چه معنی میده ؟
اگه یه دختر زل بزنه تو صورت یه پسر و منتظر باشه تا اونم زل بزنه ، بعد وقتی پسره زل زد دختره کم نیاره چه معنی میتونه داشته باشه ؟
اگه یه دختر زل بزنه تو صورت یه پسر و منتظر باشه تا اونم زل بزنه ، بعد وقتی پسره زل زد دختره کم نیاره چه معنی میتونه داشته باشه ؟
سلام علیکم ! روی سکو وایستادم ، که مشرفه به جاده ، آب میاد از آسمون ، از هر سه نوع ماده ، سرمای دلپذیری ، تو گوشت و استخونم ، رخنه نموده و من ، بند اومده زبونم ، سرفه ای نابهنجار ، عطسه ای نابهنگام ، لرزشای دو فکم ، سرّیِ دست و پاهام ، اینا نشد دلیلی ، برای رفتن من ، منتظر تو هستم ، تو که میایی حتما ! عمرا !!
گویا اتفاقات و داستانای زندگی تمومی نداره و هر روز باید منتظر یه داستان جدید بود. اما بعضی اتفاقا و کارا هستن که هر روز یا هرچند روز یه بار تکرار میشن. مثلا اتفاقایی که تو مسیر رفت و برگشت به سرکار یا محل تحصیل میوفته.
صبح با صدای آلارم گوشی از خواب بیدار و آماده میشم واسه هجرت به دانشگاه. میرم توی ایستگاه اتوبوس میشینم (تازگیا وایمیستم چون اگه بشینم می چسبم به صندلی) تا اتوبوس بیاد. سوار اتوبوس میشم و یه جای خالی پیدا می کنم. کلی ذوق می کنم و واسه خودم تی تاب باز می کنم. اتوبوس دیگه کم کم داره حرکت می کنه یه دفعه راننده می زنه رو ترمز و یه پیرمرد با عصا از پله ها میاد بالا و دقیقا کنار من وایمیسته. این کار یعنی اینکه من باید پاشم و اون پیرمرده که معلوم نیست تا چند سال دیگه زنده باشه بشینه. اتوبوس حرکت می کنه و تو ایستگاه بعدی شصت هفتادتا بچه مدرسه ای میان بالا. بوی عرق و تعفن پر میشه و این راننده هم از ترمز زدن و دستی کشیدن دریغ نمی کنه. به هرحال می رسم مترو.
تا میخوام از در ورودی ایستگاه وارد بشم یه پیرمردی پیرزنی چیزی میوفته جلوم و نه میشه از راست سبقت گرفت نه از چپ. خلاصه به هر زحمتی ردش می کنم بعد یهویی نمی دونم از کجا یه جمعیت میلیونی از رو به رو به سمتم حمله می کنن. یه لحظه به این فکر می کنم که صد و هشتاد درجه بچرخم و دوتا پا دیگه قرض کنم و بزنم به چاک ولی اینجا منطق میگه که دیرت میشه. از پله ها میرم بالا و چند دقیقه ای صبر می کنم تا قطار بیاد. بعد که از دور می بینمش پا میشم و میرم اونجایی وایمیستم که همه ملت وایستادن. آخه گویا در واگن اونجا باز میشه. حالا خوبه تو قطار جا واسه همه هست اینقدر تقلا می کنن و هل میدن اگه نبود که همونجا شلوارتم درمیاوردن. به هرترتیب میرم تو واگن و یه جا می گیرم میشینم. بقیه میرن طبقه ی بالا که من نمی دونم اونجا چی داره احتمالا دافا میرن اونجا. یه پسر جوونی میاد پیش من میشینه و گوشی اچ تی سیشو درمیاره و هندزفریشو می کنه تو گوشش. صدای دیس دیس آهنگ به گوش من می رسه و من خیلی رو این صدا حساسم. رشته های عصبیم با این صدا منقبض میشن. یه چند دقیقه میگذره. یه صدای تپ تپی میاد. سرمو برمی گردونم می بینم پسره داره پای راستشو با ریتم آهنگ می کوبه زمین. رشته های عصبیم دیگه جر خوردن. بعد از این پاره شدن رشته ها ، از چندتا صندلی اونورتر صدای آهنگ ترنس میاد که یکی داره روش کردی میخونه. به جون خودم اگه اسپیکر ۶۰۰ واتم به گوشی وصل کنی همچین صدایی نمیده. مترو می رسه اولین ایستگاه و پیرمردا به سمت قطار هجوم میارن. یکیشون که احتمالا از بقیه زپرتی تره میاد پیش ما میشینه. دست می کنه تو جیبش و یه نخودچی درمیاره و میندازه بالا. آخه پدرجان ، پیر شدی ، آلزایمر داری ، دندون نداری ، شعور که داری ؟ صدای ملچ ملوچ جویدنش کاملا تو مغزم فرو میره و نمی دونم یه نخودچی چقدر نیاز به جویدن داره.
از خدا می خواستم که هرچه سریعتر این آهنگی که داره پسره گوش میده عوض بشه و دیگه صدای تپ تپش نیاد. این اتفاق میوفته اما پسر شروع می کنه به سه ضرب زدن. انگشتای پاشو تا ساق پاش بالا میاره و با تموم قدرت اونو می کوبه زمین. پیرمرده یه نخودچی دیگه میندازه بالا. شایدم پسته. مترو می رسه ایستگاه. یه مردی میاد جلوی من میشینه. البته قبل از نشستن پای منم لگد می کنه و یه ببخشیدی هم تحویل میده. آهنگ کردی میره تراک بعدی. رو آهنگ هوی متال یارو کردی خونده. این مرده که تازه به جمع گرم و صمیمی ما اضافه شده انگار غم دنیا زیادی رو دوشش سنگینی می کنه چون هر چند دقیقه یه نفس عمیق می کشه. پسره با جفت پاها به زمین می کوبه. پیرمرده نارنگی از تو جیبش درمیاره. مرده نفسای عمیقشو با سوز بیشتری می کشه. بلندگوی مترو هم بالای سر ما چهارتاست. فی الواقع من طنین ملودی زیر رو با گوش جان میشونم :
دیس دیس … تپ تپ …. ملچ ملچ …. چیکی چیکی (صدای مترو) ….. تپ تپ … هیییییییی هییییییییی ….. ایستگاه بعد ایر ….. چیکی چیکی ….. وه کو روژانی …. وه کو روژانی ….. ملچ ملچ …. شترق شترق(پاشو محکم می کوبه)…… هییییییی هیییییییییی … دیس دیس
رسیدم به مقصد. تا حالا اینقدر خوشحال نشده بودم. حالا باید خودمو به سرعت به اتوبوسا برسونم. اگه دیر برسم رو پای راننده هم جا نیست بشینم. با تمام توان می دوم و همه ی مسافرا رو جا میذارم. دیگه از این سریعتر نمیشه ، هوا رو مه می گیره و شب میشه. قانون نسبیتو به عینه تجربه می کنم. اینقدر سریع دویدم که چندساعت برگشتم به عقب. اتوبوسو می بینم که یه مرد چاقی که یه شال گردن سفید و مشکی گردنشه کنارش وایستاده. رسیدم به اتوبوس. اما زهی خیال باطل. همه دخترا نشستن رو صندلیا و جالب اینجاست که همشون با قطاری که من اومدم اومدن. به هرشکل می چپم تو اتوبوسو و اون مرد چاقه هی از پایین هل میده. من کنسرو کم می خورم ولی زیاد کنسرو شدم. حالا این وسط یه پیرزنه اشتباه سوار شده و میخواد پیاده بشه…..

رسیدم دانشگاه و رفتم سرکلاس. همیشه تو این کلاس یه پسری میاد پیش من میشینه که تا شب اعصاب و روان منو به یه چیزی میده. احتمالا باید بچه کرمان باشه و هرچند که من به بچه های کرمان و رفسنجان! ارادت ویژه ای دارم اما به خودم بیشتر اردات دارم. میرم یه جایی میشینم که نه میتونه سمت چپم بشینه نه راست. پسره میاد تو کلاسو و وقتی منو می بینه قیافه اش یه جوری میشه. میره تو هم . منم زیر لب یه لبخند ملیح و پیروزمندنانهای می زنم. میاد پشت من میشینه. یه چند دقیقه ای نمیگذره که وسط درس استاد لرزه میوفته به صندلیم. میخوام برم زیر میز پناه بگیرم یه وقت آوار نریزه رو سرم ، میز پیدا نمی کنم. اون موقع که تو مدرسه به ما می گفتن برید زیر میز ، حالیشون نبوده که تو دانشگاه میز از کجا بیاریم حالا. به هرحال. ولی می بینم بقیه عادی نشستن و هیچ به ناخن مبارک هم نمیارن. دوباره یه پسلرزه شدید میاد. اینجاست که من می فهمم یکی از پشت داره پاشو می کوبه به صندلیم. پسره خیلی قشنگ پاشو انداخته رو پاشو داره تکون تکون میده و اصلا ملتفت نیست که این تکون دادنا منجر به اصابت پاش با صندلی من میشه. بعد از چند دقیقه صدای خِر خِر میاد. نگو کف کفششو می کشه به میله ی پشت صندلی من. البته اینو بهتون نگفتم که بر طبق عادت همیشه ، درسو با خودش زمزمه می کنه. کلاس قرآنه و استاد از همه میخواد که روخونی کنن و این بنده خدا هم از اول کلاس تا آخرش تو گوش بنده آیات قرآنو با صوتی دلنشین تلاوت می کنه. بعد هر کلمه رو که نمیتونه تلفظ کنه از من می پرسه که با سردی جوابشو میدم. باز می بینم داره اشتباه می خونه.
دیگه از ذکر جزئیات بگذریم. حالا انصافا به نظر شما من عصبی ام ؟ من کمرو ام ؟ یا بقیه مشکل دارن ؟ به هرحال امیدوارم هرکی این وسط مورد داره خدا بزنه تو کمرش نصف بشه ، زیر تریلی له بشه ، به معشوقش هم نرسه ! الفاتحمه الصلوات.
پی پی پینوکیو پدر ژپتو … هی… گُ گُ گربه نره روباه مکار … هی … مرد طمعکار … هی … و الی آخر
سلام علیکم. حقیقتش الان اون انگیزه ی تحریر مطلب رو نداشتم اما بامبول جدید گوگل باعث شد که بیام این پستو بذارم تو سایت. واقعا آدم هیچ وقت محتاج اجنبی نشه . مخصوصا این روسا . البته شاید بگین گوگل چه ربطی به روسا داره ، ولی خب بالاخره یه روس هست که تو گوگل کار کنه دیگه. فکر کنم اونه که هی سایتو از گوگل سوت می کنه بیرون. خلاصه اینکه اصلا نمیشه به روسا اعتماد کرد. (سبزیا حال کردنا !)
خیلی مدت مدیدی بود که دوزار علمی کار نکرده بودیم و صرفا شده بودیم بلاگ نویس روزنوشتی. حالا یه مقدار وارد علوم مخصوصا علم مدرن موبایل میشیم ! حالا ممکنه بعضی از دانشمندا اعتقاد داشته باشن که این علم نیستش که ، این سرگرمیه. به هرحال نظر هرکس برای خودش محترمه و بهتره که زیاد نظرشو ابراز نکنه. به قول شاعر : بذار چشات دل ببره ، اینطوری باشه بهتره !
دیگه انصافا جدی باشیم. نرم افزار MyPhoneExplorer یکی از بهترین نرم افزارای رابط کاربری بین موبایل و کامپیوتره که علاوه بر رایگان بودن و داشتن امکانات عالی ، محیط کاربر پسندی داره و حتی کار باهاش از کار با Paint هم راحت تره. ضمنا تعداد زیادی از گوشی های قدیمی و جدید توسط این نرم افزار ساپورت میشن که در انتهای پست لیست این گوشیا رو ملاحظه می کنین.
از امکاناتی که این برنامه ارائه میده میشه به انتقال sms ها از گوشی به رایانه و بالعکس اشاره کرد. حتی می تونین لیست شماره های موجود تو گوشیتون یا همون Contact رو به کامپیوتر انتقال بدین و اگه بعدا خواستین دوباره بریزین تو گوشی. انتقال فایلا هم که مثل آب خوردن انجام میشه و سرعتش به مراتب بالاتر از پی سی سوئیتای موجوده. یه سری امکانات ریز دیگه هم هست که بیشتر حالت آماری داره. مثلا نشون میده چقدر از حافظه ی شما اشغال شده و یا تعداد اس ام استون چقدره و حافظه ی گوشیتون چندتا اس ام اس دیگه جا داره. کلا برنامه ی باحالیه !

نصب برنامه خیلی ساده اس. بعد از اینکه نرم افزارو نصب و گوشیتون رو با اتصال Usb به کامپیوتر وصل کردین باید توسط سی دی همراه گوشی ، درایور اونو نصب کنین. حالا اگرم سی دی نداشتین میتونین از اینترنت دانلود کنین. اگه با سایر اتصالا مثل مادون قرمز و بلوتوث و اینا کار می کنین هم با یه ذره ور رفتن می تونین کارتون رو راه بندازین. البته این نرم افزار بیشتر به درد کسایی می خوره که میخوان مثل من گوشیشون رو تعویض کنن و نگران این هستن که نتونن اس ام اساشونو انتقال بدن. البته ذکر این نکته ضروریه که فقط گوشیای سونی اریکسونو ساپورت می کنه و اینجور مواقع میگن عشق است سونی اریکسون !
دانلود نرم افزار۱.۷.۴ MyPhoneExplorer . حجم : ۴.۷ مگابایت
اما در ادامه رو میاریم به پوپولیسم وبلاگی ، هرچند که طرفدارای بیشتری داره ولی من اصلا از این کار خوشم نمیاد. یه چندتا کلیپ صوتی و تصویری تو هاردم داشتم که بد ندیدم اونا رو به اشتراک بذارم. البته از کلیپای سیاسی فاکتور می گیریم ! فی الواقع چند وقتیه که میخوام این کلیپا رو برای دوستان بلوتوث کنم اما گوشی زاقارتم این اجازه رو نمیده برای همین اینجا میذارم تا دانلود کنن. البته عارض بشم خدمتتون که بعضیاش ممکنه یه مقدار چیز باشه دیگه. به هرحال خودتون می دونین. راستی بعضیاشم قدیمیه از الان بگم که بعدا گیر ندین.
کلیپ صوتی یکی از لوازم درمانی !
پک کلیپای مصاحبه های مردمی در استان. ۸ مگابایت.
خب دیگه کافیه. حسابی شرمنده شدم. اگه گوگل این کارو با سایت نمی کرد الان عمرا دست به چنین کارایی می زدم. حداقل تو صفحه ی اصلی نمیذاشتم. به هر ترتیب فعلا خدانگهدار.
پی نوشت : لیست گوشی های ساپورت شده توسط نرم افزار MyPhoneExplorer :
C510 K508i R520m V640i W705a Z310a
C510a K510a S500i V800 W710i Z310i
C702 K510i S700i W200a W712a Z500a
C702a K530i S710a W200i W715 Z502a
C901 K550i T237 W300i W760a Z520a
C902 K600i T310 W350a W760i Z520i
C903 K608i T39m W350i W800i Z525a
C905 K610i T610 W380a W810i Z530i
D750i K630i T616 W380i W850i Z550a
F500i K660i T630 W508 W880i Z550i
G502 K700i T637 W518a W890i Z555i
G700 K750i T65 W550i W900i Z600
G705 K770i T650i W580i W902 Z610i
G900 K790a T68 W595 W910i Z710i
J300a K800i T68i W595a W950i Z750a
J300i K810i T700 W600 W960i Z750i
K300i K850i T707 W610i W980 Z770i
K310i M600i TM506 W660i W995 Z800i
K320i P1i V600i W700i W995a
K500i P990i V630i W705 Z1010