچک کردن معده) ، کوتاه کردن روده ، لیپوساکشن ، قرص لاغری و غیره . اما من پیشنهاد می کنم مغزتون رو عمل کنید یعنی عادات غذایی خود رو درست کنید . برای عمل کردن مغز به دستورات ذیل عمل کنید :

۱- میزان کالری هر غذا رو به اندازه ی اون بدونید . مثلا ۱۰۰ گرم بستنی ۴۰۰ کالری .

۲- میزان کالری مورد نیاز توسط بدن خودتونو محاسبه کنید . مثلا من که الان ۲۲ سالمه و استخوان بندی درشت دارم حدودا ۵۰۰۰ کالری در روز باید مصرف کنم. اگر بیشتر از ۵۰۰۰ تا باشه چاق میشم و اگه کمتر باشه لاغر میشم .

۳- از خوردن غذاهای با حجم کم و کالری بالا خودداری کنید . مثل آجیل ، بستنی ، گز ، سوهان و غیره .

۴- نوشابه رو کاملا از برنامه هفتگی و سالانه و تا آخر عمرانه ی خود کم که نه ، حذف کنید . مثل من که ۱۰ ساله نوشابه ی قنددار نخوردم .

۵- کارهای شخصی خود رو خود انجام دهید . مثل شستن ماشین ، جارو زدن ، خانه تکانی و …

۶- گشنه نمانید! سابقه نشان داده که اگر انسان رو نسبت به یه موضوع منع کنیم انسان حریصتر میشه . پس سعی کنید زیاد گرسنه نمانید .

۷- وقتی دره فینال جام اروپا رو بین آرسنال و منچستر نشون میده و شما طرفدار منچستر هستید و منچستر ۱۰ گل عقبه یا یک گل جلو (خیلی بعیده) غذا نخورید. وقتی عصبانی یا شکست خورده یا استرسی هستید غذا نخورید .

۸- بین غذا آب و نوشابه نخورید .

۹- توی آشپزخونه کار نکنید .

۱۰- غذا که تمام شد از سر میز بلند شوید .

۱۱- ناخنک ممنوع

۱۲- برای خوردن غذاهای با کالری پایین از قاشق و غذاهای با کالری بالا از چنگال استفاده کنید . مثلا برای سالاد از قاشق و برای برنج از چنگال استفاده کنید .

۱۳- سالاد را با سس سفید به میزان کم استفاده کنید .

۱۴- روغن مایع ، کلزا ، زیتون و ذرت زیاد زیاد زیاد زیاد بخورید .

۱۵- ماکارونی ، اسپاگتی ، سالاد الویه و سیب زمینی سرخ کرده را خواهشا کنار بذارید .

۱۶- چای زیاد بخورید . (اما بعد و قبل غذا نخورید.)

۱۷- در محیط خنک غذا نخورید ، محیط گرم باشد تا غذا به شما نچسبد .

۱۸- از ظرف غذای بیمارستانی استفاده کنید .

۱۹- دو لیوان آب ترجیحا همراه با لیموترش به همراه یک حبه قند قبل از نهار .

۲۰- و از همه مهمتر ، هروقت گرسنه بودید غذا بخورید ، هروقت گرسنه بودید .

اینا رو معمولا همه می دونن ولی کسی به این عمل نمی کنه ، یا تو یه مهمونی یا عروسی انقدر می خوره که همه انگشت به دهن می مونن. آدم یاد قصه ی کاه و کاهدون می افته .

در رابطه با ورزش هم می تونم بگم که ورزش های انفجاری انجام ندید چونکه از ورزش زده میشید. مثل فوتبال . فوتبال یه ورزشیه که اگه مهاجم وایستید یه پاس بدن توی عمق ، شما واقعا غرق میشید و درخواست تعویض می کنید . از ورزش هایی استفاده کنید که انفجاری نباشن. میزان کالری ورزش هم حساب کنید که مثلا یک ساعت پینگ پنگ چقدر کالری می سوزنه. تا دو ساعت بعد از ورزش هم غذا نخورید چونکه جذب زیادی داره و بیشتر از قبل چاقتون می کنه .

شما به سرعت لاغر نمیشید مگر اینکه دچار ریزش مو یشید ، دچار یبوستمزمن بشید یا دچار سردرد میگرنی یا هرچیز دیگه. شما باید در طول مدت زیادی لاغر بشید. ورزش یه کمک دیگه هم می کنه . به غیر از سوزاندن کالری ها از شل شدن پوست شما خودداری می کنه. من خودم یه ذره از پوست شکم ، بازو ، پهلو و صورتم شل نشد چونکه روغن مصرف کردم و زیاد ورزش کردم. شل شدن پوست صورت یا شکم خیلی موضوع ناراحت کننده ایه که البته با عمل جراحی میشه پوست و صورت رو به شکل اول برگردوند که اونم عوارض خاص خودش رو داره.

من راز سلامتی و لاغر شدن خودم رو تو چندتا موضوع می دونم :

۱- فوتبال هفته ای سه جلسه ۲ ساعته

۲- کنار گذاشتن نوشابه به مدت مدید

۳- رژیم غذایی متناسب با تحرک

۴- انجام تمامی ۲۰ مرحله

۵- حوصله

۶- و مهمتر از همه مغزم رو عمل کردم که وقتی گرسنه نیستم غذا نخورم.

و من ۴۵ kg کم کردم. از ۱۸۸ تا ۷۳ . شما هم می تونید با عمل کردن مغز خود و کنار گذاشتن عادات بد غذایی لاغر شوید.

نکته : تمامی مطالب این پست فقط و فقط نظر نویسنده است و نویسنده هیچ مسئولیتی در قبال صدق یا کذب بودن مطالب به عهده نمی گیرد .

جمعه, ۱۲ شهریور ۱۳۸۹

من و جام های جهانی فوتبال

نوشته شده توسط حامد 121 نمایش

سلام به خودم ! آخر هر شکستی ، تلخی و رنج و درده ، یه زخم موندگاری ، رو تن و روح مَرده ، باختن تو این زمونه ، از مردنم بدتره ، هرکی میخواد ببازه ، بازیچه شه بهتره ، هرکی که باخت تمومه ، ناک اوت میشه می میره ، ننگ شکستشم هم ، پاک نمیشه نمیره ،  تو بازیای دنیا ، خدا فقط قاضیه ، یه داور بی طرف ، این رسم هر بازیه ، من نمی خوام ببازم ، زورم نمی رسه خب ، از قدرت رقیبم ، تو بُهتم و تعجب ، شکست و باز شکستی ، ثبت شده توی عمرم ، من که یه عمری مدام ، تو سجده سر به مُهرم ، تو لحظه ی شکستم ، دلم خدا رو می خواست ، زندگی تلخه اما ، ….. بقیه اش رو هم نمی دونم دیگه!

هییییییییییی ! چی بگم که اجاق ذوقم کور شده ! هیچ وقت فکر نمی کردم بین دوتا نوشته ام یه ماه فاصله بیوفته . به هرحال پیش اومده و الانم با اینکه هیچ حس و حال درست حسابی ندارم ولی سعی می کنم بنویسم.

خب تب جام جهانی کل دنیا رو فراگرفته و غیر از خانومای ایرانی همه ی مردم پیگیر مسابقات هستن . واقعا برای من جالبه . ما مردای ایرانی بخاطر اینکه خانومای خارجی تو استادیومان باید دویست بار صحنه ی گل رو ببینیم و اونوقت خانومای کشورمون در حد یک آمیب هم از فوتبال سر در نمیارن . خب مثل اینکه یه ذره رگ فمینیستیم زد بیرون ، اگه اجازه بدین حرفمو اصلاح کنم . میگن که مردم روسیه فکر می کنن تیم فوتبالشون قهرمان جام جهانی میشه درحالیکه تیمشون اصلا جام جهانی نیومده پس در نتیجه فقط خانومای ایرانی نیستن که در حد آمیبن و خانومای روسی هم هستن . کلا به عقیده ی بنده هرکس اهل فوتبال نباشه و فرق اروگوئه و پاراگوئه رو ندونه یا باید زن باشه یا جلبک .

خب گوگولیای من ! میخوام براتون از خاطرات جام جهانیم تعریف کنم . لابد الان فکر می کنین من مثل مسعود اوزیل بازیکن ترک تبار تیم ملی آلمان تو جام جهانی ۱۹۷۴ بودم ولی خدمتتون عارضم که چرت مغزتونو بریزین دور . باباتونو مسخره کنین . خب اولین جام جهانی که یادم میاد ۹۸ فرانسه اس. اون موقع من نه ساله بودم و هنوز معلوم نبود زنم یا مرد . به همین خاطر تا قبل از این جام جهانی دوزار از فوتبال سر در نمی آوردم و حتی فکر می کردم تیما پرتابای اوت رو یکی در میون میندازن . خلاصه تب جام جهانی کل ملتو گرفته بود و از اونجایی که تیم ما هم با اون وضعیت اسفناک و دراماتیک و جواد خیابانی وار صعود کرده بود دیگه خیلی زشت و دور از عرق وطن پرستی بود اگه بازیای تیم ملی رو نمی دیدی . رو همین حساب بنده به همراه مادربزرگم رهسپار مسافرتی دور و دراز شدم و بازی اول تیم ملی با یوگسلاوی رو از دست دادم .

از مسافرت که برگشتم دیدم بابام لطف کرده و ویژه نامه ی جام جهانی همشهری رو خریده . اون موقع که مثل الان اینترنت و چت و لیسیدن و این حرفا نبود و تنها راه دسترسی به اطلاعات همین روزنامه ها بودن . اون زمان هم فقط یه همشهری بود و یه کیهان و یه اطلاعات و حاج محمود دعایی ! باور کنین من جمله جمله ی این ویژه نامه رو خورده بودم . اسامی تمام بازیکنا رو حفظ کرده بودم و به حدی علاقه مند به این مطالب شده بودم که هنوزم که هنوزه اسامی بازیکنا و مربیا یادم مونده . من برای اولین بار تو عمرم عاشق شده بودم و عاشق چندتا ورق کاغذ . هرجا می رفتم روزنامه رو هم می گرفتم دستم با خودم می بردم غیر از مستراح که خطرناک بود و امکان داشت بیوفته تو چاله . یه جدول خیلی مسخره هم داشت که به شکل پیچیده ای تمام مسابقاتو توش جا داده بود . منم بعد از هر بازی میشستم با اون دستای کوچولوم – که الهی فداشون بشم – دونه دونه نتایجو وارد می کردم . اون موقع از کرواسی خیلی خوشم میومد . از آرژانتین هم بخاطر اورتگا و کلودیو لوپز . هلندو بخاطر وان در سار و ایتالیا هم بخاطر آلبرتینی که هیچ وقت سعادت اینو نداشتم که روی ماهشو ببینم .

اواخر مسابقات بود که یکی از خاله هام از شهرشون اومدن خونمون . یه دختر هم داشتن . خب می دونم که الان شما فکر بد کردین و کلا نمی دونم چرا وقتی لفظ دخترخاله به میون میاد همه فکر بد می کنن ولی خب اشکالی نداره . این دخترخاله ی ما دو یا فوقش سه ساله بود و هیچ علاقه ای هم به پوشک و مای بیبی و این قرتی بازیا نداشت . هرجا که از دستش برمیومد خودشو خلاص می کرد . یکی از روزای خدا بعد از اینکه از خواب بیدار شدم و دست و صورتمو شستم ، رفتم پیش ویژه نامه ی جام جهانیم و حسابی در آغوشش گرفتم و بوسش کردم . (امان از این عشقای یه طرفه) درحال تورق بودم که دیدم اوهوکی . پس نروژ و کره جنوبی و اسکاتلند کجان؟ کلی به هم ریختم . هی اینورو بگرد اونورو بگرد نیست که نیست . داغون شده بودم . دست از تلاش برنداشتم و بازم گشتم تا اینکه تو سطل آشغال پیداش کردم . کاغذای پاره و مچاله شده رو درآوردم به این امید که دوباره صافشون کنم و به هم بچسبونمشون ولی زهی خیال باطل . گویا خاله ام برای اینکه شیرین کاریای دخترشو جمع کنه چیزی غیر از ویژه نامه ی من پیدا نکرده و فوقع ما لاوقع . شد آنچه نباید می شد .

دیگه خوره ی فوتبال شده بودم. اون زمان سگا داشتم و باهاش انواع و اقسام فوتبالا رو بازی می کردم . تو خونه هم رو آورده بودم به فوتبال سالنی که الان بهش میگن فوتسال . همینطوری گذشت و گذشت تا رسیدیم به جام جهانی ۲۰۰۲ کره و ژاپن . من که دیگه حرفه ای شده بودم رفتم چندتا ویژه نامه ی جام جهانی خریدم و آماده شدم واسه خوردن فوتبال . اون زمان دوم راهنمایی بودم و جام جهانی افتاده بود وسط امتحانا . ما هم که غیر از فوتبال و دیدن بازیای آ.ث.میلان سرگرمی دیگه ای نداشتیم جوگیر شده بودیم . من رو یه برگه اسم همه ی دوستامو نوشتم و ازشون خواستم چهارتا تیم اول رو پیش بینی کنن . بعضیا می گفتن آرژانتین بعضیا انگلیس و بعضیام برزیل و ایتالیا . ولی یکی از بچه ها که از اهالی خطه ی گیلان هم بود و اون سال تازه اومده بودن تهران گفت که کره ی جنوبی قهرمان میشه . هرچی بهش می گفتیم بابا اسکول ، کره ی جنوبی تو همون مرحله ی اول حذف میشه می گفت نه کره خیلی پیشرفته اس . بنده خدا فکر می کرد هر کشوری که پیشرفته تر باشه پس فوتبالشم قوی تره . بالاخره بازیا شروع شد و چقدر هم مزخرف و دفاعی ، تازه با گزارشای بهرام شفیع . آخرش هم زد و کره چهارم شد و ما هم به عقل خودمون و پسر گیلانیه شک کردیم .

چهار سال دیگه هم گذشت و من همچنان به فوتبال علاقه داشتم . سال ۲۰۰۶ هم تیم ملی صعود کرده بود و دوباره همه رو تب جام جهانی گرفته بود . مردم ساده فکر می کردن ایران مثل کره تا نیمه نهایی میره و اونجا از برزیل می بازه و تو رده بندی هلندو می بره و سوم میشه . اون سال من باید برای کنکور آماده می شدم و بازیا افتاده بود وسط امتحان نهایی سال سوم دبیرستان . دیسک کمر جواد خیابانی هم مشکل پیدا کرده بود و مارو از گزارش های حماسیش مصون داشت. کاملا مشخص بود که بازیا نسبت به ۲۰۰۲ خیلی قشنگ تر شدن و دیگه تیمای دفاعی جایی تو رده های بالا نداشتن . کلا جام جهانی خوبی بود .

و اما ۲۰۱۰ . تو این چند سال تب فوتبالی من فروکش کرده و غیر از بعضی مسابقه های لیگ قهرمانان دیگه بازی فوتبالی رو کامل نگاه نمی کردم . اما جام جهانی فرق داره و با اینکه تیما خیلی دفاعی و بی ریخت بازی می کنن اما تعداد زیادی از بازیا رو کامل دیدم . این جام جهانی با همه ی بدیاش برای من نوستالژی شده و در ادامه بیشتر درباره اش توضیح میدم . ضمنا من خیلی دوست دارم آلمان قهرمان بشه ولی مثل اون اختاپوسه نتایج بازیا رو پیش بینی نمی کنم! فعلا خداحافظ .

سه شنبه, ۱۵ تیر ۱۳۸۹