داستان های کوتاه کوتاه ۶
داستان هایی واقعی و فلسفی از دانشگاه آزاد شهرقدس
قسمت آخر
—————————————————————————-
فیلمایی که دخترای دانشجو با هم تبادل می کنن :
دلداده ، مادرزن سلام ، دعوت ، همیشه پای یک زن درمیان است و یک دی وی دی نامعلوم شامل این فیلم ها : چپ دست ، مجنون لیلی ، امشب شبه مهتابه ، سه زن و کلاغ پر .
فیلمایی که پسرای دانشجو با هم تبادل می کنن :
ریدر ( the reader ) ، مورد عجیب بنجامین باتن ، Saw ، Departed ، yes man ، پانیشر و یک دی وی دی نامعلوم شامل این فیلم ها : ……. صدای بوق تریلی ……..
( باور ندارین ؟ مکانش کلاس آشنایی با دفاع مقدس ساعت ۱۱:۲۰ شنبه مورخه ۵ اردیبهشت)
—————————————————————————-
استاد مدار : یه بار به دانشجوها گفتم که معدل و سن و شماره تلفن و آدرس خونه اشون و سایز کمرشون رو برام بنویسن. گفتم دخترا اگه دوست ندارن ، اسمشونو ننویسن. بعد که برگه رو گرفتم دیدم معدل همه ی خانما ۱۸ و ۱۹ و ایناس و سنشونم ننوشتن. در مورد معدل که مثل سگ دروغ میگن ولی نمی دونم چرا سنشون رو ننوشتن. اصلن خانما با گفتن سنشون مشکل دارن اما نمی دونن بالاخره یه روزی عزرائیل ترتیب همشونو میده. این ترم هم کک افتاده به شرتم که همتونو بندازم.
( ایشون کلن آدمه راحتی هستن.)
————————————————————————–
<آنتراک><آنتراک><آنتراک>
لپ یکدیگر را سر کلاس بکشید و دریغ مکنید .
————————————————————————–
سایت اینترنت دانشگاه ….
دختر دانشجو : ببخشید پشتم به شماست !
رضا با حالت خسته و داغون : اه ، نمی دونم گُله گِله ….
سر یکی از کلاسا ….
یه پسر باکلاس : آقا ببخشید پشتم به شماستا !
من : ای بابا خودت گلی دیگه گل چیه آوردی.
————————————————————————-
استاد انقلاب اسلامی : مردم زمان ازهاری میومدن رو پشت بوما شعار می دادن :
ازهاری بیچاره ، نوار که پا نداره …
یکی از دانشجوها : سر کچلت می خاره.
————————————————————————-
<آنتراک><آنتراک><آنتراک>
جواد خیابانی : خب بازیکنای ام صلال از همین حالا وقت کشی رو شروع کردن. رو همین ضربه ی دروازه ببینین چقدر وقت تلف خواهد شد…
بازیکن ام صلال به سرعت بازی رو آغاز می کند.
————————————————————————
من : دیشب خواب دیدم دخترای دانشگاه دارن درباره ی توییتر حرف می زنن ! جل الخالق !
احرار : بله ! منم دیشب خواب دیدم رفتیم سلف واسه ۴ هفته بعد غذا رزو کردیم بعد با خودمون گفتیم این چه حرکتی بود ؟! بعدش زدیم زیر خنده ! معلوم نیست این چه خوابای چرت و پرتیه می بینیم.
———————————————————————–
نادر : ما چون محله امون فیبر نوریه ، مخابرات یه آنتن ۷۵ متری گذاشته رو پشت بوممون ، هی زرت و زرت می سوزه خراب میشه ، میان عوضش می کنن.
نکته : آنتن برج میلاد ۱۲۰ متره.
———————————————————————-
<آنتراک><آنتراک><آنتراک>
خوشبختی در یک قدمی ما بود ، ولی ما به تصویر پروژکتور نگاه می کردیم.
———————————————————————-
استاد : دانشگاه شما به نسبت دانشگاهای دیگه به تهران نزدیک تره ، رفت و آمد شما هم آسونتره.
یکی از دخترا : نه استاد یکی که خونه اش وردآورده یه ساعت طول می کشه تا برسه دانشگاه.
استاد : وردآورد که سینه خیزم میتونه بیاد .
یکی دیگه از دخترا : استاد ، این همیشه حرفای ک…. اِ …. اِ ….. حرفای تکراری می زنه.
(باور ندارین ؟ مکانش کلاس ساختمان داده ، ساعت ۱۳:۳۰ روز یکشنبه )
———————————————————————
آه ای عشق زیبای من ، تو همه جان منی و همه جان من توست . تو را عاشقانه می ستایم و از اعماق قلب تو را زاید الوصف دوست می دارم.
-: زود باش بیا بیرون بینم.
-: هاپ هاپ !
-: صداتو واسه من بلند می کنی؟ بهت گفتم بیا بیرون !
-: هاپ هاپ !
صدای برخورد ضربات چوب به ماشین به گوش می رسد.
سگی از زیر ماشینی فرار می کند.
مردی چوب به دست دنبال سگ می دود درحالیکه فحش ناموس می دهد.
درب های یک اتومبیل تویوتا باز است. گویا متعلق به مرد است.
پنج دقیقه می گذرد….
راننده نمی آید ولی تویوتا می رود.
نکته : خیلی ستمه که نصفه شب ، وسط افکار عشقولانه ات یکی سگش از دستش فرار کنه و بره زیر یه ماشین قایم بشه و صاحبش هم سعی کنه با داد بیداد بگیردش. اون موقع است که دیگه خوابت نمی بره و بدتر از اونم فردا صبح ساعت ۸ کلاس داری.




