چیزی نگو
سلام راه راه ! توی خونه نشستم ، گوش می کنم به آهنگ ، صدای دیس دیس و بوم ، درینگ درینگ و دنگ دنگ ، چرا نمیشم آروم ؟ ، با این همه موزیک و ، خواننده های الدنگ ، چرا نمیده حالی ، به ذهن و روح خسته ام ، اثر نداره حتی ، به قامت شکسته ام ، دلم میخواد سکوت و ، هوای بارونی و ، یک شب تاریک و خیس ، دلم میخوادش تو رو ، تویی که تو زیبایی ، برام شدی یه تندیس ، نوای آسمونیت ، تو رویای شبامه ، صدای زیر و نابت ، با هر صدا باهامه ، فقط نذار دلخوشیم ، حالت شَک بگیره ، عشق سفید قلبم ، سیاه شه لک بگیره !!
اگه از این هوای گرفته و آلوده میخوای فرار کنی ، اگه از اینکه پشت در وایستی خسته شدی ، اگه از ساعت ده صبح تا شش شب به دلایل دلنشین علافی ، اگه هنوز به یاد تو چشمامو رو هم میذارم اگه تو حسرتت هنوز هزار و یک غصه دارم ، اگه از مهمونی رفتن به کلاسایی که از استادشون متنفری خسته ای ، اگه ترم تموم شده و دو هفته دوستان و رفیقان و عزیزتو نمی بینی باید خدمتت عرض کنم که زیاد خودتو ناراحت نکن چون که روزای بدتری هم در راهه !
با اینکه حساسیت من دیروز به اوج خودش رسیده بود اما فعلا از ذکر جزئیات صرف نظر می کنیم. ولی جریان این پست چیه ؟
خب یکی از دوستان که از قضا یکی از نویسنده های سایت هم هست چندی پیش یه آهنگی رو از خودش منتشر کرد که به عقیده ی بنده ماکت بود اما خودش میگه که دموی آهنگه. البته ماکت و دمو خیلی با هم فرق می کنن. قبل از توضیحات اضافی اول آهنگو دانلود کنین :
دانلود آهنگ چیزی نگو از مهرداد امینی . حجم : ۱.۵ مگابایت

از نکات قابل توجه اینه که حقیقتا من تو هیچ آهنگی نشنیدم که اولش اسم ترانه سرا رو بگن. به هرحال این هم در نوع خودش بدعتیست. از کار کاملا مشخصه که وقت زیادی روش گذاشته نشده و شعر و تنظیمش چندان قوی نیست مخصوصا تنظیمش که واقعا در سطح پایینیه و اگه یکی این کارو گوش بده میگه خواننده تصنیف خونده نه یه آهنگ پاپ . به هر تقدیر جا برای کار هست و اگه وقت و هزینه ی بیشتری صرف بشه قطعا آهنگای بهتری هم از این دوستمون بیرون میاد.
اما تیم تحقیقاتی و مبارزه با جرایم سایبری هیمرا برای روشن شدن ابعاد این فاجعه دست به کار شد و قبل از بررسی ، مصاحبه ای رو با مدیر شرکت نیک آهنگ ابتر انجام داد که در زیر به خلاصه ای از اون توجه می کنیم :

مهرداد (خواننده) - علی (اسپانسر)
خبرنگار : سلام آقای مهندس ! می خواستم ازتون سوال کنم که چی شد از مدیریت ورزش رو به مدیریت فرهنگی آوردین ؟
علی : والا حقیقتش هرچی تو ورزش هزینه کنی ضرره. من کلی تو باشگاه از جیب خوردم ، گلم خوردم فحشم خوردم.
خبرنگار : حالا نظرتون درباره این پروژه ی جدید چیه و اگه ممکنه صرفا نقد و سختی های کار رو بیان کنین.
علی : خب من تو باشگاه تجربه های خوبی کسب کردم و می خواستم با تمام قدرت وارد کار بشم. بخاطر همین بودجه ی کلونی رو به این شرکت هنری تزریق کردم.
خبرنگار : حدودا چقدر ؟
علی : یک و نیم. هزار و پونصد تومن.
خبرنگار : آهان پس واسه همینم هست که تنظیم کار اینقدر سطحی شده.
علی : نخیر اصلا اینطور نیست. ما به چند تا از تنظیم کننده های مشهور مثل سیروان ، نیما وارسته ، حسین علیزاده و بابک بیات و جواد شمقدری سفارش کار دادیم . بعد هرکدوم از اونا یه تنظیم برای آهنگ انجام دادن و آخرش این تنظیم انتخاب شد.
خبرنگار : حالا تنظیم بالاخره کار کیه ؟
علی : کار خودمه. اگه آلبوم بیاد بیرون می بینین که اسم منو همه جاش نوشته.
خبرنگار : خب من برای شما آرزوی توفیق و روزافزون دارم. فقط یه سوال دیگه. اگه این کار هم برای شما سود نداشت چیکار میخواین بکنین ؟
علی : می زنم تو کار تولیدی کیف و کفش.
اما برای روشن تر شدن هرچه بیشتر موضوع قصد داشتیم با صاحب اثر هم گفتگویی داشته باشیم که به علت اینکه امسال سال اصلاح الگوی مصرفه و باید لامپ اضافی رو خاموش کرد ، از مصاحبه امتناع ورزید و فقط به این شرط حاضر به صحبت شد که دولت لایحه ی هدفمند کردن یارانه ها رو استرداد کنه. با شاعر این آهنگ نشد صحبتی داشته باشیم چون سر پروژه ی دیگه ای بود و داشت برای التون جان ترانه ای در مذمت جان لنون می سرود که خبرنگار ما در یک حرکت ناجوانمردانه تونست دزدکی از متن این ترانه عکس بگیره و اونو در اختیار رسانه های خبری جهان از جمله هیمرانیوز قرار بده.
در آخر هم اشاره ای به این جمله می کنم که بامرام تر از سیگار ندیدم چون خودش در آتش می سوزه ولی به تو کام میده. البته بستگی داره کی سیگار بکشه ، یه راننده تریلی یا اوما ترومن ؟! به هر شکل بدرودش ! ( بدرود کی آخه ؟)


