یه پسر خیلی عاشق ! (قسمت دوم)
سلام خوب من ! با غمت می میگسارم ، به دوریت دل میسپارم ، به عشقه رنجشم از تو ، به امیده ستم بر من ، که باز آیی و گویی ، من تو را رنجوده ام ؟ مــــــــــــن ؟! مـــــــــــــــن ؟!
آخی ! دلم واسه هیدر بالا می سوزه ! دلم واسه خودم هم می سوزه ! بگذریم . اولن خدمتتون یه نکته ای رو عارض بشم که این پست آخرین پستیه که من درباره مسائل جنسیتی می نویسم و اصلن از پرداختن به این گونه موضوعات دیگه خوشم نمیاد.
اما داستان به اونجا رسید که پسره از اینجا رونده شد و از اونجا مونده. با خودش گفت که اینجوری نمیشه که . پس بریم تو فاز افسردگی ! آره یه مدت تیریپ افسردگی برداشت ولی بعده یه مدت دید که دیگه افسردگی هم خز شده و حال نمیده ! بعد گفتش که باید خودمو سرگرم کنم تا دیگه یادش نیوفتم. یه مدتی هم رفت سرکار اما بازم بعده چند وقت دید که دهنش به قولی داره سرویس میشه و دیگه بی خیال شد. خلاصه گذشت و گذشت و یه دو سه سالی از اول ماجرا همینجوری گذشت و بازم گذشت. دیگه پسره زد به سیم آخر و لباساشو پوشید ( آخه تو خونه لخت می گشت!) و رفت که به طرف بگه که آره. تو مسیر در حالیکه غرق افکارش بود یه دفعه یه مسافرکش کودنه احمقه بی همه چیز با سرعت ۱۴۰ تا کوبید به پسره و مغزشو پاشوند به گاردریل و روده موده اشو پخش کف خیابون کرد ! هیچی دیگه مرد ! اینقدر نگفت تا آخرش ترکید !
اما دختره چی شد. آقا نگو این یه مشکلی داشته یعنی چند سال پیش یه به یه بیماری دچار شده بوده و مجبور شده بودن یه عضوشو قطع کنن. ضمنا سادیسم هم داشته. مثلن همیشه بطری آب میاورده سر کلاس و زرتی خالی می کرده رو دفتر دستک دوستاش ! در کل کسی باهاش حال نمی کرده . آخرش هم همون عموئه میاد باهاش رفیق میشه. بعد از حدود یه ماه هم دختره ایدز می گیره می میره. (می دونم کسی که ایدز می گیره ، چند سال طول می کشه تا بمیره ! ولی این قصه اس ، واقعی که نیستش که ! واقعیه ؟) از عموهه ایدز گرفت . حالا چرا عموهه نمرده بوده دیگه من نمی دونم حتمن سگ جون بوده.
نکته ی اخلاقی : همون نکته ی فیلم زیبایی آمریکایی با کمی دخل و تصرف: اگه از کسی خوشت اومد بزن بکشش وگرنه کشته میشی !
خب آخرش خوب نبود ؟ دیگه چه انتظاری دارین ؟ وقتی همه میگن این چرت و پرتا چیه و مزخرف ننویس دیگه انگیزه ای نمی مونه واسه نوشتن. الانم اصلن حس هزل و دلقک بازیم نمیاد. ضمنا برای نوشتن داستانای کوتاه دیگه شرط دارم . اینکه سایت اینترنت دانشگاه راه بیوفته ! خیلی هم دوست دارم که از طریق سایت وارد دنیای واقعی بشم و حداقل دیگه برای فان و سرگرمی نباشه. دیگه حرفم نمیاد ، پس با من خدانگهداری کنین.
پی نوشت : وقتی رو مود خوب نباشم همین میشه دیگه.
