<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>هیمرا</title>
	<atom:link href="http://www.himra.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.himra.com</link>
	<description>هیمرا منطقه ای تاریخی در جنوب ایتالیاست</description>
	<lastBuildDate>Fri, 03 Sep 2010 11:45:39 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
		<item>
		<title>رژیم غذایی و کاهش وزن</title>
		<link>http://www.himra.com/1389/06/12/kaheshe-vazn-regime-ghazayi/</link>
		<comments>http://www.himra.com/1389/06/12/kaheshe-vazn-regime-ghazayi/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 10:20:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهرداد</dc:creator>
				<category><![CDATA[عمومي]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب جالب]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[تغذیه]]></category>
		<category><![CDATA[ورزش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.himra.com/?p=3069</guid>
		<description><![CDATA[اگر می خواهید لاغر شوید ، مغز خود را عمل کنید ! سلام به دوستان گلم . عزیزانم بعد از حدود یک سال و پنج ماه میخوام یه پست براتون بذارم تا مشکلات اساسی ما رو حل کنه. این پست دیگه در رابطه با راز و قوانین جذب و این چیزا نیست . البته دوستان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اگر می خواهید لاغر شوید ، مغز خود را عمل کنید !</p>
<p>سلام به دوستان گلم . عزیزانم بعد از حدود یک سال و پنج ماه میخوام یه پست براتون بذارم تا مشکلات اساسی ما رو حل کنه. این پست دیگه در رابطه با راز و قوانین جذب و این چیزا نیست . البته دوستان بازدیدکننده خیلی لطف داشتن چونکه پربیننده ترین پست این سایت همین قانون راز و جاذبه بود و توی گوگل رنک سایت رو بالا برد.</p>
<p>اما زیادی نوشتن توی یه پست می تونه اون پست رو خراب کنه. فقط مختصر و مفید توضیح میدم : میخوام یه داستانی رو براتون تعریف کنم بعد برم سراغ این چاقی و لاغری و اینجور چیزا .</p>
<p>چاقیو لاغری . مشکل بسیار بزرگی که جامعه ی بشری با اون دست و پنجه نرم می کنه . من خودم چاق بودم خیلی زیاد . عضو باشگاه فوتبال بودم اما کنار گذاشته شدم . دو قدم نمی تونستم بیشتر راه برم ، کمرم درد می کرد ، کف پام درد می کرد. نمی تونستم بدوم چونکه ۱۱۸ kg وزن داشتم اونم تو اوج جوونی یعنی سن ۱۷ سالگی . قبلا یه ار ۱۸ کیلو کم کرده بودم اما اون کم کردن وزن باعث ریزش مو و کم خونی و مشکلات گوارشی شده بود و بعد از ۶ ماه دوباره برگشت خورد .</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-3073" title="کاهش وزن با رژیم غذایی" src="http://www.himra.com/wp-content/uploads/2010/09/kahesh-vazn.jpg" alt="" width="350" height="289" /></p>
<p>مشکل اکثر کسایی که چاقند کم کردن وزن نیست ، نگهداشت تو موضع لاغری خیلی سخته . من خودم دفعه ی اول فقط ۶ ماه لاغر موندم. البته میگن که اگه ۵ سال تو موضع لاغری بمونی دیگه چاق نمیشی که البته من تکذیب می کنم چونکه مثال نقض رو دیدم .</p>
<p>من دفعه ی اولی که ۱۸ کیلو کم کردم رفتم پیش دکتر &#8220;ک&#8221; که خیلی دکتر خوب و معروفیند اما دوباره چاق شدم. دفعه ی دوم دیگه دکتر نرفتم و لاغر شدم و الانم بعد از گذشت ۲ سال همچنان لاغرم .</p>
<p>چاقی مشکلات اجتماعی فراوانی رو به بار میاره. مثلا اگه یکی رو دوست داشته باشی و چاق باشی تو رو تو موضع ضعف قرار میده یا اینکه هیچ موقع نمی تونی یه آدم خوش تیپ باشی یا یه ستاره ی سینما !! برای همین لاغر شوید .</p>
<p>روش های زیادی وجود داره برای لاغر شدن. مثل بالن گذاشتن توی معده ، عمل معده (کوچک کردن معده) ، کوتاه کردن روده ، لیپوساکشن ، قرص لاغری و غیره . اما من پیشنهاد می کنم مغزتون رو عمل کنید یعنی عادات غذایی خود رو درست کنید . برای عمل کردن مغز به دستورات ذیل عمل کنید :</p>
<p>۱- میزان کالری هر غذا رو به اندازه ی اون بدونید . مثلا ۱۰۰ گرم بستنی ۴۰۰ کالری .</p>
<p>۲- میزان کالری مورد نیاز توسط بدن خودتونو محاسبه کنید . مثلا من که الان ۲۲ سالمه و استخوان بندی درشت دارم حدودا ۵۰۰۰ کالری در روز باید مصرف کنم. اگر بیشتر از ۵۰۰۰ تا باشه چاق میشم و اگه کمتر باشه لاغر میشم .</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-3070" title="کالری مواد غذایی" src="http://www.himra.com/wp-content/uploads/2010/09/calory.jpg" alt="" width="280" height="196" /></p>
<p>۳- از خوردن غذاهای با حجم کم و کالری بالا خودداری کنید . مثل آجیل ، بستنی ، گز ، سوهان و غیره .</p>
<p>۴- نوشابه رو کاملا از برنامه هفتگی و سالانه و تا آخر عمرانه ی خود کم که نه ، حذف کنید . مثل من که ۱۰ ساله نوشابه ی قنددار نخوردم .</p>
<p>۵- کارهای شخصی خود رو خود انجام دهید . مثل شستن ماشین ، جارو زدن ، خانه تکانی و &#8230;</p>
<p>۶- گشنه نمانید! سابقه نشان داده که اگر انسان رو نسبت به یه موضوع منع کنیم انسان حریصتر میشه . پس سعی کنید زیاد گرسنه نمانید .</p>
<p>۷- وقتی دره فینال جام اروپا رو بین آرسنال و منچستر نشون میده و شما طرفدار منچستر هستید و منچستر ۱۰ گل عقبه یا یک گل جلو (خیلی بعیده) غذا نخورید. وقتی عصبانی یا شکست خورده یا استرسی هستید غذا نخورید .</p>
<p>۸- بین غذا آب و نوشابه نخورید .</p>
<p>۹- توی آشپزخونه کار نکنید .</p>
<p>۱۰- غذا که تمام شد از سر میز بلند شوید .</p>
<p>۱۱- ناخنک ممنوع</p>
<p>۱۲- برای خوردن غذاهای با کالری پایین از قاشق و غذاهای با کالری بالا از چنگال استفاده کنید . مثلا برای سالاد از قاشق و برای برنج از چنگال استفاده کنید .</p>
<p>۱۳- سالاد را با سس سفید به میزان کم استفاده کنید .</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-3072" title="سالاد برای رژیم کاهش وزن" src="http://www.himra.com/wp-content/uploads/2010/09/salad.jpg" alt="" width="340" height="258" /></p>
<p>۱۴- روغن مایع ، کلزا ، زیتون و ذرت زیاد زیاد زیاد زیاد بخورید .</p>
<p>۱۵- ماکارونی ، اسپاگتی ، سالاد الویه و سیب زمینی سرخ کرده را خواهشا کنار بذارید .</p>
<p>۱۶- چای زیاد بخورید . (اما بعد و قبل غذا نخورید.)</p>
<p>۱۷- در محیط خنک غذا نخورید ، محیط گرم باشد تا غذا به شما نچسبد .</p>
<p>۱۸- از ظرف غذای بیمارستانی استفاده کنید .</p>
<p>۱۹- دو لیوان آب ترجیحا همراه با لیموترش به همراه یک حبه قند قبل از نهار .</p>
<p>۲۰- و از همه مهمتر ، هروقت گرسنه بودید غذا بخورید ، هروقت گرسنه بودید .</p>
<p>اینا رو معمولا همه می دونن ولی کسی به این عمل نمی کنه ، یا تو یه مهمونی یا عروسی انقدر می خوره که همه انگشت به دهن می مونن. آدم یاد قصه ی کاه و کاهدون می افته .</p>
<p>در رابطه با ورزش هم می تونم بگم که ورزش های انفجاری انجام ندید چونکه از ورزش زده میشید. مثل فوتبال . فوتبال یه ورزشیه که اگه مهاجم وایستید یه پاس بدن توی عمق ، شما واقعا غرق میشید و درخواست تعویض می کنید . از ورزش هایی استفاده کنید که انفجاری نباشن. میزان کالری ورزش هم حساب کنید که مثلا یک ساعت پینگ پنگ چقدر کالری می سوزنه. تا دو ساعت بعد از ورزش هم غذا نخورید چونکه جذب زیادی داره و بیشتر از قبل چاقتون می کنه .</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-3071" title="تردمیل" src="http://www.himra.com/wp-content/uploads/2010/09/teredmil.jpg" alt="" width="148" height="172" /></p>
<p>شما به سرعت لاغر نمیشید مگر اینکه دچار ریزش مو یشید ، دچار یبوستمزمن بشید یا دچار سردرد میگرنی یا هرچیز دیگه. شما باید در طول مدت زیادی لاغر بشید. ورزش یه کمک دیگه هم می کنه . به غیر از سوزاندن کالری ها از شل شدن پوست شما خودداری می کنه. من خودم یه ذره از پوست شکم ، بازو ، پهلو و صورتم شل نشد چونکه روغن مصرف کردم و زیاد ورزش کردم. شل شدن پوست صورت یا شکم خیلی موضوع ناراحت کننده ایه که البته با عمل جراحی میشه پوست و صورت رو به شکل اول برگردوند که اونم عوارض خاص خودش رو داره.</p>
<p>من راز سلامتی و لاغر شدن خودم رو تو چندتا موضوع می دونم :</p>
<p>۱- فوتبال هفته ای سه جلسه ۲ ساعته</p>
<p>۲- کنار گذاشتن نوشابه به مدت مدید</p>
<p>۳- رژیم غذاییمتناسب با تحرک</p>
<p>۴- انجام تمامی ۲۰ مرحله</p>
<p>۵- حوصله</p>
<p>۶- و مهمتر از همه مغزم رو عمل کردم که وقتی گرسنه نیستم غذا نخورم.</p>
<p>و من ۴۵ kg کم کردم. از ۱۸۸ تا ۷۳ . شما هم می تونید با عمل کردن مغز خود و کنار گذاشتن عادات بد غذایی لاغر شوید.</p>
<p>نکته : تمامی مطالب این پست فقط و فقط نظر نویسنده است و نویسنده هیچ مسئولیتی در قبال صدق یا کذب بودن مطالب به عهده نمی گیرد .</p>
<img width="6" height="5" src="http://www.himra.com/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=3069" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.himra.com/1389/06/12/kaheshe-vazn-regime-ghazayi/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تو دیگه چرا ؟</title>
		<link>http://www.himra.com/1389/05/31/why-you/</link>
		<comments>http://www.himra.com/1389/05/31/why-you/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 Aug 2010 14:08:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حامد</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[تبعیض]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.himra.com/?p=3032</guid>
		<description><![CDATA[دبستان که بودیم یه روز معلم دیر کرده بود . چندتا از بچه های گنده ی کلاس نمی دونم چی خورده بودن که چت کرده بودن و با تمام قوا با مشت و لگد می کوبیدن رو میز . بعد از چند دقیقه مدیر اومد و گفت چتونه اینقدر سرصدا راه انداختین؟ کیه می کوبه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دبستان که بودیم یه روز معلم دیر کرده بود . چندتا از بچه های گنده ی کلاس نمی دونم چی خورده بودن که چت کرده بودن و با تمام قوا با مشت و لگد می کوبیدن رو میز . بعد از چند دقیقه مدیر اومد و گفت چتونه اینقدر سرصدا راه انداختین؟ کیه می کوبه رو میز ؟ همه خفه شده بودیم . گفت همه اتون برید تو حیاط . زمستونم بود . ما رو تو چندتا صف تقسیم کرد . بعدش رو کرد به یکی از بچه ها که باباش عضو انجمن اولیا و مربیا بود و گفت : همایون پور تو دیگه چرا؟ بیا اینور &#8230; بیا اینور . بعدش ما رو تا می تونست بشین پاشو داد .</p>
<p>نگرانم. از اینکه پس فردا بمیریم و قیامت بشه و بزنه و ما جهنمی بشیم. تو راه جهنم صف شده باشیم که یه دفعه خدا بگه: ممد تو دیگه چرا ؟ بیا برو اونور &#8230; بیا برو .</p>
<img width="6" height="5" src="http://www.himra.com/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=3032" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.himra.com/1389/05/31/why-you/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سحرخیزان عزیز</title>
		<link>http://www.himra.com/1389/05/22/dear-lenter/</link>
		<comments>http://www.himra.com/1389/05/22/dear-lenter/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 13 Aug 2010 17:20:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حامد</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.himra.com/?p=3023</guid>
		<description><![CDATA[تنها دو ثانیه دیگر تا اذان صبح باقیست]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">تنها دو ثانیه دیگر تا اذان صبح باقیست</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter size-full wp-image-3024" src="http://www.himra.com/wp-content/uploads/2010/08/khordan.gif" alt="" width="91" height="90" /></p>
<img width="6" height="5" src="http://www.himra.com/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=3023" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.himra.com/1389/05/22/dear-lenter/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مطففین</title>
		<link>http://www.himra.com/1389/05/19/low-sales/</link>
		<comments>http://www.himra.com/1389/05/19/low-sales/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 10 Aug 2010 10:36:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حامد</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[خالي بندي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.himra.com/?p=3020</guid>
		<description><![CDATA[پیش دانشگاهی که بودیم یه معلم زبانی داشتیم که حرفای خیلی خوبی می زد . می گفت من زمان جنگ برای اینکه نرم جبهه اومدم سرباز معلم شدم و با هزارتا بامبول مارو نگه داشتن . الانم اگه می بینین میام درس میدم بخاطر اینه که میخوام دوسال دیگه بازنشسته شم وگرنه اصلا برام مهم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>پیش دانشگاهی که بودیم یه معلم زبانی داشتیم که حرفای خیلی خوبی می زد . می گفت من زمان جنگ برای اینکه نرم جبهه اومدم سرباز معلم شدم و با هزارتا بامبول مارو نگه داشتن . الانم اگه می بینین میام درس میدم بخاطر اینه که میخوام دوسال دیگه بازنشسته شم وگرنه اصلا برام مهم نیست که بیام درس بدم .</p>
<p>وقتی بهش سلام می کردی صورتشو جمع می کرد انگار یه آدم پست بهش سلام داده باشه . درست حسابی درس نمی داد. نیم ساعت اول می گفت ریدینگو حفظ کنین ازتون می پرسم ، خودشم با برگه هاش ور می رفت . بعضی وقت ها هم از خودش تعریف می کرد . از پسرش . می گفت پسرم سیزده سالشه پارسال تو کنکور آزاد شرکت کرد الکترونیک تهران قبول شد . هیییییییییییییی &#8230;. چه دورانی بود حیف که دیگه تکرار نمیشه !</p>
<img width="6" height="5" src="http://www.himra.com/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=3020" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.himra.com/1389/05/19/low-sales/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تکواندو ، کاراته ، کیوکوشین</title>
		<link>http://www.himra.com/1389/05/11/taekwondo-karate/</link>
		<comments>http://www.himra.com/1389/05/11/taekwondo-karate/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 02 Aug 2010 15:09:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حامد</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.himra.com/?p=3017</guid>
		<description><![CDATA[وامصیبتا . به نظر می رسد ماجرای عجیب انتشار  تصاویر نمونه آزمایشی آیفون نسل چهارم اپل تاثیر بسزایی در روند فروش آن گذاشته است . واحسرتا . مشکل جدید آیفون ۴ نیز هنوز برطرف نشده است و مدیر روابط عمومی اپل می گوید : این مشکل چندان هم جدی نیست و با قاب جدید برطرف [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>وامصیبتا . به نظر می رسد ماجرای عجیب انتشار  تصاویر نمونه آزمایشی آیفون نسل چهارم اپل تاثیر بسزایی در روند فروش آن گذاشته است . واحسرتا . مشکل جدید آیفون ۴ نیز هنوز برطرف نشده است و مدیر روابط عمومی اپل می گوید : این مشکل چندان هم جدی نیست و با قاب جدید برطرف می شود . هی &#8230; دستت را بکش . من را ول کن .</p>
<p>وای بر من . حال چه خاکی بر سرمان خواهد شد؟ ما یکبار سر لو رفتن آیفون ۴ بدبخت شدیم و حال راهی جز مرگ برایمان باقی نمانده است . خدای بزرگ. اوه ! خودت ما را بکش! ما دیگر نمی توانیم زیر بار این فشارها دوام بیاوریم . وانفسا . واحافظا . این حادثه ی جانگداز را به تمامی ملل تسلیت می گوییم و به همین مناسبت تجمعی در میدان محسنی برگزار و شمع هایی زیاد روشن خواهد شد .</p>
<p>پ.ن : این وبلاگای در پیتو دیدین که مثلا میان خبرای آی تی رو میذارن فکر می کنن خیلی هم بلاگنویسن؟</p>
<img width="6" height="5" src="http://www.himra.com/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=3017" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.himra.com/1389/05/11/taekwondo-karate/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خواستگاری با مزاحمت</title>
		<link>http://www.himra.com/1389/05/10/matchmaking-disturbance/</link>
		<comments>http://www.himra.com/1389/05/10/matchmaking-disturbance/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 01 Aug 2010 11:37:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حامد</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.himra.com/?p=3014</guid>
		<description><![CDATA[بعضی وبلاگا هستن که اصطلاحا کامنت خورن . یعنی مخاطب تحریک میشه به کامنت گذاشتن . بعضی وبلاگای دیگه هم با اینکه بازدید خوبی دارن ولی کامنت ندارن . علتش هم یا گودره یا پراکندگی مطالب یه پست . من جزو گروه آخری ام . البته داشتم خوب پیش می رفتم که نشد . دیروز [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بعضی وبلاگا هستن که اصطلاحا کامنت خورن . یعنی مخاطب تحریک میشه به کامنت گذاشتن . بعضی وبلاگای دیگه هم با اینکه بازدید خوبی دارن ولی کامنت ندارن . علتش هم یا گودره یا پراکندگی مطالب یه پست . من جزو گروه آخری ام . البته داشتم خوب پیش می رفتم که نشد .</p>
<p>دیروز یه بنده خدایی میاد سایت معروفترین وبلاگنویس دخترو هک می کنه . بعد یه مطلب میذاره توش و به شکل خیلی مسخره ای ازش خواستگاری می کنه . برای دیدن متن فعلا از <a href="http://webcache.googleusercontent.com/search?q=cache:3zyy9tePN-8J:zahra-hb.com/1389/05/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%AB%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%DA%A9%D8%B1%D8%AF/+%DA%86%D8%B1%D8%A7+%D8%A8%D8%A7+%D8%A7%D9%85%D8%AB%D8%A7%D9%84+%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7+%D9%87%D8%A7+%D9%86%D9%85%DB%8C+%D8%B4%D9%88%D8%AF+%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC+%DA%A9%D8%B1%D8%AF+%D8%9F&amp;cd=1&amp;hl=fa&amp;ct=clnk" target="_blank"><strong>این لینک</strong></a> می تونین بهره بجویین. این قضیه مستمسک! مسخره کردن سایر بلاگنویسا شده و تا تونستن زهرا رو گرفتن دستگاه . مثلا یکی گفته من حاضرم با دختری که وبلاگ منو هک کنه ازدواج کنم!</p>
<p>راستش یه مدتیه یکی با پیش شماره ی ۹۱۲ حوالی ساعت دوازده تا یک بعد از ظهر زنگ می زنه موبایلم . اوایل جواب می دادم می گفتم بله؟ یه چند ثانیه صبر می کرد بعد قطع می کرد . تصمیم بر این شد که دیگه جوابشو ندم . چند روزی زنگ نزد تا اینکه دیروز یکی از بچه ها با خط خودش بهش زنگ و زد و گذاشت رو اسپیکر . یه دختره گفت الو &#8230; دوستم گفت ببخشید اشتباه گرفتم و اونم گفت خواهش می کنم . امروز دوباره زنگ زد جواب ندادم . با ۹۱۹ زنگ زد جواب دادم ولی حرف نزد . فکر نمی کنم تصادفی شماره ی منو پیدا کرده باشه . احتمالا باید از مشخصات دامین ردمو زده باشه . الان برای من جای تعجبه ، که اگه میخواد مزاحم بشه چرا با ۹۱۲ مزاحم میشه. بعدشم ، تا حالا شنیدین که یه دختر بخواد مزاحم تلفنیه یه پسر باشه ؟</p>
<img width="6" height="5" src="http://www.himra.com/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=3014" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.himra.com/1389/05/10/matchmaking-disturbance/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>74</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون</title>
		<link>http://www.himra.com/1389/05/06/range-rokhsare-serre-daroon/</link>
		<comments>http://www.himra.com/1389/05/06/range-rokhsare-serre-daroon/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 28 Jul 2010 18:51:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حامد</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[کمرویي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.himra.com/?p=2990</guid>
		<description><![CDATA[اساسا اصلی ترین تفاوت آدما تو درونگرا یا برونگرا بودنشونه . آدمای برونگرا که هرچی تو دلشون باشه همونو بروز میدن و اکثریت هم از این تیپ آدمان . آدمای درونگرا اما اینطوری نیستن . ممکنه در ظاهر یه رفتار دیگه داشته باشن و در باطن یه طور دیگه فکر کنن . درونگراها کلا تو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اساسا اصلی ترین تفاوت آدما تو درونگرا یا برونگرا بودنشونه . آدمای برونگرا که هرچی تو دلشون باشه همونو بروز میدن و اکثریت هم از این تیپ آدمان . آدمای درونگرا اما اینطوری نیستن . ممکنه در ظاهر یه رفتار دیگه داشته باشن و در باطن یه طور دیگه فکر کنن . درونگراها کلا تو ارتباط برقرار کردن مشکل دارن و خیلی راحت احساساتشونو بروز نمیدن .</p>
<p>یکی از مکانای مناسبی که می تونن خودشونو تخلیه کنن دفترچه خاطراتشونه. البته الان به لطف پیشرفت تکنولوژی می تونن بصورت ناشناس احساسات و افکارشون رو با بقیه تقسیم کنن هرچند که بازم به اندازه ی برونگراها تخلیه نمیشن . جالب اینجاست که درونگراها با همدیگه نمی سازن و رابطه ای بینشون شکل نمی گیره.</p>
<p>شخصا به شدت درونگرام . بخاطر همین دوست صمیمی نداشته و ندارم . شاید خوندن مطالب وبلاگم برای کسایی که منو میشناسن خیلی جذاب باشه چون متوجه باطن من میشن . برای منم خیلی جذابه که وبلاگ یکی از آدمایی که میشناسمو بخونم ولی خب ، تا حالا کسی نبوده . شایدم نباشه .</p>
<img width="6" height="5" src="http://www.himra.com/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=2990" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.himra.com/1389/05/06/range-rokhsare-serre-daroon/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روشنی‌فکر</title>
		<link>http://www.himra.com/1389/05/03/intellectual/</link>
		<comments>http://www.himra.com/1389/05/03/intellectual/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 25 Jul 2010 17:11:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حامد</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.himra.com/?p=2987</guid>
		<description><![CDATA[و از افتخاراتم این بود که تو لیست دوستان فیس بوک و کلوبم هیچ دختری وجود نداشت .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>و از افتخاراتم این بود که تو لیست دوستان فیس بوک و کلوبم هیچ دختری وجود نداشت .</p>
<img width="6" height="5" src="http://www.himra.com/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=2987" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.himra.com/1389/05/03/intellectual/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یاد گذشته شاد باد !</title>
		<link>http://www.himra.com/1389/04/28/shad-bad/</link>
		<comments>http://www.himra.com/1389/04/28/shad-bad/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 19 Jul 2010 19:10:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حامد</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.himra.com/?p=2982</guid>
		<description><![CDATA[سلام . راستش چند روز پیش داشتم مطالب قدیمی سایتو می خوندم . باورم نمی شد که اینا رو من نوشته باشم . هم به لحاظ خلاقیت و جذابیتش هم از نظر ابتذال  . احتمالا تا مدتا نتونم اونطوری بنویسم و نیازی هم نیست که بنویسم . کل یوم به هدفایی که از راه انداختن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام . راستش چند روز پیش داشتم مطالب قدیمی سایتو می خوندم . باورم نمی شد که اینا رو من نوشته باشم . هم به لحاظ خلاقیت و جذابیتش هم از نظر ابتذال  . احتمالا تا مدتا نتونم اونطوری بنویسم و نیازی هم نیست که بنویسم . کل یوم به هدفایی که از راه انداختن سایت داشتم رسیدم و بعد از اتفاقایی که افتاده دیگه دلیلی واسه آپدیت کردن این سایت وجود نداره . من ازتون عذر میخوام ولی به یه جایی نیاز داشتم که فضاش بازتر باشه و آزادانه تر بتونم بنویسم پس زیاد منتظر آپدیت شدن این سایت نباشین . و بدرود !</p>
<img width="6" height="5" src="http://www.himra.com/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=2982" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.himra.com/1389/04/28/shad-bad/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>15</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیامک از دیار باقی</title>
		<link>http://www.himra.com/1389/04/23/sms-from-akherat/</link>
		<comments>http://www.himra.com/1389/04/23/sms-from-akherat/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 14 Jul 2010 18:46:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حامد</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.himra.com/?p=2976</guid>
		<description><![CDATA[همینطوری نشسته بودم داشتم با موبایلم ور می رفتم که یه دفعه از یه شماره ی ناشناس واسه ام اس ام اس اومد که : یافتنت به یادماندنی ترین حادثه در تقویم هستی ام می باشد ! نفس منی . نمی دونم یکی از دوستان خواسته بطور ناشناس حس کنجکاوی منو برانگیخته کنه یا یه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>همینطوری نشسته بودم داشتم با موبایلم ور می رفتم که یه دفعه از یه شماره ی ناشناس واسه ام اس ام اس اومد که : یافتنت به یادماندنی ترین حادثه در تقویم هستی ام می باشد ! نفس منی .</p>
<p>نمی دونم یکی از دوستان خواسته بطور ناشناس حس کنجکاوی منو برانگیخته کنه یا یه پسری خواسته واسه دوست دخترش یا بفرسته و یا یه دختری واسه نامزدش و اشتباهی واسه من فرستاده . فرقی هم نمی کنه چون من جوابشو ندادم اما چنان شوقی از این توصیف در من ایجاد شد که اومدم اینجا رو هم آپدیت کردم . حس خیلی خوبی دارم . البته قبلا بچه ها از این اس ام اسای لاو برام میفرستادن ولی همشون سند تو آلی بود . این نبود .</p>
<img width="6" height="5" src="http://www.himra.com/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=2976" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.himra.com/1389/04/23/sms-from-akherat/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
