مطففین
نوشته شده توسط حامد
97 نمایش
پیش دانشگاهی که بودیم یه معلم زبانی داشتیم که حرفای خیلی خوبی می زد . می گفت من زمان جنگ برای اینکه نرم جبهه اومدم سرباز معلم شدم و با هزارتا بامبول مارو نگه داشتن . الانم اگه می بینین میام درس میدم بخاطر اینه که میخوام دوسال دیگه بازنشسته شم وگرنه اصلا برام مهم نیست که بیام درس بدم .
وقتی بهش سلام می کردی صورتشو جمع می کرد انگار یه آدم پست بهش سلام داده باشه . درست حسابی درس نمی داد. نیم ساعت اول می گفت ریدینگو حفظ کنین ازتون می پرسم ، خودشم با برگه هاش ور می رفت . بعضی وقت ها هم از خودش تعریف می کرد . از پسرش . می گفت پسرم سیزده سالشه پارسال تو کنکور آزاد شرکت کرد الکترونیک تهران قبول شد . هیییییییییییییی …. چه دورانی بود حیف که دیگه تکرار نمیشه !
دقیقا”!معلم های مدرسه ی دولتی…یاد دبستانم افتادم معلم کلاس ما دخترش کانادا بود!!
[پاسخ]
ما تو پیش دانشگاهی معلمامون همه پسر بودن(مؤسسه ی ازاد می رفتم) انقدر حیض و پر رو بودن که همزمان به بچه ها پیشنهاد دوستی می دادن.کلاسمون شده بود کلاس میتینگ .در کل دوران مسخره و چرتی بود.ما تنها استاد سن بالامون برای معارف بود که اونم هی از خودش میگفت.هنوز نرسیده بود به کلاس میگفت بچه ها منو دست کم نگیریدا من معلم مدارس معروف هستم و من رتبه۴. رقمی میگیرم ۱ رقمی تحویل میدم(لولو میگیره هلو تحویل میده).میگفت پسرم کانادا درس می خونه.دخترم اسپانیا نوه ام المانو…………… خلاصه خانواده بین المللی داشت
[پاسخ]
salam
etefaghan ma behtarin moalem hate tehran zire dastemoon boodan
fuzuk
shimi
hesaban
jabr
gosasteh
madreseye ma hooshmand bood
too kelasamoon computer va video projector dashtim
kamelan ham dolati bood
va moadelaye balaye 19.50 ro faghat ghabool mikard too reshteye riazi
[پاسخ]