من و جام های جهانی فوتبال

نوشته شده توسط حامد 58 نمایش

سلام به خودم ! آخر هر شکستی ، تلخی و رنج و درده ، یه زخم موندگاری ، رو تن و روح مَرده ، باختن تو این زمونه ، از مردنم بدتره ، هرکی میخواد ببازه ، بازیچه شه بهتره ، هرکی که باخت تمومه ، ناک اوت میشه می میره ، ننگ شکستشم هم ، پاک نمیشه نمیره ،  تو بازیای دنیا ، خدا فقط قاضیه ، یه داور بی طرف ، این رسم هر بازیه ، من نمی خوام ببازم ، زورم نمی رسه خب ، از قدرت رقیبم ، تو بُهتم و تعجب ، شکست و باز شکستی ، ثبت شده توی عمرم ، من که یه عمری مدام ، تو سجده سر به مُهرم ، تو لحظه ی شکستم ، دلم خدا رو می خواست ، زندگی تلخه اما ، ….. بقیه اش رو هم نمی دونم دیگه!

هییییییییییی ! چی بگم که اجاق ذوقم کور شده ! هیچ وقت فکر نمی کردم بین دوتا نوشته ام یه ماه فاصله بیوفته . به هرحال پیش اومده و الانم با اینکه هیچ حس و حال درست حسابی ندارم ولی سعی می کنم بنویسم.

خب تب جام جهانی کل دنیا رو فراگرفته و غیر از خانومای ایرانی همه ی مردم پیگیر مسابقات هستن . واقعا برای من جالبه . ما مردای ایرانی بخاطر اینکه خانومای خارجی تو استادیومان باید دویست بار صحنه ی گل رو ببینیم و اونوقت خانومای کشورمون در حد یک آمیب هم از فوتبال سر در نمیارن . خب مثل اینکه یه ذره رگ فمینیستیم زد بیرون ، اگه اجازه بدین حرفمو اصلاح کنم . میگن که مردم روسیه فکر می کنن تیم فوتبالشون قهرمان جام جهانی میشه درحالیکه تیمشون اصلا جام جهانی نیومده پس در نتیجه فقط خانومای ایرانی نیستن که در حد آمیبن و خانومای روسی هم هستن . کلا به عقیده ی بنده هرکس اهل فوتبال نباشه و فرق اروگوئه و پاراگوئه رو ندونه یا باید زن باشه یا جلبک .

خب گوگولیای من ! میخوام براتون از خاطرات جام جهانیم تعریف کنم . لابد الان فکر می کنین من مثل مسعود اوزیل بازیکن ترک تبار تیم ملی آلمان تو جام جهانی ۱۹۷۴ بودم ولی خدمتتون عارضم که چرت مغزتونو بریزین دور . باباتونو مسخره کنین . خب اولین جام جهانی که یادم میاد ۹۸ فرانسه اس. اون موقع من نه ساله بودم و هنوز معلوم نبود زنم یا مرد . به همین خاطر تا قبل از این جام جهانی دوزار از فوتبال سر در نمی آوردم و حتی فکر می کردم تیما پرتابای اوت رو یکی در میون میندازن . خلاصه تب جام جهانی کل ملتو گرفته بود و از اونجایی که تیم ما هم با اون وضعیت اسفناک و دراماتیک و جواد خیابانی وار صعود کرده بود دیگه خیلی زشت و دور از عرق وطن پرستی بود اگه بازیای تیم ملی رو نمی دیدی . رو همین حساب بنده به همراه مادربزرگم رهسپار مسافرتی دور و دراز شدم و بازی اول تیم ملی با یوگسلاوی رو از دست دادم .

از مسافرت که برگشتم دیدم بابام لطف کرده و ویژه نامه ی جام جهانی همشهری رو خریده . اون موقع که مثل الان اینترنت و چت و لیسیدن و این حرفا نبود و تنها راه دسترسی به اطلاعات همین روزنامه ها بودن . اون زمان هم فقط یه همشهری بود و یه کیهان و یه اطلاعات و حاج محمود دعایی ! باور کنین من جمله جمله ی این ویژه نامه رو خورده بودم . اسامی تمام بازیکنا رو حفظ کرده بودم و به حدی علاقه مند به این مطالب شده بودم که هنوزم که هنوزه اسامی بازیکنا و مربیا یادم مونده . من برای اولین بار تو عمرم عاشق شده بودم و عاشق چندتا ورق کاغذ . هرجا می رفتم روزنامه رو هم می گرفتم دستم با خودم می بردم غیر از مستراح که خطرناک بود و امکان داشت بیوفته تو چاله . یه جدول خیلی مسخره هم داشت که به شکل پیچیده ای تمام مسابقاتو توش جا داده بود . منم بعد از هر بازی میشستم با اون دستای کوچولوم – که الهی فداشون بشم – دونه دونه نتایجو وارد می کردم . اون موقع از کرواسی خیلی خوشم میومد . از آرژانتین هم بخاطر اورتگا و کلودیو لوپز . هلندو بخاطر وان در سار و ایتالیا هم بخاطر آلبرتینی که هیچ وقت سعادت اینو نداشتم که روی ماهشو ببینم .

اواخر مسابقات بود که یکی از خاله هام از شهرشون اومدن خونمون . یه دختر هم داشتن . خب می دونم که الان شما فکر بد کردین و کلا نمی دونم چرا وقتی لفظ دخترخاله به میون میاد همه فکر بد می کنن ولی خب اشکالی نداره . این دخترخاله ی ما دو یا فوقش سه ساله بود و هیچ علاقه ای هم به پوشک و مای بیبی و این قرتی بازیا نداشت . هرجا که از دستش برمیومد خودشو خلاص می کرد . یکی از روزای خدا بعد از اینکه از خواب بیدار شدم و دست و صورتمو شستم ، رفتم پیش ویژه نامه ی جام جهانیم و حسابی در آغوشش گرفتم و بوسش کردم . (امان از این عشقای یه طرفه) درحال تورق بودم که دیدم اوهوکی . پس نروژ و کره جنوبی و اسکاتلند کجان؟ کلی به هم ریختم . هی اینورو بگرد اونورو بگرد نیست که نیست . داغون شده بودم . دست از تلاش برنداشتم و بازم گشتم تا اینکه تو سطل آشغال پیداش کردم . کاغذای پاره و مچاله شده رو درآوردم به این امید که دوباره صافشون کنم و به هم بچسبونمشون ولی زهی خیال باطل . گویا خاله ام برای اینکه شیرین کاریای دخترشو جمع کنه چیزی غیر از ویژه نامه ی من پیدا نکرده و فوقع ما لاوقع . شد آنچه نباید می شد .

دیگه خوره ی فوتبال شده بودم. اون زمان سگا داشتم و باهاش انواع و اقسام فوتبالا رو بازی می کردم . تو خونه هم رو آورده بودم به فوتبال سالنی که الان بهش میگن فوتسال . همینطوری گذشت و گذشت تا رسیدیم به جام جهانی ۲۰۰۲ کره و ژاپن . من که دیگه حرفه ای شده بودم رفتم چندتا ویژه نامه ی جام جهانی خریدم و آماده شدم واسه خوردن فوتبال . اون زمان دوم راهنمایی بودم و جام جهانی افتاده بود وسط امتحانا . ما هم که غیر از فوتبال و دیدن بازیای آ.ث.میلان سرگرمی دیگه ای نداشتیم جوگیر شده بودیم . من رو یه برگه اسم همه ی دوستامو نوشتم و ازشون خواستم چهارتا تیم اول رو پیش بینی کنن . بعضیا می گفتن آرژانتین بعضیا انگلیس و بعضیام برزیل و ایتالیا . ولی یکی از بچه ها که از اهالی خطه ی گیلان هم بود و اون سال تازه اومده بودن تهران گفت که کره ی جنوبی قهرمان میشه . هرچی بهش می گفتیم بابا اسکول ، کره ی جنوبی تو همون مرحله ی اول حذف میشه می گفت نه کره خیلی پیشرفته اس . بنده خدا فکر می کرد هر کشوری که پیشرفته تر باشه پس فوتبالشم قوی تره . بالاخره بازیا شروع شد و چقدر هم مزخرف و دفاعی ، تازه با گزارشای بهرام شفیع . آخرش هم زد و کره چهارم شد و ما هم به عقل خودمون و پسر گیلانیه شک کردیم .

چهار سال دیگه هم گذشت و من همچنان به فوتبال علاقه داشتم . سال ۲۰۰۶ هم تیم ملی صعود کرده بود و دوباره همه رو تب جام جهانی گرفته بود . مردم ساده فکر می کردن ایران مثل کره تا نیمه نهایی میره و اونجا از برزیل می بازه و تو رده بندی هلندو می بره و سوم میشه . اون سال من باید برای کنکور آماده می شدم و بازیا افتاده بود وسط امتحان نهایی سال سوم دبیرستان . دیسک کمر جواد خیابانی هم مشکل پیدا کرده بود و مارو از گزارش های حماسیش مصون داشت. کاملا مشخص بود که بازیا نسبت به ۲۰۰۲ خیلی قشنگ تر شدن و دیگه تیمای دفاعی جایی تو رده های بالا نداشتن . کلا جام جهانی خوبی بود .

و اما ۲۰۱۰ . تو این چند سال تب فوتبالی من فروکش کرده و غیر از بعضی مسابقه های لیگ قهرمانان دیگه بازی فوتبالی رو کامل نگاه نمی کردم . اما جام جهانی فرق داره و با اینکه تیما خیلی دفاعی و بی ریخت بازی می کنن اما تعداد زیادی از بازیا رو کامل دیدم . این جام جهانی با همه ی بدیاش برای من نوستالژی شده و در ادامه بیشتر درباره اش توضیح میدم . ضمنا من خیلی دوست دارم آلمان قهرمان بشه ولی مثل اون اختاپوسه نتایج بازیا رو پیش بینی نمی کنم! فعلا خداحافظ .

سه شنبه, ۱۵ تیر ۱۳۸۹

روسونری

نوشته شده توسط حامد 17 نمایش

به خدا قسم اون فصلی رو می بینم که آ.ث میلان شیش تا جامو باهم برده . والله که می بینم .

شعار هوادارای میلان : اوه اوه اوه ، اوه اوه ، اوه اوه اوه اوه ، اوه ، اوه (با تشکر از احسان بخاطر تحقیقات گسترده اش در این زمینه)

توضیح عکس : تصویر سمت چپ مثلا آینده ی منه .

پی نوشت : من ترجیح میدم با هزار تومن برم فیلم بخرم ببینم تا اینکه با دو هزار تومن برم چیپس بخرم بخورم .

سه شنبه, ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹

عصبانی نیستم !

نوشته شده توسط حامد 67 نمایش

سلام فرزندانم ! زیبایی ازآن شما ، وفور نعمت مال تو ، هرچی که عمر ما کمه ، بقای عمر خال تو ، عشق و عطوفت همیشه ، به پای تو به کام توست ، کینه و دشمنی مدام ، ثانیه هامو شست و رُفت .

می دونین درگیری تو مسائل احساسی خیلی سخت تر و پیچیده تر از گرفتاری های روزمره و مادیه. مثلن نداشتن درآمد و خونه و ماشین و غذا واسه خوردن و کلن یه زندگی سخت در برابر مشکلات روحی بسیار کوچیکه. یه نمونه این مسائل هم فوت کسیه که خیلی دوسش داری. دیدین که این جور اتفاقات آدمو چند دهه پیر می کنه. بگذریم.

دیروز اجلاس مبارزه با نژاد پرستی بود تو سوئیس که احمدی نژادم یه تریپ سخنرانی رفت . من به هیچ کدوم از مسائلش کاری ندارم فقط میگم که اون احمقایی که اون وسط فیلم بازی می کردن و وسط سخنرانی پا شدن رفتن بیرون و مخصوصا زنا که من نمی دونم از زندگی و سیاست چی حالیشونه اون اطفارو درآوردن ( مثل اینکه از اون پشت به من اشاره کردن که مردا هیچی از زندگی و سیاست حالیشون نیست !) باعث شدن که محبوبیت احمدی نژاد تو ایران بیشتر بشه و به احتمال قوی ایشون چند سال دیگه هم رئیس جمهور خواهد بود. به هرحال عقلم خوب چیزیه ، می تونستن اصلا نیان تو سالن .

نمی دونم مردم عراق این همه اصرار دارن که نیروهای خارجی از کشورشون برن بیرون ، به این موضوع واقف نیستن که مثلن آمریکا چقدر برای این جنگ هزینه کرده و ملتفت نیستن که باید این مخارج یه جوری جبران بشه ؟ من که حضور خارجیا رو تو عراق منطقی می دونم و معتقدم غارت منابع و اموال عراق منصفانه اس. چونکه مردم عراق می دونستن که اگه آمریکا به کشورشون حمله کنه متحمل هزینه های زیادی میشه پس نباید میذاشتن که کشورشونو اشغال کنه و حالا که گذاشتن پس باید خرجایی که آمریکا کرده رو پس بدن.

اگه ما جوونای باهوش و پرتلاشی داریم که میان به فناوری هسته ای دست پیدا می کنن و موشک و ماهواره می فرستن هوا ، پس کره شمالی هم از این جوونا داره . کره ای که نه نفت داره نه گاز و نه مس و خیلی چیزای دیگه. خب این سوال ذهن انسان های کودن و بدبین و ضد میهنه که فکر می کنن اگه کشورشون پیشرفت کنه فقط به اسم جمهوری اسلامی ثبت میشه . پیشرفتای کره شمالی بخاطر دانشمندای روسه و فقط هم تو زمینه های نظامی . الان چرا کره تو بخش سلولای بنیادی پیشرفت نداشته ؟ چرا تو فناوری نانو هیچ پخی نیست ؟ یه مقدار منطقی فکر کنین.

بعد از کنار رفتن خاتمی من پیش بینی می کردم که احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور بشه ولی الان مطمئنم که میشه مگه اینکه انتخابات به دور دوم بره و بعد مردم برای اینکه احمدی نژاد رای نیاره به رقیبش رای بدن. که به نظر من بعیده و اطمینان داشته باشین که همیشه پیش بینیای من درست از آب درمیاد !

بعضیا به لحاظ ضریب هوشی در درجه ی کانا قرار دارن و فقط ظاهر هر چیزی رو می بینن. برای مثال خودمو میگم. من شاید تو محیط دانشگاه آدم کم حرف و تنگی باشم ولی اینکه یکی از انثا که اصلن هم واسم مهم نیست بگه این پسره لاله ، جای تعجب و سوال داره . می شد از الفاظ بهتری استفاده کرد مثلن خجالتی ، قد یا همون تنگ خودمون . اما به کار بردن این لفظ جز نشانه ی کوته بینی و ظاهربینی نیست. می دونین ، من کلن دارم از کمرویی ضربه می خورم و علاوه بر هرز رفتن و درگیر مسائل احساسی شدن ، باید این ذهنیت دیگران رو هم نسبت به خودم تحمل کنم. البته بگذریم از اینکه من آدم حساسی هم هستم.

بعد از اینکه مایلی کهن اون بیانیه ی تابلو رو منتشر کرد ، احتمال این هستش که سرمربی تیم ملی رو تغییر بدن. اگه این اتفاق بیوفته من فکر می کنم یاوری سرمربی بشه و با اینکه آدم خوبیه ولی با ایشون به جام جهانی نمیریم همونطوری که با مایلی کهن نمی رفتیم یا نخواهیم رفت. مایلی کهن هم مثل دایی و من شخصیت ویژه و کاریزماتیکی داره منتها ببخشید یه مقداری اسکوله ! و صد البته محبوب هم نیست. افتخاراتشم اینه که تیم ملی رو جام جهانی نبرد ، تیم امیدو نتونست ببره المپیک ، فولاد و پیکانم فرستاد یه دسته پایین تر و الانم فکر نمی کنم با سایپا که این همه بازیکن تاپ داره نتایج خوبی گرفته باشه. ولی خلاصه اینکه با لو دادناش و صریح حرف زدناش حال می کنم. فکر نمی کنم مثل زرینچه از این بحث تبانی کوتاه بیاد و من مطمئنم که تبانی درکار بوده ولی برای حفظ حیثیت فوتبال و مملکت به زرینچه و نوازی گفتن که شما حرفتونو پس بگیرین ، ما هم یه کوچولو جریمه اتون می کنیم و خلاص. اصلا تا وقتی که همه ی تیمای ما دولتی اند ، تبانی یه امر رایجیه.

خب دیگه زیاد حرف زدم یعنی تایپ کردم ، اگه کاری باری ندارین با من برم دیگه. خداحافظ.

پی نوشت : گویا مایلی کهن امروز استعفا داده. خب به سلامتی.

سه شنبه, ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

نکته نکته و باز هم !

نوشته شده توسط حامد 73 نمایش

سلام عزیزانکم ! خب یه ده روزی اینجا رو آپدیت نکردم چون انگیزه نداشتم و به هرحال توی تعطیلات بازدید کننده ها کمتر میشن و کلا آپدیت کردن سایت توی تعطیلات با اهداف متعالی من فاصله داره. بگذریم. می دونین ، مایلم  سایت از این حالت فان خارج بشه و یه ذره هم به تخصص رو بیارم ولی از ته قلب این کارو دوست ندارم. اما این پست. تو این پست از تمام چیزایی که ذهنمو مشغول کرده می نویسم و چون خیلی به هم ارتباط ندارن ممکنه شما گیج بشین. به هرشکل سعی می کنم که به یه نحوی به هم ربطشون بدم !

**************************************

تو برنامه ی نود هفته ی پیش ، بعد از اینکه فردوسی پور گفت سه میلیون نفر به برنامه پیامک زدن ، چراغپور در گوش حاج رضایی گفت : « اینا خالی می بندن ، نیگا کن ۷۳۰ هزارتاش باطله بوده !» حالا شاید بپرسین که من چطوری شنیدم ؟ خب میکروفونشون روشن بود و بالطبع همه شنیدن !

*************************************

تو همون برنامه نود وقتی آیتم دعوای بازیکنا با اون یارو خبرنگاره پخش شد ، یه جا رو یه لفظ رکیکی یادشون رفت بوق بزنن و چون من با کامپیوتر و هدفون داشتم می دیدم بوضوح شنیدم ! خواستم به نوعی به کلمه اشاره کنم که دیگه دیدم خیلی بده و خب منم که خیلی خوبم و متواضع و مأخوذ به حیا و حتی یه گناه هم در زندگانی مرتکب نشدم !

*************************************

این دوربین مخفی که تلویزیون نشون می داد بیشتر تو مناطق شمالی تهران ضبط شده بود. خب مردم اونجا یه مقداری آرامششون بیشتره و میشه باهاشون از این شوخیا کرد ولی اگه میومدن پایین تر و مثلن خیابون انقلاب و کریمخان و کریمخان زند و خیابون کریمخان ، قطعا سیل فحشی بود که نثارشون می شد به هر حال مردم اونجا عصبی ان و اگه میومدن پایین تر ، حتمن بازیگرشون سیر کتک می خورد. مردم اونجا اصلن با این نوع شوخیا حال نمی کنن !

*************************************

معمولا هفته ای یکبار و به مدت چند ثانیه از پسر بودن خودم پشیمون میشم ! در باقی لحظه ها خدا رو شکر می کنم که دختر نشدم !

*************************************

بدترین حالت ممکن تو زندگی اینه که تو برزخ باشی. برزخ مثل شکنجه گاه می مونه . من به شخصه جهنم رو به برزخ ترجیح میدم ! پس پیش بسوی جهنم !

*************************************

نکته ی اخلاقی فیلم American Beauty : اگه از کسی خوشت اومد و اون جواب رد داد ، بکشش !

*************************************

طی سال ها تحقیق و آزمایش به این نتیجه رسیدم که رشد موهای سر و بدن با هورمون تستسترون به شدت در ارتباطه . هرکس بدنش پرموتره این هورمون هم تو خونش بیشتره. واسه همینه که پسرای غربی اینقدر کم مو و خوشگلن ! چون تستسرون خونشون پایینه در نتیجه مو درنمیارن و باز هم در نتیجه ی کمبود این هورمون ، خوشگل میشن !

*************************************

اما در آخر سوال این پست رو مطرح می کنم.

چه کلمه ای بیش از سایر کلمات در مطالب سایت استفاده شده ؟

خب با این پست زیاد حال نکردم ولی خیلی چیزا بود که می خواستم بگم اما گذاشتم واسه پست های بعدی. فعلا تا درودی دیگه بدرودم و بدرودش !

پی نوشت : یک بار دیگه یادآوری می کنم که آستیناتون رو تا آرنجتون بکشین بالا و بیاین بیرون ! چرا التفات نمی کنین آخه ؟

دوشنبه, ۱۷ فروردین ۱۳۸۸

زیبارویان جستن ؟ بیجا کردن !

نوشته شده توسط حامد 154 نمایش

سلامی نقره فام بر پیکره ی برنزی طلاگونه ات! دوری از توست که عذابم می دهد ، روزگار با پای خویش بر گلوگاهم می نهد ، این نفست که می رود در جانم هردم می دمد ، استشمام عطرت هم آرزوست ، گر بشود چه می شود !

بعد از مدتی که دیگه انتقاد رو کنار گذاشته بودم دوباره شروع می کنم. گویی برخی علاقه مندن که فقط انتقاد بشنون و انتقاد بخونن و انتقاد بکنن. خب همونطور که قبلا گفتم اصولگراها ادعا می کنن که با اومدن خاتمی ، بیشتر به اجماع نزدیک شدن و یقینا احمدی نژاد شانس مسلم رئیس جمهوری خواهد بود. من توی چند تا پست قبل تر هم عرض کردم ، اولا اگه شما مخالف آقای احمدی نژاد هستین ، با انتخاب ایشون به عنوان کاندیدای واحدتون ، مصلحت نظام رو درنظر نگرفتین و فقط به فکر پیروزیتون توی انتخاباتین. ثانیا چه کسی ادعا کرده که اگه همه ی شما روی احمدی نژاد اجماع کنین اون رئیس جمهور میشه؟ اینجا جای بسی سوال است.

نمی دونم چرا بعضی از مسئولین و رسانه ها و جراید ، میخوان هی به زور به مردم بگن که بازی استقلال و پرسپولیس گاوبندی نبوده. چیزی که عیانه دیگه انکار و کتمان نداره. یکی از مسئولین سابق باشگاه استقلال ابراز داشته که این بازی به هیچ وجه امکان نداشته که با تبانی به تساوی رسیده باشه. و چند تا هم دلیل آورده. مثلن گفته که چرا هیچ کدوم از بازیکنا حرفی به میون نیاوردن؟ و یا گفته که چرا بازیکنای اسبق این دو باشگاه هیچ چیزی رو افشا نکردن؟ و یا اینکه مگه میشه که همه ی عوامل تیم از مدیرا بگیر تا بازیکنا و تدارکچیا ، همه توجیه بشن؟ حالا من هم جواب ایشون رو میدم. اولا اینکه چون این تبانی با امنیت ملی و به تبعش وزارت اطلاعات مرتبطه هیچ کس جرأت افشا نداره . ضمنا این تبانی ها به تازگی رواج پیدا کرده و قبلا اگه یادتون باشه زیاد به امکانات شهری خسارت وارد می شد ولی با این تساوی ها این خسارات خیلی کم شده. ضمنا لازم نیست که همه ی عوامل تیم ها توجیه بشن. توجیه بازیکنا و مربیا و یه چند تا از نیمکت نشینا بسه. اصلا فیلم بازی کردن قلعه نویی و پیروانی و بازیکنا دلیل محکمی بر مصلحتی بودن تساوی است. حالا این ادله به علاوه ی اون هند ضایع ، باعث نمیشه تا مردم مطمئن بشن که این بازی با تبانی مساوی شده ؟

یه جایی خوندم که تعداد تصادفات رانندگان خانم خیلی کمتر از راننده های آقاس. و احتمالا به صورت کلی گفته و هیچ جمع و تقسیمی انجام نداده. دیگه لازم به توضیح نیستش که تعداد راننده های خانم در مقایسه با مردا بسیار ناچیزه پس درنتیجه آمار تصادفاتشون هم کم میشه ! جالبه نه؟!

استاد یکی از دروس عمومی ، سر کلاس گفتش که آدم باید واسه خودش زن بگیره نه واسه مردم. یعنی اینکه زنت نباید خوشگل باشه و اگه خودت در حد اون نباشی ، توی زندگی به مشکل برمی خوری. من قبلا تو همین سایت به این موضوع اشاره کرده بودم. توی پست هایی با تیتر زیبارویان جستن ، فکر رستن باش. اما گویا متنش کمی پیچیده بوده و غیرمستقیم به مسئله اشاره کرده که هیچ کس منظور من رو متوجه نشده. اما من باید در جواب این استاد گرام عرض کنم که – ببخشید استاد – شما غلط کردین که یه همچین اعتقادی دارین! توضیحاتش رو بعدن و مفصلا تو یه پست جداگانه توضیح خواهم داد. فعلا خدا همچنان یارتون و یارش!

دوشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۸۷

عکس و مکث ۳

نوشته شده توسط حامد 1,598 نمایش

سلامم باد بر آنکه باید باد! خواب و خیال و شب و روز ، حضور تو تو فکرمه ، من به تو محتاج و فقیر ، به بوسه ی تو تشنمه !(ای بی تربیت! کم کم بیا در مورد سیگارم شعر بگو دیگه! تازگی زیاد بوس موس می کنیا !)

من وعده داده بودم که در لابلای پستای سایت ، عکسای زیبارویان عالم رو در معرض انظار شما قرار بدم و چشمان شما را بسی گرد و خرسند نمایم . اما اگر همگان مونث بودی ، موردی نبودی ! ولی این پسرا خیلی هیزن ، ترسیدم عکسای برهنه ی زیبارویان رو ببینن و دامن از کف در بدهند! پس همون سبق عکس و مکث رو ادامه میدیم تا ببینیم در آینده چه پیش آید. (هرچه پیش آید خوش آید!)

 پرسپولیس قهرمان !

من برخلاف حاج رضایی ، نمیگم استقلالیم یا پرسپولیسی. ولی این عکس خیلی تمیز درست شده و کلا ایده ی بسیار جالبی داشته طرف. به چهره ی کریم دقت کنین ! با چه ذوقی آفتابه رو گرفته بالا ! یه چند روز دیگه ام بازیه دربیه و امیدوارم دیگه مصلحتی مساوی نکنن و اون تیمی که واقعا حقشه و قبلا هم حقش بوده به پیروزی دست پیدا کنه. می دونین که کدوم تیم حقشه ببره؟ اونی که بهتر بازی می کنه و شایدم صدر جدول باشه! (برای عکس از ممد هم تشکر می کنم نیز!)

برای دیدن بقیه ی عکس ها ، حتمن به ادامه مطلب رجوع کنین!

ادامه مطلب …

چهارشنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۸۷