رژیم غذایی و کاهش وزن

نوشته شده توسط مهرداد 1 نمایش

اگر می خواهید لاغر شوید ، مغز خود را عمل کنید !

سلام به دوستان گلم . عزیزانم بعد از حدود یک سال و پنج ماه میخوام یه پست براتون بذارم تا مشکلات اساسی ما رو حل کنه. این پست دیگه در رابطه با راز و قوانین جذب و این چیزا نیست . البته دوستان بازدیدکننده خیلی لطف داشتن چونکه پربیننده ترین پست این سایت همین قانون راز و جاذبه بود و توی گوگل رنک سایت رو بالا برد.

اما زیادی نوشتن توی یه پست می تونه اون پست رو خراب کنه. فقط مختصر و مفید توضیح میدم : میخوام یه داستانی رو براتون تعریف کنم بعد برم سراغ این چاقی و لاغری و اینجور چیزا .

چاقیو لاغری . مشکل بسیار بزرگی که جامعه ی بشری با اون دست و پنجه نرم می کنه . من خودم چاق بودم خیلی زیاد . عضو باشگاه فوتبال بودم اما کنار گذاشته شدم . دو قدم نمی تونستم بیشتر راه برم ، کمرم درد می کرد ، کف پام درد می کرد. نمی تونستم بدوم چونکه ۱۱۸ kg وزن داشتم اونم تو اوج جوونی یعنی سن ۱۷ سالگی . قبلا یه ار ۱۸ کیلو کم کرده بودم اما اون کم کردن وزن باعث ریزش مو و کم خونی و مشکلات گوارشی شده بود و بعد از ۶ ماه دوباره برگشت خورد .

مشکل اکثر کسایی که چاقند کم کردن وزن نیست ، نگهداشت تو موضع لاغری خیلی سخته . من خودم دفعه ی اول فقط ۶ ماه لاغر موندم. البته میگن که اگه ۵ سال تو موضع لاغری بمونی دیگه چاق نمیشی که البته من تکذیب می کنم چونکه مثال نقض رو دیدم .

من دفعه ی اولی که ۱۸ کیلو کم کردم رفتم پیش دکتر “ک” که خیلی دکتر خوب و معروفیند اما دوباره چاق شدم. دفعه ی دوم دیگه دکتر نرفتم و لاغر شدم و الانم بعد از گذشت ۲ سال همچنان لاغرم .

چاقی مشکلات اجتماعی فراوانی رو به بار میاره. مثلا اگه یکی رو دوست داشته باشی و چاق باشی تو رو تو موضع ضعف قرار میده یا اینکه هیچ موقع نمی تونی یه آدم خوش تیپ باشی یا یه ستاره ی سینما !! برای همین لاغر شوید .

روش های زیادی وجود داره برای لاغر شدن. مثل بالن گذاشتن توی معده ، عمل معده (کوچک کردن معده) ، کوتاه کردن روده ، لیپوساکشن ، قرص لاغری و غیره . اما من پیشنهاد می کنم مغزتون رو عمل کنید یعنی عادات غذایی خود رو درست کنید . برای عمل کردن مغز به دستورات ذیل عمل کنید :

۱- میزان کالری هر غذا رو به اندازه ی اون بدونید . مثلا ۱۰۰ گرم بستنی ۴۰۰ کالری .

۲- میزان کالری مورد نیاز توسط بدن خودتونو محاسبه کنید . مثلا من که الان ۲۲ سالمه و استخوان بندی درشت دارم حدودا ۵۰۰۰ کالری در روز باید مصرف کنم. اگر بیشتر از ۵۰۰۰ تا باشه چاق میشم و اگه کمتر باشه لاغر میشم .

۳- از خوردن غذاهای با حجم کم و کالری بالا خودداری کنید . مثل آجیل ، بستنی ، گز ، سوهان و غیره .

۴- نوشابه رو کاملا از برنامه هفتگی و سالانه و تا آخر عمرانه ی خود کم که نه ، حذف کنید . مثل من که ۱۰ ساله نوشابه ی قنددار نخوردم .

۵- کارهای شخصی خود رو خود انجام دهید . مثل شستن ماشین ، جارو زدن ، خانه تکانی و …

۶- گشنه نمانید! سابقه نشان داده که اگر انسان رو نسبت به یه موضوع منع کنیم انسان حریصتر میشه . پس سعی کنید زیاد گرسنه نمانید .

۷- وقتی دره فینال جام اروپا رو بین آرسنال و منچستر نشون میده و شما طرفدار منچستر هستید و منچستر ۱۰ گل عقبه یا یک گل جلو (خیلی بعیده) غذا نخورید. وقتی عصبانی یا شکست خورده یا استرسی هستید غذا نخورید .

۸- بین غذا آب و نوشابه نخورید .

۹- توی آشپزخونه کار نکنید .

۱۰- غذا که تمام شد از سر میز بلند شوید .

۱۱- ناخنک ممنوع

۱۲- برای خوردن غذاهای با کالری پایین از قاشق و غذاهای با کالری بالا از چنگال استفاده کنید . مثلا برای سالاد از قاشق و برای برنج از چنگال استفاده کنید .

۱۳- سالاد را با سس سفید به میزان کم استفاده کنید .

۱۴- روغن مایع ، کلزا ، زیتون و ذرت زیاد زیاد زیاد زیاد بخورید .

۱۵- ماکارونی ، اسپاگتی ، سالاد الویه و سیب زمینی سرخ کرده را خواهشا کنار بذارید .

۱۶- چای زیاد بخورید . (اما بعد و قبل غذا نخورید.)

۱۷- در محیط خنک غذا نخورید ، محیط گرم باشد تا غذا به شما نچسبد .

۱۸- از ظرف غذای بیمارستانی استفاده کنید .

۱۹- دو لیوان آب ترجیحا همراه با لیموترش به همراه یک حبه قند قبل از نهار .

۲۰- و از همه مهمتر ، هروقت گرسنه بودید غذا بخورید ، هروقت گرسنه بودید .

اینا رو معمولا همه می دونن ولی کسی به این عمل نمی کنه ، یا تو یه مهمونی یا عروسی انقدر می خوره که همه انگشت به دهن می مونن. آدم یاد قصه ی کاه و کاهدون می افته .

در رابطه با ورزش هم می تونم بگم که ورزش های انفجاری انجام ندید چونکه از ورزش زده میشید. مثل فوتبال . فوتبال یه ورزشیه که اگه مهاجم وایستید یه پاس بدن توی عمق ، شما واقعا غرق میشید و درخواست تعویض می کنید . از ورزش هایی استفاده کنید که انفجاری نباشن. میزان کالری ورزش هم حساب کنید که مثلا یک ساعت پینگ پنگ چقدر کالری می سوزنه. تا دو ساعت بعد از ورزش هم غذا نخورید چونکه جذب زیادی داره و بیشتر از قبل چاقتون می کنه .

شما به سرعت لاغر نمیشید مگر اینکه دچار ریزش مو یشید ، دچار یبوستمزمن بشید یا دچار سردرد میگرنی یا هرچیز دیگه. شما باید در طول مدت زیادی لاغر بشید. ورزش یه کمک دیگه هم می کنه . به غیر از سوزاندن کالری ها از شل شدن پوست شما خودداری می کنه. من خودم یه ذره از پوست شکم ، بازو ، پهلو و صورتم شل نشد چونکه روغن مصرف کردم و زیاد ورزش کردم. شل شدن پوست صورت یا شکم خیلی موضوع ناراحت کننده ایه که البته با عمل جراحی میشه پوست و صورت رو به شکل اول برگردوند که اونم عوارض خاص خودش رو داره.

من راز سلامتی و لاغر شدن خودم رو تو چندتا موضوع می دونم :

۱- فوتبال هفته ای سه جلسه ۲ ساعته

۲- کنار گذاشتن نوشابه به مدت مدید

۳- رژیم غذاییمتناسب با تحرک

۴- انجام تمامی ۲۰ مرحله

۵- حوصله

۶- و مهمتر از همه مغزم رو عمل کردم که وقتی گرسنه نیستم غذا نخورم.

و من ۴۵ kg کم کردم. از ۱۸۸ تا ۷۳ . شما هم می تونید با عمل کردن مغز خود و کنار گذاشتن عادات بد غذایی لاغر شوید.

نکته : تمامی مطالب این پست فقط و فقط نظر نویسنده است و نویسنده هیچ مسئولیتی در قبال صدق یا کذب بودن مطالب به عهده نمی گیرد .

جمعه, ۱۲ شهریور ۱۳۸۹

بازگشت صغری !

نوشته شده توسط حامد 69 نمایش

سلام . راستش طرز نوشتن یادم رفته ولی کم کم برمی گردم به روال عادی . زنهار ادامه ی نوشتن تو اینجا جایز نیست و من به این نتیجه رسیدم که استعدادم رو در جایی بهتر و آزادتر ادامه بدم . البته نمی خوام از خودم تعریف کنم ولی با بسته شدن این سایت هیچ ضرری متوجه من نیست چون به هرحال می تونم برم جای دیگه خلاقیت و استعدادم رو پیاده کنم و این مخاطبای من هستن که ضرر می کنن .

به هر تقدیر اومدم بگم که سایت بازم آپدیت میشه ولی فکر نکنم اونقدر جذاب باشه که کسی بخواد دنبالشون کنه و شخصا از همه ی شما بابت مشکلات پیش اومده معذرت میخوام و امیدوارم هممون هرجا که هستیم موفق باشیم ! الهی آمین !

ضمنا اگر کسی راغب بود مطلبشو بذارم تو سایت با کمال میل قبول می کنم و اگر هم کسی دوست داشتم به عنوان مهمان یکی دو پست تو وبلاگش بنویسم با نهایت اشتیاق می پذیرم . بعدش اینکه دوستانی که این مطلبو می خونن و قبلا هم کامنت گذاشته بودن ایمیل صحیحشونو وارد کنن تا اگه خواستم برخی اطلاعاتو براشون ایمیل کنم.

و بدرود !

چهارشنبه, ۲ تیر ۱۳۸۹

محدودیت ، محرومیت ، معلولیت !

نوشته شده توسط حامد 280 نمایش

پانوشت : مدت خیلی زیادی بود تو این پاساژای تجاری نرفته بودم. دیروز یه فرصتی دست داد با یکی از دوستان دنبال قطعه های کامپیوتری می گشتیم که یه سری به یکی از این پاساژا هم زدیم هرچند که دستمون رفت تو پوست گردو و تنها ثمر این گشت و گذار دیدن مردم بود ولی بازم اشکال نداره ، وقتمون گذشت. حالا اینکه مردم بیان و لباس و کفش و طلا بخرن واسم قابل هضمه اما اینکه دخترا من جمله نگار پنجاه درصدیم صرفا علاقه به دیدن اجناس دارن و هیچی نمی خرنو نمی تونم درک کنم. یعنی این کار چه لذتی می تونه داشته باشه ؟ مثلا شما رفتی یه پاساژ تجاری مثل گلدیس و یه چرخی هم زدی و چهارتا مغازه رو هم دیدی. پس کی میخوای بخری ؟ دیدن که حال نمیده. البته شایدم مقصود با هم بودن باشه و بهونه ای برای اینکه دمی با دوستان بیاسایند ! شاید …

سلام. اگه سری به آرشیو مطالب سایت زده باشین حتما با این پست برخورد کردین. تو اون پست یه چند تا سوال بنیادی و بدون جواب مطرح کردم که الان به جواب یکی از سوالا رسیدم و تو این پست به تفصیل در موردش صحبت می کنیم.

حدود یه هفته پیش ، بعد از آخرین دادگاه ، خبرگزاری فارس یه مطلبی گفته بود با این مضمون که کیان تاجبخش که تو عمرش کلمه ی الله رو به زبون نیاورده بوده الان داره از رو نوشته نماز میخونه. حالا سوال اینه ، اگه نماز نخونه چیکار کنه. اگه به طرف خدا کشیده نشه پس توی این یه سال و نیمی که زندانی بوده و یحتمل بخاطر جرمش توی انفرادی چیکار می کرده ؟ به نظر من خدادوست شدن تو این شرایط هیچ ارزشی نداره.

حتما شما این برنامه ی احسان علیخانی رو قبل از افطار دیدین. چند تا از کسایی که آوردن یا کلا معلول بودن یا به سبب حادثه ای معلول شدن. وجه مشترکشونم اینه که همه اشون یه عشقی به خدا دارن و خیلی باهاش حال می کنن. سوال بعدی اینه که معلولیت ، محدودیت و محرومیت میاره و معلول چه بخواد و نخواد تنها میشه. مسلمه ، توی تنهایی بیشتر سمت خالق کشیده میشی و به نوعی میشه گفت خدا ناکارش کرده که به خودش نزدیکش کنه. حالا معلولی که ادعا می کنه بقیه ی مردم خدا رو درک نمی کنن و ازش دور شدن باید ازش پرسید چرا خودت قبل از اینکه ناقص بشی به خدات اهمیت نمی دادی ؟ یا اگه معلول نبودی هم اینطوری جذب خدا می شدی ؟ البته من خیلی واسه اونا احترام و ارزش قائل میشم و اصلا هیچ ادعایی هم ندارم ، شما به شخص نگارنده کاری نداشته باشین اما کسی که معلول میشه یا از ازل معلول جسمی و مغزی بوده نمی تونه بخاطر درک خودش عاشق معبود شده باشه بلکه این عشق بخاطر تنهایی و بی کسیشه.

احسان علیخانی زاغالو !

تو اون پست این سوالو مطرح کرده بودم که وقتی خدا عضوی از بدن کسی می گیره آیا حقی رو ازش ضایع نکرده ؟ مگه این حق همه نیست که بدن سالم داشته باشن ؟ و بعدش به شیوه ی مهندسی معکوس جواب دادم. گفتم که ممکنه هر آدمی دچار نقص عضو بشه در نتیجه باید خدا رو بابت جسم سالم شکر کرد. شاید این جواب درست باشه اما قانع کننده نیست. به نظر من جواب اینه که وقتی خدا کسی رو ناکار و معلول می کنه نمونه ی مطلق ظلم رو نشون داده. اما از اونجایی که معتقدم صفت بد به خدا نمی چسبه و با این اوصاف صفت عادل بودن خدا زیر سوال میره ، پس باید یه جایی برای بنده ی معلولش جبران کنه. تو این دنیا که نمیشه چون کسی که معلوله تا آخر عمر تو رنج و عذاب زندگی می کنه و بهترین حوادث هم براش به اندازه ی سلامتی کامل دلچسب نیست. در نتیجه باید جایی باشه که خدا به بنده اش حال بده و با روایتایی که هست و این نتیجه گیری من ، وجود آخرت ثابت میشه.

البته این ذهن من همچنان درگیر سوالای دیگه ی اون پست هست و چه بسا پرسشای دیگه ای تو ذهنم داشته باشم ولی بالفعل بهشون فکر نکردم و ممکنه یه زمانی با شما درمیون بذارم. به هر ترتیب تا پست دیگه خداحافظش !

پی نوشت : به زودی زود و به محض اینکه اینترنتم وصل بشه یه بخش جدید توی سایت راه میندازم که یه بخش تفریحیه و توش آهنگ و آموزش و نرم افزار و عکس و این چیزا میذارم. خب منم دوست دارم آمار وبگذرم بره بالا تو الکسا رتبه ام بشه زیر صد هزار !

یکشنبه, ۸ شهریور ۱۳۸۸

شما منطقی هستید !

نوشته شده توسط حامد 137 نمایش

سلام دوستان عزیز و خوشگلم !! ( لفظ خوشگل عمومیت داره و منحصر به قشر و جنس خاصی نیست !)

میخوام یه مطلب کوتاهی رو خدمتتون عرض کنم و از شما هم انتظار دارم خیلی منطقی و بدون احساسات به این مطالبی که به عنوان برادر کوچیکترتون میگم التفات کنین.

ببینین عزیزان ، من فرض رو بر این میذارم که تو انتخابات تقلب گسترده شده ( هرچند که هنوز مصادیقش رو نمی دونم.) فرض رو هم بر این میذاریم که طبق گفته های آقای موسوی شورای نگهبان یک شورای فرمالیته و فرمایشیه و باز هم فرض رو بر این میذاریم که شما رهبری رو هم قبول ندارین. ( البته قبول نداشتن رهبری یعنی قبول نداشتن جمهوری اسلامی) خب حالا با این فرض ها ، حق شماست که اعتراض کنین و تو راهپیمایی ها شرکت کنین. اما دوستان من ، این نکته رو مبذول داشته باشین اگه بعد از تصدیق انتخابات توسط شورای نگهبان و رهبری بازم بخواین راهپیمایی کنین وضع به گونه ی دیگری رقم می خوره. اون موقع شما رو به عنوان نیروهای ضد انقلاب در نظر می گیرن و علاوه بر نیروی انتظامی سایر گروها هم به شدت با شما مقابله می کنن و حتا گروهایی هستن که از کشتن شما هم ابایی ندارن. حتا از ورود به خونه های شما هم باکی ندارن. اونوقت بعد از سرکوب شما که قطعا خسارات مالی و جانی زیادی برجا میذاره ، تهران وارد یه فضای به شدت امنیتی میشه و تا مدت ها به این منوال خواهد موند. مثلن برخی از گروهای متحجر به شما اجازه نمیدن دیگه با آستین کوتاه بیاین بیرون. اینو برای مثال گفتن تا خودتون حدیث مفصلو بخونین از این مجمل. باور کنین جدی میگم ، اونا هیچ ترسی از کتک زدن شما ندارن. شما اصلن نیروهای انتظامی مارو با غربی ها و مثلن فرانسه مقایسه نکنین.

اما راه چاره ای که من برای نشون دادن اعتراضات شما میدم اعتصابه سراسریه. اگه واقعن فکر می کنین که اکثریت کشور حامی آقای موسویه ، پس همه رو دعوت به یه اعتصاب سراسری بکنین. اینجوری نه تنها تهران بلکه کل ایران فلج میشه و دیگه اینقدر مردم هم اذیت نمیشن و شما هم آسیب نمی بینین و به دولت و رژیم هم ضربه وارد میشه. اما شما دائما به فکر راهپیمایی هستین درحالیکه این ها موقتی و زودگذراس و سرکوب راهپیمایی هم برای نیروهای انتظامی ما کار بسیار ساده ایه. اما دیگه نمی تونن جلوی اعتصاب رو بگیرن. البته چون تقریبن هیچ رسانه ای برای اطلاع رسانی وجود نداره کمی اجرای این کار سخته و چون این راهپیمایی هایی که الان هست بدون هماهنگیه ستاد آقای موسویه و نمی دونم حالا لفظ خودجوش رو میذارین روش یا تبعیت از شبکه های ماهواره ای ، امنیت شهر رو دچار مشکل می کنه.

به هرحال من که از آینده خبر ندارم و فقط پیش بینی های خودم رو ابراز کردم و اینم بگم که اصلن این اتفاقات رو با حوادث انقلاب مقایسه نکنین چون اون موقع کسایی که شاه رو قبول داشتن در اقلیت بودن اما الان کسایی که رهبری رو قبول ندارن در اقلیت هستن. هرچند مقایسه ی شاه و رهبر کار درستی نیست ولی به هرحال باید یه معیار واسه قیاس می دادم.

خب دوستان من ! برای اینکه فضای سایت رو به سمت دعوا نبرم ، نظرات غیرمنطقی و توهین آمیز شما رو حذف می کنم هرچند برخلاف اصول وبلاگ نویسیه منه. این رو هم مدنظر داشته باشین که من این پست رو فقط برای افزایش آمار بازدیدکننده ها زدم و اصلن حوصله ی کشوندن این بازی های سیاسی رو به سایت ندارم و نداشتم. اینم بگم که من در گذشته به آقای احمدی نژاد توهین می کردم و قبل از انتخابات طرفدارش شدم و خیلی منطقی ازش حمایت کرم. دلایل خاص خودم رو هم دارم. الان هم نسبت به هیچ فرد و حزبی تمایل ندارم و فقط تابع قوانین جمهوری اسلامی ام چون قبولش دارم و هرکس از طریق قانونی رئیس جمهور بشه ازش حمایت می کنم. دیگه خدانگهدارتون !

پی نوشت: گویا فری گیت آزاد شده. برای وارد شدن به برخی سایتا می تونین ازش استفاده کنین.

سه شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۸۸

گلچینی از خودم نوشت ها !

نوشته شده توسط حامد 179 نمایش

سلام دوستان ! خوبین یا چطورین ؟ از اونوارا ؟ پارسال دوست امسال آشنا ؟ به به !

قبل از هرچیز من یه نکته ای رو متذکر بشم. ببینید دوستان ، من تابع قوانینم و به نظام جمهوری اسلامی التزام دارم. من قبل از انتخابات برای نامزد مورد علاقه ام با دلیل تبلیغ می کردم و بعد از پایان انتخابات هر نامزدی پیروز می شد ازش حمایت می کردم. ضمنا اینم بگم که مهمترین رکن نظام ، رهبریه و من اگر تابع قوانین کشوری باشم باید هرچی اون گفت قبول کنم. اگر هم کسی رهبری و جمهوری اسلامی رو قبول نداره دیگه به خودش مربوطه. اینا رو گفتم که بگم چی؟ اینکه دیگه انتخابات تموم شده و من دیگه اعلام موضع سیاسی نخواهم کرد و از شما هم میخوام که دیگه نظرات سیاسی نذارین و بذارین سایت به اهداف خودش نزدیک بشه و تبدیل به یک مدینه ی فاضله یا شایدم سایت فاضله بشه ! ( فاضله مونثه که !) پس دیگه نظر سیاسی بی نظر سیاسی !

اما چون فعلا خلاقیتم ته کشیده و هوا هم گرمه و سرعت اینترنت هم افتضاحه و نمیشه آهنگ آپلود کرد ، ابتکار جدیدی به خرج دادم و تیکه های جالبی از پست های گذشته رو اینجا میذارم. این نوید رو هم مدنظر داشته باشین که من قطعا به صراحت نوشتاری وبلاگ میهن بلاگم برمی گردم و دیگه قول میدم با ابهام نویسی منظورمو نرسونم ! همچنین یه بخشی تو وبلاگم داشتم که هرچند وقت ازمطالب وبلاگ یه تعداد تست طراحی می کردم و خودم هم جوابشو می دادم ! کلا بخش جالبی بود ! حالا بریم سراغ تیکه هایی از آرشیو سایت:

لپ لپ می خریم !

این اواخر چیزای جدیدی رو در مورد خودم کشف می کنم. فکر کنم علتش اینه که بیشتر از گذشته توی وبلاگا می چرخم و وقتی مطالب اونا رو می خونم به خودم تعمیمشون میدم. آره به تازگی فهمیدم که من به کسانی علاقه پیدا می کنم ، که دوست دارم لپشونو بکشم! شخصیت ها و کاراکترای زیادی بودن که من به کشیدن لپشون تمایل داشتم و دارم! گفتم کاراکتر ، یاد کاراکترای کارتونی افتادم! راستش من بچه که بودم خیلی دوست داشتم لپ سوباسا اوزارا رو بکشم! الانم که بزرگتر شدم ببخشید ، شرمنده ، بیش از همه دوست دارم لپ لنا کاتینا رو بکشم! یا لیندزی لوهان و امی لی رو! (البته زیاد رو امی لی نظر ندارم!) از مشهوران ایرانی هم نمیگم چون خوبیت نداره!

گنده گویی های سیاسی (ی=ز!)

من از همین وبگاه اعلام می کنم که مردم کشور ما همونطور که با چاقو میوه پوست می کنن و سبزی خرد می کنن و باهاش قرمه سبزی خوشمزه طبخ می نمایند و همچنین با همین چاقوهایی که باهاش سر کوچه و خیابون خفت می کنن و دربعضی مناطق سر می برن ، بر دشمن خواهند تازید و اجازه نخواهند داد گوشه ای از این خاک به دست اجنبی بیوفته! فقط دقت کنین اگه دشمن با توپ و تانک و جنگنده به ما حمله کرد ، ما ناجوانمردی نمی کنیم و با چاقو و احیانا قمه به دشمن یورش خواهیم برد!

من می دونم که خوشش نمیاد !

بعد از اینکه حسابی پوشیدن بوت یا همون چکمه رو توسط انثا تقبیح کردم ( اینجا ) و کسایی رو که به این عمل دست می زنن رو با سلبرتی های غربی و روصپی های هرزه برابر دونستم ، تنی چند از دوستان ذکورم(مگه دوست غیر ذکورم داری؟) ابراز داشتن که: بمیر بابا! و بیان می داشتن که: نیگا کن! ببین اونی که چکمه (بوت) پوشیده چقدر خوشتیپ و جذابه! دلت میاد؟! و من هم می فرمایم: خودتون بمیرین! و در ادامه می گویم: ببینید فرزندان من! اون چکمه رو برای خودش پوشیده آیا؟ آیا می خواسته گرمش بشه؟ یا اینکه میخواسته به توی نوعی بگه که منم آره؟! و دوستان جز شرمندگی حرفی برای گفتن نداشتند و مجبور گشتند یک حال اساسی از من بگیرند!

تنظیم خانواده و جمعیت !

اما بحث دیگه ی این پست موضوع فیلمای شرکت داده شده توی جشنواره ی فیلم ….. است. در اینجا به بررسی فیلمای نامزد شده در این جشنواره می پردازیم.

۱- دیشب عمه اتو دیدم آیدا. کارگردان : سرکیس سرکیسیان. خلاصه ی داستان: بی خیال.

۲- کاری که نباید می شد ، شد. کارگردان : اسی دمخور و دوستان و برادران.(یه نفره این) خلاصه داستان : اشتباه زن و شوهری ، براشون اتفاقاتی به بار میاره که با مشکلاتی مواجه میشن و در آخر مجبور به استفاده از hd به مقدار زیاد میشن ولی این پایان کار نیست و ….

ولنتاینو بخورم !

بر فرض شما یک پسر هستین. به اون دختره میگین : عزیزم! من با ریش خوش تیپ ترم یا بدون ریش؟ اونم میگه:« وای عجیجم ! من تولو بی لیش خیلی دوش دالم! وای نازی ! آخی ! » بعد اینجاست که شما می فهمین شمارو بخاطر خودتون نمیخواد و ولش می کنین و میرین پی کارتون! از اینجا میشه دو تا نکته ی اساسی برداشت کرد : ۱- اون بنده خدا به شما علاقه مند بوده که اینقدر با شما راحت و بی پرده صحبت می کرده! ۲- شما دنبال بهونه می گشتین که ولش کنین و برید دنبال یه دختری که اینقدر لوس و ننر حرف نزنه! نتیجه : حق با شماست!

استاد ، بغل دستیت … !

اما یه قسمت دیگه که هیچ ربطی به درس و دانشگاه نداره ، تبعیضای عشقیه! متاسفانه نمی تونم زیاد توضیح بدم فقط به ذکر این جمله اکتفا کنم که : عشق خوب نیست ، بلکه عشق پول است ! ( حامد حجازیان)

سوالات بی جواب

یه مسئله ی دیگه که ذهن منو مشغول کرده ، هدف آفرینش انسان و دنیاس. قبلا هم اینو گفته بودم. یعنی نعوذ بالله خدا حوصله اش سر رفته ، خواسته با خلقت آدما سرگرم بشه؟ قطعا اینطور نیست اما جوابی هم برای این پرسش پیدا نکردم.

داستان های کوتاه کوتاه ۳

آه ای عشق من ، من تو را بسی بسیار دوست می دارم و جانم را فدای تو می کنم. با من سخن گوی که ارتعاشات امواج صدایت نیکوست.

- : از ماشین بیا پایین ، زود باش ، دستاتو بذار پشتت و پیاده شو !

- : چی شده جناب سروان ؟

- : حرف نزن ! پاهاتو باز کن ! بچسب به دیوار !

ناگهان تیری شلیک می شود.

صدای آژیر اتومبیل های پلیس فضا رو پر کرده.

دو نفر رو با دستبند سوار ماشین می کنن.

 تیر به اشتباه شلیک شده ولی خوشبختانه به زمین اصابت کرده و کسی مجروح نشده.

پس از تزریق مقدار زیادی آدرنالین به خون ساکنان ، آژیر کشان محل رو ترک می کنن.

نکته : خیلی ستمه که وسط افکار و خیالات عشقولانه ، حدودا نیمه های شب ، توی کوچه اتون تعقیب و گریز پلیسی با دستگیری به پایان برسه. هرچی رویا ساخته بودی به یکباره می پره. بدتر از اون دیگه خوابت نمی بره و بدبختانه باید ساعت ۸ صبح هم پاشی بری دانشگاه.

نکات آرایشی – بهداشتی !

و اما دوم دخترا . برخلاف نظر برخی متحجرین ، اسلام به هیچ وجه آراستگی رو برای خانما منع نکرده اما واسش حدی هم قائل شده .به شخصه معتقدم پر کردن چاله های صورت ، محو کردن لکه ها و مالیدن کمی رژ لب و رژگونه و همچنین پررنگ کردن مژه ( نمی دونم بهش چی میگن ، بیگودی ؟ آهان سرمه !) ایرادی نداره . لاکم بزنین ! همچنین نمایان بودن موها تا نصفه ی وسط کله ! یعنی اگه اون قسمت کچلی گاه سر رو مبدأ در نظر بگیرین و نقطه ی آغاز پیشونی رو مقصد ، من همون وسطا پیاده میشم قربون دستت ! کرایه ما چقدر شد ؟

نکته نکته و بازهم !

طی سال ها تحقیق و آزمایش به این نتیجه رسیدم که رشد موهای سر و بدن با هورمون تستسترون به شدت در ارتباطه . هرکس بدنش پرموتره این هورمون هم تو خونش بیشتره. واسه همینه که پسرای غربی اینقدر کم مو و خوشگلن ! چون تستسرون خونشون پایینه در نتیجه مو درنمیارن و باز هم در نتیجه ی کمبود این هورمون ، خوشگل میشن !

و بدرود !!

پی نوشت : من چندان به صحت روایتا و داستانای بحارالانوار اعتقادی ندارم اما گویا برخی از روایتاش درست از آب درمیان !

دوشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۸۸

اینترنت رایگان

نوشته شده توسط حامد 236 نمایش

سلام دوستان. فکر کردین من رفتم مسافرت ؟ نخیر همینجا بودم. ولی داشتم یه جابجایی سرور انجام می دادم. ارواحم اومدن جلو چشمام به فحش کشیدنم ! اما اومدم برای آخرین بار بگم که این آخرین باریه که اکانت اینترنت میذارم توی سایت و این هم بخاطر عید و نوروز و ایناس. دیگه اطناب سخن نمی کنم و بریم سر وقت اکانت ها.

خدمتتون عارضم که هرکدوم از این اکانت ها حاوی سه ساعت اینترنته که اگه خواستین وصل بشین و نشد ، بدونین که یکی قبلا تمومشون کرده ! ضمنا حتمن برای دریافت اکانت اینترنت با من در تماس باشین.

برای رفتن تو گوگل : اینترنت مجانی ، اینترنت مفت ، اینترنت رایگان ، بانو زلیخا ! ، دختر خوشگل !! ، تصاویری از دختران !! ، مهران مدیری ! ، احسان خواجه امیری ، حامد حجازیان و از این قبیل !

Username : thk94371   Password : 991785

Username : thk94368   Password : 591535

Username : thk94367   Password : 283129

Username : thk94363   Password : 531374

Username : thk94361   Password : 951196

Username : thk94349   Password : 511784

Username : thk94348   Password : 148284

Username : thk94344   Password : 151394

Username : thk94343   Password : 185436

Username : thk94342   Password : 168385

Username : thk94338   Password : 717473

Username : thk94337   Password : 746393

Username : thk94335   Password : 972778

Username : thk94334   Password : 918161

Username : thk94331   Password : 145694

خب دلبندانم من برادرانه از شما میخوام به من بگین که اکانت میخواین تا براتون ایمیل کنم. راه های تماس هم به شرح زیره :

از لینک اینترنت رایگان در بالای سایت. یا از این لینک .

فقط خواهشا اول ببینین که شهر شما ساپورت میشه یا نه.

برای دیدن شماره تماس ها هم به ادامه ی مطلب برید. ضمنا شماره تماس تهران اینه : ۹۷۱۸۱۴۸

منبع اکانت ها : تبیان

ادامه مطلب …

سه شنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۸۷