روم نمی شد بهت بگم ، دوسِت دارم تا وقتی ، فکر سفر زد به سرت ، بار سفر رو بستی !

شما منطقی هستید !

نوشته شده توسط حامد 131 نمایش

سلام دوستان عزیز و خوشگلم !! ( لفظ خوشگل عمومیت داره و منحصر به قشر و جنس خاصی نیست !)

میخوام یه مطلب کوتاهی رو خدمتتون عرض کنم و از شما هم انتظار دارم خیلی منطقی و بدون احساسات به این مطالبی که به عنوان برادر کوچیکترتون میگم التفات کنین.

ببینین عزیزان ، من فرض رو بر این میذارم که تو انتخابات تقلب گسترده شده ( هرچند که هنوز مصادیقش رو نمی دونم.) فرض رو هم بر این میذاریم که طبق گفته های آقای موسوی شورای نگهبان یک شورای فرمالیته و فرمایشیه و باز هم فرض رو بر این میذاریم که شما رهبری رو هم قبول ندارین. ( البته قبول نداشتن رهبری یعنی قبول نداشتن جمهوری اسلامی) خب حالا با این فرض ها ، حق شماست که اعتراض کنین و تو راهپیمایی ها شرکت کنین. اما دوستان من ، این نکته رو مبذول داشته باشین اگه بعد از تصدیق انتخابات توسط شورای نگهبان و رهبری بازم بخواین راهپیمایی کنین وضع به گونه ی دیگری رقم می خوره. اون موقع شما رو به عنوان نیروهای ضد انقلاب در نظر می گیرن و علاوه بر نیروی انتظامی سایر گروها هم به شدت با شما مقابله می کنن و حتا گروهایی هستن که از کشتن شما هم ابایی ندارن. حتا از ورود به خونه های شما هم باکی ندارن. اونوقت بعد از سرکوب شما که قطعا خسارات مالی و جانی زیادی برجا میذاره ، تهران وارد یه فضای به شدت امنیتی میشه و تا مدت ها به این منوال خواهد موند. مثلن برخی از گروهای متحجر به شما اجازه نمیدن دیگه با آستین کوتاه بیاین بیرون. اینو برای مثال گفتن تا خودتون حدیث مفصلو بخونین از این مجمل. باور کنین جدی میگم ، اونا هیچ ترسی از کتک زدن شما ندارن. شما اصلن نیروهای انتظامی مارو با غربی ها و مثلن فرانسه مقایسه نکنین.

اما راه چاره ای که من برای نشون دادن اعتراضات شما میدم اعتصابه سراسریه. اگه واقعن فکر می کنین که اکثریت کشور حامی آقای موسویه ، پس همه رو دعوت به یه اعتصاب سراسری بکنین. اینجوری نه تنها تهران بلکه کل ایران فلج میشه و دیگه اینقدر مردم هم اذیت نمیشن و شما هم آسیب نمی بینین و به دولت و رژیم هم ضربه وارد میشه. اما شما دائما به فکر راهپیمایی هستین درحالیکه این ها موقتی و زودگذراس و سرکوب راهپیمایی هم برای نیروهای انتظامی ما کار بسیار ساده ایه. اما دیگه نمی تونن جلوی اعتصاب رو بگیرن. البته چون تقریبن هیچ رسانه ای برای اطلاع رسانی وجود نداره کمی اجرای این کار سخته و چون این راهپیمایی هایی که الان هست بدون هماهنگیه ستاد آقای موسویه و نمی دونم حالا لفظ خودجوش رو میذارین روش یا تبعیت از شبکه های ماهواره ای ، امنیت شهر رو دچار مشکل می کنه.

به هرحال من که از آینده خبر ندارم و فقط پیش بینی های خودم رو ابراز کردم و اینم بگم که اصلن این اتفاقات رو با حوادث انقلاب مقایسه نکنین چون اون موقع کسایی که شاه رو قبول داشتن در اقلیت بودن اما الان کسایی که رهبری رو قبول ندارن در اقلیت هستن. هرچند مقایسه ی شاه و رهبر کار درستی نیست ولی به هرحال باید یه معیار واسه قیاس می دادم.

خب دوستان من ! برای اینکه فضای سایت رو به سمت دعوا نبرم ، نظرات غیرمنطقی و توهین آمیز شما رو حذف می کنم هرچند برخلاف اصول وبلاگ نویسیه منه. این رو هم مدنظر داشته باشین که من این پست رو فقط برای افزایش آمار بازدیدکننده ها زدم و اصلن حوصله ی کشوندن این بازی های سیاسی رو به سایت ندارم و نداشتم. اینم بگم که من در گذشته به آقای احمدی نژاد توهین می کردم و قبل از انتخابات طرفدارش شدم و خیلی منطقی ازش حمایت کرم. دلایل خاص خودم رو هم دارم. الان هم نسبت به هیچ فرد و حزبی تمایل ندارم و فقط تابع قوانین جمهوری اسلامی ام چون قبولش دارم و هرکس از طریق قانونی رئیس جمهور بشه ازش حمایت می کنم. دیگه خدانگهدارتون !

پی نوشت: گویا فری گیت آزاد شده. برای وارد شدن به برخی سایتا می تونین ازش استفاده کنین.

سه شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۸۸

چرا احمدی نژاد ؟

نوشته شده توسط حامد 200 نمایش

سلام عزیزان عزیزتر از جانم ! هی به من زنگ می زنن ، خبرای ناجور میدن ، هی میان غر می زنن ، دائم به من زور میگن ، هی تو فاز میرم ، مدام ازم دور میشن ، اما فردا واسه ماست ، حسودا چشم ندارن ، کور میشن !!

خب دوستان ! کمتر از یه هفته تا انتخابات مونده و من بالاخره تصمیمم رو گرفتم. اولش جوگیر شده بودم و بدون قضاوت می گفتم به موسوی رای میدم. یه سری انتقادات هم روونه احمدی نژاد کردم. اما بنا به دلایلی که خدمتتون عرض می کنم نظر من برگشت.

اول از همه اینکه هیچ برنامه ی خاصی از آقای موسوی ندیدم. توی هر برنامه و سخنرانی میگه که : من برای حفظ کرامت انسانی آمده ام . من برای مبارزه با خرافه گرایی آمده ام. من احساس خطر کردم . و از این قبیل صحبتا. هی من منتظر بودم یه برنامه ی درست حسابی بده که آرزوی من محقق نشد. اما اینکه میگه برای حفظ کرامت انسانی اومدم. منظور از کرامت انسانی چیه ؟ جمع کردن گشت ارشاد ؟ آقای موسوی زمان خودشونو فراموش کردن ؟ اگه واقعن حرف خودشه پس چرا اون موقع عمل نمی کرد ؟ اگه منظور از حفظ کرامت انسانی نگفتن اسامی مفسدین اقتصادیه که پول بیت المالو چاپیدن که بحثش جداس. به نظر من کسایی که با پول مردم و مال نامشروع به قدرت و ثروت رسیدن باید بدتر از این هم بی آبرو بشن . اگه هم کسایی که اسمشون برده شد این اتهاما رو قبول ندارن باید حداقل یه بیانیه میدادن که ما قبول نداریم. من که همش توی اینترنت پلاسم چیزی ندیدم. اما حالا حفظ کرامت انسانی ، یعنی اینکه دخترای مردمو بیاری تو ورزشگاه و بالا پایین بپرن ؟ یعنی آزادی بدیم به جوونا که راحت تر با هم رفتار کنن ؟ اگه براتون مقدوره کلیپ رو دانلود کنین. دانلود کلیپ. ۱۶ مگابایت.

آقای موسوی میگه که من احساس خطر کردم. از چی احساس خطر کردی ؟ یه سر به این لینک که از سایت تابناک ، حامی رضایی برداشته شده بزنین. بعد قضاوت کنین. ضمنا کسی که خانمش قانونو زیر پا گذاشته و اونم جلوشو نگرفته ، حالا چطوری برای مبارزه با قانون گریزی میخواد وارد میدون بشه ؟

لینک احساس خطر کردن !

یه سوال دیگه. چرا آقای موسوی تیمشو معرفی نمی کنه ؟ من احتمال میدم که یکی از پسرای آقای هاشمی هم جزوشون باشه. الان اگه بگه رای خودشو میاره پایین ولی وقتی رئیس جمهور شد دیگه کار از کار گذشته. توی اون مناظره احمدی نژاد فوق العاده عمل کرد. مردم از رفسنجانی خوششون نمیاد ، احمدی نژاد رفسنجانی رو چسبوند به موسوی و موسوی هم از خودش دفاع نکرد. حتا نگفت آقای هاشمی و دولت ایشون به من هیچ ربطی نداره . چرا نگفت ؟ چون احتمالن چند تا از وزرا و معاوناشو رفسنجانی تعیین می کنه. الکی که این همه خرج نمی کنه که.

احمدی نژاد

هر سه تا کاندیدا با برنامه اومدن. مثلن احمدی نژاد گفته که طرح تحولو عملیاتیش می کنم. طرحی که باید بخاطر سیاستای اشتباه اقتصادی آقای موسوی اجرا بشه و احتمالن یه فشاری به مردم وارد خواهد شد. پایه های اقتصادی و مدیریتی کشور زمان موسوی بنا شده که الان اینقدر دچار مشکلیم. ضمنا احمدی نژاد قول داده که تورمو یه رقمی می کنه. بقیه ی کاندیداها هم قول دادن. ما رو قول همه حساب می کنیم. اگه تورم کم نشد اون موقع باید اعتراض کنیم. اما باید قبول کنیم که موسوی هیچ برنامه ی خاصی نداره. بابا حداقل تیم اقتصادیتو معرفی کن ! تو کل دنیا عرفه که نامزدا یه تعداد از همکاراشون رو هم معرفی می کنن. معرفی نکردن یعنی اینکه حتمن یه موردی دارن که باعث ریزش آرا میشه.

در آخر بگم که دوستان من ! فریب تبلیغات قشنگ و پر زرق و برقو و پرهزینه رو نخورین ! چون من دارم می بینم. بدون اینکه با عقل و درک خودشون به نتیجه برسن ، صرفن بخاطر اینکه دستبند و شال سبز مد شده و کلاس داره از موسوی حمایت می کنن. بدون اینکه از برنامه های نامزدا مطلع باشن و یه مقدار تو حرفا و رفتارشون تامل کنن. گول این تخریبای شدید رو نخورین ، ببینین واقعیت چیه. از همون اولی که این دولت سرکار اومد انتقادا و تخریبا شروع شد . آخه میذاشتین حداقل دولت کارشو شروع کنه بعد ! بدون حب و بغض قضاوت کنین. هرچند که به نظر من احمدی نژاد فرد ایده آلی نیست و تو پستای قبل هم یه چند تا انتقاد ازش کردم ولی وقتی نقاط مثبت و منفی کاندیداها رو میذارم پیش هم ، به این نتیجه می رسم که الان احمدی نژاد فرد بهتری واسه رئیس جمهور شدنه. هرچند اگر هم موسوی رئیس جمهور بشه قبولش می کنم و ازش حمایت می کنم. بازم یه تجدید نظری روی رایتون داشته باشین و بخاطر این نباشه که چون دوستاتون به یه نامزد رای میدن پس شما هم به اون رای بدین. کسی از اون چیزی که تو برگه می نویسین خبر نداره ! پس فردا هم میخواین تو زندگیتون انتخاب کنین. میخواین زن بگیرین ! از همین الان شروع کنین ! فعلن بدرود !

پی نوشت : الان ایران داره با کره بازی می کنه ! یوسفی احمق میگه هاشمیان یه موقعیت صد در صده گل رو از دست داد ! آخه اگه صد در صد بود گل می شد که !!

مهم نوشت : خواهشن هی نگین انتخاب بین بد و بدتره. این چهار نفر از بهترین سیاستمدارا و اقتصاددانای کشورن.کی از اینا بهتر سراغ دارین ؟

آپدیت نوشت : اینم سند عذرخواهی دولت انگلیس از ایران. این لینک

شنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۸۸

من ، تغییر ، کروبی !

نوشته شده توسط حامد 52 نمایش

سلام و درود نثار خوانندگان جون ! از خاکم و خاکی ، سینه ام شده چاکی ، نیتم زلال و پاکی ، عاشقه فیلمای راکی ( سیلوستر استالونه ) ، من رنو ام تو ماکی ( mack )، به فکر رنگ لاکی ، تو مهمونیا ناکی ( nack ) چی بهت بگم ؟ ، همش تو کاره …… !

به به ! عجب هوای خنک و ابری و ملسی ! دو نفره ی به تمام معنا ! واقعن محظوظ میشم وقتی می بینم مردم میرن تو پاساژا و مجتمعای تجاری و فقط نگاه می کنن ! اونم سر ظهر ! به به ! غرق لذت میشم وقتی نصفه شب صدای تلویزیون همسایه نمیذاره بخوابم و دیگه به درجه ی بالای خرکیفی می رسم وقتی ساعت هشت صبح همسایه بغلی شروع می کنه به هاون کوبیدن ! به به ! زندگی جاریست !

خب همچنان داریم به روز انتخابات نزدیک میشیم و تبلیغات حالت جدی تری به خودش گرفته. اما من از اینکه دولت رو تا این حد تخریب می کنن ناراضی ام. اگه دولت احمدی نژاد نبود شاید اینقدر تو بعضی زمینه ها به این پیشرفت نمی رسیدیم. مثلا همین مسئله ی هسته ای. یا بعضی از پیشرفتای نظامی. به هرحال با اینکه کارنامه ی کلی دولت خوب نیست اما نباید از زحمات و دستاورداشون هم گذشت.

من احتمالن به موسوی رای بدم. چون احساس می کنم فضای مناسبی واسه جوونا ایجاد نشده. چون فکر می کنم روند فعلی آزادی رو از قشر فرهیخته و جوونا می گیره. حالا در سطح پایین ، می تونه این آزادی ، آزادی پوشش باشه. من تا همین چندوقت پیش موافق طرح امنیت اجتماعی و گشت ارشاد بودم. اما واقعن از حالت عادی خارجش کردن و به قولی شورشو درآوردن. بجای اینکه با جبر بخوایم مردمو سر به راه کنیم باید طوری عمل کنیم که خود مردم با اون افرادی که خارج از عرف جامعه عمل می کنن انفعالی برخورد کنن و حتا اینگونه آدما رو طرد کنن.

من اصلن به بحثای کلان اقتصادی و سیاست بین المللی کاری ندارم. منه نوعی واسه درسم ، واسه بخشی از تفریحات و اوقات فراغتم ، واسه کسب اطلاعات روز نیاز به رسانه های سریع دارم. یکی از این رسانه ها اینترنته. ابطحی تو مستند کروبی یه حرف خوبی زد. گفت این کاره دولت تو بخش اینترنت مثل این می مونه که ما بگیم برق داریم ولی به مردم نمیدیم تا نکنه این برق و روشنایی موجب مفسده ای بشه. شاید چون خودش بلاگ نویسه بیشتر با این موضوعات سروکار داشته. ما به جای اینکه تو بخش IT چهار سال پیشرفت کنیم ، از برکت حضور برادر سلیمانی چهار سال به عقب برگشتیم. خب حالا منی که زیاد وارد اجتماع نشدم و بار زندگی رو دوشم نیست ، این چیزا واسم مهم میشه. بحث مسدود کردن سایتا و وبلاگا هم مسئله ی مهمیه. مثلن من دنبال کلیپ هاله ی نور می گشتم اما به هر سایت و وبلاگی که می خواستم وارد بشم بسته بود. مسدود کردن صفحه های وب هم حد و مرزی داره دیگه.

محمدعلی ابطحی

اما آقای موسوی گفته که چون احساس خطر می کردم وارد صحنه شدم. من نمی دونم از چی احساس خطر کرده ؟ الان که کشور نسبت به قبل آرامش و امنیت بیشتری داره. کلن من بعضی از انتقادای موسوی از احمدی نژاد رو قبول ندارم. حالا امشب میشینم ببینم که احمدی نژاد میتونه جواب موسوی رو بده یا نه. ممکنه نظرم عوض بشه و رایم بشه احمدی نژاد . شاید. ضمنا بهتر اینه که فریب تبلیغات پوپولیستی رو نخوریم و چون مثلن دستبند سبز مد شده بیایم به یه کاندیدا رای بدیم. ملتفتین که.

اما مهدی کروبی شعار خودشو گذاشته تغییر. آخه تغییره چی ؟ اگه اوباما شعاره تغییر داد ، برنامه هاشم اعلام کرد. الان تو این برنامه هایی که کروبی ارائه کرده من شاهد تغییری نسبت به قبل نیستم. بعد کرباسچی میاد میگه ما ۱۲ میلیون فقیر داریم و زرتی می زنه زیر گریه. بعد میگه که فقر واسه مسولین فقط خوبه. حالا نمی دونم منصب شهرداری جزو مسولین به حساب میاد یا نه اما فکر نمی کنم آقای کرباسچی کسی باشه که دستش به دهنش که هیچی ، به ته روده اش هم نرسه.

اما حالا که بحث تغییر شد بذارین منم یه نطقی بکنم. فکر کنین یه جمعی یه جایی نشستن. یکی وارد جمع میشه و با نصف اون افراد سلام علیک و احوالپرسی می کنه و به نصف دیگه حتا نگاهم نمی کنه. به نظر شما اون تعدادی که مغضوب واقع شدن چه حسی نسبت به شخص پیدا می کنن ؟ قطعا تنفر . من دوست ندارم کسی ازم متنفر باشه پس از این به بعد سعی می کنم این غرور کاذب رو از خودم دور و حداقل یه تغییر خیلی کوچیکی تو خودم ایجاد کنم. من به خاطر گذشته ازهمگان معذرت میخوام ! دیگه زین بعد تکرار نمیشه ! حالا تا پستی دیگه خدایارتون و یارم و یارش ! (کی؟)

چهارشنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۸۸

!? boss or bossy

نوشته شده توسط حامد 73 نمایش

سلام به تو مغرور ! رمق در جانم پنبه دانه ، که گه لف لف خوری گه دانه دانه ، چنین بویی ندیدم تا به امروز ، که از گه نیست ، از دهانه !!!

خب اومدم با یه فرغون انرژیه مثبت ! اومدم که این انرژی رو فرو کنم تو وجود شما و صد البته بی خیاله فرغونش میشم ! خب همونطور که مستحضرین من توی سایت تا به حال روزنوشتی به معنای واقعی کلمه نرفتم و زین بعد هم نخواهم رفت ! ( پس چرا گفتم ؟) بگذریم.

دوستانی که هی قد قد می کنن میگن منچستر دو ساله میره فینال و صد در صد امسال دو تا جامو می بره و بهترین تیم دنیاس و اینا ، باید خدمتشون عارض شم که آیا شما دو سال پیش رو به یاد ندارین ؟ سه هیچه سن سیرو رو میگم . همین اوله پست بگم که بعدن نگید نگفتم !

بعضیا میگن بابا دلت خوشه ها ! میای هی چرت و پرت می نویسی که چی بشه ؟ مگه از توش میشه پول درآورد ؟ الکی وقتتو تلف می کنی. منم میگم آخه عزیز من ! تو خودت از زندگی چی حالیته ؟ اصلن می دونی که بلاگ نویسی تو کشورای پیشرفته یه شغله ؟ اصلن می دونستی که عقلت تو چشمته ؟ نه؟ خب الان که من بهت گفتم ! برو حال کن !

دیگه سفسطه بسه ! آقا این دوستان ما حرکاتی می زنن که گینس باید بیاد جلوشون لنگ بندازه ! ( آخ گفتم لنگ یاد پاس همدان افتادم !) یکی از این حرکات رو  که قبلن خدمتتون گفتم . با فتوشاپ روبات می سازن. یکی دیگه اش اینکه ۲۰ تا سیستم رو با هم می سوزونن . حتا یکی از دوستان اعتراف کرده که یه یه بار هفت هشت قدم رو دیوار راه رفته و پشت بندش هم یکی ادعا کرده که این حرکتو روی سقف پیاده کرده . فکر کنم اینا تبلیغ موکت ظریف مصور زیاد دیدن ، جو گرفتتشون ! یکی دیگه گفته که تو سه ثانیه بیست تا واحد رو اینترنتی برداشته و برخی هم روز آخر میان هرچی کلاس خالی مونده برمیدارن. به هرحال اینم خودش یه حرکتیه ! اما شاخ همه حرکت زنا ، کسی نیست جز احرار ! حالا خودش بعدن میاد حرکتاشو بیشتر شرح میده ولی فکر کنم ترم اول یا دوم بود که مسعود خیرخواه و دوستان ! یک صحنه رو از احرار شکار کردن و گذاشتن تو بلاگشون. ( انگار تصویره یوزپلنگ آسیایی رو شکار کرده باشن !) که بنده هم با اجازه از همه ی دوستان و بزرگترا این حرکت تاریخی رو در معرض دید عموم میذارم ! پس فردا همین بشر معمار میشه اونوقت ما باید دست زن و بچه امونو بگیریم بریم تو خونه هایی که ساخته زندگی کنیم. مهندس کامپیوترو چه به این کارا !

معمار کبیر ، احرار قیم !

اما یه چند وقتیه که ریاست دانشگاه تغییر کرده و ما بوضوح تغییرات و پیشرفت رو تو دانشگاه داریم می بینیم. و اینجاست که سواد مدیریتی خودشو نشون میده و ما بچه مچه ها می فهمیم که چقدر یه مدیریت خوب میتونه تو اداره ی هرچیزی تاثیر داشته باشه. مثلن تیم ملی فوتبال . یا در مقیاس بزرگتر اداره ی کشور . به هرحال هر رئیس جمهوری که میاد تاثیر بسزایی تو روند کلی نظام میذاره و حالا ممکنه هشت سال باعث پیشرفت و رونق و رضایتمندی بشه و یا ممکنه چهارسال گند بزنه به همه چی از جمله اقتصاد و وجهه ی بین المللی و بورس و این جور چیزا. خب داشتم می گفتم. بعد از روی کار اومدن آقای ولد آبادی یه سری اتفاقات میمون تو دانشگاه افتاد که تا جایی که عقله ما قد میده و چشمه ما می بینه ، لیستش کردیم . البته خیلی چیزا رو هم یا بی خیال شدیم یا اصلن قد نداده ! تصویر زیر رو هم نمی دونم کی گرفته که بخوام ازش نام ببرم ! خودمم که نمی تونم یواشکی عکس بگیرم که ! البته میشه وقتی دارن سوار پژوی دانشگاه تاکستان میشن جنگی عکس بگیرم ! سر این پژو چقدر دانشجوهای تاکستانی مارو گرفتن دستگاه !

آقای ولدآبادی

۱- هدفمند کردن یارانه ها ! نه ! هدفمند کردن پارکینگ دانشگاه ! درحالیکه بعضیا به این حرکت انتقاد می کنن من بسیار هم خرسند شدم و استقبال هم می کنم. مطمئن باشین کسانی که مخالف این محدودیتا هستن هدفی جز سوار کردن دخترای دانشجو و رسوندنشون ندارن و اصلن فقط ماشین میارن برای این کار. ما این حرکات رو به شدت تقبیح می کنیم !

۲- نارنجی کردن جدول ها و میله ها . به به ! چه شادی و نشاطی القا می کنه به دانشجوها ! زمان ریاست جناب یاری همه اینا سیاه بودن و احتمالن اگه نیکول کیدمن رئیس می شد جدولا هم زرد می شدن !

۳- اعمال محدودیت های بیشتر در روابط دو جنس . یادمه قبلن زیر آلاچیق دخترا و پسرا تو بغل هم می خوابیدن ! ولی الان یه مقدار بیشتر رعایت می کنن. دیگه به نشستن تو بغل هم راضی شدن ! به شخصه موافق این محدودیتام . والدینه بچه با این نیت که فرزندشون میاد دانشگاه درس بخونه میفرستنش دانشگاه ولی نمی دونن که صبح تا شب داره محبت جنسیتی دریافت می کنه ! ( جنسیتی ، جنسـ ی نیست ! فرق می کنه ! )

آلاچیق مذکور !

۴- افزایش فعالیت های دانشجویی و بها دادن به مغز دانشجوها ! خب این کار انگیزه رو تو دانشجوها بالا می بره ولی من خودم معتقدم که نباید جوون رو خر فرض کرد ! اگه یه کاری رو بهش محول می کنین دیگه حق دخالت ندارین و فقط باید نظارت کنین. اگه اجازه ندین که خودش آقای خودش باشه پس فردا که رئیس جمهور شد شیش نفر دورش جمع میشن و هرکاری که بگن دانشجو عمل می کنه و از خودش اختیاری نداره. مثلن ممکنه به پیشنهاد یکی از اون شیش نفر ، نامه بنویسه به آدم فضاییا ! بگذریم ! 

آقا این پست طولانی شد ! حالا سعی می کنم بعدن فعالیتا و برنامه های خودم رو برای ریاست دانشگاه و کشور به عرض شما برسونم و صد البته طنز خواهد بود هرچند که طنز من خیلی هم جدیه ! شانس بیارین من پس فردا کاره ای نشم ! دیگه با شما کاری نیست پس بدرودم !

پی نوشت : بعضی چیزا هست که دیگه نمی تونم درباره اشون مطلب بنویسم چون برخی انسان ها خیلی باهوشن و مچمو می گیرن ! زین بعد سعی می کنم بیشتر رعایت کنم !

جمله ی روز : روراست باشین وگرنه روراستتون می کنیم ! ( خودم !)

سه شنبه, ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸

حجابو کنار بزن؟ یا نزن؟

نوشته شده توسط حامد 282 نمایش

سلام رفیق خوبم ! خوبی چطوری ؟ چیکارا می کنی ؟ نزدیک عیده ، به ما عیدی نمیدی ؟ نه اصلا عیدی نمیخواد ، همین وجود خالیت بسه. فقط با من حرف بزن !

خب فرزندانم ، بعد از پست های نسبتا جالبه – داف کیست ؟! - تنظیم خانواده و جمعیت !جنس برتر ؟ولنتاینو بخورم ! و من بوس میخوام ! می رسیم سر یه پست جالب دیگه درباره ی مسائل جنس ی ! موضوع مورد بحث ما حجابه. چی ؟ از بی حجابی خوشتون میاد ؟ از بدحجابی هم خوشتون میاد ؟ به من چه !

من تا حدودی دوران قبل از ریاست جمهوری خاتمی رو یادم میاد. باور بفرمایین وضع پوشش اینجوری نبود. البته شایدم اون موقع رسانه های ارتباط جمعی محدود بودن اما به هرحال پوشش کامل تر بود. وقتی می دیدیم یه پسری موهاش بلنده ، با دست به همدیگه نشونش میدادیم و کلی حال می کردیم و بهش می خندیدیم. الان اونا به ما می خندن! اگه موها و لباست طبق مد روز نباشه ، کسی تحویلت نمیگیره و مایه ی شرمساری اطرافیانت میشی. مثلن وقتی میخوان با یه دختری صحبت کنن ، میگن تو نیا ، تریپت ضایع اس. بگذریم که خیلی از بحث منحرف شدیم. اصلا بحث ما درباره ی حجاب خانوماس.

دوران خاتمی یه مقدار مردم روشون زیاد شد. ولی تو دوره ی احمدی نژاد مسولین گفتن که ای بابل ! این چه وضعه مملکته ؟ نمیشه فرق فاحشه رو از آدم عادی تشخیص داد ! ( گلاب به روتون اینجا دو حالت وجود داره ! یا اینکه پوشش بدکاره ها مد شده ، یا اینکه همه دور از جون شما آره ! که صد در صد مورد اول درسته.) این شد که مجبور شدن از اهرم زور استفاده کنن و لب و دهان هر بدپوششی را سرویس نمایند ! من صاحب نظر نیستم و نمی تونم دقیقا بگم که این کار درسته یا نه ، اما اگه نظر کلی منو بخواین میگم که آره ! کار درستی می کنن که گیر میدن ! همونطوری که قبلا هم گفتم ، ایراد گرفتن از نوع پوشش مشکل نداره ، ولی اگه مثلن توی یه پارک یا هر فضای باز دیگه یی ، دو تا جنس مختلف دارن با هم گپ می زنن ، گیر دادن مشکل داره. بابا بذارین جوونا اینجوری تخلیه بشن دیگه نرن چیز کنن! ( بحث شمال و ویلا یه چیز دیگه اس ! قاطی این مسائل نکنین !)

منو ببر !

اما یه مسئله دیگه ی حجاب ، نوع حجاب خارجی های حاضر در ایرانه. به عقیده ی نگارنده دلیل محکم و قانع کننده ای وجود نداره که خانومای خارجی رو ملزم به استفاده از روسری و اینا بکنیم. یکی از عوامل مهمی که گردشگر کم میاد تو کشور ما ، همین مسئله ی پوشش خانوماس. الان تو عکس زیر چهار نفر از دوستان منو می بینین که رفتن کوه . خب خوش باشن ولی در سمت راست اینان ، دوتا خانم هلندی نامحجبه درحال صعود به ارتفاعات هستن ! می بینین چه دوستای با جنبه ای دارم ؟ عین خیالشونم نیست ! البته بعد از گرفتن عکس مشخص نیست که چه کار کردند ! کله ی بچه ها رو هم سیاه کردم چون دوست داشتم !

کله سیاها !

این دخترک هم نمی دونم کجاییه ، ولی از ارادتی که نسبت به سرباز هخامنشی داره ، میشه فهمید که ایرانیه! شما دوست داشتین یه سرباز هخامنشی بودین آیا ؟

یه بوسه ی فرانسوی چسبناک !

هر از چند گاهی میشنویم که میگن چند تا از بانوان ما در یکی از خیابونا بخاطر آزادی نداشتن و محدود بودن و اجباری بودن حجاب ، دست به تظاهرات زدن. جالب اینجاست که همیشه هم تعداد تظاهرات کنندگان انگشت شمار بوده و تعداد اینگونه حرکات نیز از سالی یه بار فراتر نمیره. میشه یه نتیجه ی کلی گرفت که اکثریت قریب به اتفاق مردم ما با مسئله ی حجاب مشکلی ندارن. البته تصویر زیر کمی مبهمه و به نظر میاد که دارن واسه یه چیز دیگه راهپیمایی می کنن ! (آقا سوا نکن ! درهمه ! این همه دارم برای کی سخنرانی می کنم؟ ) ولی نمیذارم دخترای مردمو دید بزنین ! عکسو کوچیکش کردم !

مرگ بر بدحجاب !

به هر ترتیب همونطوری که پیغمبر گفته ، حجاب مصونیته نه محدودیت و اگر کمی مغز و درک خودمون رو به کار بندازیم متوجه نیکویی حجاب میشیم. خطاب به خواهران گرامی میگم که آقا ! شما این مردا رو نمیشناسین ! من میشناسم ! حجابتونو جان من رعایت نمایین و تقوا پیشه کنین. باور کنین جای دوری نمیره. حالا اگه به نصایح من گوش فرا دادین ، من برم دیگه. تا دیدار دوباره خدا یاورتون و یاورم و یاورش !(یاور کی؟)

پی نوشت ۱: توی پروفایل کلوب یکی از دخترای دانشگاه ، تو قسمت فیلمای مورد علاقه نوشته بود : american pie و she’s the man و از این جور فیلما . حالا هی به من گیر بدین که اینا چیه درباره بوس فرانسوی و تنظیم خانواده و اینا نوشتی.

پی نوشت ۲: یه سخن قشنگ دیگه به چشمم خورد که واقعا وصف حال منه :

چه زشت است برای مؤمن ، دلبستگی به چیزی که او را خوار می کند. (امام حسن عسگری (ع))

امیدوارم خوار نشم و نشید.

آپدیت نوشت : بعضی از خانما دوست دارن آستینشون رو تا حدودای آرنجشون بزنن بالا. خب حالا تا این حد ایرادی نداره !

جمعه, ۱۶ اسفند ۱۳۸۷