روم نمی شد بهت بگم ، دوسِت دارم تا وقتی ، فکر سفر زد به سرت ، بار سفر رو بستی !

نیم سال دوم ۸۸-۸۷ و قربون

نوشته شده توسط احرار 67 نمایش

سلامی به گرمی ماشین مشکی که ساعت ها زیر آفتاب بوده تو این تابستون گرم.

بازگشت اژدها یا بهتره بگم اژدها وارد میشود یا هر چی که حال میکنید بعد ماه ها اومدم یه پست بدم . کلا در مورد این ترم که قربونش برم که چه ترمی بود همچین …

خوب از اول این ترم شروع میکنم که قبل از عید بود و کلاسا به پیچ میرفت و عشق و حال . عید اومد و نفهمیدیم چجوری رفت شما فهمیدین به ما هم بگید . یه مسئله جالب امسال این بود که سال گاو بود و از اونجایی که من متولد ماه گاوم همه میگفتن امسال ساله توئه و خوش شانس که بودی امسال خوش شانس تر میشی منم ببینیم و تعریف کنیم.

کلاسا بعد از عید شروع شد و تا یکی دو هفته به پیچ گذشت بعد از این یکی دو هفته استادا جدی تر و دانشجوها هم … تر .

شنبه ( ساعت۱۰:۳۰) :

کلاسی که هیچ کس تو زندگیش باهاش حال نمیکنه مخصوصا تازگیا . همیشه یه جوری میپیچوندمش و کلا تو کل ترم ۳ بار رفتم سر کلاسش و هر ۳ بارشم خاطره شد ( خوشبختانه استاد گیری نبود و به حضور گیر نمیداد) یکی از این ۳ بار رو با حامد رفتم که داستانش از این قرار بود:

به حامد گفتم حامد : گفت بله

گفتم تو که امروز کلاست تشکیل نشده بیا بریم سر این کلاسه

گفت باشه بریم

رفتیم ولی دیر رسیدیم و استاد اومده بود و همه جاها رم گرفته بودن و ۲ تا صندلی تو دهن استاد خالی بود ما هم نشستیم تو دهن استاد. استاد شروع کرد به درس دادن درس که چه عرض کنم شر میگفت , ما هم تو باهاش ۲mm فاصله داشتیم نمیتونستیم حرف بزنیم حرفامونو رو کاغذ مینوشتیم کاغذه هم پر تف شده بود از دست استاد که هی تف مینداخت رو سر و صورت و کاغذ و … خلاصه دوش گرفتیم . این استاد یه عادت داشت وقتی میخواست مواردی رو بشماره با انگشت وسط و شستش شروع میکرد انگار غیر از این دو انگشت ما بقی انگشتاش لمسن ما هم خندمون میگرفتو استاد چپ چپ نگاه میکرد.

شنبه (۱:۳۰) :

تپه های رملی  شنی

شنبه (۴:۱۰) :

استاد بپیچون تر از دانشجوها. یک کلاسم که نمیپیچوندم استاد میپیچوند. هر ساعتی حال میکرد میومد و نیم ساعت درس میداد و میرفت و هیچ وقت حضور غیاب نمیکرد ولی تا من کلاس رو میپیچوندم حضور غیاب میکرد.

یه مسئله شخصی در مورد استاد زهنم رو مشغول کرده بود تصمیم گرفتم از خودش بپرسم. بعد کلاس رفتم پیش استاد

گفتم: استاد

گفت: بله

گفتم: به مهر نماز حساسیت دارید

گفت: نه چطور؟!

گفتم: آخه پیشونیتون سوخته

گفت: آهان نه حساسیت ندارم

گفتم: پس واسه اینه که سوخته

گفت: نسوخته

گفتم: استاد

گفت: بله

گفتم: این مهرتون رو از کجا خریدید

گفت: از مکه

گفتم: آهان . پس واسه اینه که سوخته. استاد

گفت: بله

گفتم: خونتون فر دارید

گفت: آره چطور؟!

گفتم: پس واسه اینه که سوخته

گفت: چه  ربطی داشت !  مگه تو فر نماز میخونم که پیشونیم بسوزه

گفتم: نه استاد تو فر که جا نمیشید. گفتم شاید مهرتونو قبل نماز از فر در میارید

گفت: آهان آره. فر نه از ماکروفر

گفتم: پس واسه اینه که سوخته

گفت: آره آخه میگن ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازست

گفتم: قربون دهنت

یکشنبه(۸ صبح):

واسه رسیدن به کلاس این استاد گیر که بعد از خودش کسی رو راه نمیده باید ۵ صبح از خواب بیدار میشدم. این استاد ایقدر درس میداد که وسطاش خسته میشدیم گوش نمیدادیم. سه ساعت یک بند درس میداد هیچ رقمه هم نمیشد پیچوند که خیلی گیر بود.

یه روز سر کلاس این استاد گیر زنگ خور گوشیم رفته بود بالا انگار ۱۱۸ شده بودم , زنگ میخورد میرفتم بیرون جواب میدادم برمیگشتم هنوز ننشسته دوباره زنگ میخورد یه سی چهل باری رفتم و اومدم استاد قاطی کرد گفت این سری رفتی برنگرد تو دلم گفتم قربون دهنت. رفتم و برنگشتم کلاس تمام شد رفتم پیش استاد

گفتم: استاد

گفت: بله

گفتم: چرا گفتی دیگه نیا

گفت: کشتیمون هی میری هی میای کلاس رو به …

گفتم: آخه مشکلی داشتم

گفت: چه مشکلی؟!

گفتم: نمیشه گفت

گفت: نمیتونی بگی برو حذف کن

گفتم: Ok اشکالی نداره حذف میکنم ولی آدم …..

گفت: شرمنده زود تر میگفتی فکر کردم میری با موبایل صحبت میکنی

گفتم: نه استاد کله صبح کی بیداره که زنگ بزنه

یکشنبه( ۱۰:۳۰) :

بعد از خستگی کلاس قبلی نشستن تو این کلاس غیر ممکن بود

یکی دو بار با خوردن ده بیستا قهوه سر کلاس دوام اوردم ولی نمیشد هر سری به بهانه جلسه انجمن و با نامه و … میپیچوندم.

نکته: این ترم اینطوری بود که حال هیچ کلاسی رو نداشتم ( بنا به دلایلی) ترم های قبل هم حال کلاس رو داشتم هم جزوه مینوشتم و …

از ساعت ۱۰:۳۰ تا کلاس بعدی که ۴:۱۰ شروع میشد کلی بی کار بودم و از اونجایی که قلعه جایی واسه تفریح سالم نداشت ترجیح میدادم تو دانشگاه بمونم , تو این بازه زمانی کلی خوش میگذشت از سایت و بازی کامپیوتری و اینترنت و کلاسهای با حال گرفته تااااااااااااااااااااااااا

یکشنبه (۴:۱۰) :

کلاسه خواب بود همه چرت میزدن

(خاطره این کلاس رو تو پستای قبلیم گفتم)

چهارشنبه ( ۱۰:۳۰) :

استاد باحالی بود ولی …

آخه کی میاد ۱۰ نمره میان ترم بذاره ۱۰ نمره پایان ترم , میان ترم و پایان ترمش به یک اندازه مهم بود

(خاطره این کلاس رو تو پستای قبلیم گفتم)

سه روز در هفته کلاس میرفتم بعضی وقتا چهار روز در هفته , مابقی روز ها هم میگذشت.

لای هیچ کتاب و جزوه ای تا قبل امتحانا باز نشد (البته اگه جزوه داشتم شاید لاشو باز میکردم)

ایام امتحان نزدیک میشد و شروع به جمع آوری جزوه کردم. همه جزوه ها رو کپی کردم ( خیلی حال داد )

فرجه امتحانات و انتخابات در پیش :

درس مرس نمیشد خوند , همه میرفتن بیرون تبلیغات و …

امتحانات و انتخابات درگیر:

هفته بعد از انتخابات و بازم درس نمیشد خوند , میخوندیم میگفتن فردا امتحان نیست افتاده هفته دیگه ، دیگه بی خیال اون هفته شدیم

امتحانات و امتحانات درهم:

همه امتحانا افتاده بود تو یک هفته و پشت سر هم بعضیاشم دو تا تو یک روز.

یک جزوه جدید ( درس جدید) در کمتر از چند ساعت :

کل امتحانا به این صورت شده بود که بهم گفته بودن بیا این جزورو بخون فردا برو امتحان بده.

دوران امتحان پر از خاطره بود که تو پستای بعدی بعضیاش رو تعریف میکنم.

این ترم هم گذشت و نمرات اومد و با نمراتی خفتوار(به کسر خ – به فتح ف – ت ساکن)  پاس شد خوش بختانه هیچ درسی رو نیوفتادم و مشروط هم نشدم . ولی با نمره هام حال نکردم.

*قربون خودم بنا به دلایلی

تا پست بعدی خدا نگهدار

جمعه, ۲۶ تیر ۱۳۸۸

فمینیست نت باز !

نوشته شده توسط حامد 100 نمایش

سلام علیکم ! شیرین لبی شیرین تبار ، مست و می آلود و خمار ، مه پاره ای بی بند و بار ، منقل و وافورو بیار ، توی سالاد بریز خیار ، با عشوه های بی شمار ، چون ایستکِ طعم ِ انار ، هم کرده یاران را ملول ، هم برده از دل ها قرار !!

به به ! واقعا مشعوف میشم وقتی می بینم همیشه بهترین انتخاب واحدو می کنم ! غرق حظ میشم وقتی نمره هام میاد و همیشه چند نمره از اون چیزی که فکر می کردم بالاتر میشم ! به به ! می چسبم به سقف وقتی به این نتیجه می رسم که همه دارن عقب میوفتن ! دیگه خرکیف میشم از این همه شانس ! به به !

خب داره کم کم و بعد از تاخیری طولانی مدت نمره ها توی کارنامه امون درج میشه و یه عده خوشحالن و یه عده دیگه ناراحت. البته یه تعداد هم هستن که من مطمئنم هنوز نظرسنجی ها رو پر نکردن و تا مدت ها پرنخواهند کرد ! ( برای ورود به سامانه باید یه سری نظرسنجی در رابطه با اساتید پر بشه) یه سری کارنامه هاشون رو به دست چپشون میدن و یه سری دیگه هم به دست راستشون. فقط اون گروه سوم رو نمی دونم دیگه کارنامه هاشونو به کجاشون میدن !

اما شخصیت شناسی گروه سوم ، ما رو به این نتیجه می رسونه که اینان از بی خیالان اند و همچنین اهل نت و نت بازی نیستن. من بگم که کسی که جوونه و تو تهران زندگی می کنه و احیانا دانشجو هم هست و از قضا دانشجوی رشته ی مهندسی نرم افزار و سالی یه بار نمیاد ایمیلشو چک کنه ، بی سواته ! اینترنت منبع اطلاعاته و کسی که خودشو از این منبع محروم می کنه نمی تونه ادعای آپ تو دیتی و سواد به تعریف امروزی داشته باشه. همینطوری هم که مشاهده می کنین قشر فرهیخته و سوسول جامعه زیاد به دنیای مجازی سر می زنن و بقیه کمتر. واسه همینم هست که یکی که میاد تو این محیط ، فکر می کنه همه طرفدار موسوی اند ! البته این قشر سوم رو اکثرا خانما تشکیل میدن و دلایل قانع کننده ای هم واسه خودشون دارن. یکی از عمده دلایلش اینه که کارا و فعالیتای روزمره ی اونا و همچنین سرگرمی هاشون با اینترنت مرتبط نیست. کاملا مشخصه که کسی که دنبال رژلب و النگو و مانتو و این تریپ چیزاس و سرگرمیش خوندن رمان نویسنده های بی هنر ایرانی و ایضا فیلمای بی کیفیت ایرانیه چندان رغبتی به محیط فرهنگی ( و بعضا غیرفرهنگی و ضدفرهنگی ) اینترنت نداره و مشخصه کسی که اوج آرزوهاش رفتن به کافی شاپ با دوست پسرشه ، به اینترنت و دنیای مجازی که اجازه ی شکوفایی خلاقیتای نهفته رو میده ، علاقه ای نداره.

این قشر سوم …. ( ای بابا … بی خیال شو دیگه سرویسمون کردی !)

اما برای اینکه سری هم به داخل گوگل زده باشیم ، من نمره هایی که اساتید محترم گروه کامپیوتر دانشگاه شهرقدس توی وب سایت این گروه میذارن رو اینجا قرار میدم تا علاوه بر نفوذ در گوگل ، دوستانی که میخوان در آینده با این اساتید کلاس بردارن با نحوه ی امتحان گرفتن و نمره دادنشون آشنا بشن. حالا این وسط مسطا منم یه ذره پارازیت میدم !

اولین بخش نمره ها ، نمرات درس زبان ماشین و اسمبلی استاد شفیع آبادی هستش که منم این ترم کلاس داشتم. اول یه توضیحی بدم. بعضی امتحانا هستن که بعد از پایانشون ، دانشجوها میگن چقدر سخت بود ، ما هیچی ننوشتیم و اینا. بعضی امتحانا هستن که آسونن ولی دانشجو اعتراف می کنه که نخونده. در مورد درس زبان ماشین باید بگم علاوه بر اینکه امتحان ساده بود ، خوب هم تصحیح شده و حداقل من معترفم که یه مقدار بهم ارفاق شده. می تونین نمره های درس زبان ماشین و اسمبلی استاد شفیع آبادی رو از لینک زیر دانلود کنین.

اسمبلی – شفیع آبادی

اما استاد شفیع آبادی یه کلاس دیگه هم قبل از اسمبلی داشتن که من به علت فشرده شدن شدن کلاسام توی یه روز ، اون کلاس رو به یه روز دیگه و یه استاد دیگه دایورت کردم. به هرحال نمره های مدارمنطقی استاد شفیع آبادی رو از لینک زیر دانلود کنین.

مدار منطقی – شفیع آبادی

یه درس آزمایشگاه معماری هم هست که چون زیاد مهم نیست ولش می کنیم !

من از سایر اساتید میخوام که نمره ها رو بدین شکل اعلام کنن تا من بیام بذارم تو سایت و آمار سایتم بره بالا ! البته اگه خواستن ، فقط شماره دانشجویی ها رو درج کنن هرچند که به حال ما فرقی نداره چون می فهمیم کیا هستن ! از استاد اسحقی هم تقاضا می کنم نمره های برنامه سازی پیشرفته رو بذارن توی کامپفو تا من برم دانلود کنم و بعد بذارم توی هیمرا ! ضمنا من اینجا یه شرطی با همه می بندم ! شما لیست نمره ها رو با شماره ی دانشجویی به من بدین ( به ترتیب حروف الفبا مرتب شده باشه ) تا من اسامی دانشجوها رو خدمتتون لیست کنم ! ( البته فقط بچه های ورودی ۸۶ کامپیوتر هرچند با این مکانیسمی که من دارم برای ورودی های دیگه هم میشه پیاده سازی کرد. )

خب دیگه ! اگه با من کاری ندارین بدرودم !

پی نوشت ۱ : بالاخره مجبور شدم تابستون هم کلاس بردارم ! امیدوارم ماه هایی سرشار از نشاط و اتفاقات خوشایند در انتظارم باشه !

آپدیت نوشت : همین الان استاد حقی کاشانی نمره های برنامه سازی پیشرفته و کامپایلر رو گذاشت تو کامپفو. منتها با شماره ی دانشجویی !

نمره های اصول طراحی کامپایلر و برنامه سازی پیشرفته – حقی کاشانی

پی نوشت ۲ : حتما به وبلاگ مینی مالم هم سر بزنین :

http://www.himra.com/category/minimal

یکشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۸۸

گرد و غبار بی محلی !

نوشته شده توسط حامد 201 نمایش

سلام عزیزان دلم ! سلام به تو سگ صفت ، دروغگوی بی صحت ، به صورت کریهت ، به رفتار قبیحت ، به خنده ی فجیعت ، به اعمال شنیعت ، دستای نانجیبت ، گردنبنده صلیبت ، به انحنای موزیت ، استیل فک لوزیت ، به حیله ی نگاهت ، گوداله توی نافت ، دماغ کوه قافت ، ابروی سیخ و صافت ، سلام به تو بی مرام ، درود به من ، به پاهام !!

دیگه از هیچی حظ نمی کنم !

یه وبلاگ مینی مال واسه خودم درست کردم و تیکه هایی که یه دفعه میاد تو ذهنمو سریع میرم اونجا مینویسم. سعی می کنم اونجا زیاد خودمو محدود نکنم که اصلا تو بلاگ نویسی و مخصوصا مینی مال نویسی ، محدودیت معنا نداره. اگه علاقه مند بودین به لینک رو به رو برید.                       http://www.himra.com/category/minimal

واقعا هوا بسیار عالیه. یه نسیم خنکی میاد و میره ، گرمای آفتابم با این گردوغبار گرفته شده. من که با این گرد و غبار حال کردم خدا زیادترش کنه ! ( دیوانه!)

دیروز تو این هوای ملس رفتم دانشگاه. تنها رفتم و تنهام برگشتم. بعده مدت ها هم تنها برگشتم. خواستم برم گروه ببینم چه درسایی ارائه میشه ، خواستم چند تا عکس از دانشگاه بگیرم بذارم اینجا ، خواستم … . نشد دیگه. یادم رفت.

اما مسئولای دانشگاه به علت گرد و غبار تصمیم گرفتن دو روز انتخاب واحد تابستون رو عقب بندازن. برای دیدن تاریخای جدید به لینک زیر برین:

www.qazad.ir/spdash/default.aspx?page=Document&app=Documents&docId=12056&docParId=11463

برای دیدن دروس ارائه شده واسه گروه کارشناسی پیوسته ی کامپیوتر به وبلاگ مسعود رجوع کنین.

http://sgu-cg.blogfa.com

برای اینکه از اخبار و نمره های بعضی از دروس رشته ی کامپیوتر مطلع بشین ، به سایت گروه کامپیوتر دانشگاه شهرقدس مراجعه کنین.

www.compfo.com/web

برای ورود به سامانه ی مروارید دانشگاه آزاد شهرقدس ، می تونین از این لینک استفاده کنین.(دیگه سامانه مروارید نیست)

http://82.99.229.141

برای دیدن نمره هاتون تو سامانه ی مروارید ، بعد از لاگین کردن و احیانا پر کردن نظرسنجی ها ، به قسمت امتحانات و نمرات و بعدش کارنامه ی آموزشی برید. ضمنا برای انتخاب واحد ترم بعد یه راهی رو خدمتتون معرفی می کنم که سریع تر و با ریسک کمتر انتخاب واحد کنین. ( البته خیلی ها از این روشی که من میگم استفاده می کنن)

خب دیگه خبری ندارم. اما سعی می کنم تا یه هفته دیگه انجمن رو راه بندازم چون واقعا به یه انجمن برای دانشگاه احساس نیاز میشه و اگه بچه های انجمن کامپیوتر فضا و دامنه تهیه نکنن ، رو همین سایت نصبش می کنم. اطلاع رسانی سایت دانشگاه اصلا خوب نیست. ضمنا الان یه انجمن کامل و با امکانات روی سایت هست ولی چون کپی رایت داره و خریدش هم هزینه ، یه سیستم انجمن ساز رایگان نصب می کنم و اگه کار گرفت شاید اینو بخرم.

حالا برای تنوع یه عکس از لیست کارای یکی از دوستان میذارم اینجا. البته یه لیست دیگه هم داشت که واسه خرید خونه بود و چون منو یه دوست دیگه مخفیانه داشتیم عکس می گرفتیم دیگه اصول حیا رو رعایت کردیم از اون یکی لیستش عکس نگرفتیم.

لیست کارهای یک دانشجو !

دیگه حرفی نیست جز سلامتی شما. به امید تابستونی پر از گرد وغبار و پیشرفت و تکنولوژی! تابستون پیش رو برای من دو حالت داره : یا خوشحالم یا دارم تلاش می کنم که خوشحال باشم. شما هم همین کارو بکنین. آفرین !

و بدرود ! ( کوبنده و ناگهانی!)

پی نوشت: اینم لینک صفحه ی اصلی سایت دانشگاه شهرقدس

www.shahryariau.ac.ir

چهارشنبه, ۱۷ تیر ۱۳۸۸

یه ماژیک خیلی آبی !

نوشته شده توسط حامد 65 نمایش

سلام گلان من ! سلام به زیپ بازم ، گردن شبه غازم ، به بینی درازم ، به معده امو به گازم ، به هیکل قناسم ، کله ی صاف و طاسم ، به چهره ی کریه ام ، به خنده ی قبیح ام ، به عطر و بوی خوبت ، حجیمی ِ دو بوبت ، به پوشش نقره ایت ، به سرمه ی سورمه ایت ، به عقل و هوش وافر ، نگاه تیز و ساحر ، سلام به تو دلپذیر ، درود به من سر به زیر ، سلام به تو دل انگیز ، درود به تو بازم نیز !!!!!

۱- یکشنبه – ساختمان داده ها : سطح علمی بچه های این کلاس خیلی بالاس طوریکه داره می چسبه به سقف ! اما استادش اصلا خوب نیست. آخه میشه رو استادی که خوب درس بده و خوب امتحان بگیره لفظ استادو گذاشت؟ واقعا برای آقای کیان راد متاسفم. هرچند من یه ماژیکم و نباید به این مسائل کار داشته باشم ولی یه استاد واقعی باید افتضاح درس بده و به بدترین شکل امتحان بگیره.

۲- دوشنبه – زبان ماشین و اسمبلی : امروز استاد کریمی ویدئو پروژکتور آورده بود ولی من روم به پنجره بود و هیچی نمی دیدم. کاملا به محوطه اشراف داشتم. وقتی استاد ۵ دقیقه آنتراک می داد بعضی از دانشجوها نیم ساعت رو لبه ی کنار باغچه میشستن و گپ می زدن. احتمالن آخرش هم این درسو حذف کنن.

۳- دوشنبه – ساختمان داده ها : نمی دونم چرا وسط کلاس استاد حقی ، یکی از دانشجوها یه دفعه پا میشه و یه مدت سرپا درسو گوش میده ؟! به هرحال به من چه ، من یه ماژیکم و مسائل خصوصی آدما به من مریوط نمیشه.

۴- دوشنبه – زبان تخصصی : حیف که منو ساختمون انسانی نمی برن وگرنه خیلی دوست داشتم یه سری به این کلاس هم بزنم.

۵- دوشنبه – تنظیم خانواده : استاد کوزه گر ! من خواهش می کنم ازت وقتی با من کار نداری درمو ببند ! خب معلومه که اگه نیم ساعت درم باز باشه خشک میشم !

۶- سه شنبه – مدار الکتریکی : امروز دو تا دانشجو دعواشون شده بود. یکیشون می گفت : هوی یابو تا با مشت نزدم تو دماغت لهت نکردم یالا زود باش بگو ببینیم رای من کجاس ؟ هان ؟

یه ماژیک آبی

۷- چهارشنبه : آی استاد ! جان مادرت نه ! خواهش می کنم ! تمنا ! نه ! نـــــــــ ! قلزززززززج ! ( دماغ که نیست ! ماشاالله !)

۸- پنج شنبه – مدار منطقی : خب امروز مثل هر روز استاد نیومد و احسان و ممد با من رو تخته نقاشی کشیدن. دیگه داشت جوهرم ته می کشید. واقعا حیف شد که رشته کامپیوتر زیاد با گرافیک دستی سروکار نداره وگرنه سه چهارتا پیکاسو و ون گوک از دل این بچه ها بیرون میومد ! ( یعنی بچه هاشون پیکاسو می شدن !)

۹- شنبه – مدار الکترونیکی : امروز یکی عطسه کرد . استاد محمدی گفت جلو عطسه اتونو نگیرین چون اگه بگیرین می میرین ! یاد چهارشنبه ای افتادم !

۱۰- شنبه – آشنایی با دفاع مقدس : استاد ذبیحی یه دفعه آخرای کلاس به یکی از دانشجوها گفت : یه سوال ازتون می کنم جواب بدین ! پرسید سه تا از مشکلات اقتصادی ایران تو اوایل انقلابو بگین. این سوال دقیقا مثل اینه که یه دفعه استاده دیفرانسیل ازت بپرسه آرک کسینوس رو چطوری میشه به تانژانت تبدیل کرد ! به هرحال مغز هنگ می کنه ! خوب شد استاد منو پرت نکرد طرف کسی !

۱۱- شنبه – مدار منطقی : میگم اگه استاد هم زن بود ، دانشجوها می تونستن مثل دبیرستان پرده از حجابشون بردارن ! البته من یه ماژیکم و واسم فرق نداره اینجور مسائل !

۱۲- شنبه – محاسبات عددی : آخر کلاس استاد قربانی یادش رفت منو ببره و یه دانشجوی کودنه الاغ که اسمش هم حامده منو پیچوند ! آخه پسرم ، من بیت الناسم ، گناه داره ، پس فردا تو جهنم جاسبی میاد چوب تو آستینت می کنه ها !

پی نوشت ۱ : ماژیکو گذاشتمش تو سایت کامپیوتر دانشگاه ! گیر ندین !

پی نوشت ۲ : من اسکولم ؟!

پی نوشت ۳ : میلاد امام علی (ع) و روز مرد رو هم به خودم تبریک میگم!

دوشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۸۸

۱۰ فیلم برتر من !

نوشته شده توسط حامد 121 نمایش

سلام علیکم . وصف تو گویم الان ، با یک زبان یک بیان ، آمیزه ای بی بدیل ، از فاستر و از لوهان ، حتی بگم که هستی ، به ز این و به ز آن !!!!!!

به به ! واقعا محظوظ میشم وقتی می بینم برخی مایکل جکسون رو پیغمبر ۱۲۴۰۰۱ ام می دونستن ! دیگه می چسبم به سقف وقتی به این فکر می کنم که مایکل چقدر بچه ها رو دوست داشت ، مخصوصا پسرا رو !! به به ! خرکیف میشم وقتی می فهمم مایکل جکسون مسلمون بوده و خودش هم نمی دونسته ! دیگه غرق لذت میشم وقتی می بینیم که قراره نمره ها تا چند روز دیگه بیاد ! به به !

خب عزیزان من همونطوری که واضحه من حدود یه هفته اس که آپدیت نکردم و دقیقا علتش هم اینه که چیزی واسه نوشتن نداشتم. نکته ی جالبش هم اینه که الانم ندارم ! ولی یه پستی بود که گذاشته بودمش واسه یه همچین مواقعی ، واسه روز مبادا ! قبلا گفته بودم که یه پست رو اختصاص میدم به بهترین فیلمای هالیوودی که دیدم و حالا هم رسیدیم به همون پست. البته شماره بندی فیلما به این معنی اولویتشون نیست و فقط برای نظمشونه.

۱- امریکن بیوتی ( American Beauty ) . فارسیش میشه زیبایی آمریکایی. اگه یه سر به پستای قبلی سایت بزنین متوجه میشین که علاقه ی خاصی به این فیلم دارم و فعلا بهترین فیلمیه که دیدم. یه پست رو هم بهش اختصاص دادم و نکات فیلمو درآوردم و اون وسط مسطا دو تا نظریه هم از خودم ول دادم ! اینکه چرا از این فیلم تا این حد خوشم اومده هم به خودم مربوطه !

american beauty cover

۲- فارست گامپ ( Forrest Gump ) . اون موقع که داشتم فارست گامپو میدیدم عید بود و من بخاطر تنهایی مفرط ، حس و حال نداشتم . ولی انصافا فیلم قشنگیه و باس اونا که اعتماد به نفسشون پایینه تجویز میشه !

forrest gump cover

۳- پالپ فیکشن (Pulp Fiction) . ترجمه ی فارسیش میشه داستانای عامه پسند. شاهکار تارانتینو که پنجمین فیلم برتر دنیا هم هست. با این سبک فیلمسازی که تارانتینو معرفی کرده خیلی حال کردم و احتمالن تابستون یه ۳gp با این سبک برم. یه روایت هم تو ذهنم دارم که نقش اولش هم رضاست !

pulp fiction cover

۴- دارک نایت (The dark Knight) که به فارسی میشه شوالیه ی تاریکی. اصولا فیلمایی که قهرماناش همیشه برنده نیستنو دوست دارم. می دونین ، یه حالت ضد هیرو و ضد قهرمان دارم ! از شخصیت ژوکر هم خوشم میاد. شخصیتی که همه چیزو از قبل پیش بینی می کنه. دوست دارم اینجوری باشم ! شمام دوست دارین؟ به ناخنم !

۵- ارباب حلقه ها : بازگشت پادشاه .( انگلیسیش طولانیه!) این پیتر جکسون هر چهار سال یه بار فیلم می سازه اما فیلم می سازه ها ! کلا سری ارباب حلقه ها جز خوشگلترین فیلمای تخیلیه و منم از این سبک خوشم میاد. یادم میاد بچه بودم عاشق گوزیلا بودم فقط نمی دونم چرا هر وقت می رسیدم پای تلویزیون ، آخراش بود !

۶- سکوت بره ها. (The Silence of the Lambs ). من شب این فیلمو دیدم و تا شب بعدش تو کف بودم ! ( البته بیشتر تو کف جودی فاستر ! ماشاالله جوون بوده چقدر گلاب به روم خوشگل بوده !) از شخصیت دکتر لکتر هم خیلی خوشم میاد. روانشناسی که با هرکی حرف بزنه طرف دیوونه میشه ! اگه می شد منم اینطوری بودم خیلی خوب می شد ! شمام دوست داشتین شبیه لکتر بودین؟ به ناخنم !

the silence of the lambs cover

۷- خانه ای از شن و مه (House of Sand and Fog) . اصلا انتظار نداشتم آخرش اینجوری تموم بشه. خیلی کوبنده و غیرقابل پیش بینی بود و با اینکه سکانس آخرشو اولش نشون داد بازم فکر نمی کردم یه همچین پایانی داشته باشه. کل فیلم یه طرف چند دقیقه ی آخرش هم یه طرف !

house of sand and fog cover

۸- کرش ( Crash) . یعنی تصادف. موضوع اصلیش نژاد پرستیه و یه چند تا داستان رو با هم روایت می کنه و آخرش این داستانا به هم می چسبن. کلا فیلم باحالیه.

crash cover

۹- دختران شرور ( Mean Girls ). گیر ندین دیگه ! به هرحال فیلمیه که یه ساله داره منو عذاب میده و یه نوستالژی شدید برام درست کرده. باور کنین جرئت نمی کنم دویاره ببینمش ! Just My luck رو هم همینطور. کلا به فیلمایی که لیندسی لوهان نقش بدبخت بیچاره ها رو بازی میکنه حساسم. همین چند روز پیش هم Bobby رو دیدم و با اینکه چند تا سکانس بیشتر بازی نمی کرد اما گند زد به احوالاتم. علت اثرگذاری فیلمای لوهان روی من هم به خودم مربوطه !

mean girls cover

۱۰- هرچی فکر کردم نتونستم از بین چند تا فیلم یکیشونو انتخاب کنم. ماتریکس ، Departed ، کینگ کونگ و یه چند تا فیلم دیگه. یه تعداد فیلم هم هست که هنوز ندیدمشون. مسیر سبز و رستگاری در شاوشنگ و سین سیتی و اینا .

به هرحال حدود نصف فیلمای بالا برنده ی اسکار شدن و این نشون میده که سلیقه ی من با سلیقه ی مردم و کارشناسای سینما هماهنگه و یه آدم نرمالی هستم ! دیگه حس نوشتن نیست و میخوام برم بخوابم ! پس بدرود !

پی نوشت : ببخشید این حرفو می زنم ولی کسایی که میگن اس ام اسو تحریم کنین تا حال مخابراتو بگیریم گویا نمی دونن که مخابرات دولتیه ! حقوق کارکنای مخابرات از جیب دولت پرداخت میشه و چه ما اس ام اس بزنیم و چه نزنیم اونا حقوقشونو می گیرن. فقط ممکنه یه مقدار دیرتر رو زیرساختا کار کنه . اصلن وقتی اس م اس ندیم باید زنگ بزنیم که هزینه اش چند برابر اس ام اسه. حالا من نمی دونم اینایی که این حرفا رو می زنن بچه کجان ولی عقل هم بسیار چیز خوبیست !

یکشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۸۸