راه های درخواست دوستی

نوشته شده توسط حامد 235 نمایش

سلام متاخر ! من میام و تو میری ، یا تو میای و میرم ، این که نشد زندگی ، مگه نمی دونی که ، به دست تو اسیرم ، چرا نمیشه یک روز ، با یک خیال راحت ، تو رو ببینم آروم ، از چشم و دست و قامت ، چرا خدا نداره ، نمی کنه نمی خواد ، رحمی به قلب من که ، با آه کشیده فریاد ، چرا شبم نمیشه ، روشن تر از نور روز ، ماهم چرا نمیاد ، ستاره ای نیست هنوز ، دلم می خواست یه روزی ، کنار تو بشینم ، صورت ماهتو هم ، ببوسم و ببینم ، ببینمت دائما ، تو خلوت و شلوغی ، تویی که واسه ی من ، چراغ پر فروغی ، …………… ،………….. ، بدون که این دل من ، بدجوری بی قراره !!!!!!!!!!

خب یه مدتی بود که می خواستم این پستو بنویسم اما بنا به دلایلی از نوشتنش طفره می رفتم تا اینکه چند روز پیش این پست از وبلاگ زهرا رو خوندم و به این نتیجه رسیدم که نوشتن درباره ی این موضوع اونقدرها هم که فکر می کنم چیپ نیست . اما من تا قبل از ورود به دانشگاه به دلیل اقتضای سن دوستان و محیطی که توش قرار داشتم به هیچ وجه با دخترای نا آشنا ارتباط نداشتم و دوستام هم نداشتن . البته بعضیا بودن که پول تو جیبیاشونو جمع می کردن تا یه روز که خونشون خالی شد بتونن نهایت استفاده رو ببرن ولی در کل اکثریت قریب به اتفاق بچه ها پایبند به خانواده و اصول بودن .

قطعا بعد از ورود به دانشگاه همه چیز تغییر می کرد و من بصورت نسبی می دونستم که ممکنه یه سری ارتباطاتی شکل بگیره اما شاید به نوعی ترم اول شوکه شدم . هنوز یکی دو هفته نگذشته بعضیا دست به کار شدن . یکی به دوستش گفت برو به فلان دختر شماره ی منو بده و بگو که این شماره واسه منه . چند نفر سر یکی از کلاسا نشستن و چند تا دختر انتخاب کردن و با هم قرار گذاشتن که برن و باهاشون صحبت کنن و به قولی درخواست دوستی بدن که البته اینکه چه اتفاقاتی افتاد رو ایشالا بعد از فارغ التحصیل شدنم تعریف می کنم. یکی دیگه تا یه دختر خوشگل بهش نگاه میندازه فورا عاشق میشه و واقعا هم عاشق میشه ! تا حالا چند بار عاشق شده و بعد از اینکه سرش به سنگ خورده دپ زده . بعضیام که بدون هیچ هدف خاصی وسط دخترا می لولن و عملا شدن وسیله ی طرب و تفریح دخترا . تعدادی هم تو این وادیا نیستن و فقط بدنو می بینن و کاری به عشق و علاقه و زیبایی ندارن . دیگه بگذریم ولی من صحبتا دارم که فعلا خیلی زوده واسه گفتنش.

بحث این پست همونطوری که از تیتر هم مشخصه در رابطه با نحوه ی ابراز علاقه در اولین برخورده . اما حالا ما از کجا بفهمیم که واقعا نسبت به طرف علاقه مندیم و احساس می کنیم که اگه بهش برسیم به موفقیت رسیدیم ؟ اولا همیشه این نکته رو مدنظر داشته باشین که هیچ وقت با یه نگاه آدم عاشق نمیشه. مواردی که منتج به عشق میشه رو تو این پست گفتم . ثانیا اگه اون پست وبلاگ زهرا رو مطالعه کرده باشین ، یه جا گفته که کسایی که واقعا به طرف علاقه پیدا می کنن براشون سخته که بخوان جلو برن و صحبت کنن .

سناریوی اول – مکان : راهروی دانشگاه ، زمان : بعد از ظهر

- : هی … هی … – : هان ؟ -: میخوام برم با این دختره صحبت کنم . -: ای بابل ! تو هم که از دست رفتی ! -: نه بابا همین الان تصمیم گرفتم . برم یا نه ؟ -: چه می دونم …. خب برو . دو دقیقه بعد … -: خب چی شد ؟ -: هیچی گفت نامزد داره منم بی خیالش شدم . از اولشم می دونستم اینقدر خودشو می گیره اه اه .

یکی از فاکتورای مهمی که تو اولین برخورد و اولین گفتگو تاثیر زیادی رو ادامه ی روند میذاره ، محلیه که مشغول به صحبت میشین . چون علاوه بر اینکه یه نوستالژی برای شما و طرف بوجود میاره اگه محیط آروم تر و حالا عاشقونه تری هم باشه حتما موثرتر خواهد بود .

سناریوی دوم – مکان : راهروی دانشگاه ، زمان : بعد از ظهر

- : ببخشید … ببخشید خانوم -: بله ؟ -: ببخشید میشه چند دقیقه وقتتونو بگیرم ؟ – : خواهش می کنم بفرمایین . -: راستش چطوری بگم ، قضیه اینه که من یه مدتیه …. -: (از فاصله ی دور) سلام ممد ! چطوری ؟ از اینورا ؟ -: چاکرم ! دلم تنگیده بود واسه ات خیلی خوشحال شدم دیدمت ! -: قربونت ! فعلا ! - : نگاهی ! یا علی ! … ببخشید … من خیلی رو این مسئله فکر کردم ، آخرش به این نتیجه رسیدم که واقعا شما عالی هستین و من به شما … -: (از فاصله ی دور) ممد ! – : هان ؟! -: کپی کردی جزوه رو ؟ - : اه … نه یادم رفت یه ربع دیگه میرم . -: بابا زود باش دیگه کلاس شروع شد . – : باشه باشه الان میرم …. می دونین خواستم بگم که خیلی به شما علاقه پیـ… اِ کجا رفتی پس ؟

یکی دیگه از مواردی که باید مدنظر داشت زمانه . وقتی طرف قاتیه و بخاطر مشکلات شخصی و غیر شخصیش اعصاب نداره بهتره که صبر پیشه کنین . سر صبح هم این کارو نکنین چون طرف هنگه گیج می زنه . ضمنا جمله ی استاد کوزه گر رو هم آویزه ی گوشتون کنین !

سناریوی سوم – مکان : رو به روی کبابی – زمان : ظهر

-: خانوم … خانوم یه لحظه … ببخشید یه لحظه کارتون داشتم . -: بله ؟ -: سلام -: سلام ، بفرمایین ؟ – : من حقیقتش می خواستم بهتون بگم که یه حسی به شما پیدا کردم که به کس دیگه ای نکردم . می دونین ، احساس می کنم به شما شدیدا علاقه مندم . -: خب ، چی بگم . اجازه بدین درباره اش فکر کنم . – : اگه میشه الان یه نظر کلی بدین . – : ببینین من الان یه ذره گرسنمه باید یه چیزی بخورم . -: خب اشکال نداره زود بگین و برین یه چی بخورین . -: خب پس غذا می خورم بعد بهتون میگم . -: نه من تحمل ندارم همین الان بگو . -: من پیشنهاد می کنم اول ناهار بخوریم بعد درباره اش صحبت می کنیم. -: ولی من الان گشنه ام نیست. خواهش می کنم اینقدر منو اذیت نکنین . بگید دیگه. -: آخه الاغ ! وقتی تو منو بغل کبابی نگه داشتی بوی کبابم میاد چطوری می تونم با این شیکم خالی ریخت نحس تو رو تحمل کنم ؟ آی کیو !

سعی کنین اگه در ارتباط با جنس مخالف دچار مشکلین طبق راهنمای قدم به قدم این پست عمل کنین. با کلاس صحبت کردن و حاضر جوابی رمز موفقیته هرچند جواد بازی و دلقک بودن هم در پاره ای از اوقات جواب میده .

سناریوی چهارم – مکان : محوطه ی باز ، زمان : عصر

- : سلام خانوم چیز . ببخشید میشه چند دقیقه وقتتونو بگیرم ؟ -: خواهش می کنم . -: من اومدم که بهتون بگم که خیلی شما رو دوست دارم و میخوام که با هم باشیم . ببینین . منو نگاه کنین . من همینم که هستم. این لباسامه اینم تیپم . -: خب ، آخه می دونین من فکر می کنم ما با هم هیچ سنخیتی نداریم . -: سخنیت نه مه نه ؟ ایلده واسه من گلمبه سلمبه صحبت نکن با دهن حرف بزنا . -: سنخیت یعنی اینکه اگه بخوایم با هم باشیم ممکنه در آینده به مشکلات عدیده ای برخورد کنیم . -: عدیده چیه دیگه ؟ -: یعنی متعدد . یعنی زیاد . ضمنا بهتره که شما با یه دوشیزه صحبت کنین چون من تا چند وقت دیگه میخوام مزدوج بشم . -: من که نمی فهمم چی میگی تو . مزدوج و این حرفا نمی دونم یعنی چی . -: یعنی اینکه من شوهر دارم آقای محترم ! -: آهان ! خب از اول بگو دیگه چرا اینقدر ادبیاتی حرف می زنی. اگه شوهر داری اشکال نداره طلاقش بده بعد من میام تو رو می گیرم .

اصولا بعضیا جواب نه رو برنمی تابن و وقتی تو این امور مهم و احساسی جواب رد میشنون دچار هیجانات درونی میشن و یه بلایی سر خودشونو بقیه میارن. البته جواب رد دادن هم یه هنریه که بسته به هوش و مطالعات افراد درصد موفقیتش بدست میاد .

سناریوی پنجم – مکان : محیط بسته ، زمان : ظهر

- : سلام – : سلام -: معذرت میخوام روم به دیوار گلاب به روم میشه چند لحظه با شما صحبت کنم ؟ -: آره -: ببینین من دیدم نسبت به شما یه طوره دیگه ای شده ، چطوری بگم ، یه احساس فرا زمینی ، یه احساسی که هیچ کس نداره . نمی دونم منظورمو چطوری برسونم ولی فکر می کنم این احساسات باید نشونه ی خوبـ….. -: ده بنال زودتر دیگه – : بله ببخشید . من عاشق شما شدم ! -: چی ؟ بچه سوسول تو با این سک و صورتت اومدی تو روی من میگی چی ؟ آخه چی به تو بگم دیلاق بدقواره ! مادر …… ! ک ….. ! برو با هم قد خودت بازی کن کوچولو ! گوسفند ! -: ولی من خیلی شما رو دوست دارم -: بیا بخور بابا – : ببخشید چیو ؟

باید موقعیت سنج باشین . نه فقط تو این کار بلکه هرکاری که میخواین بکنین موقعیتشو بسنجین . قبلش به عواقبش فکر کنین و مخصوصا برای درخواست دادن که تا حدی مهم هم هست خیلی باید سبک سنگین کنین. البته دست دست کردن هم پیشنهاد نمیشه .

سناریوی ششم – مکان : پارک ، زمان : بعد از ظهر

- : سلام خانوما … ببخشید میشه من چند دقیقه با دوستتون خصوصی صحبت کنم ؟ -: چی میخوای بهش بگی ؟ -: حالا اگه اجازه بدین خصوصی خدمتشون عرض می کنم . – : حتما میخواد بگه آه ای عقش من ، تو را بسیار دوست می دارم و تو در قلب منی ! آه ! – : آره ، حتما شمارشم رو کاغذ دفتر چهل برگش نوشته درمیاره میده ! ها ها ها ها ! -: صورتشو نگا کن چقدر یبسه با اون خال هندوش ! -: کفشش ! کفششو ببین پای چهل نفر توش جا میشه ، مث پاهای کارل می مونه – : کارل کدوم خریه دیگه ؟ -: چه می دونم تو یه فیلمی بود یارو قدش شیش هفت متر بود اسکوله اسکول ! هه ها ها هه ها

اگه براتون ممکنه در مورد دختره هم فکر کنین و هم تحقیق . اگه مثل ما دانشجو باشین که کار سختی ندارین ولی اگه هم نباشین بالاخره بهتره یه شمه ی کلی نسبت به معشوقه اتون پیدا کنین.

سناریوی هفتم – مکان : دانشگاه ، زمان : قبل از ظهر

- : اِ … سلام خانوم چیز . می خواستم یه ذره در مورد یه مسئله ای باهاتون صحبت کنم . -: سلام . خواهش می کنم بفرمایین . -: راستیتش من به شما علاقه دارم می خواستم نظر شما رو درباره خودم بدونم . -: خب ، میگم که بهتره بیشتر با هم صحبت کنیم . -: خیلی فکر خوبیه پس بعدا با هم حرف می زنیم خدافظ . -: خب شما چیزی از من نمیخواین ؟ مثلا شماره تلفن ؟ -: نه اونو که دارم . از این لحاظ نگران نباشین تلفن نشد ایمیل ، ایمیل نشد میام دم در خونتون ، نشد میرم محل کار بابات . مشکلی نیست تو این زمینه . -: یعنی شما می دونین محل کار بابای من کجاست ؟ -: بله ، تازه چند وقت پیش با هم یه صحبت مفصلی هم داشتیم خیلی آدمه خوش مشربیه . -: خب ببینین ، این داداش من خیلی رو من حساسه . حتی اگه پدر مادرمم راضی بشن شاید اون کوتاه نیاد . -: داداشت ؟ بابا ما با هم اینجوری ایم … آه … یه بار با هم رفتیم خونه خالتون . -: یعنی شما همه چیز منو می دونین ؟ -: خب آره – : مثلا الان می دونین سایز لباسای من چنده ؟ -: دقیقا ! تازه سایز لباسای مامانتم می دونم !

اصولا آدما تو موقعیتای حساس نمی تونن احساساتشون رو بروز ندن و هرچقدر هم که خودشونو کنترل کنن بازم از چهره اشون میشه فهمید . حالا نسوان یه مقدار توانایی کنترلشون بیشتره و ضمنا توانایی تشخیصشون هم بالاتر !

سناریوی هشتم – مکان : هرجا ، زمان : هر وقت

-: ببخشید من خیلی شما رو دوست دارم و میخوام که باهام ازدواج کنین ! -: بوووووووووع    :o   !

البته الان به نظر میاد روشی که من پیشنهاد دادم قدیمی و کهنه شده باشه اما علاوه بر اینکه اخلاقی تره ، وجهه ی قشنگتری هم داره تا اینکه مثلا تو پارتی با طرف آشنا بشین و یه کم باهاش برقصین ! یا مثلا برید به همه بگین که من مخ یه دختره رو زدم عین باربی می مونه . ولی کی به من گوش میده آخه ؟ الان اگه به دختره بگی شب بیا با هم بخوابیم راحت تر قبولت می کنه تا بخوای کلی آسمون ریسمون ببافی .

سناریوی نهم – مکان و زمان : نداره

سلام ، من تو رو میخوام ، اه چقده خرم من ، منو ببین ، یهو خب قاطی کردم ، زد به سرم اومد یهو تو سرم که ، بیام جلو بگم دوسِت دارم ، اگه جونمو بخوای جلو پات میذارم ،  آخه چی بگم که یه ذره خوشت بیاد ، من خره خرم ، دلم تو رو تو رو میخواد.

دانلود آهنگ سلام از نریمان و Smash .

هرچند که بازم می تونستم این پستو کش بدم اما باور کنین نوشتن خیلی سخت شده . من نه برای نوشتن بلکه برای زندگی کردن نیازمند همدلی و همفکری شمام ! بابا اصلا با اسم مستعار نظر بذارین. من که تو دنیای واقعی رو به هبوطم حداقل تو مجازیش یه ذره لذت ببرم . فعلا خداحافظش ! ( آخه کیو میگی؟)

پی نوشت : این وبلاگ رو ببینین ! فکر می کنین بعد از اینکه صاحبش شایعه ی ازدواج الناز شاکر دوست رو شنیده چه حالی پیدا کرده ؟ ضمنا برای حل مشکلش از شما کمک خواسته .

سه شنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۸۸

دو تا دی جی از تهران !

نوشته شده توسط حامد 643 نمایش

سلام یکشنبه دوشنبه چهارشنبه ! پشت سیستم نشستم ، میرم تو سایت فارس کیدذ ، توی موزیک بارانو ، یه سر میرم آی آر هیتز ، دانلود آهنگ روز ، کارم شده این روزا ، از یوتیوب کلیپ هم ، هی می گیرم از قضا ، با هد ستم دائما ، گوش می کنم به آهنگ ، صدای دیس دیس و بوم ، درینگ درینگ و دنگ دنگ ، چرا نمیشم آروم ؟ ، با این همه موزیکو ، خواننده های الدنگ ، چرا نمیده حالی ، به ذهن و روح خسته ام ، اثر نداره حتی ، به قامت شکسته ام ، دلم میخواد سکوت و ، هوای بارونی و ، یک شب تاریک و خیس ، دلم میخوادش تو رو ، تویی که تو زیبایی ، برام شدی یه تندیس ، نوای آسمونیت ، تو رویای شبامه ، صدای زیر و نابت ، با هر صدا باهامه ، فقط نذار دلخوشیم ، حالت شَک بگیره ، عشق سفید قلبم ، سیاه شه لک بگیره !!

خب خوشبختانه بعد از سه ماه جریمه ی گوگل به پایان رسید و اگه یه سر به آمار وبگذر بزنین متوجه این تغییر میشین. بعد از این اتفاق تصمیم گرفتم که تو همین سایت درباره دانشگاه هم بنویسم و عطای اون یکی سایتو به لقاش ببخشم. اگه کسی تمایل به توافق داشت میتونه تماس بگیره تا دامنه و هاستو بهش بدم . یه نکته دیگه هم بگم که من همه کامنتا رو جواب میدم.

بعضی دوستان اصرار شدید دارن که من عاشقم و معشوقه دارم . من خدمت این عزیزان بگم که من تو این مدت علی الحساب عشق و عاشقی از سرم پریده (البته این پستو سه روز پیش نوشتم !) و برای اینکه به شما ثابت کنم یه چندتا بیت شعر از خودم ول میدم. مثلا من فریبا رو میخوام خدا می دونه . یا نسترن ای عشق من حرفی بزن بگو تو رو به خدا این اداها چی چیه . یا برای مثال هرکی یه دوستی داره ، دست تو دستش میذاره ، جز یه دختره زیبا ، داره می رقصه تنها !! خب بیاین درباره عمق فاجعه ی این بیت آخر بحث و تبادل نظر کنیم و نیز تعمق .

خب این جنبشه به اصطلاح سبز …. ببخشید به گیرنده هاتون دست نزنین مشکل از فرستنده اس. بله این به اصطلاح شعر ، بخشی از ترانه ی یکی از آهنگای امیر اسید مهران دو تا دی جی از تهران بود که یحتمل اگه اسمشون یه چیز دیگه بود اسم آلبومشون هم یه چیز دیگه می شد مثلا امیر اسید ممد دو تا دی جی از مشهد و یا امیر اسید اصغر دو تا دی جی از ابهر . اولش که با این آهنگا برخورد کردم فکر کردم همین امیر و مهران خودمونن ولی وقتی یه سرچی زدم به اشتباه خودم پی بردم. تصویر زیر هم نمایی از امیر اسید مهران دو تا دی جی از تهرانو نشون میده که به همه چی می خورن الا خواننده .

این جلویی که نصفه سیبیله شبیه علی باغیه رفیق بیجه که چند سال پیش تو پاکدشت ترتیب بچه ها رو داده بودن . اون پشتی هم که عینهو شاگرد شوفرای اتوبوسای بین شهریه که تو پارچ قرمز آب میارن واسه مسافرا. البته الان دیگه به همت دانشمندای مخبه (بر وزن مخته)  گویا تو اتوبوسا آبسرد کن گذاشتن. البته من مخالف این عقیده ام که خواننده باید تیپ داشته باشه ولی این برنامه ی نکس نمی دونم چی چی استال روم اثر گذاشته. من نمی دونم اینا اومدن از ملت تست صدا بگیرن یا برنامه ی فوت فطیش پر کنن . دوربین همش زوم می کنه رو ناخنای لاک خورده ی پای دخترا .

وقتی که می رقصم ، هرچی دله می برم ، از همه شیطون ترم ، بالا پایین می پرم ” . تازگیا اینطور جا افتاده که دو سه تا از همین خواننده های خوش تیپ با ۴۰۵ راه میوفتن تو خیابونا بعد وقتی به این فاحشه های پولی که باید پیش قسط بدی تا سوار شن میرسن بوق می زنن و چند شب که رو هم کار کردن بهش پیشنهاد میدن که حالا بیا وسط آهنگمونم یه صدایی بده . واقعا این خدا یه چیزی می دونه دیگه ، بالاخره اون ما رو خلق کرده که میگه زن نباید آواز بخونه . حقیقتش دور از جون شما ما این آهنگا رو گوش میدیم بعد یه هورمون خاصی (تستسترون) تو خونمون می زنه بالا و ما هم که مأخوذ به حیا . تازه دختره فکر کرده شکیراس صداشو واسه من بلند می کنه مرتیکه. دیلاق .

دانلود آهنگ Persian Cinderella از Amir Acid & Mehran .  امتیاز : ۷.۴

والا . یا اون لیدی گاگا . واقعا بعد از امیر اسید مهران دوتا دی جی از تهران و بریتنی اسپیرز زشت ترین خواننده ائیه که به شخصه دیدم. اه اه … با اون هیکل قناسش همش جلو دوربین سیستم میستمو می ریزه بیرون تا دو روز نمی تونم غذا بخورم ، اگه بخورم میارم بالا . یا همین محسن چاوشی . آخه این چه شعرایی بود ؟ البته جسارت نشه ها ، اگه میگم چاوشی پسرفت داشته ، نسبت به دو تا آلبوم قبلیش میگم وگرنه نسبت به سایر خواننده های پاپ هنوز میشه بهش امیدوار بود. یه وقت فکر نکنین من توهین کردم بهش ، اصلا من سگ کی باشم که بخوام توهین کنم. هاپ هاپ !

عزیزان من ! مردم ملت پرور ایران ! اگه یکی از شما دید که باباش بساز بفروشه و خونه های پفکی میده دست مردم و خودش تو قصر زندگی می کنه ، اگه دید وقتی عر می زنه صداش تا سه تا کوچه پایین تر هم میره ، اگه گیتار گرفت دستش دید صدای خوبی ازش بیرون میاد ، اگه فهمید که میتونه زیرزمین خونشونو استودیو کنه و اگه شب خوابید صبح پا شد و یه شعر حماسی بهش الهام شده بود که نباید بره خواننده بشه که . خب اگه میخوای معروف بشی تو خیابون دخترا تو رو با دست به همدیگه نشون بدن یه تیپ خفن بزن بیا بیرون. دقیقا مثل حسین مخته. الان وقتی تو خیابون راه میره نه تنها دخترای مَستر ، بلکه مردای متاهل و سیبیل کلفت هم بهش علاقه دارن مخصوصا با اون موهای رنگ کرده و بلوندش ! قربونش برم ! جیگرتو ! خب دیگه بسه ، دیگه صحبتی نیست جز خداحافظی پس خداحافظش ! ( خداحافظه کی آخه ؟)

پی نوشت : این دوتا دوستمون یعنی امیر اسید مهران دوتا دی جی از تهران تازگی یه آلبوم بیرون دادن که چندتا آهنگ بیشتر نیست تازه یکیش هم یکی از آهنگای سیاوش شمسه که خب دزدی که شاخ و دم نداره ! در کل این آلبوم کلی سوژه خنده بود ولی نخواستم لوثش کنم دیگه .

سه شنبه, ۴ اسفند ۱۳۸۸

اگه عشق همینه !

نوشته شده توسط حامد 246 نمایش

سلام معشوق ! توی قفس نشستم ، خیره شدم به ملت ، تحقیرو از نگاها ، حس می کنم به شدت ، کنج قفس میشینم ، زانو بغل می گیرم ، دلم میخواد نبینم ، بخوابم و بمیرم ، از وزن این نگاها ، چشمم میخواد باره ، یه قلب پاره پاره ، دیدن دیگه نداره ، عاشق مگه ندیدن ، اسیر بشه تو قفس ، مگه ندیدن که عشق ، بسته بشه بهش نفس ، صدای خنده و دست ، توی قفس پیچیده ، انگار فرشته نفخو ، توی صورش دمیده ، من مُردم و امیدم ، زنده می مونه اما ، تا وقتی که تو باشی ، بی همدم و بی همراه !!

خب ضمن تسلیت روزای سوگواری ، چون دیدم امروز ولنتاینه بی مناسبت ندیدم که این پستو بنویسم. البته این پست مقدمه ی پست بعدیه که خیلی وقته میخوام بنویسمش اما ترجیح دادم که یه وقت مناسب تر منتشرش کنم. احتمالا اونو یکی دو هفته دیگه میذارم تو سایت . (نه تو این سایت) . قبلا در مورد ولنتاین تو این پست یه سری جملات نوشته بودم و تو این پست هم نمیخوام بگم که روز ولنتاین یه آیین غربیه و هرکی کارای اونا رو تقلید کنه پس غربزده اس. کلا بحث سر اینه که چرا وقتی ما یه روزی شبیه ولنتاین داریم براش ارزش قائل نمیشیم. چون می دونین دیگه اصولا غربیا با رسانه هایی که دارن طوری القا می کنن که عشق ، بوس و نوازش و آمیـز*شه. حالا من تو این پست راهایی که ممکنه منتج به عشق بشه رو بررسی می کنم هرچند که ممکنه موارد دیگه ای هم باشه و به ذهن من نرسیده باشه.

یکی از مواردی که ممکنه به عشق ختم بشه عادت هستش. وقتی به یه چیز یا کسی عادت می کنیم کم کم احساس علاقه به اون ایجاد میشه و این یه امر انکار ناپذیره. مثلا اگه شما هر روز یه شخص خاص رو ببینین بدون اینکه حتی باهاش حرف بزنین کم کم بهش علاقه پیدا می کنین و بسته به نوع آدما میزان شدت این علاقه متفاوته. کلا وقتی میگن ترک عادت موجب مرضه و یا علت سخت بودن تغییر عادات دلیلی بر مدعای منه.

نیاز هم میتونه منجر به عشق بشه. مثال می زنم. مثلا همه به مادرشون نیاز دارن. خب این نیاز باعث ایجاد عشق به مادر میشه و تو بعضیا هم دیدین که وقتی دیگه نیازی احساس نمی کنن علاقه ای هم بروز نمیدن. یا بحث نیاز جنـ سیتی یا نیاز جن*سی. به هرحال هر آدمی باید این نیازشو برطرف کنه اما بعضی مواقع افراط صورت می گیره. یه رابطه ی پایدار نتیجه ی وجود عشقه و اگه بعضیا دائما در حال سوئیچ کردن رو کیسای مختلف هستن قطعا دچار اختلالات اجتماعی و اخلاقی اند. این تیپ آدما فقط به فکر رفع نیاز غریزه های خودشونن و من به جد میگم تعداد کثیری از آدمای قشر مرفه که چندتا دوست از جنس مخالف بطور موازی یا خطی دارن حتما رابطه ی جن*سی هم داشتن. من رو این قضیه اطمینان کامل دارم و همینطوری رو هوا حرف نمی زنم.

مورد بعدی میتونه تملک باشه. کسی که صاحب چیزیه به اون علاقه و غیرت پیدا می کنه. کسی یه ماشینی داره و ناخودآگاه نسبت به ماشینش علاقه مند میشه و یا پدر و مادر نسبت به بچه هاشون عشق دارن که اینا همه از بحث تملک ناشی میشه.

مهمترین مورد تفاهم و درک متقابله. یکی از مسائلی که تو زندگی همه هست اینه که وقتی با یه آدم همفکر خودشون هم صحبت میشن احساس لذت و آرامش می کنن و وقتی با یه نفر که مخالفشونه برخورد می کنن عصبی و ناراحت. مثل همین قضایا و اتفاقتی که قبل و بعد انتخابات افتاده . ضمنا دلیل اکثر جداییا هم همین نبود تفاهم و همسوییه فکره.

مورد بعد به نظرم میتونه ترحم باشه. وقتی نسبت به کسی احساس ترحم بکنین خود به خود بهش علاقه مند میشین و دوست دارین براش یه کاری کنین که همیشه خوشحال و سربلند باشه. البته اگه عشق فقط رو همین قضیه شکل بگیره ممکنه مظلوم نمایی و سوء استفاده پیش بیاد و یا اونی که مورد ترحم واقع شده از وضعیت خسته بشه.

ایده آل هم مورد آخره. دیگه این امر بدیهیه که هرکس به ایده آلش عشق می ورزه ، حالا میتونه یه نفر باشه که تو خیابون می بینه ، می تونه دوست و آشنا باشه یا میتونه خواننده و بازیگر باشه. خب بعضیا به اشخاص ایده آلشون می رسن و بعضیام نه ولی اینو مطمئن باشین که هیچ وقت ایده آل نداریم و صرفا ممکنه ظاهری باشه.

وقتی که همه یا تعدادی از موارد بالا در کنار هم باشن یه عشق پدید میاد و البته عشق یه طرفه هیچ ارزشی نداره و مثلا اگه شما عاشق کتابتون باشین ولی اون نباشه – که نمی تونه باشه – خب به چه دردی می خوره. اما عشقای واقعی و دو طرفه ناگسستنی میشن و یکی از مصادیقش هم ازدواج موفقه که تازگی تلویزیون تیزرای جالبی در اینباره پخش می کنه.

راهای ابراز عشق و علاقه هم خیلی مهمه. اگه شما به یه نفر شدیدا علاقه داشته باشین اما بروز ندین خب اونم نمیفهمه که شما بهش علاقه دارین و در نتیجه اونم یا نسبت به شما احساسی پیدا نمی کنه و یا علاقه اش کمرنگ میشه. به نظر من این ابراز هم نباید تصنعی باشه چون اگه طرف یه ذره هوش و دقت داشته باشه متوجه مصنوعی بودن عشق میشه که البته بعضیا هم با اینکه متوجه میشن اما قبول نمی کنن که تبدیل به ابزار شدن. خب فعلا این پست رو داشته باشین و اگه بازم دوست داشتین نظرای منو در این زمینه ها بدونین این پست هم مطالب خوبی توش هست. ضمنا قسمت بعدی این پست به صورت طنز و هزله و فکر کنم بعضی از دوستان هم دانشگاهی خیلی خوششون بیاد ! به هرحال فعلا خداحافظ .

یکشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۸۸

معرفی فیلم Orphan

نوشته شده توسط حامد 144 نمایش

سلام غایب ! پشت سیستم نشستم ، آپ می کنم دائما ، سویی نداره چشمام ، کور شده ام کاملا ، دلم میخواد یه فیلمو ، تا انتها ببینم ، میخوام کنار دسته ، لطیف تو بشینم ، فکر می کنم که اینجا ، وجود تو باهامه ، آرامشی بی نظیر ، تو چشم و تو صدامه ، اما تو نیستی پیشم ، چشمای من خشک شده ، آرامش و متانت ، تبدیله به فحش شده ، اعصاب من خرابه ، روح و روان ندارم ، ممکنه که بمیرم ، جسمو تو قبر بذارم !!

خب همونطور که ملاحظه می کنین من با اینکه قرار بوده تغییر رویه بدم اما هنوز نمی تونم آپدیت کنم. به هرحال یه مقدار دلسرد شدم که قطعا تا ده روز دیگه درست میشه. دلیل دیگه اش هم اینه که خیلی رو پستای سایت سخت گیری می کنم. حالا از این به بعد ببینیم چی پیش میاد.

چند شب پیش اینطور پا داد که یه فیلم تو ژانر وحشت ببینم. البته این ژانر چندتا زیر مجموعه داره که یکیش اسلشره و من چقدر این ژانر رو دوست دارم ! نمونه اش هم اره و این تیپ فیلما . اما فیلمی که اون شب دیدم با اینکه صحنه های خشن داشت اما اسلشر نبود . ترسناک واقعی بود ، یعنی از این فیلم ترسناک تخیلیا نبود.

من به شخصه اصولا با دیدن اینجور فیلما زیاد ترس و لرز بَرم نمی داره اما دو سه سال پیش نصفه شب هوس کردم فیلم ببینم و یه فیلم ترسناک دم دستم بود به اسم جوآن ۲ که یه عبارت ژاپنیه و به انگلیسی میشه کینه. خب فیلم ژاپنی بود و یه لهجه ی تخیلی داشتن که حتی اگه فیلم درامم بود آدم خودشو خیس می کرد. فیلم شروع شد و من تنها تو یه اتاق تاریک شروع کردم به دیدن فیلم اونم با زیرنویس انگلیسی. هنوز پنج دقیقه از فیلم نگذشته بود که ویندوز مدیا پلیرو بستم و کامپیوترو خاموش کردم و رفتم که بخوابم اما عملا خوابم نبرد ! البته تجربه ثابت کرده که نصف شب نباید فیلم ببینم چون تا صبح خواب فیلمه رو می بینم. مثلا یه شب فیلم درخشش ابدی یک ذهن زیبا با بازی جیم کری و کیت وینسلتو دیدم  ، بعد اصلا از موضوع فیلم سر درنیاوردم واسه همین تو خواب واسه خودم نشستم آخرشو درستش کردم یا فیلم بعد از خواندن بسوزان. هنوزم که هنوزه نفهمیدم داستانش چی به چی بوده.

فیلمی که چند شب پیش دیدم Orphan به معنی یتیم بود که یکی از فیلمای خوب ۲۰۰۹ به شمار میاد . داستان از این قراره که یه مادری دوتا بچه داره ولی بچه ی سومش قبل از اینکه به دنیا بیاد می میره و این ضربه ی روحی خیلی بدی بهش وارد می کنه. ضمنا دکترا دم و دستگاشم با بچه درمیارن و حالا نه میتونه بچه دار بشه نه میتونه این ضربه ی روحی رو فراموش کنه. پس رو میاره به مشروب .اما بعد از یه مدت تصمیم می گیره آدم بشه و با مشورت پزشک دهکده … ببخشید پزشک خانواده سعی می کنه که قضیه رو فراموش کنه و ضمنا دیگه سگ مستی نکنه. اما تو همین هیر و ویر به ذهنش می رسه که یه بچه از پرورشگاه بیاره و به این ترتیب جای خالی بچه ی مردشو پر کنه.دیگه برای فهمیدن بقیه ی داستان فیلمو ببینین .

آخر اکثر فیلما رو میشه حدس زد و بیننده همیشه چندتا پایان برای فیلم متصوره. یا آدم خوبا برنده میشن یا خیلی از آدم خوبا کشته میشن ولی بازم برنده میشن. یا همه ی آدم خوبا می میرن اما باز برنده میشن. این فیلمم همینطوریه اما اینکه با چه روندی به پایان برسه مهمه. این فیلم شما رو وادار به این می کنه که پیش بینیتون اشتباه از آب دربیاد. در کل فیلمنامه خیلی خوب کار شده اما چون داستان خطی و ساده ای داره نمره ی چندان بالایی نگرفته. ضمنا این فیلم شما رو مجبور می کنه که دوباره از اول ببینینش. مثل فیلم حس ششم.

واقعا جای تاسف داره که چرا ما نمی تونیم از اینجور فیلما بسازیم. این فیلم جلوه های ویژه ی خاصی نداره و فکر نمی کنم چندان هزینه ای رو دست سازندگانش گذاشته باشه . داستانش هم که خیلی ساده اس و نوه ی منم که قربونش برم الهی میتونه از این قصه ها بنویسه. پس چرا ما یه فیلم درست حسابی تو این ژانر نداریم ؟ من نمی دونم کارگردانای ما اصلا میشینن پای دیدن فیلمای تاپ دنیا یا نه ، مثل مربیامون فقط علاقه به بازیای قبل انقلاب دارن ؟ مثل اینکه اینطوری نمیشه ، من خودم باید آستینا رو بالا بزنم و وارد گود بشم ولی حیف که امکانات در اختیارم نیست ! الان من چندتا کلیپ کوتاه ولی اثرگذار توی ذهنم هست که حتی با دوربین موبایل هم میشه ساخت اما چون کسی پایه کار نیست هنوز عملیاتی نشده.

به هر ترتیب فیلم Orphan فیلم سرگرم کننده ائیه و اگه دسترسی به اینترنت پرسرعت دارین حتما این فیلمو دانلود کنین و ببینین و اگر هم ندارین حدالمقدور سعی کنین از فروشگاهای اینترنتی خرید نکنین ! چون فیلمی که بیرون هزار تومن میشه از دستفروشا خرید رو به قیمت چند هزار تومن قالب می کنن . اگرم دوستی آشنایی کسی دارین از اون بگیرین. اینم که بعضیا اعتقادی به فیلم دیدن ندارن از اینجا ناشی میشه که کوته فکرن و هنوز به این نتیجه نرسیدن که همین فیلما هستن که زندگی رو می سازن ! در آخر به امید پیروزی روزافزون استقلال ، خداحافظتون !

جمعه, ۲۳ بهمن ۱۳۸۸

معرفی فیلم های ۲۰۱۲ و Knowing

نوشته شده توسط حامد 44 نمایش

سلام جذاب ! روی پله وایستادم ، خیره شدم به اطراف ، به ساختمون فنی ، به شیشه های شفاف ، همه چیزو می بینم ، زیر نظر می گیرم ، شاید یکی رد بشه ، که من براش می میرم ! ، توی همین حین و بین ، دوستی میاد کنارم ، از خاطراتش میگه ، منم که بی قرارم ، نمیشنوم صداشو ، گوشای من کر شده ، به قول اسماش دلم ، مدتیه خر شده ، وجدان من صدا داد ، گفتش حامد بی عرضه ، آسایشه دو گیتی ، تفسیر این دو حرفه ، با دوستانت دشمنی ، با دخترا ملغمه ، هرکی نکرد التفات ، بی شعور و احمقه !!

خب اول بگم که سجع نوشت بالا رو زیاد جدی نگیرین. بعضی جاهاشو صرفا برای جور دراومدن قافیه گفتم وگرنه من کوچیک دوستا و همکلاسیامم هستم. بعدش اینکه چند روزی میشه عملا کنترل احساساتم از دستم خارج شده و دیگه غریبه و آشنا حالیم نیست. فعلا تا همینجا رو داشته باشین تا بعدا براتون بیشتر توضیح بدم. این گوگلم که هر روز یک قدم سایتو به نابودی نزدیک تر می کنه و هیچ رحمی هم در کار نیست. به زودی پروژه ی حالگیری از گوگلو کلید می زنم !

اما داستان این پست یه چیز دیگه اس. سال ۲۰۰۹ دو تا فیلم فروش نسبتا خوبی داشتن که موضوع اصلیشون نابودی زمین تو یه تاریخ مشخص بود. قبلا هم این سری فیلما با اقبال خوبی مواجه می شدن و نمونه ی بارزش هم فیلم روز بعد از فرداس که صدا و سیما هم چند بار پخشش کرده. به عقیده ی نگارنده دلیل اصلی تعدد این فیلما تو سالای اخیر پیشرفت تکنولوژی بوده و معلوم نیست این نامردای خدانشناس چیکار می کنن با این فیلماشون که اینقدر حوادث طبیعی رو واقعی به تصویر می کشن. اما بریم سراغ معرفی و کمی هم تحلیل دوتا از فیلمای پارسال.

یکی از فیلمای پرفروش پارسال ، ۲۰۱۲ بود که مضمونی آخرالزمانی داشت. نوسترآداموس مادر به خطا چند صد سال پیش یه حرف چرندی گفته که سال ۲۱۰۲ میلادی دنیا به سرویس میره. البته پیشگوییای دیگه ای هم کرده که من طبق مطالعاتی که داشتم به این نتیجه رسیدم که نوسی یه سری کلمات و جملات شعر و ور به هم بافته بعد حالا نوادگان اسپارتاکوس و المپیاکوس و پاناتینایکوس ( به قول صدا سیما : اسپارتاکو و المپیاکو و پاناتیناکو ) اومدن این جمله ها رو تحلیل کردن از نوع پشمکی. آخرش هم به این نتایج رسیدن که نوسی خیلی پیشگوی خری بوده و تمام اتفاقات آینده رو پیش بینی کرده ارواح خیکش. (از پاراگراف بالا چنین برمیاد که گویا نویسنده ی این پست چندان اعتقادی به پیشگویی و پیش بینی نداره!) الان همین هواشناسی خودمون. یه روز میاد میگه آقا از خودتون نگهداری کنین که هوا حسابی میخواد برفی بشه تا چند روز رگباری برف میاد. بعد حالا ما هی منتظر میشینیم برف بیاد خبری نمیشه که هیچ ، آسمونم آفتابی هوا سی چهل درجه. چند روز بعد اون دختره که صداش خیلی نازکه میاد میگه ببخشید گویا این ابرا کمونه کردن.

بحث فیلمه ها . فیلم ۲۰۱۲ یه خانواده ی یبسی رو نشون میده که مادر خانواده تو بغل دوست پسرشه. پسر خانواده با دختر خانواده روابط نامشروع دارن. بابای خانواده هم بنده خدا خودارضایی می کنه. بعد اینا برحسب اتفاقاتی به این نتیجه می رسن که زمین میخواد نابود بشه و دولت فخیمه ی آمریکا هم واسه نجات ملت یه چندتا سفینه ی فضایی ساخته. دیگه بیشتر از این داستان فیلمو لو نمیدم اما همونطور که می دونین این سبک فیلما پر از تناقض و گافن. من چندتاشو پیدا کردم که یکیشو اینجا خدمتتون عرض می کنم.

فرض کنید یه کانال آبی وجود داره که توسط دیوارهایی به سه بخش نسبتا مساوی تقسیم شده. آب با حجم بسیار زیادی داره وارد کانال میشه ولی بجای اینکه اول قسمت ابتدایی کانال پر بشه ، بخش میانی کانال پر از آب میشه و تامارا (دختر روسی خوشگله. البته توی فیلم اهل روسیه اس وگرنه خودش آمریکاییه) جون به جون آفرین تسلیم می کنه و خفه میشه. (که من اینجا خیلی گریه کردم. آخه دختر به این خوشگلی. چرا آخه ؟) یا مثلا ملت دارن غرق میشن حالا این وسط زن و شوهره لب و لب بازیشون گرفته. یه سوتی دیگه هم این بود که همون دختر خوشگله که ذکر خیرش چند خط بالاتر شد با دامن کوتاه داره وسط کوهای هیمالیا قدم می زنه و هیچم سردش نمیشه. آخه خالی بندی و دروغ تا کجا ؟ مشکل دیگه ی فیلم اینه که همه رو راحت می کُشه بعد تازه اطرافیانشونم هیچ ناخنشونم نمی گیرن که مثلا باباشون از پرتگاه سوت شده پایین. شادم هستن تازه. بعد اومدن ادای نوحم درآوردن ، حیوونا رو میخوان ببرن تو کشتی. آخه مگه شما نمی دونین که نوح نهصد سال عمر کرد ولی نتونست عدالتو برقرا کنه ؟ هان ؟ می دونین چرا ؟ چون اگه می تونست حتما مدیریت جامع از خودش ول می کرد.

اما فیلم بعدی knowing (پیشگویی) هست. هرچند که این فیلم اصلا به لحاظ اسفاده از جلوه های ویژه نسبت به فیلم ۲۰۱۲ برتری نداره اما اوایل فیلم اینطور به نظر میاد که حداقل با یه فیلمنامه ی درست درمونی رو به رو هستیم. (که اواخر فیلم می فهمیم که نبوده و نیستیم و کلا سر کار بودیم) قضیه از اونجایی شروع میشه که یه خانم معلم هرزه به دانش آموزای مشنگ دبستانی میگه که یه نقاشی از آینده بکشین میخوایم یه بازی خرکی بکنیم. بچه های شاسکول هم شروع می کنن به کشیدن . پسرا فضاپیما و آدم و از این تریپ چیزا می کشن. دخترا هم رژ لب و سرمه و کرم پودر و النگو و گردنبند و خلاصه این چیزای به درد نخور. (این خطو یه ذره خالی بستم) اما … اما یه دختری هست که یهو می زنه تو کار مکاشفت و می رسه به لقاء الله. شروع می کنه به نوشتن عددای بی ربط روی کاغذ و تو همین فازاس که معلمش میاد و برگه رو می گیره. بعدش نقاشیارو میندازن تو کپسول تا پنجاه سال بعد مردم درش بیارن و کلی به اجدادشون بخندن.

در کل نشستن پای این فیلم وقت اضافه میخواد و داستانش چندان گیرایی نداره. از جلوه های ویژه و صحنه های اکشن هم کم استفاده شده ولی اون قسمت سقوط هواپیما رو خیلی قشنگ درآورده بودن. به کل فیلم می ارزید. اما اگه بنابر انتخاب فیلم بهتر از بین این دوتا فیلم باشه من به عنوان یه مخاطب عام فیلم ۲۰۱۲ رو بیشتر می پسندم با اینکه فیلم پیشگویی نمره ی بالاتری گرفته. این دوتا فیلم به هیچ وجه صحنه های غیراخلاقی و عریانی ندارن و دوتا از بهترین فیلمای پارسال بودن به همین دلایل پیشنهاد می کنم برای یه بارم که شده محض رضای خدا به حرف من گوش بدین و این فیلما رو ببینین. در آخر اگه با من کاری ندارین پس خداحافظش ! (خداحافظ کی؟)

دوشنبه, ۵ بهمن ۱۳۸۸

چیزی نگو

نوشته شده توسط حامد 121 نمایش

سلام راه راه ! توی خونه نشستم ، گوش می کنم به آهنگ ، صدای دیس دیس و بوم ، درینگ درینگ و دنگ دنگ ، چرا نمیشم آروم ؟ ، با این همه موزیک و ، خواننده های الدنگ ، چرا نمیده حالی ، به ذهن و روح خسته ام ، اثر نداره حتی ، به قامت شکسته ام ، دلم میخواد سکوت و ، هوای بارونی و ، یک شب تاریک و خیس ، دلم میخوادش تو رو ، تویی که تو زیبایی ، برام شدی یه تندیس ، نوای آسمونیت ، تو رویای شبامه ، صدای زیر و نابت ، با هر صدا باهامه ، فقط نذار دلخوشیم ، حالت شَک بگیره ، عشق سفید قلبم ، سیاه شه لک بگیره !!

اگه از این هوای گرفته و آلوده میخوای فرار کنی ، اگه از اینکه پشت در وایستی خسته شدی ، اگه از ساعت ده صبح تا شش شب به دلایل دلنشین علافی ، اگه هنوز به یاد تو چشمامو رو هم میذارم اگه تو حسرتت هنوز هزار و یک غصه دارم ، اگه از مهمونی رفتن به کلاسایی که از استادشون متنفری خسته ای ، اگه ترم تموم شده و دو هفته دوستان و رفیقان و عزیزتو نمی بینی باید خدمتت عرض کنم که زیاد خودتو ناراحت نکن چون که روزای بدتری هم در راهه !

با اینکه حساسیت من دیروز به اوج خودش رسیده بود اما فعلا از ذکر جزئیات صرف نظر می کنیم. ولی جریان این پست چیه ؟

خب یکی از دوستان که از قضا یکی از نویسنده های سایت هم هست چندی پیش یه آهنگی رو از خودش منتشر کرد که به عقیده ی بنده ماکت بود اما خودش میگه که دموی آهنگه. البته ماکت و دمو خیلی با هم فرق می کنن. قبل از توضیحات اضافی اول آهنگو دانلود کنین :

دانلود آهنگ چیزی نگو از مهرداد امینی . حجم : ۱.۵ مگابایت

از نکات قابل توجه اینه که حقیقتا من تو هیچ آهنگی نشنیدم که اولش اسم ترانه سرا رو بگن. به هرحال این هم در نوع خودش بدعتیست. از کار کاملا مشخصه که وقت زیادی روش گذاشته نشده و شعر و تنظیمش چندان قوی نیست مخصوصا تنظیمش که واقعا در سطح پایینیه و اگه یکی این کارو گوش بده میگه خواننده تصنیف خونده نه یه آهنگ پاپ . به هر تقدیر جا برای کار هست و اگه وقت و هزینه ی بیشتری صرف بشه قطعا آهنگای بهتری هم از این دوستمون بیرون میاد.

اما تیم تحقیقاتی و مبارزه با جرایم سایبری هیمرا برای روشن شدن ابعاد این فاجعه دست به کار شد و قبل از بررسی ، مصاحبه ای رو با مدیر شرکت نیک آهنگ ابتر انجام داد که در زیر به خلاصه ای از اون توجه می کنیم :

مهرداد (خواننده) - علی (اسپانسر)

خبرنگار : سلام آقای مهندس ! می خواستم ازتون سوال کنم که چی شد از مدیریت ورزش رو به مدیریت فرهنگی آوردین ؟

علی : والا حقیقتش هرچی تو ورزش هزینه کنی ضرره. من کلی تو باشگاه از جیب خوردم ، گلم خوردم فحشم خوردم.

خبرنگار : حالا نظرتون درباره این پروژه ی جدید چیه و اگه ممکنه صرفا نقد و سختی های کار رو بیان کنین.

علی : خب من تو باشگاه تجربه های خوبی کسب کردم و می خواستم با تمام قدرت وارد کار بشم. بخاطر همین بودجه ی کلونی رو به این شرکت هنری تزریق کردم.

خبرنگار : حدودا چقدر ؟

علی : یک و نیم. هزار و پونصد تومن.

خبرنگار : آهان پس واسه همینم هست که تنظیم کار اینقدر سطحی شده.

علی : نخیر اصلا اینطور نیست. ما به چند تا از تنظیم کننده های مشهور مثل سیروان ، نیما وارسته ، حسین علیزاده و بابک بیات و جواد شمقدری سفارش کار دادیم . بعد هرکدوم از اونا یه تنظیم برای آهنگ انجام دادن و آخرش این تنظیم انتخاب شد.

خبرنگار : حالا تنظیم بالاخره کار کیه ؟

علی : کار خودمه. اگه آلبوم بیاد بیرون می بینین که اسم منو همه جاش نوشته.

خبرنگار : خب من برای شما آرزوی توفیق و روزافزون دارم. فقط یه سوال دیگه. اگه این کار هم برای شما سود نداشت چیکار میخواین بکنین ؟

علی : می زنم تو کار تولیدی کیف و کفش.

اما برای روشن تر شدن هرچه بیشتر موضوع قصد داشتیم با صاحب اثر هم گفتگویی داشته باشیم که به علت اینکه امسال سال اصلاح الگوی مصرفه و باید لامپ اضافی رو خاموش کرد ، از مصاحبه امتناع ورزید و فقط به این شرط حاضر به صحبت شد که دولت لایحه ی هدفمند کردن یارانه ها رو استرداد کنه. با شاعر این آهنگ نشد صحبتی داشته باشیم چون سر پروژه ی دیگه ای بود و داشت برای التون جان ترانه ای در مذمت جان لنون می سرود که خبرنگار ما در یک حرکت ناجوانمردانه تونست دزدکی از متن این ترانه عکس بگیره و اونو در اختیار رسانه های خبری جهان از جمله هیمرانیوز قرار بده.

برای دیدن تصویر بزرگتر روی عکس کلیک کنید

در آخر هم اشاره ای به این جمله می کنم که بامرام تر از سیگار ندیدم چون خودش در آتش می سوزه ولی به تو کام میده. البته بستگی داره کی سیگار  بکشه ، یه راننده تریلی یا اوما ترومن ؟! به هر شکل بدرودش ! ( بدرود کی آخه ؟)

پنجشنبه, ۱۷ دی ۱۳۸۸