تولدت یادمه !

نوشته شده توسط حامد 63 نمایش

یه سلام محکم و استوار و آهنین از من بر شما ! هدیه ی تو برای من ، خیره شدن با اون چشاس ، نگاه تو برای من ، از بهترینه هدیه هاس ، جسم نحیفمو ببین ، که می خزه روی زمین ، یه کم بامن حرف بزن ، یه کمی پیش من بشین ، یه جون ناقابل و پیس ، هدیه بهت ای نازنین ، این همه ی دار منه ، از هرچی هست روی زمین !

خب درحال حاضر adsl ندارم تمایلی هم به نوشتن نیست. همیشه شهریور ، ماه سختی واسم بوده و حالا هم که ماه رمضونه و تنهایی و گریه !! آره می خواستم بگم که بیست سال پیش یه همچین روزی بنده چشممو به جهان گشودم و این زندگی منحوس با یه طالع نحس تر شروع شد ! واقعا تولد بحث خیلی پیچیده ای داره. جدا از قضایای فیزیکی و متابولیسمیش یه سری مسائل مهم دیگه هم پس پرده هست. اینکه کجا به دنیا بیای و تو چه خانواده ای و با چه رنگ و مذهب و نژادی و مهم تر از همه دختر باشی یا پسر.

روز تولد هر آدمی مهمترین روز سال برای اون فرد تا آخر عمرشه. حتی روز سالگرد ازدواج و روز تولد یا فوت نزدیکاش هم تا این حد اهمیت نداره. به هرحال هر آدمی واسه خودش بیشتر از هرکس دیگه ارزش قائله. یه نکته ی جالبی هم که الان به ذهنم رسید اینه که هیچ انسانی تا کاری رو که به نفعش نباشه انجام نمیده. شاید این سوال پیش بیاد که گه نخور بیشین بینیم بابا. مثلا اون متال بازی که خلت بقیه رو از روی زمین لیس می زنه می خوره یا اون پسری که با زور بابا و مامانش با یه دختره زاقارت ازدواج می کنه خیلی علاقه مند بودن به این کارا ؟ منم در پاسخ میگم که شما هر مثالی بیارین من توضیح میدم. اون متال باز واسه اینکه یه معرکه ای بگیره و جلو چهار نفر ژانگولر بازی دربیاره اون حرکتو می زنه و یا اون پسره واسه اینکه به پدر مادرش نیاز داره به حرفشون گوش می کنه تا یه وقت از کمک اونا محروم نشه و یا ناراحتشون نکنه بخاطر علاقه ای که بهشون داره.

اما همه جا مرسومه که برای تولد یه نفر جشن می گیرن و همه رو دعوت می کنن و شمع و دنس و گل و پروانه و ستاره و شراره و سپیده ! نمی دونم فکر می کنم مشکل از من باشه اما بی حد و حصر از جشنایی که همراه با رقصه و یا الکی و برای دور هم جمع شدنه متنفرم. از اینکه یکی کادو بده و اون یکی بگیره و همه بگن این چیه که آوردی گندشو درآوردی و بعدش فیلم بگیرن و میزبان تا چند سال بشینه پای فیلم و بعدشم بره حموم اگه مذکر باشه ! خلاصه ی کلوم من از جشن و پارتی و مهمونی دسته جمعی بدم میاد که دلیل این نفرتو هم می دونم ولی الان حس توضیحشو ندارم.

شمع و گل و حامد !

به هر تقدیر ممکنه تو این هفته هیچ مطلبی پست نکنم اما بخش مینی مالو همچنان آپدیت می کنم. دلیلشم اینه که اینترنت ندارم و هفته ی امتحانا هم هست اما موضوعات جالبی در دست بررسی دارم که تا قبل از شروع ترم جدید منتشرشون می کنم. به هرحال بعضی حرفا رو نمیشه تو ترم زد ، بچه ها بیشتر میان نت و سایت دانشگاه هم که راه افتاده و ما هم بیشتر تبلیغات می کنیم و منم فعلا دوست ندارم بین انثی شخصیتم لو بره که به این دلایل نمیشه زیاد تند رفت. خب دیگه سخن به درازی نمی کنم و اگه کاری نیست بدرودش !

جمعه, ۳۰ مرداد ۱۳۸۸

تنگه ی استاد واشی !

نوشته شده توسط حامد 103 نمایش

سلام مه پاره ! رو تخته سنگ نشستم ، پاهام درون آبه ، چشام به سوی قله اس ، با اینکه گیجه خوابه ، دلم میگه برو پسر ، ریسک بکن هیچی نترس ، به آدما نیگا کن و ، راهتو کن مشی یه درس ، زندگی یعنی لذت ، عاشق بودن با ذلت ، هرچی دلت گفت بکن ، با هر سرشت و خصلت !!

پیرو پست قبل که درباره ی تحریک پذیری و تحریک کنندگی بحث کردیم ، این پست رو هم اختصاص میدیم به همین مسائل. چند شب پیش بخاطر تعریف و تمجید دوستان از فیلم امریکن پای ، قسمت آخرشو دانلود کردم و نشستم به دیدن. تا اواسط فیلم مشغول تماشا شدم ولی بخاطر جذاب نبودن داستان و رو اعصاب بودن فیلم بی خیالش شدم. اما نکته هایی که میشه از این سری فیلما برداشت کرد اینه که اولا این فیلما رو برای ما کشورای درحال توسعه و سنتی می سازن و میخوان فرهنگ مارو به فرهنگ خودشون نزدیک کنن. بعدش قصدشون اینه که بگن دانشجوها تو دانشگاهای غرب اصلا درس مرس نمی خونن و همش یا یکی زیرشون می خوابه یا یکی روشون ! این اعمال رو هم خیلی جذاب نشون میدن و به هرحال جوونا تو همه جای دنیا به این کارا علاقه مندن و فکر می کنن که چه خبره اونجا. خب ، بعد جوون این نوع فیلما رو می بینه و نمی تونه بره اونجا در نتیجه سعی می کنه تو دانشگاه خودش دست به این عملیتا بزنه.

واسه پسرا رو میگم. میاد یه دختر انتخاب می کنه و میره باهاش صحبت می کنه و یه شماره ای هم رد و بدل می کنن. بعد اگه دختره پا بود با هم میرن بیرون و کافی شاپ و پارک و اینجور جاها. بعد که یه مقدار صمیمی تر شدن کار به بوس و لب و اینا می کشه و بعد هم فلان میشه! بعد از یه مدت اینا می فهمن که زیادم با هم حال نمی کنن و می گردن دنبال کیسای جدید . بعد از اینکه تو این کار آدمای باتجربه ای شدن گروهی کار می کنن . مثلا چهارتا دخترو چهارتا پسر یه گروه تشکیل میدن و هرکدوم با یکی دیگه مچ میشن. اما اگه از هم خسته شدن یارو تعویض می کنن و چون چهار نفر بیشتر نیستن فقط تا سه تعویض مجازن! البته این اتفاقا بیشتر توی دانشگاهای سطح پایین اتفاق می افته.

اما صبحه شبی که فیلم امریکن پای رو دیده بودم برخی از دوستان منو دعوت به یه سفر تفریحی کردن و از اونجایی که من آدم یبسی هستم قبول نکردم اما به هرحال نخواستم روشونو زمین بندازم و ما راهی تنگه واشی شدیم. مکانیسم اونجا طوریه که باید از طول رودخونه رد بشی تا به آخرش یعنی جایی که نمیشه بیشتر پیش رفت برسی. اگه نرفتین می تونین تصور کنین که چه اتفاقی می افته. خانمای جوون پاچه ها رو تا زیر زانو می زنن بالا و کفششونو درمیارن و دمپایی می پوشن و به علت گرم بودن هوا روسری رو از پشت می بندن که بدین ترتیب سر و سینه های بلورینشون نمایون میشه. رفتن به همچین جایی برای کسایی که عاشق فوت فطیش هستن به هیچ وجه توصیه نمیشه !

نمایی از تنگه واشی

آدمایی که اومده بودنو می شد به سه دسته تقسیم بندی کرد. یکی افراد مرفه  که کلا خوشحال و شاد بودن. دیگه آدمای خزوخیل که اونا هم بالطبع خوش بودن. دسته ی سوم که خیلی هم اندک بودن قشر فرهیخته و دانشجو بود که ناراحت و دپ و بدبخت بیچاره ی فلک زده بودن ! به دو دسته ی آخر کاری نداریم و تو پاراگراف بعدی به توضیح درباره ی قشر اول می پردازیم.

من اونجا فهمیدم که اون بنده خدایی که توی رومای یاهو میگه یه بی غیرت می خوام که درباره خواهر و مادر و همسرش حرف بزنیم یه چیزی می دونه که اینو میگه. بذارین یه مثال بزنم. دختره که پاچه و آستینشو زده بالا و همونطور که وصف شد سر و سینه رو هم برون ریخته ، داره کنار دوست پسراش حرکت می کنه که یه دفعه به یه پسره که تو ارتفاع دو متری و بالای صخره ها نشسته میگه عینکتو دوباره می زنی؟ میخوام برم واسه دوستام تعریف کنم. حالا اون پسره هم با رکابی نشسته و هر هر می خنده و دوست پسرای این خانم مکرمه هم خنده اشون می گیره. یا چند بار دخترا بخاطر لیز بودن سنگای کف روخونه سر می خوردن و می افتادن تو بغل پسرا. بعد اون بحث گروهی و اکیپی که ذکرش رفت هم اونجا مصداق داشت و حتی بعضی از دخترا به سه نفر راضی نبودن و با حرکات و رفتارشون – که در فیلم های ضبط شده توسط ما موجوده – می گفتن که مشتاق هم آغوشی با پسرای هیکلی و ورزشکار و پولدار می باشند !

یه حرف بی ربط بزنم. فی الواقع نمی دونم ، اما فکر می کنم همونطوری که پسرای هیز از خانمای ورزشکار با بدنای آماده خوششون میاد عکسش هم صادق باشه و دخترا به پسرای ورزیده و ورزشکار ابراز علاقه کنن! این خوش اومدن ها فقط جنبه ی زیر شکمی و بالا تنه ای داره و اگه اینطور باشه من علاقه ای به حرفه ای ورزش کردن ندارم (+) . اما اگه لازم باشه و شرایط ایجاب کنه مجبور میشم به این عمل تن در بدم !

اما تو یه صحنه یکی از دخترا علاوه بر کشف حجاب مانتوی خویشتن از تن بدر آورده بود و با اینکه از جمعیت حدودا ۵۰ متری فاصله داشت اما همه ی آقایون گویی که رو به قبله برگشته باشن خیره به وی می نگریستند ! نکته ای که اینجا به چشم میاد اینه که حتی اگه طرف شب و روز تو پارتیو لای دخترا باشه اما اگه تو محیط بیرون یه دختری آستین کوتاه بپوشه به سرعت غددش ترشح می کنن و تحریک میشه ! خلاصه بگم که پسرا حتی رو بدن زشت ترین دخترا هم نظر دارن و این اشتها سیری ناپذیره. باور کنین اغراق نمی کنم اما اگه دختری علاقه مند بود که پسرا عاشق بدنش بشن و بگن اوه مای گاد چه س*کـ سی بادی هیچ ایرادی نداره که پوشش تنگ بپوشه و یا اصلا نپوشه! اگه هم پسری تمایل داشت که دخترا صرفا بخاطر هیکلش ازش خوششون بیاد هیچ مشکلی وجود نداره و می تونه تی شرت تنگ و شرت D&G بپوشه و یا اصلا نپوشه ! به قول جیگساو : make your choice ! حالا سوال اینه که من متحجرترم یا رادان ؟ تا شما رو جوابش فکر می کنین منم برم به تزکیه بپردازم ! خداحافظش همیشه !

پی نوشت : دیگه عمرا همچین پستی برم ! یعنی عمرنا !

دوشنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۸۸

۱۰ فیلم برتر من !

نوشته شده توسط حامد 141 نمایش

سلام علیکم . وصف تو گویم الان ، با یک زبان یک بیان ، آمیزه ای بی بدیل ، از فاستر و از لوهان ، حتی بگم که هستی ، به ز این و به ز آن !!!!!!

به به ! واقعا محظوظ میشم وقتی می بینم برخی مایکل جکسون رو پیغمبر ۱۲۴۰۰۱ ام می دونستن ! دیگه می چسبم به سقف وقتی به این فکر می کنم که مایکل چقدر بچه ها رو دوست داشت ، مخصوصا پسرا رو !! به به ! خرکیف میشم وقتی می فهمم مایکل جکسون مسلمون بوده و خودش هم نمی دونسته ! دیگه غرق لذت میشم وقتی می بینیم که قراره نمره ها تا چند روز دیگه بیاد ! به به !

خب عزیزان من همونطوری که واضحه من حدود یه هفته اس که آپدیت نکردم و دقیقا علتش هم اینه که چیزی واسه نوشتن نداشتم. نکته ی جالبش هم اینه که الانم ندارم ! ولی یه پستی بود که گذاشته بودمش واسه یه همچین مواقعی ، واسه روز مبادا ! قبلا گفته بودم که یه پست رو اختصاص میدم به بهترین فیلمای هالیوودی که دیدم و حالا هم رسیدیم به همون پست. البته شماره بندی فیلما به این معنی اولویتشون نیست و فقط برای نظمشونه.

۱- امریکن بیوتی ( American Beauty ) . فارسیش میشه زیبایی آمریکایی. اگه یه سر به پستای قبلی سایت بزنین متوجه میشین که علاقه ی خاصی به این فیلم دارم و فعلا بهترین فیلمیه که دیدم. یه پست رو هم بهش اختصاص دادم و نکات فیلمو درآوردم و اون وسط مسطا دو تا نظریه هم از خودم ول دادم ! اینکه چرا از این فیلم تا این حد خوشم اومده هم به خودم مربوطه !

american beauty cover

۲- فارست گامپ ( Forrest Gump ) . اون موقع که داشتم فارست گامپو میدیدم عید بود و من بخاطر تنهایی مفرط ، حس و حال نداشتم . ولی انصافا فیلم قشنگیه و باس اونا که اعتماد به نفسشون پایینه تجویز میشه !

forrest gump cover

۳- پالپ فیکشن (Pulp Fiction) . ترجمه ی فارسیش میشه داستانای عامه پسند. شاهکار تارانتینو که پنجمین فیلم برتر دنیا هم هست. با این سبک فیلمسازی که تارانتینو معرفی کرده خیلی حال کردم و احتمالن تابستون یه ۳gp با این سبک برم. یه روایت هم تو ذهنم دارم که نقش اولش هم رضاست !

pulp fiction cover

۴- دارک نایت (The dark Knight) که به فارسی میشه شوالیه ی تاریکی. اصولا فیلمایی که قهرماناش همیشه برنده نیستنو دوست دارم. می دونین ، یه حالت ضد هیرو و ضد قهرمان دارم ! از شخصیت ژوکر هم خوشم میاد. شخصیتی که همه چیزو از قبل پیش بینی می کنه. دوست دارم اینجوری باشم ! شمام دوست دارین؟ به ناخنم !

۵- ارباب حلقه ها : بازگشت پادشاه .( انگلیسیش طولانیه!) این پیتر جکسون هر چهار سال یه بار فیلم می سازه اما فیلم می سازه ها ! کلا سری ارباب حلقه ها جز خوشگلترین فیلمای تخیلیه و منم از این سبک خوشم میاد. یادم میاد بچه بودم عاشق گوزیلا بودم فقط نمی دونم چرا هر وقت می رسیدم پای تلویزیون ، آخراش بود !

۶- سکوت بره ها. (The Silence of the Lambs ). من شب این فیلمو دیدم و تا شب بعدش تو کف بودم ! ( البته بیشتر تو کف جودی فاستر ! ماشاالله جوون بوده چقدر گلاب به روم خوشگل بوده !) از شخصیت دکتر لکتر هم خیلی خوشم میاد. روانشناسی که با هرکی حرف بزنه طرف دیوونه میشه ! اگه می شد منم اینطوری بودم خیلی خوب می شد ! شمام دوست داشتین شبیه لکتر بودین؟ به ناخنم !

the silence of the lambs cover

۷- خانه ای از شن و مه (House of Sand and Fog) . اصلا انتظار نداشتم آخرش اینجوری تموم بشه. خیلی کوبنده و غیرقابل پیش بینی بود و با اینکه سکانس آخرشو اولش نشون داد بازم فکر نمی کردم یه همچین پایانی داشته باشه. کل فیلم یه طرف چند دقیقه ی آخرش هم یه طرف !

house of sand and fog cover

۸- کرش ( Crash) . یعنی تصادف. موضوع اصلیش نژاد پرستیه و یه چند تا داستان رو با هم روایت می کنه و آخرش این داستانا به هم می چسبن. کلا فیلم باحالیه.

crash cover

۹- دختران شرور ( Mean Girls ). گیر ندین دیگه ! به هرحال فیلمیه که یه ساله داره منو عذاب میده و یه نوستالژی شدید برام درست کرده. باور کنین جرئت نمی کنم دویاره ببینمش ! Just My luck رو هم همینطور. کلا به فیلمایی که لیندسی لوهان نقش بدبخت بیچاره ها رو بازی میکنه حساسم. همین چند روز پیش هم Bobby رو دیدم و با اینکه چند تا سکانس بیشتر بازی نمی کرد اما گند زد به احوالاتم. علت اثرگذاری فیلمای لوهان روی من هم به خودم مربوطه !

mean girls cover

۱۰- هرچی فکر کردم نتونستم از بین چند تا فیلم یکیشونو انتخاب کنم. ماتریکس ، Departed ، کینگ کونگ و یه چند تا فیلم دیگه. یه تعداد فیلم هم هست که هنوز ندیدمشون. مسیر سبز و رستگاری در شاوشنگ و سین سیتی و اینا .

به هرحال حدود نصف فیلمای بالا برنده ی اسکار شدن و این نشون میده که سلیقه ی من با سلیقه ی مردم و کارشناسای سینما هماهنگه و یه آدم نرمالی هستم ! دیگه حس نوشتن نیست و میخوام برم بخوابم ! پس بدرود !

پی نوشت : ببخشید این حرفو می زنم ولی کسایی که میگن اس ام اسو تحریم کنین تا حال مخابراتو بگیریم گویا نمی دونن که مخابرات دولتیه ! حقوق کارکنای مخابرات از جیب دولت پرداخت میشه و چه ما اس ام اس بزنیم و چه نزنیم اونا حقوقشونو می گیرن. فقط ممکنه یه مقدار دیرتر رو زیرساختا کار کنه . اصلن وقتی اس م اس ندیم باید زنگ بزنیم که هزینه اش چند برابر اس ام اسه. حالا من نمی دونم اینایی که این حرفا رو می زنن بچه کجان ولی عقل هم بسیار چیز خوبیست !

یکشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۸۸

معرفی فیلم The Wrestler

نوشته شده توسط حامد 109 نمایش

سلام بر محبوبان دلم ! سلام به چشم نافذ ، به ساعدَین بارز ، به شلوار جین تنگ ، فیروزه ایِ پررنگ ، به نازکی لبخند ، به گیسوان دربند ، به پلک بی بدیلت ، غرور بی دلیلت ، به اسم و نام زیبات ، برق نگاه گیرات ، سلام به تو دلارام ، درود به من ، به شعرام !!

به به ! واقعا می چسبم به سقف وقتی می بینم امتحانا شروع شده و من هنوز مثل گذشته انگیزه ای واسه درس خوندن ندارم ! به به ! غرق حظ میشم وقتی وسط ارباب حلقه ها خوابم می بره ! می چسبم به سقف وقتی به این فکر می کنم که کره ی شمالی هفت هشت تا از برزیل تو جام جهانی می خوره ! دیگه خرکیف میشم وقتی با خودم میگم که کاش منم تو این تظاهراتا کشته می شدم و الان پیش حوریا حال می کردم ! به به ! ( حوری نخواستیم بابا ! همین زمینیشم باشه از سرمون زیاده ! )

خب دوستان دیگه کم کم داره تب و تاب تظاهرات و قتل و غارت و اتوبوس ترکوندن می خوابه. ولی اگه بازم خواستین شلوغ کنین ، برین بالاها . برین شرق . یا حتا غرب . برید تهرانپارس ، قیطریه ، زعفرانیه ، سعادت آباد و اینجاها. مردم مرکز شهر بخصوص کریمخان و بلوار کشاورز و کلا حوالی میدون ولیعصر آخه چه گناهی کردن بندگان خدا ؟ خب اونام میخوان از خونه بیان بیرون ، میخوان آسایش داشته باشن بابا ! یه مقدار رعایت کنین دیگه !

اما بحث اصلی این پست ، معرفی فیلم The Wrestler هستش. این فیلم محصول سال ۲۰۰۸ هالیوود و به کارگردانیه Darren Aronofsky و بازی Mickey Rourke و Marisa Tomei هرزه ی پیره ! روایت کلی فیلم درباره ی یه کشتی کج کاره که برای درآوردن خرج زندگیش مجبوره بره رو رینگ و کتک بزنه و کتک بخوره. اما چون سنش زیاد شده و از شغلش هم درآمدی نداره ، افتاده به پیسی و شبا مجبوره تو ماشینش بخوابه . ولی توی دیسکو یا کلوب با یه رقاصه آشنا شده و کم کم عاشقش میشه و کار به بوس و بوس کشی می کشه ! خلاصه ! این بابا یه دختری هم داره که ۶۰ ساله ندیدتش و حالا براثر حوادثی یادش می افته که ای بابا ! من یه دخترم داشتما فکر کنم ! که بازم بر اثر یه اتفاقاتی دخترش هم  طردش می کنه و دیگه ادامه ی داستان رو نمیگم تا هم دماغتون بسوزه و هم پاشید برید فیلمو ببینین !

از نکات فیلم میشه یه این نکته توجه داشت که اگه به کاری علاقه دارین ولی شما رو از زار و زندگی انداخته ، بازم به انجام اون کار ادامه بدین. نکته ی دیگه اش اینه که بعضی از کارای دنیوی و مادی مارو از پرداختن به معنویات و جذب محبت و عاطفه بازمی داره. کلا فیلم نکات زیادی نداره ولی مهمترین نکته اش همون واسه نونه واسه نونه ی اصفهانیه !

the wrestler cover

واقعا نمی دونم فیلم چی داره که نمره ی به این خوبی تو imdb گرفته .احتمالن بخاطر مواضع ضد ایرانیش باشه. ضمنا فیلم پر از صحنه های نادیتی ( عریانی ) و غیراخلاقیه و اصلن برای افراد زیر ۲۰ سال توصیه نمیشه ! اون زنه هم نامزد جایزه ی بهترین نقش مکمل زن توی اسکار امسال بوده. همونطوری که گفتم هرکی تو فیلمش لخت نشه تو اسکار هم نامزد نمیشه ! به هر حال کشتی گیر یه فیلم قشنگ و سرگرم کننده اس ولی تاثیرگذار نیست. مثلن فیلمایی مثل امریکن بیوتی و فارست گامپ واقعا تاثیرگذارن و حتا امریکن بیوتی رو زندگی من هم تاثیر گذاشت ! جدی میگم ! واسه همینم هست که اینقدر روش مانور میدم ! الانم شبا که خوابم نمی بره و یهو یاد فیلم میوفتم ، یه سری نکات جدید از توش کشف می کنم ، با اینکه سه ماه پیش فقط یه بار دیدمش !

اما از هرچه بگذریم سخن یار خوش تر است ! ( سخن دوست حالا ! چه توفیری داره ؟!) آقا من هنوز تو کف این نظریه ی پیش فرض خودم هستم و به هرچی که فکر می کنم ، می بینم این قضیه در موردش صدق می کنه. حتمن اگه وقت کردم یه کتاب درباره اش مینویسم !

در مورد انجمن هم بگم که من چند ماه وقت گذاشتم و یه انجمن شسته رُفته روی سایت نصب کردم. اما به دلیل اینکه سرور سایت رو از ایران بردم آلمان و این انجمن هم کپی رایت داره و باید اونو خرید ، فعلن بلا استفاده مونده. برای راست و ریس کردن یه انجمن جدید هم باید کلی وقت و انرژی بذارم که فکر نمی کنم یه همچین کاری بکنم. حالا ایده ی شما چیه ؟ همین انجمنو بازش کنم تا ببینیم چی میشه یا اینکه بی خیالش شم ؟ یا اینکه کلی پول بی زبونو بریزم تو جیب اجنبیا ؟ به هرحال اگه با من کاری نداره پس خدانگهدارش باشه ! ( کی؟)

پی نوشت : برای ورود به انجمن می تونین به آدرس زیر برید و با یوزر و پسوردی که اینجا نوشتم وارد و از امکانات انجمن مطلع بشید.

www.himra.com/forum

username:  test

password:   himra

چهارشنبه, ۳ تیر ۱۳۸۸

شما منطقی هستید !

نوشته شده توسط حامد 135 نمایش

سلام دوستان عزیز و خوشگلم !! ( لفظ خوشگل عمومیت داره و منحصر به قشر و جنس خاصی نیست !)

میخوام یه مطلب کوتاهی رو خدمتتون عرض کنم و از شما هم انتظار دارم خیلی منطقی و بدون احساسات به این مطالبی که به عنوان برادر کوچیکترتون میگم التفات کنین.

ببینین عزیزان ، من فرض رو بر این میذارم که تو انتخابات تقلب گسترده شده ( هرچند که هنوز مصادیقش رو نمی دونم.) فرض رو هم بر این میذاریم که طبق گفته های آقای موسوی شورای نگهبان یک شورای فرمالیته و فرمایشیه و باز هم فرض رو بر این میذاریم که شما رهبری رو هم قبول ندارین. ( البته قبول نداشتن رهبری یعنی قبول نداشتن جمهوری اسلامی) خب حالا با این فرض ها ، حق شماست که اعتراض کنین و تو راهپیمایی ها شرکت کنین. اما دوستان من ، این نکته رو مبذول داشته باشین اگه بعد از تصدیق انتخابات توسط شورای نگهبان و رهبری بازم بخواین راهپیمایی کنین وضع به گونه ی دیگری رقم می خوره. اون موقع شما رو به عنوان نیروهای ضد انقلاب در نظر می گیرن و علاوه بر نیروی انتظامی سایر گروها هم به شدت با شما مقابله می کنن و حتا گروهایی هستن که از کشتن شما هم ابایی ندارن. حتا از ورود به خونه های شما هم باکی ندارن. اونوقت بعد از سرکوب شما که قطعا خسارات مالی و جانی زیادی برجا میذاره ، تهران وارد یه فضای به شدت امنیتی میشه و تا مدت ها به این منوال خواهد موند. مثلن برخی از گروهای متحجر به شما اجازه نمیدن دیگه با آستین کوتاه بیاین بیرون. اینو برای مثال گفتن تا خودتون حدیث مفصلو بخونین از این مجمل. باور کنین جدی میگم ، اونا هیچ ترسی از کتک زدن شما ندارن. شما اصلن نیروهای انتظامی مارو با غربی ها و مثلن فرانسه مقایسه نکنین.

اما راه چاره ای که من برای نشون دادن اعتراضات شما میدم اعتصابه سراسریه. اگه واقعن فکر می کنین که اکثریت کشور حامی آقای موسویه ، پس همه رو دعوت به یه اعتصاب سراسری بکنین. اینجوری نه تنها تهران بلکه کل ایران فلج میشه و دیگه اینقدر مردم هم اذیت نمیشن و شما هم آسیب نمی بینین و به دولت و رژیم هم ضربه وارد میشه. اما شما دائما به فکر راهپیمایی هستین درحالیکه این ها موقتی و زودگذراس و سرکوب راهپیمایی هم برای نیروهای انتظامی ما کار بسیار ساده ایه. اما دیگه نمی تونن جلوی اعتصاب رو بگیرن. البته چون تقریبن هیچ رسانه ای برای اطلاع رسانی وجود نداره کمی اجرای این کار سخته و چون این راهپیمایی هایی که الان هست بدون هماهنگیه ستاد آقای موسویه و نمی دونم حالا لفظ خودجوش رو میذارین روش یا تبعیت از شبکه های ماهواره ای ، امنیت شهر رو دچار مشکل می کنه.

به هرحال من که از آینده خبر ندارم و فقط پیش بینی های خودم رو ابراز کردم و اینم بگم که اصلن این اتفاقات رو با حوادث انقلاب مقایسه نکنین چون اون موقع کسایی که شاه رو قبول داشتن در اقلیت بودن اما الان کسایی که رهبری رو قبول ندارن در اقلیت هستن. هرچند مقایسه ی شاه و رهبر کار درستی نیست ولی به هرحال باید یه معیار واسه قیاس می دادم.

خب دوستان من ! برای اینکه فضای سایت رو به سمت دعوا نبرم ، نظرات غیرمنطقی و توهین آمیز شما رو حذف می کنم هرچند برخلاف اصول وبلاگ نویسیه منه. این رو هم مدنظر داشته باشین که من این پست رو فقط برای افزایش آمار بازدیدکننده ها زدم و اصلن حوصله ی کشوندن این بازی های سیاسی رو به سایت ندارم و نداشتم. اینم بگم که من در گذشته به آقای احمدی نژاد توهین می کردم و قبل از انتخابات طرفدارش شدم و خیلی منطقی ازش حمایت کرم. دلایل خاص خودم رو هم دارم. الان هم نسبت به هیچ فرد و حزبی تمایل ندارم و فقط تابع قوانین جمهوری اسلامی ام چون قبولش دارم و هرکس از طریق قانونی رئیس جمهور بشه ازش حمایت می کنم. دیگه خدانگهدارتون !

پی نوشت: گویا فری گیت آزاد شده. برای وارد شدن به برخی سایتا می تونین ازش استفاده کنین.

سه شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۸۸

من ، تغییر ، کروبی !

نوشته شده توسط حامد 60 نمایش

سلام و درود نثار خوانندگان جون ! از خاکم و خاکی ، سینه ام شده چاکی ، نیتم زلال و پاکی ، عاشقه فیلمای راکی ( سیلوستر استالونه ) ، من رنو ام تو ماکی ( mack )، به فکر رنگ لاکی ، تو مهمونیا ناکی ( nack ) چی بهت بگم ؟ ، همش تو کاره …… !

به به ! عجب هوای خنک و ابری و ملسی ! دو نفره ی به تمام معنا ! واقعن محظوظ میشم وقتی می بینم مردم میرن تو پاساژا و مجتمعای تجاری و فقط نگاه می کنن ! اونم سر ظهر ! به به ! غرق لذت میشم وقتی نصفه شب صدای تلویزیون همسایه نمیذاره بخوابم و دیگه به درجه ی بالای خرکیفی می رسم وقتی ساعت هشت صبح همسایه بغلی شروع می کنه به هاون کوبیدن ! به به ! زندگی جاریست !

خب همچنان داریم به روز انتخابات نزدیک میشیم و تبلیغات حالت جدی تری به خودش گرفته. اما من از اینکه دولت رو تا این حد تخریب می کنن ناراضی ام. اگه دولت احمدی نژاد نبود شاید اینقدر تو بعضی زمینه ها به این پیشرفت نمی رسیدیم. مثلا همین مسئله ی هسته ای. یا بعضی از پیشرفتای نظامی. به هرحال با اینکه کارنامه ی کلی دولت خوب نیست اما نباید از زحمات و دستاورداشون هم گذشت.

من احتمالن به موسوی رای بدم. چون احساس می کنم فضای مناسبی واسه جوونا ایجاد نشده. چون فکر می کنم روند فعلی آزادی رو از قشر فرهیخته و جوونا می گیره. حالا در سطح پایین ، می تونه این آزادی ، آزادی پوشش باشه. من تا همین چندوقت پیش موافق طرح امنیت اجتماعی و گشت ارشاد بودم. اما واقعن از حالت عادی خارجش کردن و به قولی شورشو درآوردن. بجای اینکه با جبر بخوایم مردمو سر به راه کنیم باید طوری عمل کنیم که خود مردم با اون افرادی که خارج از عرف جامعه عمل می کنن انفعالی برخورد کنن و حتا اینگونه آدما رو طرد کنن.

من اصلن به بحثای کلان اقتصادی و سیاست بین المللی کاری ندارم. منه نوعی واسه درسم ، واسه بخشی از تفریحات و اوقات فراغتم ، واسه کسب اطلاعات روز نیاز به رسانه های سریع دارم. یکی از این رسانه ها اینترنته. ابطحی تو مستند کروبی یه حرف خوبی زد. گفت این کاره دولت تو بخش اینترنت مثل این می مونه که ما بگیم برق داریم ولی به مردم نمیدیم تا نکنه این برق و روشنایی موجب مفسده ای بشه. شاید چون خودش بلاگ نویسه بیشتر با این موضوعات سروکار داشته. ما به جای اینکه تو بخش IT چهار سال پیشرفت کنیم ، از برکت حضور برادر سلیمانی چهار سال به عقب برگشتیم. خب حالا منی که زیاد وارد اجتماع نشدم و بار زندگی رو دوشم نیست ، این چیزا واسم مهم میشه. بحث مسدود کردن سایتا و وبلاگا هم مسئله ی مهمیه. مثلن من دنبال کلیپ هاله ی نور می گشتم اما به هر سایت و وبلاگی که می خواستم وارد بشم بسته بود. مسدود کردن صفحه های وب هم حد و مرزی داره دیگه.

محمدعلی ابطحی

اما آقای موسوی گفته که چون احساس خطر می کردم وارد صحنه شدم. من نمی دونم از چی احساس خطر کرده ؟ الان که کشور نسبت به قبل آرامش و امنیت بیشتری داره. کلن من بعضی از انتقادای موسوی از احمدی نژاد رو قبول ندارم. حالا امشب میشینم ببینم که احمدی نژاد میتونه جواب موسوی رو بده یا نه. ممکنه نظرم عوض بشه و رایم بشه احمدی نژاد . شاید. ضمنا بهتر اینه که فریب تبلیغات پوپولیستی رو نخوریم و چون مثلن دستبند سبز مد شده بیایم به یه کاندیدا رای بدیم. ملتفتین که.

اما مهدی کروبی شعار خودشو گذاشته تغییر. آخه تغییره چی ؟ اگه اوباما شعاره تغییر داد ، برنامه هاشم اعلام کرد. الان تو این برنامه هایی که کروبی ارائه کرده من شاهد تغییری نسبت به قبل نیستم. بعد کرباسچی میاد میگه ما ۱۲ میلیون فقیر داریم و زرتی می زنه زیر گریه. بعد میگه که فقر واسه مسولین فقط خوبه. حالا نمی دونم منصب شهرداری جزو مسولین به حساب میاد یا نه اما فکر نمی کنم آقای کرباسچی کسی باشه که دستش به دهنش که هیچی ، به ته روده اش هم نرسه.

اما حالا که بحث تغییر شد بذارین منم یه نطقی بکنم. فکر کنین یه جمعی یه جایی نشستن. یکی وارد جمع میشه و با نصف اون افراد سلام علیک و احوالپرسی می کنه و به نصف دیگه حتا نگاهم نمی کنه. به نظر شما اون تعدادی که مغضوب واقع شدن چه حسی نسبت به شخص پیدا می کنن ؟ قطعا تنفر . من دوست ندارم کسی ازم متنفر باشه پس از این به بعد سعی می کنم این غرور کاذب رو از خودم دور و حداقل یه تغییر خیلی کوچیکی تو خودم ایجاد کنم. من به خاطر گذشته ازهمگان معذرت میخوام ! دیگه زین بعد تکرار نمیشه ! حالا تا پستی دیگه خدایارتون و یارم و یارش ! (کی؟)

چهارشنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۸۸