تأهلم آرزوست !

نوشته شده توسط حامد 103 نمایش

سلام مجرد ! دیشبو کم خوابیدم ، چونکه خوابم نمی برد ، مغزمو یک فکر داغ ، مثل اسیدا می خورد ، صبح پریدم از چرتم ، خیره شدم به دیوار ، از سستی و تنبلی ، از مفت خوری ها بیزار ، اما میخوام بخوابم ، شاید تو رو ببینم ، تو بیداری نشد که ، کنار تو بشینم !!

انصافا اگه کسی میخواد سجع نوشتا رو جدی بگیره از طرف من یه دونه بزنه تو گوش خودش ! اما خدمتتون عرض کنم که همونطور که اطلاع دارین این روزای عید بساط عروسی و رو تختی و زیر تختی به راهه و ملت زرت و زرت عروسی می کنن میرن دم خونه ی بختشون. خب ازدواج یکی از عوامل مهم موفقیت آدمه و شما هیچ کسو نمی تونین پیدا کنین که بدون مزدوج شدن به موفقیت رسیده باشه. اگه نظرتون غیر از اینه مثال نقض بیارین. خب نمی تونین.

آخ جون عروس !

چند هفته قبل یه پلاکاردی تو دانشگاه ما زده بودن مبنی بر اینکه هرکس تو یه سال گذشته ازدواج کرده بیاد ما واسه اش یه جشن بگیریم حال کنه. خواستم از این پلاکاردا عکس بگیرم اما همونطوری که گفتم بقیه به چشم یک گوسفند به من نگاه می کنن اگه این کارو بکنم. به هرشکل . اصولا اوایل شروع دانشگاه ، پسرا می گردن واسه خودشون کیس پیدا می کنن. استثنا هم نداره و اگه از هر پسر دانشجویی بپرسین از کی خوشش میاد بهتون میگه. که البته یه امر طبیعی و معقولیه و اگه اینطور نباشه میتونیم به طرف بگیم گی و باید ازش دوری جست. دانشگاه ما هم به همین منوال بود و حتی بعضی از دوستان هنوز یه ماه نگذشته با هم قرار گذاشتن که برن با چند نفر طرح دوستی بریزن و هرکی موفق شد خب شده دیگه. یا بعضی از دوستان به بعضی دیگه می گفتن برو به فلانی شماره ی منو بده. حالا نمیخوام راجع به این چیزا صحبت کنم چون یه پست خوابوندم تو آب نمک تا بعد از دهه ی اول محرم منتشرش کنم. البته باید از دوستان اجازه بگیرم ولی ممکنه اجازه هم نگیرم!

میگن که مسئولین سعی دارن هزینه های ازدواج جوونا رو کم کنن. واسه همین میان شصت هزار نفر از دانشجوها رو جمع می کنن تو یه سالن و یه عاقد میره پشت بلندگو (بلکمم میکروفون) و صـ یغه ی عقدو جاری می کنه و آخرش سی هزار نفر با هم فریاد برمی آورند : بــــــــــــــــــــــــــله . خب آخه این چه وضعشه. پس فردا دختره میره خونه شوهر ، جاریش میاد ازش درباره عروسیش سوال می کنه. بعد دختره میگه خرج عروسی ما کلهم اجمعین شد پنجاه هزار تومن. توی سوله ی ورزشی دانشگاه هم عروسی گرفتیم. جات خالی چقدرم خوش گذشت ، چقدر سر اینکه کی عروسش خوشگلتره دعوا شد. چقدر عروسارو با هم معاوضه کردن. خلاصه جات خالی مهریه امم به نیت پنج تن پنج تا سکه ی ربع بهار آزادیه. نکنید این کارا رو. با آبروی مردم بازی نکنین. تو سوله واسه صد هزار نفر عروسی نگیرین یه دفعه. کو گوش شنوا ؟

ازدواج کیلویی دانشجویی !

بعضی از پسرا هستن که تا یه مقدار سنشون میره بالا و موهای پشت گوششون سفید میشه یادشون میوفته که باید زن بگیرن. میگن ننه برام یه زن خوب و خونواده دار پیدا کن برم بگیرمش. بعد یکیو پیدا می کنن و میرن می بینن و همونجا عاقد میادو تمومش می کنن. بعد به پسره میگیم تو که ندیده و نشناخته ازدواج کردی ، فکر نمی کنی بعدا تو زندگی به مشکل بخوری ؟ میگه نه بابا این چیزا مهم نیست. همه چی با کتک حل میشه. بعد میگیم آخه لامصب این دختره قیافه هم نداره که. میگه خوشگلی میخوای چیکار ؟ بابا ، پس واسه چی رفتی زن گرفتی مرتیکه ؟ مگه دستشویی و حموم چه عیبی داشت ؟

حدود یه هفته پیش یه خبری دیدم با این مضمون که تو دانشگاه خواجه نصیر دخترا و پسرا میرن ثبت نام می کنن و بعد اون شخصی که مسئوله این کاره ، طبق شرایطی از بین اینا انتخاب می کنه و به همدیگه معرفی میشن و دو جلسه با هم صحبت می کنن که اگه به توافق رسیدن و من الله توفیق بشن. کار جالبیه اما مشخصه که بیشتر افراد مذهبی ثبت نام می کنن و مسلمه اونی که بی بندو باره چهار پنج نفر همیشه زیر سر و دست و پا داره. اما به نکات جالبی تو این خبر اشاره شده بود. مثلا یکیش این بود که نمیذارن بیشتر از دو جلسه با هم صحبت کنن چون ممکنه عاشق هم بشن و بعدها مشکلات براشون ایجاد بشه. یا میگن که برای پسرا اول خوشگلی و سکـ سی بادی بودنه دختر مهمه. بعدش آورده که ما به پسرا میگیم که دنبال زیباترین نباشن چون زیباترین عوارض داره دردسر داره دزد داره. آخه عمه ات دزد داره. یارو خسته و کوفته از سرکار برمی گرده خونه قیافه زنشو می بینه عوق می زنه بالا میاره تو صورتش. خوبه اینجوری ؟

به به چه عروس نازی !

یا میگه که برای دخترا شغل و درآمد مهمه هرچند که تو سالای اخیر تیپ و قیافه هم براشون مهم شده. من می دونم دیگه. دخترا دنبال پسرایی هستن که وقتی صبح از خواب پا میشن یه ساعت موهاشونو اتو بکشن بعد با موچین زیر ابروهاشونو بردارن و یه ذره بیکین پودر بزنن به صورتشون تا جوشاشون دیده نشه. بعدش یه لباس چسبون بپوشه و سینه مینه رو بریزن بیرون طوری که فکر کنی دختره. شرتشم باید از پشت معلوم باشه حتما. چه تو تابستون چه تو چله ی زمستون تو سرما. به هرحال نمی دونم چرا این دوتا پاراگراف آخر اینقدر همدیگه رو نقض می کنن اما صحبت من این است که ای جوانان وطن ! ای آزادی ! این بیرق خونین را بر بام بلند تو خواهم افراشت !

مهندس بذرپاش

آخه این رفیقمون بذری جون نمی دونم چه فکری به مخیله اش راه داده که میگه بیست درصد سهمیه ی قبولیای کارشناسی ارشدو میدیم به متاهلا. اینکه جوونا تو سنین دانشجویی نمی تونن بنا به دلایلی ازدواج کنن کاملا روشنه و فقط این امر از دست کسایی برمیاد که باباشون شبا میره رو پشت بوما پول پارو می کنه. بعد این سوسولان میرن ارشد میخونن ما هم که نه بابامون سرمایه داره نه درسمون خوبه نه می تونیم زن بگیریم باید بشینیم تلاش کنیم تا کله امونو برسونیم به پاهامون. خب دیگه صحبتی نیست جز ملال شما و تا من میرم کله امو برسونم به پاهام ، شما هم یه سری به حموم بزنین ! بدرودش ! (کیو میگی تو آخه ؟)

فحش نوشت : گوگل بر مادرت لعنت !

سه شنبه, ۱۷ آذر ۱۳۸۸

سه پی دوم !

نوشته شده توسط حامد 177 نمایش

سلام به لپ و گونه ات ، ادکلن زنونه ات ، به اشک خیس و داغت ، کوچیکی دماغت ، به اون نگاه خیره ، مردمکای تیره ، به نطق بی بدیلت ، عشوه ی بی دلیلت ، به چشم زاغ معصوم* ، رفاقتای معلوم ، دستبند تنگ و بازت ، انگشترای نازت ، سلام به تو دلپذیر ، درود به من سربه زیر !!

یادم میاد تو یکی از مطالب سایت گفته بودم که این چه عدالتیه که بعضی آدما با بیشترین استعدادا و بالاترین هوش و بهترین امکانات برای زندگی و سلامتی و زیبایی ظاهر به دنیا میان و بعضی دیگه از تمامی این خصلتا و امکانات محرومن. خب هنوز پاسخ روشنی واسه این سوال پیدا نکردم اما اینم می دونم که هیچ آدمی بی مشکل و بی دغدغه نیست و همونطوری که اثبات کردم ، زندگی لذت بردن از مشکلات و شکست هاست. اما وقتی نجنگی ، شکستی هم درکار نیست و اگر هم با مشکلات کنار بیای دیگه هیچ چیزی نیست که بخوای ازش لذت ببری. هرچند اینا همش حرفه و حتا خودم هم به حرف خودم عمل نمی کنم.

تو یکی از پستا گفتم که عشق انسانی یعنی اینکه بهترین ها رو برای معشوقه ات بخوای حتا اگه ازش دور باشی و از دستش بدی و یا خودت تو رنج و مصیبت زندگی کنی. مثالش هم عشق مادر به بچه اش بود. به نظر نگارنده رسیدن به مراتب بالای عشقای توحیدی بسیار راحت تر از دستیابی یه عشق واقعیه زمینیه. ضمنا گفتم که عشق زمینی حتمن نباید یه آدم باشه و می تونه یه شغل یه هنر یا مادیات باشه.

تو مطالب قدیمی تر سایت به این نکته اشاره داشتم که یه حس تنفری نسبت به جنس مخالفم دارم. این تنفر علاوه بر اینکه ناشی از مشکلات خودمه ، تاحدی هم از ترسه. اما به هرحال هر آدمی تو این سن نیازمند محبت جنسیتیه ( و نه جنـسـ ی) و این محبت لازم نیست از تبادل عشق و احساس صمیمیت بدست بیاد. میشه از راه گفتگوی عادی و کاری و سالم هم این نیاز رو برطرف کرد. این نیاز برای منی که تقریبن آدم احساساتی و حساسی هستم بیشتر نمود پیدا می کنه اما همون مشکلاتی که بالاتر گفتم منو از پاسخ دادن به این نیاز باز می داره و مانع جریان گرفتنه احساساتم میشه. در نتیجه این راکد بودن ، باعث منفی نگری و بدبینی میشه و اجازه ی عادی زندگی کردن و لذت بردن از اطراف و طبیعت رو نمیده.

نظم رو دوست دارم چون باعث زیبایی میشه. زیبایی رو هم دوست دارم چون نظم داره ! بالاترین درجه ی زیباییه بصری رو آدما دارن و بالطبع انثی نقطه ی عطف زیبایی اند. تلفیق زیبایی ظاهری و لطافت درونی ، موجود جذابی رو پدید میاره که استوارترین و خشن ترین مردا رو هم به کرنش در برابر این سجایا وامیداره. جالب اینجاست که به ندرت پیش میاد این طبع لطیف لکه دار بشه و هر زن یک عمر دنیا رو غرق زیبایی و لطافت می کنه.

وضعیت روح و روانم به شدت نوسانی شده. همونطوری که نوسانات برق وسایل و تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی رو داغون می کنه ، نمودار سینوسیه احوالم گند زده به زندگی و بهترین لحظات و روزای عمرم رو دارم تلف می کنم. کسی هم نیست یه ذره باهاش درددل کنم و یه مقدار فرکانس موج رو بیارم پایین تر. مجبور میشم بیام اینجا و یه ذره آه و ناله و فغان تحویل شما بدم. بگذریم که این پست هم گذشت ! تا پستای شاد بعدی خداحافظ.

* : آرایه ی مجاز داره !

پی نوشت : الان نمودارم رو منفی یک وایستاده ! منتظرم بیاد بالا !

سه شنبه, ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸

حجابو کنار بزن؟ یا نزن؟

نوشته شده توسط حامد 426 نمایش

سلام رفیق خوبم ! خوبی چطوری ؟ چیکارا می کنی ؟ نزدیک عیده ، به ما عیدی نمیدی ؟ نه اصلا عیدی نمیخواد ، همین وجود خالیت بسه. فقط با من حرف بزن !

خب فرزندانم ، بعد از پست های نسبتا جالبه – داف کیست ؟! - تنظیم خانواده و جمعیت !جنس برتر ؟ولنتاینو بخورم ! و من بوس میخوام ! می رسیم سر یه پست جالب دیگه درباره ی مسائل جنس ی ! موضوع مورد بحث ما حجابه. چی ؟ از بی حجابی خوشتون میاد ؟ از بدحجابی هم خوشتون میاد ؟ به من چه !

من تا حدودی دوران قبل از ریاست جمهوری خاتمی رو یادم میاد. باور بفرمایین وضع پوشش اینجوری نبود. البته شایدم اون موقع رسانه های ارتباط جمعی محدود بودن اما به هرحال پوشش کامل تر بود. وقتی می دیدیم یه پسری موهاش بلنده ، با دست به همدیگه نشونش میدادیم و کلی حال می کردیم و بهش می خندیدیم. الان اونا به ما می خندن! اگه موها و لباست طبق مد روز نباشه ، کسی تحویلت نمیگیره و مایه ی شرمساری اطرافیانت میشی. مثلن وقتی میخوان با یه دختری صحبت کنن ، میگن تو نیا ، تریپت ضایع اس. بگذریم که خیلی از بحث منحرف شدیم. اصلا بحث ما درباره ی حجاب خانوماس.

دوران خاتمی یه مقدار مردم روشون زیاد شد. ولی تو دوره ی احمدی نژاد مسولین گفتن که ای بابل ! این چه وضعه مملکته ؟ نمیشه فرق فاحشه رو از آدم عادی تشخیص داد ! ( گلاب به روتون اینجا دو حالت وجود داره ! یا اینکه پوشش بدکاره ها مد شده ، یا اینکه همه دور از جون شما آره ! که صد در صد مورد اول درسته.) این شد که مجبور شدن از اهرم زور استفاده کنن و لب و دهان هر بدپوششی را سرویس نمایند ! من صاحب نظر نیستم و نمی تونم دقیقا بگم که این کار درسته یا نه ، اما اگه نظر کلی منو بخواین میگم که آره ! کار درستی می کنن که گیر میدن ! همونطوری که قبلا هم گفتم ، ایراد گرفتن از نوع پوشش مشکل نداره ، ولی اگه مثلن توی یه پارک یا هر فضای باز دیگه یی ، دو تا جنس مختلف دارن با هم گپ می زنن ، گیر دادن مشکل داره. بابا بذارین جوونا اینجوری تخلیه بشن دیگه نرن چیز کنن! ( بحث شمال و ویلا یه چیز دیگه اس ! قاطی این مسائل نکنین !)

منو ببر !

اما یه مسئله دیگه ی حجاب ، نوع حجاب خارجی های حاضر در ایرانه. به عقیده ی نگارنده دلیل محکم و قانع کننده ای وجود نداره که خانومای خارجی رو ملزم به استفاده از روسری و اینا بکنیم. یکی از عوامل مهمی که گردشگر کم میاد تو کشور ما ، همین مسئله ی پوشش خانوماس. الان تو عکس زیر چهار نفر از دوستان منو می بینین که رفتن کوه . خب خوش باشن ولی در سمت راست اینان ، دوتا خانم هلندی نامحجبه درحال صعود به ارتفاعات هستن ! می بینین چه دوستای با جنبه ای دارم ؟ عین خیالشونم نیست ! البته بعد از گرفتن عکس مشخص نیست که چه کار کردند ! کله ی بچه ها رو هم سیاه کردم چون دوست داشتم !

کله سیاها !

این دخترک هم نمی دونم کجاییه ، ولی از ارادتی که نسبت به سرباز هخامنشی داره ، میشه فهمید که ایرانیه! شما دوست داشتین یه سرباز هخامنشی بودین آیا ؟

یه بوسه ی فرانسوی چسبناک !

هر از چند گاهی میشنویم که میگن چند تا از بانوان ما در یکی از خیابونا بخاطر آزادی نداشتن و محدود بودن و اجباری بودن حجاب ، دست به تظاهرات زدن. جالب اینجاست که همیشه هم تعداد تظاهرات کنندگان انگشت شمار بوده و تعداد اینگونه حرکات نیز از سالی یه بار فراتر نمیره. میشه یه نتیجه ی کلی گرفت که اکثریت قریب به اتفاق مردم ما با مسئله ی حجاب مشکلی ندارن. البته تصویر زیر کمی مبهمه و به نظر میاد که دارن واسه یه چیز دیگه راهپیمایی می کنن ! (آقا سوا نکن ! درهمه ! این همه دارم برای کی سخنرانی می کنم؟ ) ولی نمیذارم دخترای مردمو دید بزنین ! عکسو کوچیکش کردم !

مرگ بر بدحجاب !

به هر ترتیب همونطوری که پیغمبر گفته ، حجاب مصونیته نه محدودیت و اگر کمی مغز و درک خودمون رو به کار بندازیم متوجه نیکویی حجاب میشیم. خطاب به خواهران گرامی میگم که آقا ! شما این مردا رو نمیشناسین ! من میشناسم ! حجابتونو جان من رعایت نمایین و تقوا پیشه کنین. باور کنین جای دوری نمیره. حالا اگه به نصایح من گوش فرا دادین ، من برم دیگه. تا دیدار دوباره خدا یاورتون و یاورم و یاورش !(یاور کی؟)

پی نوشت ۱: توی پروفایل کلوب یکی از دخترای دانشگاه ، تو قسمت فیلمای مورد علاقه نوشته بود : american pie و she’s the man و از این جور فیلما . حالا هی به من گیر بدین که اینا چیه درباره بوس فرانسوی و تنظیم خانواده و اینا نوشتی.

پی نوشت ۲: یه سخن قشنگ دیگه به چشمم خورد که واقعا وصف حال منه :

چه زشت است برای مؤمن ، دلبستگی به چیزی که او را خوار می کند. (امام حسن عسگری (ع))

امیدوارم خوار نشم و نشید.

آپدیت نوشت : بعضی از خانما دوست دارن آستینشون رو تا حدودای آرنجشون بزنن بالا. خب حالا تا این حد ایرادی نداره !

جمعه, ۱۶ اسفند ۱۳۸۷

۵۰ و چند مورد برتری آقایون از دید خانما

نوشته شده توسط حامد 323 نمایش

ای بابا سلام! من همونم که دیروز بود! خب خواستم مطالب جالبی بنگارم(یعنی بنویسیم نه اینکه بدمش به نگارم!) اما زد و صبح پاشدیم دیدیم سرما ما رو خورده!(استفاده از ضمیر اول شخص جمع، فقط برای احترام بود!) این شد که یه مطلب از پیش آماده شده رو از نت ، دودر کردم و حالا میخوام بذارمش اینجا. به حول و قوه ی پروردگار ، بعدا بهش می افزایم تا یه هنری هم از خودم خرج کرده باشم.

۵۰ و چند مورد برتری آقایون از زبان خانما:

۱- اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست
۲- در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید
۳- میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه
۴- از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید
۵- مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است
۶- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه
۷- در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید
۸- هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!
۹- لازم نیست از ۱۸ سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما میاد
۱۰- فقط شما میتونید برید استادیوم
۱۱- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید
۱۲- لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید
۱۳- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید
۱۴- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید
۱۵- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید
۱۶- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره
۱۷- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید
۱۸- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنید
۱۹- میتونید با خط ریشتون بیش از ۱۲۰۰۰ اثر هنری خلق کنید
۲۰- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید
۲۱- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟
۲۲- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا…
۲۳- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید
۲۴- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید
۲۵- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید

واسه دیدن بقیه موارد، لینک ادامه مطلب رو مورد عنایت قرار بدین!

ادامه مطلب …

شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۸۷