دیدگاه منفی درباره ی فیلم راز و قانون جاذبه:
تذکر:در تمامی سایتها اعم از فارسی و انگلیسی فقط میتوانید در مدح این فیلم و قانون مطلب بخوانید
اما در اینجا نقدی ضد این فیلم و قانون میخوانید.
تذکر ۲:تمامی مطالب گفته شده درین نقد ،فقط و فقط نظر نویسنده است و نویسنده هیچ گونه مسئولیتی را در رابطه با صدق یا کذب بودن آن نمیپذیرد.

به نام خدا
آن راز دفن شده بود،آن راز مورد طمع قرار گرفته شده بود؛آن راز ممنوع شده بود
این گفته های ابتدایی فیلم راز است،جایی که در آن بیننده تا سر حد جنون به دنبال فهمیدن اصل موضوع و راز ممنوع شده است.
راز؟؟؟!!!!
واقعا راز چیست؟
این راز همان قانون جاذبه است،شما میتوانید با استفاده از این قانون ثروتمند شوید،میتوانید شغل و زوج دلخواه خود را بدست بیاورید و از جذب آنچه که نمیخواهید جلوگیری به عمل میاید.
طبق این قانون ذهن انسانی که از این قانون بهره میبرد در دنیا مشابه ی ذهن خود را به توسط کائنات دریافت میکند؛
چه خوب،چه بد،چه مثبت و چه منفی.
حال میخواهم به قسمت ” مشابه ی ذهن خود را به توسط کائنات دریافت میکند” بپردازم.
مکان :بم ، سال ۱۳۸۲، زمان : صبح ،زمین لرزه ای به قدرت ۶.۵ ریشتر در مقیاس امواج درونی زمین،تعداد کشته ها:۴۰۰۰۰،تعداد زخمی ها:۱۴۸۰۰،تعداد بی خانمانها:۱۰۰۰۰۰،.

و اما چه ربطی بین این دو موضوع وجود دارد ؟
برای جواب این سوال به تشریح آن و تناسب این میان نسبت به قانون جذب ( راز) میپردازم.
با توجه به قانون جذب تمام افراد شهر باید تفکر منفی داشته باشند که باعث زمین لرزه شده است.این در حالی است که هیچ یک از افراد از این حادثه خبر نداشته اند،وگرنه میتوانستند از این حادثه جان سالم به در برده باشند.اگر به فکر زلزله بوده باشند ،باید با کسب آمادگی جان سالم به در برده باشند و اگر به فکر زلزله نبوده اند پس زلزله ای نباید رخ میداده.
و یا افرادی که در مرکز زلزله نگاری کار میکنند میتوانند ادعا کنند که تفکرات آنان باعث وقوع زمین لرزه شده است،چونکه آنان هر روز با این واژه و این تفکر چه به صورت مثبت و چه به صورت منفی سرو کار داشته اند،و یا با همین منطق اعلام کنند که علت اینکه هر روز روی زمین زلزله میاید این است که ما به زلزله فکر میکنیم و تمامی تحقیقات و زمان خود را به این موضوع اختصاص داده ایم.
( هر روز بالای نه هزار زلزله در کره ی زمین رخ میدهد که به خاطر محدوده ی ضعیف ۴۰۰ تا ۷۰۰ پیکو متری شنوایی انسان ،هیچ انسانی قادر به درک آن نیست)
این موضوع را به طور گسترده تر اینطور میتوان بیان کرد که هیچ گونه حادثه ای روی زمین نباید اتفاق بیفتد ،چونکه هیچ کس در مورد خود و اطرافیان خود در همچین تفکراتی نیست،این در حالی است که هر سال ،هر روز،هر ساعت،هر دقیقه و هر ثانیه در گوشه ای از جهان حادثه ای در حال رخ دادن است،از افتادن توپ از دست دروازه بان تیم چلسی در هنگام به پرواز درآمدن برای گرفتن توپ تا افتادن هواپیمای مسافربری ترکیه در کشور هلند.
مثالی دیگر:
به علت سهمیه بندی نامطلوب و ناهمسان امکانات نسبت به افراد در هر جامعه،همیشه تعداد نامحدودی امکان از قبیل تحصیل ،کار،ازدواج، و حتی تفریح مناسب وجود دارد.
طبق قانون جذب که قبلتر به تشریح کلیات و حواشی آن پرداختم،تفکر مثبت باعث به دست آمدن امکانات مثل کار ،تحصیل و سایر امکانات رفاهی میشود.
هم اکنون میخواهیم از زاویه ی دیگری ( زاویه ی منفی) به این موضوع مینگریم.
کسی که به دنبال بدست آوردن سهمیه موجود در طبیعت است،به جای تلاش و حتی تفکر مثبت میتواند با تفکر منفی و فقط تفکر منفی در رابطه با اعضای دیگر جامعه ۲ کار بزرگ را انجام دهد.
۱- افراد دیگر جامعه را از بدست آوردن سهمیه منع کند
۲- زمینه بدست آوردن سهمیه را برای خود مهیا کند
و این موضوع با تفکر مثبت و مقدار انرژی این دو تفکر ( مثبت و منفی) و قانون جذب در تضاد کامل است.
طبق قانون راز ،یا همان جاذبه هر فکر یک فرکانس و طول موج دارد و ذهن انسان مجموعه ای از اطلاعات را به صورت پیوسته و گسسته به کائنات میفرستد،و چه بهتر که این تفکر مثبت باشد(احساس خوب)،چونکه به صورت مثبت جواب بازگرداننده خواهد شد.(توسط کائناتت).
و اما جواب:
در درون مغز انسان میتوان یون مثبت و منفی به وفور پیدا کرد،فیزیک میگوید در جایی که یون مثبت و منفی وجود داشته باشد میتوان میدان مغناطیسی پیدا کرد و میدان مغناطیسی هم به طور پیوسته و گسسته تولید فرکانس میکند و طول موج مختلف میکند و دلیلی منطقی برای این موضوع وجود ندارد که مغز انسان پیوسته در حال مبادله ی اطلاعات با کائنات باشد،چه برسد به قانون سه مرحله ایه قانون جاذبه.

طبق قانون جاذبه افکار در سه مرحله تبدیل به اجسام میشوند.تاکید میکنم افکار تبدیل به اجسام میشوند.
Ask مرحله ی اول (یعنی درخواست از کائنات)
Answer مرحله ی دوم(یعنی پاسخ کائنات به بشر)
Resave مرحله ی سوم (یعنی دریافت جسم به توسط بشر)
پس ما برای رسیدن به آرزوها خود باید سه مرحله را پشت سر بگذاریم
ما باید از کائنات درخواست کنیم
منتظر جواب کائنات شویم
و در مرحله ی آخر آرزوی خود را دریافت کنیم.
حال سوالی پیش میاید که کائنات چیست؟
واقعا کائنات چیست؟آیا کائنات قادر به پاسخگویی به ما هستند؟
مگر نه اینکه تمامی انسانها در پی به دست اوردن ثروت،قدرت و مکنت هستند؟
در کجای کائنات به جز کره ی زمین و بین انسانها میتوان پول،قدرت و مکنت به معنای گسترده ی آن پیدا کرد؟
تمامی چیزهایی که یک انسان در در طول زندگی در پی رسیدن به آن است،فقط و فقط بین انسانهاست و در کائنات وجود خارجی ندارد.
آیا پول در کائنات وجود دارد؟
آیا حلقه ی سوم راه شیری به دنبال به دست آوردن ثروت بیشتری نسبت به حلقه ی چهارم است؟
آیا سیاره ی مریخ به دنبال به دست آوردن قدرت است؟
یا اینکه اتمسفر جو مشتری به دنبال بدست آوردن مکنت؟
پس کائنات نمیتوانند در این زمینه به انسان کمک کنند و در سه مرحله فکر را تبدیل به جسم کنند و جهان هیچ پاسخی به انسان نمیدهد.
دقیقا مثل این میماند که موجودیه حساب شما صفر باشد و شما چک ۱۰۰ میلیون تومانی بکشید.هیچ امکانی برای پاس شدن چک شما وجود ندارد.
در جایی دیگر از قانون جاذبه یا راز گفته میشود که احساس خوب و تفکر مثبت و تفکر منفی و احساش میتواند در آینده ی خود فرد تاثیر بگذارد و آینده ی فرد را عوض کند.
آیا تفکری به نام تفکر خوب و بد وجود دارد؟
برای جواب این سوال سوال دیگری را مطرح میکنم.
به نظر شما که یک ایرانی هستید،نادر شاه افشار چگونه آدمی بوده است؟
جواب شما مسلم است،شما به خاطر اینکه یک ایرانی هستید میگویید که نادر شاه افشار به خاطر کشور گشایی و بدست آوردن غنیمت های جنگی و ایجاد کشوری امن و لشگری قوی ،انسانی با درایت است؛او به هند حمله کرد و الماسهای آنجا را برای ما به غنیمت آورد.
حال از فردی در کشور هند سوال خود را تکرار میکنم.
به نظر شما که یک هندی هستید نادر شاه افشار چگونه انسانی است؟
جواب شخص هندی هم مسلم است،او به خاطر اینکه یک هندی است میگوید:
نادر شاه افشار شخصی خون خوار است ،او به هند حمله کرد و پس از به خاک و خون کشیدن مردم هند،الماسها و ثروتهای ما را به تاراج برد.
نادر شاه یک نفر بوده و یک کار را انجام داده،حال یک نفر با دیده ی منفی به وی نگاه میکند و شخصی دیگر به دیده ی مثبت.
هم اکنون تعداد زیادی از مردم جهان با حجاب خانمها موافق و بسیاری هم موافق نیستند ،این در صورتی است که موضوع حجاب ،موضوعی است واحد.
پس میتوان نتیجه گرفت که تفکر مثبت و منفی چیزی است قراردادی و هر انسان نسبت به اقتضای خود از آن بهره میبرد،موضوعی که از نظر یکی مثبت است از نظر شخص دیگر شاید منفی باشد و کائنات یا هر چیز دیگری که اسم آن را میگذارید از درک آن عاجز است.
ادامه مطلب …