عکس و مکث ۳

نوشته شده توسط حامد 1,685 نمایش

سلامم باد بر آنکه باید باد! خواب و خیال و شب و روز ، حضور تو تو فکرمه ، من به تو محتاج و فقیر ، به بوسه ی تو تشنمه !(ای بی تربیت! کم کم بیا در مورد سیگارم شعر بگو دیگه! تازگی زیاد بوس موس می کنیا !)

من وعده داده بودم که در لابلای پستای سایت ، عکسای زیبارویان عالم رو در معرض انظار شما قرار بدم و چشمان شما را بسی گرد و خرسند نمایم . اما اگر همگان مونث بودی ، موردی نبودی ! ولی این پسرا خیلی هیزن ، ترسیدم عکسای برهنه ی زیبارویان رو ببینن و دامن از کف در بدهند! پس همون سبق عکس و مکث رو ادامه میدیم تا ببینیم در آینده چه پیش آید. (هرچه پیش آید خوش آید!)

 پرسپولیس قهرمان !

من برخلاف حاج رضایی ، نمیگم استقلالیم یا پرسپولیسی. ولی این عکس خیلی تمیز درست شده و کلا ایده ی بسیار جالبی داشته طرف. به چهره ی کریم دقت کنین ! با چه ذوقی آفتابه رو گرفته بالا ! یه چند روز دیگه ام بازیه دربیه و امیدوارم دیگه مصلحتی مساوی نکنن و اون تیمی که واقعا حقشه و قبلا هم حقش بوده به پیروزی دست پیدا کنه. می دونین که کدوم تیم حقشه ببره؟ اونی که بهتر بازی می کنه و شایدم صدر جدول باشه! (برای عکس از ممد هم تشکر می کنم نیز!)

برای دیدن بقیه ی عکس ها ، حتمن به ادامه مطلب رجوع کنین!

ادامه مطلب …

چهارشنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۸۷

عکس و مکث ۲

نوشته شده توسط حامد 1,070 نمایش

سلام محبوبانم! سرخی چشمام از اشک نیست ، از خاکم نیست ، حتی می تونم بگم که از افتادن مژه توی چشمم هم نیست. بس که زل زدم به دیوار تا ببینمت ، پلکم گیر کرد و چشمم خشک شد و در نهایت رنگ سفیدش به قرمزی گرایید. ( چرا چرت میگم؟)

من یه آدم گرمایی هستم و پاییز و زمستونو دوست دارم. دوست دارم توی هوای سرد درحالیکه داره برف میاد یا داره نم بارون می زنه ، تو یه خیابون خلوت که اطرافش درختای بی شاخ و برگ و پای اون درختا یه جوب آب وجود داره قدم بزنم. هنوز به تنها بودن یا نبودنش فکر نکردم ولی تنها قدم زدن رو زیاد تجربه کردم. ضمنا این نوشته ی من ممکنه شبیه به یه مطلب تو یه وبلاگ دیگه باشه و خب به هرحال منم باید از یه جا الگو بگیرم دیگه!

روز دانشجو و روز خودم بر خودم مبارک!

من هرچی فکر می کنم می بینم هیچ مطلبی ندارم که بنویسم. بنابراین مجبور میشم آهنگ بذارم واسه دانلود یا اکانت اینترنت خیرات کنم . ولی برای تنوع هم که شده میخوام تو این پست یه چند تا عکس باحال بذارم. یه تعداد زیادی تصویر جالب دیگه هم داشتم که بخاطر سهل انگاری خودم از روی هاردم پاک شد.

چون حجم تصاویر بالاست برای دیدن باقی عکس ها حتما به ادامه مطلب مراجعه کنید!

چه اشکالی داره؟ یه بار که حدودای ساعت ۷ صبح داشتم می رفتم به محل تحصیلم ، دیدم یه دختر سیزده چهارده ساله داره دوچرخه سواری می کنه. چون نمی تونه تو ساعتای شلوغ بیاد بیرون مجبور شده اون ساعت از خواب بیدار بشه و سوار دوچرخه بشه. شایدم نه یه مسئله ی دیگه ای بوده به من و شما چه اصلا ! من نمی دونم رانندگی دوچرخه و موتور چه مشکل شرعی برای خانما ایجاد می کنه که سوار شدن بر ترکش نمی کنه؟ فهمیدین چی میگم؟ قیافه رو! منظورم اینه که بانوان ترک موتور سوار میشن خب حالا بیان راکب موتورم بشن. هان؟

برای دیدن سایر عکس و مکث ها رجوع بشه به ادامه مطلب.

ادامه مطلب …

شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۸۷

عکس و مکث ۱

نوشته شده توسط حامد 221 نمایش

برای بار نمی دونم چندم سلام! من به شخصه این نتیجه برام حاصل شده که عزیزان وبگرد ما ، اکثرا فراخ تشریف دارن و زورشون میاد سه خط نوشته رو بخونن و اگه ببینن هیچ تصویر جالبی تو صفحه نیست، زارت پنجره رو می بیندن! معلول این علت ، این میشه که من مجبور میشم لود صفحه رو کند کنم و عکسای جذاب بذارم. اما مدتی قبل تو مجله ی هفتگی گل آقا یه بخش کوچیکی بود به اسم عکس و مکث که یه تصویری میذاشت و دربارش یه سری توضیحات ردیف می کرد. منم یه بخش از سایت رو اختصاص میدم به این عکس ها و پشتشم شعر پیشوندی* بلغور می کنم!

کروبی و خواب و خاتمی

خب دیگه شما چه انتظاری از یه پیرمرد هفتادساله دارین؟ اینکه بخوابه خوبه یا اینکه مثل عکس پایین این ریختی بشه؟ قضاوت با شماس.

پیرمرد دست از معرکه گیری برنمی داره. بابا میخوای تو این سن رئیس جمهور بشی، بشو دیگه با پیلین چیکار داری؟ هنوزم آره؟ من می دونم پس فردا که مک کین رئیس جمهور شد، مثل بوش که رایس رو هم خونش کرده ، شبا پیش پیلین می خوابه! باور کن!

برای دیدن سایر عکس و مکث ها به ادامه مطلب رجوع کنید!

ادامه مطلب …

جمعه, ۲۶ مهر ۱۳۸۷