بچه بودی نفهم بودی ؟
سلام . فی الواقع الان اصلا حس طنزم نمیاد و بهترم هست بعد از چندتا پست طنز و کمدی و هزل یه پست نیمچه جدی هم داشته باشیم.
تو پستای قبل یه چند تا سوال اساسی مطرح کرده بودم که جوابشونو نگرفتم غیر از یکی که آقای مشایی لطف کردن و جوابشو بهم رسوندن. من پرسیده بودم که هدف از خلقت آدما و دنیا چیه اصلا ؟ یعنی خدا حوصله اش سر رفته بوده ؟ اما یکی دو ماه پیش که روزنامه ی اعتمادو می خوندم یه مطلبی دیدم که مثل همیشه از صحبتای آقای مشایی انتقاد کرده بود. حالا با این مقاله کاری نداریم اما مشایی تو صحبتاش گفته بوده که علت خلقت این بوده که خدا موجودی رو لازم داشته که اونو بتونه بشناسه و واسه همین آدمو خلق کرد. جواب قانع کننده ای بود. اما باقی سوالات به قوت خودش باقیه.
حالا بازم یه مسئله ی دیگه اومده تو ذهنم. به هرحال ما معتقدیم که خدا عادله و مو لای درز کارش نمیره. خب اگه اینطوره پس چرا آدما رو با استعدادا و موقعیتای مختلف خلق و بعدشم یکسان مجازات می کنه ؟ مثلا یکی رو با ضریب هوشی پایین میندازه وسط خلافکارا و یکی رو با انواع و اقسام استعدادا تو بهترین و آروم ترین محیط خلق می کنه ؟ البته این پرسشو قبلا هم تو سایت مطرح کرده بودم اما اون موقع زیاد بازدید کننده نداشتیم. حالا این تیکه رو داشته باشین تا برگردیم.
به نظر من ژن آدما هیچ تاثیری روی اخلاق و منششون نداره و فقط محیط و نوع تربیته که تاثیرگذاره. ممکنه یه نفر به لحاظ ساختار ژن و استعدادای انتصابی در حد فوق العاده ای باشه اما نوع تربیتش طوری باشه که نتونه از اونا بهینه استفاده کنه. مثلا تنبل بار بیاد یا بخاطر شرایط محیطی اعتماد به نفس لازمه رو نداشته باشه. نمونه اش خود من. من طوری تربیت شدم که لوس و عنق و لجباز و تنبلم و همیشه جنبه ی منفی کارو می بینم. حالا هرچقدر هم مستعد باشم موارد قبل اجازه ی بروز و شکوفایی بهم نمیدن.

حامد کوچولو در دوران هفت سالگی
به عقیده ی من چند سال قبل از بلوغ به شدت روی افکار فرد تاثیر میذارن و به هیچ وجه نمیشه اونا رو تغییر داد. من اون دوران که مصادف میشه با مقطع تحصیلی راهنمایی توی مدرسه ای درس می خوندم که وابسته به سازمان بنیاد شهید و مستضعفان بود و بچه هایی رو اونجا قبول می کردن که یا نزدیکای درجه یکشون دستی تو جنگ داشته یا فرهنگی باشن. خلاصه ما به زور و جزو آخرین نفرات وارد شدیم. احتمالا باید جو اونجا رو حدس زده باشین. جو فوق العاده مذهبی با بچه هایی که حتی اسم آلت تناسلی خودشونو هم نمی دونستن.
بعد از این سه سال دیگه منو تو دبیرستانشون راه ندادن با اینکه به لحاظ درسی نفر اول پایه بودم. زیاد وارد جزئیات نشم خلاصه اش اینکه رفتم یه دبیرستان دولتی. از پرسنلش که بگذریم بچه های اونجا طوری بودن که کاملا با دوره ی قبل تفاوت داشتن. تعدادی همیشه بوی سیگار می دادن یه سری متال باز بودن و کاملا غربی . یه عده سی دی های مجاز برای بقیه فراهم می کردن و بعضیا فرش و موکت زیر پاشونو میفروختن تا یه شب که خونشون خالیه بتونن داف کرایه کنن. البته اون موقع لفظ داف متداول نبود و قیمتا هم خیلی بالا می زد . یه تعداد علاقه ی خاصی به بعضی از اعضای بدن همدیگه داشتن هرچند تو جاهای دیگه هم همینه. من توی کلاسی بودم که دو سومشون برای بار دوم اول دبیرستانو از نظر میگذروندن. فرار از روی دیوارم که خیلی راحت بود. حتی یادمه یکی که داشت از رو دیوار می پرید با مدیر بای بای کرد. البته بعدها روغن ریختن رو دیوارا. بگذریم.

عکس تزئینیه
جابجایی مدرسه هم چندان توفیری ننمود و من سه چهار سال با این وضعیت بالا اومدم. وضعیت دانشگاه با دو دوره ی قبل فرق داشت اما من همچنان اون افکار قبل از بلوغو دارم و عملا از درون متحجرم. هرکس هم خودشو ریشه یابی کنه می بینه که تاثیر اون دوره تا حدیه که تا انتهای عمرش نمی تونه اونو تغییر بده.
حالا برگردیم به اول پست. سوالی که بعد از این توصیفات پیش میاد اینه که آیا خدا طبق معیارای خودش عدلو تقسیم می کنه یا چندان اهمیتی به این موضوع نمیده ؟ اگه اینطوره پس چرا یه عده رو تو بدترین شرایط زندگی از خودش دور می کنه و به یه عده تماما رفاه میده ؟ احتمالا این سوالم بدون جواب بمونه اما فکر کردن بهش زیاد ضرر نداره. تا شما دارین فکر می کنین منم برم بخوابم که حسابی نذارم ! خداحافظش !
سلام
مبارکه سایتتون دوباره به زندگی برگشت!
منم دبستان دولتی میرفتم…خیلی جو بدی داشت من هنوزم که هنوزه بدترین خاطراتم مال همون دورهه!ولی فکر کنم این که بگیم به خاطر گذشته افکاریُ دارین که میدونین افراطیه و درست نیست,ریشه یابیش نباشه!بیشتر توجیه به نظر میاد…چون شما الان هنوز به اون سنی نرسیدین که قدرت تغییر افکارتونُ نداشته باشین غیر قابل تغییر باشین…اون موقع به خاطر سنتون بیشتر از محیط تاثیر میگرفتین ولی الان این خودتونین که میتونین روی محیط و خودتون و نزدیکانتون تاثیر بذارین…
در مورد سوالتون هم من فکر کنم این بنده هاش هستن که زیاد اهمیتی به موضوع نمیدن و کلا” عدلُ در راحتی خودشون میبینن…هدف از زندگی که دنیا نیست صحبت آزمایشُ ایناست…قبلا” نگفتم عدل این نیست که همه شرایط یکسان زندگیُ داشته باشن اینه که با توجه به شرایطشون و استعدادهاشون روز حساب باز خواست بشن!؟
[پاسخ]
حامد پاسخ در تاريخ آبان ۲م, ۱۳۸۸ ۰۰:۰۲:
سلام. ممنون
موافق این حرف نیستم که الان میتونم خودمو تغییر بدم. کسی که به این سن می رسه شخصیتش جا میوفته و اصول رفتاری و اخلاقیش هم تو همون سنی که گفتم پی ریزی شده. من فقط میتونم خودمو مثال بزنم چون از زندگی خصوصی بقیه مطلع نیستم اما فکر می کنم واسه دیگران هم سنین قبل از بلوغ و بلوغ مهمترین تاثیرو داره. تاثیری که تغییرش تو آینده اگه غیرممکن نباشه خیلی سخته. کافیه مثل من مجبور باشین فکرتونو عوض کنین تا کاملا متوجه بشین.
بر فرض حرف شما درست باشه. اینکه خدا براساس شرایط هر فرد اونو بازخواست می کنه. اما مثلا یکی که بین قاتلا و گناهکارا بوده و مثل اونا بزرگ شده با کسی که تو یه محیط مذهبی رشد کرده یکسان بازخواست میشه ؟ ممکن بود اگه اون آدم اول تو یه محیط بهتر قرار می گرفت اصلا سمت گناه نمی رفت. و بالعکس.
[پاسخ]
salam hamed jan dar morede soalet bayad begam god hich vaght sharayete ma haro 1san be vojood nemiya ke ma 1khod sanji dashte bashim az khodemoon va khodesh ham 1 darajei be ma bede man 1nafaro az nazdik didam ke vaghean az 0 be binahayat resid bahs tafavote ensan ha faghat baraye sanjeshe liyaghate o0nast va rabti be adl nadare chon age adl bo0d mano to enghad fargh nadashtim va hamechiz tekrari va be dard nakhor bo0d age hamechiz ba adl sanjide mishod 2khtaro pesar shabo rooz sefido siyah hameye tafavotha az beyn miraft rasti alan kheyli harekate bi rabti zadam bad az 1 sal barat nazar gozashtam vali shayad be dardet bokhore
[پاسخ]