پرسش های خنده دار کاربرای ایرانی

نوشته شده توسط حامد 65 نمایش

سلام. خب یکشنبه ی هفته ی پیش یه مطلبی تو ضمیمه کلیلک روزنامه ی جام جم دیدم که بد نمی بینم اگه اینجا بیارمش ! اینا سوالات عجیب و خنده دار ایرانیای هموطنه که از بخش پرسش و پاسخ کلیک پرسیدن.

محمد.ح از میانه : آیا نرم افزاری هست که بتوانیم کل اطلاعات گوگل و یاهو را دانلود کنیم ؟

مهران.ا از اصفهان : لطفا اگر سایت هایی وجود دارد که یوزرنیم و پسورد مجانی را داخلش می گذارد ، نام آن ها را در ستون لینکدونی اعلام کنید. پاسخ : هیمرا !!!

علی اکبر.ر : یکی از اقواممان به علت اینکه من زیاد گیم بازی می کنم ، به من می گوید گیگ یا شاید گیگز و مرا مسخره می کند. آیا این یک ناسزا یا کلمه رکیک است ؟ لطفا توضیح دهید. پاسخ : رایان گیگز !!

ابوالفضل.د از تفت : آیا صفحه کلیدی اختراع شده که بتواند با قدرت فکر مقالات آدم را بنویسد ؟

سهراب.ن از تهران : آقا خداوکیلی این لوگوی کلیک مثل کلنگ خوانده می شود. یک فکری برایش بکنید.

لوگوی ویژه نامه کلیک

سینا.ک از سقز : کلیک واقعا بهترین مجله دنیا هستش. من هرهفته ۲ عدد کلیک می خرم و ۲ بار همه مطالب کلیک ( جز صفحه برنامه نویسی ) را می خوانم.

ش از شهرضا : با توجه به اینکه ضمیمه کلیک مجانی است ، لطفا به دکه های روزنامه فروشی بگویید اگر ما خود جام جم را نخواستیم ، کلیک را به ما مجانی بدهند.

- : لطفا هرچه سریعتر کلیه شماره های کلیک را به آدرس من ایمیل کنید.

سلمان.ت از زاهدان : من یک دیسک بسیار مهم دارم که متاسفانه بر اثر آتش سوزی محل کارمان نصفش سوخته. آیا راهی وجود دارد که اطلاعات آن قسمت را کپی کنیم ؟

حمید از تهران : من ۳ تا سوال دارم لطفا هرچه سریعتر حداقل به ۲ سوال پاسخ دهید و جواب را برای من میل کنید :

۱- برنامه ی که سن شما را به صورت روز/ماه/سال گرفته و بگوید که چند روز از تولد شما می گذرد.

۲- برنامه ای که روش های مختلف خرد کردن یک ۱۰۰۰ تومانی را با اسکناس های ۵۰۰ ، ۲۰۰ ، ۱۰۰ و ۵۰ تومانی نشان دهد.

۳- در یک اداره کارمندان به ازای حداکثر ۴۰ ساعت کارکرد در هفته ساعتی ۵۰۰۰ تومان دریافت می کنند و برای ساعت های بیشتر از ۴۰ ساعت ، به ازای هر ساعت ۴۰۰۰ تومان دریافت می کنند. برنامه ای بنویسید که با دریافت میزان کارکرد یک کارمند برحسب ساعت ، میزان دستمزد او را محاسبه کند. پاسخ : ترم اول و مبانی کامپیوتر !!

سارا.ق از تبریز : صدا و سیما هر روز بیشتر اینترنت ما را فـ لتر و کم سرعت تر می کند ، پس شما حق ندارید از اینترنت و موبایل صحبت کنید. فقط از بازی و سخت افزار صحبت کنید. با تشکر فراوان.

مرتضی.ا از تهران : من پیشنهاد می دهم که برای اعتلای زبان فارسی از این به بعد به جای کلمات نامانوس خارجی این معادلات در کلیک و همه جای ایران استفاده کنید : « کلمه » به جای وُرد ، « سرآمد » به حای اکسل ، « دسترسی » به جای اکسس ، « چشم انداز » به جای آوت لوک ، « نقطه قوت » به جای پاورپوینت ، « ناشر » به جای پابلیشر ، « پنجره ها » به جای ویندوز ، « عکاسخانه » به جای فتوشاپ و …

دانیال.ح از رشت : من عاشق هفته نامه CLIK بنابراین یکشنبه هام. من استعدادم در تموم کردن بازی ها کمی بیشتر از دوستانم هست ، به طوری که در یک ماه گذشته ۸ بازی :

۱ – Modern Warefare ( سومین بار )

۲ – Lost Planet – Extreme condition ( دومین بار )

۳ – NFS Carbon ( دومین بار )

۴ – Dead Space ( دومین بار )

۵ – Velvet Assassin

6 – Prototype

7 – Bionic Commando

8 -  Grand Theft Auto IV ( دومین بار )

به اتمام رسوندم. می خواستم بدونم راهی هست بتونم از این استعداد بهتر استفاده کنم ؟

از تهران : با توجه به اینکه امروزه بیشتر اتومبیل های خارجی از سی پی یو استفاده می کنند ، لطفا در یک مقاله بگویید چه ماشین هایی بهتر کار می کنند ؟

عباد.س : راستش خودمم نمی دونم چرا این ایمیلو براتون فرستادم. دلم گرفته بود ، گفتم یه شعری براتون بخونم.

دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را …

دانلود ضمیمه کلیک مورخ ۵ مهر ۸۸ شماره ۲۵۳ . حجم ۱.۲ مگابایت

پی نوشت : خب یه مشکلی پیش اومده که فعلا مجبورم با از این قبیل مطالب سایتو آپدیت کنم. هروقت این مشکل برطرف شد دوباره برمی گردیم به همون رویه ی سابق. مخصوصا اون تشابها که کلی تشابه پیدا کردم !

شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۸۸

بد کیست ؟

نوشته شده توسط حامد 224 نمایش

پانوشت : همونطوری که قبل تر هم گفته بودم من به شدت افکار ضد لیبرالیستی داشته و دارم. اما اتفاقات این چند ماهه باعث شد به حدی این تفکر درون من قوی بشه که الان پا رو فراتر گذاشتم و می تونم ادعا کنم که یه ضد ماتریالیست صرف شدم و نمودش رو تو زندگیم می بینم. علاقه نداشتن به پول ، کم خوری ، نرسیدن به وضع ظاهر و کوتاه نکردن ریش و موها ، بی علاقگی نسبت به خرید پوشاک جدید و حتی کم کردن دفعات حضور در دستشویی و نوشتن مطالب ضد مادی گرایی تو سایت از جمله این اعماله ! البته شخصا مشکلی با این وضعیت ندارم اما ذکر این جمله ی مهم ضروریه که : بیچاره زنم !!

سلام خوبان ! توی حموم نشستم ، خیره شدم به صابون ، به قطره های آبو ، رنگ صدای بارون ، کیسه تو این دستمه ، تو اون یکی هم لیفه ، از کینه های دنیا ، قلبم کر و کثیفه ، دستم بکِش ، کیسه بکش ، بکش تا خونم دربیاد ، بپاشه رو سقف بشه خیس ، پاک بشه خونم از گناه ، رقیق بشه خوب و تمیز !!

همه ی آدما فطرتا دنبال خوبی ها هستن و دوست دارن خوب باشن . اما پیچیده و گسترده شدن روابط انسانی این اجازه رو نمیده و اگرم بخوای خوب باشی نمیتونی. معیار خوبی تغییر کرده و رفتارایی که در گذشته بد و قبیح شمرده می شدن امروز به یه امر متداول دراومدن. اما ما نمیخوایم در مورد خوب بودن بحث کنیم. میخوایم بگیم کدوم دسته از آدما خوب نیستن و چرا

اصولا سیاستمدارا و کسایی که وارد سیاست میشن نمیتونن آدمای خوبی باشن. به هرحال بعضی جاها باید منافع خودشون و حامیاشون رو در نظر بگیرن و اگه نگیرن جای سواله. نیاز به توضیح بیشتر نیست چون همه می دونن که سیاستمدار هیچ وقت خوب نمیشه. من موافق این عقیده ی نیکولو ماکیاولی هستم که برای موفقیت سیاسی میشه دست به هرکاری زد. یا کلی تر ، هدف وسیله رو توجیه می کنه. هرچند همه ی سیاسیون خودشونو از این اصل مبرا می دونن اما نمیتونن ازش فرار کنن. البته این جمله در ورای سیاست و در روابط بین آدما هم صادقه و قطعا کسی که همچین نظری داره آدم خوبی نیست.

نیکولو ماکیاولی

مثال می زنم. مثلا من تو محیط دانشگاه تقریبا با هر قشری ارتباط و مراوده دارم اما گستردگی این ارتباطات بخاطر علائقم نبود. من پارسال به دلایلی می خواستم تجربه های ارتباطی خودمو بالا ببرم به همین علت سعی می کردم علاوه بر حرف زدن با همه ، خودمو بینشون خوب ( و حتی معصوم ) جلوه بدم تا به درجه ای از اعتماد به نفس برسم که بتونم به هدفم نائل بشم. خب من اینجا کار خطایی انجام ندادم اما ذات خودمو هم مخفی نگه داشتم و قطعا این عمل تعبیر به دورویی میشه. البته الان سعی می کنم دیگه اون رفتارو ادامه ندم و ارتباطاتم رو محدود کنم.

اگه پیگیر مطالب سایت باشین ، بخاطر میارین که من تو یکی از پستای سایت گفتم که تعدادی از دوستان من تو انتخاب واحدشون تخلف می کنن و با پارتی بازی زودتر از بقیه کلاسای دلخواهشون رو برمی دارن. بعد گفتم که نمیشه بهشون خرده گرفت چون حتی اگه منم جای اونا بودم این کارو می کردم. اما من جای اونا نیستم چون دنبال تقلب و زرنگی و درکل بدی نیستم. هرچی به بدی ها گرایش داشته باشی حوادث طوری اتفاق می افته که مورد دلخواه توئه و تو رو به سمت رفتار غلط سوق میده. و بالعکس .

یه مثال دیگه می زنم. بعضی از پسرا هستن که میگن آقا خود به خود همه چی ردیف شد و یه دختره چسبید به ما و پایه هم بود و مکانمونم جور شد و باقی قضایا . قطعا اگه اینچنین اتفاقی بیوفته و تو یه محلی من و یه دختر تنها باشیم و اون بخاره ، من نمی تونم کوتاه نیام . به هرحال ذات آدمه . اما چرا این اتفاق برای من نمی افته ؟ اصلا چرا هیچ دختری به من نزدیک نمیشه که بعدشم بخواد چنین اتفاقاتی بیوفته؟ یا اصلا من چرا پارتی یا مسافرت مختلط دعوت نمیشم ؟ چون دنبال این چیزا نیستم . وگرنه اگه یکی بهم بگه حامد ! پاشو بریم شمال دوتا دافم جور کردم عشق و صفا ! مگه من می تونم بگم نه ؟ اما به هیچ وجه این اتفاق نخواهد افتاد. البته به مسائل الهی و متافیزیکیش کاری نداریم. به هرشکل یه عده هستن که این چیزا رو قبول ندارن و من فقط حرفامو با منطق انسانی بیان می کنم.

شمال ایران

اگه تو آدمای اطرافتون دقت کرده باشین ، بعضیا هستن که میگن همه ی کسایی که دور و بر منن نامرد و بی همه چیز و احمقو کودن و تازه به دوران رسیده ان. قطعا ، شک نکنین کسی که همچین اعتقادی داره ذاتش به شدت خرابه و یکی از متدهای بد بودن برتر دونستن خوده. شاید شما بگین طرف مغروره. اما اینم باید التفات داشته باشین که غرور سرچشمه ی همه گناها و خطاهاس و بسته به میزان غرور هرکس میشه به بد بودنش و شدت رذایل اخلاقیش پی برد.

یا تو همین انتخابات . بعضیا ادعا می کردن مردم روستاها و شهرستانا عقل ندارن که به احمدی نژاد رای میدن. آخه اونا چی حالیشونه ؟ دو کیلو سیب زمینی داده بهشون خرشون کرده . یا میگن رای منو پس بدین. درحالیکه تعداد رای ها تو همه ی حوزه ها مشخصه و اگه هم قرار بر اعتراض باشه باید اونایی اعتراض کنن که تو همین شهرستانا و روستاها رای دادن. البته دلیل اعتراضشونم معلومه. میگن داهاتیا چی سرشون میشه که حالا بخوان اعتراضم بکنن. من قبل انتخابات گفتم طرفدار احمدی نژادم. یه عده اومدن و هی فحش و توهین کامنت گذاشتن و من مجبور بودم بیشتر به سایت سر بزنم و اینا رو حذف کنم. یا وقتی که سربازمعلم بوشهری از احمدی نژاد تعریف و تمجید کرد همه باهاش دشمن شدن و انگ نفهمی و جیره خور بهش زدن. درحالیکه این حق هرکسیه که از کاندیدای مورد علاقه اش حمایت کنه.

عبدالمحمد شعرانی ، سرباز معلم بوشهری

درکل میشه از این پست سه تا نتیجه گرفت. یکی اینکه سیاستمدارا نمیتونن خوب باشن. یکی دیگه اینکه کسایی که ادعا می کنن خوبن و بخاطر قرارگیری حوادث به سمت بدی سوق داده شدن ذاتا آدمای بدی هستن. و سوم اینکه آدمایی که دچار خودبرتر بینی شدن و به دیگران انگ بد بودن می زنن از بدترین آدما هستن. ویژگی بارز این دسته ی آخر هم اینه که دائم بقیه رو مسخره می کنن.

خب این سه تا معیار واسه شناخت یه آدم با صفات و ذات بد بود هرچند که شاید راهای دیگه ای هم واسه این شناخت باشه ولی فعلا اینا به ذهن من رسید. زنده باد عشق و مهربانی ، زنده باد عدالت و آزادی و در آخر زنده باد حامد و ……  !!

جمعه, ۳ مهر ۱۳۸۸

دانلود ویدئو از Tatu

نوشته شده توسط حامد 1,150 نمایش

سلام. یادم میاد که تو یکی از وبلاگای میهن بلاگم که هنوز با قواعد بلاگ نویسی آشنا نبودم خیلی علاقه ی زیادی به نوشتن مطلب درباره ی گروه تتو و لنا کاتینا داشتم. به هرحال منم پسرم و دل دارم ! البته ی این علاقه ی من صرفا به دانلود همه ی آهنگای تتو محدود شد و مثل بعضیا بخاطر لنا کاتینا خودمو نکشتم ! اما شاید تجربه داشتین وقتی از کسی که دوسش دارین یه حرکت عجیب می بینین هیجان زده میشین و اگه دستتون بهش برسه حرکتشو تقبیح می کنین. حالا من که دستم به لنا نمی رسید که ! حقیقتش یه ویدئو موزیکی از این دوتا هرزه دیدم که تو اون لنا کاملا لخت ! روی تخت دراز کشیده و اون یکی یولیا هم تو حموم ! و منم چشام گرد از تعجب ! خلاصه کلی ناراحت شدم و یه پست کامل کشیدمش به فحش !

لنا کاتینا در ویدئو Beliy Plaschik

اما کسی دست به این حرکات می زنه که می دونه محبوب نیست و میخواد یه طوری جلب توجه کنه. کلا به عقیده ی نگارنده تمام خواننده های زنی که میخوان با استفاده از بدنشون معروف بشن هنرمند نیستن و فقط برای شهرت اومدن خواننده شدن. هرچند این سیاست کلی حکومتای غربی واسه ترویج بی بند و باری بین کشورای دیگه اس.

tatu

البته بحث حساسیت من به لیندسی لوهان کاملا یه بحث جداس و بخاطر یه نوستالژیا اینطور مجذوب لوهان شدم. دلیلشم به خودم مربوطه اما به شخصه از کسایی که عاشق شخصیتای معروف میشن و حاضرن خودشونو واسه اونا پاره کنم متنفرم.

لیندسی لوهان

به هرحال اگه میخواین ویدئو موزیک Beliy Plaschik از تاتو رو دانلود کنین از لینک زیر استفاده کنین :

دانلود ویدئو Beliy Plaschik از Tatu . حجم : ۱۴ مگابایت

دانلود ویدئو Beliy Plaschik از Tatu . سرور پرشین گیگ

ویدئو حاوی صحنه های عریانی سخیف می باشد.

پنجشنبه, ۲ مهر ۱۳۸۸

من عشقمو میخوام !

نوشته شده توسط حامد 83 نمایش

پانوشت : نمی دونم تا حالا دقت کردین که تو خیابونا و معابر و مکانای عمومی شهرای غربی برخی از خانما تنها به پوشوندن ماتحتشون اکتفا می کنن و بقیه پروپاچه رو به قولی می ریزن بیرون پس چرا آقایونشون تحریک نمیشن ؟ دلیلش مشخصه ، مردای غربی به علت نژادشون بدنشون کم مو درمیاره و تستسرون خونشون پایینه درنتیجه پاهای خودشون مثل زناشون میشه و درنهایت وقتی پاهای بلورین خانما رو می بینن هیچ احساسی ندارن. ( از اثرات دیدن فیلمای لوهان ! )

هشدار ! این پست مشکل منکراتی دارد !! اگه بخونین و ناراحت بشین می زنم تو گوشتونا !!

سلام مالکان دلم ! همیشه علاقه ی وافری به علوم انسانی و بحثای روان شناختی و جامعه شناسی داشتم و دارم اما بخاطر مسائل مادی از علاقه هام دور شدم و الان دارم تو یه رشته ی فنی تحصیل می کنم. سخن به درازی نکنم فقط اگه میخواین پک قبلی این پست رو ببینین به این لینک برین.

- : ببخشید من دانشجوام و یه چند وقت پیش از یه دختری خیلی خوشم اومد. قضیه اینطوری بود که یه روز دم در دانشگاه دیدمش که تنها سوار اتوبوس شد و رفت. منم خیلی دلم واسش سوخت . با خودم فکر کردم اون باید خیلی تنها باشه و من باید مراقبش باشم.

من : خب نباید اینطوری فکر کنی. منم هر روز تنها میرم دانشگاه.

- : آخه اون دختره

من : چه فرقی می کنه. تازه اون داره با اتوبوس میره با تاکسی نمیره که یه دفه بدزدنش ببرنش جاده خاکی. هرچند که تو جامعه ی امروز ما مردا و پسراشم جرأت نمی کنن سوار مسافرکش شخصی بشن.

- : ولی من یه احساسی دارم که میگه باید مراقبش باشی.

من : نه عزیز من ، این فکرو از سرت بیرون کن ، لازم نیست کسی مواظب کسی باشه.

- : اما من میخوام از اون محافظت کنم

من : هیچ رقمه کوتاه نمیای ؟

- : نه من میخوام مواظبش باشم.

من : خیلی خب گمشو برو مواظب اون هرزه خانوم باش. مرتیکه ی ولدالزنای احمق !

لینک این سوال

- : آقا عرضم به خدمتتون که من سپیده و الان سی ساله هستم و چند سال پیش با یکی از همکارانم روابطی پیدا کردم و خیلی به یکدیگر علاقه مند گشته ایم و شیدا . اما بعد از مدتی بنده به خارج از کشور رفتم برای ادامه تحصیل و فقط از طریق ایمیل با این آقا در تماس بودم. بعد از بازگشت از فرنگ کمی با هم صمیمی تر شدیم و یک مقدار در یکدیگر فرو رفتیم. البته زیاد نرفتیم کم فرو رفتیم.

من : ببخشید میون کلومتون این اتفاق کجا افتاد ؟

- : تو خونمون. البته فقط سه بار . چون دیگر خانه مان خالی نبود. بعد از این اتفاقات او مرا دعوت کرد به خانه اش اما من نپذیرفتم. او باز هم اصرار کرد و من هم انکار. حالا آمده ام خدمت شما ببینم که آیا من بروم یا نروم ؟

من : خونش کجاست ؟

- : جردن

من : ممد ! بپر ……. ( ادیتش کردم )

لینک این سوال

یه خانم : سلام آقای دکتر ! یک پسری هست که الان ۲۶ سالشه و تو دوران دانشجویی و موقعی که ۲۰ ساله بوده از یه دختری خوشش میاد. ولی نمیره باهاش صحبت کنه و اون دختره هم با یه پسره دیگه تو دانشگاه دوست بوده. بعدش فقط این دوتا نگاه عاشقانه به هم داشتن تا اینکه سال آخر پسره میره به دختره میگه که خیلی عاشقشه ولی دختره میگه که تا یه سال دیگه قراره با دوست پسرش ازدواج کنه. این پسره هم شکست عشقی می خوره و الان خیلی نسبت به دخترا بدبینه و میگه دخترا عشق ندارن. چه حرف مسخره ای مگه نه ؟ هه هه ها ها ( خنده ی وحشتناک )

من : خب الان میخواد چیکار کنه

- : هیچی ، چیکار کنیم که فراموش کنه قضیه رو ، و هم دیدش نسبت به دخترا عوض بشه.

من : خب چه احمقی بوده یارو ، دختره کجاشو بو می کرده بفهمه این بابا دوسش داره.

- : نمی دونم . کجاشو ؟

من : بینم ، اصلا شما چیکاره حسنی ؟

- : من ؟ من همینجوری

من : خب شما که هستین به این ماهی با شما دوست بشه.

- : اگه میشه اینو مکتوب بفرمایین که من برم بهش بدم.

من : پاشو … پاشو برو که اینجا دفتر ازدواج و طلاق نیستش که. البته در یه صورت اینجا دفتر ازدواج و طلاق میشه.

- : درچه صورتی ؟

من : من خوش تیپم ؟

لینک این سوال

- : آقا حامد من وقتی ۲۱ سالم بود به یکی از دخترای هم دانشگاهیم علاقه پیدا کردم . اولش تو انجمن کامپیوتر با هم آشنا و کم کم با هم صمیمی شدیم. اردیبهشت امسال دیگه خیلی عاشقش شدم و گفتم که میخوام دوست دخترم بشه اما اون گفت این کار تعهد داره و اون اصلا از تعهد و قید و بند خوشش نمیاد. خیلی دختره شیطون و احساساتیه و با هم کلی بیرون رفتیم چقدر مسافرت رفتیم چقدر اومد خونمون چقدر شبا پیش هم رو تختم خوابیدیم. خلاصه خیلی دوسش دارم و میخوام که باهام دوست بشه.

من : گمشو گورتو گم کن پوفیوز الدنگ ! مردک لا ابالی هر غلطی خواستی کردی حالا میگی با هم دوست شیم ؟

لینک این سوال

خب این پست مثل اون قبلی نشد چون بیشتر بخاطر آپدیت سایت خواستم یه چی نوشته باشم. الان اصلا رو مود خوب نیستم و نمودار سینوسیه احوالاتم رو سه پی دومه. احتمالا به زودی یه قسمت خاطرات میذارم تو سایت که مثل دفترچه خاطرات می مونه و بالطبع با رمز ازش محافظت می کنم. دیگه بدرود !

پی نوشت ۱ : یکی از دوستان مرحمت فرمودن ساعت سه بامداد یک پیامکی واسه بنده ارسال نمودن با این مضمون که : صد جفا گل می کند ، بلبل تحمل می کند ، دوستی آن است که بلبل می کند. نه انصافا ، خداییش ، بالا غیرتا اینو نمی شد روز بده مارو از خواب بیدار نکنه ؟

پی نوشت ۲ : سوالات شما رو جواب میدیم اساسی !

پنجشنبه, ۲ مهر ۱۳۸۸

نامه ی احمد توکلی به موسوی و خاتمی

نوشته شده توسط حامد 66 نمایش

این پست بعد از یک هفته حذف خواهد شد. ولی حرف دل همه رو زد.

بسمه تعالی
برادر محترم جناب آقای میرحسین موسوی
برادر محترم جناب آقای سید محمد خاتمی
سلام علیکم
در دو سه ماه گذشته، حوادثی گزنده و تلخ بر کشور،انقلاب و مردم رفت که حرف‌های شنیدنی و لابد گفتنی بسیاری پیرامون آن‌ها وجود دارد که بحث از آن‌ها در حوصله این مقال نیست. قصد نامه نوشتن به شما را نداشتم؛ چرا که از مکاتبه با جناب آقای کروبی اثر چندانی حاصل نشده است. ولی در روز قدس حوادثی رخ داد و به نام طرفداری از شما شعارهای داده شد که خود را ناچار از این کار دیدم تا وجدان‌تان را در معرض سؤالاتی قرار دهم که نه به من، بلکه به مردم توضیح دهید. شما که همواره به‌درستی گفته‌اید پرسشگری ازصاحبان و طالبان قدرت امرمقدسی است، طبعا نباید رنجشی پیدا کنید؛ بلکه ” فان الذکری تنفع المؤمنین ” اما نکات قابل عرض:
۱. در روز قدس کسانی‌که به حمایت شما اجتماع و راهپیمایی داشتند، و کم هم نبودند، شعار می‌دادند:
* استقلال، آزادی ، جمهوری ایرانی
* نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران
* مرگ بر…
* ما اهل کوفه نیستیم، پشت یزید بایستیم
این شعارها حاکی از استراتژی به ظاهر تازه‌ای است که در سال‌های اول انقلاب هم به میدان آمد و با مقاومت امام راحل و مردم میدان را خالی کرد.این استراتژی به وضوح با سه محور اعتقادی و استراتژیک امام در تضاد است. آن بزرگوار حتی در وصیت‌نامه‌شان نیز بر این محورها تاکید دارند. آیا امام نفرمود جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد؟ و این را اساس سیاست داخلی نمی شمرد؟ آیا امام نفرمود روز قدس روز اسلام است و حمایت از فلسطین را یکی از ارکان سیاست خارجی قرار نداد؟ آیا امام مکررا نفرمود پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد؟ آیا پردازنده نظریه ولایت فقیه و پایه‌گذار آن نبود؟
پاسخ این پرسش‌ها آن‌قدر روشن است که کسی را یارای انکار نیست. حالا شما باید جواب دهید که وقتی با ادعای احیای ارزش‌های فراموش‌شده خط امام، معترضان را علمداری می‌فرمایید، آیا از این شعارها و سردهندگانشان برائت می‌جویید یا با ادامه سکوتتان آن‌ها را تایید می‌کنید؟ در این صورت جواب امام را چه می‌دهید؟
۲. تا این‌جا، حوادث نشان داد که جریان موسوم به سبز لااقل چها ویژگی زیر را دارد:
* با مبانی انقلاب اسلامی ناسازگار است.
* از پشتبانی بیگانگان مخالف اسلام، استقلال ایران و مسلمانان جهان برخوردار است.
* رفتار وظاهر کثیری از افراد آن حاکی از عدم تقید به شرع و ارزش‌های انقلابی است.
* قصد معارضه با نظام قانونی و مردمی حاکم را دارد و به اعتراض در شکل قانونی راضی نمی‌شود.
آیا اگر امام زنده بود چنین جریانی را خیانت‌بار نمی‌خواند؟
۳. در میان معترضان، طرفداران نظام و دینداران ناراضی از اوضاع کم نیستند. بعضی از اعتراضات اینان و حتی معارضان بی‌اعتقاد به دین و نظام نیز درست است و باید زمینه‌های اعتراض برانگیز را رفع کرد؛ ولی آیا شما فکر می‌کنید اکثریت معترضانی که راه معارضه را برگزیده‌اند و شعار جانم فدای ایران سرداده‌اند، وقتی خطری متوجه ایران شود روی حرفشان می‌ایستند؟ جان که هیچ، یک گام هم اکثرشان برای استقلال و آزادی ایران عزیز بر نخواهند داشت. می‌نشینند و منتظر می‌مانند تا همان اکثریت مستضعفی که به پیروی از امام و مراجع و روحانیت انقلابی، ایران را حفظ کردند بازهم جانفشانی کنند و بعد هم غرولند و ملامت تحمل کنند. شما پشتیبانی چه کسانی را به‌دست آورده‌اید و حمایت چه اقشاری را از دست داده‌اید؟ مؤکدا می‌گویم که این نگاه به‌هیچ‌وجه نافی حقوقی که بر عهده حکومت حتی در قبال معارضان قرار دارد نیست و نباید باشد، چه رسد به مخالفان و معترضان. حق هرکس محترم است و باید اداء شود.
۴. جناب آقای موسوی! یادتان هست که یکبار امام در پاسخ اعتراض برخی روحانیان صاحب‌نام نسبت به دولت جنابعالی، خطاب به آنان فرمود نه شما از امیرمؤمنان برترید و نه نخست‌وزیر از خلفا بدتر؛ همان‌طور که علی علیه‌السلام با خلفا در برابر خطر خارجی همکاری کرد، شما هم با دولت مدارا کنید( نقل به مضمون). درحالی‌که به شهادت صحیفه نور امام همانند آن معترضان، با سیاست‌های اقتصادی دولت‌سالارانه جنابعالی مخالف بود ولی به‌خاطر وجود خطر دشمن خارجی از شما به شدت حمایت می‌کرد و مخالفانتان را به همکاری فرا‌می‌خواند. حالا چه شده است که آن استدلال امام را فراموش کرده‌اید؟ خطر بیگانه کم شده یا معارضه مجاز گشته است؟ حتی اگر حق کاملا با شما می‌بود- که حتما چنین نیست- باز اجازه معارضه نداشتید.
۵. برادران محترم! شما در ایام مسؤلیت‌تان موضوع فلسطین را به‌‌درستی، موضوع همه ما می‌دانستید حالا چرا در برابر شعار انحرافی نه غزه نه لبنان سکوت کرده‌اید؟ نظرتان عوض شده یا صهیونیست‌ها تغییر ماهیت داده‌اند؟ آیا قدرت آن‌قدر شیرین است که برای رسیدن به آن باید پا روی اعتقادات امام گذاشت؟ شما که می‌گویید خط امامی هستید.
۶. جناب آقای خاتمی! شما و یا اطرافیان‌تان، زمانی نفرینِ “مرگ بر آمریکا ” را که شعار برحق ملت ستمدیده ایران بوده است، خشونت‌بار خواندید. حالا نظرتان در باره شعارِ “مرگ بر … ” چیست؟ آیا امام بر اصالت امر ولایت فقیه در اسلام تاکید نمی‌کرد و نفرمود : ” پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد ” ؟ فکر نمی‌کنید که شما هرچه دارید از حکومت ولایت فقیه است؟ فکر می‌کنید اگر کسانی که امروز شعار جمهوری ایرانی می‌دهند، سرکار بیایند، شما را خلع لباس و منزوی نخواهند کرد؟ البته اگر زنده‌تان بگذارند.
۷. روش شما در این ایام چنان است که گویا می‌خواهید حاکمیت را به برخورد با خود بکشا نید. دارید سلاح کسانی را تیز می‌کنید که اعتقاد چندانی به مدارا با مردم و مردم‌سالاری دینی و لوازمش ندارند. تردیدی نیست که معارضه به ظاهر جدید، با شعارها و استراتژی‌های شمرده شده، چیزی جز خیانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ایران نیست. اگرچه خیانت فاعلی بر همه افراد این جریان صدق نمی‌کند، ولی قطعا خیانت فعلی هست. فکر می‌کنید حکومت تا کجا مدارا خواهد کرد؟ اگر تصور شود اجازه داده می‌شود نظامی که با خون‌دادن‌ها و خون دل خوردن‌های بسیار برپا شده و تنها حکومت دینی جهان، ولو پر عیب و نقص، است، به این راحتی عوض می‌شود؛ یا تصور کنید همه آنانی که امروز زیر علم شما سینه می‌زنند، به شما وفادار خواهند ماند، هردو تصور اشتباه است.
سه نتیجه ناگوار دیگرنیز بر اوضاع فعلی مترتب است:
۸.. دولت فعلی برخاسته از رای مردم و قانونی است. ولی در کنار خدماتش، خودرایی‌ها، ندانم‌کاری‌ها و جهت‌گیری‌های نادرستی نیز دارد که رفتار و روش شما، کار برخورد با این کژی‌ها را(که در دولت‌های پیشین هم بی‌سابقه نیست) دشوار می‌کند و میدان نقادی حاکمیت تنگ می‌گردد.
۹. علاوه بر این، طبیعی است که وقتی حضور جریان حامی شما، با اغتشاش و خسارت‌های اجتماعی همراه می‌گردد، حضور نیروهای انتظامی و اطلاعاتی به ضرورت بیشتر می‌شود، از این حیث نیز آزادی‌ها محدود می‌گردد. در این محدودیتی که برای نقادی و آزادی‌خواهی به‌وجود می‌آید شما چقدر مسؤلیت دارید؟
۱۰. نکات فوق، به اضافه فضای نامطمئن سیاسی ناشی از معارضه جریان به اصطلاح سبزبا نظام، نااطمینانی را به دنبال دارد، نتیجه‌اش کاهش سرمایه‌گذاری است که تولید و اشتغال را کاهش و قیمت‌ها را افزایش می‌دهد. یعنی فشار بر مردم بیشتر می‌شود. در واقع بازنده اصلی مردم‌اند. آیا می‌ارزد؟
برادران محترم! همه ما کم‌وبیش، و امروز شما آقایان به ویژه، مخاطب این آیه قران هستیم:
یا ایهاالذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون کبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون، ای مؤمنان! چرا سخنی می‌گویید که بدان عمل نمی‌کنید؛‌ این‌که چیزی را که بدان عمل نمی‌کنید مدعی باشید، در نزد خداوند بسیار خشم‌برانگیز است. شما با ادعای احیاء ارزش‌های فراموش‌شده حضرت امام رضوان الله علیه به میدان آمده‌اید، باید با صراحت تکلیف خود را مشخص بفرمایید تا گرفتار خشم خدا نشوید.
این نصیحت مرا با ذکر عیوب مخالفان خود پاسخ ندهید. سعی نفرمایید با فهرست کردن اقوال بی‌عمل آنان یا تعارضات قول و فعلشان خود را مبرا بنمایید. و لا تزر وازرة وزر اخری، کسی بار دیگری را به‌دوش نمی‌کشد. تعدادی از نیروهای وفادار به انقلاب و ولی فقیه مظلوم و مردم شریف، از جمله بنده، در این ایام همواره خواسته‌ایم که شما در عرصه سیاست با احترام، و البته با رعایت تکالیف قانونی خودتان، فعال بمانید تا در فرایندی مردم‌سالارانه به رقابت بپردازید و ضمن آن‌که به تصحیح مسیر و کارکرد حکومت مدد می‌رسانید، خطر تحجر را کاهش دهید، امید و مشارکت مردم در سرنوشت خویش را بالا ببرید و فرصت جولان در عرصه آزمایش عملی برای‌تان باقی بماند. آیا شما نمی‌خواهید امکان دهید تا این خیرخواهی مؤثر شود؟ مقصود من این نیست که همه تقصیرها، صددرصد بر عهده شماست و ما و دیگران بی‌قصور و تقصیریم؛ اما آن‌که باید اول تصمیم به بازگشت بگیرد، شمایید نه مخالفان شما.
من آن‌چه شرط بلاغ است با تو می‌گویم
تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال
برادر شما – احمد توکلی
۲۹/۶/۱۳۸۸

یکشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۸۸

سجع های متوالی ۲

نوشته شده توسط حامد 113 نمایش

پانوشت : این ماه عربی هم تموم شد و ما کلی برنامه ریخته بودیم که نفسمونو تزکیه کنیم و از لذتای دنیا منقطع بشیم. اما زهی خیال باطل که همونیم که هستیم. هنوز به این نتیجه نرسیدم که برم تو شیکم حال و حولای دنیا یا برم تو فاز عشق و معنویات . اولی آسون به دست میاد و تا وقتی که داشته باشیش لذت بخشه و دومی سخت حاصل میشه و تا وقتی که دووم بیاری ملذوذت می کنه. اگه اعتقاد به یه دنیای دیگه نبود حتما گزینه ی اولو انتخاب می کردم.

سلام دوستان بابم ! رو صندلی نشستم ، مانیتورو می بینم ، گاهی با دست راستم ، موسمو دست می گیرم ، وُردمو می کنم باز ، کیبوردمم حاضره ، از نوشته های نثری ، نگارشم قاصره ، به شعر و سجع و تیکه ، حرفمو رک می زنم ، می خوام که اثبات کنم ، این منه و این منم !

این قسمت : دانشگاه – نارفیق دخترباز

توی حیاط نشستم ، خیره شدم به نرده ، بارون میاد شر و شر ، بدجوری اینجا سرده

منتظره یه دوستم ، تا از جلوم رد بشه ، ازش سوال بپرسم ، استرسم قطع بشه

سوالمو می پرسم ، میگه که وقت ندارم ، باید که جی افم رو ، سر کلاس بذارم

میگم خودش که میره ، جواب بده تند و زود ، بعدش برو دنبالش ، هرجا که هستش و بود

میگه ناراحت میشه ، بعدش میره سراغش ، من ناراحت نمیشم ؟ ، تف به دل خرابش

یه امتحان مهم ، کم کم میشه آغاز ، استرس و اضطراب ، توی کلاس به پرواز

رفیق بی معرفت ، میاد به سوی بنده ، میگه حامد میشه که ، بلند بشی ؟ شرمنده

میگم چرا دلیلت ؟ ، میگه آخه من میگم ، حتما یه کاری دارم ، بلندشو زود ببینم

به ظلم تن ندادم ، دستشو پس گذاشتم ، باید دلیلو می گفت ، شاید که می گذاشتم

دلیل اون رفیقم ، دوست دختر هرزه اشه ، کنار هم بشینن ، تا پاس بشه رد نشه

تو آلاچیق نشستم ، خیره شدم به میله ، تو فکر استریپو ، رقصیدن جمیله

دو سه تا از دوستامو ، من می بینم که میان ، وقتی رسیدن به من ، میگم سلام رفیقان

یکی میگه ببخشید ، ما کار داریم حسابی ، با ما نیا تو اصلا ، بهتره که بخوابی

بخوابم و نبینم ، رفیقامو نشناسم ، تو پول شدن دفینه ، منم که آس و پاسم

با دخترا می گردن ، من براشون افت دارم ، پول ندارم ولیکن ، رفاقت مفت دارم

در زمان ضروری ، رفیق فابشونم ، تو آرامش راحتی ، مخل خوابشونم

مشکلم یکی دوتا نیست ، دردم از بیگانه ها نیست ، دشمنام چلن ولی من ، غمم از دیوانه ها نیست

رفاقت رو بکن تف ، دوستی رو بزن قی ، بمک خون رفیقت ، بزن بر پیکرش نی

تو جلسه نشستم ، منتظر امتحان ، برگه رو می کنن پخش ، زمان رسید به پایان

میگم رفیق کمک کمک ، سوال پنج سوال پنج ، تکون نمی خوره کمی ، انگار خوابیده روی گنج

یه دختره اون طرف ، میگه آقا یه لحظه ، دست و دل دوستمم ، از رو شعف می لرزه

دختره میگه موندم ، سوالا خیلی سخته ، اما شما اینجایین ، خیالم تخته تخته

برگه میشه جابجا ، مراقبم می بینه ، منم که مات و مبهوت ، فکم روی زمینه

تو اتوبوس نشستم ، با خستگی و داغون ، رفیقمو جی افش ، میان بالا خرامون

جلوی من میشینن ، معذبن ; می بینم ، جایی دیگه نمونده ، که من برم بشینم

رفیق بامرامم ، میگه حامد تو واستا ، دل منم که دل نیست ، کیسه ی پر هواستا

توی بوفه نشستیم ، خوشحال و شاد و خندون ، شیکم میشه گرسنه ، فشار میده به دندون

رفیق من پا میشه ، بره به سمت ویترین ، نوشابه ی بی الکل ، بخره از بهر دین

بهش میگم منم میخوام ، بیا اینم هزار و چهـ… ، میگه خودت پا نداری ؟ ، برو بخر به من چه

رفیق دیگرم هم ، به دخترا حساسه ، کنار من اند خنگ ، با دخترا کلاسه

دختر ببینه من رو ، خیت می کنه پیاپی ، عجب رفیق خوبی ، ای خداجون خدا هی

و در آخر چقدر خوبه که :

رفاقتو ببینیم ، مرامو احساس کنیم ، مهربونیو صرفِ ، مردمای خاص کنیم

رفیقم از خواصه ، با اینکه آس و پاسه ، تو لحظه های سختم ، شجاعو بی هراسه

دوسِت دارم رفیقم ، بی منت و بی شیله ، بی مکرو بی فریبو ، بی دروغو بی حیله

رفیق نبودیم اما ، رفاقتو می دونیم ، گرچه تو این شعرمون ، از نارفیقی خوندیم

آهنگ نوشت : دانلود آهنگ نارفیق از حمیدرضا و علیرضا . امتیاز : ۸.۸

دانلود آهنگ نارفیق از حمیدرضا و علیرضا . سرور پرشین گیگ

محسن چاووشی - سنگ صبور

دانلود آهنگ سنگ صبور از محسن چاووشی .  امتیاز : ۹

دانلود آهنگ سنگ صبور از محسن چاووشی. سرور پرشین گیگ

پی نوشت : کاش نارفیقی و بی معرفتی به همین چیزا بود !

شنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۸۸