تو خیالمی وقتی هرکسی با عشقش از کنارم رد میشه ، تو خیالمی هرجا باشم هرجا باشی هر لحظه تا همیشه !

ولنتاینو بخورم !

نوشته شده توسط حامد 189 نمایش

درود ای عاشقان ! نه اینکه چون عاشقتم ، ذکرتو پرخوبی میگم ، نه اینکه چون به فکرتم ، بدیاتو نمی بینم ، تو واقعا مطلوب عشق ، تو یک فرشته ی خدا ، به خاطرم میای روزا ، به فکرتم نیمه شبا .(لعن و نفرین بر کسی که فکرش انحراف دارد!)

خب داریم به روز ولنتاین نزدیک میریم. برخی هنوز دارن به خودشون فشار میارن که بگن آقا ! روز ولنتاین رو بی خیال ، بیاین روز بیست و نه بهمن ، روز اسپندگان (بلکمم سپندارمذگان!) رو جشن بگیریم و به هم کادو بدیم و لاو بترکونیم. اما کمتر کسی گوشش بدهکاره. حتمن حالا میخواین بدونین که نظر من چیه؟ پس به ادامه ی پست توجه نمایید!

ابراز علاقه به همسر و یا – ببخشید – دوست دختر یا دوست پسر یکی از لذت بخش ترین رفتارهای انسانی است که در مرحله ی غاییش ، این ابراز علاقه به قول احسان قائم مقامی منتج میشه به عشقبازی. مسلما اصل وجودی ولنتاین برای این بوده که مردم به دوست های غیرهمجنسشون ابراز عشق کنن وگرنه چنین روزی لازم نبود وقتی روز ازدواج هست! می تونن تو سالگرد ازدواجشون به هم گل و ساعت و ماشین و ویلا کادو بدن! اما من مخالف دوستی از این نوع نیستم. فقط میگم وقتی که از طرف مقابلتون مطمئن نشدین بیش از اندازه خرجای مادی و معنوی نکنین. قطعا برای اینچنین دوستی هایی وجود یه همچین روزی مثل ولنتاین شاید شرط کافی باشه ، ولی شرط لازم نیست! ضمنا لازم نیست اینقدر به مخالفت با روزای مناسبتی غربی ها بپردازیم ، بهتره بیشتر به فکر ازدواج جوونا باشیم که دارن به انواع و اقسام انحرافات جنـ سی مبتلا می گردند !

love

بعضی از آقایون که دستشون به ته حلقشونم می رسه ، gf هاشون رو با ماشین مدل بالا می برن ویلاشون تو شمال و دیگه نمی دونم اونجا چیکار می کنن! برخی که نه ماشین دارن و نه ویلا ولی هر دوشون خیلی پایه هستن میرن کافی شاپی ، دربندی ، پارک لاله ای جایی مایی! دیگه تو اینجور موارد حداکثرش حلقه زدن دست دور گردنه و فوقش اگه خلوت باشه یه ذره ماچ و بوس! بعضیا پایه نیستن و میشینن تلفنی لاس زدن. وقتی هم که قبضشون بیاد ، فحشه که نثار عشقشون می کنن! یه عده به فکر این روزا هستن و فقط اس ام اس میدن. گاهی هم حالا یه زنگی می زنن. یه سری هم هستن که دیگه خیلی تنگن و فقط چت می کنن و از این اسمایل ها رد و بدل می نمایند! idea razz

اما نکته ای که اینجا هست اینه که از کجا باید فهمید که میزان علاقه ی طرف به ما چقدره؟ به خاطر پول و سوء استفاده مارو میخواد یا واقعا عاشق سینه چاکمونه؟ خب من هرچی الان بیام توضیح بدم فایده نداره ، زیرا که این قضیه ، فهمیدنیه و باید خود طرف با درک بالاش اینو بفهمه. حالا واستون یه مثال می زنم تا حساب کار دستتون بیاد!

بر فرض شما یک پسر هستین. به اون دختره میگین : عزیزم! من با ریش خوش تیپ ترم یا بدون ریش؟ اونم میگه:« وای عجیجم ! من تولو بی لیش خیلی دوش دالم! وای نازی ! آخی ! » بعد اینجاست که شما می فهمین شمارو بخاطر خودتون نمیخواد و ولش می کنین و میرین پی کارتون! از اینجا میشه دو تا نکته ی اساسی برداشت کرد : ۱- اون بنده خدا به شما علاقه مند بوده که اینقدر با شما راحت و بی پرده صحبت می کرده! ۲- شما دنبال بهونه می گشتین که ولش کنین و برید دنبال یه دختری که اینقدر لوس و ننر حرف نزنه! نتیجه : حق با شماست!

خب به تازگی علی اصحابی یه آهنگی از خودش ول داده به اسم ولنتاین. البته توش هیچ اسمی از ولنتاین نمی بره و شمایی که ادعای میهن پرستیتون میشه در حد تیم ملی ، می تونین اسم این آهنگو بذارین اسپندگان (شایدم سپندارمذگان)! این آهنگو دانلود کنین و مرا هم بدرود گویید و بدانید که کسی دوزار بر ما عشق نمی ورزد و ولنتاین را نیز با خودم جشن خواهم گرفت!

علی اصحابی - ولنتاین

دانلود آهنگ ولنتاین از علی اصحابی . امتیاز : ۸.۷

دانلود آهنگ ولنتاین از علی اصحابی . سرور پرشین گیگ

پی نوشت ابهامی! : درست تو بدترین لحظه ، ببین کی عاشق کی شد!

شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۸۷

معرفی فیلم Eagle Eye

نوشته شده توسط حامد 280 نمایش

سلام بر توی ای خوشگل! فدای اون که توی خوابم مارو تحویل نمی گیره ، اونی که تا وقتی زنده اس ، دلم نمی میره ، همون که کل دنیا رو هم قد ناخنش نمی بینه ، کسی که می دونم نه ادرار می کنه و نه می ر…. !!!

یه دوستی یه نظری در مورد یکی دوتا از آهنگای لوهان توی سایت داد و چون من یکی از آهنگای ذکر شده رو نداشتم ، رفتم و دانلودش کردم و دوباره گند زده شد به حالم! تازه داشتم این هرزه ی بی اخلاق رو فراموش می کردم که دوباره نوستالژی زنده شد. این آهنگ سندی هم که توی این پست بهش اشاره کردم ، قطعا یک نوستالژی فوق العاده برام ایجاد خواهد کرد. می دونم!

خب این پست میخوام یه فیلم رو خدمتتون معرفی کنم. به نظرتون چه فیلمی می تونه باشه؟ هان؟ اسم فیلم تو تیتر هست؟ میخواین دفعه ی بعد یه فیلم دیگه رو معرفی کنم بعد یه تیتر دیگه بزنم تا دماغتون بسوزه؟ حالا فرض رو بر این میذاریم که شما تیتر رو ندیدین. چی حدس می زنین حالا؟ فکر کردین یکی از فیلمای مفسد رو معرفی می کنم؟ عمرن! زهی خیال باطل! بشینین تا معرفی کنم! خب دیگه بریم سر معرفی فیلم Eagle Eye .

این فیلم محصول سال ۲۰۰۸ به گارگردانیه D.J. Caruso  و در ژانر اکشن و معمایی و ایناس. بازیگرای اصلی فیلم چشم عقاب ، یکی Shia LaBeouf هستش که فیلمای نسبتا معروفی هم بازی کرده ، مثل : ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین ، ترانسفورمرز ، من روبات هستم و اینا. یکی دیگه  از بازیگرا (اون زنه!) Michelle Monaghan می باشه که من فیلم معروفی ازش ندیدم ولی تو فیلمای آقا و خانم اسمیت و کنستانتین یه نقشکی داشته! و اما داستان فیلم.

Eagle Eye Cover

هرچی فکر کردم نتونستم یه راهی پیدا کنم که بتونم غیر مستقیم قسمتی از فیلم رو بازگو کنم بدون اینکه داستانش رو لو بدم. به هرحال یه شمه ای از فیلم رو تعریف می کنم. اول فیلم نظامیای آمریکایی یه تعداد از مردم پاکستان رو به اتهام تروریست بودن می کشن. طبق محاسبات آمریکاییا احتمال تروریست بودن اونا ۵۱ درصده ولی رئیس جمهور دستور حمله رو صادر می کنه. بعد دیگه ادامه ی فیلم تو خود آمریکا دنبال میشه. یه پسریه به اسم جری شاو که بدبخته ، پول نداره ، اجاره خونه اش عقب افتاده ، حسابش خالیه و کلا آدم آس و پاسیه. در اولین برخورد با جری شاو ، اونو درحال ورق بازی با دوستاش می بینین. قبل از اینکه بازی تموم بشه برای خام کردن دوستش یه سری حرفای قشنگ قشنگ می زنه و میگه که چطوری میشه دل دخترا رو بدست آورد! با این حیله ، دوستش رو می فریبه و کلی پول صاحب میشه! ( کلی هم نه ، به اون اندازه که اجاره خونه اش رو بده!)

بعد از اینکه به خونه اش رجعت می کنه ، بهش خبر میدن که برادرت مرده و خیلی ناراحت میشه خیرسرش و میره تو مراسم تشییع جنازه ی داداشش شرکت می کنه و یگ عالم اشک می ریزه! خلاصه ، وقتی برمی گرده خونه اش ، می بینه که سوییتش پر از جعبه شده و وقتی بازشون می کنه ، می بینه که بله ! جا تره و بچه نیست! توی جعبه ها مملو از تجهیزات پیشرفته نظامیه و در همین حین و حال ، یه دفعه تلفن زنگ می خوره. یه زنه پشته خط میگه که : عزیزم فرار کن چون الانه که پلیس دهانت رو با آسفالت کوچه یکی بنماید! اما جری التفات نمی کنه و بجای اینکه فرار کنه هی میگه: یو کی هستی؟ که دیگه دیر میشه و اف بی آی دستگیرش می نماید!

فیلم چشم عقاب

اگه منو ول کنین تا آخرشو تعریف می کنم ، فعلا تا همینجاشو داشته باشین ، اگه خواستین ادامشو بفهمین برید فیلمو ببینین!

فیلم حالت خداگونگی داره. حتی وقتی که مامور اف بی آی از جری می پرسه که این همه پول تو حسابت چیکار می کنه میگه نمی دونم شاید کار خدا باشه! به نوعی به نظر من خدا رو به سخره گرفتن . داستانش خیلی هم تخیلی نیست ولی همچین چیزی که توی فیلم بهش پرداخته شده امکان نداره. یه سری تناقضات هم توی فیلم هست که من یکیشو پیدا کردم ولی الان یادم رفته! به هرحال داستان فیلم قدیمی و تکراریه اما با یه سطح بالاتر از سایر فیلمای هم موضوع خودش.

فیلم Eagle Eye توی IMDB نمره ی ۶.۷ گرفته و من هم نمره ی ۷ رو به این فیلم اختصاص میدم. کلا فیلم خوب و سرگرم کننده ایه ولی تاثیرگذار نیست. یکی از جذابیتاش اینه که تا اواسط فیلم این سوال رو برای بیننده ایجاد می کنه که کی؟ و بعد از اینکه جواب داد حالا این سوال رو پیش میاره که برای چی؟ به هر حال من پیشنهاد موکد می کنم که حتمن فیلم رو ببینین و هم از داستان نسبتا جالب و هم از صحنه های اکشن فیلم ملذوذ بشید! فعلا تا دیدار دیگه ، خدا یاور شما باد!

پی نوشت : از فیلمایی که آخرش خوب تموم میشه خوشم نمیاد. ( مثل همین فیلم) همچنین از فیلمایی که آخرش بد یا ناتموم به پایان می رسه. مثلن یه فیلمی بود که هیولا ها به شهر حمله کرده بودن و زن و نوزاد و پیر و جوونو تیکه پاره می کردن. فقط یه چند نفر از آدما مونده بودن که بالای پشت بوم یه خونه ای پناه گرفته بودن. ولی آخر فیلم اون هیولاها میان همشونو قتل عام می کنن. خب این الان چه نکته ای داشت؟ حالا نمی شد اینا زنده می موندن؟ فیلم باید آخرش درست تموم بشه. اصلا فیلمی که آخر درست و حسابی نداشته باشه و بشه از قبل آخرشو حدس زد و یا با دیدن فیلم به نکته ای پی نبرد ، فیلم نیست.

شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۸۷

تلاش یا نبوغ؟

نوشته شده توسط مهرداد 88 نمایش

تلاش یا نبوغ؟

دروغه یا راسته

۹۰% به ۱۰ %

سلام یه دوستان عزیزم ،منم میخواهم مثل احرار و حامد یه پست بزارم اینجا و یه داستان براتون تعریف کنم که جالبه

چند وقت پیش یه چیزی (گیر ندید دیگه ،یه چیزی بود که خودمم نمیدونم چی بود )بهم گفت که تو باید بری از مغازه کاغذ بگیری با مداد نرم و تراش دستی (یا به هر حال تراش ماشینی )

نمیدونم چی بود که بهم میگفت این کار رو بکن اما رفتم بقالی (لوازماتو التحریرات) گفتم سلام.

گفت:سلام پسر عزیزم (نقطه ویلگول ندارم به خاطر همین نقطه رو به جای نقطه ویلگول قبول کنید).

گفتم که کاغذ میخواهم .

گفت :آچار؟

گفتم:آره

گفت :چندتا میخواهی؟

گفتم:هی ۱۰۰ تا ۲۰۰ تا ۳۰۰ تا ،شما بده من زیاد اووردم میام پس میدم.

گفت:خوب چرا کمتر نمیخری که اگه کم اووردی بیا ی پس بدی؟

گفتم:به تو چه (….)؟

توضیحات :تو دلم گفتم.

گفتم:که نمیدونم چندتا میخواهم که.

گفت خوب برای چه کاری میخواهی؟

گفتم:نمیدونم که.

گفت :مسخره کردی مارو؟

توضیحات ۲:به سخره گرفتی مارو؟

گفتم:نه عزیزم ( پسرم) شما رو به سخره نگرفتم.

ادامه دادم:نمیدونم برای چی میخواهم.

گفت :خوب حالا چندتا بدم؟

گفتم:۱۰۰ تا ۲۰۰ تا ۳۰۰ تا…

فریاد زد :چندتا؟

فریاد زدم:۱۰۰ تا ۲۰۰ تا ۳۰۰ تا.

تا من فریاد زدم آن شخصیت پروقار که مرا اول با نام پسرم خطاب کرده بود دوپایی نارنجی رنگ خود را درآورده به سرعتی معادل سرعت نور به سمت من پرتاب کرد.

من هم با سرعتی معادل آرش برهانی یا حالا غلامرضا رضایی درب را باز کرده با حرکتی در حد تیم ملی جا خالی دادم درو نبسته پا به فرار گذاشتم

تو راه که داشتم بر میگشتم با خودم گفتم که من برای چی رفتم کاغذ بخرم؟”

همینطور که داشتم میرفتم ییهو (ناگهانی) به این نتیجه رسیدم که میخواهم سناریو ی داستانی در حد واقعی رو بنویسم.

گفتم به خودم که خره!!!!!! خوب این همه سر رسید نیمه کاره و خودکارو و مداد تو خونه داری به چه دردت میخوره که بری و ۱۰۰ تا ۲۰۰ تا یا ۳۰۰ تا کاغذ بخری؟

بالاخره رفتم توی خونه رو تختم دراز کشیدم و شروع به نوشتن کردم

هی نوشتم

هی نوشتم

همینطور شخصیت جدید ،لوکیشن جدید ،دیالوگ جدید و ایده ی نو بود که ازم سر ریز میشد(کسی نبود جمع کنه)

بعد از یه مدتی با توجه به موضوع سناری به این نتیجه رسیدم که باید اطلاعاتی رو در مورد این موضوع سناریو جمع کنم تازه هفته ی بعدشم امتحان نیم ترم گسسته داشتم بالاخره دست به دامن شوهر خالم که پزشکه شدم

ازش پرسیدم ،هی پاپیش شدم،کتاب بهم داد ،رفتم تیمارستان صارم

تو تیمارستان صارم یه دیوونه هه بود تا منو میدی دنبالم میکرد و هی میگفت چاملی،چانلی

نه، خدا وکیلی من کجام شبیه به چاملیه؟

یکی دیگشون همینطور داشت داخل یه لیوانو نگاه میکرد

یکی دیگشون کفششو کرده بود تلفن همراه به اونی که پشت خط بود میگفت دهنت بو میده

یکیشون هی میگفت:پیشیه منیو میا! پس اشوه نریزو بیا!

،این ور اونور سی سی یو اتاق بستری ،دادگاه خانواده،اداره ی آگاهی و کلی جای دیگه

از یکی از بچه های دانشگاه هم دوتا کتاب گرفتم

خلاصه ،خلاصه ی تحقیقاتم شد ۵۰ صفحه

حالا یکی باید این ۵۰ صفحه رو بخونه دوباره.

آخرش یه رون نویس برداشتم دوباره ادامشو نوشتم

بهم قول خرید ۲ تا ۱۰ میلیونیه سناریو رو دادن

نوشتم،نوشتم،نوشتم،نوشتم،

آخی بالاخره تموم شد

حالا باید دکوپاژ کنی داستانو

دوباره روان نویس خریدم رو کاغذ دکوپاژ کردم

آقایون خانوما سرتونو درد نیارم من این سناریو رو حدود ۱۰ بار دکوپاژ کردم و نوبت این رسیده بود که تایپش کنم

تایپش کردم

تو همین اصناف دوباره کلی بازنویسی کردمش

اینم تموم شد

رفتم دادم به اونی که گفته بود که اینو ۵ تا ۱۰ میلیون میخره

دادم بهش یه نگاه کرد ،یکمشم خوند

گفت:من تا حالا همچین فیلمنامه  ای ندیده بودم

اینو که گفت من رفتم آسمون ،اومدم زمین ،خوردم به دیوار،خوردم به پنکه سقفی،

پیضش خودم گفتم که عجب سناریو یی نوشتم که میگه چه فیلمنامه ای نوشتی.

یکم روی جمله ی خودم فکر کردم،

من سناریو نوشتم،نه فیلمنامه که

اونجا بود که به این نتیجه رسیدم آقای تهییه کننده ( ک.ج) فرق بین سناریو و فیلمنامه رو نمیدونه

برای خودم کمی تاسف خوردم،یه خرده هم برای تهیه کننده.

آخر یه نفر اومد که میگفتن کارگردانه JL-) L-)

سناریو مو گرفت و خوندو چند روز دیگه زنگ زدو گفت که سناریو تو فیلمنامه کنو و دیالوگاشو بیشتر بکنو بهترش بکن

شاید قبولش کنم

اونجا بود که یه این نتیجه رسیدم که همیشه تلاش زیاد کاگر نیست تو بعضی از کارا یکسری نبوغ هم لازمه

( ۹۰ درصد این متن درست و ۱۰ درصد بقیه خالی بندی بود)F: F: F: F: F: :-t

چهارشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۸۷

جنس برتر؟

نوشته شده توسط حامد 145 نمایش

سلام هم میهنانم ! تو باید جای من باشی تا ببینی که توی تو چی دیدم ، تا بفهمی من چرا تنهام ، بفهمی چی بهت میگم ، ببینی از تو چی میخوام. دیگه اینکه سعید منو ببخش که گند نزدم به شعرت!

خب گلام می خواستم این پست رو بی خیال بشم ولی به خودم گفتم : پسر ! ازچی می ترسی؟ بذار هرکی دوست داره هر فکری درباره ات بکنه. تو کی میخوای تغییر کنی؟ و بدین گونه شد که حالا این پست رو پابلیش می کنم!!(پابلیش؟ حالا ادعای پاس داشتنتم میشه؟)

بعد از اینکه دیدم پستای جدی و سیاسی من مورد توجه قرار نمی گیره و برعکس ، پستای جنسیتی من مورد استقبال واقع میشه ، این پست رو هم اختصاص میدم به همین مسائل و تفاوتای جنسیتی(از لفظ جنسی استفاده نمی کنم هرچند که درست تره! می دونین چرا؟) من جدای از شوخی ، به شکل بنیادی و اساسی به تفاوتای روحی و خلقی دو جنس پرداختم و اون ها رو پیدا کردم و میخوام که منتشرشون کنم! پس دیگه بریم سر اصل مطلب که سخن دوست از دور خوش است!؟

از اونجایی که من ادعای فمینیست بودنم میشه و هیچ تفاوتی به لحاظ درک و شعور بین مخاطبینم قائل نیستم ، بهتر تونستم به تفاوتای اصلی تر بپردازم.(آره ارواح خیکت!) اما بدون ترتیب و اولویت و درجه ، میریم سراغ تفاوتا.

۱- ببینید ، وقتی یه مردی از بعضی چیزا ناراحت میشه ، برخی مسائل عصبانیش می کنه و اون روی سگشو بالا میاره و یا کلا حالش گرفته میشه ، با پرخاشگری و عصبانیت نسبت به دیگران خودشو تخلیه می کنه. اما یه زن یا یه دختر نمی تونه همچین کاری کنه. مثلن نمی تونه پاشه بره تو کوچه خیابون عربده کشی کنه و قمه دربیاره. یا برای مثال نمی تونه به راننده ی اتوبوس چهار تا فحش ناموسی بده که. پس مجبور میشه چه غلطی بکنه؟ هیچی ، میاد میشینه کنج خونه گریه می کنه!(به ناخنم که گریه می کنه! حقشه ! اصلن چرا پا نمیشه بره ظرفا رو بشوره؟ اصلن چرا در گنجه بازه؟ چرا دومنش (سرمربی فرانسه!) اینقدر درازه؟ خب برو مینی ژوب بپوش!(درست گفتم؟) چرا اینقدر زشتی؟ و از این چراها !)

۲- همونطوری که می دونین ما الفاظ و خصایلی داریم به اسم مرام ، مردونگی ، جوونمردی. به نظر من این خصایا رو تنها مردا دارن و اگر می بینین که خانما دلسوز و مهربون ترن ، تنها به خاطر اینه که احساسشون لطیف تره. میشه از این جملات به این نتیجه رسید که بانوان مرام ندارن! به هیچ وجه. و فقط دارای احساس هستن و این خاصیت کاملا در رفتارشون مشهوده و شاید زیاد شنیده باشید که میگم مثلن فلان دختره منو تنها گذاشت و رفت و بهم خیانت کرد و یه روزی حالشو می گیرم و از این شعرها!

۳- ببخشید ولی باید بگم!(بایدی در کار نیست ، دلم میخواد که بگم!) اما همه ی مردا یا بهتره بگم اکثر مردهای مجرد به دختران غیر محرمشون به چشم یه کالای جنسی نگاه می کنن. ذکر این نکته کاملن ضروریه که پسرا تا قبل از ازدواج چنین حالتی دارن و اگر بعد از مزدوج شدن از زندگیشون راضی باشن ، این قضیه در موردشون مصداق پیدا نمی کنه. (البته من کاملن مستثنی هستم و به خودم اطمینان کامل دارم. چرا؟ چون حاوی کمی ایمان و اعتقاد می باشم!) کلا این قضیه عمومیت نداره اما مرد اینجوری خلق شده دیگه! و اما در مورد خانما . یکی باید بین اون ها مثل من نکته سنج و با درایت باشه (که نیست عمرن ، گشتم نبود ، بگردی هم نیست!) و بتونه این مسائل رو کشف کنه . اما تا اونجایی که ادراک من جواب میده ، میگم که کاملن برخلاف مردا هستن و جنس مذکر رو یک وسیله نمی بینن.(که عیانه!) پس چی می بینن؟ والله نمی دونم ، بذارین بیشتر تحقیقات انجام بدم! شاید به یه چیزایی رسیدم!

خب فعلا این موارد به مغز نیمه ناقص من رسیده. شاید بعدها تو یه پست دیگه مواردی رو بهش افزودم. تا یه دیدار دیگه خدایارت و یارم و یارش!(کی؟)

پی نوشت ۱: به نظرتون جنس برتر کدومه؟ پسرا؟ که وقتی گلوشون یه جا گیر می کنه به درجه ی سگی هم نائل میشن یا دخترا که وقتی با زور مواجه میشن هیچ غلطی نمی تونن بکنن؟ هان؟

پی نوشت ۲: به تازگی و خیلی تصادفی به آهنگی از گروه سندی برخوردم. آهنگ به اسم یه دختری و ترانه اش هم در وصف و مدح اونه.(نمیگم چه اسمی!) بد ندیدم که ویدئوی این موزیک رو هم دریافت بدارم و آقا دیدم که شصت هفتاد نفر ، اعم از پیر و جوون ، ایرانی و خارجی ، همگی با هم دارن اسم دختره رو صدا که نه ، فریاد می زنن! بابا ! آخه چند نفر ؟ به هرحال خیلی بهم برخورد!

پی نوشت ۳: ممکنه گهترین آدما در گهترین لحظات و در گهترین دقیقه ها و درگهترین مکان ها و در گهترین اجتماع ها و در گهترین حالات و در گهترین وضع روحی جلوت ظاهر بشن! اون موقع است که به گه خوردن میوفتی! گه گه ، گه گه  ! چه وضعیت جالبیه!( جای همه ی گه ها می تونین به هم بذارین! جواب میده!)

چهارشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۸۷

اینترنت رایگان

نوشته شده توسط حامد 319 نمایش

سلام همنوعان و همجنسان من! و شاید هم همنوعان و غیرهمجنسانم! نمی دونم که می دونی ، بدون تو نمی تونم و همچنان نمی دونم که می دونی و باز هم به همین ترتیب!(پیچیدس!)

اصلا مقدمه نمیگم. این پست ۲۰ تا اکانت جدید اینترنت خدمتتون ارائه میدم و اگر نتونستین با این اکانت ها به اینترنت وصل بشین ، حتمن یکی قبل شما تمومش کرده. هرکدوم از اینا سه ساعت اینترنت دارن و اگر بازم خواستین به من خبر بدین.

واسه عمق گوگل : اینترنت رایگان ، اینترنت مجانی ، اینترنت مفت ، اسکار ، فیلم فجر ، رجب طیب اردوغان! ، غزه  ، زن آمن هوتب !! سریال لاست ! بنیامین بهادری ! ، حامد حجازیان و از این قبیل!

Username : thk54791   Password : 842575

Username : thk54790   Password : 736891

Username : thk54788   Password : 972499

Username : thk54787   Password : 369321

Username : thk54786   Password : 599287

Username : 87h315573   Password : 936726

Username : 87h315572   Password : 673592

Username : 87h315571   Password : 791492

Username : 87h315570   Password : 436397

Username : 87h315569   Password : 176124

Username : 87h315568   Password : 991355

Username : 87h315567   Password : 382972

Username : 87h315566   Password : 531251

Username : 87h315565   Password : 363632

Username : 87h315564   Password : 217192

Username : 87h315563   Password : 656727

Username : 87h315562   Password : 521576

Username : 87h315561   Password : 644655

Username : 87h315560   Password : 145539

Username : 87h315559   Password : 376827

خب دوستان برای دیدن شماره های تماس به لینک ادامه مطلب برید و فقط عرض کنم که شماره ی اتصال تهران ۹۷۱۸۱۴۸ هستش. ضمنا اگه یه نظری چیزی بدین ، منم می فهمم که یکی هست که از این اکانتا استفاده کنه. آفرین بچه های خوبم!

منبع اکانت ها : تبیان

نکته ی مهم : دوستان عزیز من ! تمامی اکانت های موجود در سایت به اتمام رسیده و به نوعی از اعتبار ساقط شده! و من دیگه توی سایت بدین شکل اکانت قرار نخواهم داد. اما اگه شما دلبندانم از این اکانت ها خواستین از طرق زیر اقدام بفرمایید:

فقط خواهشا برای درخواست اکانت توی سایت کامنت نذارین. ممنونتون میشم.ضمنا اول ببینین که این اکانت ها تو شهر شما ساپورت میشن یا نه ، بعد درخواست کنین.

ضمنا می تونین از فرم اینترنت رایگان در بالای صفحه هم استفاده کنین. یا از این لینک.

ادامه مطلب …

شنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۸۷