خزنامه های من برای ریاست جمهوری !
سلام و سلام ! اگر دیدی خیاری بر درختی تکیه کرده ، بدون که خیار نبوده ، حامی موسوی بوده ! ( حالا خوبه ما خودمون حامی موسوی هستیم ! الان درستش می کنم !) یعنی اینکه هرکی عاشقه به موسوی رای میده !
به به ! واقعا حظ می کنم وقتی می بینم امیر تتلو هم خودشو قاطی آدما حساب کرده ! یا وقتی که پی می برم حمید فرخ نژادم فکر کرده کسیه ! میرم تو سایت متحجر فارس . به به ! عجب درو دافایی ! دیگه خرکیف میشم وقتی میرم تو این وبلاگ و می بینم یک دختر ترشیده چطور از فاطمه رجبی حمایت کرده ! می چسبم به سقف ! دیگه به غایت لذت می رسم وقتی فکر می کنم به اینکه هفته ی دیگه دو تا امتحان مهم دارم و الان میخوام اینجا رو آپدیت کنم ! به به ! ( این پست قبل از امتحانا نگاریده شده بوده !)
من قبل از هر چیز بگم که واقعن متاثر شدم وقتی آقای احمدی نژاد غم انگیزترین روز زندگیشونو بازگو کردن. سینه خواهم شرحه شرحه از فراق واقعا ! خاتمی هم غم انگیزترین روز زندگیش روزی بود که به سمت رییس جمهور ایران گوجه پرت کردن و کل حضار به نشونه ی اعتراض سالن رو ترک کردن. بگذریم. به هرحال به نظر من رییس جمهوری برای آقای احمدی نژاد زود بود و ایشون هم مثل علی دایی حیف شد !
چندی پیش گفته بودم که برنامه های خودم رو برای ریاست جمهوری اعلام خواهم کرد. خب الان وقتش رسیده و بخشی از برنامه ها و اهداف من رو از نظر میگذرونین :
۱- در بدو ورودم به پاستور ، تورمو می کنم نیم رقمی !
۲- اوباما رو میارم سعدآباد با هم یه چایی می زنیم و یه دیزی مشتی مهمونش می کنم. بعدش میشینیم پا قلیون !
۳- از اونجایی که بزرگترین مشکل مملکت ما گرون شدن خیاره ( منظورش میوه اس !) حتمن یه فکری واسه میوه جات می کنم . واسه این کار هم برنامه دارم. میخوام برم زمینای بایر کویرلوت و بکنم زمینای حاصلخیز کشاورزی !
۴- برای هدایت جوونا به راه راست از اهرم زور استفاده نمی کنم بلکه فرهنگسازی می کنم. اول از همه مدارس رو به اختلاط می کشونم و بعدش هم برای اینکه کلهم اجمعین فرهنگ داشته باشن میگم که هیچ کس حق نداره لباس بپوشه ! شاید این فرهنگسازی در کوتاه مدت جواب نده اما در درازمدت قطعا نتایجش رو خواهید دید ! ( شوخی می کنما ! پس فردا پیچ نشین !)
۵- به دانشجوها بها میدم. همه می دونن که من چقدر دانشجوها رو دوست دارم ! مخصوصن خوشگلاشونو !
۶- به دخترای دم بخت هم کمک می کنم که نترشن ! حتی میخوام از عراق و افغانستان پسر وارد کنم !
۷- حتمن یه وزارتی رو به خانم ها محول می کنم. فقط نمی دونم کدوم وزارتو ولی باید یه وزارتی باشه که لازم نباشه وزیر بره خارج از کشور ! یهو دیدی خارجیا به وزیر دست دادن و بعد وزیر مجبوره نهی نهی کنه !

۸- واسه ازدواج جوونا هم یه فکری می کنم . احتمالن از همین الان شروع کنم. به زودی سری دومه راه های درخواست رو میرم ! البته طنزشو !
۹- چهار پنج تا از این موشک جدیدا میفرستم فلسطین و اسرائیلو با خاک یکسان کنه ! هم از فلسطینیا راحت میشیم هم از اسرائیلیا هم فاله هم تماشا ! اصلن یه چند تا دیگه هم می فرستیم به اقصا نقاط جهان گیتی ! حال میده !
۱۰- نفتو میذارم تو سفره ی مردم . آقا بپا نفتی نشی !
۱۱- بعد از اینکه در ورزش مفرح فوتبال گلی زده شد ، به جای لفظ نامانوس گل ، همه بگین : لا اله الا الله !
۱۲- نفری هفت میلیون به مردمه پایین هیجده سال بابت سهام گازوئیل میدم ! برید حالشو ببرین کوچولو موچولوها ! ها ها ها ها … ! ( بچه بازه پست فطرت !)
۱۳- اما واسه دانشگاها . دخترای جوونو می کنم استاد دانشگاه ! اونوقت ببینین جوونا چه میل و رغبتی به درس و علم و دانشگاه پیدا می کنن !
۱۴- حتمن یه سر مسکو میرم ! شنیدم آدمای خوبی اونجا هستن !
۱۵- ورزش رو تو مملکت توسعه میدم. می دونین ، من به ورزش خیلی علاقه مندم منتها نمی دونم چرا ورزش نمی کنم. شدم مصداق جمله ی امام !
خب دیگه برنامه ام نمیاد و امتحانم دارم ! اما نکته ی اساسی کاندیداها اینه که همشون زن دارن و همسراشونم همیشه پیششونن و دست در دست هم میدن به مهر ! ولی من که زن ندارم !
خب حالا بریم سر یه بحث انتخاباتی دیگه. امروز که داشتم با اتوبوس رجعت می کردم به منزل ، تنی چند از جوانان برومند و غیور کشور که بسیار هم راحت و ازقضا بددهن هم بودن و هیچ رعایت انتهای اتوبوس رو نمی کردن ، در حال گفتگو و بحث با همدیگه بودن. ( جاهایی که نقطه چین گذاشتم یعنی اینکه حرفای بد بد می زدن !) ( و اینکه چرا من اعتراض نمی کردم این بود که کمی اغراق کردم ! زیادم داد نمی زدن !)
بد دهنه : ………. ممد ………. . خاتمی بی بند و باری رو رواج داد ولی اگه موسوی بشه گه می زنه !
نصفه بد دهنه ! : خوبه دیگه ! پس به موسوی رای میدی ؟
بد دهنه : احمق ! ( یه حرف بدی زد که من احمق رو جایگزینش کردم !) تو الان میری حال می کنی ، پس فردا که زن بگیری تو خیابون ………………….. !
بعد از یه مدت ….
بد دهنه : این اسکولو ببین ، استیلشو نیگا ! اصلن این کیه پیش کروبی وایستاده ؟
رفیقش : چه می دونم کیه ، حتمن خواسته بره پیش بچه محلاش بگه ما هم هستیم ! ( کرباسچی منظورشون بوده !)
بد دهنه : ………………… کروبی !
خب دوستان بدرود ! ( حال کردین چقدر ناگهانی خداحافظی کردم ؟!)
پی نوشت ۱ : یکی از افتخارات سایت اینه که مرتضی خانه قنقره یه کامنتی واسه ما گذاشتن. بسیار از ایشون و سایر کسانی که وقتی به یه جایی می رسن بازم میان کامنت میذارن تشکر می کنیم ! زیاد !
پی نوشت ۲ : اگه بتونم از درگیریای فکری خودم کم کنم قطعا مطالب فوق العاده ای می نگارم که علاوه بر اینترنت ، دنیا رو تکون خواهند داد !!! ( خالی بند !)



