آره تو راست میگی از همه سرتری از منه بی نشون خیلی بهتری ، آره تو بهترین !

ساختمان فنی مهندسی کارگری دانشگاه شهرقدس

نوشته شده توسط احرار 196 نمایش

سلام خوبید؟ چه میکنید با کلاسا؟ کلاساتون شروع شده؟ میرید دانشگاه یا نمیرید؟ چقدر سوال پرسیدم یکی نیست بهم بگه آخه به تو چه.
دیروز  رفتم دانشگاه , دانشگاه کلی تغییر کرده بود ساختمان فنی مهندسی رو دادن به کشاورزی و ساختمان جدید رو دادن به فنیا که چند تا عکس گرفتم که ببینید در چه شرایطی درس میخونیم با کم ترین امکانات

اینم یکی از دانشجوهای فعال که داره میره سر کلاس!!

کلاس 6102 دانشگاه آزاد شهرقدس

آخه پسر خوب داری میری سر کلاس چی کار کنی درس حمالی میخوای پاس کنی , نه آخه استاد از کجا بره سر کلاس پرش از مانع و فرقون و اینا , مگه استاد اسبه

اینم از ساختمان فنی که پاره اش کردن امیدوارم به ساختمان رضایت بدن

نمیدونم شایدم سگ گاز گرفته باشه ؟!

دانشکده فنی و مهندسی شهرقدس

به پارچه هم رحم نمی کنند. از استاد کم بود از پارچه هم آویزون میشید!!

اینم دفتر اساتید!!!!

پیش خودتون میگید این چه دفتر اساتیدیه که استاد توش نیست معلومه چرا استاد توش نیست ، شما بودین …

دفتر اساتید دانشگاه آزاد شهریار

اینم یکی از کلاس ها !!!!!!!!!!!!!!!!

یکی از کلاس های دانشگاه آزاد شهر قدس

به به چه کلاسی ردیف اولش رو به دیواره  و ردیف آخرش رو به در! اگه خوب دقت کنید میبینید که دو تا تخته پاک کن مقداری سیم و خاک و گل و … وجود داره که وسط کلاس رو تلاش کردن شستن.

رفتیم سر کلاس دیدیم جلو درش زده کارگران مشغول به کار می باشند !! اینم یکی از اون کلاسا

کلاس 6104 دانشگاه شهریار

رفتیم سر کلاس استاد درس میداد وسطش کارگره میگفت آقا بورو کنار اینجا رو رنگ بزنم . کامیون میومد تو کلاس کارگر افغانی با فرقون میومد نمیدونی چه خبر بود اون وسط مسطا حراست با موتور از وسط کلاس رد میشد که یک وقت کارگرا به دانشجوها….

خب اینم در ورودی ساختمان ۶

درب ورودی ساختمان فنی و کارگری دانشگاه شهرقدس

درب ورودی ساختمان فنی کارگری

کارگران مشغول دید زدن میباشند!!!

کارگر

اینجا هم صف شیره ! البته نوبتی نبود هر کس زورش بیشتر بود میرفت تو شیر میخورد میومد بیرون.

بورد دانشگاه شهرقدس

انقدر شلوغ بود و با عجله میخوردن که خیلیا شیر رو سر و صورت و لباسشون میریخت. دو سه نفر دیروز سر شیر زیر دست و پا له شدن و مغزشون پاشید به در و دیوار.

یه جریان واقعی تعریف کنم , دیروز استاد کیان راد (سن پایینی داره) رفت دفتر اساتید ما هم اونجا بودیم از یارو میپرسید کلاس من کجا قراره تشکیل بشه یارو میگفت من از کجا بدونم تا سوال دارید میاید اینجا خب برو از رو بورد ببین. استاد ناراحت و عصبانی شد

استاد: میگم کلاسم کجاست

یارو: انگار حرف نمیفهمیااااااا , برو رو بورد زده

استاد: میگم کلاسم کجا قراره تشکیل بشه. حقوق میگیری چی کار کنی بگی برو رو بورد

یارو: به تو چه ربطی داره , دانشجو هم دانشجوهای قدیم عجب بچه پرروییه هاا

من : یارو ، این آقا استاده

……

عکس مکس زیاد گرفتم و خیلی چیزایه دیگه بود که نمیشه , آره

دوشنبه, ۶ مهر ۱۳۸۸

اینا کیَن دیگه ؟! – قسمت اول

نوشته شده توسط حامد 71 نمایش

پانوشت : اصولا برای معروف شدن بین بلاگ نویسا سه تا راه وجود داره. یکی گذاشتن مطالب کپی پیستی و تفریحی . یکی نوشتن روزنوشت و مطالب خودجوششی همراه با تبلیغات تو سایر بلاگ ها. یکی هم زردنویسی و وارد شدن به زندگی مردم.

سلام جیگرا ! رو صندلی نشستم ، خیره شدم به فرقون ، دخترا رد میشن هی ، از کف میدم من تومّون ، ساختمون فنی رو ، با جون و دل می سازن ، کارگرای افغانی ، وای چقده که نازن ، این دافای ملوسک ، نه باربی و نه دارا ، من نمیخوام عروسک ، اوس بنای مهربون ، چشمای هیزی داره ، اون دختره غذایی ، دماغ تیزی داره ، چشام میخوان بخوابن ، بنّا دیدن تمومه ، توی خوابم می بینم ، یه داف که تو حمومه !!

خب قبل از هرچیز یه سری بزنیم به خبرگزاری فوق معتبر هیمرانیوز. بر طبق گزارشات این خبرگزاری از منابع موثق ، کلاسای این هفته ی دانشگاه برقراره و کلاسایی که استادشون بیاد تشکیل میشه. غیر از دروس عملی و تمامی دروس تخصصی بچه های فنی که به علت ساخت و ساز تا سه شنبه کلاساشون به پیچ رفته و بعد از اون هم احتمالا به پیچ خواهد رفت. ضمنا تاریخ حذف و اضافه ی بچه های کامپیوتر ورودی ۸۶ سه شنبه اس ، بقیه رشته هام خودشون برن ببینن.

فی الفور میریم سروقت سوالا. خب این پست کاملا تعلق داره به دانشجوهای شهرقدس هرچند که سعی می کنیم بقیه هم ملذوذ بشن. حالا اول بگین این تصویر متعلق به کدوم مکانه ؟ مسجدالاقصی که صهیونیست های جهان خور دورش جدول کشیدن ؟ یا مسجدالاقصی که یه راننده تاکسی اومده زیارتش کنه ؟

اینجا کجاست ؟

عکس زیر متعلق به کدوم شخصیت بوده ؟ یعنی هست ؟

او کیست ؟

آهان ! خب به نظر شما جای علامت سوال کدوم یکی از دانشجوها رو باید قرار بدیم ؟ البته شخصیت سمت چپ ایگور آکینف دروازه بان روسیه و باشگاه زسکا مسکوئه .

راهنمایی : من نیستم !

سمت راست جای علامت سوال کی میره ؟

عنایت بفرمایین ، منت بذارین به سر ما و حدس بزنین تصویر زیر متعلق به کدوم استاده ؟

وی کیست ؟

خب تشابه بعدی. البته من هرچی به دوستان – که تعدادشونم کم نیست – میگم کجای …… شبیه یانگومه ، میگن نه تو نمی فهمی شبیهه ! البته من می خواستم یه عکس فوق مشابه با یکی دیگه بذارم که به حدی تشابه نزدیک بود که دلم رضا نداد !

یعنی کی میره تو علامت سوال ؟

اگه بگین تصویر زیر برای کدوم یکی از اساتیده جایزه می گیرین. جایزه اتونم اینه که برنامه سازی پیشرفته بیست میشین.

کیست او ؟

رسیدیم به اصل داستان ! این فرد رو شناسایی کنین !

راهنمایی : من خودم نمی دونم کیه ، باور کنین ! اگه می دونستم حتما می رفتم صد میلیون دلارو می گرفتم !

یعنی کی میتونه باشه این موقع روز ؟

عکس از : وبلاگ sgu-cg

خب دیگه دوستان من ! پیشنهاد می کنم برای این پست کامنت بذارین که اگه نذارین مثل افراد بالا سوالتون می کنم میذارم تو سایت ! بدرود !

پی نوشت : من رو جنبه ی افراد بالا حساب باز کردم.

جواب نوشت ! : پاسخ سوالات در قسمت بعد

دوشنبه, ۶ مهر ۱۳۸۸

بد کیست ؟

نوشته شده توسط حامد 122 نمایش

پانوشت : همونطوری که قبل تر هم گفته بودم من به شدت افکار ضد لیبرالیستی داشته و دارم. اما اتفاقات این چند ماهه باعث شد به حدی این تفکر درون من قوی بشه که الان پا رو فراتر گذاشتم و می تونم ادعا کنم که یه ضد ماتریالیست صرف شدم و نمودش رو تو زندگیم می بینم. علاقه نداشتن به پول ، کم خوری ، نرسیدن به وضع ظاهر و کوتاه نکردن ریش و موها ، بی علاقگی نسبت به خرید پوشاک جدید و حتی کم کردن دفعات حضور در دستشویی و نوشتن مطالب ضد مادی گرایی تو سایت از جمله این اعماله ! البته شخصا مشکلی با این وضعیت ندارم اما ذکر این جمله ی مهم ضروریه که : بیچاره زنم !!

سلام خوبان ! توی حموم نشستم ، خیره شدم به صابون ، به قطره های آبو ، رنگ صدای بارون ، کیسه تو این دستمه ، تو اون یکی هم لیفه ، از کینه های دنیا ، قلبم کر و کثیفه ، دستم بکِش ، کیسه بکش ، بکش تا خونم دربیاد ، بپاشه رو سقف بشه خیس ، پاک بشه خونم از گناه ، رقیق بشه خوب و تمیز !!

همه ی آدما فطرتا دنبال خوبی ها هستن و دوست دارن خوب باشن . اما پیچیده و گسترده شدن روابط انسانی این اجازه رو نمیده و اگرم بخوای خوب باشی نمیتونی. معیار خوبی تغییر کرده و رفتارایی که در گذشته بد و قبیح شمرده می شدن امروز به یه امر متداول دراومدن. اما ما نمیخوایم در مورد خوب بودن بحث کنیم. میخوایم بگیم کدوم دسته از آدما خوب نیستن و چرا

اصولا سیاستمدارا و کسایی که وارد سیاست میشن نمیتونن آدمای خوبی باشن. به هرحال بعضی جاها باید منافع خودشون و حامیاشون رو در نظر بگیرن و اگه نگیرن جای سواله. نیاز به توضیح بیشتر نیست چون همه می دونن که سیاستمدار هیچ وقت خوب نمیشه. من موافق این عقیده ی نیکولو ماکیاولی هستم که برای موفقیت سیاسی میشه دست به هرکاری زد. یا کلی تر ، هدف وسیله رو توجیه می کنه. هرچند همه ی سیاسیون خودشونو از این اصل مبرا می دونن اما نمیتونن ازش فرار کنن. البته این جمله در ورای سیاست و در روابط بین آدما هم صادقه و قطعا کسی که همچین نظری داره آدم خوبی نیست.

نیکولو ماکیاولی

مثال می زنم. مثلا من تو محیط دانشگاه تقریبا با هر قشری ارتباط و مراوده دارم اما گستردگی این ارتباطات بخاطر علائقم نبود. من پارسال به دلایلی می خواستم تجربه های ارتباطی خودمو بالا ببرم به همین علت سعی می کردم علاوه بر حرف زدن با همه ، خودمو بینشون خوب ( و حتی معصوم ) جلوه بدم تا به درجه ای از اعتماد به نفس برسم که بتونم به هدفم نائل بشم. خب من اینجا کار خطایی انجام ندادم اما ذات خودمو هم مخفی نگه داشتم و قطعا این عمل تعبیر به دورویی میشه. البته الان سعی می کنم دیگه اون رفتارو ادامه ندم و ارتباطاتم رو محدود کنم.

اگه پیگیر مطالب سایت باشین ، بخاطر میارین که من تو یکی از پستای سایت گفتم که تعدادی از دوستان من تو انتخاب واحدشون تخلف می کنن و با پارتی بازی زودتر از بقیه کلاسای دلخواهشون رو برمی دارن. بعد گفتم که نمیشه بهشون خرده گرفت چون حتی اگه منم جای اونا بودم این کارو می کردم. اما من جای اونا نیستم چون دنبال تقلب و زرنگی و درکل بدی نیستم. هرچی به بدی ها گرایش داشته باشی حوادث طوری اتفاق می افته که مورد دلخواه توئه و تو رو به سمت رفتار غلط سوق میده. و بالعکس .

یه مثال دیگه می زنم. بعضی از پسرا هستن که میگن آقا خود به خود همه چی ردیف شد و یه دختره چسبید به ما و پایه هم بود و مکانمونم جور شد و باقی قضایا . قطعا اگه اینچنین اتفاقی بیوفته و تو یه محلی من و یه دختر تنها باشیم و اون بخاره ، من نمی تونم کوتاه نیام . به هرحال ذات آدمه . اما چرا این اتفاق برای من نمی افته ؟ اصلا چرا هیچ دختری به من نزدیک نمیشه که بعدشم بخواد چنین اتفاقاتی بیوفته؟ یا اصلا من چرا پارتی یا مسافرت مختلط دعوت نمیشم ؟ چون دنبال این چیزا نیستم . وگرنه اگه یکی بهم بگه حامد ! پاشو بریم شمال دوتا دافم جور کردم عشق و صفا ! مگه من می تونم بگم نه ؟ اما به هیچ وجه این اتفاق نخواهد افتاد. البته به مسائل الهی و متافیزیکیش کاری نداریم. به هرشکل یه عده هستن که این چیزا رو قبول ندارن و من فقط حرفامو با منطق انسانی بیان می کنم.

شمال ایران

اگه تو آدمای اطرافتون دقت کرده باشین ، بعضیا هستن که میگن همه ی کسایی که دور و بر منن نامرد و بی همه چیز و احمقو کودن و تازه به دوران رسیده ان. قطعا ، شک نکنین کسی که همچین اعتقادی داره ذاتش به شدت خرابه و یکی از متدهای بد بودن برتر دونستن خوده. شاید شما بگین طرف مغروره. اما اینم باید التفات داشته باشین که غرور سرچشمه ی همه گناها و خطاهاس و بسته به میزان غرور هرکس میشه به بد بودنش و شدت رذایل اخلاقیش پی برد.

یا تو همین انتخابات . بعضیا ادعا می کردن مردم روستاها و شهرستانا عقل ندارن که به احمدی نژاد رای میدن. آخه اونا چی حالیشونه ؟ دو کیلو سیب زمینی داده بهشون خرشون کرده . یا میگن رای منو پس بدین. درحالیکه تعداد رای ها تو همه ی حوزه ها مشخصه و اگه هم قرار بر اعتراض باشه باید اونایی اعتراض کنن که تو همین شهرستانا و روستاها رای دادن. البته دلیل اعتراضشونم معلومه. میگن داهاتیا چی سرشون میشه که حالا بخوان اعتراضم بکنن. من قبل انتخابات گفتم طرفدار احمدی نژادم. یه عده اومدن و هی فحش و توهین کامنت گذاشتن و من مجبور بودم بیشتر به سایت سر بزنم و اینا رو حذف کنم. یا وقتی که سربازمعلم بوشهری از احمدی نژاد تعریف و تمجید کرد همه باهاش دشمن شدن و انگ نفهمی و جیره خور بهش زدن. درحالیکه این حق هرکسیه که از کاندیدای مورد علاقه اش حمایت کنه.

عبدالمحمد شعرانی ، سرباز معلم بوشهری

درکل میشه از این پست سه تا نتیجه گرفت. یکی اینکه سیاستمدارا نمیتونن خوب باشن. یکی دیگه اینکه کسایی که ادعا می کنن خوبن و بخاطر قرارگیری حوادث به سمت بدی سوق داده شدن ذاتا آدمای بدی هستن. و سوم اینکه آدمایی که دچار خودبرتر بینی شدن و به دیگران انگ بد بودن می زنن از بدترین آدما هستن. ویژگی بارز این دسته ی آخر هم اینه که دائم بقیه رو مسخره می کنن.

خب این سه تا معیار واسه شناخت یه آدم با صفات و ذات بد بود هرچند که شاید راهای دیگه ای هم واسه این شناخت باشه ولی فعلا اینا به ذهن من رسید. زنده باد عشق و مهربانی ، زنده باد عدالت و آزادی و در آخر زنده باد حامد و ……  !!

جمعه, ۳ مهر ۱۳۸۸

من عشقمو میخوام !

نوشته شده توسط حامد 32 نمایش

پانوشت : نمی دونم تا حالا دقت کردین که تو خیابونا و معابر و مکانای عمومی شهرای غربی برخی از خانما تنها به پوشوندن ماتحتشون اکتفا می کنن و بقیه پروپاچه رو به قولی می ریزن بیرون پس چرا آقایونشون تحریک نمیشن ؟ دلیلش مشخصه ، مردای غربی به علت نژادشون بدنشون کم مو درمیاره و تستسرون خونشون پایینه درنتیجه پاهای خودشون مثل زناشون میشه و درنهایت وقتی پاهای بلورین خانما رو می بینن هیچ احساسی ندارن. ( از اثرات دیدن فیلمای لوهان ! )

هشدار ! این پست مشکل منکراتی دارد !! اگه بخونین و ناراحت بشین می زنم تو گوشتونا !!

سلام مالکان دلم ! همیشه علاقه ی وافری به علوم انسانی و بحثای روان شناختی و جامعه شناسی داشتم و دارم اما بخاطر مسائل مادی از علاقه هام دور شدم و الان دارم تو یه رشته ی فنی تحصیل می کنم. سخن به درازی نکنم فقط اگه میخواین پک قبلی این پست رو ببینین به این لینک برین.

- : ببخشید من دانشجوام و یه چند وقت پیش از یه دختری خیلی خوشم اومد. قضیه اینطوری بود که یه روز دم در دانشگاه دیدمش که تنها سوار اتوبوس شد و رفت. منم خیلی دلم واسش سوخت . با خودم فکر کردم اون باید خیلی تنها باشه و من باید مراقبش باشم.

من : خب نباید اینطوری فکر کنی. منم هر روز تنها میرم دانشگاه.

- : آخه اون دختره

من : چه فرقی می کنه. تازه اون داره با اتوبوس میره با تاکسی نمیره که یه دفه بدزدنش ببرنش جاده خاکی. هرچند که تو جامعه ی امروز ما مردا و پسراشم جرأت نمی کنن سوار مسافرکش شخصی بشن.

- : ولی من یه احساسی دارم که میگه باید مراقبش باشی.

من : نه عزیز من ، این فکرو از سرت بیرون کن ، لازم نیست کسی مواظب کسی باشه.

- : اما من میخوام از اون محافظت کنم

من : هیچ رقمه کوتاه نمیای ؟

- : نه من میخوام مواظبش باشم.

من : خیلی خب گمشو برو مواظب اون هرزه خانوم باش. مرتیکه ی ولدالزنای احمق !

لینک این سوال

- : آقا عرضم به خدمتتون که من سپیده و الان سی ساله هستم و چند سال پیش با یکی از همکارانم روابطی پیدا کردم و خیلی به یکدیگر علاقه مند گشته ایم و شیدا . اما بعد از مدتی بنده به خارج از کشور رفتم برای ادامه تحصیل و فقط از طریق ایمیل با این آقا در تماس بودم. بعد از بازگشت از فرنگ کمی با هم صمیمی تر شدیم و یک مقدار در یکدیگر فرو رفتیم. البته زیاد نرفتیم کم فرو رفتیم.

من : ببخشید میون کلومتون این اتفاق کجا افتاد ؟

- : تو خونمون. البته فقط سه بار . چون دیگر خانه مان خالی نبود. بعد از این اتفاقات او مرا دعوت کرد به خانه اش اما من نپذیرفتم. او باز هم اصرار کرد و من هم انکار. حالا آمده ام خدمت شما ببینم که آیا من بروم یا نروم ؟

من : خونش کجاست ؟

- : جردن

من : ممد ! بپر ……. ( ادیتش کردم )

لینک این سوال

یه خانم : سلام آقای دکتر ! یک پسری هست که الان ۲۶ سالشه و تو دوران دانشجویی و موقعی که ۲۰ ساله بوده از یه دختری خوشش میاد. ولی نمیره باهاش صحبت کنه و اون دختره هم با یه پسره دیگه تو دانشگاه دوست بوده. بعدش فقط این دوتا نگاه عاشقانه به هم داشتن تا اینکه سال آخر پسره میره به دختره میگه که خیلی عاشقشه ولی دختره میگه که تا یه سال دیگه قراره با دوست پسرش ازدواج کنه. این پسره هم شکست عشقی می خوره و الان خیلی نسبت به دخترا بدبینه و میگه دخترا عشق ندارن. چه حرف مسخره ای مگه نه ؟ هه هه ها ها ( خنده ی وحشتناک )

من : خب الان میخواد چیکار کنه

- : هیچی ، چیکار کنیم که فراموش کنه قضیه رو ، و هم دیدش نسبت به دخترا عوض بشه.

من : خب چه احمقی بوده یارو ، دختره کجاشو بو می کرده بفهمه این بابا دوسش داره.

- : نمی دونم . کجاشو ؟

من : بینم ، اصلا شما چیکاره حسنی ؟

- : من ؟ من همینجوری

من : خب شما که هستین به این ماهی با شما دوست بشه.

- : اگه میشه اینو مکتوب بفرمایین که من برم بهش بدم.

من : پاشو … پاشو برو که اینجا دفتر ازدواج و طلاق نیستش که. البته در یه صورت اینجا دفتر ازدواج و طلاق میشه.

- : درچه صورتی ؟

من : من خوش تیپم ؟

لینک این سوال

- : آقا حامد من وقتی ۲۱ سالم بود به یکی از دخترای هم دانشگاهیم علاقه پیدا کردم . اولش تو انجمن کامپیوتر با هم آشنا و کم کم با هم صمیمی شدیم. اردیبهشت امسال دیگه خیلی عاشقش شدم و گفتم که میخوام دوست دخترم بشه اما اون گفت این کار تعهد داره و اون اصلا از تعهد و قید و بند خوشش نمیاد. خیلی دختره شیطون و احساساتیه و با هم کلی بیرون رفتیم چقدر مسافرت رفتیم چقدر اومد خونمون چقدر شبا پیش هم رو تختم خوابیدیم. خلاصه خیلی دوسش دارم و میخوام که باهام دوست بشه.

من : گمشو گورتو گم کن پوفیوز الدنگ ! مردک لا ابالی هر غلطی خواستی کردی حالا میگی با هم دوست شیم ؟

لینک این سوال

خب این پست مثل اون قبلی نشد چون بیشتر بخاطر آپدیت سایت خواستم یه چی نوشته باشم. الان اصلا رو مود خوب نیستم و نمودار سینوسیه احوالاتم رو سه پی دومه. احتمالا به زودی یه قسمت خاطرات میذارم تو سایت که مثل دفترچه خاطرات می مونه و بالطبع با رمز ازش محافظت می کنم. دیگه بدرود !

پی نوشت ۱ : یکی از دوستان مرحمت فرمودن ساعت سه بامداد یک پیامکی واسه بنده ارسال نمودن با این مضمون که : صد جفا گل می کند ، بلبل تحمل می کند ، دوستی آن است که بلبل می کند. نه انصافا ، خداییش ، بالا غیرتا اینو نمی شد روز بده مارو از خواب بیدار نکنه ؟

پی نوشت ۲ : سوالات شما رو جواب میدیم اساسی !

پنجشنبه, ۲ مهر ۱۳۸۸

سجع های متوالی ۲

نوشته شده توسط حامد 100 نمایش

پانوشت : این ماه عربی هم تموم شد و ما کلی برنامه ریخته بودیم که نفسمونو تزکیه کنیم و از لذتای دنیا منقطع بشیم. اما زهی خیال باطل که همونیم که هستیم. هنوز به این نتیجه نرسیدم که برم تو شیکم حال و حولای دنیا یا برم تو فاز عشق و معنویات . اولی آسون به دست میاد و تا وقتی که داشته باشیش لذت بخشه و دومی سخت حاصل میشه و تا وقتی که دووم بیاری ملذوذت می کنه. اگه اعتقاد به یه دنیای دیگه نبود حتما گزینه ی اولو انتخاب می کردم.

سلام دوستان بابم ! رو صندلی نشستم ، مانیتورو می بینم ، گاهی با دست راستم ، موسمو دست می گیرم ، وُردمو می کنم باز ، کیبوردمم حاضره ، از نوشته های نثری ، نگارشم قاصره ، به شعر و سجع و تیکه ، حرفمو رک می زنم ، می خوام که اثبات کنم ، این منه و این منم !

این قسمت : دانشگاه – نارفیق دخترباز

توی حیاط نشستم ، خیره شدم به نرده ، بارون میاد شر و شر ، بدجوری اینجا سرده

منتظره یه دوستم ، تا از جلوم رد بشه ، ازش سوال بپرسم ، استرسم قطع بشه

سوالمو می پرسم ، میگه که وقت ندارم ، باید که جی افم رو ، سر کلاس بذارم

میگم خودش که میره ، جواب بده تند و زود ، بعدش برو دنبالش ، هرجا که هستش و بود

میگه ناراحت میشه ، بعدش میره سراغش ، من ناراحت نمیشم ؟ ، تف به دل خرابش

یه امتحان مهم ، کم کم میشه آغاز ، استرس و اضطراب ، توی کلاس به پرواز

رفیق بی معرفت ، میاد به سوی بنده ، میگه حامد میشه که ، بلند بشی ؟ شرمنده

میگم چرا دلیلت ؟ ، میگه آخه من میگم ، حتما یه کاری دارم ، بلندشو زود ببینم

به ظلم تن ندادم ، دستشو پس گذاشتم ، باید دلیلو می گفت ، شاید که می گذاشتم

دلیل اون رفیقم ، دوست دختر هرزه اشه ، کنار هم بشینن ، تا پاس بشه رد نشه

تو آلاچیق نشستم ، خیره شدم به میله ، تو فکر استریپو ، رقصیدن جمیله

دو سه تا از دوستامو ، من می بینم که میان ، وقتی رسیدن به من ، میگم سلام رفیقان

یکی میگه ببخشید ، ما کار داریم حسابی ، با ما نیا تو اصلا ، بهتره که بخوابی

بخوابم و نبینم ، رفیقامو نشناسم ، تو پول شدن دفینه ، منم که آس و پاسم

با دخترا می گردن ، من براشون افت دارم ، پول ندارم ولیکن ، رفاقت مفت دارم

در زمان ضروری ، رفیق فابشونم ، تو آرامش راحتی ، مخل خوابشونم

مشکلم یکی دوتا نیست ، دردم از بیگانه ها نیست ، دشمنام چلن ولی من ، غمم از دیوانه ها نیست

رفاقت رو بکن تف ، دوستی رو بزن قی ، بمک خون رفیقت ، بزن بر پیکرش نی

تو جلسه نشستم ، منتظر امتحان ، برگه رو می کنن پخش ، زمان رسید به پایان

میگم رفیق کمک کمک ، سوال پنج سوال پنج ، تکون نمی خوره کمی ، انگار خوابیده روی گنج

یه دختره اون طرف ، میگه آقا یه لحظه ، دست و دل دوستمم ، از رو شعف می لرزه

دختره میگه موندم ، سوالا خیلی سخته ، اما شما اینجایین ، خیالم تخته تخته

برگه میشه جابجا ، مراقبم می بینه ، منم که مات و مبهوت ، فکم روی زمینه

تو اتوبوس نشستم ، با خستگی و داغون ، رفیقمو جی افش ، میان بالا خرامون

جلوی من میشینن ، معذبن ; می بینم ، جایی دیگه نمونده ، که من برم بشینم

رفیق بامرامم ، میگه حامد تو واستا ، دل منم که دل نیست ، کیسه ی پر هواستا

توی بوفه نشستیم ، خوشحال و شاد و خندون ، شیکم میشه گرسنه ، فشار میده به دندون

رفیق من پا میشه ، بره به سمت ویترین ، نوشابه ی بی الکل ، بخره از بهر دین

بهش میگم منم میخوام ، بیا اینم هزار و چهـ… ، میگه خودت پا نداری ؟ ، برو بخر به من چه

رفیق دیگرم هم ، به دخترا حساسه ، کنار من اند خنگ ، با دخترا کلاسه

دختر ببینه من رو ، خیت می کنه پیاپی ، عجب رفیق خوبی ، ای خداجون خدا هی

و در آخر چقدر خوبه که :

رفاقتو ببینیم ، مرامو احساس کنیم ، مهربونیو صرفِ ، مردمای خاص کنیم

رفیقم از خواصه ، با اینکه آس و پاسه ، تو لحظه های سختم ، شجاعو بی هراسه

دوسِت دارم رفیقم ، بی منت و بی شیله ، بی مکرو بی فریبو ، بی دروغو بی حیله

رفیق نبودیم اما ، رفاقتو می دونیم ، گرچه تو این شعرمون ، از نارفیقی خوندیم

آهنگ نوشت : دانلود آهنگ نارفیق از حمیدرضا و علیرضا . امتیاز : ۸.۸

دانلود آهنگ نارفیق از حمیدرضا و علیرضا . سرور پرشین گیگ

محسن چاووشی - سنگ صبور

دانلود آهنگ سنگ صبور از محسن چاووشی .  امتیاز : ۹

دانلود آهنگ سنگ صبور از محسن چاووشی. سرور پرشین گیگ

پی نوشت : کاش نارفیقی و بی معرفتی به همین چیزا بود !

شنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۸۸