گلچینی از خودم نوشت ها !
سلام دوستان ! خوبین یا چطورین ؟ از اونوارا ؟ پارسال دوست امسال آشنا ؟ به به !
قبل از هرچیز من یه نکته ای رو متذکر بشم. ببینید دوستان ، من تابع قوانینم و به نظام جمهوری اسلامی التزام دارم. من قبل از انتخابات برای نامزد مورد علاقه ام با دلیل تبلیغ می کردم و بعد از پایان انتخابات هر نامزدی پیروز می شد ازش حمایت می کردم. ضمنا اینم بگم که مهمترین رکن نظام ، رهبریه و من اگر تابع قوانین کشوری باشم باید هرچی اون گفت قبول کنم. اگر هم کسی رهبری و جمهوری اسلامی رو قبول نداره دیگه به خودش مربوطه. اینا رو گفتم که بگم چی؟ اینکه دیگه انتخابات تموم شده و من دیگه اعلام موضع سیاسی نخواهم کرد و از شما هم میخوام که دیگه نظرات سیاسی نذارین و بذارین سایت به اهداف خودش نزدیک بشه و تبدیل به یک مدینه ی فاضله یا شایدم سایت فاضله بشه ! ( فاضله مونثه که !) پس دیگه نظر سیاسی بی نظر سیاسی !
اما چون فعلا خلاقیتم ته کشیده و هوا هم گرمه و سرعت اینترنت هم افتضاحه و نمیشه آهنگ آپلود کرد ، ابتکار جدیدی به خرج دادم و تیکه های جالبی از پست های گذشته رو اینجا میذارم. این نوید رو هم مدنظر داشته باشین که من قطعا به صراحت نوشتاری وبلاگ میهن بلاگم برمی گردم و دیگه قول میدم با ابهام نویسی منظورمو نرسونم ! همچنین یه بخشی تو وبلاگم داشتم که هرچند وقت ازمطالب وبلاگ یه تعداد تست طراحی می کردم و خودم هم جوابشو می دادم ! کلا بخش جالبی بود ! حالا بریم سراغ تیکه هایی از آرشیو سایت:
این اواخر چیزای جدیدی رو در مورد خودم کشف می کنم. فکر کنم علتش اینه که بیشتر از گذشته توی وبلاگا می چرخم و وقتی مطالب اونا رو می خونم به خودم تعمیمشون میدم. آره به تازگی فهمیدم که من به کسانی علاقه پیدا می کنم ، که دوست دارم لپشونو بکشم! شخصیت ها و کاراکترای زیادی بودن که من به کشیدن لپشون تمایل داشتم و دارم! گفتم کاراکتر ، یاد کاراکترای کارتونی افتادم! راستش من بچه که بودم خیلی دوست داشتم لپ سوباسا اوزارا رو بکشم! الانم که بزرگتر شدم ببخشید ، شرمنده ، بیش از همه دوست دارم لپ لنا کاتینا رو بکشم! یا لیندزی لوهان و امی لی رو! (البته زیاد رو امی لی نظر ندارم!) از مشهوران ایرانی هم نمیگم چون خوبیت نداره!
من از همین وبگاه اعلام می کنم که مردم کشور ما همونطور که با چاقو میوه پوست می کنن و سبزی خرد می کنن و باهاش قرمه سبزی خوشمزه طبخ می نمایند و همچنین با همین چاقوهایی که باهاش سر کوچه و خیابون خفت می کنن و دربعضی مناطق سر می برن ، بر دشمن خواهند تازید و اجازه نخواهند داد گوشه ای از این خاک به دست اجنبی بیوفته! فقط دقت کنین اگه دشمن با توپ و تانک و جنگنده به ما حمله کرد ، ما ناجوانمردی نمی کنیم و با چاقو و احیانا قمه به دشمن یورش خواهیم برد!
بعد از اینکه حسابی پوشیدن بوت یا همون چکمه رو توسط انثا تقبیح کردم ( اینجا ) و کسایی رو که به این عمل دست می زنن رو با سلبرتی های غربی و روصپی های هرزه برابر دونستم ، تنی چند از دوستان ذکورم(مگه دوست غیر ذکورم داری؟) ابراز داشتن که: بمیر بابا! و بیان می داشتن که: نیگا کن! ببین اونی که چکمه (بوت) پوشیده چقدر خوشتیپ و جذابه! دلت میاد؟! و من هم می فرمایم: خودتون بمیرین! و در ادامه می گویم: ببینید فرزندان من! اون چکمه رو برای خودش پوشیده آیا؟ آیا می خواسته گرمش بشه؟ یا اینکه میخواسته به توی نوعی بگه که منم آره؟! و دوستان جز شرمندگی حرفی برای گفتن نداشتند و مجبور گشتند یک حال اساسی از من بگیرند!
اما بحث دیگه ی این پست موضوع فیلمای شرکت داده شده توی جشنواره ی فیلم ….. است. در اینجا به بررسی فیلمای نامزد شده در این جشنواره می پردازیم.
۱- دیشب عمه اتو دیدم آیدا. کارگردان : سرکیس سرکیسیان. خلاصه ی داستان: بی خیال.
۲- کاری که نباید می شد ، شد. کارگردان : اسی دمخور و دوستان و برادران.(یه نفره این) خلاصه داستان : اشتباه زن و شوهری ، براشون اتفاقاتی به بار میاره که با مشکلاتی مواجه میشن و در آخر مجبور به استفاده از hd به مقدار زیاد میشن ولی این پایان کار نیست و ….
بر فرض شما یک پسر هستین. به اون دختره میگین : عزیزم! من با ریش خوش تیپ ترم یا بدون ریش؟ اونم میگه:« وای عجیجم ! من تولو بی لیش خیلی دوش دالم! وای نازی ! آخی ! » بعد اینجاست که شما می فهمین شمارو بخاطر خودتون نمیخواد و ولش می کنین و میرین پی کارتون! از اینجا میشه دو تا نکته ی اساسی برداشت کرد : ۱- اون بنده خدا به شما علاقه مند بوده که اینقدر با شما راحت و بی پرده صحبت می کرده! ۲- شما دنبال بهونه می گشتین که ولش کنین و برید دنبال یه دختری که اینقدر لوس و ننر حرف نزنه! نتیجه : حق با شماست!
اما یه قسمت دیگه که هیچ ربطی به درس و دانشگاه نداره ، تبعیضای عشقیه! متاسفانه نمی تونم زیاد توضیح بدم فقط به ذکر این جمله اکتفا کنم که : عشق خوب نیست ، بلکه عشق پول است ! ( حامد حجازیان)
یه مسئله ی دیگه که ذهن منو مشغول کرده ، هدف آفرینش انسان و دنیاس. قبلا هم اینو گفته بودم. یعنی نعوذ بالله خدا حوصله اش سر رفته ، خواسته با خلقت آدما سرگرم بشه؟ قطعا اینطور نیست اما جوابی هم برای این پرسش پیدا نکردم.
آه ای عشق من ، من تو را بسی بسیار دوست می دارم و جانم را فدای تو می کنم. با من سخن گوی که ارتعاشات امواج صدایت نیکوست.
- : از ماشین بیا پایین ، زود باش ، دستاتو بذار پشتت و پیاده شو !
- : چی شده جناب سروان ؟
- : حرف نزن ! پاهاتو باز کن ! بچسب به دیوار !
ناگهان تیری شلیک می شود.
صدای آژیر اتومبیل های پلیس فضا رو پر کرده.
دو نفر رو با دستبند سوار ماشین می کنن.
تیر به اشتباه شلیک شده ولی خوشبختانه به زمین اصابت کرده و کسی مجروح نشده.
پس از تزریق مقدار زیادی آدرنالین به خون ساکنان ، آژیر کشان محل رو ترک می کنن.
نکته : خیلی ستمه که وسط افکار و خیالات عشقولانه ، حدودا نیمه های شب ، توی کوچه اتون تعقیب و گریز پلیسی با دستگیری به پایان برسه. هرچی رویا ساخته بودی به یکباره می پره. بدتر از اون دیگه خوابت نمی بره و بدبختانه باید ساعت ۸ صبح هم پاشی بری دانشگاه.
و اما دوم دخترا . برخلاف نظر برخی متحجرین ، اسلام به هیچ وجه آراستگی رو برای خانما منع نکرده اما واسش حدی هم قائل شده .به شخصه معتقدم پر کردن چاله های صورت ، محو کردن لکه ها و مالیدن کمی رژ لب و رژگونه و همچنین پررنگ کردن مژه ( نمی دونم بهش چی میگن ، بیگودی ؟ آهان سرمه !) ایرادی نداره . لاکم بزنین ! همچنین نمایان بودن موها تا نصفه ی وسط کله ! یعنی اگه اون قسمت کچلی گاه سر رو مبدأ در نظر بگیرین و نقطه ی آغاز پیشونی رو مقصد ، من همون وسطا پیاده میشم قربون دستت ! کرایه ما چقدر شد ؟
طی سال ها تحقیق و آزمایش به این نتیجه رسیدم که رشد موهای سر و بدن با هورمون تستسترون به شدت در ارتباطه . هرکس بدنش پرموتره این هورمون هم تو خونش بیشتره. واسه همینه که پسرای غربی اینقدر کم مو و خوشگلن ! چون تستسرون خونشون پایینه در نتیجه مو درنمیارن و باز هم در نتیجه ی کمبود این هورمون ، خوشگل میشن !
و بدرود !!
پی نوشت : من چندان به صحت روایتا و داستانای بحارالانوار اعتقادی ندارم اما گویا برخی از روایتاش درست از آب درمیان !



