حجابو کنار بزن؟ یا نزن؟

نوشته شده توسط حامد 314 نمایش

سلام رفیق خوبم ! خوبی چطوری ؟ چیکارا می کنی ؟ نزدیک عیده ، به ما عیدی نمیدی ؟ نه اصلا عیدی نمیخواد ، همین وجود خالیت بسه. فقط با من حرف بزن !

خب فرزندانم ، بعد از پست های نسبتا جالبه – داف کیست ؟! - تنظیم خانواده و جمعیت !جنس برتر ؟ولنتاینو بخورم ! و من بوس میخوام ! می رسیم سر یه پست جالب دیگه درباره ی مسائل جنس ی ! موضوع مورد بحث ما حجابه. چی ؟ از بی حجابی خوشتون میاد ؟ از بدحجابی هم خوشتون میاد ؟ به من چه !

من تا حدودی دوران قبل از ریاست جمهوری خاتمی رو یادم میاد. باور بفرمایین وضع پوشش اینجوری نبود. البته شایدم اون موقع رسانه های ارتباط جمعی محدود بودن اما به هرحال پوشش کامل تر بود. وقتی می دیدیم یه پسری موهاش بلنده ، با دست به همدیگه نشونش میدادیم و کلی حال می کردیم و بهش می خندیدیم. الان اونا به ما می خندن! اگه موها و لباست طبق مد روز نباشه ، کسی تحویلت نمیگیره و مایه ی شرمساری اطرافیانت میشی. مثلن وقتی میخوان با یه دختری صحبت کنن ، میگن تو نیا ، تریپت ضایع اس. بگذریم که خیلی از بحث منحرف شدیم. اصلا بحث ما درباره ی حجاب خانوماس.

دوران خاتمی یه مقدار مردم روشون زیاد شد. ولی تو دوره ی احمدی نژاد مسولین گفتن که ای بابل ! این چه وضعه مملکته ؟ نمیشه فرق فاحشه رو از آدم عادی تشخیص داد ! ( گلاب به روتون اینجا دو حالت وجود داره ! یا اینکه پوشش بدکاره ها مد شده ، یا اینکه همه دور از جون شما آره ! که صد در صد مورد اول درسته.) این شد که مجبور شدن از اهرم زور استفاده کنن و لب و دهان هر بدپوششی را سرویس نمایند ! من صاحب نظر نیستم و نمی تونم دقیقا بگم که این کار درسته یا نه ، اما اگه نظر کلی منو بخواین میگم که آره ! کار درستی می کنن که گیر میدن ! همونطوری که قبلا هم گفتم ، ایراد گرفتن از نوع پوشش مشکل نداره ، ولی اگه مثلن توی یه پارک یا هر فضای باز دیگه یی ، دو تا جنس مختلف دارن با هم گپ می زنن ، گیر دادن مشکل داره. بابا بذارین جوونا اینجوری تخلیه بشن دیگه نرن چیز کنن! ( بحث شمال و ویلا یه چیز دیگه اس ! قاطی این مسائل نکنین !)

منو ببر !

اما یه مسئله دیگه ی حجاب ، نوع حجاب خارجی های حاضر در ایرانه. به عقیده ی نگارنده دلیل محکم و قانع کننده ای وجود نداره که خانومای خارجی رو ملزم به استفاده از روسری و اینا بکنیم. یکی از عوامل مهمی که گردشگر کم میاد تو کشور ما ، همین مسئله ی پوشش خانوماس. الان تو عکس زیر چهار نفر از دوستان منو می بینین که رفتن کوه . خب خوش باشن ولی در سمت راست اینان ، دوتا خانم هلندی نامحجبه درحال صعود به ارتفاعات هستن ! می بینین چه دوستای با جنبه ای دارم ؟ عین خیالشونم نیست ! البته بعد از گرفتن عکس مشخص نیست که چه کار کردند ! کله ی بچه ها رو هم سیاه کردم چون دوست داشتم !

کله سیاها !

این دخترک هم نمی دونم کجاییه ، ولی از ارادتی که نسبت به سرباز هخامنشی داره ، میشه فهمید که ایرانیه! شما دوست داشتین یه سرباز هخامنشی بودین آیا ؟

یه بوسه ی فرانسوی چسبناک !

هر از چند گاهی میشنویم که میگن چند تا از بانوان ما در یکی از خیابونا بخاطر آزادی نداشتن و محدود بودن و اجباری بودن حجاب ، دست به تظاهرات زدن. جالب اینجاست که همیشه هم تعداد تظاهرات کنندگان انگشت شمار بوده و تعداد اینگونه حرکات نیز از سالی یه بار فراتر نمیره. میشه یه نتیجه ی کلی گرفت که اکثریت قریب به اتفاق مردم ما با مسئله ی حجاب مشکلی ندارن. البته تصویر زیر کمی مبهمه و به نظر میاد که دارن واسه یه چیز دیگه راهپیمایی می کنن ! (آقا سوا نکن ! درهمه ! این همه دارم برای کی سخنرانی می کنم؟ ) ولی نمیذارم دخترای مردمو دید بزنین ! عکسو کوچیکش کردم !

مرگ بر بدحجاب !

به هر ترتیب همونطوری که پیغمبر گفته ، حجاب مصونیته نه محدودیت و اگر کمی مغز و درک خودمون رو به کار بندازیم متوجه نیکویی حجاب میشیم. خطاب به خواهران گرامی میگم که آقا ! شما این مردا رو نمیشناسین ! من میشناسم ! حجابتونو جان من رعایت نمایین و تقوا پیشه کنین. باور کنین جای دوری نمیره. حالا اگه به نصایح من گوش فرا دادین ، من برم دیگه. تا دیدار دوباره خدا یاورتون و یاورم و یاورش !(یاور کی؟)

پی نوشت ۱: توی پروفایل کلوب یکی از دخترای دانشگاه ، تو قسمت فیلمای مورد علاقه نوشته بود : american pie و she’s the man و از این جور فیلما . حالا هی به من گیر بدین که اینا چیه درباره بوس فرانسوی و تنظیم خانواده و اینا نوشتی.

پی نوشت ۲: یه سخن قشنگ دیگه به چشمم خورد که واقعا وصف حال منه :

چه زشت است برای مؤمن ، دلبستگی به چیزی که او را خوار می کند. (امام حسن عسگری (ع))

امیدوارم خوار نشم و نشید.

آپدیت نوشت : بعضی از خانما دوست دارن آستینشون رو تا حدودای آرنجشون بزنن بالا. خب حالا تا این حد ایرادی نداره !

جمعه, ۱۶ اسفند ۱۳۸۷

عکس و مکث ۳

نوشته شده توسط حامد 1,685 نمایش

سلامم باد بر آنکه باید باد! خواب و خیال و شب و روز ، حضور تو تو فکرمه ، من به تو محتاج و فقیر ، به بوسه ی تو تشنمه !(ای بی تربیت! کم کم بیا در مورد سیگارم شعر بگو دیگه! تازگی زیاد بوس موس می کنیا !)

من وعده داده بودم که در لابلای پستای سایت ، عکسای زیبارویان عالم رو در معرض انظار شما قرار بدم و چشمان شما را بسی گرد و خرسند نمایم . اما اگر همگان مونث بودی ، موردی نبودی ! ولی این پسرا خیلی هیزن ، ترسیدم عکسای برهنه ی زیبارویان رو ببینن و دامن از کف در بدهند! پس همون سبق عکس و مکث رو ادامه میدیم تا ببینیم در آینده چه پیش آید. (هرچه پیش آید خوش آید!)

 پرسپولیس قهرمان !

من برخلاف حاج رضایی ، نمیگم استقلالیم یا پرسپولیسی. ولی این عکس خیلی تمیز درست شده و کلا ایده ی بسیار جالبی داشته طرف. به چهره ی کریم دقت کنین ! با چه ذوقی آفتابه رو گرفته بالا ! یه چند روز دیگه ام بازیه دربیه و امیدوارم دیگه مصلحتی مساوی نکنن و اون تیمی که واقعا حقشه و قبلا هم حقش بوده به پیروزی دست پیدا کنه. می دونین که کدوم تیم حقشه ببره؟ اونی که بهتر بازی می کنه و شایدم صدر جدول باشه! (برای عکس از ممد هم تشکر می کنم نیز!)

برای دیدن بقیه ی عکس ها ، حتمن به ادامه مطلب رجوع کنین!

ادامه مطلب …

چهارشنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۸۷

عکس و مکث ۲

نوشته شده توسط حامد 1,070 نمایش

سلام محبوبانم! سرخی چشمام از اشک نیست ، از خاکم نیست ، حتی می تونم بگم که از افتادن مژه توی چشمم هم نیست. بس که زل زدم به دیوار تا ببینمت ، پلکم گیر کرد و چشمم خشک شد و در نهایت رنگ سفیدش به قرمزی گرایید. ( چرا چرت میگم؟)

من یه آدم گرمایی هستم و پاییز و زمستونو دوست دارم. دوست دارم توی هوای سرد درحالیکه داره برف میاد یا داره نم بارون می زنه ، تو یه خیابون خلوت که اطرافش درختای بی شاخ و برگ و پای اون درختا یه جوب آب وجود داره قدم بزنم. هنوز به تنها بودن یا نبودنش فکر نکردم ولی تنها قدم زدن رو زیاد تجربه کردم. ضمنا این نوشته ی من ممکنه شبیه به یه مطلب تو یه وبلاگ دیگه باشه و خب به هرحال منم باید از یه جا الگو بگیرم دیگه!

روز دانشجو و روز خودم بر خودم مبارک!

من هرچی فکر می کنم می بینم هیچ مطلبی ندارم که بنویسم. بنابراین مجبور میشم آهنگ بذارم واسه دانلود یا اکانت اینترنت خیرات کنم . ولی برای تنوع هم که شده میخوام تو این پست یه چند تا عکس باحال بذارم. یه تعداد زیادی تصویر جالب دیگه هم داشتم که بخاطر سهل انگاری خودم از روی هاردم پاک شد.

چون حجم تصاویر بالاست برای دیدن باقی عکس ها حتما به ادامه مطلب مراجعه کنید!

چه اشکالی داره؟ یه بار که حدودای ساعت ۷ صبح داشتم می رفتم به محل تحصیلم ، دیدم یه دختر سیزده چهارده ساله داره دوچرخه سواری می کنه. چون نمی تونه تو ساعتای شلوغ بیاد بیرون مجبور شده اون ساعت از خواب بیدار بشه و سوار دوچرخه بشه. شایدم نه یه مسئله ی دیگه ای بوده به من و شما چه اصلا ! من نمی دونم رانندگی دوچرخه و موتور چه مشکل شرعی برای خانما ایجاد می کنه که سوار شدن بر ترکش نمی کنه؟ فهمیدین چی میگم؟ قیافه رو! منظورم اینه که بانوان ترک موتور سوار میشن خب حالا بیان راکب موتورم بشن. هان؟

برای دیدن سایر عکس و مکث ها رجوع بشه به ادامه مطلب.

ادامه مطلب …

شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۸۷

عکس و مکث ۱

نوشته شده توسط حامد 221 نمایش

برای بار نمی دونم چندم سلام! من به شخصه این نتیجه برام حاصل شده که عزیزان وبگرد ما ، اکثرا فراخ تشریف دارن و زورشون میاد سه خط نوشته رو بخونن و اگه ببینن هیچ تصویر جالبی تو صفحه نیست، زارت پنجره رو می بیندن! معلول این علت ، این میشه که من مجبور میشم لود صفحه رو کند کنم و عکسای جذاب بذارم. اما مدتی قبل تو مجله ی هفتگی گل آقا یه بخش کوچیکی بود به اسم عکس و مکث که یه تصویری میذاشت و دربارش یه سری توضیحات ردیف می کرد. منم یه بخش از سایت رو اختصاص میدم به این عکس ها و پشتشم شعر پیشوندی* بلغور می کنم!

کروبی و خواب و خاتمی

خب دیگه شما چه انتظاری از یه پیرمرد هفتادساله دارین؟ اینکه بخوابه خوبه یا اینکه مثل عکس پایین این ریختی بشه؟ قضاوت با شماس.

پیرمرد دست از معرکه گیری برنمی داره. بابا میخوای تو این سن رئیس جمهور بشی، بشو دیگه با پیلین چیکار داری؟ هنوزم آره؟ من می دونم پس فردا که مک کین رئیس جمهور شد، مثل بوش که رایس رو هم خونش کرده ، شبا پیش پیلین می خوابه! باور کن!

برای دیدن سایر عکس و مکث ها به ادامه مطلب رجوع کنید!

ادامه مطلب …

جمعه, ۲۶ مهر ۱۳۸۷