اگه عشق همینه !
سلام معشوق ! توی قفس نشستم ، خیره شدم به ملت ، تحقیرو از نگاها ، حس می کنم به شدت ، کنج قفس میشینم ، زانو بغل می گیرم ، دلم میخواد نبینم ، بخوابم و بمیرم ، از وزن این نگاها ، چشمم میخواد باره ، یه قلب پاره پاره ، دیدن دیگه نداره ، عاشق مگه ندیدن ، اسیر بشه تو قفس ، مگه ندیدن که عشق ، بسته بشه بهش نفس ، صدای خنده و دست ، توی قفس پیچیده ، انگار فرشته نفخو ، توی صورش دمیده ، من مُردم و امیدم ، زنده می مونه اما ، تا وقتی که تو باشی ، بی همدم و بی همراه !!
خب ضمن تسلیت روزای سوگواری ، چون دیدم امروز ولنتاینه بی مناسبت ندیدم که این پستو بنویسم. البته این پست مقدمه ی پست بعدیه که خیلی وقته میخوام بنویسمش اما ترجیح دادم که یه وقت مناسب تر منتشرش کنم. احتمالا اونو یکی دو هفته دیگه میذارم تو سایت . (نه تو این سایت) . قبلا در مورد ولنتاین تو این پست یه سری جملات نوشته بودم و تو این پست هم نمیخوام بگم که روز ولنتاین یه آیین غربیه و هرکی کارای اونا رو تقلید کنه پس غربزده اس. کلا بحث سر اینه که چرا وقتی ما یه روزی شبیه ولنتاین داریم براش ارزش قائل نمیشیم. چون می دونین دیگه اصولا غربیا با رسانه هایی که دارن طوری القا می کنن که عشق ، بوس و نوازش و آمیـز*شه. حالا من تو این پست راهایی که ممکنه منتج به عشق بشه رو بررسی می کنم هرچند که ممکنه موارد دیگه ای هم باشه و به ذهن من نرسیده باشه.

یکی از مواردی که ممکنه به عشق ختم بشه عادت هستش. وقتی به یه چیز یا کسی عادت می کنیم کم کم احساس علاقه به اون ایجاد میشه و این یه امر انکار ناپذیره. مثلا اگه شما هر روز یه شخص خاص رو ببینین بدون اینکه حتی باهاش حرف بزنین کم کم بهش علاقه پیدا می کنین و بسته به نوع آدما میزان شدت این علاقه متفاوته. کلا وقتی میگن ترک عادت موجب مرضه و یا علت سخت بودن تغییر عادات دلیلی بر مدعای منه.
نیاز هم میتونه منجر به عشق بشه. مثال می زنم. مثلا همه به مادرشون نیاز دارن. خب این نیاز باعث ایجاد عشق به مادر میشه و تو بعضیا هم دیدین که وقتی دیگه نیازی احساس نمی کنن علاقه ای هم بروز نمیدن. یا بحث نیاز جنـ سیتی یا نیاز جن*سی. به هرحال هر آدمی باید این نیازشو برطرف کنه اما بعضی مواقع افراط صورت می گیره. یه رابطه ی پایدار نتیجه ی وجود عشقه و اگه بعضیا دائما در حال سوئیچ کردن رو کیسای مختلف هستن قطعا دچار اختلالات اجتماعی و اخلاقی اند. این تیپ آدما فقط به فکر رفع نیاز غریزه های خودشونن و من به جد میگم تعداد کثیری از آدمای قشر مرفه که چندتا دوست از جنس مخالف بطور موازی یا خطی دارن حتما رابطه ی جن*سی هم داشتن. من رو این قضیه اطمینان کامل دارم و همینطوری رو هوا حرف نمی زنم.
مورد بعدی میتونه تملک باشه. کسی که صاحب چیزیه به اون علاقه و غیرت پیدا می کنه. کسی یه ماشینی داره و ناخودآگاه نسبت به ماشینش علاقه مند میشه و یا پدر و مادر نسبت به بچه هاشون عشق دارن که اینا همه از بحث تملک ناشی میشه.
مهمترین مورد تفاهم و درک متقابله. یکی از مسائلی که تو زندگی همه هست اینه که وقتی با یه آدم همفکر خودشون هم صحبت میشن احساس لذت و آرامش می کنن و وقتی با یه نفر که مخالفشونه برخورد می کنن عصبی و ناراحت. مثل همین قضایا و اتفاقتی که قبل و بعد انتخابات افتاده . ضمنا دلیل اکثر جداییا هم همین نبود تفاهم و همسوییه فکره.

مورد بعد به نظرم میتونه ترحم باشه. وقتی نسبت به کسی احساس ترحم بکنین خود به خود بهش علاقه مند میشین و دوست دارین براش یه کاری کنین که همیشه خوشحال و سربلند باشه. البته اگه عشق فقط رو همین قضیه شکل بگیره ممکنه مظلوم نمایی و سوء استفاده پیش بیاد و یا اونی که مورد ترحم واقع شده از وضعیت خسته بشه.
ایده آل هم مورد آخره. دیگه این امر بدیهیه که هرکس به ایده آلش عشق می ورزه ، حالا میتونه یه نفر باشه که تو خیابون می بینه ، می تونه دوست و آشنا باشه یا میتونه خواننده و بازیگر باشه. خب بعضیا به اشخاص ایده آلشون می رسن و بعضیام نه ولی اینو مطمئن باشین که هیچ وقت ایده آل نداریم و صرفا ممکنه ظاهری باشه.
وقتی که همه یا تعدادی از موارد بالا در کنار هم باشن یه عشق پدید میاد و البته عشق یه طرفه هیچ ارزشی نداره و مثلا اگه شما عاشق کتابتون باشین ولی اون نباشه – که نمی تونه باشه – خب به چه دردی می خوره. اما عشقای واقعی و دو طرفه ناگسستنی میشن و یکی از مصادیقش هم ازدواج موفقه که تازگی تلویزیون تیزرای جالبی در اینباره پخش می کنه.
راهای ابراز عشق و علاقه هم خیلی مهمه. اگه شما به یه نفر شدیدا علاقه داشته باشین اما بروز ندین خب اونم نمیفهمه که شما بهش علاقه دارین و در نتیجه اونم یا نسبت به شما احساسی پیدا نمی کنه و یا علاقه اش کمرنگ میشه. به نظر من این ابراز هم نباید تصنعی باشه چون اگه طرف یه ذره هوش و دقت داشته باشه متوجه مصنوعی بودن عشق میشه که البته بعضیا هم با اینکه متوجه میشن اما قبول نمی کنن که تبدیل به ابزار شدن. خب فعلا این پست رو داشته باشین و اگه بازم دوست داشتین نظرای منو در این زمینه ها بدونین این پست هم مطالب خوبی توش هست. ضمنا قسمت بعدی این پست به صورت طنز و هزله و فکر کنم بعضی از دوستان هم دانشگاهی خیلی خوششون بیاد ! به هرحال فعلا خداحافظ .





