تنگه ی استاد واشی !

نوشته شده توسط حامد 107 نمایش

سلام مه پاره ! رو تخته سنگ نشستم ، پاهام درون آبه ، چشام به سوی قله اس ، با اینکه گیجه خوابه ، دلم میگه برو پسر ، ریسک بکن هیچی نترس ، به آدما نیگا کن و ، راهتو کن مشی یه درس ، زندگی یعنی لذت ، عاشق بودن با ذلت ، هرچی دلت گفت بکن ، با هر سرشت و خصلت !!

پیرو پست قبل که درباره ی تحریک پذیری و تحریک کنندگی بحث کردیم ، این پست رو هم اختصاص میدیم به همین مسائل. چند شب پیش بخاطر تعریف و تمجید دوستان از فیلم امریکن پای ، قسمت آخرشو دانلود کردم و نشستم به دیدن. تا اواسط فیلم مشغول تماشا شدم ولی بخاطر جذاب نبودن داستان و رو اعصاب بودن فیلم بی خیالش شدم. اما نکته هایی که میشه از این سری فیلما برداشت کرد اینه که اولا این فیلما رو برای ما کشورای درحال توسعه و سنتی می سازن و میخوان فرهنگ مارو به فرهنگ خودشون نزدیک کنن. بعدش قصدشون اینه که بگن دانشجوها تو دانشگاهای غرب اصلا درس مرس نمی خونن و همش یا یکی زیرشون می خوابه یا یکی روشون ! این اعمال رو هم خیلی جذاب نشون میدن و به هرحال جوونا تو همه جای دنیا به این کارا علاقه مندن و فکر می کنن که چه خبره اونجا. خب ، بعد جوون این نوع فیلما رو می بینه و نمی تونه بره اونجا در نتیجه سعی می کنه تو دانشگاه خودش دست به این عملیتا بزنه.

واسه پسرا رو میگم. میاد یه دختر انتخاب می کنه و میره باهاش صحبت می کنه و یه شماره ای هم رد و بدل می کنن. بعد اگه دختره پا بود با هم میرن بیرون و کافی شاپ و پارک و اینجور جاها. بعد که یه مقدار صمیمی تر شدن کار به بوس و لب و اینا می کشه و بعد هم فلان میشه! بعد از یه مدت اینا می فهمن که زیادم با هم حال نمی کنن و می گردن دنبال کیسای جدید . بعد از اینکه تو این کار آدمای باتجربه ای شدن گروهی کار می کنن . مثلا چهارتا دخترو چهارتا پسر یه گروه تشکیل میدن و هرکدوم با یکی دیگه مچ میشن. اما اگه از هم خسته شدن یارو تعویض می کنن و چون چهار نفر بیشتر نیستن فقط تا سه تعویض مجازن! البته این اتفاقا بیشتر توی دانشگاهای سطح پایین اتفاق می افته.

اما صبحه شبی که فیلم امریکن پای رو دیده بودم برخی از دوستان منو دعوت به یه سفر تفریحی کردن و از اونجایی که من آدم یبسی هستم قبول نکردم اما به هرحال نخواستم روشونو زمین بندازم و ما راهی تنگه واشی شدیم. مکانیسم اونجا طوریه که باید از طول رودخونه رد بشی تا به آخرش یعنی جایی که نمیشه بیشتر پیش رفت برسی. اگه نرفتین می تونین تصور کنین که چه اتفاقی می افته. خانمای جوون پاچه ها رو تا زیر زانو می زنن بالا و کفششونو درمیارن و دمپایی می پوشن و به علت گرم بودن هوا روسری رو از پشت می بندن که بدین ترتیب سر و سینه های بلورینشون نمایون میشه. رفتن به همچین جایی برای کسایی که عاشق فوت فطیش هستن به هیچ وجه توصیه نمیشه !

نمایی از تنگه واشی

آدمایی که اومده بودنو می شد به سه دسته تقسیم بندی کرد. یکی افراد مرفه  که کلا خوشحال و شاد بودن. دیگه آدمای خزوخیل که اونا هم بالطبع خوش بودن. دسته ی سوم که خیلی هم اندک بودن قشر فرهیخته و دانشجو بود که ناراحت و دپ و بدبخت بیچاره ی فلک زده بودن ! به دو دسته ی آخر کاری نداریم و تو پاراگراف بعدی به توضیح درباره ی قشر اول می پردازیم.

من اونجا فهمیدم که اون بنده خدایی که توی رومای یاهو میگه یه بی غیرت می خوام که درباره خواهر و مادر و همسرش حرف بزنیم یه چیزی می دونه که اینو میگه. بذارین یه مثال بزنم. دختره که پاچه و آستینشو زده بالا و همونطور که وصف شد سر و سینه رو هم برون ریخته ، داره کنار دوست پسراش حرکت می کنه که یه دفعه به یه پسره که تو ارتفاع دو متری و بالای صخره ها نشسته میگه عینکتو دوباره می زنی؟ میخوام برم واسه دوستام تعریف کنم. حالا اون پسره هم با رکابی نشسته و هر هر می خنده و دوست پسرای این خانم مکرمه هم خنده اشون می گیره. یا چند بار دخترا بخاطر لیز بودن سنگای کف روخونه سر می خوردن و می افتادن تو بغل پسرا. بعد اون بحث گروهی و اکیپی که ذکرش رفت هم اونجا مصداق داشت و حتی بعضی از دخترا به سه نفر راضی نبودن و با حرکات و رفتارشون – که در فیلم های ضبط شده توسط ما موجوده – می گفتن که مشتاق هم آغوشی با پسرای هیکلی و ورزشکار و پولدار می باشند !

یه حرف بی ربط بزنم. فی الواقع نمی دونم ، اما فکر می کنم همونطوری که پسرای هیز از خانمای ورزشکار با بدنای آماده خوششون میاد عکسش هم صادق باشه و دخترا به پسرای ورزیده و ورزشکار ابراز علاقه کنن! این خوش اومدن ها فقط جنبه ی زیر شکمی و بالا تنه ای داره و اگه اینطور باشه من علاقه ای به حرفه ای ورزش کردن ندارم (+) . اما اگه لازم باشه و شرایط ایجاب کنه مجبور میشم به این عمل تن در بدم !

اما تو یه صحنه یکی از دخترا علاوه بر کشف حجاب مانتوی خویشتن از تن بدر آورده بود و با اینکه از جمعیت حدودا ۵۰ متری فاصله داشت اما همه ی آقایون گویی که رو به قبله برگشته باشن خیره به وی می نگریستند ! نکته ای که اینجا به چشم میاد اینه که حتی اگه طرف شب و روز تو پارتیو لای دخترا باشه اما اگه تو محیط بیرون یه دختری آستین کوتاه بپوشه به سرعت غددش ترشح می کنن و تحریک میشه ! خلاصه بگم که پسرا حتی رو بدن زشت ترین دخترا هم نظر دارن و این اشتها سیری ناپذیره. باور کنین اغراق نمی کنم اما اگه دختری علاقه مند بود که پسرا عاشق بدنش بشن و بگن اوه مای گاد چه س*کـ سی بادی هیچ ایرادی نداره که پوشش تنگ بپوشه و یا اصلا نپوشه! اگه هم پسری تمایل داشت که دخترا صرفا بخاطر هیکلش ازش خوششون بیاد هیچ مشکلی وجود نداره و می تونه تی شرت تنگ و شرت D&G بپوشه و یا اصلا نپوشه ! به قول جیگساو : make your choice ! حالا سوال اینه که من متحجرترم یا رادان ؟ تا شما رو جوابش فکر می کنین منم برم به تزکیه بپردازم ! خداحافظش همیشه !

پی نوشت : دیگه عمرا همچین پستی برم ! یعنی عمرنا !

دوشنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۸۸

معرفی فیلم Poltergeist

نوشته شده توسط حامد 44 نمایش

سلام دلبکندم ! چل شدم و یه گوشه ، خیره شدم به دیوار ، داره میاد به سویم ، یا خل شدم یا بیمار ، روح می بینم روی سقف ، پوزه داره و منقار ، مست و ملنگ و جادوم ، خیره ی به فراروم ، چـِت زدنه من از توست ، نه از جنّه نه از گاست !!

خب دیدن فیلم Poltergeist یا به فارسی پولترگایست و به ترجمه ی فارسی یعنی ارواح شریر و اعصاب خراب باعث شد که جرقه ی یه همچین پستی بزنه به کله ام ! اول یه صحبتی درباره فیلم بریم !

فیلم Poltergeist محصول سال ۱۹۸۲ و به کارگردانی Tobe Hooper و تهیه کنندگی استیونه ! کلا همه ی کارای این فیلمو اسپیلی انجام داده فقط یه کارگردانیو مرام گذاشته و داده به اون یارو ! بازیگراشم که معروف نیستن پس بی خیالشون میشیم ! اما علت اصلی دانلود فیلم این بود که خواستم بیوگرافی اون دختر کوچولوی خوشگل فیلمو ببینم و لیستی از فیلمایی که بازی کرده رو مشاهده کنم که یه دفعه با عبارت Date of Death مواجه شدم. قضیه از این قرار بوده که این دختره تو سن ۶ سالگی فیلم پولترگایست رو بازی کرده و بعدش هم سری دو و سه ی این فیلمو. اما تو سال ۱۹۸۸ یه بیماری لاعلاج می گیره طوری که دستگاه گوارشش قادر به هضم مواد غذایی نبوده و بالاخره یه روز صبح که از خواب بیدار میشه دستاش کبود شدن و تو بیمارستان می میره.البته تو لحظه های آخر می گفته که حالش خوبه و نگران این بوده که مدرسه اش دیر نشه. ۱۳ سالش هم بوده بنده ی خدا. اسمشم Heather O’Rourke بوده . منم دلم واسش حسابی سوزید و فیلمو دانلود کردم. اما خود فیلم پولترگایست اصلا فیلم جالبی نبود و نمی دونم چرا تو imdb نمره ی خوبی گرفته البته از حق هم نگذریم اون دختره هم زیاد خوب بازی نمی کرد ! داستان فیلم هم درباره ی یه خونه اس که روی قبرستون ساخته شده و حالا ارواح اون قبرا اومدن حال آدمای تو خونه رو بگیرن !

Heather O'Rourke

اما قضیه ی این پولترگایست چیه ؟ پولترگایست یه کلمه ی آلمانی و به معنی ارواح شریر و قاطیه که میان یه محلی رو تسخیر می کنن و شروع به اذیت و آزار مردم می نمایند ( این اذیت و آزار با اون اذیت و آزار صفحه های حوادث روزنامه ها فرق داره !) مثلا صندلیو جابجا می کنن ، تلویزیونو خرد می کنن تو سر باباهه ، گوشته تو یخچالو می خورن و دست می کنن تو پریز برق ! خلاصه اعصاب معصاب خرابه !

اما برخی از دانشمندان و محققین گمنام دانشگاه ماساچوست به این نتیجه ی خیلی حیاتی رسیدن که آقا ! این ارواح و جنا و شیاطین سرخ نیستن که ملتو سرویس کردن ، بلکه این خود طرفه که کرم داره ! یعنی طرف اونقدر افسرده اس که تا در خود به خود بسته میشه فکر می کنه روحه و این فکر اونقدر تو ذهنش قوی میشه که کم کم با نیروی خودش همه چیزو به حرکت درمیاره. بیشترم تو دخترای نوجوون دیده شده که من خیلی دوسشون دارم ! الهی !!

اما یه سری محققین زحمتکش دیگه میگن که اون محققین گه اضافه خوردن که یه همچین گهی خوردن ! این کارا رو ارواح انجام میدن که تو بچگی ( زندگی ! ) خیلی عذاب کشیدن بندگان خدا و یا خودکشی کردن و یا یکی دیگه واسشون خودکشی کرده ! واسه همینم الان دارن حال می کنن و از زندگانی خویش ملذوذ میشوند !

اما به نظر نگارنده ، ارواح به هیچ وجه قابل رویت نیستن و اونا هم نمی تونن به این شکل وجود خودشون رو نشون بدن. به هرحال یه قوانینی هم این وسط هست دیگه. پس به عقیده ی من هرکی میگه من روح دیدم غلط کرده و باید اونقدر با باتوم بزنیش تا ارواح بابا ننه اش بیان جلو چشاش ! اما وجود جن رو قبول دارم ولی اونا هم به هیچ وجه بین آدما نمیان و اینایی هم که میگن با جنا ارتباط دارن یا راست میگن یا دروغ میگن که البته به نظر من درصد دروغش بالاتره ! پس اگه کسی گفت من جن احضارکردم شما بهش بگین بیجا کردی اگه میخوای جن ببینی برو پیش حامد ! که احتمالا اونم میگه بخواب بابا ، حامد کدوم خریه دیگه ! به همین علت قبل از اینکه به شخص شخیص من توهین بشه شما با باتوم اونقدر می زنینش تا معنی واقعی خر رو بفهمه ! ( چه کنایه ی لطیفی داشت !)

خلاصه اینکه آره ! هر لحظه مرگ در انتظار شماست پس همیشه سعی کنین حرفتون رو بزنین و اینقدر دست دست نکنین که یا خودتون بمیرین یا مخاطبتون ! آره قربون ! حالا اگه کارم ندارین ، خداحافظش !

پی نوشت : ضمنا ولادت امام زمان رو هم تبریک میگم.

پنجشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۸۸

یه پسر خیلی مؤدب ! (قسمت اول)

نوشته شده توسط حامد 55 نمایش

سلام علینا ! add می کنم رد می کنه ، حال منو بد می کنه ، on نمیشه ، off بذارم شک می کنه ، پس می زنه ، کاری که با سگ می کنه ، ایمیلو چک نمی کنه ، به من که فکر نمی کنه ، نمی کنه نمی کنه نمی کنـــــــــه !!

اپیزود اول : خونه – پسر – مادر

- ننه ! یه ذره پول مول داری ؟ – واسه چی میخوای ؟ – حالا تو چیکار داری – بابات بفهمه ناراحت میشه مادر . ترکش کن این صاب مرده رو – نمیشه ، نمی تونم – باید زن بگیری. اون میتونه ترکت بده – من زن نمی گیرم به بچه هامم میگم زن نگیرین – وا ! اگه زن نگیری بچه از کجا میخوای بیاری ؟ – حلزونو دیدی ؟ – آره ! – خب دیگه ، مثل حلزون از برگ درختان و گیاهان تناول می کنم و با خودم ور میرم و بچه دار میشم ! – مادر این حرفا رو نزن زشته قباحت داره ! – بخواب بابا ! – امشب قراره بریم واست خواستگاری – چی ؟ خواستگاری کی ؟ – واسه تو دیگه  – می دونم ، میگم از کی میخوایم خواستگاری کنیم. ضریب هوشیت کانا ! – آهان ! خواستگاری دختره کوکب خانم ، همسایه ی خواهر شوهر اعظم اینا ! – هان ! خب اسمش چیه ؟ قیافه میافه چطوره ؟ سوات موات ؟ – اسمش ملامیناس. یعنی تو شناسنامه آسیه اس ولی بهش میگن ملامینا … – خب خوشگله ؟ – مثل یه پارچه ماه می مونه ! خودت باید بیای ببینی ، یه چی میگم یه چی میشنفی ! – باشه حله ، امشب بریم.

اپیزود دوم : خونه ی خانواده ی ملامینا – پسر – مادر – پدر – ملامینا – بابای ملامینا – مامان ملامینا

- بفرمایین شیرین کنین قابل شما رو نداره ، آق دوماد بفرمایین میل کنین ! – نه من نمی خورم – چرا ؟ مگه ما غریبه ایم ؟ – نه من فقط غذای ننه امو می خورم ! – دیگه میوه شیرینی رو که مامانتون نمی تونه تولید کنه که ! ( خنده فجیع خانواده ی عروس ) – هه هه هه از هرچی بگذریم سخن دوست خوشتر است ! هه هه ! – بله بهتره بریم سر اصل مطلب  – خب عروس گلم ، بلتی آش رشته درست کنی ؟ – با اجازه ی بزرگترا بله ! – میگم که اول بذارین جوونا با هم حرف بزنن ، به هرحال اونا حرف همو بهتر می فهمن بعد در مورد مسائل جانبی صحبت می کنیم . – بله برو پسرم برو اون پشت ! – پشت کی ؟

اپیزود سوم : خونه ی خانواده ی ملامینا ، اون پشت – پسر – ملامینا

- اِ خب از کجا شروع کنیم ؟ – شما بفرمایین اول – ببینین من خیلی به سیاست علاقه مندم و همیشه روزنامه می خونم اونم فقط اعتماد ملی ! – آفرین آفرین ! – شما هم علاقه دارین ؟ – آره خیلی زیاد ! – ببخشید نظرتون راجع به ملوانای انگلیسی چیه؟ – خب آدمای خوب و زحمت کشی هستن. می دونین خب آدم همش تو دریا باشه سخته دیگه ، موج میاد دهن مهنت سرویس میشه ! – نه ، اون ملوانا رو میگم که تو آبای ایران دستگیرشون کردن – کار خوبی کردن دستگیرشون کردن. حتما می خواستن ماهیای مارو صید کنن. – نه نظامی بودن. میگن واسه جاسوسی اومده بودن. البته اینا میگنا وگرنه من عاشق انگلیسیام. – آهان ! باید شکنجه اشون می کردن ، باباشونو میاوردن جلو چشاشون! – یه زنم توشون بوده ها ! – آره اونم باید می گرفتن یه کتکی بهش می زدن. باید جرش می دادن ! – بله ؟ - نه ! منظورم اینه که شیکمشو سرفه می کردن روده هاشو می ریختن سگ بخوره ! – ببینم شما اصلا اطلاعات سیاسی دارین ؟ - آره فقط این ملوانا رو نمی دونستم قضیه اشو – ببخشید شما مدرک تحصیلیتون چیه ؟ - فوق دارم – چه رشته ای ؟ - کاردانی مکانیک – فوق لیسانس کاردانی مکانیک ؟ - نه فوق دیپلم کاردانی مکانیک ! هه هه هه هه ! – پس بی سوادین ! – جان ؟ من بی سوادم ؟ من بی سواتم یا اون بابای مفنگیت ؟ من بی سواتم یا اون ننه ی ……. صدای بوق ……. ؟

ملوان زن انگلیسی

اپیزود چهارم : خونه ی خانواده ی ملامینا – پسر – مادر – پدر – ملامینا – بابای ملامینا – مامان ملامینا

- خب دیگه ، پس به میمنت و مبارکی به تفاوق رسیدین دیگه ! – با اجازه ی بزرگترا بله ! – حالا بریم سر مهریه و اینا ! – خب نظر شما چیه ؟ – یه شاخه گل رز ! چطوره ؟ – عالیه ! شیربهام که حتما سرش گرده ! – اینجوریه پس ؟! – دخترتون جهیزیه داره دیگه الحمدالله ! – نه نداره ! قراره تا وقتی دوماد خونه ی مستقل تهیه نکرده همینجا پیش خودمون باشن ! – ولی خونه ی شما هفتاد متره که ! – اشکال نداره ! یه اتاقشو میدیم به این دوتا نوگل شکفته ! – اِ ! پس سرو صداش چی ؟ میاد بیرون اینطوری که ! – سروصدای چی دوماد عزیزم ؟! – هیچی ! – پس حله دیگه ؟

اپیزود پنجم : بیرون خونه ی خانواده ی ملامینا – پسر – پدر – مادر

- ننه میخوام تنها برگردم یخده بفکرم به این قضایا – باشه گلم برو خوش باش ! از پیاده رو برو ! رسیدی زنگ بزن !

اپیزود ششم : سردخونه ی بیمارستان – پسر –  پدر – مادر – دکتر

- حقیقتش پسرتون داشته از خیابون رد می شده ، بعد چون لباسش تیره بوده یه مسافرکش کودن زده روده موده اشو کف خیابون پخش کرده و در رفته ! مغزشم انگار لای چرخا گیر کرده چون ما پیداش نکردیم ! حالا اگه رضایت میدین اعضای بدنشو اهدا کنیم به چهارتا نیازمند !! راستی ما چون هیچ کارت شناسایی از پسرتون پیدا نکردیم ، میگین که اسمش چیه اینجا یادداشت کنم ؟!

چهارشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۸۸

۱۰ فیلم برتر من !

نوشته شده توسط حامد 144 نمایش

سلام علیکم . وصف تو گویم الان ، با یک زبان یک بیان ، آمیزه ای بی بدیل ، از فاستر و از لوهان ، حتی بگم که هستی ، به ز این و به ز آن !!!!!!

به به ! واقعا محظوظ میشم وقتی می بینم برخی مایکل جکسون رو پیغمبر ۱۲۴۰۰۱ ام می دونستن ! دیگه می چسبم به سقف وقتی به این فکر می کنم که مایکل چقدر بچه ها رو دوست داشت ، مخصوصا پسرا رو !! به به ! خرکیف میشم وقتی می فهمم مایکل جکسون مسلمون بوده و خودش هم نمی دونسته ! دیگه غرق لذت میشم وقتی می بینیم که قراره نمره ها تا چند روز دیگه بیاد ! به به !

خب عزیزان من همونطوری که واضحه من حدود یه هفته اس که آپدیت نکردم و دقیقا علتش هم اینه که چیزی واسه نوشتن نداشتم. نکته ی جالبش هم اینه که الانم ندارم ! ولی یه پستی بود که گذاشته بودمش واسه یه همچین مواقعی ، واسه روز مبادا ! قبلا گفته بودم که یه پست رو اختصاص میدم به بهترین فیلمای هالیوودی که دیدم و حالا هم رسیدیم به همون پست. البته شماره بندی فیلما به این معنی اولویتشون نیست و فقط برای نظمشونه.

۱- امریکن بیوتی ( American Beauty ) . فارسیش میشه زیبایی آمریکایی. اگه یه سر به پستای قبلی سایت بزنین متوجه میشین که علاقه ی خاصی به این فیلم دارم و فعلا بهترین فیلمیه که دیدم. یه پست رو هم بهش اختصاص دادم و نکات فیلمو درآوردم و اون وسط مسطا دو تا نظریه هم از خودم ول دادم ! اینکه چرا از این فیلم تا این حد خوشم اومده هم به خودم مربوطه !

american beauty cover

۲- فارست گامپ ( Forrest Gump ) . اون موقع که داشتم فارست گامپو میدیدم عید بود و من بخاطر تنهایی مفرط ، حس و حال نداشتم . ولی انصافا فیلم قشنگیه و باس اونا که اعتماد به نفسشون پایینه تجویز میشه !

forrest gump cover

۳- پالپ فیکشن (Pulp Fiction) . ترجمه ی فارسیش میشه داستانای عامه پسند. شاهکار تارانتینو که پنجمین فیلم برتر دنیا هم هست. با این سبک فیلمسازی که تارانتینو معرفی کرده خیلی حال کردم و احتمالن تابستون یه ۳gp با این سبک برم. یه روایت هم تو ذهنم دارم که نقش اولش هم رضاست !

pulp fiction cover

۴- دارک نایت (The dark Knight) که به فارسی میشه شوالیه ی تاریکی. اصولا فیلمایی که قهرماناش همیشه برنده نیستنو دوست دارم. می دونین ، یه حالت ضد هیرو و ضد قهرمان دارم ! از شخصیت ژوکر هم خوشم میاد. شخصیتی که همه چیزو از قبل پیش بینی می کنه. دوست دارم اینجوری باشم ! شمام دوست دارین؟ به ناخنم !

۵- ارباب حلقه ها : بازگشت پادشاه .( انگلیسیش طولانیه!) این پیتر جکسون هر چهار سال یه بار فیلم می سازه اما فیلم می سازه ها ! کلا سری ارباب حلقه ها جز خوشگلترین فیلمای تخیلیه و منم از این سبک خوشم میاد. یادم میاد بچه بودم عاشق گوزیلا بودم فقط نمی دونم چرا هر وقت می رسیدم پای تلویزیون ، آخراش بود !

۶- سکوت بره ها. (The Silence of the Lambs ). من شب این فیلمو دیدم و تا شب بعدش تو کف بودم ! ( البته بیشتر تو کف جودی فاستر ! ماشاالله جوون بوده چقدر گلاب به روم خوشگل بوده !) از شخصیت دکتر لکتر هم خیلی خوشم میاد. روانشناسی که با هرکی حرف بزنه طرف دیوونه میشه ! اگه می شد منم اینطوری بودم خیلی خوب می شد ! شمام دوست داشتین شبیه لکتر بودین؟ به ناخنم !

the silence of the lambs cover

۷- خانه ای از شن و مه (House of Sand and Fog) . اصلا انتظار نداشتم آخرش اینجوری تموم بشه. خیلی کوبنده و غیرقابل پیش بینی بود و با اینکه سکانس آخرشو اولش نشون داد بازم فکر نمی کردم یه همچین پایانی داشته باشه. کل فیلم یه طرف چند دقیقه ی آخرش هم یه طرف !

house of sand and fog cover

۸- کرش ( Crash) . یعنی تصادف. موضوع اصلیش نژاد پرستیه و یه چند تا داستان رو با هم روایت می کنه و آخرش این داستانا به هم می چسبن. کلا فیلم باحالیه.

crash cover

۹- دختران شرور ( Mean Girls ). گیر ندین دیگه ! به هرحال فیلمیه که یه ساله داره منو عذاب میده و یه نوستالژی شدید برام درست کرده. باور کنین جرئت نمی کنم دویاره ببینمش ! Just My luck رو هم همینطور. کلا به فیلمایی که لیندسی لوهان نقش بدبخت بیچاره ها رو بازی میکنه حساسم. همین چند روز پیش هم Bobby رو دیدم و با اینکه چند تا سکانس بیشتر بازی نمی کرد اما گند زد به احوالاتم. علت اثرگذاری فیلمای لوهان روی من هم به خودم مربوطه !

mean girls cover

۱۰- هرچی فکر کردم نتونستم از بین چند تا فیلم یکیشونو انتخاب کنم. ماتریکس ، Departed ، کینگ کونگ و یه چند تا فیلم دیگه. یه تعداد فیلم هم هست که هنوز ندیدمشون. مسیر سبز و رستگاری در شاوشنگ و سین سیتی و اینا .

به هرحال حدود نصف فیلمای بالا برنده ی اسکار شدن و این نشون میده که سلیقه ی من با سلیقه ی مردم و کارشناسای سینما هماهنگه و یه آدم نرمالی هستم ! دیگه حس نوشتن نیست و میخوام برم بخوابم ! پس بدرود !

پی نوشت : ببخشید این حرفو می زنم ولی کسایی که میگن اس ام اسو تحریم کنین تا حال مخابراتو بگیریم گویا نمی دونن که مخابرات دولتیه ! حقوق کارکنای مخابرات از جیب دولت پرداخت میشه و چه ما اس ام اس بزنیم و چه نزنیم اونا حقوقشونو می گیرن. فقط ممکنه یه مقدار دیرتر رو زیرساختا کار کنه . اصلن وقتی اس م اس ندیم باید زنگ بزنیم که هزینه اش چند برابر اس ام اسه. حالا من نمی دونم اینایی که این حرفا رو می زنن بچه کجان ولی عقل هم بسیار چیز خوبیست !

یکشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۸۸

معرفی فیلم The Wrestler

نوشته شده توسط حامد 114 نمایش

سلام بر محبوبان دلم ! سلام به چشم نافذ ، به ساعدَین بارز ، به شلوار جین تنگ ، فیروزه ایِ پررنگ ، به نازکی لبخند ، به گیسوان دربند ، به پلک بی بدیلت ، غرور بی دلیلت ، به اسم و نام زیبات ، برق نگاه گیرات ، سلام به تو دلارام ، درود به من ، به شعرام !!

به به ! واقعا می چسبم به سقف وقتی می بینم امتحانا شروع شده و من هنوز مثل گذشته انگیزه ای واسه درس خوندن ندارم ! به به ! غرق حظ میشم وقتی وسط ارباب حلقه ها خوابم می بره ! می چسبم به سقف وقتی به این فکر می کنم که کره ی شمالی هفت هشت تا از برزیل تو جام جهانی می خوره ! دیگه خرکیف میشم وقتی با خودم میگم که کاش منم تو این تظاهراتا کشته می شدم و الان پیش حوریا حال می کردم ! به به ! ( حوری نخواستیم بابا ! همین زمینیشم باشه از سرمون زیاده ! )

خب دوستان دیگه کم کم داره تب و تاب تظاهرات و قتل و غارت و اتوبوس ترکوندن می خوابه. ولی اگه بازم خواستین شلوغ کنین ، برین بالاها . برین شرق . یا حتا غرب . برید تهرانپارس ، قیطریه ، زعفرانیه ، سعادت آباد و اینجاها. مردم مرکز شهر بخصوص کریمخان و بلوار کشاورز و کلا حوالی میدون ولیعصر آخه چه گناهی کردن بندگان خدا ؟ خب اونام میخوان از خونه بیان بیرون ، میخوان آسایش داشته باشن بابا ! یه مقدار رعایت کنین دیگه !

اما بحث اصلی این پست ، معرفی فیلم The Wrestler هستش. این فیلم محصول سال ۲۰۰۸ هالیوود و به کارگردانیه Darren Aronofsky و بازی Mickey Rourke و Marisa Tomei هرزه ی پیره ! روایت کلی فیلم درباره ی یه کشتی کج کاره که برای درآوردن خرج زندگیش مجبوره بره رو رینگ و کتک بزنه و کتک بخوره. اما چون سنش زیاد شده و از شغلش هم درآمدی نداره ، افتاده به پیسی و شبا مجبوره تو ماشینش بخوابه . ولی توی دیسکو یا کلوب با یه رقاصه آشنا شده و کم کم عاشقش میشه و کار به بوس و بوس کشی می کشه ! خلاصه ! این بابا یه دختری هم داره که ۶۰ ساله ندیدتش و حالا براثر حوادثی یادش می افته که ای بابا ! من یه دخترم داشتما فکر کنم ! که بازم بر اثر یه اتفاقاتی دخترش هم  طردش می کنه و دیگه ادامه ی داستان رو نمیگم تا هم دماغتون بسوزه و هم پاشید برید فیلمو ببینین !

از نکات فیلم میشه یه این نکته توجه داشت که اگه به کاری علاقه دارین ولی شما رو از زار و زندگی انداخته ، بازم به انجام اون کار ادامه بدین. نکته ی دیگه اش اینه که بعضی از کارای دنیوی و مادی مارو از پرداختن به معنویات و جذب محبت و عاطفه بازمی داره. کلا فیلم نکات زیادی نداره ولی مهمترین نکته اش همون واسه نونه واسه نونه ی اصفهانیه !

the wrestler cover

واقعا نمی دونم فیلم چی داره که نمره ی به این خوبی تو imdb گرفته .احتمالن بخاطر مواضع ضد ایرانیش باشه. ضمنا فیلم پر از صحنه های نادیتی ( عریانی ) و غیراخلاقیه و اصلن برای افراد زیر ۲۰ سال توصیه نمیشه ! اون زنه هم نامزد جایزه ی بهترین نقش مکمل زن توی اسکار امسال بوده. همونطوری که گفتم هرکی تو فیلمش لخت نشه تو اسکار هم نامزد نمیشه ! به هر حال کشتی گیر یه فیلم قشنگ و سرگرم کننده اس ولی تاثیرگذار نیست. مثلن فیلمایی مثل امریکن بیوتی و فارست گامپ واقعا تاثیرگذارن و حتا امریکن بیوتی رو زندگی من هم تاثیر گذاشت ! جدی میگم ! واسه همینم هست که اینقدر روش مانور میدم ! الانم شبا که خوابم نمی بره و یهو یاد فیلم میوفتم ، یه سری نکات جدید از توش کشف می کنم ، با اینکه سه ماه پیش فقط یه بار دیدمش !

اما از هرچه بگذریم سخن یار خوش تر است ! ( سخن دوست حالا ! چه توفیری داره ؟!) آقا من هنوز تو کف این نظریه ی پیش فرض خودم هستم و به هرچی که فکر می کنم ، می بینم این قضیه در موردش صدق می کنه. حتمن اگه وقت کردم یه کتاب درباره اش مینویسم !

در مورد انجمن هم بگم که من چند ماه وقت گذاشتم و یه انجمن شسته رُفته روی سایت نصب کردم. اما به دلیل اینکه سرور سایت رو از ایران بردم آلمان و این انجمن هم کپی رایت داره و باید اونو خرید ، فعلن بلا استفاده مونده. برای راست و ریس کردن یه انجمن جدید هم باید کلی وقت و انرژی بذارم که فکر نمی کنم یه همچین کاری بکنم. حالا ایده ی شما چیه ؟ همین انجمنو بازش کنم تا ببینیم چی میشه یا اینکه بی خیالش شم ؟ یا اینکه کلی پول بی زبونو بریزم تو جیب اجنبیا ؟ به هرحال اگه با من کاری نداره پس خدانگهدارش باشه ! ( کی؟)

پی نوشت : برای ورود به انجمن می تونین به آدرس زیر برید و با یوزر و پسوردی که اینجا نوشتم وارد و از امکانات انجمن مطلع بشید.

www.himra.com/forum

username:  test

password:   himra

چهارشنبه, ۳ تیر ۱۳۸۸

شما منطقی هستید !

نوشته شده توسط حامد 137 نمایش

سلام دوستان عزیز و خوشگلم !! ( لفظ خوشگل عمومیت داره و منحصر به قشر و جنس خاصی نیست !)

میخوام یه مطلب کوتاهی رو خدمتتون عرض کنم و از شما هم انتظار دارم خیلی منطقی و بدون احساسات به این مطالبی که به عنوان برادر کوچیکترتون میگم التفات کنین.

ببینین عزیزان ، من فرض رو بر این میذارم که تو انتخابات تقلب گسترده شده ( هرچند که هنوز مصادیقش رو نمی دونم.) فرض رو هم بر این میذاریم که طبق گفته های آقای موسوی شورای نگهبان یک شورای فرمالیته و فرمایشیه و باز هم فرض رو بر این میذاریم که شما رهبری رو هم قبول ندارین. ( البته قبول نداشتن رهبری یعنی قبول نداشتن جمهوری اسلامی) خب حالا با این فرض ها ، حق شماست که اعتراض کنین و تو راهپیمایی ها شرکت کنین. اما دوستان من ، این نکته رو مبذول داشته باشین اگه بعد از تصدیق انتخابات توسط شورای نگهبان و رهبری بازم بخواین راهپیمایی کنین وضع به گونه ی دیگری رقم می خوره. اون موقع شما رو به عنوان نیروهای ضد انقلاب در نظر می گیرن و علاوه بر نیروی انتظامی سایر گروها هم به شدت با شما مقابله می کنن و حتا گروهایی هستن که از کشتن شما هم ابایی ندارن. حتا از ورود به خونه های شما هم باکی ندارن. اونوقت بعد از سرکوب شما که قطعا خسارات مالی و جانی زیادی برجا میذاره ، تهران وارد یه فضای به شدت امنیتی میشه و تا مدت ها به این منوال خواهد موند. مثلن برخی از گروهای متحجر به شما اجازه نمیدن دیگه با آستین کوتاه بیاین بیرون. اینو برای مثال گفتن تا خودتون حدیث مفصلو بخونین از این مجمل. باور کنین جدی میگم ، اونا هیچ ترسی از کتک زدن شما ندارن. شما اصلن نیروهای انتظامی مارو با غربی ها و مثلن فرانسه مقایسه نکنین.

اما راه چاره ای که من برای نشون دادن اعتراضات شما میدم اعتصابه سراسریه. اگه واقعن فکر می کنین که اکثریت کشور حامی آقای موسویه ، پس همه رو دعوت به یه اعتصاب سراسری بکنین. اینجوری نه تنها تهران بلکه کل ایران فلج میشه و دیگه اینقدر مردم هم اذیت نمیشن و شما هم آسیب نمی بینین و به دولت و رژیم هم ضربه وارد میشه. اما شما دائما به فکر راهپیمایی هستین درحالیکه این ها موقتی و زودگذراس و سرکوب راهپیمایی هم برای نیروهای انتظامی ما کار بسیار ساده ایه. اما دیگه نمی تونن جلوی اعتصاب رو بگیرن. البته چون تقریبن هیچ رسانه ای برای اطلاع رسانی وجود نداره کمی اجرای این کار سخته و چون این راهپیمایی هایی که الان هست بدون هماهنگیه ستاد آقای موسویه و نمی دونم حالا لفظ خودجوش رو میذارین روش یا تبعیت از شبکه های ماهواره ای ، امنیت شهر رو دچار مشکل می کنه.

به هرحال من که از آینده خبر ندارم و فقط پیش بینی های خودم رو ابراز کردم و اینم بگم که اصلن این اتفاقات رو با حوادث انقلاب مقایسه نکنین چون اون موقع کسایی که شاه رو قبول داشتن در اقلیت بودن اما الان کسایی که رهبری رو قبول ندارن در اقلیت هستن. هرچند مقایسه ی شاه و رهبر کار درستی نیست ولی به هرحال باید یه معیار واسه قیاس می دادم.

خب دوستان من ! برای اینکه فضای سایت رو به سمت دعوا نبرم ، نظرات غیرمنطقی و توهین آمیز شما رو حذف می کنم هرچند برخلاف اصول وبلاگ نویسیه منه. این رو هم مدنظر داشته باشین که من این پست رو فقط برای افزایش آمار بازدیدکننده ها زدم و اصلن حوصله ی کشوندن این بازی های سیاسی رو به سایت ندارم و نداشتم. اینم بگم که من در گذشته به آقای احمدی نژاد توهین می کردم و قبل از انتخابات طرفدارش شدم و خیلی منطقی ازش حمایت کرم. دلایل خاص خودم رو هم دارم. الان هم نسبت به هیچ فرد و حزبی تمایل ندارم و فقط تابع قوانین جمهوری اسلامی ام چون قبولش دارم و هرکس از طریق قانونی رئیس جمهور بشه ازش حمایت می کنم. دیگه خدانگهدارتون !

پی نوشت: گویا فری گیت آزاد شده. برای وارد شدن به برخی سایتا می تونین ازش استفاده کنین.

سه شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۸۸