جنس برتر؟

نوشته شده توسط حامد 160 نمایش

سلام هم میهنانم ! تو باید جای من باشی تا ببینی که توی تو چی دیدم ، تا بفهمی من چرا تنهام ، بفهمی چی بهت میگم ، ببینی از تو چی میخوام. دیگه اینکه سعید منو ببخش که گند نزدم به شعرت!

خب گلام می خواستم این پست رو بی خیال بشم ولی به خودم گفتم : پسر ! ازچی می ترسی؟ بذار هرکی دوست داره هر فکری درباره ات بکنه. تو کی میخوای تغییر کنی؟ و بدین گونه شد که حالا این پست رو پابلیش می کنم!!(پابلیش؟ حالا ادعای پاس داشتنتم میشه؟)

بعد از اینکه دیدم پستای جدی و سیاسی من مورد توجه قرار نمی گیره و برعکس ، پستای جنسیتی من مورد استقبال واقع میشه ، این پست رو هم اختصاص میدم به همین مسائل و تفاوتای جنسیتی(از لفظ جنسی استفاده نمی کنم هرچند که درست تره! می دونین چرا؟) من جدای از شوخی ، به شکل بنیادی و اساسی به تفاوتای روحی و خلقی دو جنس پرداختم و اون ها رو پیدا کردم و میخوام که منتشرشون کنم! پس دیگه بریم سر اصل مطلب که سخن دوست از دور خوش است!؟

از اونجایی که من ادعای فمینیست بودنم میشه و هیچ تفاوتی به لحاظ درک و شعور بین مخاطبینم قائل نیستم ، بهتر تونستم به تفاوتای اصلی تر بپردازم.(آره ارواح خیکت!) اما بدون ترتیب و اولویت و درجه ، میریم سراغ تفاوتا.

۱- ببینید ، وقتی یه مردی از بعضی چیزا ناراحت میشه ، برخی مسائل عصبانیش می کنه و اون روی سگشو بالا میاره و یا کلا حالش گرفته میشه ، با پرخاشگری و عصبانیت نسبت به دیگران خودشو تخلیه می کنه. اما یه زن یا یه دختر نمی تونه همچین کاری کنه. مثلن نمی تونه پاشه بره تو کوچه خیابون عربده کشی کنه و قمه دربیاره. یا برای مثال نمی تونه به راننده ی اتوبوس چهار تا فحش ناموسی بده که. پس مجبور میشه چه غلطی بکنه؟ هیچی ، میاد میشینه کنج خونه گریه می کنه!(به ناخنم که گریه می کنه! حقشه ! اصلن چرا پا نمیشه بره ظرفا رو بشوره؟ اصلن چرا در گنجه بازه؟ چرا دومنش (سرمربی فرانسه!) اینقدر درازه؟ خب برو مینی ژوب بپوش!(درست گفتم؟) چرا اینقدر زشتی؟ و از این چراها !)

۲- همونطوری که می دونین ما الفاظ و خصایلی داریم به اسم مرام ، مردونگی ، جوونمردی. به نظر من این خصایا رو تنها مردا دارن و اگر می بینین که خانما دلسوز و مهربون ترن ، تنها به خاطر اینه که احساسشون لطیف تره. میشه از این جملات به این نتیجه رسید که بانوان مرام ندارن! به هیچ وجه. و فقط دارای احساس هستن و این خاصیت کاملا در رفتارشون مشهوده و شاید زیاد شنیده باشید که میگم مثلن فلان دختره منو تنها گذاشت و رفت و بهم خیانت کرد و یه روزی حالشو می گیرم و از این شعرها!

۳- ببخشید ولی باید بگم!(بایدی در کار نیست ، دلم میخواد که بگم!) اما همه ی مردا یا بهتره بگم اکثر مردهای مجرد به دختران غیر محرمشون به چشم یه کالای جنسی نگاه می کنن. ذکر این نکته کاملن ضروریه که پسرا تا قبل از ازدواج چنین حالتی دارن و اگر بعد از مزدوج شدن از زندگیشون راضی باشن ، این قضیه در موردشون مصداق پیدا نمی کنه. (البته من کاملن مستثنی هستم و به خودم اطمینان کامل دارم. چرا؟ چون حاوی کمی ایمان و اعتقاد می باشم!) کلا این قضیه عمومیت نداره اما مرد اینجوری خلق شده دیگه! و اما در مورد خانما . یکی باید بین اون ها مثل من نکته سنج و با درایت باشه (که نیست عمرن ، گشتم نبود ، بگردی هم نیست!) و بتونه این مسائل رو کشف کنه . اما تا اونجایی که ادراک من جواب میده ، میگم که کاملن برخلاف مردا هستن و جنس مذکر رو یک وسیله نمی بینن.(که عیانه!) پس چی می بینن؟ والله نمی دونم ، بذارین بیشتر تحقیقات انجام بدم! شاید به یه چیزایی رسیدم!

خب فعلا این موارد به مغز نیمه ناقص من رسیده. شاید بعدها تو یه پست دیگه مواردی رو بهش افزودم. تا یه دیدار دیگه خدایارت و یارم و یارش!(کی؟)

پی نوشت ۱: به نظرتون جنس برتر کدومه؟ پسرا؟ که وقتی گلوشون یه جا گیر می کنه به درجه ی سگی هم نائل میشن یا دخترا که وقتی با زور مواجه میشن هیچ غلطی نمی تونن بکنن؟ هان؟

پی نوشت ۲: به تازگی و خیلی تصادفی به آهنگی از گروه سندی برخوردم. آهنگ به اسم یه دختری و ترانه اش هم در وصف و مدح اونه.(نمیگم چه اسمی!) بد ندیدم که ویدئوی این موزیک رو هم دریافت بدارم و آقا دیدم که شصت هفتاد نفر ، اعم از پیر و جوون ، ایرانی و خارجی ، همگی با هم دارن اسم دختره رو صدا که نه ، فریاد می زنن! بابا ! آخه چند نفر ؟ به هرحال خیلی بهم برخورد!

پی نوشت ۳: ممکنه گهترین آدما در گهترین لحظات و در گهترین دقیقه ها و درگهترین مکان ها و در گهترین اجتماع ها و در گهترین حالات و در گهترین وضع روحی جلوت ظاهر بشن! اون موقع است که به گه خوردن میوفتی! گه گه ، گه گه  ! چه وضعیت جالبیه!( جای همه ی گه ها می تونین به هم بذارین! جواب میده!)

چهارشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۸۷

اینترنت رایگان

نوشته شده توسط حامد 360 نمایش

سلام همنوعان و همجنسان من! و شاید هم همنوعان و غیرهمجنسانم! نمی دونم که می دونی ، بدون تو نمی تونم و همچنان نمی دونم که می دونی و باز هم به همین ترتیب!(پیچیدس!)

اصلا مقدمه نمیگم. این پست ۲۰ تا اکانت جدید اینترنت خدمتتون ارائه میدم و اگر نتونستین با این اکانت ها به اینترنت وصل بشین ، حتمن یکی قبل شما تمومش کرده. هرکدوم از اینا سه ساعت اینترنت دارن و اگر بازم خواستین به من خبر بدین.

واسه عمق گوگل : اینترنت رایگان ، اینترنت مجانی ، اینترنت مفت ، اسکار ، فیلم فجر ، رجب طیب اردوغان! ، غزه  ، زن آمن هوتب !! سریال لاست ! بنیامین بهادری ! ، حامد حجازیان و از این قبیل!

Username : thk54791   Password : 842575

Username : thk54790   Password : 736891

Username : thk54788   Password : 972499

Username : thk54787   Password : 369321

Username : thk54786   Password : 599287

Username : 87h315573   Password : 936726

Username : 87h315572   Password : 673592

Username : 87h315571   Password : 791492

Username : 87h315570   Password : 436397

Username : 87h315569   Password : 176124

Username : 87h315568   Password : 991355

Username : 87h315567   Password : 382972

Username : 87h315566   Password : 531251

Username : 87h315565   Password : 363632

Username : 87h315564   Password : 217192

Username : 87h315563   Password : 656727

Username : 87h315562   Password : 521576

Username : 87h315561   Password : 644655

Username : 87h315560   Password : 145539

Username : 87h315559   Password : 376827

خب دوستان برای دیدن شماره های تماس به لینک ادامه مطلب برید و فقط عرض کنم که شماره ی اتصال تهران ۹۷۱۸۱۴۸ هستش. ضمنا اگه یه نظری چیزی بدین ، منم می فهمم که یکی هست که از این اکانتا استفاده کنه. آفرین بچه های خوبم!

منبع اکانت ها : تبیان

نکته ی مهم : دوستان عزیز من ! تمامی اکانت های موجود در سایت به اتمام رسیده و به نوعی از اعتبار ساقط شده! و من دیگه توی سایت بدین شکل اکانت قرار نخواهم داد. اما اگه شما دلبندانم از این اکانت ها خواستین از طرق زیر اقدام بفرمایید:

فقط خواهشا برای درخواست اکانت توی سایت کامنت نذارین. ممنونتون میشم.ضمنا اول ببینین که این اکانت ها تو شهر شما ساپورت میشن یا نه ، بعد درخواست کنین.

ضمنا می تونین از فرم اینترنت رایگان در بالای صفحه هم استفاده کنین. یا از این لینک.

ادامه مطلب …

شنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۸۷

دانلود آهنگ های فوق العاده سال

نوشته شده توسط حامد 4,460 نمایش

درود دلبندکانم ! حس من با دلم در شوره ، می دونم این راهه که بین من و اون خیلی دوره ، اگه که مدتی اونو نبینم می گیرم آبه و غوره ، ناخونای دستای نازش رنگین کمونه پره نوره ، موهای یار قشنگم مشکی نیست ولی چه بوره !!!!(این شعر (نثر مسجع) کمی قدیمیه و الان برخی نظرات من تغییر کرده! من جمله مصرع آخر!!)

خب این پست منحصرن به دانلود آهنگ اختصاص داره. من بخاطر بالا نگه داشتن آمار سایت مجبورم که دست به دامان این قبیل مضامین بشم ولی به زودی و با راه افتادن انجمن ، سعی می کنم بیشتر از این کارا بکنم!

تو این پست میخوام از برترین آلبومای سال ، بهترین آهنگا رو انتخاب کنم و بذارم تا دانلود کنید و حال. دیگه مقدمه چینی نمی کنم ، بریم سراغ آهنگا.

۱ – اولیش آهنگ یه شاخه نیلوفر از محسن خان چاووشی. طبق نظرسنجیا و البته نظر خودم ، آلبوم چاووشی تا الان بهترین آلبوم امساله. شاید بشه گفت که بهترین آهنگ این آلبوم هم یه شاخه نیلوفره.

دانلود آهنگ یه شاخه نیلوفر از محسن چاووشی . امتیاز : ۹.۶ (کیفیت ۱۹۲ – حجم ۸ مگابیات)

۲ – و اما آهنگ بعدی ، آهنگ خداجون از سیاوش قمیشی. البته آلبوم امسال قمیشی(رگبار) چندان دلچسب نبود و حداقل انتظارات منو برآورده نکرد ولی بازم میشه گفت دومین آلبوم برتر ساله.

دانلود آهنگ خداجون از سیاوش قمیشی . امتیاز : ۹.۱

۳ – سومین آلبوم برتر امسال از دید هیمرانیوز! آلبوم نفسای بی هدف محسن یگانه اس. حتی می شد رتبه ی دوم رو هم بهش اختصاص داد ولی من ترجیح دادم که احساسی عمل نکنم!

دانلود آهنگ هیشکی نمی تونه بفهمه از محسن یگانه . امتیاز : ۹.۵

۴ - اگه قرار باشه بین آلبومایی که گوش دادم ، رتبه ی پنجم رو انتخاب کنم ، آلبوم من هنوز ماهان بهرام خان رو برمی گزینم. همون ۰۱۱۱ خودمون ! به هرحال کار قشنگیه ، پیشنهاد می کنم آلبومش رو دانلود کنین.

دانلود آهنگ بگو مگو از ماهان بهرام خان . امتیاز : ۸.۸

۵ - آهنگ بعد نوری تا ابدیت یا دوستت دارم از گروه آریانه که با همراهی کریس دی برگ ضبط شده. پنجمین آلبوم برتر امسال ، آلبومه بی تو باتو آریانه.

دانلود آهنگ نوری تا ابدیت از گروه آریان همراه کریس دی برگ. امتیاز : ۹.۲

۶- رتبه ی ششم هم می رسه به آلبوم شوک فرزاد فرزین. بالاخره اینقدر تو صدا سیما کاراش پخش شد که بهش مجوز دادن!

دانلود آهنگ شوک از فرزاد فرزین. امتیاز: ۸.۷

۷ - رتبه ی هفتم از بین آلبومایی که در دسترسم بوده رو میدم به آلبوم یادچشمات امین رستمی. به هرحال به عنوان اولین آلبوم کار نسبتا بدی نبود.

دانلود آهنگ یاد چشمات از امین رستمی. امتیاز : ۸.۸

۸ - به همین ترتیب ، هشتمین آلبوم برتر سال میشه آلبوم دیگه قیدمو بزن از رامین بیباک. صداش تو مایه های حمید عسکری و شادمهره. در اصل بسیار شبیه صدای این دوتاس. البته فکر می کنم روی این آلبوم کم تبلیغات شده وگرنه من که به شخصه خوشم اومد!

دانلود آهنگ دیگه قیدمو بزن از رامین بی باک. امتیاز : ۹.۲ (کیفیت ۱۹۲ – حجم ۶ مگابایت)

خب یه سری آلبومای دیگه هم بودن که گوش نکرده بودم مثل آلبوم سعیدشهروز و بابک جهانبخش و خواننده های لس آنجلسی و اینا. بعضی از آلبوما هم که اصلا ارزش هنری نداشت مثل باغ وحش جهانی کیوسک و … . حالا زین بعد آهنگای قشنگ و فاخر بیشتری برای دانلود خواهم گذاشت. فعلا بدرود.

پنجشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۸۷

تا انتخابات

نوشته شده توسط حامد 79 نمایش

سلام فرزندان کوچولوی دلبند من! گریه ی تو آرزومه! نه بخاطر اینکه بخوام ناراحت ببینمت ، بلکه بخاطر اینکه میخوام با گریه ات گریه کنم! آخه می دونی ، میخوام گریه کنم ولی گریه ام نمیاد! (گریه بابا ، اشک ، نه گربه و پیشی ! لعنت به این فونت تاهوما !)

می خواستم یه مطلب فوق العاده بذارم ولی چون نگارش و خلق اینجور مطالب کار خیلی سختیه و زمان و انرژی زیادی می بره ، موکولش کردم به بعد. البته نباید زیاد لفتش بدم چون به زودی نتایج امتحانا رو خواهد شد!

بگذریم. به هر حال زمان زیادی تا انتخابات نمونده و کم کم بحثای انتخاباتی دارن داغ میشن. اما یکی از مهمترین بحثای روز ، حضور یا عدم حضور خاتمی تو انتخاباته. خب اصولگراها معتقدن که اگه خاتمی یا موسوی کاندید بشن ، متحد میشن (اصولگراها) و روی احمدی نژاد تمرکز می کنن و ابراز می دارن که کاندید شدن خاتمی به نفعشون هم هست. به نظر من این یه فرافکنی بیش نیست و به نوعی گرفتن دست پیشه واسه پس نیوفتادن. دو تا دلیل داره که اینو میگم. اولا اکثر اصولگراها به حمایت از احمدی نژاد راغب نیستن و اگه بنابه دلایل ذکر شده از احمدی نژاد به عنوان کاندیدای واحد خودشون اسم ببرن ، یعنی اینکه بخاطر خوابوندن کل رقیب مصلحت نظام و مردم رو درنظر نگرفتن. ثانیا کی گفته که اگه تمام کاندیداهای اصولگرا به نفع احمدی نژاد کنار بکشن و تمام احزاب اصولگرا ازش حمایت کنن ، رئیس جمهور میشه؟ تجربه ثابت کرده که مردم ایران به جبهه ها و احزاب کاری ندارن و فقط خود شخص کاندیدا واسشون مهمه. حالا به نظر شما این توجیهات من درست نیست آیا ؟

همونطوری که قبلا گفتم ، احتمال کناره گیری کروبی خیلی کمه. چون بخاطر سنش و قانون جدید مجلس ، این آخرین باریه که میتونه واسه رئیس جمهوری نامزد بشه. مطمئنا اگه با این شرایط خاتمی یا موسوی هم کاندید بشن ، یه مقدار از رای هاشون ریزش پیدا می کنه و احتمال رئیس جمهوری دوباره ی احمدی نژاد بیشتر میشه. البته به نظر نگارنده ی حقیر ، نامزد شدن موسوی درهر شرایطی موجب پیروزی احمدی نژاد خواهد شد چون جوونا که قشر مهم رای دهنده هستن ، باهاش آشنایی ندارن و شناختشون از خاتمی بیشتره.

چیه مگه؟خب دوسش داره!

به هر شکل برای انتخابات میشه چند حالت رو درنظر گرفت که من محتمل ترینشون رو ذکر می کنم. احتمالن توی انتخابات دوتا نامزد شاخص خواهیم داشت یعنی احمدی نژاد و خاتمی. یه چندتا هم از کساییکه به هیچ وجه امکان رئیس جمهور شدنشون نیست مثل کروبی و پورمحمدی و قالیباف و روحانی و ولایتی و اینا. حضور کروبی یعنی کم شدن رای خاتمی ولی کاندیداتوری سایر نامزدا هم از رای های خاتمی کم می کنه هم احمدی نژاد .(بلکمم بیشتر از احمدی نژاد) اما نظر دادن درمورد انتخابات خیلی سخته و من حدس می زنم روز قبل انتخابات هم برنده مشخص نباشه(البته اگه اتفاق خاصی تو این مدت نیوفته) و حتی پیش بینیش از خرداد ۷۶ هم دشوارتر باشه ولی نظر من میگه که احمدی نژاد علی رغم انتقادای شدیدی که ازش می کنن ، برای چهارسال دیگه هم رئیس جمهور میشه و صد البته اختلافش با خاتمی خیلی کم خواهد بود. حالا بگید ببینم ، آیا نظر من موجه و منطقی نیست؟

بعضی از مردم هم هستن که دلشون خوشه. میگن ما رای نمیدیم چون از قبل معلومه کی رئیس جمهور میشه و انتخابات فرمایشیه یا میگن ما اصلا این نظام آخوندی رو قبول نداریم و آمریکا به زودی به ایران حمله می کنه و این رژیمو ورمیندازه یا اینکه میگن دیگه کم مونده که مردم دوباره انقلاب کنن و مسئولای نظامو به فحش می کشن. یه تعداد دیگه هم هستن که اصلا به اینجور مسائل اهمیت نمیدن و فقط زندگی و گرفتاریای خودشون براشون مهمه. وجه مشترک تمام این آدما ، شرکت نکردن تو انتخاباته . ببینین من نه بسیجی ام نه جیره خور جمهوری اسلامی ام نه خیری ازش بهم رسیده . من منطقی فکر می کنم. با حرف و فحش چیزی اصلاح و درست نمیشه . با شرکت نکردن تو انتخابات به هدفتون نمی رسین. نمونه اش هم همین مجلس هشتم. اگه مردم درست حسابی شرکت می کردن الان مجلس یه دست نبود. بگذریم ، به هر ترتیب دیگه سخن نمی رونم و هرجا هستین و با هراعتقادی که دارین ، امیدوارم زندگی به کامتون باشه و همیشه به خواسته و عشقتون برسین! فعلا خدانگهدار.

یکشنبه, ۶ بهمن ۱۳۸۷

اکانت رایگان اینترنت

نوشته شده توسط حامد 820 نمایش

سلامم نثار تو باد که جانم فدای توست! ای تو رفیق راهی! آخه من هیچی ندارم که نثارتو کنم ، یا اینکه بخوام فدای چشمای مث بهار تو کنم و تو می دونی که مثل یه تیکه جواهر توی جمع می درخشی و اینو می دونم که من مثل شبای بی ستاره سرد و خالی ام ، خب می ترسم ….. هییییی . اصلا تو بگو .

بدون هیچ مقدمه ای بگم که این پست ده تا اکانت اینترنت جدید براتون توی سایت قرار میدم. فقط یه چند تا مورد رو متذکر بشم که اگه اکانت ها کار نکرد ، معنیش اینه که یکی پیش از شما تمومش کرده و همچنین برای دیدن شماره ی تماس شهرها به ادامه ی مطلب رجوع کنید.

برای رفتن تو گوگل: اینترنت مفت ، اینترنت مجانی ، اینترنت رایگان ، قصه های عاشقانه! اس ام اس های عشقی! دوستت دارم!! راه های ابراز عشق!!! فن بیان! حامد حجازیان و از این قبیل!

Username : thk54802   Password : 416435

Username : thk54801   Password : 742146

Username : thk54800   Password : 779235

Username : thk54799   Password : 386579

Username : thk54798   Password : 968774

Username : thk54796   Password : 971518

Username : thk54795   Password : 435913

Username : thk54794   Password : 423611

Username : thk54793   Password : 935292

Username : thk54792   Password : 338868

خب برای دیدن شماره تماس ها روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید ولی شماره تماس تهران ۹۷۱۸۱۴۸ هستش. تا پست بعد خدانگهدار.

منبع اکانت ها : موسسه ی فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان

پی نوشت: امروز تولدم بود! البته به قمری! حالا بعدن یه پست مفصل در مورد تولد و این حرفا بحث می کنم.

نکته ی مهم : دوستان عزیز من ! تمامی اکانت های موجود در سایت به اتمام رسیده و به نوعی از اعتبار ساقط شده! و من دیگه توی سایت بدین شکل اکانت قرار نخواهم داد. اما اگه شما دلبندانم از این اکانت ها خواستین از طرق زیر اقدام بفرمایید:

فقط خواهشا برای درخواست اکانت توی سایت کامنت نذارین. ممنونتون میشم.ضمنا اول ببینین که این اکانت ها تو شهر شما ساپورت میشن یا نه ، بعد درخواست کنین.

ضمنا می تونین از فرم اینترنت رایگان در بالای صفحه هم استفاده کنین. یا از این لینک.

ادامه مطلب …

پنجشنبه, ۲۶ دی ۱۳۸۷

یه پسر خیلی مثبت !

نوشته شده توسط حامد 196 نمایش

سلام بر تو مهجور ، بر تو مطرود! در نهایت ، جسم من در خاک شد و روحم از همه ی تلخیا و غما پاک شد و قلب ماوراییم واسه پذیرش عرفان چاک شد و اما … با این همه ، تنها ناخن تو بود که غرق لاک شد!!

نه دیگه ، منتظر نباشین که بازم از حال آشفته ی خودم منبر سازی کنم! میخوام براتون یه داستان تعریف کنم. داستان دوست دارین؟ خب پس بریم.

یه روزی بود و یه روزگاری. یه پسر خوبی بود که موهاشو یه وری می داد! عینک ته استکانی می زد و شلوار پارچه ای می پوشید و کلا تریپ مثبت بود. موقع درس و مشق که می شد شروع می کرد به خر زدن و مواقعی هم که تابستون بود و مدرسه ها تعطیل ، پلاس توی انواع و اقسام کلاسای آموزشی و هنری و اینا از ویژوال سی و نرم افزارای حسابداری بگیر تا ملیله دوزی و شطرنج و یوگا. آره سرتونو درد مرد نیارم فکر کنم با اینچنین آدمایی برخورد داشتین. قضیه همینجوری گذشت و گذشت تا …. هان؟ حتما فکر کردین پسره از یه دختره خوشش میاد بعد دختره یه کاری می کنه که پسره از این حالت مثبتگی دربیاد؟ زهی خیال باطل ، غلط کردین سر بچه ی مردم بلا میارین. یا شاید فکر کردین که با یه پسره آشنا میشه که مثل ابلیس پرتلبیس هی تو گوشش وز وز می کنه بعد پسره میره معتاد میشه؟ عمرن ، اصلا از این خبرا نیست.

داشتم می گفتم روزگار گذشت و گذشت تا این پسره از نمی دونم کجا بورسیه گرفت و رفت ددر. رفت یکی از دانشگاهای اوکراین درس بخونه. هان باز چیه؟ فکر کردین پسره تحت تاثیر فساد اخلاقی و بی بندوباری شرق اروپا قرار می گیره و الکلی و میشه و هرشب تو دیسکو و کلوب پلاسه؟(این کلوب نه ، اون کلوب!) یا اینکه این گمان رو بردین که پسره از یه دختره ایدز می گیره؟ هان؟ باید خدمتتون عارض بشم که نه ، همچین چیزی نیست.

پسره مدرکشو می گیره و برمی گرده ایران. بعد این مامانه گیر بوده که میخوام قبل از مرگم نوه ام رو ببینم. خلاصه یه دختر کج و کوله ی انقضی رو میندازن به پسره!(و شاید هم بالعکس!) آره ، پسره بازم ویرش می گیره که درس بخونه. دوباره کنکور شرکت می کنه و دانشگاه آزاد دارغوزآباد ( همین دانشگاه ما !) قبول میشه! هان؟ باز چیه؟ فکر کردین میاد چهارتا داف خوشگل موشگل می بینه و عاشق میشه و تریپ لاو و این حرفا برمی داره؟ نخیر ، به دلتون صابون نزنین که یه اینچنین اتفاقی نمی افته.

این بار هم درسش رو تموم می کنه ولی بازم میخواد درس بخونه و به مدارج و مدارک بالاتر برسه. بعد میره اون رشته ای که تو اوکراین خونده رو آزمون میده واسه کارشناسی ارشد. تو پرانتز بگم که شاید یه سوالی واستون پیش بیاد و اون اینه که خب مگه نمیگی طرف خرخونه؟ پس چرا همین دانشگاه آزاد ادامه نداده؟ خدمتتون بگم که طرف با همه ی پخمگیش اینو فهمیده که ارزش آموزشی دانشگاه آزاد و مخصوصا این دانشگاه ، از پهن گاو هم کمتره (البته از پهن میشه در کود طبیعی استفاده نمود!) و استادای بی سواد اونجا رو قرق کردن و دانشجوها هم همه …… باز!( لعنت بر اون ذهن و فکر خرابت! اه ! منظورم مونث بازه!) داشتم می گفتم که واسه کنکور آماده شد و یکی از دانشگاه های معتبر دولتی تهران قبول. ( کلمه ی شد در جمله ی دوم حذف به قرینه ی لفظی شد! اگه نمی دونین بدونین) و یه دوسالی هم برای فوق لیسانس همت گمارد و بازم ول کن معامله نبود و دکتراش رو هم گرفت. اگه این به ذهنتون خطور کرده که دیگه بی خیال میشه و میاد به زنش می رسه که خانمش هم یه حالی ببره بعد سال ها، باید بگم که نچ! سخن به گزافه نگویید و به ادامه ی قصه گوش فرا دهید!

می خواستم داستانو اینطور ادامه بدم که پسره که حالا دیگه مرد شده ، میره حوزه ی علمیه و درس طلبگی می خونه ، اما دیدم که اکثر این تیپ آدما ، حالت ضدیت با خدا می گیرن و می چسبن به دنیا. بذار بچسبن!( این پاراگرافو جزو داستان حساب نکنین! نکته ی انتقادی بود که باید می گفتم!)

بگذریم. پسره بی خیال درس نمیشه و با خودش میگه که چطوره که هرکی از خونه فرار می کنه( ای بر فکر منحرفتون لعنت!) میره یه لیسانس تربیت بدنی دانشگاه آزاد می گیره؟ مگه من چیم از بقیه کمتره؟ و خیرسرش دوباره تو کنکور شرکت می کنه و تربیت بدنی میخونه. اگر گمان بردین که بعد از اینکه مدرکشو گرفت میره مربی یا آنالیزور یا یه چخی تو ورزش میشه(چخ= مدیر!) اینو میگم که سکوت پیشه کنین که چیزیدین تو داستان! این واقعه به وقوع نمی پیونده.

خب بالاخره پسره که حالا چهل سالش شده ، تصمیم می گیره به فکر زندگیش باشه و یه شغلی ، یه پناهگاهی واسه خودشو زنش تهیه کنه ، که چی میشه؟ یه روز که داشته از سر قبر باباش برمی گشته ، یه مسافرکش کودن ، می زنه شل و پلش می کنه و مغزشو می چسبونه به گارد ریل و شیکمش رو زیر چرخاش جر و واجر میده! بعدشم چهارتا چرخ داره چهارتا دیگه هم قرض می کنه و در میره.

دیدین؟ پسره داستان ما یه عمری درس خوند و جون کند ولی آخرش چی شد؟ خب مرد. یکی نبود بهش بگه که آخه تو توی این مدت به چه دردی خوردی؟ کجا رو گرفتی؟ حیف که امشب فحشم نمیاد وگرنه نه به اون مرحوم ، بلکه به شما هم ترحم نمی کردم و سیل الفاظ رکیکی بود که نثار وجودتون می کردم! واقعا شانس آوردین!

این اولین داستانی بود که توی سایت به نوعی می نوشتم. به امید خدا سعی میکنم در آینده بازم از این قصه ها براتون تعریف کنم و شما از خوندنشون محظوظ بشین ضمن اینکه به نکته های ظریفی که تو داستان هست دقت می کنین.( که من فکر نمی کنم چیزی متوجه شده باشین!) اینم بگم ، من همونطور که انتقادات شما رو به شعرام نمی پذیرم و اگه نظری در باب انتقاد از شعر بدین ، اونو حذف می کنم ، در مورد داستان هام هم همینطوره و به هیچ وجه هیچ نقدی رو قبول نمی کنم. همینه که هست. حالا فعلا با من خداحافظی کنین و اگر هم واستون مقدور بود ، یه دعایی بر من محتاج عنایت بفرمایید.

پی نوشت ۱: دو تا بیت شعر مرگی جدید گفتم. بد نمی بینم اگه واستون منتشر کنم.( جمله ی آخر مشکل دستوری داشت!)

مرگ خدا به من باد ، اون که نفس به من داد

                          اون که منو نمی دید ، نمی رسید به فریاد

تو چنگ غصه هامو ، مغروق قهر دنیام

                         سلام مرگ به من گفت ، طلوع نمیشه فردام

پی نوشت ۲: این مامان مارال ۱۸ ساله نمی خواد بمیره؟ دهن مارو به نوعی سرویس کرد ، بابا بمیر دیگه راحت بشیم. البته شایدم مرده و Add List من از موضوع بی خبرن! هییی! خدابیامرزدت ننه مارال!

پی نوشت ۳: اگه روانشناس غیرحضوری  سراغ دارین ، منو هم بی سراغ نذارین! دارم به فانی میرم!

پی نوشت ۴: اگه تو نحوه ی نگارش داستان ، دونوع ریتم رو مشاهده می کنین ، بدونین که این داستانو تو دو روز نوشتم! و همونطور که گفتم زندگیم حالت نوسانی داره!

چهارشنبه, ۲۵ دی ۱۳۸۷