بچه بودی نفهم بودی ؟

نوشته شده توسط حامد 58 نمایش

سلام . فی الواقع الان اصلا حس طنزم نمیاد و بهترم هست بعد از چندتا پست طنز و کمدی و هزل یه پست نیمچه جدی هم داشته باشیم.

تو پستای قبل یه چند تا سوال اساسی مطرح کرده بودم که جوابشونو نگرفتم غیر از یکی که آقای مشایی لطف کردن و جوابشو بهم رسوندن. من پرسیده بودم که هدف از خلقت آدما و دنیا چیه اصلا ؟ یعنی خدا حوصله اش سر رفته بوده ؟ اما یکی دو ماه پیش که روزنامه ی اعتمادو می خوندم یه مطلبی دیدم که مثل همیشه از صحبتای آقای مشایی انتقاد کرده بود. حالا با این مقاله کاری نداریم اما مشایی تو صحبتاش گفته بوده که علت خلقت این بوده که خدا موجودی رو لازم داشته که اونو بتونه بشناسه و واسه همین آدمو خلق کرد. جواب قانع کننده ای بود. اما باقی سوالات به قوت خودش باقیه.

حالا بازم یه مسئله ی دیگه اومده تو ذهنم. به هرحال ما معتقدیم که خدا عادله و مو لای درز کارش نمیره. خب اگه اینطوره پس چرا آدما رو با استعدادا و موقعیتای مختلف خلق و بعدشم یکسان مجازات می کنه ؟ مثلا یکی رو با ضریب هوشی پایین میندازه وسط خلافکارا و یکی رو با انواع و اقسام استعدادا تو بهترین و آروم ترین محیط خلق می کنه ؟ البته این پرسشو قبلا هم تو سایت مطرح کرده بودم اما اون موقع زیاد بازدید کننده نداشتیم. حالا این تیکه رو داشته باشین تا برگردیم.

به نظر من ژن آدما هیچ تاثیری روی اخلاق و منششون نداره و فقط محیط و نوع تربیته که تاثیرگذاره. ممکنه یه نفر به لحاظ ساختار ژن و استعدادای انتصابی در حد فوق العاده ای باشه اما نوع تربیتش طوری باشه که نتونه از اونا بهینه استفاده کنه. مثلا تنبل بار بیاد یا بخاطر شرایط محیطی اعتماد به نفس لازمه رو نداشته باشه. نمونه اش خود من. من طوری تربیت شدم که لوس و عنق و لجباز و تنبلم و همیشه جنبه ی منفی کارو می بینم. حالا هرچقدر هم مستعد باشم موارد قبل اجازه ی بروز و شکوفایی بهم نمیدن.

بچگی من

حامد کوچولو در دوران هفت سالگی

به عقیده ی من چند سال قبل از بلوغ به شدت روی افکار فرد تاثیر میذارن و به هیچ وجه نمیشه اونا رو تغییر داد. من اون دوران که مصادف میشه با مقطع تحصیلی راهنمایی توی مدرسه ای درس می خوندم که وابسته به سازمان بنیاد شهید و مستضعفان بود و بچه هایی رو اونجا قبول می کردن که یا نزدیکای درجه یکشون دستی تو جنگ داشته یا فرهنگی باشن. خلاصه ما به زور و جزو آخرین نفرات وارد شدیم. احتمالا باید جو اونجا رو حدس زده باشین. جو فوق العاده مذهبی با بچه هایی که حتی اسم آلت تناسلی خودشونو هم نمی دونستن.

بعد از این سه سال دیگه منو تو دبیرستانشون راه ندادن با اینکه به لحاظ درسی نفر اول پایه بودم. زیاد وارد جزئیات نشم خلاصه اش اینکه رفتم یه دبیرستان دولتی. از پرسنلش که بگذریم بچه های اونجا طوری بودن که کاملا با دوره ی قبل تفاوت داشتن. تعدادی همیشه بوی سیگار می دادن یه سری متال باز بودن و کاملا غربی . یه عده سی دی های مجاز برای بقیه فراهم می کردن و بعضیا فرش و موکت زیر پاشونو میفروختن تا یه شب که خونشون خالیه بتونن داف کرایه کنن. البته اون موقع لفظ داف متداول نبود و قیمتا هم خیلی بالا می زد . یه تعداد علاقه ی خاصی به بعضی از اعضای بدن همدیگه داشتن هرچند تو جاهای دیگه هم همینه. من توی کلاسی بودم که دو سومشون برای بار دوم اول دبیرستانو از نظر میگذروندن. فرار از روی دیوارم که خیلی راحت بود. حتی یادمه یکی که داشت از رو دیوار می پرید با مدیر بای بای کرد. البته بعدها روغن ریختن رو دیوارا. بگذریم.

مدرسه ی پسرانه

عکس تزئینیه

جابجایی مدرسه هم چندان توفیری ننمود و من سه چهار سال با این وضعیت بالا اومدم. وضعیت دانشگاه با دو دوره ی قبل فرق داشت اما من همچنان اون افکار قبل از بلوغو دارم و عملا از درون متحجرم. هرکس هم خودشو ریشه یابی کنه می بینه که تاثیر اون دوره تا حدیه که تا انتهای عمرش نمی تونه اونو تغییر بده.

حالا برگردیم به اول پست. سوالی که بعد از این توصیفات پیش میاد اینه که آیا خدا طبق معیارای خودش عدلو تقسیم می کنه یا چندان اهمیتی به این موضوع نمیده ؟ اگه اینطوره پس چرا یه عده رو تو بدترین شرایط زندگی از خودش دور می کنه و به یه عده تماما رفاه میده ؟ احتمالا این سوالم بدون جواب بمونه اما فکر کردن بهش زیاد ضرر نداره. تا شما دارین فکر می کنین منم برم بخوابم که حسابی نذارم ! خداحافظش !

چهارشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۸۸

گوله مرد

نوشته شده توسط حامد 45 نمایش

یادمه سال دوم دبیرستان بودیم استادمون یه پیرمرده بود. یه روز که اومده بود سر کلاس شرتش از زیر شلوارش معلوم بود یعنی شرتشو کشیده بود رو پیرهنش. اتفاقا همون روز درس گیله مردو داشتیم که توش همش می گفت صدای جیغ زنی می آمد.

اون روز وحشتناک ترین روزی بود که از خنده به انفجار رسیدیم.

شنبه, ۱۸ مهر ۱۳۸۸

پرسش های خنده دار کاربرای ایرانی

نوشته شده توسط حامد 65 نمایش

سلام. خب یکشنبه ی هفته ی پیش یه مطلبی تو ضمیمه کلیلک روزنامه ی جام جم دیدم که بد نمی بینم اگه اینجا بیارمش ! اینا سوالات عجیب و خنده دار ایرانیای هموطنه که از بخش پرسش و پاسخ کلیک پرسیدن.

محمد.ح از میانه : آیا نرم افزاری هست که بتوانیم کل اطلاعات گوگل و یاهو را دانلود کنیم ؟

مهران.ا از اصفهان : لطفا اگر سایت هایی وجود دارد که یوزرنیم و پسورد مجانی را داخلش می گذارد ، نام آن ها را در ستون لینکدونی اعلام کنید. پاسخ : هیمرا !!!

علی اکبر.ر : یکی از اقواممان به علت اینکه من زیاد گیم بازی می کنم ، به من می گوید گیگ یا شاید گیگز و مرا مسخره می کند. آیا این یک ناسزا یا کلمه رکیک است ؟ لطفا توضیح دهید. پاسخ : رایان گیگز !!

ابوالفضل.د از تفت : آیا صفحه کلیدی اختراع شده که بتواند با قدرت فکر مقالات آدم را بنویسد ؟

سهراب.ن از تهران : آقا خداوکیلی این لوگوی کلیک مثل کلنگ خوانده می شود. یک فکری برایش بکنید.

لوگوی ویژه نامه کلیک

سینا.ک از سقز : کلیک واقعا بهترین مجله دنیا هستش. من هرهفته ۲ عدد کلیک می خرم و ۲ بار همه مطالب کلیک ( جز صفحه برنامه نویسی ) را می خوانم.

ش از شهرضا : با توجه به اینکه ضمیمه کلیک مجانی است ، لطفا به دکه های روزنامه فروشی بگویید اگر ما خود جام جم را نخواستیم ، کلیک را به ما مجانی بدهند.

- : لطفا هرچه سریعتر کلیه شماره های کلیک را به آدرس من ایمیل کنید.

سلمان.ت از زاهدان : من یک دیسک بسیار مهم دارم که متاسفانه بر اثر آتش سوزی محل کارمان نصفش سوخته. آیا راهی وجود دارد که اطلاعات آن قسمت را کپی کنیم ؟

حمید از تهران : من ۳ تا سوال دارم لطفا هرچه سریعتر حداقل به ۲ سوال پاسخ دهید و جواب را برای من میل کنید :

۱- برنامه ی که سن شما را به صورت روز/ماه/سال گرفته و بگوید که چند روز از تولد شما می گذرد.

۲- برنامه ای که روش های مختلف خرد کردن یک ۱۰۰۰ تومانی را با اسکناس های ۵۰۰ ، ۲۰۰ ، ۱۰۰ و ۵۰ تومانی نشان دهد.

۳- در یک اداره کارمندان به ازای حداکثر ۴۰ ساعت کارکرد در هفته ساعتی ۵۰۰۰ تومان دریافت می کنند و برای ساعت های بیشتر از ۴۰ ساعت ، به ازای هر ساعت ۴۰۰۰ تومان دریافت می کنند. برنامه ای بنویسید که با دریافت میزان کارکرد یک کارمند برحسب ساعت ، میزان دستمزد او را محاسبه کند. پاسخ : ترم اول و مبانی کامپیوتر !!

سارا.ق از تبریز : صدا و سیما هر روز بیشتر اینترنت ما را فـ لتر و کم سرعت تر می کند ، پس شما حق ندارید از اینترنت و موبایل صحبت کنید. فقط از بازی و سخت افزار صحبت کنید. با تشکر فراوان.

مرتضی.ا از تهران : من پیشنهاد می دهم که برای اعتلای زبان فارسی از این به بعد به جای کلمات نامانوس خارجی این معادلات در کلیک و همه جای ایران استفاده کنید : « کلمه » به جای وُرد ، « سرآمد » به حای اکسل ، « دسترسی » به جای اکسس ، « چشم انداز » به جای آوت لوک ، « نقطه قوت » به جای پاورپوینت ، « ناشر » به جای پابلیشر ، « پنجره ها » به جای ویندوز ، « عکاسخانه » به جای فتوشاپ و …

دانیال.ح از رشت : من عاشق هفته نامه CLIK بنابراین یکشنبه هام. من استعدادم در تموم کردن بازی ها کمی بیشتر از دوستانم هست ، به طوری که در یک ماه گذشته ۸ بازی :

۱ – Modern Warefare ( سومین بار )

۲ – Lost Planet – Extreme condition ( دومین بار )

۳ – NFS Carbon ( دومین بار )

۴ – Dead Space ( دومین بار )

۵ – Velvet Assassin

6 – Prototype

7 – Bionic Commando

8 -  Grand Theft Auto IV ( دومین بار )

به اتمام رسوندم. می خواستم بدونم راهی هست بتونم از این استعداد بهتر استفاده کنم ؟

از تهران : با توجه به اینکه امروزه بیشتر اتومبیل های خارجی از سی پی یو استفاده می کنند ، لطفا در یک مقاله بگویید چه ماشین هایی بهتر کار می کنند ؟

عباد.س : راستش خودمم نمی دونم چرا این ایمیلو براتون فرستادم. دلم گرفته بود ، گفتم یه شعری براتون بخونم.

دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را …

دانلود ضمیمه کلیک مورخ ۵ مهر ۸۸ شماره ۲۵۳ . حجم ۱.۲ مگابایت

پی نوشت : خب یه مشکلی پیش اومده که فعلا مجبورم با از این قبیل مطالب سایتو آپدیت کنم. هروقت این مشکل برطرف شد دوباره برمی گردیم به همون رویه ی سابق. مخصوصا اون تشابها که کلی تشابه پیدا کردم !

شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۸۸

گوگل خائن

نوشته شده توسط حامد 35 نمایش

من حدود هشتاد درصد بازدیدکننده هام از گوگل بود. اما بعد از اینکه دیروز دامنه ی سایتو برای یه سال دیگه تمدید کردم دیگه محل سگم بهمون نمیذاره. گوگل خیلی نامرده خیلی …

چهارشنبه, ۸ مهر ۱۳۸۸

وزرات فرهنگ یا فرهنگ وزارت ؟

نوشته شده توسط حامد 21 نمایش

برنامه ی دو قدم مانده به صبح ….

جیرانی : خب آقای وزیر شما به موسیقی هم علاقه دارین ؟

حسینی : بله بله

جیرانی : خب بیشتر به چه سبک موسیقی علاقه مندین ؟

حسینی : من سرم خیلی شلوغه نمی تونم زیاد موسیقی گوش کنم.

جیرانی : خب کلا تو این سی سال چه موسیقی هایی گوش کردین ؟

حسینی : سمفونی مقاومت و سمفونی رسول عشق و امید.

جیرانی : خب فیلم چی ؟ اوایل انقلاب و دوران جوونیتون سینما می رفتین ؟

حسینی : خب بله

جیرانی : می تونین اسم یکی از فیلمایی که دیدنو بگین ؟

حسینی : الان حضور ذهن ندارم.

جیرانی : خب کلهم تو این سی ساله چه فیلمایی دیدین که بهش علاقه مند بشین ؟

حسینی : فیلم کتاب قانون بود که همین چند وقت پیش دیدم تا جاهایی که برای اکران مناسب نیستو حذف کنن. فیلم خوبی بود.

سه شنبه, ۷ مهر ۱۳۸۸

بادکنک ، آدامس ، سیگار ، دستمال کاغذی …

نوشته شده توسط حامد 27 نمایش

به مناسبت فرا رسیدن خجسته میلاد یگانه منجی عالم میرحسین موسوی ، همه با هم در روز هفتم مهر بادکنک های سبز به هوا می فرستیم تا آسمان سبز شود. برای این کار ابتدا یک یا چند بادکنک سبز از بقالی محل تهیه نمایید. سپس از همان بقالی به مقدار کافی لوبیا و عدس خریده و آن ها را در ظرف مخصوص ریخته ، آب اضافه می کنیم . به مدت دو ساعت می گذاریم تا بجوشد سپس تا جایی که در توان دارید از آن بخورید و بعد از آن بادکنک را بین ………  و کلا ادامه ی ماجرا.

به امید قهرمانی تمامی سبزپوشان من جمله ذوب آهن و پاس.

دوشنبه, ۶ مهر ۱۳۸۸