تمام خونه غرق بوی عیده،یه عطری غیر هر روز و همیشه،میون ما یه شب راه از اینجا،همین شب تا سحر یک سال میشه

خستگون کامپیوتر !

نوشته شده توسط حامد 141 نمایش

سلام مستتر ! توی ایستگاه نشستم ، مترو بیاد سوار شم ، تا لحظه ی وصالش ، رو صندلی نشستم ، حواس من نه اینجاس ، حواس من نه اونجاس ، حواس من با من نیست ، حواس من … حواس من …. حواس من به بیجاس ، به مقصدم می رسم ، میرم به سمت گلدیس ، بارون میاد نم نمک ، زمین شده کمی خیس ، برجو دارم می بینم ، نوستالژیام تو ذهنم ، تو دریای خاطره ، شناگر برهنه ام ، خواب سفید شب هام ، رنگ چشاتو میخواد ، سیاه سفید دو رنگی ، به شالتم که میاد !!

خب باز اومدم تا ببینیم این هفته تو دانشگاه شهرقدس چه خبرایی بوده. قبل از اینکه شروع کنم میخوام یه نکته ی جدی بگم. از این به بعد قبل از هر پست یه همچین پاراگرافی میذارم. همونطوری که قبلا هم گفتم به سخره گرفتن آدما به نظر من بدترین و زشت ترینه اعماله. چون ما تو سطح و جایگاهی نیستیم که بخوایم در مورد شخصیت و رفتار سایر آدما نظر بدیم. اما متاسفانه من بخاطر اعتلای سطح فرهنگی ! و جا افتادن سایت مجبورم سایرین رو بگیرم دستگاه که از صمیم قلب از همشون عذرخواهی می کنم.

مهمترین اتفاق این هفته که تو دانشگاه ما افتاد تجمع طنزآمیز دانشجوها بود . من برای نشون دادن عمق طنزیتش نیاز به تصویر داشتم که نمی دونم به چه دلیلی هیچ کدوم از دوستان حاضر نشدن یه چندتا عکس به من بدن. اما یکی از بلاگای دانشگاه تصویری رو منتشر کرد که فقط تو همین یه عکس چندین و چند سوژه ی خنده دار نهفته بود که با هم به پردازش این تصویر می پردازیم. همونطوری که تو عکس براتون زوم کردم ، می بینین که یکی از پسرا به جای عکس گرفتن از تجمع دانشجوها داره از دوست دختراش عکس می گیره. البته من این آقاپسره گل رو زیاد تو دانشگاه دیدم و هردفعه هم با چندتا دختر گرم اختلاط بود و به هیچ وجه با پسرا دیده نشده. من بهش پیشنهاد می کنم بره یه عمل جراحی ساده انجام بده و خودشو خلاص کنه.

تجمع طنزگونه ی دانشجوهای شهرقدسی

عکس از وبلاگ Sgu-cg

یه سوژه دیگه اینکه یکی از پسرا زل زده تو دوربین. این بنده خدا هیچ وقت بازیگر خوبی نمیشه هرچند بازیچه ی خوبی شده ! یه نکته ی دیگه اینه که چندتا از دخترا تو سمت چپ تصویر ، شالای دور گردشونو گرفتن جلو دهنشون که به یقین برای این بوده که شناسایی نشن. حالا برفرض هم که بشناسنت مگه تو و دانشگاهی که توش درس میخونی اونقدر مهمه که بخوان مثلا محرومتم بکنن ؟ والا . یه چیز دیگه هم که تو عکس کشف کردم اینه که یه پسره بسیجی وسط اون جمع هست که خودش از نکات جالب این تجمع بوده.

اما بعد از این اتفاقات شخص رئیس جمهور برای حل مشکلات دانشجوهای شهرقدسی وارد دانشگاه شد و تو یکی از کلاسا به درخواستا و نامه های دانشجوها پاسخ داد. چون دید خیلی پسر خوبی هستم منو نشوند کنارش تا از نزدیک با چند و چون کار آشنا بشم و فردا پس فردا که رئیس جمهور شدم دقیقا بدونم که چطوری میشه حال مردمو گرفت. اون روز هم یکی از دوستان که کنار من نشسته بود حرکت جالبی انجام داد و از احمدی نژاد عکس گرفت.

احمدی نژاد درحال گرفتن نامه های مردمی

یکی از روزای این هفته سر کلاس نشسته بودیم که از بیرون خبر رسید که تنی چند از دخترا دست به تجمع اعتراض آمیز زدن و قصد دارن پای برهنه عازم میدون قدس بشن و همونجا در جوار کبابی نماز ظهر و عصر رو اقامه کنن. البته ما نفهمیدیم اعتراضشون به چی هست اما یکی از دوستان پیشنهاد داد که ازشون عکس بگیریم و بذاریم تو سایت ، بعد در توضیحش بنویسیم که این تجمع برای اعتراض به استاد بوده. اما من بهش گفتم : نه ، باید یه مقدار اغراق داشته باشه. مثلا بگیم برای کمبود قرصای ال دی و اچ دی و آی یــــــــ..و دیـ…. اوه اوه ! یه دختره تو کلاسه که ! و بعد این دوستمون ابراز داشت که : اشکال نداره بابا خودشون می خورن. به هرحال من امیدوارم که اون خانم هنوز درس تنظیمو پاس نکرده باشه که درغیر اینصورت من ازش عذرخواهی می کنم.

البته سه ترم پیش یکی از بچه ها سر کلاس آمار وقتی که استاد آنتراک داد از یکی از دخترا جزوه گرفت که ببره کپی کنه. بعد یه لحظه چشمش میخوره به صفحه ی آخر جزوه و از تعجب چشاش میوفته رو زمین و ما باهاش تیله بازی می کنیم. تو اون صفحه با مداد نوشته شده بود فـ اک فـ اک فـ اک ….. به تعداد زیاد و به انگلیسی البته. من یادم نمیاد که فـ اک چی ، بالاخره یه چیزی مدنظرش بوده.. شاید یو بوده. اینا همه تحت تاثیر تهاجم فرهنگیه. مثلا چرا ننوشت من چیکاره بیدم آخه ؟ و یا دیجیتالم کجا بود ؟ یا حتی یه مقدار قدیمی تر ، می زنم تو اون مختا . خلاصه دوست ما به علت شلوغی انتشارات نتونست کپی بگیره و وقتی بعد از کلاس دوباره جزوه رو گرفت و دیدیم که فـ اک ها پاک شده. اون موقع سایت نداشتم وگرنه ازش عکس می گرفتم.

بچه های فوتبالی دانشگاه اطلاع دارن که مسابقات جام وحدت چند روزیه که شروع شده و چندتا از بچه های ما هم یه تیم دارن و نیازمند دعای خیر ما هستن تا تعداد گلایی که می خورن دو رقمی نشه. اما اسامی تیمای این جام خیلی جالب و خلاقانه اس و من به کسایی که این اسامی رو برای تیماشون پیدا کردن تبریک میگم و زرشک بلورین رو تقدیمشون می کنم. مکانیسم سید بندی و جدول این مسابقات هم در نوع خودش بی نظیره. مثلا سه تا تیم به فینال می رسن و یا دوتا ار تیما برای رسیدن به فینال سه تا بازی می کنن بعضیا پنج تا. به هرشکل من از همینجا برای تیم قدرتمند خستگان کامپیوتر و یا همون کیبورد یونایتد درخواست آمرزش و رحمت دارم و امیدوارم تو جهنم آقامحمدی اونجاشون زیاد نسوزه. (البته اگه تو سالن آقا محمدی برگزار میشه)

گوشه ای از اسامی تیم های جام وحدت

تو این هفته خیلی سعی کردم از یه دختری که تو دانشگاه بوت پوشیده عکس بگیرم ولی جرأت بالایی میخواد و نتونستم. به بچه ها میگم من عکس از بوت دخترا میخوام طوری که معلوم باشه اینجا دانشگاه شهرقدسه. اونام میگن بوت چیه دیگه ؟ حالا شما زیاد خودتونو ناراحت نکنین چون من حتما این عکسو تهیه و تا قبل از محرم منتشرش می کنم. خب اگه با من کاری نیست پس خداحافظش !

آپدیت نوشت : یه نکته ای رو بازم تکرار می کنم. من و هرکس دیگه ای این اجازه رو نداریم که درباره آدما قضاوت کنیم و یا بخوایم اونا رو بگیریم به سخره. هرکس که بخواد آبروی یه نفر دیگه رو ببره ایشالا خدا بزنه تو کمرش نصف شه ! (آخ کمرم!)

جمعه, ۲۰ آذر ۱۳۸۸

بد کیست ؟

نوشته شده توسط حامد 123 نمایش

پانوشت : همونطوری که قبل تر هم گفته بودم من به شدت افکار ضد لیبرالیستی داشته و دارم. اما اتفاقات این چند ماهه باعث شد به حدی این تفکر درون من قوی بشه که الان پا رو فراتر گذاشتم و می تونم ادعا کنم که یه ضد ماتریالیست صرف شدم و نمودش رو تو زندگیم می بینم. علاقه نداشتن به پول ، کم خوری ، نرسیدن به وضع ظاهر و کوتاه نکردن ریش و موها ، بی علاقگی نسبت به خرید پوشاک جدید و حتی کم کردن دفعات حضور در دستشویی و نوشتن مطالب ضد مادی گرایی تو سایت از جمله این اعماله ! البته شخصا مشکلی با این وضعیت ندارم اما ذکر این جمله ی مهم ضروریه که : بیچاره زنم !!

سلام خوبان ! توی حموم نشستم ، خیره شدم به صابون ، به قطره های آبو ، رنگ صدای بارون ، کیسه تو این دستمه ، تو اون یکی هم لیفه ، از کینه های دنیا ، قلبم کر و کثیفه ، دستم بکِش ، کیسه بکش ، بکش تا خونم دربیاد ، بپاشه رو سقف بشه خیس ، پاک بشه خونم از گناه ، رقیق بشه خوب و تمیز !!

همه ی آدما فطرتا دنبال خوبی ها هستن و دوست دارن خوب باشن . اما پیچیده و گسترده شدن روابط انسانی این اجازه رو نمیده و اگرم بخوای خوب باشی نمیتونی. معیار خوبی تغییر کرده و رفتارایی که در گذشته بد و قبیح شمرده می شدن امروز به یه امر متداول دراومدن. اما ما نمیخوایم در مورد خوب بودن بحث کنیم. میخوایم بگیم کدوم دسته از آدما خوب نیستن و چرا

اصولا سیاستمدارا و کسایی که وارد سیاست میشن نمیتونن آدمای خوبی باشن. به هرحال بعضی جاها باید منافع خودشون و حامیاشون رو در نظر بگیرن و اگه نگیرن جای سواله. نیاز به توضیح بیشتر نیست چون همه می دونن که سیاستمدار هیچ وقت خوب نمیشه. من موافق این عقیده ی نیکولو ماکیاولی هستم که برای موفقیت سیاسی میشه دست به هرکاری زد. یا کلی تر ، هدف وسیله رو توجیه می کنه. هرچند همه ی سیاسیون خودشونو از این اصل مبرا می دونن اما نمیتونن ازش فرار کنن. البته این جمله در ورای سیاست و در روابط بین آدما هم صادقه و قطعا کسی که همچین نظری داره آدم خوبی نیست.

نیکولو ماکیاولی

مثال می زنم. مثلا من تو محیط دانشگاه تقریبا با هر قشری ارتباط و مراوده دارم اما گستردگی این ارتباطات بخاطر علائقم نبود. من پارسال به دلایلی می خواستم تجربه های ارتباطی خودمو بالا ببرم به همین علت سعی می کردم علاوه بر حرف زدن با همه ، خودمو بینشون خوب ( و حتی معصوم ) جلوه بدم تا به درجه ای از اعتماد به نفس برسم که بتونم به هدفم نائل بشم. خب من اینجا کار خطایی انجام ندادم اما ذات خودمو هم مخفی نگه داشتم و قطعا این عمل تعبیر به دورویی میشه. البته الان سعی می کنم دیگه اون رفتارو ادامه ندم و ارتباطاتم رو محدود کنم.

اگه پیگیر مطالب سایت باشین ، بخاطر میارین که من تو یکی از پستای سایت گفتم که تعدادی از دوستان من تو انتخاب واحدشون تخلف می کنن و با پارتی بازی زودتر از بقیه کلاسای دلخواهشون رو برمی دارن. بعد گفتم که نمیشه بهشون خرده گرفت چون حتی اگه منم جای اونا بودم این کارو می کردم. اما من جای اونا نیستم چون دنبال تقلب و زرنگی و درکل بدی نیستم. هرچی به بدی ها گرایش داشته باشی حوادث طوری اتفاق می افته که مورد دلخواه توئه و تو رو به سمت رفتار غلط سوق میده. و بالعکس .

یه مثال دیگه می زنم. بعضی از پسرا هستن که میگن آقا خود به خود همه چی ردیف شد و یه دختره چسبید به ما و پایه هم بود و مکانمونم جور شد و باقی قضایا . قطعا اگه اینچنین اتفاقی بیوفته و تو یه محلی من و یه دختر تنها باشیم و اون بخاره ، من نمی تونم کوتاه نیام . به هرحال ذات آدمه . اما چرا این اتفاق برای من نمی افته ؟ اصلا چرا هیچ دختری به من نزدیک نمیشه که بعدشم بخواد چنین اتفاقاتی بیوفته؟ یا اصلا من چرا پارتی یا مسافرت مختلط دعوت نمیشم ؟ چون دنبال این چیزا نیستم . وگرنه اگه یکی بهم بگه حامد ! پاشو بریم شمال دوتا دافم جور کردم عشق و صفا ! مگه من می تونم بگم نه ؟ اما به هیچ وجه این اتفاق نخواهد افتاد. البته به مسائل الهی و متافیزیکیش کاری نداریم. به هرشکل یه عده هستن که این چیزا رو قبول ندارن و من فقط حرفامو با منطق انسانی بیان می کنم.

شمال ایران

اگه تو آدمای اطرافتون دقت کرده باشین ، بعضیا هستن که میگن همه ی کسایی که دور و بر منن نامرد و بی همه چیز و احمقو کودن و تازه به دوران رسیده ان. قطعا ، شک نکنین کسی که همچین اعتقادی داره ذاتش به شدت خرابه و یکی از متدهای بد بودن برتر دونستن خوده. شاید شما بگین طرف مغروره. اما اینم باید التفات داشته باشین که غرور سرچشمه ی همه گناها و خطاهاس و بسته به میزان غرور هرکس میشه به بد بودنش و شدت رذایل اخلاقیش پی برد.

یا تو همین انتخابات . بعضیا ادعا می کردن مردم روستاها و شهرستانا عقل ندارن که به احمدی نژاد رای میدن. آخه اونا چی حالیشونه ؟ دو کیلو سیب زمینی داده بهشون خرشون کرده . یا میگن رای منو پس بدین. درحالیکه تعداد رای ها تو همه ی حوزه ها مشخصه و اگه هم قرار بر اعتراض باشه باید اونایی اعتراض کنن که تو همین شهرستانا و روستاها رای دادن. البته دلیل اعتراضشونم معلومه. میگن داهاتیا چی سرشون میشه که حالا بخوان اعتراضم بکنن. من قبل انتخابات گفتم طرفدار احمدی نژادم. یه عده اومدن و هی فحش و توهین کامنت گذاشتن و من مجبور بودم بیشتر به سایت سر بزنم و اینا رو حذف کنم. یا وقتی که سربازمعلم بوشهری از احمدی نژاد تعریف و تمجید کرد همه باهاش دشمن شدن و انگ نفهمی و جیره خور بهش زدن. درحالیکه این حق هرکسیه که از کاندیدای مورد علاقه اش حمایت کنه.

عبدالمحمد شعرانی ، سرباز معلم بوشهری

درکل میشه از این پست سه تا نتیجه گرفت. یکی اینکه سیاستمدارا نمیتونن خوب باشن. یکی دیگه اینکه کسایی که ادعا می کنن خوبن و بخاطر قرارگیری حوادث به سمت بدی سوق داده شدن ذاتا آدمای بدی هستن. و سوم اینکه آدمایی که دچار خودبرتر بینی شدن و به دیگران انگ بد بودن می زنن از بدترین آدما هستن. ویژگی بارز این دسته ی آخر هم اینه که دائم بقیه رو مسخره می کنن.

خب این سه تا معیار واسه شناخت یه آدم با صفات و ذات بد بود هرچند که شاید راهای دیگه ای هم واسه این شناخت باشه ولی فعلا اینا به ذهن من رسید. زنده باد عشق و مهربانی ، زنده باد عدالت و آزادی و در آخر زنده باد حامد و ……  !!

جمعه, ۳ مهر ۱۳۸۸

بستنی یخی آلبالویی !

نوشته شده توسط حامد 104 نمایش

سلام گلان و خوشگلان ! من مسخ و طلسم و جادو ، مست و ملنگ خیره ی به فرارو ، چاقوی دسته زردی ، تا انتها تا دسته ، رفته درون سینه ام ، سینه ی سِرّ و خسته ، قاتل من مشخص ، اما بی رد جرمه ، اون قرمزه از دو لب ، سورمه ئیه به سرمه ، میام و رسوا می کنم ، این حق من نیست مگه ؟ ، توی جراید مینویسم ، فقط زنده بمونم اگه !!

بازم بعد از یه مدت نسبتا طویل برگشتم. اول یه مقدار صحبت سیاسی بکنیم که خیلی وقته این کارو نکردیم. به هرحال همونطوری که مطلعید چند روز پیش دو سه تا از فعالای جناح چپ اومدن توی دادگاه و اعتراف به دست داشتن خودشون و چندتای دیگه به کودتا یا انقلاب مخملی کردن. من واقعا نمی دونم با اینا چیکار کردن و چطوری مغزشون رو شستن اما چیزی که مشخصه اینه که اینا حرفای خودشونه و اصولا سیاستمدارا آدمایی نیستن که با شکنجه و تهدید از نظرشون برگردن. به نظر من هم بحث انقلاب مخملی درسته اما سردسته هاشون موسوی و خاتمی و اینا نیستن. به هرشکل برخی از اصلاح طلبا روابط خودشونو با کشورای غربی و مخالفتشون رو با حکومت علنی بیان کردن و بعید هم نیست که آدمای اطراف موسوی از این دسته باشن.

اما من تا یه هفته قبل از انتخابات طرف موسوی بودم – که اشتباه هم می کردم – اما یه سری مسائل که من روشون حساسم باعث شد که از نظرم برگردم و الان به جایی رسیدم که اشتباهات رئیس جمهور رو هم توجیه می کنم. حالا این مسائل چی بود. اون اوایل خرداد که این پارچه های سبز مد شده بود یه تعداد از کسایی که چندان اطلاعات سیاسی نداشتن و اصلا تو باغ سیاست نبودن ، چه تو واقعیت و چه تو دنیای مجازی ، یه دفعه پارچه ی سبز بستن و آواتارشون سبز شد و سیاستمدار قهار شدن. این افردام بیشتر از آدمایی بودن که اسلام و قرآن و حتی خدا رو قبول نداشتن. بعد من کلیپ ورزشگاه آزادی رو دیدم که بیشتر شبیه کلوبای شبانه بود . دیگه کم کم دودل شدم . من نمی تونستم ببینم اینا از موسوی حمایت می کنن و منم طرفدار موسوی باشم. من افکار شدیدا ضد لیبرالیستی هم دارم و بعد از مناظره ها دیگه کاملا برگشتم و آخرش هم به کسی رای دادم که طرفداراش مذهبی تر بودن. کلا از شخصیت احمدی نژاد خوشم میاد. کسی که حتی اگه کارش یا حرفش اشتباه باشه روش وایمیسته و کم هم نمیاره. برعکسه افرادی امثال ابطحی و عطریانفر که صدوهشتاد درجه از موضع قبلیشون برگشتن. به هرحال بگذریم.

حالا بریم سراغ دانشگاه. خب نتایج دانشگاهای سراسری اعلام شده و برخی منتظر اعلام نتایج دانشگاه آزادن. من با دسته ی اول کاری ندارم و جالب اینجاست که با دسته ی دوم هم کاری ندارم ! مورد خطاب من اونایی هستن که میخوان بیان دانشگاه آزاد شهریار و حالا هم میخوان بدونن که این دانشگاه چطور دانشگاهیه. خب سعی می کنم به زودی یکی دوتا پست کامل در مورد دانشگاه برم و از مزایا و معایبش بگم. هرچند که اگه کلی و منطقی نگاه کنیم ، می بینیم که هیچ مزیتی نسبت به دانشگاهای معتبر و نیمه معتبر نداره.

اما شنبه ی این هفته استاد به کسایی که تاخیر داشتن گفته بود که برن و واسه همه بستنی بخرن. حالا شاید بگین که خیلی متحجرم ولی من اینطور فکر نمی کنم. اگه تو فیلمای صورتی و دبیرستانی هالیوود دقت کرده باشین ، همیشه بخشی که دخترا ناهارو هله هوله کوفت می کنن با جایی که پسرا کوفت می کنن مجزاس. توی ایرانم که وضع از این وخیم تره. ولی ما اومدیم به شکل مختلط بستنی میل کردیم اونم چی ، یخی. حالا از شما می پرسم ، من متحجرترم یا شریعتمداری؟

بستنی یخی آلبالویی میهن !

تازه این گوشه ای از عقاید چیز منه و زین پس آخر هر پست یه تیریپ از اینا میرم. دیگه هیچ حرفم نمیاد پس بدرودش!

پی نوشت : از فیلمایی که قهرمانش یا قهرماناش زنن به شدت متنفرم !

دوشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۸۸

شما منطقی هستید !

نوشته شده توسط حامد 131 نمایش

سلام دوستان عزیز و خوشگلم !! ( لفظ خوشگل عمومیت داره و منحصر به قشر و جنس خاصی نیست !)

میخوام یه مطلب کوتاهی رو خدمتتون عرض کنم و از شما هم انتظار دارم خیلی منطقی و بدون احساسات به این مطالبی که به عنوان برادر کوچیکترتون میگم التفات کنین.

ببینین عزیزان ، من فرض رو بر این میذارم که تو انتخابات تقلب گسترده شده ( هرچند که هنوز مصادیقش رو نمی دونم.) فرض رو هم بر این میذاریم که طبق گفته های آقای موسوی شورای نگهبان یک شورای فرمالیته و فرمایشیه و باز هم فرض رو بر این میذاریم که شما رهبری رو هم قبول ندارین. ( البته قبول نداشتن رهبری یعنی قبول نداشتن جمهوری اسلامی) خب حالا با این فرض ها ، حق شماست که اعتراض کنین و تو راهپیمایی ها شرکت کنین. اما دوستان من ، این نکته رو مبذول داشته باشین اگه بعد از تصدیق انتخابات توسط شورای نگهبان و رهبری بازم بخواین راهپیمایی کنین وضع به گونه ی دیگری رقم می خوره. اون موقع شما رو به عنوان نیروهای ضد انقلاب در نظر می گیرن و علاوه بر نیروی انتظامی سایر گروها هم به شدت با شما مقابله می کنن و حتا گروهایی هستن که از کشتن شما هم ابایی ندارن. حتا از ورود به خونه های شما هم باکی ندارن. اونوقت بعد از سرکوب شما که قطعا خسارات مالی و جانی زیادی برجا میذاره ، تهران وارد یه فضای به شدت امنیتی میشه و تا مدت ها به این منوال خواهد موند. مثلن برخی از گروهای متحجر به شما اجازه نمیدن دیگه با آستین کوتاه بیاین بیرون. اینو برای مثال گفتن تا خودتون حدیث مفصلو بخونین از این مجمل. باور کنین جدی میگم ، اونا هیچ ترسی از کتک زدن شما ندارن. شما اصلن نیروهای انتظامی مارو با غربی ها و مثلن فرانسه مقایسه نکنین.

اما راه چاره ای که من برای نشون دادن اعتراضات شما میدم اعتصابه سراسریه. اگه واقعن فکر می کنین که اکثریت کشور حامی آقای موسویه ، پس همه رو دعوت به یه اعتصاب سراسری بکنین. اینجوری نه تنها تهران بلکه کل ایران فلج میشه و دیگه اینقدر مردم هم اذیت نمیشن و شما هم آسیب نمی بینین و به دولت و رژیم هم ضربه وارد میشه. اما شما دائما به فکر راهپیمایی هستین درحالیکه این ها موقتی و زودگذراس و سرکوب راهپیمایی هم برای نیروهای انتظامی ما کار بسیار ساده ایه. اما دیگه نمی تونن جلوی اعتصاب رو بگیرن. البته چون تقریبن هیچ رسانه ای برای اطلاع رسانی وجود نداره کمی اجرای این کار سخته و چون این راهپیمایی هایی که الان هست بدون هماهنگیه ستاد آقای موسویه و نمی دونم حالا لفظ خودجوش رو میذارین روش یا تبعیت از شبکه های ماهواره ای ، امنیت شهر رو دچار مشکل می کنه.

به هرحال من که از آینده خبر ندارم و فقط پیش بینی های خودم رو ابراز کردم و اینم بگم که اصلن این اتفاقات رو با حوادث انقلاب مقایسه نکنین چون اون موقع کسایی که شاه رو قبول داشتن در اقلیت بودن اما الان کسایی که رهبری رو قبول ندارن در اقلیت هستن. هرچند مقایسه ی شاه و رهبر کار درستی نیست ولی به هرحال باید یه معیار واسه قیاس می دادم.

خب دوستان من ! برای اینکه فضای سایت رو به سمت دعوا نبرم ، نظرات غیرمنطقی و توهین آمیز شما رو حذف می کنم هرچند برخلاف اصول وبلاگ نویسیه منه. این رو هم مدنظر داشته باشین که من این پست رو فقط برای افزایش آمار بازدیدکننده ها زدم و اصلن حوصله ی کشوندن این بازی های سیاسی رو به سایت ندارم و نداشتم. اینم بگم که من در گذشته به آقای احمدی نژاد توهین می کردم و قبل از انتخابات طرفدارش شدم و خیلی منطقی ازش حمایت کرم. دلایل خاص خودم رو هم دارم. الان هم نسبت به هیچ فرد و حزبی تمایل ندارم و فقط تابع قوانین جمهوری اسلامی ام چون قبولش دارم و هرکس از طریق قانونی رئیس جمهور بشه ازش حمایت می کنم. دیگه خدانگهدارتون !

پی نوشت: گویا فری گیت آزاد شده. برای وارد شدن به برخی سایتا می تونین ازش استفاده کنین.

سه شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۸۸

شعارهای احمدی نژادی !

نوشته شده توسط حامد 515 نمایش

سلامی گرم بر دستان نرم شما ! سلام به روی ماهت ، به چشمون سیاهت ، به زلفای پریشون ، به ساعدَین بیرون ، به دکمه ی لباست ، به پوششای خاصت ، به پاچه های پاره ، به گفتنای آره ، سلام به تو تیرانداز ، درود به تو بازم باز !!!

به به ! چقدر حظ می کنم وقتی میام بیرون و می بینم چقدر هوا گرم شده و بوی مطبوع عرق در اتوبوسا و فروشگاها مشام رو می نوازه ! به به ! دیگه می چسبم به سقف وقتی که می بینم امتحانا داره شروع میشه و من همچنان توی نت پلاسم ! دیگه غرق لذت میشم وقتی به این فکر می کنم که تابستون تو این گرما چطوری باید برم دانشگاه ! به به !

خب دوستان من ! همونطوری که می دونین فردا روز انتخاباته و بالاخره مشخص میشه که دو رقیب چه تعداد رای کسب می کنن. البته تو اینکه احمدی نژاد رئیس جمهوره ، نمیشه زیاد شک کرد اما از اون طرف نمیشه زیاد هم رو آماری که هر دو رقیب ارائه می کنن حساب کرد. اما شما فرض کنین که من از هیچ نامزدی حمایت نکردم. همچنین فرض کنین که خودتون از هیچ کسی طرفداری نکردین. بدون حب و بغض به نوشته های زیر توجه کنین و بعد انصاف بدین ! انصاف بدین که واقعا تبلیغات هواداری موسوی تبدیل به ضدتبلیغات ( پادتبلیغات) شده و با این کارا به جای تخریب احمدی نژاد در نظر مردم ، اونو مظلوم و در نتیجه محبوبترش کردن. توهین به یه کاندیدا یعنی توهین به طرفداراش ! دیگه توهین مستقیم به هواداری یه کاندیدا که جای خود داره مخصوصن اگه اکثر جمعیت یک کشور حامی اون باشن !

یکی از صدها !

۱- گر مناظره ها یک هفته دیگر ادامه یابد تمام اموال مسروقه پیدا می شود. امروز احمدی نژاد آمده بود شهریار,هنگام عبور پیرزنی از میان جمعیت فریاد زد “اوسکل اوسکل” احمدی نژاد شنید و ایستاد و گفت:ببینید کیست مرا با نام کنعانیم صدا میکند؟

۲- سازمان جهانی بهداشت اعلام کرد : آمار دقیق ایرانیان مبتلا به آنفلانزای خری ، پس از شمارش آرای احمدی نژاد مشخص خواهد شد ! ( توهین محض به اکثر مردم دیندار و مومن)

۳- محمود بعد از مرگ مقابل خدا:

خدا جون من خیلی دوست دارم و به شما علاقه مندم, من نمیدونم واقعآ این آمار رو از کجا میاری!!!؟!!

من اینجا یه پرونده دارم مال یه خانومه! به نام مریم مقدس بگم!؟ بگم!؟ بگم!؟ ( به سخره گرفتن خدا و مسائل توحیدی توسط حامیان آقای میرحسین موسوی)

۴- شرکت مایکروسافت از احمدی نژاد برای توسعه برنامه «اکسل» تقاضای کمک کرد!

۵- احمدی نژاد اعلام کرد : در مناظره های بعدی تورم را به صفر می رسانم !

۶- به دلیل حضور گسترده هواداران موسوی در مصلای تهران و طنین شعار ((احمدی دروغگو حیا کن ، مملکت رو رها کن))، احمدی نژاد بدون سخنرانی و مخفیانه مجبور به ترک مصلای تهران شد… ( حالا دروغگو کیه؟)

۷- یک هفته ، دو هفته ، دکتر حموم نرفته ! یه ساله ، دو ساله ، دکتر لباس نداره !

۸- عمو آمارباف/بله دروغتو خوب بافتی؟ /بله به ملت انداختی؟/بله عمو اومده؟ چی چی رو برده؟ شرم و حیا / با صدای چی؟ بگم؟ بگم؟

۹- احمدی کم میاره ، ناموس وسط میاره

۱۰- فردا شب احمدی نژاد خطاب به رضایی: آقای رضایی من شما رو دوست دارم . نگید این حرفو ! من تعجب میکنم ! بگم کی حسین فهمیده رو هل داد زیر تانک ، بگم ؟ بگم ؟ ( اهانت به ارزش های جنگ و شهدا توسط طرفدارای آقای موسوی)

۱۱- آیا دقت کردید هر بار که موسوی چیز می گفت محمود یاد تبلیغاتش رو چی توز می افتاد و ۴دقیقه شکلک در می آورد؟

۱۲- احمدی نژاد : همه دیدن ، ما امروز کره شمالی رو سه بر صفر بردیم ، اسنادش هست من پرینت گرفتم روی کاغذ میتونید ببینید ، نوشته سه هیچ به نفع ایران ، توی کره هم همه خوشحال بودن شیرینی پخش میکردن و به ایران افتخار میکردن برای اینکه میدونن ایران داره به یه قدرت بزرگ ورزشی تبدیل میشه !

۱۳- پروین به احمدی نژاد رای می دهد . ( منم به پسرم تو سن ۱۶ سالگی گواهینامه می دادن بهش رای می دادم. )

۱۴- احمدی نژاد : امام رضا من شما رو دوست دارم. شما اومدی ایران چی داشتی ؟ الان چی داری؟ بگم ؟ من تعجب می کنم هرکسی به شما پول و زمین میده قبول می کنی؟! ( گستاخی به ساحت ائمه و مخصوصن امام رضا (ع) توسط هوارداران آقای موسوی)

۱۵- تنها چیزی که در دهان طرفداران احمدی نژاد دیده می شود چیز موسوی است.

۱۶- دیگه ازت بریدم ، بهت رای نمیدم ، پررو شدی محمود دورتو خط کشیدم ، همه حرفات دروغه آمارات دروغه ، مملکتو دور زدی حالتو بد می گیرم !

۱۷- راننده ای که ماشینش در حال سقوط است رو عوض نمی کنن !(ستاد انتخاباتی احمدی نژاد)

و بسیار جملات و تصاویر و فیلمای موهن نسبت به احمدی نژاد و هواداراش. توهین به شعور ملت ایران بخصوص شهرستانیا و روستاییا درحالیکه به نظر من اونا بیشتر از مردم مادی گرای تهران درک و فهم دارن. توهین به ظاهر رئیس جمهور که در هیچ جای دنیا همچین حرکتی برای تبلیغات صورت نمی گیره. اهانت به پرچم ایران با بهونه ی اینکه نماد حامیانه احمدی نژاده. توهین به پارچه های سبزی که نماد ساداته و بستن اونا به قلاده ی سگ و دست و گردن دخترای فاحشه و پسرای منحرف اخلاقی و ضد دین. و ….

حالا به نظر شما منی که برفرض یه آدم بی طرفم و میخوام به یکی از نامزدا رای بدم و اصلن از احمدی نژاد و افکارش خوشم نمیاد ، باید به موسوی رای بدم ؟ اینه معنی پادتبلیغات … !

آپدیت نوشت : خب یه تعداد شعار جدید به دستم رسید ! حالا قضاوت کنین ! مردم شهرستان و روستا شعور ندارن یا …. ؟!! احمدی نژاد و طرفداراش بی ادبن یا ….. ؟!!

۱۸- هرچی جواد مواده با احمدی نژاده ! ( اهانت به ملت ایران توسط حامیان آقای موسوی)

۱۹- بگم بگم بگم من از حسین می ترسم من از حسین می ترسم !

۲۰- اگه تقلب نشه موسوی پنجم میشه !

۲۱- آزادی اندیشه ، با ریش و پشم نمیشه !

۲۲- کلاغ پر ، گنجشک پر ، میمون پر ، الاغ پر ، احمدی پر ، احمدی که پر نداره خودش خبر نداره ! (تمسخر شخصیت ها که نمایانگر شعور پایین سیاسی طرفدارای آقای موسوی است.)

۲۳- احمدی به من گفت/ چی گفت؟ درگوش من گفت/ چی گفت؟ تو زیرزمین گفت/چی گفت؟ رو پشت بوم گفت/ چی گفت؟ من از حسین می ترسم ، من از حسین می ترسم !

۲۴- پول نفتو نخواستیم ، کاپشنتو عوض کن ! ( مشکل هوادارای آقای موسوی با ساده زیستی رئیس جمهور)

۲۵- بسیجی پول نفتو نخواستیم ، کشورمو رها کن !

۲۶- اتل متل توتوله ، دیکتاتور کوتوله !

۲۷- احمدی نژاد اعلام کرد،جهت رفاه حال بانوان،مدت بارداری را از ۹ ماه به ۵ ماه کاهش دادیم!سندشم موجوده !

۲۸- احمدی نژاد حیا کن ، سبزی فروشی وا کن ! (توهین به ساده زیستی رئیس جمهور)

همچنان به روز و اضافه می شود … !

و این است معنای ادب مرد ! زرشک !

مهم نوشت : منظور من از حامیان آقای موسوی در این پست ، اوناییه که این شعارا رو ساختن ! روی سخنم با طرفدارای منطقی میرحسین نبوده.

آپدیت نوشت ۲ : امروز پیامایی با این موضوعات واسه من میاد : طبق گزارشات مردمی ، موسوی در ۲۰ استان ۹۰ درصد آرا رو بدست خواهد آورد—- یک نفر در تهران از وجود روان نویس هایی خبر داد که جوهرشون رو میشه پاک کرد . – اگر تقلب نشه موسوی با فاصله ی بسیار زیاد پیروز خواهد شد ! اینا همه از سایتای قلم نیوز و کلمه استخراج میشه. علت این جوسازیا چیه ؟ مشخصه ! شکست حریف ! و اینطوری می خوان بگن که اگه احمدی نژاد رئیس جمهور شده با تقلب شده .

پنجشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۸۸