تو خیالمی وقتی هرکسی با عشقش از کنارم رد میشه ، تو خیالمی هرجا باشم هرجا باشی هر لحظه تا همیشه !

استاد ، بغل دستیت … !

نوشته شده توسط حامد 0 نمایش

درود و دو صد درود ! سلامم نابه نابه ، رفتنه تو سرابه ، شصت پامم که خوابه ، پریز برق خرابه ، عشقا واسه کتابه ، حالا گوش کن چه می نوابه !

خب تعداد کثیری از کسانی که اهل نت و اینترنت و اینا هستن جوون و دانشجو می باشن. قطع به یقین یه تعداد اندکی هم دانشجوی دانشگاه ما. من روی سخنم با این قشر عزیزه . حالا دیگران هم می تونن استفاده کنن. اشکالی نداره !

اول از همه برم سر بحث تبعیض. توی دانشگاه ما تبعیض بیداد می کنه ، البته ممکنه دانشگاهای دیگه هم اینجوری باشه ولی به هرحال من بی خبرم. مهمترین تبعیضا رو اساتید محترم و محترمه قائل میشن. (که لعنت خدا بر اینان باد!) استادایی هستن که با هرکی عیاق بشن نمره رو بهش میدن حتی اگه برگه ی امتحانشو سفید داده باشه. البته این اساتید اکثرا مرد هستن و به دخترایی که از سرو کولشون برن بالا نمره ی کامل اعطا می کنن و به پسرای کمرویی و مأخوذ به حیایی مثل من ، نه تنها ذره ای ارفاق نمی کنن بلکه از نمره ی واقعی هم می کاهند. واقعا می بینین که هوس تا کجا در مردان ما رخنه کرده و حتی قشر فرهیخته هم مصون نمونده. هرکه صورتش خوشگلتر ، خب نمره اش بیشتر و هر که ……. اش بیش ، پوست دستش زمخت تر! بعضی از بچه ها هستن که میگن دستای ما دستای کارگریه . ولی من که می دونم چه خبره!

یه سری استادای دیگه هستن که به همه فله ای نمره میدن. یعنی اصلا برگه رو صحیح نمی کنن و هرکی بیشتر و تمیزتر نوشته باشه ، نمره اش بهتره. واقعا ظلم میشه درحق اونی که درسشو خونده.

راستش یه استادی داشتیم که درسای مربوط به ریاضیات رو درس می داد و مشخص بود که تازه فارغ التحصیل شده و هنوز پشت لبش سبز نشده اومده داره تدریس می کنه. آره آقا ، این جناب که اولا بلد نبودن درس بدن و همه ی مثالاشون از روی کتاب بود و به نوعی کتاب رو داشت درس می داد. ( درس که نمیشه گفت ، کپی پیست می کرد) و وقتی بچه ها ازش سوال می پرسیدن گیج می زد و می گفت : خب این بخشو حذف می کنم تو امتحان نمیدم. ایشون به مقدار زیاد هم هیز تشریف داشتن و دائما در چهار طرف صندلی های خواهران رژه از خود ول می نمودند و کلی حال نیز! در پایان ترم هم که فقط به جوابای آخر نمره می داد و کلا به نظر من حق به حقدار نرسید. در ذیل هم تصویری از ایشون رو از نظر مبارک میگذرونین!

ی.ر

برخی دیگه از اساتید هستن که اصلا معلوم نیست رو چه معیاری نمره میدن. توی لیستشون چند تا حروف انگلیسی درج می کنن و به شکل عجیب و غریبی ( که من هنوز هم درشگفتم!) به بعضیا چهار پنج نمره اضافه می کنن و به برخی دیگه یکی دو نمره. کاش لیست نمره ها رو می تونستم براتون اینجا بذارم تا شما هم مثل من تعجب کنین. جای سواله اینجا ، آیا واقعا کسی که به لحاظ علمی سطحش بالاتره ، باید به خاطر حال و حول استاد و یا بی تجربه گیش ، حقش خورده بشه؟

حالا بریم سراغ سایر تبعیض ها. بخش دیگه بحث پارتیه. توی دانشگاه ما هرکی پارتی نداشته باشه (مثل من) کارش لنگه. حالا کمرو هم که باشی دیگه بدتر. داشتن پارتی توی یه همچین دانشگاهی رو توصیه می کنم. اگه ندارین نرین دانشگاه! ( نکته : اگه پارتی ندارین!)

اما یه قسمت دیگه که هیچ ربطی به درس و دانشگاه نداره ، تبعیضای عشقیه! متاسفانه نمی تونم زیاد توضیح بدم فقط به ذکر این جمله اکتفا کنم که : عشق خوب نیست ، بلکه عشق پول است ! ( حامد حجازیان)

در تصویر زیر دو دانشجو رو می بینین که خیلی همدیگه رو دوست داشتن و هنوز هم به یکدیگر علاقه مندن. فقط نمی دونم چرا عکسشونو گذاشتم اینجا ! اصغر ! پس اون عکس در و دافا چی شد ؟! ده بجنب پسر ، ملت همیشه در صحنه ی ما منتظرن !

اینا دانشجو هستن؟ به سنشون که نمیخوره !

یه تبعیض دیگه هم هست که حراست دانشگاه قائل میشه. حراست ما به دانشجوهای مؤنث خوشگل موشگل و سانتی مانتال که چکمه هاشون تا اواسط رونشونه و با آرایش غلیظی که دارن شبیه آنجلینا جولی شدن ( درحالیکه برد پیت هم نیستن!) و زلفای پریشونشون در نسیم صبحگاهی تاب میخوره ، کاری ندارن ولی اگه ببینن که دو تا کفتر عاشق دارن با رعایت شئونات جامعه با هم گپ می زنن ، موتورشون روشن میشه. آخه یکی به اینا بگه تو اتوبوس و تاکسی که نمیشه حرف زد! همه میشنون خب !

در عکس چهارتا کبوتر عاشق رو ملاحظه می کنین که حراست بهشون گیر داده و کارتای دانشجوییشون رو ضبط کرده! البته دور از جون شما اینا گی نیستن ، چهار تا کبوتر عاشق دیگه هم الان تو خونه هاشون دارن با چهار تا کبوتر عاشق دیگه لاس می زنن! می بینین تبعیضو ؟!

سمته راستی چقدر شبیه ممده !

در آخر بگم که دوستان من ! اگه میخواین آینده ی خوبی داشته باشین و هدفتون از دانشگاه رفتن ، درس خوندنه ، بی خیال دانشگاه آزاد شهرقدس بشین. ولی اگه قصد دارین برای انتخاب دوست ( از نوع غیر همجنسش !) وارد دانشگاه بشین ، من این دانشگاه رو به شما پیشنهاد میدم ! البته من بعضیا رو هم میشناسم که اومدن تو این دانشگاه و الان خوشبخت شدن. خب به هرحال یعنی میگی اگه هفت هشت تا دختر دنبالت باشن ، خوشبخت نیستی؟ نه ؟ زر نزن بینیم بابا ! ( اون نه رو من گفتم! چون یه دونه هم بسمه !) خب دیگه هرکی الان از دستم ناراحته ، به ناخنم و هرکی نظرش نسبت به من عوض شده بره بمیره ! دیگه حوصلتونو ندارم پس با من و خودش خدانگهداری کنین!

چهارشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۸۷

ده روش غلبه بر کمرویی

نوشته شده توسط حامد 472 نمایش

سلام ای خوب خوبان ! روزی من خواهم آمد ، من که منم سرآمد ، تنهایی و مهجوری ، دور از تو چنانم کرد ، کس ترس بخواهم شد پایاب شکیبایی ، لیکن نورت ز در درآمد !

خب مطلب فوق العاده جالبی که پیش روی شماست رو نمی خواستم منتشر کنم. البته من قبل از راه اندازی سایت این مقاله رو یافته بودم ولی چون نمی خواستم کسی ازش بهره ببره ، مخفی نگاه داشتمش! (من حسود نیستما !) حالا چون مطلب خیلی طولانی خواهد شد سریعا میریم سراغش. اول می خواستم فقط کپی پیست کنم اما الان سطوری هم از خودم بهش اضافه کردم تا جالبناک تر بشه.

۱۰ روش غلبه بر کمرویی به نقل از سایت آفتاب

کمرویی شرایط ناتـوان کنـنده ای برای اغلب افراد پـدیـد می آورد و مانع از ایفای نقش در موقعیتهای اجتماعـی و بیان دلمشغولیها و درخواست ازدواج از شخص مــورد علاقه خود میگردد.
واقعیت این است که اغـلب انـسـانـهـا دقـیـقـا” از هـمـان شخصیت دلخواه طـرف مقابلشان برخوردارند ولی بدلیل کمرویی و ترس، از بـیـان درخـواسـت ازدواج طفره میروند و اغلب توسط معشوقه اشان مورد شکوه و شکایت قرار میگیرند.اینگونه افراد فقط به ملاقات و قرارهای عاشقانه اکتفا کرده و گام بلندتری بر نمیدارند . اگـر کمرویی شما را از رسیدن بفرد مـورد علاقه تان بازمیدارد به مـطـالـعـه خود ادامه داده تا بیاموزید چگونه میتوانید بر آن چیره شوید.

شماره ۱۰
▪ با دوستان خود تمرین کنید
عامل اصلی در کمرویی، ترس از عدم پذیرش (طرد شدن) اسـت. ایـن عـامـل را تـوسط نزدیک شدن و برگزیدن فردی بـرای دوسـت و یـا بـرادر خـود از میان بردارید. از آنجایی که غرور خودتان در معرض خطر نمی بـاشـد کـمتـر از نـزدیک شـدن حـذر خواهید کرد. شما خـواهید دید که مسئله شاقی نیست و خواهید خواست در فرصـت بـعد بـرای خـودتـان نامزدی را انتخاب کنید. من فکر می کنم که این مرحله رو طی کردم.

شماره ۹
▪ مراحل را آهسته طی کنید
انتخاب همسر را همچون برنامه ای ۱۲مـرحله ای در نظر بگیرید. بـا یـک لـبـخـنـد شـروع کنید، به تمام افراد نشان دهید (نه تنها به دختران جذاب و زیـبا) که شـمـا صـمیـمـی و قابل نزدیک شدن می باشید. در روزهای بعد با گفتن سلام جلو بروید. چـنـد روز بـعـد از آن در گـفـتـگویی کوتاه شرکت کنید. به کار خود ادامه دهید تا بتدریج با دیگران صمیمی گردید و خواهـیـد دیـد که بـه آن دشـواری کـه میـاندیـشـید نیست. هرگاه اشتباه بزرگی مرتکب شدید آن را فراموش کنید. اغـلب افـراد بخشنده تر از آن چه شما تصور میـکنـیـد هستند. خب این حرکت رو تازه شروع کردم. می دونین ، من بنا به دلایلی در مواجهه با جنس مخالفم بسیار خشن ظاهر می شدم که البته ناشی از غرور نبوده و بلکه از ترس بود . اما سعی می کنم زین بعد کمی تغییرات درخودم ایجاد کنم.

اگر شخص موردعلاقه شما زیبا است و این باعث وحشت و دست پاچگی شما میشود مراحل “میزان زیبایی” را بتدریج طی کنید: با نزدیک شدن به فردی با زیبایی معمولی و متوسط که نسبت به آنها اعتماد بنـفس دارید شروع کنید. هنگامی که با آنها احساس راحتی کردید بسراغ فرد زیبا تری بروید و به همین منوال ادامه دهید.توجه داشته باشید که نزدیک شدن بفردی لزوما” نباید جنبه عاطفی داشته باشد مثلا”میتوانید در مباحثات علمی و یا موضوعات کاری با او شریک شوید. والله چی بگم ! کاملن حرف منطقی و بجایی است. واقعا وقتی میگن برو پیش روان پزشک مشکلت حل میشه همینه ها ! در کل با این یه تیکه بسیار حال نمودم و گویی بعد از خوندن این چند خط  ، شارژ روحی میشم!

شماره ۸
▪ به افراد به دید ابزارهای جنسی ننگرید
هنگامی که با یک فرد صحبت میکنید به وی به چشم یک نشـان پـیـروزی جـنـسی نگاه نکنید بلکه به عنوان یک انسان همانند خودتان وی را تصور کنید. در نـظـر گرفتن مـحـض مسائل جنسی در نزدیک شدنتان نمایان خواهد گشت و خانم ها قادر هستند آقـایانی را که تنها با انگیزه جنسی قدم برمیدارند را تشخیص دهند. همونطوری که در پست های قبل هم گفتم ، به هیچ وجه این مشکل رو دارا نمی باشم . در این مورد من به یه خودسازی اساسی رسیدم.

شماره ۷  
▪ اشخاص را زیاد بزرگ نکنید
همانند نکته فوق، اهمیت ویژه ای را بفردی که با وی صحبت میکنید قائل نشوید. هرگاه اینگونه جلوه دهید که او برای شما بی اندازه ممتاز میباشد، او نیز شروع خواهد کرد به همین منوال فکر کردن. به وی بعنوان یک انسان با تـمـام مـعایـب و خـصـوصـیـات یک فـرد عادی نـگاه کنید. گفتگو کردن در حالت برابر، بسیار دلپذیرتر از صـحبت کردن با تـکبر و یا با چشم حقارت خواهد بود. عمده ترین مشکل من در مواجهه با غیرهمجنسانم! شاید در حرف ساده باشه ولی وقتی بحث عمل پیش میاد ، می بینم که فوق العاده کار سختیه. همچنان این مشکل رو دارم ولی برطرف کردنش کار چندان دشواری هم نیست.

شماره ۶
▪ توقعات خود را کاهش دهید
هنگامیکه با فردی صحبت میکنید انتظار هدف غـایی خود را در سر نداشته باشید. تنها با جریان کار همسو گردید. شـگفت زده خواهید شد که به چه سادگی همه چیز هموار می شود. اگر شما در این اندیشه نباشید که حتما” باید در انتها به چـیـزی دسـت پیدا کنید و خونسردی خود را حفظ کنیـد، در پـایـان به نـتـیجه دلخواهتان خواهید رسید. دیگه همه اینو می دونن که من از هیچ کس هیچ توقعی ندارم اما فقط و فقط به هدف غایی فکر می کنم ! تا حالا که این مسئله برام پیش نیومده تا بتونم خودمو بسنجم اما فکر می کنم که بتونم تا حد زیادی خودمو وفق بدم.

شماره ۵
▪ همه چیز را بخود نگیرید
اگر می خواهید در گزینش همسر کامیاب شوید، لزومی ندارد شما هر اظهار عقیده ای مانند شوخی و طعنه هایی که طرف مقابل احتمال دارد بسوی شما روانه کند را بعنوان یک توهین بخود تلقی کنید. مردم اغلب چیزهایی را میگویند که هیچ مقصود و منظوری از آن ندارند. وقـتـی کـه آنها آزاری به شما نمی رسانند، برخـوردن لـزومی ندارد. هرچند گاهی اوقات مردم نـظـرات نـابـجا و بی موردی می دهند که در این حالت شما می باید قاطعانه از خودتان دفاع کنید. خب باز جای شکرش باقیه که من به هیچ وجه از دست کسی ناراحت نمیشم. ویا اگر هم بشم به مرور زمان فراموشش می کنم. حالا اگه طرف چیز آینده ام هم باشه که دیگه هیچی ! هرچی دلش میخواد بگه ، باکی نیست!

شماره ۴
▪ گوش دادن را بیاموزید
همواره شما صحبت نکنید اجازه دهید دیگران هم در مـورد خـودشـان مـدتـی پـرحــرفی کنند. چیزی بخصوص خانم ها بسیار دوست دارند. سـوالات سـرگشـاده ای بـپرسید که احتیاج به پاسخ طولانی دارند و خودتان بنشینید و تنها گوش دهید. هـرگـاه گـفـتـگو در حال از آب و تاب افتادن بود موضوع جدیدی را آماده داشته باشید.و برای کاهش سختی باز کردن سرصحبت همواره موضوعات آغاز گر در اختـیـار داشـتـه باشـیـد تا گفتگو از آب تاب نیافتد. خب من اصولا کم حرفم و تو باز کردن سرصحبت دچار مشکل می باشم. البته سعی می کنم به کمک دوستان این نقیصه رو هم برطرف کنم. کار شاقی نیست.

شماره ۳
▪ با افراد بسیاری صحبت کنید
از گپ زدن با هرشخصی که ملاقات می کنید ابا نداشته باشید. از پیر زن سالخورده ای که برای خرید به بقالی آمده تا تحویلدار بانک. بقول معروف کار نیکوکردن ازپرکردن است. اغلب مردم از عدم وجود ارتباط بین افراد ابراز تاسف میکنند. بـنـابراین صمیمیت شما با اسقبال مواجه خواهد شد و اگر هـم چنـین نشد به آن اعتنا نکنید. افرادی که با شما با تکبر رفتار می کـنـند احـتـمالا انـسـانـهای کـمـرویـی هسـتـند که هیچگاه جسارت غلبه بر کمروییشان را نداشته اند. بعد از خوندن اینگونه مطالب بود که من کار بالا بردن ارتباطات جمعی خودمو شروع کردم. الان هم به موفقیت نسبی رسیدم ولی همچنان راه زیادی برای رسید به مقصد نهایی دارم!

شماره ۲
▪ از طرد شدن نهراسید
قهرمانان برجسته مشت زنی درحالی پا بمیدان میگذارند که احتمال شکست برایشان وجود دارد. به همین ترتیب شما نباید انتظار داشته باشید همیشه موفق باشیـد. هیچ چیز ۱۰۰% نیست. بنابراین رویـارویی با یک فرد را بعنوان یک تجربه آموزنده درنظر بگیرید. ترفند کار در این است که خودآگاه (تمرکز حواس بخود) نباشید. کمرویی، تـردید و دودلی هنگامی رخ میدهد که شما به عیوب و نقایص خود فکر می کنید. در عوض افـکـارتـان را سراسر به شخصی که در حال گفتگو هستید متمرکز گردانید. هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهیدبرد و هم اینکه طرف مقابل از توجه شما خرسند و مشعوف خواهد شد. من با یک تغییر تفکر بنیادی تونستم این نقص رو که در من وجود داشت از بین ببرم. واقعا خدا پدر مادر این اینترنت رو بیامرزه که اینقدر به من کمک کرده در زندگانی! من مدیون اینترنتم تا ابد الدهر !

شماره ۱
▪ از خانه خارج شده و معاشرت کنید
به فعالیتهایی ملحق گردید کـه هـمواره در ارتـبـاط بـا دیـگـران بـاشـیـد. مانـنـد بـاشگاه، کلاسهای ورزشی، کلیسا، انجمنهای دانشجویی و کلوب های تفریحی. دراین محیطها همواره باید اجتماعی بـوده و با مردم معاشرت کنید. پس از مـدتی خـواهـید دید برایتان عادی و راحت می گردد. از آن گذشته مـلاقات شما با افراد دلخواه و جذاب عملا تضمین خواهد شد. و میتوانید مطمئن باشید با همسر مورد علاقه خود دیدار خواهید کرد. می تونم بگم که نصفه و نیمه حلش کردم. ولی هنوز راه درازی در پیش دارم.

از شما شروع میشود
هــنگامی که کمرویی خـود را کـه مـستلزم پایـداری و گـذشـت زمـان اسـت پـشـت سـر گذاشـتید خواهید دید به چه اندازه زندگی شما دچار تحول میشود. در این زمان با ترس کمتری به سراغ چیزهایی که می خواهید خــواهید رفت. در اینجا رازی نهفته اسـت: تا بحال اتفاق افتاده که داخل اطاقی شوید و آن احساس دستپاچگی و اضطراب به شـمـا دسـت بـدهد. به خاطر داشـتـه باشـیـد کـه اغلب افرادی که ملاقات می کنید خود آنقدر سرگرم و دل واپس این میباشند که دیگران در موردشان چگونه می انـدیـشـند کـه دیگر متوجه شما نخواهند شد تا بتوانند درمورد شما قضاوت کنند. کاملن لمسش کردم. کمرویی موجب زوال آدم میشه. البته من هنوز یه مشکل بزرگ دارم و اون ترس از اجتماعات بزرگه. مثلن کلاس درس که کنار اومدن با این قضیه که سرکلاس بتونم راحت صحبت کنم ، خیلی سخته. من هیچ برنامه ای برای این معضل ندارم و باید دید که سرنوشت چه خواهد نوشت.

منبع : سایت آفتاب

خب احتمالا من توی این پست بسیاری از موضوعات نامفهوم سایت رو روشن کردم و به نوعی پته ی خودمو ریختم روی آب! اما اشکالی نداره ، مهم خودمم که وقتی یه روزی میام این مطلب رو میخونم ، انگیزه می گیرم و برای رسیدن به هدفم مصمم تر میشم. ولی شماها چه می دونین که این هدف چقدر بزرگه! تا پستی دیگر خدا نگهدراتون و یارم و حافظش !

پی نوشت ۱: از بس که در وصف تو شعر سرودم ، دیگه دستم بلد نیست شعر بنویسه !

پی نوشت ۲: ممکنه در آینده ای نزدیک یا دور ، این پست رو حذف کنم !

سه شنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۸۷

زیبارویان جستن ؟ بیجا کردن !

نوشته شده توسط حامد 145 نمایش

سلامی نقره فام بر پیکره ی برنزی طلاگونه ات! دوری از توست که عذابم می دهد ، روزگار با پای خویش بر گلوگاهم می نهد ، این نفست که می رود در جانم هردم می دمد ، استشمام عطرت هم آرزوست ، گر بشود چه می شود !

بعد از مدتی که دیگه انتقاد رو کنار گذاشته بودم دوباره شروع می کنم. گویی برخی علاقه مندن که فقط انتقاد بشنون و انتقاد بخونن و انتقاد بکنن. خب همونطور که قبلا گفتم اصولگراها ادعا می کنن که با اومدن خاتمی ، بیشتر به اجماع نزدیک شدن و یقینا احمدی نژاد شانس مسلم رئیس جمهوری خواهد بود. من توی چند تا پست قبل تر هم عرض کردم ، اولا اگه شما مخالف آقای احمدی نژاد هستین ، با انتخاب ایشون به عنوان کاندیدای واحدتون ، مصلحت نظام رو درنظر نگرفتین و فقط به فکر پیروزیتون توی انتخاباتین. ثانیا چه کسی ادعا کرده که اگه همه ی شما روی احمدی نژاد اجماع کنین اون رئیس جمهور میشه؟ اینجا جای بسی سوال است.

نمی دونم چرا بعضی از مسئولین و رسانه ها و جراید ، میخوان هی به زور به مردم بگن که بازی استقلال و پرسپولیس گاوبندی نبوده. چیزی که عیانه دیگه انکار و کتمان نداره. یکی از مسئولین سابق باشگاه استقلال ابراز داشته که این بازی به هیچ وجه امکان نداشته که با تبانی به تساوی رسیده باشه. و چند تا هم دلیل آورده. مثلن گفته که چرا هیچ کدوم از بازیکنا حرفی به میون نیاوردن؟ و یا گفته که چرا بازیکنای اسبق این دو باشگاه هیچ چیزی رو افشا نکردن؟ و یا اینکه مگه میشه که همه ی عوامل تیم از مدیرا بگیر تا بازیکنا و تدارکچیا ، همه توجیه بشن؟ حالا من هم جواب ایشون رو میدم. اولا اینکه چون این تبانی با امنیت ملی و به تبعش وزارت اطلاعات مرتبطه هیچ کس جرأت افشا نداره . ضمنا این تبانی ها به تازگی رواج پیدا کرده و قبلا اگه یادتون باشه زیاد به امکانات شهری خسارت وارد می شد ولی با این تساوی ها این خسارات خیلی کم شده. ضمنا لازم نیست که همه ی عوامل تیم ها توجیه بشن. توجیه بازیکنا و مربیا و یه چند تا از نیمکت نشینا بسه. اصلا فیلم بازی کردن قلعه نویی و پیروانی و بازیکنا دلیل محکمی بر مصلحتی بودن تساوی است. حالا این ادله به علاوه ی اون هند ضایع ، باعث نمیشه تا مردم مطمئن بشن که این بازی با تبانی مساوی شده ؟

یه جایی خوندم که تعداد تصادفات رانندگان خانم خیلی کمتر از راننده های آقاس. و احتمالا به صورت کلی گفته و هیچ جمع و تقسیمی انجام نداده. دیگه لازم به توضیح نیستش که تعداد راننده های خانم در مقایسه با مردا بسیار ناچیزه پس درنتیجه آمار تصادفاتشون هم کم میشه ! جالبه نه؟!

استاد یکی از دروس عمومی ، سر کلاس گفتش که آدم باید واسه خودش زن بگیره نه واسه مردم. یعنی اینکه زنت نباید خوشگل باشه و اگه خودت در حد اون نباشی ، توی زندگی به مشکل برمی خوری. من قبلا تو همین سایت به این موضوع اشاره کرده بودم. توی پست هایی با تیتر زیبارویان جستن ، فکر رستن باش. اما گویا متنش کمی پیچیده بوده و غیرمستقیم به مسئله اشاره کرده که هیچ کس منظور من رو متوجه نشده. اما من باید در جواب این استاد گرام عرض کنم که – ببخشید استاد – شما غلط کردین که یه همچین اعتقادی دارین! توضیحاتش رو بعدن و مفصلا تو یه پست جداگانه توضیح خواهم داد. فعلا خدا همچنان یارتون و یارش!

دوشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۸۷

سوئینی تاد به روش انقلابی

نوشته شده توسط مهرداد 131 نمایش

سوئینی تاد به روش انقلابی

دپارتمان سینما؛

سلام به دوستداران سینما ،

دومین فیلم سال ۲۰۰۸  از نظرگاه جشنواره ی معتبر فیلم اسکار که به نظر خیلی ها (تماشاگران) به عنوان بهترین فیلم سال ۲۰۰۸ هم شناخته شده،دادای سبکی در حدود اکسپرسیونیسم و ژانری در حد موزیکال است که به نقل افسانه ای میپردازد که درآن آرایشگری به جدال علیه مردم میپردازد که در آن تم دراماتیک  هم به وضوح یافت میشود.

درین فیلم که با بازی به یاد ماندنی جانی دپ سال پیش به اکران عمومی رسیده بود ،آرایشگری به خاطر گرفتن انتقام از قاضی ای که به جای پروراندن عدالت دست به کاری غیر از آن زده بود پا به عرصه ی وجود میگذارد

این در حالی است که دختر این اترایشگر در چنگ قاضی است.

حال امسال فیلمی به نام شب میگذرد در ایام دهه ی فجر در تلویزیون پخش میشود که یه کپی ای غیر قابل باور از آن تبدیل شده است و با روند فیلم میتوان انتقام آرایشگر را علیه قاضی حدس زد.

حال فرق و شباهت این دو فیلم.

سوئینی تاد                                                                                                       شب میگذرد

جانی دپ                                                                                                        مجید مظفری

لندن قدیم                                                                                                        تهران قدیم

آرایشگری فقط به فکر انتقام                                                 آرایشگری لوطی که حالا شاید انتقام بگیرد

قتل با تیغ آرایشگری                                                                   قتل طوری که معلوم نیست چطوریه

شاگرد ایتالیایی                                                                                        شاگرد لوطی صفت

سبک اکسپرسیونیسم                                                                                               سبک ناتورالیسم

‍ژانر موزیکال                                                                                                      ژانر خانوادگی

بازگشت پس از چند سال از تبعید                                                   بازگشت پس از چند سال از تبعید

برنده ی جایزه ی بهترین بازیگر                                                              برنده ی جایزه ای نشده!

کارگردان تیم برتون                                                                              کارگردان  …….

 

نمیدانم چه میخواهم بگویم                                                           زبانم در دهان باز بسته است

خوب حالا که فیلمسازای ما میان از فیلمهای معتبرامریکایی کپی میزنن ،بازم میتونیم ادعا کنیم که روی پای خودمون وایستادیم؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

ما الان دقیقا با ساخت این فیلم اثبات کردیم که روی پای کارگردان این فیلم (تیم برتون ) وایستادیم

این دفعه ی اولی نیست که فیلمنمه نویسای کشور ما به جای تکیه به تخیل خودشون به پای تخیل فیلمنامه نویسای خارجی افتادن.

اگه امکاناتم داشتیم مطمئنن به جای اینکه یه فیلم از تخیل خودمون بسازیم ،میشستیم و منتظر این میشدیم که کارگردانای بزرگ دنیا مثل همین تیم برتون یه فیلم جدید بسازن تا ما بریم از اون کپی بزنیم

و یه خبر خوب اینکه الان همین کارگردانیکه تا حالا ۲۰ بار اسمشو گفتم داره با بازیگرای بزرگ آلیس در سرزمین عجایب رو میسازه ،الان باید منتظر یه فیلم با این حدود در دهه ی فجر سال دیگه باشیم.

ولی این یک اقتباس ناقص است.”  :-B  :)) 

و یه خبر دیگه درباره ی سیما فیلم که هی تند تند داره فیلم میسازه.

همین سیما فیلم که الان داره هی فیلم میسازه باعث ورشکستگی سینمای ایرانه

چونکه با قردادهای سنگینی که با کارگردانها و بازیگرای بزرگ ایران میبنده باعث میشه که دیگه هیچ کارگردان یا هیچ تهیه کننده ای نتونه پول سنگینی که سیما فیلم میده رو به بازیگراش بده

الان ۹۰ درصد بازیگرا و کارگردانا ،حتی اونایی که اسمو رسمی برای خودشون دارن مثل امین تارخ و دیگران تحت استخدام سیما فیلمن.

سیما فیلم داره هر هفته یه فیلم سینمایی پخش میکنه که توشون بازیگرای خوبی هم بازی میکنن.

چهارشنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۸۷

عکس و مکث ۳

نوشته شده توسط حامد 1,203 نمایش

سلامم باد بر آنکه باید باد! خواب و خیال و شب و روز ، حضور تو تو فکرمه ، من به تو محتاج و فقیر ، به بوسه ی تو تشنمه !(ای بی تربیت! کم کم بیا در مورد سیگارم شعر بگو دیگه! تازگی زیاد بوس موس می کنیا !)

من وعده داده بودم که در لابلای پستای سایت ، عکسای زیبارویان عالم رو در معرض انظار شما قرار بدم و چشمان شما را بسی گرد و خرسند نمایم . اما اگر همگان مونث بودی ، موردی نبودی ! ولی این پسرا خیلی هیزن ، ترسیدم عکسای برهنه ی زیبارویان رو ببینن و دامن از کف در بدهند! پس همون سبق عکس و مکث رو ادامه میدیم تا ببینیم در آینده چه پیش آید. (هرچه پیش آید خوش آید!)

 پرسپولیس قهرمان !

من برخلاف حاج رضایی ، نمیگم استقلالیم یا پرسپولیسی. ولی این عکس خیلی تمیز درست شده و کلا ایده ی بسیار جالبی داشته طرف. به چهره ی کریم دقت کنین ! با چه ذوقی آفتابه رو گرفته بالا ! یه چند روز دیگه ام بازیه دربیه و امیدوارم دیگه مصلحتی مساوی نکنن و اون تیمی که واقعا حقشه و قبلا هم حقش بوده به پیروزی دست پیدا کنه. می دونین که کدوم تیم حقشه ببره؟ اونی که بهتر بازی می کنه و شایدم صدر جدول باشه! (برای عکس از ممد هم تشکر می کنم نیز!)

برای دیدن بقیه ی عکس ها ، حتمن به ادامه مطلب رجوع کنین!

ادامه مطلب …

چهارشنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۸۷