موهوم

نوشته شده توسط حامد 10 نمایش

شبکه وی او ای – محمدرضا حیدری : من به خاطر حمایت از جنبش سبز پناهنده شدم.

شبکه بی بی سی – مجتبی واحدی : من برای جلوگیری از تعطیلی روزنامه و حمایت از جنبش سبز استعفا دادم.

شبکه پی دی اف! – داریوش مهرجویی : من برای حمایت از جنبش سبز داوری جشنواره رو قبول نکردم.

شبکه سه ، نود – عبدالصمد مرفاوی : من در حمایت از جنبش سبز از مربیگری استقلال استعفا میدم.

شبکه دو ، بیست و سی – روح الله حسینیان : من به دلیل حمایت از جنبش سبز از مجلس استعفا کردم.

شبکه خبر – محمود احمدی نژاد : من برای حمایت کامل از جنبش سبز از ریاست جمهوری استعفا خواهم داد.

شبکه قرآن – جبرئیل : من برای نشون دادن حمایتم از جنبش سبز تا اطلاع ثانوی از ارسال وحی خودداری می کنم.

شبکه عصبی – خدا : من در حمایت از جنبش سبز دیگه خدای شما نیستم و از خدایی استعفا دادم.

.

برای حمایت هرچه بیشتر از جنبش سبز این هفته در مسابقه ی برنامه ی نود به گزینه ی یکی مونده به اول از آخر رای می دهیم. … ما بی شماریم.

جمعه, ۲ بهمن ۱۳۸۸

ناشمارا

نوشته شده توسط حامد 11 نمایش

در یک مجموعه متناهی از زیردنباله ها یک آلفابت نامتناهی از رشته ها وجود دارد که تعداد عناصر تشکیل دهنده ی این الگوی منظم بیانگر این امر است که ما بی شماریم.

جمعه, ۲ بهمن ۱۳۸۸

وجودشو داری ؟

نوشته شده توسط حامد 15 نمایش

برنامه نود …

واعظ آشتیانی بعد از یک ساعت و نیم حرف زدن : ببخشید من حواسم نبود که استاد نصیرزاده هم تو استودیو وجود دارن.

چهارشنبه, ۲۳ دی ۱۳۸۸

عقشولانه ۶

نوشته شده توسط حامد 34 نمایش

پسر : آه ای عشق من ! تو را بسیار دوست می دارم و عاشقانه قلبم را فدایت می کنم و تو را می پرستم.

دختر : ولی من یه خواهر دارم که از من خیلی خوشگلتر و جذابتر و بااخلاقتره و الانم پشتت وایستاده.

پسر بر می گردد …

پسر : کو پس ؟

دختر : کسی که عاشق باشد جز معشوقه ی خویش کس دیگری را نمی بیند.

پسر : خیلی خب خفه شو حالا … فقط بگو این خواهرت کجاست الان ؟

چهارشنبه, ۹ دی ۱۳۸۸

تسلیت

نوشته شده توسط حامد 32 نمایش

- : بچه ها یاور مادر استادتون ، استاد شده تا چهل روز نمیاد.

- : ایــــــــــــــول ….. دمش گرم

جمعه, ۲۷ آذر ۱۳۸۸

سه حکایت به سه روایت

نوشته شده توسط حامد 14 نمایش

خب دوستان گلم ، میخوام براتون یه حکایت تعریف کنم. یه روز یه پسربچه ی ۱۲ ساله ای در حالیکه یه لاک پشت مرده رو با نخ دنبال خودش می کشید …. خب به من اشاره کردن که اگه این حکایتو بنویسی خیلی آدم بی ادبی هستی. یکی دیگه تعریف می کنم.

یه سرزمینی بوده که حکومتش دیکتاتوری بوده. یه روز حکومت سه چیزو ممنوع اعلام می کنه …. بله ، میگن اگه اینو بنویسی یعنی از برلوسکونی هم بی ادب تری. یکی دیگه تعریف می کنم.

یه دختره بوده ….

جمعیت به من حمله و تیکه تیکه ام می کنن.

سه شنبه, ۲۴ آذر ۱۳۸۸