رژیم غذایی و کاهش وزن

نوشته شده توسط مهرداد 1 نمایش

اگر می خواهید لاغر شوید ، مغز خود را عمل کنید !

سلام به دوستان گلم . عزیزانم بعد از حدود یک سال و پنج ماه میخوام یه پست براتون بذارم تا مشکلات اساسی ما رو حل کنه. این پست دیگه در رابطه با راز و قوانین جذب و این چیزا نیست . البته دوستان بازدیدکننده خیلی لطف داشتن چونکه پربیننده ترین پست این سایت همین قانون راز و جاذبه بود و توی گوگل رنک سایت رو بالا برد.

اما زیادی نوشتن توی یه پست می تونه اون پست رو خراب کنه. فقط مختصر و مفید توضیح میدم : میخوام یه داستانی رو براتون تعریف کنم بعد برم سراغ این چاقی و لاغری و اینجور چیزا .

چاقیو لاغری . مشکل بسیار بزرگی که جامعه ی بشری با اون دست و پنجه نرم می کنه . من خودم چاق بودم خیلی زیاد . عضو باشگاه فوتبال بودم اما کنار گذاشته شدم . دو قدم نمی تونستم بیشتر راه برم ، کمرم درد می کرد ، کف پام درد می کرد. نمی تونستم بدوم چونکه ۱۱۸ kg وزن داشتم اونم تو اوج جوونی یعنی سن ۱۷ سالگی . قبلا یه ار ۱۸ کیلو کم کرده بودم اما اون کم کردن وزن باعث ریزش مو و کم خونی و مشکلات گوارشی شده بود و بعد از ۶ ماه دوباره برگشت خورد .

مشکل اکثر کسایی که چاقند کم کردن وزن نیست ، نگهداشت تو موضع لاغری خیلی سخته . من خودم دفعه ی اول فقط ۶ ماه لاغر موندم. البته میگن که اگه ۵ سال تو موضع لاغری بمونی دیگه چاق نمیشی که البته من تکذیب می کنم چونکه مثال نقض رو دیدم .

من دفعه ی اولی که ۱۸ کیلو کم کردم رفتم پیش دکتر “ک” که خیلی دکتر خوب و معروفیند اما دوباره چاق شدم. دفعه ی دوم دیگه دکتر نرفتم و لاغر شدم و الانم بعد از گذشت ۲ سال همچنان لاغرم .

چاقی مشکلات اجتماعی فراوانی رو به بار میاره. مثلا اگه یکی رو دوست داشته باشی و چاق باشی تو رو تو موضع ضعف قرار میده یا اینکه هیچ موقع نمی تونی یه آدم خوش تیپ باشی یا یه ستاره ی سینما !! برای همین لاغر شوید .

روش های زیادی وجود داره برای لاغر شدن. مثل بالن گذاشتن توی معده ، عمل معده (کوچک کردن معده) ، کوتاه کردن روده ، لیپوساکشن ، قرص لاغری و غیره . اما من پیشنهاد می کنم مغزتون رو عمل کنید یعنی عادات غذایی خود رو درست کنید . برای عمل کردن مغز به دستورات ذیل عمل کنید :

۱- میزان کالری هر غذا رو به اندازه ی اون بدونید . مثلا ۱۰۰ گرم بستنی ۴۰۰ کالری .

۲- میزان کالری مورد نیاز توسط بدن خودتونو محاسبه کنید . مثلا من که الان ۲۲ سالمه و استخوان بندی درشت دارم حدودا ۵۰۰۰ کالری در روز باید مصرف کنم. اگر بیشتر از ۵۰۰۰ تا باشه چاق میشم و اگه کمتر باشه لاغر میشم .

۳- از خوردن غذاهای با حجم کم و کالری بالا خودداری کنید . مثل آجیل ، بستنی ، گز ، سوهان و غیره .

۴- نوشابه رو کاملا از برنامه هفتگی و سالانه و تا آخر عمرانه ی خود کم که نه ، حذف کنید . مثل من که ۱۰ ساله نوشابه ی قنددار نخوردم .

۵- کارهای شخصی خود رو خود انجام دهید . مثل شستن ماشین ، جارو زدن ، خانه تکانی و …

۶- گشنه نمانید! سابقه نشان داده که اگر انسان رو نسبت به یه موضوع منع کنیم انسان حریصتر میشه . پس سعی کنید زیاد گرسنه نمانید .

۷- وقتی دره فینال جام اروپا رو بین آرسنال و منچستر نشون میده و شما طرفدار منچستر هستید و منچستر ۱۰ گل عقبه یا یک گل جلو (خیلی بعیده) غذا نخورید. وقتی عصبانی یا شکست خورده یا استرسی هستید غذا نخورید .

۸- بین غذا آب و نوشابه نخورید .

۹- توی آشپزخونه کار نکنید .

۱۰- غذا که تمام شد از سر میز بلند شوید .

۱۱- ناخنک ممنوع

۱۲- برای خوردن غذاهای با کالری پایین از قاشق و غذاهای با کالری بالا از چنگال استفاده کنید . مثلا برای سالاد از قاشق و برای برنج از چنگال استفاده کنید .

۱۳- سالاد را با سس سفید به میزان کم استفاده کنید .

۱۴- روغن مایع ، کلزا ، زیتون و ذرت زیاد زیاد زیاد زیاد بخورید .

۱۵- ماکارونی ، اسپاگتی ، سالاد الویه و سیب زمینی سرخ کرده را خواهشا کنار بذارید .

۱۶- چای زیاد بخورید . (اما بعد و قبل غذا نخورید.)

۱۷- در محیط خنک غذا نخورید ، محیط گرم باشد تا غذا به شما نچسبد .

۱۸- از ظرف غذای بیمارستانی استفاده کنید .

۱۹- دو لیوان آب ترجیحا همراه با لیموترش به همراه یک حبه قند قبل از نهار .

۲۰- و از همه مهمتر ، هروقت گرسنه بودید غذا بخورید ، هروقت گرسنه بودید .

اینا رو معمولا همه می دونن ولی کسی به این عمل نمی کنه ، یا تو یه مهمونی یا عروسی انقدر می خوره که همه انگشت به دهن می مونن. آدم یاد قصه ی کاه و کاهدون می افته .

در رابطه با ورزش هم می تونم بگم که ورزش های انفجاری انجام ندید چونکه از ورزش زده میشید. مثل فوتبال . فوتبال یه ورزشیه که اگه مهاجم وایستید یه پاس بدن توی عمق ، شما واقعا غرق میشید و درخواست تعویض می کنید . از ورزش هایی استفاده کنید که انفجاری نباشن. میزان کالری ورزش هم حساب کنید که مثلا یک ساعت پینگ پنگ چقدر کالری می سوزنه. تا دو ساعت بعد از ورزش هم غذا نخورید چونکه جذب زیادی داره و بیشتر از قبل چاقتون می کنه .

شما به سرعت لاغر نمیشید مگر اینکه دچار ریزش مو یشید ، دچار یبوستمزمن بشید یا دچار سردرد میگرنی یا هرچیز دیگه. شما باید در طول مدت زیادی لاغر بشید. ورزش یه کمک دیگه هم می کنه . به غیر از سوزاندن کالری ها از شل شدن پوست شما خودداری می کنه. من خودم یه ذره از پوست شکم ، بازو ، پهلو و صورتم شل نشد چونکه روغن مصرف کردم و زیاد ورزش کردم. شل شدن پوست صورت یا شکم خیلی موضوع ناراحت کننده ایه که البته با عمل جراحی میشه پوست و صورت رو به شکل اول برگردوند که اونم عوارض خاص خودش رو داره.

من راز سلامتی و لاغر شدن خودم رو تو چندتا موضوع می دونم :

۱- فوتبال هفته ای سه جلسه ۲ ساعته

۲- کنار گذاشتن نوشابه به مدت مدید

۳- رژیم غذاییمتناسب با تحرک

۴- انجام تمامی ۲۰ مرحله

۵- حوصله

۶- و مهمتر از همه مغزم رو عمل کردم که وقتی گرسنه نیستم غذا نخورم.

و من ۴۵ kg کم کردم. از ۱۸۸ تا ۷۳ . شما هم می تونید با عمل کردن مغز خود و کنار گذاشتن عادات بد غذایی لاغر شوید.

نکته : تمامی مطالب این پست فقط و فقط نظر نویسنده است و نویسنده هیچ مسئولیتی در قبال صدق یا کذب بودن مطالب به عهده نمی گیرد .

جمعه, ۱۲ شهریور ۱۳۸۹

من و جام های جهانی فوتبال

نوشته شده توسط حامد 61 نمایش

سلام به خودم ! آخر هر شکستی ، تلخی و رنج و درده ، یه زخم موندگاری ، رو تن و روح مَرده ، باختن تو این زمونه ، از مردنم بدتره ، هرکی میخواد ببازه ، بازیچه شه بهتره ، هرکی که باخت تمومه ، ناک اوت میشه می میره ، ننگ شکستشم هم ، پاک نمیشه نمیره ،  تو بازیای دنیا ، خدا فقط قاضیه ، یه داور بی طرف ، این رسم هر بازیه ، من نمی خوام ببازم ، زورم نمی رسه خب ، از قدرت رقیبم ، تو بُهتم و تعجب ، شکست و باز شکستی ، ثبت شده توی عمرم ، من که یه عمری مدام ، تو سجده سر به مُهرم ، تو لحظه ی شکستم ، دلم خدا رو می خواست ، زندگی تلخه اما ، ….. بقیه اش رو هم نمی دونم دیگه!

هییییییییییی ! چی بگم که اجاق ذوقم کور شده ! هیچ وقت فکر نمی کردم بین دوتا نوشته ام یه ماه فاصله بیوفته . به هرحال پیش اومده و الانم با اینکه هیچ حس و حال درست حسابی ندارم ولی سعی می کنم بنویسم.

خب تب جام جهانی کل دنیا رو فراگرفته و غیر از خانومای ایرانی همه ی مردم پیگیر مسابقات هستن . واقعا برای من جالبه . ما مردای ایرانی بخاطر اینکه خانومای خارجی تو استادیومان باید دویست بار صحنه ی گل رو ببینیم و اونوقت خانومای کشورمون در حد یک آمیب هم از فوتبال سر در نمیارن . خب مثل اینکه یه ذره رگ فمینیستیم زد بیرون ، اگه اجازه بدین حرفمو اصلاح کنم . میگن که مردم روسیه فکر می کنن تیم فوتبالشون قهرمان جام جهانی میشه درحالیکه تیمشون اصلا جام جهانی نیومده پس در نتیجه فقط خانومای ایرانی نیستن که در حد آمیبن و خانومای روسی هم هستن . کلا به عقیده ی بنده هرکس اهل فوتبال نباشه و فرق اروگوئه و پاراگوئه رو ندونه یا باید زن باشه یا جلبک .

خب گوگولیای من ! میخوام براتون از خاطرات جام جهانیم تعریف کنم . لابد الان فکر می کنین من مثل مسعود اوزیل بازیکن ترک تبار تیم ملی آلمان تو جام جهانی ۱۹۷۴ بودم ولی خدمتتون عارضم که چرت مغزتونو بریزین دور . باباتونو مسخره کنین . خب اولین جام جهانی که یادم میاد ۹۸ فرانسه اس. اون موقع من نه ساله بودم و هنوز معلوم نبود زنم یا مرد . به همین خاطر تا قبل از این جام جهانی دوزار از فوتبال سر در نمی آوردم و حتی فکر می کردم تیما پرتابای اوت رو یکی در میون میندازن . خلاصه تب جام جهانی کل ملتو گرفته بود و از اونجایی که تیم ما هم با اون وضعیت اسفناک و دراماتیک و جواد خیابانی وار صعود کرده بود دیگه خیلی زشت و دور از عرق وطن پرستی بود اگه بازیای تیم ملی رو نمی دیدی . رو همین حساب بنده به همراه مادربزرگم رهسپار مسافرتی دور و دراز شدم و بازی اول تیم ملی با یوگسلاوی رو از دست دادم .

از مسافرت که برگشتم دیدم بابام لطف کرده و ویژه نامه ی جام جهانی همشهری رو خریده . اون موقع که مثل الان اینترنت و چت و لیسیدن و این حرفا نبود و تنها راه دسترسی به اطلاعات همین روزنامه ها بودن . اون زمان هم فقط یه همشهری بود و یه کیهان و یه اطلاعات و حاج محمود دعایی ! باور کنین من جمله جمله ی این ویژه نامه رو خورده بودم . اسامی تمام بازیکنا رو حفظ کرده بودم و به حدی علاقه مند به این مطالب شده بودم که هنوزم که هنوزه اسامی بازیکنا و مربیا یادم مونده . من برای اولین بار تو عمرم عاشق شده بودم و عاشق چندتا ورق کاغذ . هرجا می رفتم روزنامه رو هم می گرفتم دستم با خودم می بردم غیر از مستراح که خطرناک بود و امکان داشت بیوفته تو چاله . یه جدول خیلی مسخره هم داشت که به شکل پیچیده ای تمام مسابقاتو توش جا داده بود . منم بعد از هر بازی میشستم با اون دستای کوچولوم – که الهی فداشون بشم – دونه دونه نتایجو وارد می کردم . اون موقع از کرواسی خیلی خوشم میومد . از آرژانتین هم بخاطر اورتگا و کلودیو لوپز . هلندو بخاطر وان در سار و ایتالیا هم بخاطر آلبرتینی که هیچ وقت سعادت اینو نداشتم که روی ماهشو ببینم .

اواخر مسابقات بود که یکی از خاله هام از شهرشون اومدن خونمون . یه دختر هم داشتن . خب می دونم که الان شما فکر بد کردین و کلا نمی دونم چرا وقتی لفظ دخترخاله به میون میاد همه فکر بد می کنن ولی خب اشکالی نداره . این دخترخاله ی ما دو یا فوقش سه ساله بود و هیچ علاقه ای هم به پوشک و مای بیبی و این قرتی بازیا نداشت . هرجا که از دستش برمیومد خودشو خلاص می کرد . یکی از روزای خدا بعد از اینکه از خواب بیدار شدم و دست و صورتمو شستم ، رفتم پیش ویژه نامه ی جام جهانیم و حسابی در آغوشش گرفتم و بوسش کردم . (امان از این عشقای یه طرفه) درحال تورق بودم که دیدم اوهوکی . پس نروژ و کره جنوبی و اسکاتلند کجان؟ کلی به هم ریختم . هی اینورو بگرد اونورو بگرد نیست که نیست . داغون شده بودم . دست از تلاش برنداشتم و بازم گشتم تا اینکه تو سطل آشغال پیداش کردم . کاغذای پاره و مچاله شده رو درآوردم به این امید که دوباره صافشون کنم و به هم بچسبونمشون ولی زهی خیال باطل . گویا خاله ام برای اینکه شیرین کاریای دخترشو جمع کنه چیزی غیر از ویژه نامه ی من پیدا نکرده و فوقع ما لاوقع . شد آنچه نباید می شد .

دیگه خوره ی فوتبال شده بودم. اون زمان سگا داشتم و باهاش انواع و اقسام فوتبالا رو بازی می کردم . تو خونه هم رو آورده بودم به فوتبال سالنی که الان بهش میگن فوتسال . همینطوری گذشت و گذشت تا رسیدیم به جام جهانی ۲۰۰۲ کره و ژاپن . من که دیگه حرفه ای شده بودم رفتم چندتا ویژه نامه ی جام جهانی خریدم و آماده شدم واسه خوردن فوتبال . اون زمان دوم راهنمایی بودم و جام جهانی افتاده بود وسط امتحانا . ما هم که غیر از فوتبال و دیدن بازیای آ.ث.میلان سرگرمی دیگه ای نداشتیم جوگیر شده بودیم . من رو یه برگه اسم همه ی دوستامو نوشتم و ازشون خواستم چهارتا تیم اول رو پیش بینی کنن . بعضیا می گفتن آرژانتین بعضیا انگلیس و بعضیام برزیل و ایتالیا . ولی یکی از بچه ها که از اهالی خطه ی گیلان هم بود و اون سال تازه اومده بودن تهران گفت که کره ی جنوبی قهرمان میشه . هرچی بهش می گفتیم بابا اسکول ، کره ی جنوبی تو همون مرحله ی اول حذف میشه می گفت نه کره خیلی پیشرفته اس . بنده خدا فکر می کرد هر کشوری که پیشرفته تر باشه پس فوتبالشم قوی تره . بالاخره بازیا شروع شد و چقدر هم مزخرف و دفاعی ، تازه با گزارشای بهرام شفیع . آخرش هم زد و کره چهارم شد و ما هم به عقل خودمون و پسر گیلانیه شک کردیم .

چهار سال دیگه هم گذشت و من همچنان به فوتبال علاقه داشتم . سال ۲۰۰۶ هم تیم ملی صعود کرده بود و دوباره همه رو تب جام جهانی گرفته بود . مردم ساده فکر می کردن ایران مثل کره تا نیمه نهایی میره و اونجا از برزیل می بازه و تو رده بندی هلندو می بره و سوم میشه . اون سال من باید برای کنکور آماده می شدم و بازیا افتاده بود وسط امتحان نهایی سال سوم دبیرستان . دیسک کمر جواد خیابانی هم مشکل پیدا کرده بود و مارو از گزارش های حماسیش مصون داشت. کاملا مشخص بود که بازیا نسبت به ۲۰۰۲ خیلی قشنگ تر شدن و دیگه تیمای دفاعی جایی تو رده های بالا نداشتن . کلا جام جهانی خوبی بود .

و اما ۲۰۱۰ . تو این چند سال تب فوتبالی من فروکش کرده و غیر از بعضی مسابقه های لیگ قهرمانان دیگه بازی فوتبالی رو کامل نگاه نمی کردم . اما جام جهانی فرق داره و با اینکه تیما خیلی دفاعی و بی ریخت بازی می کنن اما تعداد زیادی از بازیا رو کامل دیدم . این جام جهانی با همه ی بدیاش برای من نوستالژی شده و در ادامه بیشتر درباره اش توضیح میدم . ضمنا من خیلی دوست دارم آلمان قهرمان بشه ولی مثل اون اختاپوسه نتایج بازیا رو پیش بینی نمی کنم! فعلا خداحافظ .

سه شنبه, ۱۵ تیر ۱۳۸۹

راه ها و روش های افزایش وزن

نوشته شده توسط حامد 131 نمایش

سلام . این پست مقدمه ای برای یه پست دیگه اس. حالا فعلا راه های افزایش وزن رو داشته باشین تا برسیم به روش های کاهش وزن .

همانطور که می دانید، رژیم غذایی مناسب آن است که تنوع و تعادل را در خود جا داده باشد. به همین منظور منابع پروتئین، چربی و کربوهیدرات را بیان می کنیم:

منابع خوب پروتئین شامل: گوشت قرمز، ماهی، مرغ، آجیل، دانه ها و بنشن هاست.

چربی سالم شامل امگا ۳ و امگا ۶ می باشد. چربی برای سلامت مو، پوست و عملکرد عصبی بسیار مهم می باشد.

امگا ۳ در ماهی، روغن کانولا و گردو وجود دارد. امگا ۶ در روغن های گیاهی مانند، روغن سویا، آفتاب گردان و روغن ذرت یافت می شود.

روغن زیتون نیز به عنوان یک روغن سالم که برای سلامت قلب لازم است، مفید می باشد.

کربوهیدرات برای تأمین انرژی بسیار مهم می باشد. کربوهیدرات، سوخت واقعی برای بدن می باشد. شمایی که می خواهید افزایش وزن بیابید، باید بدانید که منبع سوخت بدنتان به مقدار کافی هست یا نه.

کربوهیدرات در غذاهایی چون: میوه جات، سبزیجات و تمامی غلات یافت می شود.

نکات قابل توجه برای افزایش وزن:

به جای آنکه ۳ وعده بزرگ غذایی در روز مصرف کنید، بهتر است برای افزایش وزن ۶- ۵ وعده غذایی سالم و متعادل میل کنید.

افزایش مصرف تنقلات و غذاهای چرب، یک راه خوب برای افزایش وزن نمی باشد. تنقلات محتوی مقدار زیادی چربی های اشباع شده می باشند. اگر شما می خواهید افزایش وزن پیدا کنید و کالری بیشتری را وارد بدن خود کنید، بهتر است از غذاهایی که مفید برای بدن شما می باشند، استفاده کنید.

پودرهای پروتئینی و نوشیدنی هایی که به عنوان مکمل تغذیه ای می باشند را می توانید بین هر وعده غذا و یا در حین غذاخوردن، مصرف کنید.

بهتر است آجیل و دانه ها را فراموش نکنید و روزانه حداقل یک مشت از آنها را میل کنید. آنها هم دارای چربی امگا ۳ و هم دارای فیبر می باشند.

مصرف کردن مولتی ویتامین و مکمل ها برای افرادی که خواهان افزایش وزن می باشند، جزو اساسی می باشد.

افرادی که خواهان افزایش عضله هستند، می توانند با ورزش و رژیم غذایی مناسب و مصرف مکمل های پروتئینی، عضله خود را بزرگ کنند.

ورزش کردن، نقش مهمی در افزایش وزن دارد. وزنه برداری، به بزرگ شدن عضلات کمک می کند.

توصیه های لازم برای افزایش وزن

۱- ابتدا باید بدانید چقدر کالری نیاز دارید تا به وزن دلخواه خود برسید.

۲- تنوع(یعنی از گروه های غذایی مختلف استفاده کنید) و تعادل(به مقدار کافی از هر گروه غذایی استفاده کنید) را در برنامه غذایی خود رعایت کنید.

۳- در صبحانه خود نان سبوس دار و کره بادام زمینی را وارد کنید.

۴- از کره بادام زمینی استفاده کنید. می توانید از بستنی ها و یا غذاهای صبحانه آماده دارای بادام زمینی استفاده کنید و یا بادام زمینی را با میوه و سبزیجات میل کنید.

۵- بعد از صبحانه و بعد از ظهر خوراک مختصری را فراهم آورید. توجه کنید که این خوراک نباید از تنقلات باشد. شما می توانید آجیل یا میوه خشک را به عنوان خوراک مختصر میل کنید.

۶- با افزودن سیب زمینی سرخ شده، استیک ماهی و مرغ سرخ شده، رژیم سالم خود را به رژیم ناسالم تبدیل نکنید. بلکه با مصرف سیب زمینی، ماهی و مرغ پخته شده(آب پز یا بخارپز یا کبابی)، مواد مغذی سالم را به بدن خود وارد کنید.

۷- از کره برای پخت سبزیجات استفاده کنید. از مایونز به عنوان سس در ساندویچ استفاده کنید. سس سالاد را برای مزه دار کردن سالاد به کار برید.

۸- از تخم مرغ برای درست کردن سوپ، سس و نان استفاده کنید. تخم مرغ پخته را به سالاد اضافه کنید.

۹- می توانید با افزودن خامه و پنیر پیتزا به ماهی و مرغ مزه بدهید.

۱۰- پنیر پیتزا را به گوشت، سبزیجات، ماکارونی، سالاد، پوره سیب زمینی و املت بیافزایید.

۱۱- پنیر خامه ای را به روی نان و بیسکویت بمالید. پنیر خامه ای را با سس مخلوط کنید. همچنین می توانید از پنیر خامه ای به همراه میوه و سبزیجات، یک غذای مقوی و سرشار از انرژی درست کنید.

۱۲- پنیر، بادام زمینی، بادام، پسته، سس های سالاد و میوه های خشک را در برنامه غذایی خود قرار دهید.

۱۳- شیرخشک را در سوپ و سس برای تأمین کالری و پروتئین بیافزایید. شیرخشک را می توانید به شیر، پودینگ، پوره سیب زمینی، املت و حتی گوشت اضافه کنید.

۱۴- حتماً در یک وعده غذایی از سبزیجات سبز رنگ، ذرت و مواد نشاسته ای استفاده کنید.

۱۵- در هر وعده غذایی،۲ یا ۳ لیوان آب بنوشید. این کار باعث می شود که عمل جذب به راحتی صورت گیرد.

۱۶- تا جایی که می توانید، بنوشید. زیرا نوشیدن باعث می شود که جای خالی بیشتری برای وارد شدن غذاهای پُرکالری داشته باشید.

۱۷- برای افزایش کالری، شیر و آب میوه بنوشید. از نوشابه ها دوری کنید، زیرا آنها فقط دارای کالری می باشند و هیچ ارزش تغذیه ای ندارند.

۱۸- شکلات سیاه بخورید. شکلات سیاه دارای آنتی اکسیدان می باشد.

۱۹- در آخر بازهم ورزش را از یاد نبرید.

رژیم افزایش وزن این نیست که هرچه می خواهیم بخوریم، بلکه باید همیشه تنوع و تعادل را، چه در رژیم افزایش وزن و چه در رژیم کاهش وزن، رعایت کنیم.

مریم سجادپور- کارشناس تغذیه

تبیان

پنجشنبه, ۳ تیر ۱۳۸۹

دانلود فیلم با زیرنویس فارسی

نوشته شده توسط حامد 793 نمایش

پیش نوشت : خب این پست یکی از مطالب اون یکی سایت بود که چون الان همه رفتن عشق و حال و نت خلوته منتشرش می کنم به امید روزهای بهتر ! ضمنا این پست بعد از چند روز غیب میشه و به بخش تفریحی – کاربردی منتقل میشه . ضمنا به بخش های حکایت و مینی مال هم سر بزنین.

سلام دلبندانم . خب حالا که زیاد تب و تاب دانشگاه بالا نیست بذارین یه پست غیر دانشگاهی ولی مفید هم تو سایت داشته باشیم. قطعا اکثر قریب به اتفاق آدما دوست دارن اوقات فراغتشون رو به بهترین نحو به پایان برسونن اما بعضی وقتا پیش میاد که این اوقات خارج از حد نرمال میشه طوریکه آدم حوصله اش حسابی سر میره. اینجور مواقع میتونه با خودش ور بره ، میتونه بخوابه و یا میتونه فیلم ببینه. حالا من میخوام نحوه ی فیلم دیدن رو به شما آموزش بدم !

مهمترین بخش کار ، پیدا کردن یه فیلم متناسب با سلیقه امونه. اما از کجا ؟ بعضیا از دوست و آشنا فیلم می گیرن و بعضیا میرن بقالی سر کوچه اشون چند کیلو فیلم می خرن. بعضی دیگه هم مثل من میشینن پای اینترنت و دانلود می کنن. برای دانلود فیلم حتما باید اینترنت پرسرعت داشته باشین. یه فیلم ۷۰۰ مگابایتی رو میشه با سرعت ۱۲۸ حدودا در مدت ۱۵ ساعت دانلود کرد. اما اینجا سوال دیگه ای پیش میاد. فیلمایی که به سلیقه ی من بخوره و باهاشون حال کنمو از کجا باید پیدا کنم ؟ لینکای زیر کمکتون می کنن.

لینک پرفروش ترین فیلم های هفته (Box Office)

لینک پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینما

لینک برترین فیلم های تاریخ سینما براساس نظرسنجی از کاربران

لینک فیلم هایی که نسخه های دی وی دی آن ها به تازگی عرضه شده .

البته می تونین از سایر وبلاگا و وب سایتای معرفی فیلم هم کمک بگیرین. خب حالا فیلم دلخواهتون رو پیدا کردین اما نمی دونین از کجا باید دانلود کنین. سایتای دانلود فیلم فقط فیلمای روز دنیا رو برای دانلود میذارن و اینطوری از دیدن شاهکارای دنیای سینما محروم میشین. راه چاره استفاده از تورنته که نحوه ی کار باهاشو براتون توضیح میدم.

اول نرم افزار utorrent 2  رو از اینجا دانلود کنین. خب ، حالا باید تو سایتای به اشتراک گذاری فایلای تورنت جستجو کنین و یک فایل چند کیلوبایتی مخصوص فیلم رو دانلود کنین. سایت زیر توصیه ی منه :

http://www.isohunt.com

برای دانلود فایل تورنت به این نکات دقت داشته باشین. حدالمقدور از دانلود فایلای زیپ شده خودداری کنین چون احتمال زیاد پسورد دارن. قبل از دانلود به قسمتی که با seeder) s)  نامگذاری شده دقت کنین. این نشون میده که چه تعداد از کاربرا این فایل رو کامل در اختیار دارن و بطورکلی هرچقدر این تعداد بالاتر باشه فایل معتبرتره. ضمنا به کیفیت فیلم هم دقت داشته باشین. برای مشاهده ی انواع کیفیت ها به اینجا رجوع کنین.

خب حالا فایل تورنت رو دانلود و اونو با استفاده از نرم افزار utorrent بازش کردین. حالا باید صبر کنین تا دانلود تموم بشه ! البته یه مقدار تنظیمات و امکانات داره که اگه باهاش کار کنین خودتون متوجه میشین. مکانیسم تورنت اینطوریه که یه فایل رو به چندصد تیکه تقسیم می کنه. کسی که یه تیکه از فایلو دانلود کرده برای کسی که هنوز اون تیکه رو نداره آپلود می کنه و بالعکس.

خب فیلم ما دانلود شد ! حالا اگه فیلمتون هالیوودی باشه نیاز به زیرنویس فارسی دارین. سایتای زیر کمکتون می کنن اما قبلش باید پک k-lite رو از اینجا دانلود و نصب کنین. (حجمش ۱۵ مگابایته)

www.farsisubtitle.com

http://www.subscene.com

حالا اومدیم و زیرنویس خیلی داغون بود و خواستیم یه دستی به سر و روش بکشیم. خب کاری نداره اگه فرمت فایل زیرنویستون str بود اونو با notepad باز کنین و ویرایشش کنین. راستی اینم بگم که اسم فایل زیرنویستون باید هم نام اسم فایل فیلم باشه.

بعضی وقتا پیش میاد که زیرنویس با فیلم هماهنگ نیست. برای حل این مشکل به حرف گوش کنین ! نرم افزار Subtitle Workshop رو از اینجا دانلود کنین. بعد فایل زیرنویستون رو (که هم نام فیلم و در یک پوشه قرار دارن) با این برنامه بالا میارین. بعد اولین مقدار زیرنویس رو با اولین دیالوگ فیلم نگه می دارین. بعدش دکمه ی رو فشار میدین که یه صفحه باز میشه. که اینجا رو دکمه ی Cancel کلیک کنین. حالا برید آخرین عبارت زیرنویس رو با آخرین دیالوگ فیلم مچ کنین و دوباره دکمه ی S رو بزنین اما ایندفعه گزینه ی Adjust رو انتخاب کنین. خب کارمون تموم شد و کار رو ذخیره کنین و بیاین بیرون.

برای دیدن لیست کوتاهی از فیلمای جالب و همچنین معرفی اونا به اینجا هم یه سری بزنین. خب حالا من چندتا پیشنهاد براتون دارم. سعی کنین فیلمای درام و معمایی و ترسناکو تنهایی تماشا کنین. فیلمای کمدی و اکشن و اسلشر هم تنهایی اصلا حال نمیده ، یه چند نفر بیکار مثل خودتون پیدا کنین. فیلمای رومانتیک و مثبت هیجده و مثبت بیست و سه رو هم با دوست دخترتون بشینین نگاه کنین ! (مثل رابرت دنیرو تو فیلم راننده تاکسی) فیلمای تین ایجر و صورتی هم اصلا نبینین که حالتون به هم می خوره ! ضمنا فقط دخترا از این فیلما می بینن. خب اگه با من کاری ندارین برم یه فیلم تمیز ببینم و صد البته که فیلم بدون چیپس و پفک هیچ مزه ای نداره !

دوشنبه, ۲ فروردین ۱۳۸۹

راه های درخواست دوستی

نوشته شده توسط حامد 235 نمایش

سلام متاخر ! من میام و تو میری ، یا تو میای و میرم ، این که نشد زندگی ، مگه نمی دونی که ، به دست تو اسیرم ، چرا نمیشه یک روز ، با یک خیال راحت ، تو رو ببینم آروم ، از چشم و دست و قامت ، چرا خدا نداره ، نمی کنه نمی خواد ، رحمی به قلب من که ، با آه کشیده فریاد ، چرا شبم نمیشه ، روشن تر از نور روز ، ماهم چرا نمیاد ، ستاره ای نیست هنوز ، دلم می خواست یه روزی ، کنار تو بشینم ، صورت ماهتو هم ، ببوسم و ببینم ، ببینمت دائما ، تو خلوت و شلوغی ، تویی که واسه ی من ، چراغ پر فروغی ، …………… ،………….. ، بدون که این دل من ، بدجوری بی قراره !!!!!!!!!!

خب یه مدتی بود که می خواستم این پستو بنویسم اما بنا به دلایلی از نوشتنش طفره می رفتم تا اینکه چند روز پیش این پست از وبلاگ زهرا رو خوندم و به این نتیجه رسیدم که نوشتن درباره ی این موضوع اونقدرها هم که فکر می کنم چیپ نیست . اما من تا قبل از ورود به دانشگاه به دلیل اقتضای سن دوستان و محیطی که توش قرار داشتم به هیچ وجه با دخترای نا آشنا ارتباط نداشتم و دوستام هم نداشتن . البته بعضیا بودن که پول تو جیبیاشونو جمع می کردن تا یه روز که خونشون خالی شد بتونن نهایت استفاده رو ببرن ولی در کل اکثریت قریب به اتفاق بچه ها پایبند به خانواده و اصول بودن .

قطعا بعد از ورود به دانشگاه همه چیز تغییر می کرد و من بصورت نسبی می دونستم که ممکنه یه سری ارتباطاتی شکل بگیره اما شاید به نوعی ترم اول شوکه شدم . هنوز یکی دو هفته نگذشته بعضیا دست به کار شدن . یکی به دوستش گفت برو به فلان دختر شماره ی منو بده و بگو که این شماره واسه منه . چند نفر سر یکی از کلاسا نشستن و چند تا دختر انتخاب کردن و با هم قرار گذاشتن که برن و باهاشون صحبت کنن و به قولی درخواست دوستی بدن که البته اینکه چه اتفاقاتی افتاد رو ایشالا بعد از فارغ التحصیل شدنم تعریف می کنم. یکی دیگه تا یه دختر خوشگل بهش نگاه میندازه فورا عاشق میشه و واقعا هم عاشق میشه ! تا حالا چند بار عاشق شده و بعد از اینکه سرش به سنگ خورده دپ زده . بعضیام که بدون هیچ هدف خاصی وسط دخترا می لولن و عملا شدن وسیله ی طرب و تفریح دخترا . تعدادی هم تو این وادیا نیستن و فقط بدنو می بینن و کاری به عشق و علاقه و زیبایی ندارن . دیگه بگذریم ولی من صحبتا دارم که فعلا خیلی زوده واسه گفتنش.

بحث این پست همونطوری که از تیتر هم مشخصه در رابطه با نحوه ی ابراز علاقه در اولین برخورده . اما حالا ما از کجا بفهمیم که واقعا نسبت به طرف علاقه مندیم و احساس می کنیم که اگه بهش برسیم به موفقیت رسیدیم ؟ اولا همیشه این نکته رو مدنظر داشته باشین که هیچ وقت با یه نگاه آدم عاشق نمیشه. مواردی که منتج به عشق میشه رو تو این پست گفتم . ثانیا اگه اون پست وبلاگ زهرا رو مطالعه کرده باشین ، یه جا گفته که کسایی که واقعا به طرف علاقه پیدا می کنن براشون سخته که بخوان جلو برن و صحبت کنن .

سناریوی اول – مکان : راهروی دانشگاه ، زمان : بعد از ظهر

- : هی … هی … – : هان ؟ -: میخوام برم با این دختره صحبت کنم . -: ای بابل ! تو هم که از دست رفتی ! -: نه بابا همین الان تصمیم گرفتم . برم یا نه ؟ -: چه می دونم …. خب برو . دو دقیقه بعد … -: خب چی شد ؟ -: هیچی گفت نامزد داره منم بی خیالش شدم . از اولشم می دونستم اینقدر خودشو می گیره اه اه .

یکی از فاکتورای مهمی که تو اولین برخورد و اولین گفتگو تاثیر زیادی رو ادامه ی روند میذاره ، محلیه که مشغول به صحبت میشین . چون علاوه بر اینکه یه نوستالژی برای شما و طرف بوجود میاره اگه محیط آروم تر و حالا عاشقونه تری هم باشه حتما موثرتر خواهد بود .

سناریوی دوم – مکان : راهروی دانشگاه ، زمان : بعد از ظهر

- : ببخشید … ببخشید خانوم -: بله ؟ -: ببخشید میشه چند دقیقه وقتتونو بگیرم ؟ – : خواهش می کنم بفرمایین . -: راستش چطوری بگم ، قضیه اینه که من یه مدتیه …. -: (از فاصله ی دور) سلام ممد ! چطوری ؟ از اینورا ؟ -: چاکرم ! دلم تنگیده بود واسه ات خیلی خوشحال شدم دیدمت ! -: قربونت ! فعلا ! - : نگاهی ! یا علی ! … ببخشید … من خیلی رو این مسئله فکر کردم ، آخرش به این نتیجه رسیدم که واقعا شما عالی هستین و من به شما … -: (از فاصله ی دور) ممد ! – : هان ؟! -: کپی کردی جزوه رو ؟ - : اه … نه یادم رفت یه ربع دیگه میرم . -: بابا زود باش دیگه کلاس شروع شد . – : باشه باشه الان میرم …. می دونین خواستم بگم که خیلی به شما علاقه پیـ… اِ کجا رفتی پس ؟

یکی دیگه از مواردی که باید مدنظر داشت زمانه . وقتی طرف قاتیه و بخاطر مشکلات شخصی و غیر شخصیش اعصاب نداره بهتره که صبر پیشه کنین . سر صبح هم این کارو نکنین چون طرف هنگه گیج می زنه . ضمنا جمله ی استاد کوزه گر رو هم آویزه ی گوشتون کنین !

سناریوی سوم – مکان : رو به روی کبابی – زمان : ظهر

-: خانوم … خانوم یه لحظه … ببخشید یه لحظه کارتون داشتم . -: بله ؟ -: سلام -: سلام ، بفرمایین ؟ – : من حقیقتش می خواستم بهتون بگم که یه حسی به شما پیدا کردم که به کس دیگه ای نکردم . می دونین ، احساس می کنم به شما شدیدا علاقه مندم . -: خب ، چی بگم . اجازه بدین درباره اش فکر کنم . – : اگه میشه الان یه نظر کلی بدین . – : ببینین من الان یه ذره گرسنمه باید یه چیزی بخورم . -: خب اشکال نداره زود بگین و برین یه چی بخورین . -: خب پس غذا می خورم بعد بهتون میگم . -: نه من تحمل ندارم همین الان بگو . -: من پیشنهاد می کنم اول ناهار بخوریم بعد درباره اش صحبت می کنیم. -: ولی من الان گشنه ام نیست. خواهش می کنم اینقدر منو اذیت نکنین . بگید دیگه. -: آخه الاغ ! وقتی تو منو بغل کبابی نگه داشتی بوی کبابم میاد چطوری می تونم با این شیکم خالی ریخت نحس تو رو تحمل کنم ؟ آی کیو !

سعی کنین اگه در ارتباط با جنس مخالف دچار مشکلین طبق راهنمای قدم به قدم این پست عمل کنین. با کلاس صحبت کردن و حاضر جوابی رمز موفقیته هرچند جواد بازی و دلقک بودن هم در پاره ای از اوقات جواب میده .

سناریوی چهارم – مکان : محوطه ی باز ، زمان : عصر

- : سلام خانوم چیز . ببخشید میشه چند دقیقه وقتتونو بگیرم ؟ -: خواهش می کنم . -: من اومدم که بهتون بگم که خیلی شما رو دوست دارم و میخوام که با هم باشیم . ببینین . منو نگاه کنین . من همینم که هستم. این لباسامه اینم تیپم . -: خب ، آخه می دونین من فکر می کنم ما با هم هیچ سنخیتی نداریم . -: سخنیت نه مه نه ؟ ایلده واسه من گلمبه سلمبه صحبت نکن با دهن حرف بزنا . -: سنخیت یعنی اینکه اگه بخوایم با هم باشیم ممکنه در آینده به مشکلات عدیده ای برخورد کنیم . -: عدیده چیه دیگه ؟ -: یعنی متعدد . یعنی زیاد . ضمنا بهتره که شما با یه دوشیزه صحبت کنین چون من تا چند وقت دیگه میخوام مزدوج بشم . -: من که نمی فهمم چی میگی تو . مزدوج و این حرفا نمی دونم یعنی چی . -: یعنی اینکه من شوهر دارم آقای محترم ! -: آهان ! خب از اول بگو دیگه چرا اینقدر ادبیاتی حرف می زنی. اگه شوهر داری اشکال نداره طلاقش بده بعد من میام تو رو می گیرم .

اصولا بعضیا جواب نه رو برنمی تابن و وقتی تو این امور مهم و احساسی جواب رد میشنون دچار هیجانات درونی میشن و یه بلایی سر خودشونو بقیه میارن. البته جواب رد دادن هم یه هنریه که بسته به هوش و مطالعات افراد درصد موفقیتش بدست میاد .

سناریوی پنجم – مکان : محیط بسته ، زمان : ظهر

- : سلام – : سلام -: معذرت میخوام روم به دیوار گلاب به روم میشه چند لحظه با شما صحبت کنم ؟ -: آره -: ببینین من دیدم نسبت به شما یه طوره دیگه ای شده ، چطوری بگم ، یه احساس فرا زمینی ، یه احساسی که هیچ کس نداره . نمی دونم منظورمو چطوری برسونم ولی فکر می کنم این احساسات باید نشونه ی خوبـ….. -: ده بنال زودتر دیگه – : بله ببخشید . من عاشق شما شدم ! -: چی ؟ بچه سوسول تو با این سک و صورتت اومدی تو روی من میگی چی ؟ آخه چی به تو بگم دیلاق بدقواره ! مادر …… ! ک ….. ! برو با هم قد خودت بازی کن کوچولو ! گوسفند ! -: ولی من خیلی شما رو دوست دارم -: بیا بخور بابا – : ببخشید چیو ؟

باید موقعیت سنج باشین . نه فقط تو این کار بلکه هرکاری که میخواین بکنین موقعیتشو بسنجین . قبلش به عواقبش فکر کنین و مخصوصا برای درخواست دادن که تا حدی مهم هم هست خیلی باید سبک سنگین کنین. البته دست دست کردن هم پیشنهاد نمیشه .

سناریوی ششم – مکان : پارک ، زمان : بعد از ظهر

- : سلام خانوما … ببخشید میشه من چند دقیقه با دوستتون خصوصی صحبت کنم ؟ -: چی میخوای بهش بگی ؟ -: حالا اگه اجازه بدین خصوصی خدمتشون عرض می کنم . – : حتما میخواد بگه آه ای عقش من ، تو را بسیار دوست می دارم و تو در قلب منی ! آه ! – : آره ، حتما شمارشم رو کاغذ دفتر چهل برگش نوشته درمیاره میده ! ها ها ها ها ! -: صورتشو نگا کن چقدر یبسه با اون خال هندوش ! -: کفشش ! کفششو ببین پای چهل نفر توش جا میشه ، مث پاهای کارل می مونه – : کارل کدوم خریه دیگه ؟ -: چه می دونم تو یه فیلمی بود یارو قدش شیش هفت متر بود اسکوله اسکول ! هه ها ها هه ها

اگه براتون ممکنه در مورد دختره هم فکر کنین و هم تحقیق . اگه مثل ما دانشجو باشین که کار سختی ندارین ولی اگه هم نباشین بالاخره بهتره یه شمه ی کلی نسبت به معشوقه اتون پیدا کنین.

سناریوی هفتم – مکان : دانشگاه ، زمان : قبل از ظهر

- : اِ … سلام خانوم چیز . می خواستم یه ذره در مورد یه مسئله ای باهاتون صحبت کنم . -: سلام . خواهش می کنم بفرمایین . -: راستیتش من به شما علاقه دارم می خواستم نظر شما رو درباره خودم بدونم . -: خب ، میگم که بهتره بیشتر با هم صحبت کنیم . -: خیلی فکر خوبیه پس بعدا با هم حرف می زنیم خدافظ . -: خب شما چیزی از من نمیخواین ؟ مثلا شماره تلفن ؟ -: نه اونو که دارم . از این لحاظ نگران نباشین تلفن نشد ایمیل ، ایمیل نشد میام دم در خونتون ، نشد میرم محل کار بابات . مشکلی نیست تو این زمینه . -: یعنی شما می دونین محل کار بابای من کجاست ؟ -: بله ، تازه چند وقت پیش با هم یه صحبت مفصلی هم داشتیم خیلی آدمه خوش مشربیه . -: خب ببینین ، این داداش من خیلی رو من حساسه . حتی اگه پدر مادرمم راضی بشن شاید اون کوتاه نیاد . -: داداشت ؟ بابا ما با هم اینجوری ایم … آه … یه بار با هم رفتیم خونه خالتون . -: یعنی شما همه چیز منو می دونین ؟ -: خب آره – : مثلا الان می دونین سایز لباسای من چنده ؟ -: دقیقا ! تازه سایز لباسای مامانتم می دونم !

اصولا آدما تو موقعیتای حساس نمی تونن احساساتشون رو بروز ندن و هرچقدر هم که خودشونو کنترل کنن بازم از چهره اشون میشه فهمید . حالا نسوان یه مقدار توانایی کنترلشون بیشتره و ضمنا توانایی تشخیصشون هم بالاتر !

سناریوی هشتم – مکان : هرجا ، زمان : هر وقت

-: ببخشید من خیلی شما رو دوست دارم و میخوام که باهام ازدواج کنین ! -: بوووووووووع    :o   !

البته الان به نظر میاد روشی که من پیشنهاد دادم قدیمی و کهنه شده باشه اما علاوه بر اینکه اخلاقی تره ، وجهه ی قشنگتری هم داره تا اینکه مثلا تو پارتی با طرف آشنا بشین و یه کم باهاش برقصین ! یا مثلا برید به همه بگین که من مخ یه دختره رو زدم عین باربی می مونه . ولی کی به من گوش میده آخه ؟ الان اگه به دختره بگی شب بیا با هم بخوابیم راحت تر قبولت می کنه تا بخوای کلی آسمون ریسمون ببافی .

سناریوی نهم – مکان و زمان : نداره

سلام ، من تو رو میخوام ، اه چقده خرم من ، منو ببین ، یهو خب قاطی کردم ، زد به سرم اومد یهو تو سرم که ، بیام جلو بگم دوسِت دارم ، اگه جونمو بخوای جلو پات میذارم ،  آخه چی بگم که یه ذره خوشت بیاد ، من خره خرم ، دلم تو رو تو رو میخواد.

دانلود آهنگ سلام از نریمان و Smash .

هرچند که بازم می تونستم این پستو کش بدم اما باور کنین نوشتن خیلی سخت شده . من نه برای نوشتن بلکه برای زندگی کردن نیازمند همدلی و همفکری شمام ! بابا اصلا با اسم مستعار نظر بذارین. من که تو دنیای واقعی رو به هبوطم حداقل تو مجازیش یه ذره لذت ببرم . فعلا خداحافظش ! ( آخه کیو میگی؟)

پی نوشت : این وبلاگ رو ببینین ! فکر می کنین بعد از اینکه صاحبش شایعه ی ازدواج الناز شاکر دوست رو شنیده چه حالی پیدا کرده ؟ ضمنا برای حل مشکلش از شما کمک خواسته .

سه شنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۸۸

اگه عشق همینه !

نوشته شده توسط حامد 246 نمایش

سلام معشوق ! توی قفس نشستم ، خیره شدم به ملت ، تحقیرو از نگاها ، حس می کنم به شدت ، کنج قفس میشینم ، زانو بغل می گیرم ، دلم میخواد نبینم ، بخوابم و بمیرم ، از وزن این نگاها ، چشمم میخواد باره ، یه قلب پاره پاره ، دیدن دیگه نداره ، عاشق مگه ندیدن ، اسیر بشه تو قفس ، مگه ندیدن که عشق ، بسته بشه بهش نفس ، صدای خنده و دست ، توی قفس پیچیده ، انگار فرشته نفخو ، توی صورش دمیده ، من مُردم و امیدم ، زنده می مونه اما ، تا وقتی که تو باشی ، بی همدم و بی همراه !!

خب ضمن تسلیت روزای سوگواری ، چون دیدم امروز ولنتاینه بی مناسبت ندیدم که این پستو بنویسم. البته این پست مقدمه ی پست بعدیه که خیلی وقته میخوام بنویسمش اما ترجیح دادم که یه وقت مناسب تر منتشرش کنم. احتمالا اونو یکی دو هفته دیگه میذارم تو سایت . (نه تو این سایت) . قبلا در مورد ولنتاین تو این پست یه سری جملات نوشته بودم و تو این پست هم نمیخوام بگم که روز ولنتاین یه آیین غربیه و هرکی کارای اونا رو تقلید کنه پس غربزده اس. کلا بحث سر اینه که چرا وقتی ما یه روزی شبیه ولنتاین داریم براش ارزش قائل نمیشیم. چون می دونین دیگه اصولا غربیا با رسانه هایی که دارن طوری القا می کنن که عشق ، بوس و نوازش و آمیـز*شه. حالا من تو این پست راهایی که ممکنه منتج به عشق بشه رو بررسی می کنم هرچند که ممکنه موارد دیگه ای هم باشه و به ذهن من نرسیده باشه.

یکی از مواردی که ممکنه به عشق ختم بشه عادت هستش. وقتی به یه چیز یا کسی عادت می کنیم کم کم احساس علاقه به اون ایجاد میشه و این یه امر انکار ناپذیره. مثلا اگه شما هر روز یه شخص خاص رو ببینین بدون اینکه حتی باهاش حرف بزنین کم کم بهش علاقه پیدا می کنین و بسته به نوع آدما میزان شدت این علاقه متفاوته. کلا وقتی میگن ترک عادت موجب مرضه و یا علت سخت بودن تغییر عادات دلیلی بر مدعای منه.

نیاز هم میتونه منجر به عشق بشه. مثال می زنم. مثلا همه به مادرشون نیاز دارن. خب این نیاز باعث ایجاد عشق به مادر میشه و تو بعضیا هم دیدین که وقتی دیگه نیازی احساس نمی کنن علاقه ای هم بروز نمیدن. یا بحث نیاز جنـ سیتی یا نیاز جن*سی. به هرحال هر آدمی باید این نیازشو برطرف کنه اما بعضی مواقع افراط صورت می گیره. یه رابطه ی پایدار نتیجه ی وجود عشقه و اگه بعضیا دائما در حال سوئیچ کردن رو کیسای مختلف هستن قطعا دچار اختلالات اجتماعی و اخلاقی اند. این تیپ آدما فقط به فکر رفع نیاز غریزه های خودشونن و من به جد میگم تعداد کثیری از آدمای قشر مرفه که چندتا دوست از جنس مخالف بطور موازی یا خطی دارن حتما رابطه ی جن*سی هم داشتن. من رو این قضیه اطمینان کامل دارم و همینطوری رو هوا حرف نمی زنم.

مورد بعدی میتونه تملک باشه. کسی که صاحب چیزیه به اون علاقه و غیرت پیدا می کنه. کسی یه ماشینی داره و ناخودآگاه نسبت به ماشینش علاقه مند میشه و یا پدر و مادر نسبت به بچه هاشون عشق دارن که اینا همه از بحث تملک ناشی میشه.

مهمترین مورد تفاهم و درک متقابله. یکی از مسائلی که تو زندگی همه هست اینه که وقتی با یه آدم همفکر خودشون هم صحبت میشن احساس لذت و آرامش می کنن و وقتی با یه نفر که مخالفشونه برخورد می کنن عصبی و ناراحت. مثل همین قضایا و اتفاقتی که قبل و بعد انتخابات افتاده . ضمنا دلیل اکثر جداییا هم همین نبود تفاهم و همسوییه فکره.

مورد بعد به نظرم میتونه ترحم باشه. وقتی نسبت به کسی احساس ترحم بکنین خود به خود بهش علاقه مند میشین و دوست دارین براش یه کاری کنین که همیشه خوشحال و سربلند باشه. البته اگه عشق فقط رو همین قضیه شکل بگیره ممکنه مظلوم نمایی و سوء استفاده پیش بیاد و یا اونی که مورد ترحم واقع شده از وضعیت خسته بشه.

ایده آل هم مورد آخره. دیگه این امر بدیهیه که هرکس به ایده آلش عشق می ورزه ، حالا میتونه یه نفر باشه که تو خیابون می بینه ، می تونه دوست و آشنا باشه یا میتونه خواننده و بازیگر باشه. خب بعضیا به اشخاص ایده آلشون می رسن و بعضیام نه ولی اینو مطمئن باشین که هیچ وقت ایده آل نداریم و صرفا ممکنه ظاهری باشه.

وقتی که همه یا تعدادی از موارد بالا در کنار هم باشن یه عشق پدید میاد و البته عشق یه طرفه هیچ ارزشی نداره و مثلا اگه شما عاشق کتابتون باشین ولی اون نباشه – که نمی تونه باشه – خب به چه دردی می خوره. اما عشقای واقعی و دو طرفه ناگسستنی میشن و یکی از مصادیقش هم ازدواج موفقه که تازگی تلویزیون تیزرای جالبی در اینباره پخش می کنه.

راهای ابراز عشق و علاقه هم خیلی مهمه. اگه شما به یه نفر شدیدا علاقه داشته باشین اما بروز ندین خب اونم نمیفهمه که شما بهش علاقه دارین و در نتیجه اونم یا نسبت به شما احساسی پیدا نمی کنه و یا علاقه اش کمرنگ میشه. به نظر من این ابراز هم نباید تصنعی باشه چون اگه طرف یه ذره هوش و دقت داشته باشه متوجه مصنوعی بودن عشق میشه که البته بعضیا هم با اینکه متوجه میشن اما قبول نمی کنن که تبدیل به ابزار شدن. خب فعلا این پست رو داشته باشین و اگه بازم دوست داشتین نظرای منو در این زمینه ها بدونین این پست هم مطالب خوبی توش هست. ضمنا قسمت بعدی این پست به صورت طنز و هزله و فکر کنم بعضی از دوستان هم دانشگاهی خیلی خوششون بیاد ! به هرحال فعلا خداحافظ .

یکشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۸۸