تمام خونه غرق بوی عیده،یه عطری غیر هر روز و همیشه،میون ما یه شب راه از اینجا،همین شب تا سحر یک سال میشه

عامل تبعیض و فساد !

نوشته شده توسط حامد 45 نمایش

سلام گریون ! پشت کلاس وایستادم ، خیره شدم به راهرو ، ساعتمو می بینم ، میخواد بشه ساعت دو ، یه امتحان مهم ، شروع میشه کمی بعد ، استرس و اضطراب ، به کلیه ها می زد ، اینا مهم نبود هیچ ، مهم تو بودی و قلب ، که توی سینه می زد ، با هر تپش سه تا نقب ، یکی برای اشکات ، که بارونه بهاره ، یکی برای دستات ، که حس و جون نداره ، دوست نداره نوشتن ، از نگارش بیزاره ، آخری هم برای ، حس لطیف و نرمت ، برای طبع پاکِت ، روشنیه نگاهت ، غرور د……ـه ات ، حجب و حیا و شرمت !!

گویا این سریال احساساتی شدن من پایان نداره. چند روز پیش گذرم به یه بلاگی افتاد با عنوان دست نوشته های امیر. بعد یه پسر و دوتا دختر نویسنده هاش بودن. تو این پستای آخر مثلا امیر که رئیسشونه دائما دخترا رو تهدید می کرد که برکنارشون می کنه و دخترا هم می گفتن نه ما هستیم ! خلاصه جو خیلی بچگانه ای داشت. اما نمی دونم چرا یهو زدم زیر گریه. های های می گریستم که بنده خدا جبرئیل اومد گفت : حامد چته نصفه شبی باز ؟ گفتم : ولم کن بابا ! مگه نمی بینی ؟ پسره الاغ نوشته دست نوشته های امیر بعد بیشتر پستاشو دخترا نوشتن. جبرئیل گفت : خب شاید دوست دختراشن. گفتم : نه بابا دوست دختر چیه ؟ بچه ان اینا. جبرئیل گفت : اه نگاه کُنا . خواستم یه ذره آرومت کنم حالا که نمیخوای به بال چپم. و من همچنان اینطوری بودم :   امروز متوجه شدم که یکی از دوستان بسیار دوست داشتنی ، حدود یه هفته پیش بدهکاریشو که حدود n تومن بوده صاف کرده ولی چون گروه بسته بوده نتونسته بره کارت امتحانشو بگیره و این موضوع علاوه بر اینکه خیلی ناراحتش کرده باعث شده که برای امتحان دادن دچار مشکلات عدیده بشه.آخه چرا؟ چرا کسی تو گروه نیست که کارا رو انجام بده ؟ بابا ، ملت گناه دارن ، حتما باید پشت مانیتور بزنم زیر گریه ؟ (اه اه ! مرتیکه سوسول خجالت نمی کشه با این همه ریش و سیبیل !)

چند وقت پیش رو خبرگزاریا یه مطلبی عنوان شده بود که زهرا امیر ابراهیمی با شبنم طلوعی یه تئاتر ضد ایرانی (ضد جمهوری اسلامی) روی صحنه بردن که به جزئیاتش کاری نداریم. چندی بعد شبنم طلوعی از اینکه گفتن اون بهاییه ناراحت شده و اذعان داشته که هرکس میتونه هر دین و تفکر و آیینی رو انتخاب کنه و بهایی بودن نه تنها عیب نیست بلکه کلی هم کلاس داره ! آخه عزیز من این فیلما رو واسه کسی دربیار که خبر نداشته باشه جیگر ! به هرحال اگه نمی دونین شبنم طلوعی کی هست ، خدمتتون عرض کنم که اگه سریال طنز بدون شرح یادتون باشه ، این خانم جزء همون بازیگرایی بودن که به همراه امیرحسین صدیق اواسط سریال به کار اضافه شدن و مثلا از یه مجله دیگه اومده بودن. در مورد خانم امیر ابراهیمی هم که توصیف لازم نیست فقط یه نکته ای برای من مبهمه. توی روزنامه ها و خبرگزاریا طوری در مورد این بازیگر نوشتن که گویا همه ی مردم فیلم سـ ک*س ایشون با اون پسره رو دیدن. والا اگه من دیده باشم ! (آخ ! کمرم!) ضمنا در زیر به یکی از عکسای لو رفته خیره می شویم :

به جان خودم آخرش این سایت هیتلر میشه !

همین چند روز پیش یه جا خوندم که شبکه ی فارسی ۱ خیلی اخه و بده و باعث ترویج بی بند و باری و بی خیالی و سست شدن بنیان های خانواده میشه و شبکه های داخلی باید یه گهی بخورن بالاخره. واقعا نمی دونم نوشتن این همه مقاله در مذمت شبکه های ماهواره ای و ترغیب شبکه های وطنی به ساخت آثار فاخر تا حالا چه سودی کرده که بازم بعضیا پیدا میشن که همین مطالب تکراری رو به خورد ما میدن. البته تو ابتذال شبکه های ماهواره ای شکی نیست اما نقد و تحلیل هم حد و مرزی داره. یه جایی تو همون مقاله نوشته بود که این شبکه با استفاده ی زیاد از رنگ صورتی باعث تحریک قوای جنـس*ی مردم میشه و ابراز داشته که وب سایت های پو*رنـ و هم از این رنگ استفاده می کنن. در ادامه نویسنده خاطر نشان کرده که رنگ صورتی در کنار رنگ های تیره فوق العاده تحریک آمیزه و با دیدن این رنگ ممکنه ملت اختیار از کفشون در بره و همونجا ایستاده یا نشسته عرضم به حضورتون که استمـ ن*اء کنن. نکته ی جالب این ماجرا اینجاست که من امروز یه لحظه به پیرهنم نگاه کردم دیدم سیری مایل به صورتیه. کاپشنم هم که مشکیه.

اقتضای سن من طوریه که کم کم دارم وارد جامعه میشم و از الان با مسئله ای برخورد کردم که درحال حاضر مهمترین دغدغه ی من در آینده اس. حالا جوامع دیگه رو نمی دونم ولی تا جایی که من فهمیدم اینجا تبعیض و پارتی بازی به شدت رواج داره. هرکی باباش یه کاره اییه ، هرکس عموش کارمنده جاییه ، هرکی داداشش یه جا مسئولیتی داره و خلاصه هرکی که یه جا یه آشنایی داره زودتر پیشرفت می کنه و هرکی هم که نداره تو گل دست و پا می زنه مثل … . از طرف دیگه تملق و زبون بازی هم رکن اساسی پیش افتادن کاراس. خب ، من که هیچ جا پارتی ندارم ، از چاپلوسی و منت کشی و کلا درخواست کردن هم منزجرم پس بهتره خفه خون بگیرم و بشینم تا آخر عمر با خودم ور برم و وبلاگ آپدیت کنم ! همونطور که مطلعین ، من برای هر حرفم یه تعداد مصداق میارم اما فعلا مصادیق این پاراگراف رو بی خیال شین که مغزم هیچ رقمه راه نمیده.

در آخر میخوام یه پرسشی رو مطرح کنم. به نظر شما عامل این تبعیض و فساد کیست ؟ آیا …..  …..د نیست ؟ آیا مسبب همه ی اینا زهرا امیر ابراهیمی نیست ؟ اگه نیست پس کیه ؟ (جمعیت درحالیکه مشت هایشان را گره کرده اند خطاب به پرتره ی بزرگ من که روی دیوار نصب است فریاد می زنند : مرگ بر تو ، مرگ بر تو ، مرگ بر تو ، تو تو تو! (بر وزن ای شاه خائن بخونین!) و من هم در حالیکه بی حرکت و با وقار تمام ایستاده ام ناگهان انگشت شست خویش را بالا آورده و طبق قانون دست راست در فیزیک ، به جمعیت حاضر نشان می دهم! (از خاطرات حامد، رهبر عظیم الشأن ایران در بیست سال بعد!) )

آپدیت نوشت : میگن به فیلم سفر به هیدالو بخاطر بازی زهرا امیر ابراهیمی مجوز اکران نمیدن. واسه اکران فتوا میخوان !

شنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۸۸

معرفی فیلم Poltergeist

نوشته شده توسط حامد 36 نمایش

سلام دلبکندم ! چل شدم و یه گوشه ، خیره شدم به دیوار ، داره میاد به سویم ، یا خل شدم یا بیمار ، روح می بینم روی سقف ، پوزه داره و منقار ، مست و ملنگ و جادوم ، خیره ی به فراروم ، چـِت زدنه من از توست ، نه از جنّه نه از گاست !!

خب دیدن فیلم Poltergeist یا به فارسی پولترگایست و به ترجمه ی فارسی یعنی ارواح شریر و اعصاب خراب باعث شد که جرقه ی یه همچین پستی بزنه به کله ام ! اول یه صحبتی درباره فیلم بریم !

فیلم Poltergeist محصول سال ۱۹۸۲ و به کارگردانی Tobe Hooper و تهیه کنندگی استیونه ! کلا همه ی کارای این فیلمو اسپیلی انجام داده فقط یه کارگردانیو مرام گذاشته و داده به اون یارو ! بازیگراشم که معروف نیستن پس بی خیالشون میشیم ! اما علت اصلی دانلود فیلم این بود که خواستم بیوگرافی اون دختر کوچولوی خوشگل فیلمو ببینم و لیستی از فیلمایی که بازی کرده رو مشاهده کنم که یه دفعه با عبارت Date of Death مواجه شدم. قضیه از این قرار بوده که این دختره تو سن ۶ سالگی فیلم پولترگایست رو بازی کرده و بعدش هم سری دو و سه ی این فیلمو. اما تو سال ۱۹۸۸ یه بیماری لاعلاج می گیره طوری که دستگاه گوارشش قادر به هضم مواد غذایی نبوده و بالاخره یه روز صبح که از خواب بیدار میشه دستاش کبود شدن و تو بیمارستان می میره.البته تو لحظه های آخر می گفته که حالش خوبه و نگران این بوده که مدرسه اش دیر نشه. ۱۳ سالش هم بوده بنده ی خدا. اسمشم Heather O’Rourke بوده . منم دلم واسش حسابی سوزید و فیلمو دانلود کردم. اما خود فیلم پولترگایست اصلا فیلم جالبی نبود و نمی دونم چرا تو imdb نمره ی خوبی گرفته البته از حق هم نگذریم اون دختره هم زیاد خوب بازی نمی کرد ! داستان فیلم هم درباره ی یه خونه اس که روی قبرستون ساخته شده و حالا ارواح اون قبرا اومدن حال آدمای تو خونه رو بگیرن !

Heather O'Rourke

اما قضیه ی این پولترگایست چیه ؟ پولترگایست یه کلمه ی آلمانی و به معنی ارواح شریر و قاطیه که میان یه محلی رو تسخیر می کنن و شروع به اذیت و آزار مردم می نمایند ( این اذیت و آزار با اون اذیت و آزار صفحه های حوادث روزنامه ها فرق داره !) مثلا صندلیو جابجا می کنن ، تلویزیونو خرد می کنن تو سر باباهه ، گوشته تو یخچالو می خورن و دست می کنن تو پریز برق ! خلاصه اعصاب معصاب خرابه !

اما برخی از دانشمندان و محققین گمنام دانشگاه ماساچوست به این نتیجه ی خیلی حیاتی رسیدن که آقا ! این ارواح و جنا و شیاطین سرخ نیستن که ملتو سرویس کردن ، بلکه این خود طرفه که کرم داره ! یعنی طرف اونقدر افسرده اس که تا در خود به خود بسته میشه فکر می کنه روحه و این فکر اونقدر تو ذهنش قوی میشه که کم کم با نیروی خودش همه چیزو به حرکت درمیاره. بیشترم تو دخترای نوجوون دیده شده که من خیلی دوسشون دارم ! الهی !!

اما یه سری محققین زحمتکش دیگه میگن که اون محققین گه اضافه خوردن که یه همچین گهی خوردن ! این کارا رو ارواح انجام میدن که تو بچگی ( زندگی ! ) خیلی عذاب کشیدن بندگان خدا و یا خودکشی کردن و یا یکی دیگه واسشون خودکشی کرده ! واسه همینم الان دارن حال می کنن و از زندگانی خویش ملذوذ میشوند !

اما به نظر نگارنده ، ارواح به هیچ وجه قابل رویت نیستن و اونا هم نمی تونن به این شکل وجود خودشون رو نشون بدن. به هرحال یه قوانینی هم این وسط هست دیگه. پس به عقیده ی من هرکی میگه من روح دیدم غلط کرده و باید اونقدر با باتوم بزنیش تا ارواح بابا ننه اش بیان جلو چشاش ! اما وجود جن رو قبول دارم ولی اونا هم به هیچ وجه بین آدما نمیان و اینایی هم که میگن با جنا ارتباط دارن یا راست میگن یا دروغ میگن که البته به نظر من درصد دروغش بالاتره ! پس اگه کسی گفت من جن احضارکردم شما بهش بگین بیجا کردی اگه میخوای جن ببینی برو پیش حامد ! که احتمالا اونم میگه بخواب بابا ، حامد کدوم خریه دیگه ! به همین علت قبل از اینکه به شخص شخیص من توهین بشه شما با باتوم اونقدر می زنینش تا معنی واقعی خر رو بفهمه ! ( چه کنایه ی لطیفی داشت !)

خلاصه اینکه آره ! هر لحظه مرگ در انتظار شماست پس همیشه سعی کنین حرفتون رو بزنین و اینقدر دست دست نکنین که یا خودتون بمیرین یا مخاطبتون ! آره قربون ! حالا اگه کارم ندارین ، خداحافظش !

پی نوشت : ضمنا ولادت امام زمان رو هم تبریک میگم.

پنجشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۸۸

۱۰ فیلم برتر من !

نوشته شده توسط حامد 121 نمایش

سلام علیکم . وصف تو گویم الان ، با یک زبان یک بیان ، آمیزه ای بی بدیل ، از فاستر و از لوهان ، حتی بگم که هستی ، به ز این و به ز آن !!!!!!

به به ! واقعا محظوظ میشم وقتی می بینم برخی مایکل جکسون رو پیغمبر ۱۲۴۰۰۱ ام می دونستن ! دیگه می چسبم به سقف وقتی به این فکر می کنم که مایکل چقدر بچه ها رو دوست داشت ، مخصوصا پسرا رو !! به به ! خرکیف میشم وقتی می فهمم مایکل جکسون مسلمون بوده و خودش هم نمی دونسته ! دیگه غرق لذت میشم وقتی می بینیم که قراره نمره ها تا چند روز دیگه بیاد ! به به !

خب عزیزان من همونطوری که واضحه من حدود یه هفته اس که آپدیت نکردم و دقیقا علتش هم اینه که چیزی واسه نوشتن نداشتم. نکته ی جالبش هم اینه که الانم ندارم ! ولی یه پستی بود که گذاشته بودمش واسه یه همچین مواقعی ، واسه روز مبادا ! قبلا گفته بودم که یه پست رو اختصاص میدم به بهترین فیلمای هالیوودی که دیدم و حالا هم رسیدیم به همون پست. البته شماره بندی فیلما به این معنی اولویتشون نیست و فقط برای نظمشونه.

۱- امریکن بیوتی ( American Beauty ) . فارسیش میشه زیبایی آمریکایی. اگه یه سر به پستای قبلی سایت بزنین متوجه میشین که علاقه ی خاصی به این فیلم دارم و فعلا بهترین فیلمیه که دیدم. یه پست رو هم بهش اختصاص دادم و نکات فیلمو درآوردم و اون وسط مسطا دو تا نظریه هم از خودم ول دادم ! اینکه چرا از این فیلم تا این حد خوشم اومده هم به خودم مربوطه !

american beauty cover

۲- فارست گامپ ( Forrest Gump ) . اون موقع که داشتم فارست گامپو میدیدم عید بود و من بخاطر تنهایی مفرط ، حس و حال نداشتم . ولی انصافا فیلم قشنگیه و باس اونا که اعتماد به نفسشون پایینه تجویز میشه !

forrest gump cover

۳- پالپ فیکشن (Pulp Fiction) . ترجمه ی فارسیش میشه داستانای عامه پسند. شاهکار تارانتینو که پنجمین فیلم برتر دنیا هم هست. با این سبک فیلمسازی که تارانتینو معرفی کرده خیلی حال کردم و احتمالن تابستون یه ۳gp با این سبک برم. یه روایت هم تو ذهنم دارم که نقش اولش هم رضاست !

pulp fiction cover

۴- دارک نایت (The dark Knight) که به فارسی میشه شوالیه ی تاریکی. اصولا فیلمایی که قهرماناش همیشه برنده نیستنو دوست دارم. می دونین ، یه حالت ضد هیرو و ضد قهرمان دارم ! از شخصیت ژوکر هم خوشم میاد. شخصیتی که همه چیزو از قبل پیش بینی می کنه. دوست دارم اینجوری باشم ! شمام دوست دارین؟ به ناخنم !

۵- ارباب حلقه ها : بازگشت پادشاه .( انگلیسیش طولانیه!) این پیتر جکسون هر چهار سال یه بار فیلم می سازه اما فیلم می سازه ها ! کلا سری ارباب حلقه ها جز خوشگلترین فیلمای تخیلیه و منم از این سبک خوشم میاد. یادم میاد بچه بودم عاشق گوزیلا بودم فقط نمی دونم چرا هر وقت می رسیدم پای تلویزیون ، آخراش بود !

۶- سکوت بره ها. (The Silence of the Lambs ). من شب این فیلمو دیدم و تا شب بعدش تو کف بودم ! ( البته بیشتر تو کف جودی فاستر ! ماشاالله جوون بوده چقدر گلاب به روم خوشگل بوده !) از شخصیت دکتر لکتر هم خیلی خوشم میاد. روانشناسی که با هرکی حرف بزنه طرف دیوونه میشه ! اگه می شد منم اینطوری بودم خیلی خوب می شد ! شمام دوست داشتین شبیه لکتر بودین؟ به ناخنم !

the silence of the lambs cover

۷- خانه ای از شن و مه (House of Sand and Fog) . اصلا انتظار نداشتم آخرش اینجوری تموم بشه. خیلی کوبنده و غیرقابل پیش بینی بود و با اینکه سکانس آخرشو اولش نشون داد بازم فکر نمی کردم یه همچین پایانی داشته باشه. کل فیلم یه طرف چند دقیقه ی آخرش هم یه طرف !

house of sand and fog cover

۸- کرش ( Crash) . یعنی تصادف. موضوع اصلیش نژاد پرستیه و یه چند تا داستان رو با هم روایت می کنه و آخرش این داستانا به هم می چسبن. کلا فیلم باحالیه.

crash cover

۹- دختران شرور ( Mean Girls ). گیر ندین دیگه ! به هرحال فیلمیه که یه ساله داره منو عذاب میده و یه نوستالژی شدید برام درست کرده. باور کنین جرئت نمی کنم دویاره ببینمش ! Just My luck رو هم همینطور. کلا به فیلمایی که لیندسی لوهان نقش بدبخت بیچاره ها رو بازی میکنه حساسم. همین چند روز پیش هم Bobby رو دیدم و با اینکه چند تا سکانس بیشتر بازی نمی کرد اما گند زد به احوالاتم. علت اثرگذاری فیلمای لوهان روی من هم به خودم مربوطه !

mean girls cover

۱۰- هرچی فکر کردم نتونستم از بین چند تا فیلم یکیشونو انتخاب کنم. ماتریکس ، Departed ، کینگ کونگ و یه چند تا فیلم دیگه. یه تعداد فیلم هم هست که هنوز ندیدمشون. مسیر سبز و رستگاری در شاوشنگ و سین سیتی و اینا .

به هرحال حدود نصف فیلمای بالا برنده ی اسکار شدن و این نشون میده که سلیقه ی من با سلیقه ی مردم و کارشناسای سینما هماهنگه و یه آدم نرمالی هستم ! دیگه حس نوشتن نیست و میخوام برم بخوابم ! پس بدرود !

پی نوشت : ببخشید این حرفو می زنم ولی کسایی که میگن اس ام اسو تحریم کنین تا حال مخابراتو بگیریم گویا نمی دونن که مخابرات دولتیه ! حقوق کارکنای مخابرات از جیب دولت پرداخت میشه و چه ما اس ام اس بزنیم و چه نزنیم اونا حقوقشونو می گیرن. فقط ممکنه یه مقدار دیرتر رو زیرساختا کار کنه . اصلن وقتی اس م اس ندیم باید زنگ بزنیم که هزینه اش چند برابر اس ام اسه. حالا من نمی دونم اینایی که این حرفا رو می زنن بچه کجان ولی عقل هم بسیار چیز خوبیست !

یکشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۸۸

تنظیم خانواده و جمعیت !

نوشته شده توسط حامد 318 نمایش

سلام سرخ دلم بر شما ! رمق در جانم پنبه دانه ، که گه لف لف خوری گه دانه دانه ، چنین بویی ندیدم تا به امروز ، که از گه نیست ، از دهانه !!!!

همونطور که از سربرگ پست مشخصه ، قراره با یه مطلب جالب مواجه بشیم! چندی قبل یکی از دوستان ازم خواسته بود که روش های بی درد خودکشی رو بهش معرفی کنم. حالا من علاوه بر روش های بی درد ، روش های بادرد و نصفه درد رو هم منتشر می کنم و ضریب شکست اون رو هم مشخص.

۱- قرصای لوراسپام و دیازپام. ضریب شکست : ۱۶% . تقریبا درحد with d.r.a.w.a.l . ممکنه که شما وسط کار پشیمون بشید و به درمونگاهی بیمارستانی جایی مراجعه کنین و خوب بشین. این روش به درد کسایی می خوره که قدرت تصمیم گیریشون خیلی بالاس و وقتی یه تصمیمی می گیرن دیگه ول کن ماجرا نیستن. اما به هرحال ضریب شکستش بالاس.

۲- پرش از ارتفاع زیاد بدون چتر. ضریب شکست : ۵% . در حدود o.c.p از نوع قرصش. امکان داره شما مثل گربه هفت تا جون داشته باشین و فقط دست و پا و سرتون بشکنه. این روش مناسب افرادیه که مرگ آنی و بی هیجان رو دوست ندارن و یا کسانی که قدرت تصمیم گیریشون پایینه چون اگه وسط راه پشیمون بشن دیگه هیچ غلطی نمی تونن بکنن!

۳- پریدن زیر مترو یا قطار یا تریلی درحال حرکت. ضریب شکست : ۳% . حدودا به اندازه ی آی یو دی. علت ضریب شکست سه درصدی اینه که امکان داره راننده ی تریلی تیز باشه و رد کنه و یا اینکه وقتی مترو از روی شما رد میشه ، فقط نصفتون کنه و مردم شما رو سریع برسونن بیمارستان. این روش هم به درد آدمایی می خوره که میخوان معروف بشن و با مرگای خشن و خون و خون پاشی حال می کنن. این شیوه برای آدمای افسرده هم پیشنهاد میشه.

۴- خوردن و یا تزریق سیانور. ضریب شکست : ۱%. تقریبا هم تراز i.m.p.l.a.n.t . با اینکه سیانور خیلی سریع عمل می کنه ولی بازم این احتمال وجود داره که شما سگ جون باشین و یکی هم سر برسه و اتفاقا کمکای اولیه هم بلد باشه و نجاتتون بده. این روش مناسب کسانیه که مرگ راحت و بی دردسر رو ترجیح میدن.

۵- طناب دار درحالیکه دستاتون بسته اس و زیر پاتون هم خالیه. ضریب شکست : ۲۰%. در حد مواد شیمیایی. خب مشخصه دیگه ، امکان داره طناب خوب بسته نشده باشه و یا طرف قبل از اینکه زیر پاشو خالی کنه پشیمون بشه و یا دستاشو نتونه ببنده و یا یکی سر برسه و از همه مهمتر ، پیدا کردن مکانه!

۶- هرچی فکر کردم نتونستم یه روشی پیدا کنم که مثل توبکتومی ۱۰۰% باشه. به کلت و گیوتین و باز گذاشتن شیرگاز هم فکر کردم ولی هیچ کدوم از اینا صد در صد نیستن. اگه شما می دونین به ما هم اطلاع بدین.

اما بحث دیگه ی این پست موضوع فیلمای شرکت داده شده توی جشنواره ی فیلم ….. است. در اینجا به بررسی فیلمای نامزد شده در این جشنواره می پردازیم.

۱- دیشب عمه اتو دیدم آیدا. کارگردان : سرکیس سرکیسیان. خلاصه ی داستان: بی خیال.

۲- کاری که نباید می شد ، شد. کارگردان : اسی دمخور و دوستان و برادران.(یه نفره این) خلاصه داستان : اشتباه زن و شوهری ، براشون اتفاقاتی به بار میاره که با مشکلاتی مواجه میشن و در آخر مجبور به استفاده از hd به مقدار زیاد میشن ولی این پایان کار نیست و ….

۳- قلقلکم میاد. کارگردان : مجید اسپیلبرگ. خلاصه داستان : یه پسری از خردسالی با این مشکل رو به رو بوده که هرکی بهش دست می زده قلقلکش میومده و حالا که بزرگ شده با مشکلات عدیده و مهمی درگیر شده.

۴- مشدی ، مراقب فرغونت باش! کارگردان : خود مشدی. خلاصه داستان : قصه ی یه کارگریه که بیشتر کاراش با فرغونه و اینقدر با فرغون کار کرده که همه چیو همه کس رو فرغون می بینه و ….

۵- زن ها بی عرضه اند. کارگردان: سهند فمینی نژاد. خلاصه داستان: مردی بعد از ازدواج می فهمه که یه سری موجودات به تعداد زیاد دارن وارد زندگیش میشن. بعد از کلی تحقیق و تفحص می فهمه که همسرش اصلا به برخی مسائل توجه نداره و نظم رو رعایت نمی کنه و کمی هم دچار فراموشیه. بنابراین مجبور میشه که خودش دست به کار بشه و ….

تنها فیلم خارجی شرکت کننده : he want an i.u.d . کارگردان :  p-o.r-n.o love .خلاصه داستان: پسری خواستار تغییر هویتشه اما نمی تونه و فساد اداری در پلیس مانع این کار میشه . بالاخره خودش مجبور میشه دست به کار شه و با کارد میوه خوری یه کارایی بکنه که یه دفعه ….

به برندگان این جشنواره یک دستگاه آی یو دی طلایی تعلق خواهد گرفت.

خب دوستان عزیزتر از جانم ، تا پستی دیگر بدرود.

پی نوشت۱ : یه روزی حالتو می گیرم چون داری پیاپی حالمو می گیری!

پی نوشت ۲: یه دختر ۱۴ ساله ی احمق اومده خونه و از تو کیفش یه قرص درآورده و به بابا مامانش نشون داده و گفته میخوام با این خودمو بکشم. البته به شوخی. بعد شب پدر مادرش میان می بینن که مسموم شده و می برنش بیمارستان ولی دختره صبح تلف میشه.اون قرصه هم قرص برنج بوده. حالا خوب شد یکی دو روز پیش این اتفاق افتاده وگرنه والدینش به خونخواهی بچه اشون میومدن سراغم! بابا من راه های خودکشی رو آموزش دادم ، دیگه نگفتم که برید اجراش کنین که !

سه شنبه, ۸ بهمن ۱۳۸۷

عکس و مکث ۲

نوشته شده توسط حامد 815 نمایش

سلام محبوبانم! سرخی چشمام از اشک نیست ، از خاکم نیست ، حتی می تونم بگم که از افتادن مژه توی چشمم هم نیست. بس که زل زدم به دیوار تا ببینمت ، پلکم گیر کرد و چشمم خشک شد و در نهایت رنگ سفیدش به قرمزی گرایید. ( چرا چرت میگم؟)

من یه آدم گرمایی هستم و پاییز و زمستونو دوست دارم. دوست دارم توی هوای سرد درحالیکه داره برف میاد یا داره نم بارون می زنه ، تو یه خیابون خلوت که اطرافش درختای بی شاخ و برگ و پای اون درختا یه جوب آب وجود داره قدم بزنم. هنوز به تنها بودن یا نبودنش فکر نکردم ولی تنها قدم زدن رو زیاد تجربه کردم. ضمنا این نوشته ی من ممکنه شبیه به یه مطلب تو یه وبلاگ دیگه باشه و خب به هرحال منم باید از یه جا الگو بگیرم دیگه!

روز دانشجو و روز خودم بر خودم مبارک!

من هرچی فکر می کنم می بینم هیچ مطلبی ندارم که بنویسم. بنابراین مجبور میشم آهنگ بذارم واسه دانلود یا اکانت اینترنت خیرات کنم . ولی برای تنوع هم که شده میخوام تو این پست یه چند تا عکس باحال بذارم. یه تعداد زیادی تصویر جالب دیگه هم داشتم که بخاطر سهل انگاری خودم از روی هاردم پاک شد.

چون حجم تصاویر بالاست برای دیدن باقی عکس ها حتما به ادامه مطلب مراجعه کنید!

چه اشکالی داره؟ یه بار که حدودای ساعت ۷ صبح داشتم می رفتم به محل تحصیلم ، دیدم یه دختر سیزده چهارده ساله داره دوچرخه سواری می کنه. چون نمی تونه تو ساعتای شلوغ بیاد بیرون مجبور شده اون ساعت از خواب بیدار بشه و سوار دوچرخه بشه. شایدم نه یه مسئله ی دیگه ای بوده به من و شما چه اصلا ! من نمی دونم رانندگی دوچرخه و موتور چه مشکل شرعی برای خانما ایجاد می کنه که سوار شدن بر ترکش نمی کنه؟ فهمیدین چی میگم؟ قیافه رو! منظورم اینه که بانوان ترک موتور سوار میشن خب حالا بیان راکب موتورم بشن. هان؟

برای دیدن سایر عکس و مکث ها رجوع بشه به ادامه مطلب.

ادامه مطلب …

شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۸۷