ضدفیلم

نوشته شده توسط حامد 19 نمایش

اگه میخواین یکی رو اذیت کنین بهش بگین بره فیلم “.Mulholland Dr” رو ببینه. دو ساعت و نیم سرکاره تازه تا سه روز هم خود درگیری مزمن پیدا می کنه.

دوشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۸۸

اگه عشق همینه !

نوشته شده توسط حامد 246 نمایش

سلام معشوق ! توی قفس نشستم ، خیره شدم به ملت ، تحقیرو از نگاها ، حس می کنم به شدت ، کنج قفس میشینم ، زانو بغل می گیرم ، دلم میخواد نبینم ، بخوابم و بمیرم ، از وزن این نگاها ، چشمم میخواد باره ، یه قلب پاره پاره ، دیدن دیگه نداره ، عاشق مگه ندیدن ، اسیر بشه تو قفس ، مگه ندیدن که عشق ، بسته بشه بهش نفس ، صدای خنده و دست ، توی قفس پیچیده ، انگار فرشته نفخو ، توی صورش دمیده ، من مُردم و امیدم ، زنده می مونه اما ، تا وقتی که تو باشی ، بی همدم و بی همراه !!

خب ضمن تسلیت روزای سوگواری ، چون دیدم امروز ولنتاینه بی مناسبت ندیدم که این پستو بنویسم. البته این پست مقدمه ی پست بعدیه که خیلی وقته میخوام بنویسمش اما ترجیح دادم که یه وقت مناسب تر منتشرش کنم. احتمالا اونو یکی دو هفته دیگه میذارم تو سایت . (نه تو این سایت) . قبلا در مورد ولنتاین تو این پست یه سری جملات نوشته بودم و تو این پست هم نمیخوام بگم که روز ولنتاین یه آیین غربیه و هرکی کارای اونا رو تقلید کنه پس غربزده اس. کلا بحث سر اینه که چرا وقتی ما یه روزی شبیه ولنتاین داریم براش ارزش قائل نمیشیم. چون می دونین دیگه اصولا غربیا با رسانه هایی که دارن طوری القا می کنن که عشق ، بوس و نوازش و آمیـز*شه. حالا من تو این پست راهایی که ممکنه منتج به عشق بشه رو بررسی می کنم هرچند که ممکنه موارد دیگه ای هم باشه و به ذهن من نرسیده باشه.

یکی از مواردی که ممکنه به عشق ختم بشه عادت هستش. وقتی به یه چیز یا کسی عادت می کنیم کم کم احساس علاقه به اون ایجاد میشه و این یه امر انکار ناپذیره. مثلا اگه شما هر روز یه شخص خاص رو ببینین بدون اینکه حتی باهاش حرف بزنین کم کم بهش علاقه پیدا می کنین و بسته به نوع آدما میزان شدت این علاقه متفاوته. کلا وقتی میگن ترک عادت موجب مرضه و یا علت سخت بودن تغییر عادات دلیلی بر مدعای منه.

نیاز هم میتونه منجر به عشق بشه. مثال می زنم. مثلا همه به مادرشون نیاز دارن. خب این نیاز باعث ایجاد عشق به مادر میشه و تو بعضیا هم دیدین که وقتی دیگه نیازی احساس نمی کنن علاقه ای هم بروز نمیدن. یا بحث نیاز جنـ سیتی یا نیاز جن*سی. به هرحال هر آدمی باید این نیازشو برطرف کنه اما بعضی مواقع افراط صورت می گیره. یه رابطه ی پایدار نتیجه ی وجود عشقه و اگه بعضیا دائما در حال سوئیچ کردن رو کیسای مختلف هستن قطعا دچار اختلالات اجتماعی و اخلاقی اند. این تیپ آدما فقط به فکر رفع نیاز غریزه های خودشونن و من به جد میگم تعداد کثیری از آدمای قشر مرفه که چندتا دوست از جنس مخالف بطور موازی یا خطی دارن حتما رابطه ی جن*سی هم داشتن. من رو این قضیه اطمینان کامل دارم و همینطوری رو هوا حرف نمی زنم.

مورد بعدی میتونه تملک باشه. کسی که صاحب چیزیه به اون علاقه و غیرت پیدا می کنه. کسی یه ماشینی داره و ناخودآگاه نسبت به ماشینش علاقه مند میشه و یا پدر و مادر نسبت به بچه هاشون عشق دارن که اینا همه از بحث تملک ناشی میشه.

مهمترین مورد تفاهم و درک متقابله. یکی از مسائلی که تو زندگی همه هست اینه که وقتی با یه آدم همفکر خودشون هم صحبت میشن احساس لذت و آرامش می کنن و وقتی با یه نفر که مخالفشونه برخورد می کنن عصبی و ناراحت. مثل همین قضایا و اتفاقتی که قبل و بعد انتخابات افتاده . ضمنا دلیل اکثر جداییا هم همین نبود تفاهم و همسوییه فکره.

مورد بعد به نظرم میتونه ترحم باشه. وقتی نسبت به کسی احساس ترحم بکنین خود به خود بهش علاقه مند میشین و دوست دارین براش یه کاری کنین که همیشه خوشحال و سربلند باشه. البته اگه عشق فقط رو همین قضیه شکل بگیره ممکنه مظلوم نمایی و سوء استفاده پیش بیاد و یا اونی که مورد ترحم واقع شده از وضعیت خسته بشه.

ایده آل هم مورد آخره. دیگه این امر بدیهیه که هرکس به ایده آلش عشق می ورزه ، حالا میتونه یه نفر باشه که تو خیابون می بینه ، می تونه دوست و آشنا باشه یا میتونه خواننده و بازیگر باشه. خب بعضیا به اشخاص ایده آلشون می رسن و بعضیام نه ولی اینو مطمئن باشین که هیچ وقت ایده آل نداریم و صرفا ممکنه ظاهری باشه.

وقتی که همه یا تعدادی از موارد بالا در کنار هم باشن یه عشق پدید میاد و البته عشق یه طرفه هیچ ارزشی نداره و مثلا اگه شما عاشق کتابتون باشین ولی اون نباشه – که نمی تونه باشه – خب به چه دردی می خوره. اما عشقای واقعی و دو طرفه ناگسستنی میشن و یکی از مصادیقش هم ازدواج موفقه که تازگی تلویزیون تیزرای جالبی در اینباره پخش می کنه.

راهای ابراز عشق و علاقه هم خیلی مهمه. اگه شما به یه نفر شدیدا علاقه داشته باشین اما بروز ندین خب اونم نمیفهمه که شما بهش علاقه دارین و در نتیجه اونم یا نسبت به شما احساسی پیدا نمی کنه و یا علاقه اش کمرنگ میشه. به نظر من این ابراز هم نباید تصنعی باشه چون اگه طرف یه ذره هوش و دقت داشته باشه متوجه مصنوعی بودن عشق میشه که البته بعضیا هم با اینکه متوجه میشن اما قبول نمی کنن که تبدیل به ابزار شدن. خب فعلا این پست رو داشته باشین و اگه بازم دوست داشتین نظرای منو در این زمینه ها بدونین این پست هم مطالب خوبی توش هست. ضمنا قسمت بعدی این پست به صورت طنز و هزله و فکر کنم بعضی از دوستان هم دانشگاهی خیلی خوششون بیاد ! به هرحال فعلا خداحافظ .

یکشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۸۸

در راهپیمایی

نوشته شده توسط حامد 19 نمایش

زن میانسال در مصاحبه به خبرنگار صدا و سیما : پیام من به آقای اوباماس . اینکه بدونه ما خودمون یه اتمیم و این یعنی هفتاد میلیون اتم.

————-

مرد میانسال در مصاحبه با خبرنگار صدا و سیما : من اومدم که بگم تا آخرین قطره ام از نظام و انقلاب دفاع می کنم.

————-

خبر رسیده که در آستانه ی ۲۲ بهمین لباس زیر سبز رنگ نایاب شده. علتش هم اینه که سبزیا می خواستن وسط میدون آزادی لخت شن.

جمعه, ۲۳ بهمن ۱۳۸۸

معرفی فیلم Orphan

نوشته شده توسط حامد 144 نمایش

سلام غایب ! پشت سیستم نشستم ، آپ می کنم دائما ، سویی نداره چشمام ، کور شده ام کاملا ، دلم میخواد یه فیلمو ، تا انتها ببینم ، میخوام کنار دسته ، لطیف تو بشینم ، فکر می کنم که اینجا ، وجود تو باهامه ، آرامشی بی نظیر ، تو چشم و تو صدامه ، اما تو نیستی پیشم ، چشمای من خشک شده ، آرامش و متانت ، تبدیله به فحش شده ، اعصاب من خرابه ، روح و روان ندارم ، ممکنه که بمیرم ، جسمو تو قبر بذارم !!

خب همونطور که ملاحظه می کنین من با اینکه قرار بوده تغییر رویه بدم اما هنوز نمی تونم آپدیت کنم. به هرحال یه مقدار دلسرد شدم که قطعا تا ده روز دیگه درست میشه. دلیل دیگه اش هم اینه که خیلی رو پستای سایت سخت گیری می کنم. حالا از این به بعد ببینیم چی پیش میاد.

چند شب پیش اینطور پا داد که یه فیلم تو ژانر وحشت ببینم. البته این ژانر چندتا زیر مجموعه داره که یکیش اسلشره و من چقدر این ژانر رو دوست دارم ! نمونه اش هم اره و این تیپ فیلما . اما فیلمی که اون شب دیدم با اینکه صحنه های خشن داشت اما اسلشر نبود . ترسناک واقعی بود ، یعنی از این فیلم ترسناک تخیلیا نبود.

من به شخصه اصولا با دیدن اینجور فیلما زیاد ترس و لرز بَرم نمی داره اما دو سه سال پیش نصفه شب هوس کردم فیلم ببینم و یه فیلم ترسناک دم دستم بود به اسم جوآن ۲ که یه عبارت ژاپنیه و به انگلیسی میشه کینه. خب فیلم ژاپنی بود و یه لهجه ی تخیلی داشتن که حتی اگه فیلم درامم بود آدم خودشو خیس می کرد. فیلم شروع شد و من تنها تو یه اتاق تاریک شروع کردم به دیدن فیلم اونم با زیرنویس انگلیسی. هنوز پنج دقیقه از فیلم نگذشته بود که ویندوز مدیا پلیرو بستم و کامپیوترو خاموش کردم و رفتم که بخوابم اما عملا خوابم نبرد ! البته تجربه ثابت کرده که نصف شب نباید فیلم ببینم چون تا صبح خواب فیلمه رو می بینم. مثلا یه شب فیلم درخشش ابدی یک ذهن زیبا با بازی جیم کری و کیت وینسلتو دیدم  ، بعد اصلا از موضوع فیلم سر درنیاوردم واسه همین تو خواب واسه خودم نشستم آخرشو درستش کردم یا فیلم بعد از خواندن بسوزان. هنوزم که هنوزه نفهمیدم داستانش چی به چی بوده.

فیلمی که چند شب پیش دیدم Orphan به معنی یتیم بود که یکی از فیلمای خوب ۲۰۰۹ به شمار میاد . داستان از این قراره که یه مادری دوتا بچه داره ولی بچه ی سومش قبل از اینکه به دنیا بیاد می میره و این ضربه ی روحی خیلی بدی بهش وارد می کنه. ضمنا دکترا دم و دستگاشم با بچه درمیارن و حالا نه میتونه بچه دار بشه نه میتونه این ضربه ی روحی رو فراموش کنه. پس رو میاره به مشروب .اما بعد از یه مدت تصمیم می گیره آدم بشه و با مشورت پزشک دهکده … ببخشید پزشک خانواده سعی می کنه که قضیه رو فراموش کنه و ضمنا دیگه سگ مستی نکنه. اما تو همین هیر و ویر به ذهنش می رسه که یه بچه از پرورشگاه بیاره و به این ترتیب جای خالی بچه ی مردشو پر کنه.دیگه برای فهمیدن بقیه ی داستان فیلمو ببینین .

آخر اکثر فیلما رو میشه حدس زد و بیننده همیشه چندتا پایان برای فیلم متصوره. یا آدم خوبا برنده میشن یا خیلی از آدم خوبا کشته میشن ولی بازم برنده میشن. یا همه ی آدم خوبا می میرن اما باز برنده میشن. این فیلمم همینطوریه اما اینکه با چه روندی به پایان برسه مهمه. این فیلم شما رو وادار به این می کنه که پیش بینیتون اشتباه از آب دربیاد. در کل فیلمنامه خیلی خوب کار شده اما چون داستان خطی و ساده ای داره نمره ی چندان بالایی نگرفته. ضمنا این فیلم شما رو مجبور می کنه که دوباره از اول ببینینش. مثل فیلم حس ششم.

واقعا جای تاسف داره که چرا ما نمی تونیم از اینجور فیلما بسازیم. این فیلم جلوه های ویژه ی خاصی نداره و فکر نمی کنم چندان هزینه ای رو دست سازندگانش گذاشته باشه . داستانش هم که خیلی ساده اس و نوه ی منم که قربونش برم الهی میتونه از این قصه ها بنویسه. پس چرا ما یه فیلم درست حسابی تو این ژانر نداریم ؟ من نمی دونم کارگردانای ما اصلا میشینن پای دیدن فیلمای تاپ دنیا یا نه ، مثل مربیامون فقط علاقه به بازیای قبل انقلاب دارن ؟ مثل اینکه اینطوری نمیشه ، من خودم باید آستینا رو بالا بزنم و وارد گود بشم ولی حیف که امکانات در اختیارم نیست ! الان من چندتا کلیپ کوتاه ولی اثرگذار توی ذهنم هست که حتی با دوربین موبایل هم میشه ساخت اما چون کسی پایه کار نیست هنوز عملیاتی نشده.

به هر ترتیب فیلم Orphan فیلم سرگرم کننده ائیه و اگه دسترسی به اینترنت پرسرعت دارین حتما این فیلمو دانلود کنین و ببینین و اگر هم ندارین حدالمقدور سعی کنین از فروشگاهای اینترنتی خرید نکنین ! چون فیلمی که بیرون هزار تومن میشه از دستفروشا خرید رو به قیمت چند هزار تومن قالب می کنن . اگرم دوستی آشنایی کسی دارین از اون بگیرین. اینم که بعضیا اعتقادی به فیلم دیدن ندارن از اینجا ناشی میشه که کوته فکرن و هنوز به این نتیجه نرسیدن که همین فیلما هستن که زندگی رو می سازن ! در آخر به امید پیروزی روزافزون استقلال ، خداحافظتون !

جمعه, ۲۳ بهمن ۱۳۸۸

انگور دونه دونه ، انگور سی و سه دونه

نوشته شده توسط حامد 21 نمایش

اگه یکی تو خوشه اوله ، یکی دیگه تو خوشه دوم و یه نفر دیگه تو خوشه سوم اصلا مهم نیست. مهم اینه که هممون تو خوشه ایم.

پ.ن : یکی میره خواستگاری می پرسن داماد چه کارست؟ میگن بیکاره ولی جزء خوشه یکه

سه شنبه, ۶ بهمن ۱۳۸۸

معرفی فیلم های ۲۰۱۲ و Knowing

نوشته شده توسط حامد 44 نمایش

سلام جذاب ! روی پله وایستادم ، خیره شدم به اطراف ، به ساختمون فنی ، به شیشه های شفاف ، همه چیزو می بینم ، زیر نظر می گیرم ، شاید یکی رد بشه ، که من براش می میرم ! ، توی همین حین و بین ، دوستی میاد کنارم ، از خاطراتش میگه ، منم که بی قرارم ، نمیشنوم صداشو ، گوشای من کر شده ، به قول اسماش دلم ، مدتیه خر شده ، وجدان من صدا داد ، گفتش حامد بی عرضه ، آسایشه دو گیتی ، تفسیر این دو حرفه ، با دوستانت دشمنی ، با دخترا ملغمه ، هرکی نکرد التفات ، بی شعور و احمقه !!

خب اول بگم که سجع نوشت بالا رو زیاد جدی نگیرین. بعضی جاهاشو صرفا برای جور دراومدن قافیه گفتم وگرنه من کوچیک دوستا و همکلاسیامم هستم. بعدش اینکه چند روزی میشه عملا کنترل احساساتم از دستم خارج شده و دیگه غریبه و آشنا حالیم نیست. فعلا تا همینجا رو داشته باشین تا بعدا براتون بیشتر توضیح بدم. این گوگلم که هر روز یک قدم سایتو به نابودی نزدیک تر می کنه و هیچ رحمی هم در کار نیست. به زودی پروژه ی حالگیری از گوگلو کلید می زنم !

اما داستان این پست یه چیز دیگه اس. سال ۲۰۰۹ دو تا فیلم فروش نسبتا خوبی داشتن که موضوع اصلیشون نابودی زمین تو یه تاریخ مشخص بود. قبلا هم این سری فیلما با اقبال خوبی مواجه می شدن و نمونه ی بارزش هم فیلم روز بعد از فرداس که صدا و سیما هم چند بار پخشش کرده. به عقیده ی نگارنده دلیل اصلی تعدد این فیلما تو سالای اخیر پیشرفت تکنولوژی بوده و معلوم نیست این نامردای خدانشناس چیکار می کنن با این فیلماشون که اینقدر حوادث طبیعی رو واقعی به تصویر می کشن. اما بریم سراغ معرفی و کمی هم تحلیل دوتا از فیلمای پارسال.

یکی از فیلمای پرفروش پارسال ، ۲۰۱۲ بود که مضمونی آخرالزمانی داشت. نوسترآداموس مادر به خطا چند صد سال پیش یه حرف چرندی گفته که سال ۲۱۰۲ میلادی دنیا به سرویس میره. البته پیشگوییای دیگه ای هم کرده که من طبق مطالعاتی که داشتم به این نتیجه رسیدم که نوسی یه سری کلمات و جملات شعر و ور به هم بافته بعد حالا نوادگان اسپارتاکوس و المپیاکوس و پاناتینایکوس ( به قول صدا سیما : اسپارتاکو و المپیاکو و پاناتیناکو ) اومدن این جمله ها رو تحلیل کردن از نوع پشمکی. آخرش هم به این نتایج رسیدن که نوسی خیلی پیشگوی خری بوده و تمام اتفاقات آینده رو پیش بینی کرده ارواح خیکش. (از پاراگراف بالا چنین برمیاد که گویا نویسنده ی این پست چندان اعتقادی به پیشگویی و پیش بینی نداره!) الان همین هواشناسی خودمون. یه روز میاد میگه آقا از خودتون نگهداری کنین که هوا حسابی میخواد برفی بشه تا چند روز رگباری برف میاد. بعد حالا ما هی منتظر میشینیم برف بیاد خبری نمیشه که هیچ ، آسمونم آفتابی هوا سی چهل درجه. چند روز بعد اون دختره که صداش خیلی نازکه میاد میگه ببخشید گویا این ابرا کمونه کردن.

بحث فیلمه ها . فیلم ۲۰۱۲ یه خانواده ی یبسی رو نشون میده که مادر خانواده تو بغل دوست پسرشه. پسر خانواده با دختر خانواده روابط نامشروع دارن. بابای خانواده هم بنده خدا خودارضایی می کنه. بعد اینا برحسب اتفاقاتی به این نتیجه می رسن که زمین میخواد نابود بشه و دولت فخیمه ی آمریکا هم واسه نجات ملت یه چندتا سفینه ی فضایی ساخته. دیگه بیشتر از این داستان فیلمو لو نمیدم اما همونطور که می دونین این سبک فیلما پر از تناقض و گافن. من چندتاشو پیدا کردم که یکیشو اینجا خدمتتون عرض می کنم.

فرض کنید یه کانال آبی وجود داره که توسط دیوارهایی به سه بخش نسبتا مساوی تقسیم شده. آب با حجم بسیار زیادی داره وارد کانال میشه ولی بجای اینکه اول قسمت ابتدایی کانال پر بشه ، بخش میانی کانال پر از آب میشه و تامارا (دختر روسی خوشگله. البته توی فیلم اهل روسیه اس وگرنه خودش آمریکاییه) جون به جون آفرین تسلیم می کنه و خفه میشه. (که من اینجا خیلی گریه کردم. آخه دختر به این خوشگلی. چرا آخه ؟) یا مثلا ملت دارن غرق میشن حالا این وسط زن و شوهره لب و لب بازیشون گرفته. یه سوتی دیگه هم این بود که همون دختر خوشگله که ذکر خیرش چند خط بالاتر شد با دامن کوتاه داره وسط کوهای هیمالیا قدم می زنه و هیچم سردش نمیشه. آخه خالی بندی و دروغ تا کجا ؟ مشکل دیگه ی فیلم اینه که همه رو راحت می کُشه بعد تازه اطرافیانشونم هیچ ناخنشونم نمی گیرن که مثلا باباشون از پرتگاه سوت شده پایین. شادم هستن تازه. بعد اومدن ادای نوحم درآوردن ، حیوونا رو میخوان ببرن تو کشتی. آخه مگه شما نمی دونین که نوح نهصد سال عمر کرد ولی نتونست عدالتو برقرا کنه ؟ هان ؟ می دونین چرا ؟ چون اگه می تونست حتما مدیریت جامع از خودش ول می کرد.

اما فیلم بعدی knowing (پیشگویی) هست. هرچند که این فیلم اصلا به لحاظ اسفاده از جلوه های ویژه نسبت به فیلم ۲۰۱۲ برتری نداره اما اوایل فیلم اینطور به نظر میاد که حداقل با یه فیلمنامه ی درست درمونی رو به رو هستیم. (که اواخر فیلم می فهمیم که نبوده و نیستیم و کلا سر کار بودیم) قضیه از اونجایی شروع میشه که یه خانم معلم هرزه به دانش آموزای مشنگ دبستانی میگه که یه نقاشی از آینده بکشین میخوایم یه بازی خرکی بکنیم. بچه های شاسکول هم شروع می کنن به کشیدن . پسرا فضاپیما و آدم و از این تریپ چیزا می کشن. دخترا هم رژ لب و سرمه و کرم پودر و النگو و گردنبند و خلاصه این چیزای به درد نخور. (این خطو یه ذره خالی بستم) اما … اما یه دختری هست که یهو می زنه تو کار مکاشفت و می رسه به لقاء الله. شروع می کنه به نوشتن عددای بی ربط روی کاغذ و تو همین فازاس که معلمش میاد و برگه رو می گیره. بعدش نقاشیارو میندازن تو کپسول تا پنجاه سال بعد مردم درش بیارن و کلی به اجدادشون بخندن.

در کل نشستن پای این فیلم وقت اضافه میخواد و داستانش چندان گیرایی نداره. از جلوه های ویژه و صحنه های اکشن هم کم استفاده شده ولی اون قسمت سقوط هواپیما رو خیلی قشنگ درآورده بودن. به کل فیلم می ارزید. اما اگه بنابر انتخاب فیلم بهتر از بین این دوتا فیلم باشه من به عنوان یه مخاطب عام فیلم ۲۰۱۲ رو بیشتر می پسندم با اینکه فیلم پیشگویی نمره ی بالاتری گرفته. این دوتا فیلم به هیچ وجه صحنه های غیراخلاقی و عریانی ندارن و دوتا از بهترین فیلمای پارسال بودن به همین دلایل پیشنهاد می کنم برای یه بارم که شده محض رضای خدا به حرف من گوش بدین و این فیلما رو ببینین. در آخر اگه با من کاری ندارین پس خداحافظش ! (خداحافظ کی؟)

دوشنبه, ۵ بهمن ۱۳۸۸