من می دونم که خوشش نمیاد !

نوشته شده توسط حامد 216 نمایش

برای دویست و سی و نهمین بار سلام علیکم و رحمت خدا بر من باد! گل بودی و به سبزه نیز آراسته گشتی ، ای گلم؟ بهم بگو وقتی دارم می بینمت چرا اینقدر من شلم؟ چرا دارم می خندم؟ نکنه خلم؟ این خنده داره میگه خوشحالم یا اینکه منظورش اینه که خودتو سبزه ات به …. !

عقاید غریبی دارم. مثلا خیلی با مسخره کردن کسایی که نام یا نام خانوادگی ویژه دارن مخالفم و بالطبع طرفو به سخره نمی گیرم. اما خب برخی هستن که دیگه اسمشون به قولی خیلی ضایع است و خودشون یه اسم دیگه واسه خودشون انتخاب می کنن. مثلن یکی اسمش گل اندامه ولی به همه میگه: «تو خونه بهم میگن آرمان!» خب اینجاست که مغز من دچار اختلال میشه و نمی تونه قبول کنه که اسم مجازی طرف رو صدا بزنه. برای مثال یه دفعه وسط جمع داد می زنم: هوی گل اندام ، بیا طرف اومد !!

بعد از اینکه حسابی پوشیدن بوت یا همون چکمه رو توسط انثا تقبیح کردم ( اینجا ) و کسایی رو که به این عمل دست می زنن رو با سلبرتی های غربی و روصپی های هرزه برابر دونستم ، تنی چند از دوستان ذکورم(مگه دوست غیر ذکورم داری؟) ابراز داشتن که: بمیر بابا! و بیان می داشتن که: نیگا کن! ببین اونی که چکمه (بوت) پوشیده چقدر خوشتیپ و جذابه! دلت میاد؟! و من هم می فرمایم: خودتون بمیرین! و در ادامه می گویم: ببینید فرزندان من! اون چکمه رو برای خودش پوشیده آیا؟ آیا می خواسته گرمش بشه؟ یا اینکه میخواسته به توی نوعی بگه که منم آره؟! و دوستان جز شرمندگی حرفی برای گفتن نداشتند و مجبور گشتند یک حال اساسی از من بگیرند!

بیست روز دیگه اولین امتحان من به من نوید میده که امتحانا شروع شد. درحال حاضر به صفر درصد آمادگی هم نرسیدم و به حول و قوه ی الهی ، این ترم مشروط میرم! یاد شخصیت گلام تو کارتون گالیور افتادم! کارتون سفرهای گالیور رو بعد مدت ها از تلویزیون دیدم. البته وقتی گالیور رو قدیما پخش می کرد ، من بچه بودم و الان زیاد چیزی ازش یادم نیست. داشتم می گفتم. همه به من میگن شبیه من می دونم میمونی!(می مانی!) واسه همین خیلی باهاش حال می کنم! اگه از من بپرسین از چه شخصیت کارتونی خوشت میاد ، بی شک میگم گلام! یه جا تو همین قسمتی که صداسیما پخش کرد تیکه ی جالبی انداخت که تا مدتی بعد وقتی یادش می افتادم خنده ام می گرفت. بقیه ی کاراکترا برای اینکه به گالیور کمک کنن ، ابزارآلات جنگی شوالیه رو که می خواست با گالیور مبارزه کنه دستکاری می کردن. وقتی که کار به پایان رسید یکی از اونا گفت: خب دیگه فکر کنم کار ما تمومه. که گلام در این لحظه نطق کردن: کار خودمون هم تمومه! و یا مثلن یه جا اون دختره گفت امیدوارم اون آهنربا که تو کلاهش کار گذاشتم قوی باشه که گلام گفت: من می دونم قوی نیست! و یا یکی از شخصیتا گفت: خدا کنه اسبه هویج دوست باشه که بازم گلام گفت : من می دونم دوست نداره! ضمنا خودم هم قبول دارم که شبیه شخصیت گلامم وحشتناک!

سفرهای گالیور

به تازگی دیگه حرفم نمیاد!(تو یه پست یه رمان نوشته میگه حرفم نمیاد!) در آخر بگم که دوستتون دارم و دوستش! بدرودتون و بدرودش!

پی نوشت: مطمئن باشین موقع امتحانا ، سایت و سایت بازی و وبلاگ نویسی ، امسی تعطیل بشه!(امسی=عمرن!)

دوشنبه, ۲ دی ۱۳۸۷

WALL-E به سبک ایرانی(به نقل از وبگاه یک پزشک)

نوشته شده توسط حامد 140 نمایش

سلام دوستان. امروز وقت نکردم اون پست جالبی رو که مدنظرم بود و اتوداشو زده بودم بتایپم! ولی یه چیز خوب دیدم ، گفتم شما هم از نظر بگذرونین. این مطلب رو از وبگاه علیرضا خان مجیدی رایت میکنم(کلاس گذاشتم الان!) که تو وبلاگ نویسی دیگه استاد شده (منم میشم!) البته سایت یک پزشک به مسائل خیلی مهمتر و جذابتری غیر از این قبیل مضامین هم پرداخته ، ولی چون باید داده های داخل مغز طرف رو هم سنجید ، من این مطلب رو برای شما انتخاب کردم!

  ————————————————————

خب به تازگی آقای مجیدی عصبانی شده و فرموده که به هیچ وجه دوست ندارم که مطلبی از سایتم ، حتی با ذکر منبع کپی شه. به هرحال من دوست ندارم انگ کپی پیست کاری بهم بخوره و مجبورم که این پست رو حذف کنم. ولی آخه چرا اینقدر خست؟ به نظرم ایشون اگه بگن که کسی حق نداره منو لینک کنه و یا بگه که دوست ندارم هیچ کس مطالب سایتم رو بخونه ، نظرشون محترمه و باید تن سپرد ولی توی وبلاگ نویسی این حرفا چیزی جز تنگی نیست!

———————————————————-

خب حالا اینو خودم دارم می نویسم! من انیمیشن( یا کارتون!) وال ای رو با کیفیت نسبتا مطلوب خریداری کردم ولی تا حالا ندیدمش ، اون موقع هم که تلویزیون پخشش کرد ، من دو ساعت بعد تو یکی از سایت ها دیدم که ساعت ۱۷ جمعه انیمیشن وال ای رو نشون میده ، که ساعتو نگا کردم دیدم ای بابل! هفته که(ساعت ۷ یعنی!) اما حالا واجب شده که یه دور بشینم ببینمش!اگه مرا کاری نیست گاهی وقتا یه سری هم به آینه بزنین!(دوستی ، یه تیکه شعری پرتاب کردن ، که من تا چند لحظه پیش یادم بود ، ولی بنابه دلایل پست قبلی، یادم رفت!)(یادم اومد همین الان! وقت رفتن ، آینه را بخاطر بسپار!!) خدا علی الحساب حافظتون!

دوشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۸۷