خستگون کامپیوتر !
سلام مستتر ! توی ایستگاه نشستم ، مترو بیاد سوار شم ، تا لحظه ی وصالش ، رو صندلی نشستم ، حواس من نه اینجاس ، حواس من نه اونجاس ، حواس من با من نیست ، حواس من … حواس من …. حواس من به بیجاس ، به مقصدم می رسم ، میرم به سمت گلدیس ، بارون میاد نم نمک ، زمین شده کمی خیس ، برجو دارم می بینم ، نوستالژیام تو ذهنم ، تو دریای خاطره ، شناگر برهنه ام ، خواب سفید شب هام ، رنگ چشاتو میخواد ، سیاه سفید دو رنگی ، به شالتم که میاد !!
خب باز اومدم تا ببینیم این هفته تو دانشگاه شهرقدس چه خبرایی بوده. قبل از اینکه شروع کنم میخوام یه نکته ی جدی بگم. از این به بعد قبل از هر پست یه همچین پاراگرافی میذارم. همونطوری که قبلا هم گفتم به سخره گرفتن آدما به نظر من بدترین و زشت ترینه اعماله. چون ما تو سطح و جایگاهی نیستیم که بخوایم در مورد شخصیت و رفتار سایر آدما نظر بدیم. اما متاسفانه من بخاطر اعتلای سطح فرهنگی ! و جا افتادن سایت مجبورم سایرین رو بگیرم دستگاه که از صمیم قلب از همشون عذرخواهی می کنم.
مهمترین اتفاق این هفته که تو دانشگاه ما افتاد تجمع طنزآمیز دانشجوها بود . من برای نشون دادن عمق طنزیتش نیاز به تصویر داشتم که نمی دونم به چه دلیلی هیچ کدوم از دوستان حاضر نشدن یه چندتا عکس به من بدن. اما یکی از بلاگای دانشگاه تصویری رو منتشر کرد که فقط تو همین یه عکس چندین و چند سوژه ی خنده دار نهفته بود که با هم به پردازش این تصویر می پردازیم. همونطوری که تو عکس براتون زوم کردم ، می بینین که یکی از پسرا به جای عکس گرفتن از تجمع دانشجوها داره از دوست دختراش عکس می گیره. البته من این آقاپسره گل رو زیاد تو دانشگاه دیدم و هردفعه هم با چندتا دختر گرم اختلاط بود و به هیچ وجه با پسرا دیده نشده. من بهش پیشنهاد می کنم بره یه عمل جراحی ساده انجام بده و خودشو خلاص کنه.

عکس از وبلاگ Sgu-cg
یه سوژه دیگه اینکه یکی از پسرا زل زده تو دوربین. این بنده خدا هیچ وقت بازیگر خوبی نمیشه هرچند بازیچه ی خوبی شده ! یه نکته ی دیگه اینه که چندتا از دخترا تو سمت چپ تصویر ، شالای دور گردشونو گرفتن جلو دهنشون که به یقین برای این بوده که شناسایی نشن. حالا برفرض هم که بشناسنت مگه تو و دانشگاهی که توش درس میخونی اونقدر مهمه که بخوان مثلا محرومتم بکنن ؟ والا . یه چیز دیگه هم که تو عکس کشف کردم اینه که یه پسره بسیجی وسط اون جمع هست که خودش از نکات جالب این تجمع بوده.
اما بعد از این اتفاقات شخص رئیس جمهور برای حل مشکلات دانشجوهای شهرقدسی وارد دانشگاه شد و تو یکی از کلاسا به درخواستا و نامه های دانشجوها پاسخ داد. چون دید خیلی پسر خوبی هستم منو نشوند کنارش تا از نزدیک با چند و چون کار آشنا بشم و فردا پس فردا که رئیس جمهور شدم دقیقا بدونم که چطوری میشه حال مردمو گرفت. اون روز هم یکی از دوستان که کنار من نشسته بود حرکت جالبی انجام داد و از احمدی نژاد عکس گرفت.

یکی از روزای این هفته سر کلاس نشسته بودیم که از بیرون خبر رسید که تنی چند از دخترا دست به تجمع اعتراض آمیز زدن و قصد دارن پای برهنه عازم میدون قدس بشن و همونجا در جوار کبابی نماز ظهر و عصر رو اقامه کنن. البته ما نفهمیدیم اعتراضشون به چی هست اما یکی از دوستان پیشنهاد داد که ازشون عکس بگیریم و بذاریم تو سایت ، بعد در توضیحش بنویسیم که این تجمع برای اعتراض به استاد بوده. اما من بهش گفتم : نه ، باید یه مقدار اغراق داشته باشه. مثلا بگیم برای کمبود قرصای ال دی و اچ دی و آی یــــــــ..و دیـ…. اوه اوه ! یه دختره تو کلاسه که ! و بعد این دوستمون ابراز داشت که : اشکال نداره بابا خودشون می خورن. به هرحال من امیدوارم که اون خانم هنوز درس تنظیمو پاس نکرده باشه که درغیر اینصورت من ازش عذرخواهی می کنم.
البته سه ترم پیش یکی از بچه ها سر کلاس آمار وقتی که استاد آنتراک داد از یکی از دخترا جزوه گرفت که ببره کپی کنه. بعد یه لحظه چشمش میخوره به صفحه ی آخر جزوه و از تعجب چشاش میوفته رو زمین و ما باهاش تیله بازی می کنیم. تو اون صفحه با مداد نوشته شده بود فـ اک فـ اک فـ اک ….. به تعداد زیاد و به انگلیسی البته. من یادم نمیاد که فـ اک چی ، بالاخره یه چیزی مدنظرش بوده.. شاید یو بوده. اینا همه تحت تاثیر تهاجم فرهنگیه. مثلا چرا ننوشت من چیکاره بیدم آخه ؟ و یا دیجیتالم کجا بود ؟ یا حتی یه مقدار قدیمی تر ، می زنم تو اون مختا . خلاصه دوست ما به علت شلوغی انتشارات نتونست کپی بگیره و وقتی بعد از کلاس دوباره جزوه رو گرفت و دیدیم که فـ اک ها پاک شده. اون موقع سایت نداشتم وگرنه ازش عکس می گرفتم.
بچه های فوتبالی دانشگاه اطلاع دارن که مسابقات جام وحدت چند روزیه که شروع شده و چندتا از بچه های ما هم یه تیم دارن و نیازمند دعای خیر ما هستن تا تعداد گلایی که می خورن دو رقمی نشه. اما اسامی تیمای این جام خیلی جالب و خلاقانه اس و من به کسایی که این اسامی رو برای تیماشون پیدا کردن تبریک میگم و زرشک بلورین رو تقدیمشون می کنم. مکانیسم سید بندی و جدول این مسابقات هم در نوع خودش بی نظیره. مثلا سه تا تیم به فینال می رسن و یا دوتا ار تیما برای رسیدن به فینال سه تا بازی می کنن بعضیا پنج تا. به هرشکل من از همینجا برای تیم قدرتمند خستگان کامپیوتر و یا همون کیبورد یونایتد درخواست آمرزش و رحمت دارم و امیدوارم تو جهنم آقامحمدی اونجاشون زیاد نسوزه. (البته اگه تو سالن آقا محمدی برگزار میشه)

تو این هفته خیلی سعی کردم از یه دختری که تو دانشگاه بوت پوشیده عکس بگیرم ولی جرأت بالایی میخواد و نتونستم. به بچه ها میگم من عکس از بوت دخترا میخوام طوری که معلوم باشه اینجا دانشگاه شهرقدسه. اونام میگن بوت چیه دیگه ؟ حالا شما زیاد خودتونو ناراحت نکنین چون من حتما این عکسو تهیه و تا قبل از محرم منتشرش می کنم. خب اگه با من کاری نیست پس خداحافظش !
آپدیت نوشت : یه نکته ای رو بازم تکرار می کنم. من و هرکس دیگه ای این اجازه رو نداریم که درباره آدما قضاوت کنیم و یا بخوایم اونا رو بگیریم به سخره. هرکس که بخواد آبروی یه نفر دیگه رو ببره ایشالا خدا بزنه تو کمرش نصف شه ! (آخ کمرم!)




