سؤالات بی جواب
سلامم باد بر تو رستگار! نه از اساطیر میگم نه از باستان ، نه از افسانه می خونم نه از داستان ، فقط میگم از تو ، از حقیقت ، از راستان.
بعضی از مسائل هست که مغز آدمی رو دچار مشکل می کنه و اگه بخوای زیاد بهش فکر کنی ، ملنگ میشی. بیشتر این موارد هم مربوط میشه به فلسفه ی خلقت و دلایل و چگونگی اش. اما تو این پست بصورت کلی به برخی از این مسائل می پردازم.
یک سوال اساسی که واسم بوجود اومده اینه که آیا ما بخاطر داشتن دست و پا و کلا اعضای سالم باید خدا رو شکر کنیم؟ آیا این حق ما نیست که مثلن دست داشته باشیم؟ آیا اون کسی که کوره ، از حق خودش محروم نشده؟ خب مسلما جواب مثبته. پس میشه به این نتیجه رسید که نباید خدا رو شکر کرد چون که تمام چیزایی که داریم حق ما بوده و اگر هم از چیزی محروم شدیم ، به حق خودمون نرسیدیم. خب به هرحال من جواب قانع کننده ای واسه این سوالا پیدا نکردم. اما میشه به یه تعداد نکات اشاره کرد . یکی اینکه می شد بر اثر حادثه ای ، نعمتی که ازش استفاده می کردیم رو از دست بدیم. حالا عضو بدن باشه ، اطرافیان باشن ، مادیات باشه و اینا.(عشق آدمم می تونه باشه!) خب پس می شده ، ولی نشده و ما هنوز داریم از اونا بهره مند میشیم. اصلا ممکنه از بدو تولد برخی امکانات رو دارا نباشیم. به هرحال باید از خدا تشکرکرد که این نعمات رو از ما نگرفته و اگر هم مشکلاتی هست ، احتمالن در آینده جبران خواهد شد.
یه مسئله ی دیگه که ذهن منو مشغول کرده ، هدف آفرینش انسان و دنیاس. قبلا هم اینو گفته بودم. یعنی نعوذ بالله خدا حوصله اش سر رفته ، خواسته با خلقت آدما سرگرم بشه؟ قطعا اینطور نیست اما جوابی هم برای این پرسش پیدا نکردم.
اما قست بعد. خب به یقین خدا خودش علم رو بوجود آورده و تقریبا مثل نوشتن یه کامپایلر می مونه! حالا سوال اینجاس که آیا نمی شده علوم رو ساده تر خلق کنه ، تا بشر راحت تر بر اون احاطه پیدا کنه؟ یا اینکه نمی شده طوری این دانش ها رو طراحی کنه که آدما راحت تر زندگی کنن؟ اصلا فکر کردن درباره این مسائل سخته ، چه برسه به نوشتنش! نمی تونم بیشتر از این توضیح بدم ، ازم برنمیاد.
اما درباره ی مورد اول. بعضیا هستن که میگن آقا ، ما نماز نمی خونیم ولی با خدا هماهنگ کردیم! یا میگن اگه مسلمون بودن به حسین حسین کردنه ، ما اصلا خدا رو قبول نداریم! بابا تو چیکار به بقیه داری ، برو خودتو درست کن. خواستم یه چیزی بگم یکی از دوستان توی یاهو پیغام داد ، منم جوابشو دادم بعد یادم رفت چی می خواستم بگم! فعلا تا پست های جالب بعدی خداحافظتون و نگهدارم و یارش!(یار کی؟)
پی نوشت ۱ : خبرش بهم رسیده که تو ماه رمضون بطری دستت بوده! شیطون! موش بخوردتم!
پی نوشت ۲ : این سایت بالاترین هم شده پایگاهی واسه پاد خدا ها . واقعا متاسفم که یه سایت با این ایده خوب به این روز افتاده.
