گنده گویی های سیاسی(ی=ز!)

نوشته شده توسط حامد 158 نمایش

سلام بر شما زیبارویان! من ملک بودم و فردوس برین جایم بود و خب هنوزم هست! راستی دیروز داشتی کجا می رفتی؟!

نمی دونم چرا وقتی پرتاب کفش به طرف بوش رو دیدم یاد حرکت زیدان افتادم. شاید بخاطر اینه که به سرعت جزو خبرای داغ دنیا شد و شایدم بخاطر بازی های فلش! نمی خوام بگم که بوش برنده شد یا خبرنگار عراقی ، یا بگم کار منتظر الزیدی درست بود یا نه. چیزی که مهمه اینه که یه سرگرمی واسه مردم درست شد تا حداقل کمی از خبرای خشک و جدی و غمبار فاصله بگیرن. البته مردم غرب که هیچ چیز جز خودشون براشون مهم نیست و فقط به فکر بحران اقتصادیشونن ولی ما دغدغه مغدغه های زیادی داریم. اونا میرن کنسرت اسکوتر و مدونا یه ذره بالا پایین می پرن و یا میرن کلوب های شبانه و خودشون رو تخلیه می کنن اما ما چی؟ موی بلند ، روی سیاه ، ناخن دراز ، واه واه واه !

من نمیگم همه میگن ، اگه خاتمی کاندید ریاست جمهوری بشه ، احمدی نژاد دوباره رئیس دولت میشه. وقتی کروبی گفته من حتما میام ، اگه خاتمی هم بیاد خب رای های اصلاح طلبا پخش میشه و احمدی نژاد رئیس جمهور. شاید بگید خب اگه خاتمی نامزد بشه ممکنه کروبی کوتاه بیاد و انصراف بده ولی شما نمی دونین من مهدی رو میشناسم عمرن اگه کنار بکشه می دونین چرا؟ چون این آخرین باریه که می تونه کاندید بشه و طبق قانون جدیدی که مجلس تصویب کرده ، چهارسال دیگه واسه رئیس جمهور شدن سنش زیاده. پس با این اوصاف چه کنیم؟ من بهتون میگم. برای اینکه هم احمدی نژاد رئیس جمهور نشه و هم رای اصلاح طلبا پخش، به من رای بدین و مطمئن باشین که من خیلی خوبم! باور ندارین؟ از … از چیز …. از دمم بپرسین!

چرا اینقدر فرمانده های نظامی و دولتی ها و مجلسی های ما می ترسن؟ بابا اگه ما دو میلیارد بارم ضد اسرائیل تظاهرات کنیم ، هیچ دردی دوا نمیشه. چرا همش شعار بدیم خب یه بار عمل کنیم. این همه موشک ساختین خب یه تعدادش رو بفرستین اسرائیل! یه تعداد دیگه اش رو هم روونه ی امارات کنین که اینقدر شاخ نشه. یه چند تا هم عربستان تا دست از دورویی برداره. دستتون درد نکنه چهار پنج تا هم آذربایجان که به تاجرای ما گیر نده ، یکی دوتا ترکمنستان که گاز مارو تو زمستون قطع نکنه ، یه مقداری هم اگه میشه رو پاکستان لطف کنین بریزین که دیگه به جندالله پناه نده ، یه ذره هم کره ی جنوبی که دیگه حالم داره از سریالای کره ای به هم می خوره ، یه دونه هم بفرستین تورین تا بازیکنای یوونتوس بفهمن دنیا دست کیه و دیگه واسه میلان قومپوز نیان و چنداش رو هم به انتخاب خودتون هرجا که دوست داشتین بفرستین! الهی خیر ببینین!

من از همین وبگاه اعلام می کنم که مردم کشور ما همونطور که با چاقو میوه پوست می کنن و سبزی خرد می کنن و باهاش قرمه سبزی خوشمزه طبخ می نمایند و همچنین با همین چاقوهایی که باهاش سر کوچه و خیابون خفت می کنن و دربعضی مناطق سر می برن ، بر دشمن خواهند تازید و اجازه نخواهند داد گوشه ای از این خاک به دست اجنبی بیوفته! فقط دقت کنین اگه دشمن با توپ و تانک و جنگنده به ما حمله کرد ، ما ناجوانمردی نمی کنیم و با چاقو و احیانا قمه به دشمن یورش خواهیم برد!

دوستان زیباروی من!(زیبارو یعنی خوشگل! دیگه نپرسید زیبارو یعنی چی!) بسی حرف دارم ولی مفاصل انگشتانم با من راه نمی آیند و به من می گویند: هوش یابو! خسته شدیم بس که چرت نوشتیم! زودتر سر و ته قضیه رو هم بیار بریم ، کار داریم بابا! پس من را همی بدرود نثار کنید تا من هم شما را نثار کنم!

پی نوشت: من احترام زیادی برای آقای احمدی نژاد قائلم و حتی دور دوم انتخابات نهم بهش رای دادم ، ولی چیکار کنم که اصلاح طلب بودن کلاسش بیشتره!

چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۸۷

عکس و مکث ۲

نوشته شده توسط حامد 992 نمایش

سلام محبوبانم! سرخی چشمام از اشک نیست ، از خاکم نیست ، حتی می تونم بگم که از افتادن مژه توی چشمم هم نیست. بس که زل زدم به دیوار تا ببینمت ، پلکم گیر کرد و چشمم خشک شد و در نهایت رنگ سفیدش به قرمزی گرایید. ( چرا چرت میگم؟)

من یه آدم گرمایی هستم و پاییز و زمستونو دوست دارم. دوست دارم توی هوای سرد درحالیکه داره برف میاد یا داره نم بارون می زنه ، تو یه خیابون خلوت که اطرافش درختای بی شاخ و برگ و پای اون درختا یه جوب آب وجود داره قدم بزنم. هنوز به تنها بودن یا نبودنش فکر نکردم ولی تنها قدم زدن رو زیاد تجربه کردم. ضمنا این نوشته ی من ممکنه شبیه به یه مطلب تو یه وبلاگ دیگه باشه و خب به هرحال منم باید از یه جا الگو بگیرم دیگه!

روز دانشجو و روز خودم بر خودم مبارک!

من هرچی فکر می کنم می بینم هیچ مطلبی ندارم که بنویسم. بنابراین مجبور میشم آهنگ بذارم واسه دانلود یا اکانت اینترنت خیرات کنم . ولی برای تنوع هم که شده میخوام تو این پست یه چند تا عکس باحال بذارم. یه تعداد زیادی تصویر جالب دیگه هم داشتم که بخاطر سهل انگاری خودم از روی هاردم پاک شد.

چون حجم تصاویر بالاست برای دیدن باقی عکس ها حتما به ادامه مطلب مراجعه کنید!

چه اشکالی داره؟ یه بار که حدودای ساعت ۷ صبح داشتم می رفتم به محل تحصیلم ، دیدم یه دختر سیزده چهارده ساله داره دوچرخه سواری می کنه. چون نمی تونه تو ساعتای شلوغ بیاد بیرون مجبور شده اون ساعت از خواب بیدار بشه و سوار دوچرخه بشه. شایدم نه یه مسئله ی دیگه ای بوده به من و شما چه اصلا ! من نمی دونم رانندگی دوچرخه و موتور چه مشکل شرعی برای خانما ایجاد می کنه که سوار شدن بر ترکش نمی کنه؟ فهمیدین چی میگم؟ قیافه رو! منظورم اینه که بانوان ترک موتور سوار میشن خب حالا بیان راکب موتورم بشن. هان؟

برای دیدن سایر عکس و مکث ها رجوع بشه به ادامه مطلب.

ادامه مطلب …

شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۸۷

عکس و مکث ۱

نوشته شده توسط حامد 214 نمایش

برای بار نمی دونم چندم سلام! من به شخصه این نتیجه برام حاصل شده که عزیزان وبگرد ما ، اکثرا فراخ تشریف دارن و زورشون میاد سه خط نوشته رو بخونن و اگه ببینن هیچ تصویر جالبی تو صفحه نیست، زارت پنجره رو می بیندن! معلول این علت ، این میشه که من مجبور میشم لود صفحه رو کند کنم و عکسای جذاب بذارم. اما مدتی قبل تو مجله ی هفتگی گل آقا یه بخش کوچیکی بود به اسم عکس و مکث که یه تصویری میذاشت و دربارش یه سری توضیحات ردیف می کرد. منم یه بخش از سایت رو اختصاص میدم به این عکس ها و پشتشم شعر پیشوندی* بلغور می کنم!

کروبی و خواب و خاتمی

خب دیگه شما چه انتظاری از یه پیرمرد هفتادساله دارین؟ اینکه بخوابه خوبه یا اینکه مثل عکس پایین این ریختی بشه؟ قضاوت با شماس.

پیرمرد دست از معرکه گیری برنمی داره. بابا میخوای تو این سن رئیس جمهور بشی، بشو دیگه با پیلین چیکار داری؟ هنوزم آره؟ من می دونم پس فردا که مک کین رئیس جمهور شد، مثل بوش که رایس رو هم خونش کرده ، شبا پیش پیلین می خوابه! باور کن!

برای دیدن سایر عکس و مکث ها به ادامه مطلب رجوع کنید!

ادامه مطلب …

جمعه, ۲۶ مهر ۱۳۸۷

به ریش نیست، به ریشه است!

نوشته شده توسط حامد 106 نمایش

یه سلام گرم و نرم دیگه. به سرعت میرم سراصل مطلب. همونطور که همگی استحضار دارین ، یکی از بحثای جالب توی کشور، مدرک وزیرکشوره و طبق قراین اشخاص زیر بر دارا نبودن ایشون به مدرک تاکید کردن:

بارون کریس پاتن ، که اعلام کرده مدرک دکترای افتخاری آقای کردان از دانشگاه آکسفورد بی اعتبار و جعلیه.

عبدالله ، که بیان کرده علی کردان هنوز نیومده مدرکشو بگیره! ما هم گم و گورش کردیم! می دونید که، دانشگاه آزاده دیگه ، آدم تو آدمه!(غایت ایهام!!)

سرلشگر زاهدی! شما سرشو بردارین علی الحساب ، چون دو نفرو تو هم قاطی کردم!(لشگرشم پیش کشتون!) که ابراز داشته آقای کردان دوزار هم تو دانشگاه های دولتی درس نخونده، که بخواد مدرکم داشته باشه!

آیت الله مقتدایی، که تاکید موکد کرده  بر عدم تحصیل کردان در حوزه علمیه قم و گفته که اگه تو حوزه درس می خوند که اینقدر خالی نمی بست!(می بست؟)

علیرضا علی احمدی، که بیان داشته که کردان به هیچ وجه از آموزش و پرورش مدرکی دریافت نکرده و تکذیب می کنیم.(چیو؟)

حجت الاسلام قرائتی، که گفته جناب کردان هیچ مدرکی از نهضت سواد آموزی دریافت نکرده و اگر هم بوده جعلی بوده !

بعد از این ادعاها ، آقای کردان در نامه ای خطاب به رئیس جمهور ، استعفای خود رو اعلام کرد که تصویر این استعفا نامه رو می بینین در زیر:

استعفانامه ی علی کردان

پی نوشت: خب از شوخی گذشته ، نباید به آقای کردان زیاد سخت بگیریم. هرچند اون مدرک دکترا ، اگر هم بی اعتبار نبود ، هیچ ارزشی نداشت ولی در این مورد گویا کردان رو فریب دادن و همچنین در مورد مدرک کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد که نمی دونم چطوری شده که مدرکشو نگرفته در حالیکه درسش رو خونده. اعتقاد نگارنده اینه که وزیر و نماینده و … شدن چندان به مدرک و کاغذپاره ربط پیدا نمی کنه و باید به دانش اشخاص نگریست. از همین رو بنده قصد دارم در انتخابات ریاست جمهوری سال بعد شرکت کنم و به امید خدا چهار سال دیگه ، همین موقع ، فاصله ای بین ما و امریکا در همه ی زمینه ها وجود نداره و یا ما آمریکا میشیم ، یا اونا میشن ما!(البته باید رای بیارم که میارم!) پس رئیس جمهور بعدی من خواهم بود و کور شود هر آنکه نتواند دید!( آخ چشمم!) خدا فعلا یارتون!

جمعه, ۲۶ مهر ۱۳۸۷