تولدت یادمه !

نوشته شده توسط حامد 118 نمایش

یه سلام محکم و استوار و آهنین از من بر شما ! هدیه ی تو برای من ، خیره شدن با اون چشاس ، نگاه تو برای من ، از بهترینه هدیه هاس ، جسم نحیفمو ببین ، که می خزه روی زمین ، یه کم بامن حرف بزن ، یه کمی پیش من بشین ، یه جون ناقابل و پیس ، هدیه بهت ای نازنین ، این همه ی دار منه ، از هرچی هست روی زمین !

خب درحال حاضر adsl ندارم تمایلی هم به نوشتن نیست. همیشه شهریور ، ماه سختی واسم بوده و حالا هم که ماه رمضونه و تنهایی و گریه !! آره می خواستم بگم که بیست سال پیش یه همچین روزی بنده چشممو به جهان گشودم و این زندگی منحوس با یه طالع نحس تر شروع شد ! واقعا تولد بحث خیلی پیچیده ای داره. جدا از قضایای فیزیکی و متابولیسمیش یه سری مسائل مهم دیگه هم پس پرده هست. اینکه کجا به دنیا بیای و تو چه خانواده ای و با چه رنگ و مذهب و نژادی و مهم تر از همه دختر باشی یا پسر.

روز تولد هر آدمی مهمترین روز سال برای اون فرد تا آخر عمرشه. حتی روز سالگرد ازدواج و روز تولد یا فوت نزدیکاش هم تا این حد اهمیت نداره. به هرحال هر آدمی واسه خودش بیشتر از هرکس دیگه ارزش قائله. یه نکته ی جالبی هم که الان به ذهنم رسید اینه که هیچ انسانی تا کاری رو که به نفعش نباشه انجام نمیده. شاید این سوال پیش بیاد که گه نخور بیشین بینیم بابا. مثلا اون متال بازی که خلت بقیه رو از روی زمین لیس می زنه می خوره یا اون پسری که با زور بابا و مامانش با یه دختره زاقارت ازدواج می کنه خیلی علاقه مند بودن به این کارا ؟ منم در پاسخ میگم که شما هر مثالی بیارین من توضیح میدم. اون متال باز واسه اینکه یه معرکه ای بگیره و جلو چهار نفر ژانگولر بازی دربیاره اون حرکتو می زنه و یا اون پسره واسه اینکه به پدر مادرش نیاز داره به حرفشون گوش می کنه تا یه وقت از کمک اونا محروم نشه و یا ناراحتشون نکنه بخاطر علاقه ای که بهشون داره.

اما همه جا مرسومه که برای تولد یه نفر جشن می گیرن و همه رو دعوت می کنن و شمع و دنس و گل و پروانه و ستاره و شراره و سپیده ! نمی دونم فکر می کنم مشکل از من باشه اما بی حد و حصر از جشنایی که همراه با رقصه و یا الکی و برای دور هم جمع شدنه متنفرم. از اینکه یکی کادو بده و اون یکی بگیره و همه بگن این چیه که آوردی گندشو درآوردی و بعدش فیلم بگیرن و میزبان تا چند سال بشینه پای فیلم و بعدشم بره حموم اگه مذکر باشه ! خلاصه ی کلوم من از جشن و پارتی و مهمونی دسته جمعی بدم میاد که دلیل این نفرتو هم می دونم ولی الان حس توضیحشو ندارم.

شمع و گل و حامد !

به هر تقدیر ممکنه تو این هفته هیچ مطلبی پست نکنم اما بخش مینی مالو همچنان آپدیت می کنم. دلیلشم اینه که اینترنت ندارم و هفته ی امتحانا هم هست اما موضوعات جالبی در دست بررسی دارم که تا قبل از شروع ترم جدید منتشرشون می کنم. به هرحال بعضی حرفا رو نمیشه تو ترم زد ، بچه ها بیشتر میان نت و سایت دانشگاه هم که راه افتاده و ما هم بیشتر تبلیغات می کنیم و منم فعلا دوست ندارم بین انثی شخصیتم لو بره که به این دلایل نمیشه زیاد تند رفت. خب دیگه سخن به درازی نمی کنم و اگه کاری نیست بدرودش !

جمعه, ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ ۱۱:۵۹ ب.ظ
  • مرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۸ | #1

    سلام دوست همیشه غمگین!
    تولدت خیلی خیلی مبارک و امیدوارم دهه ی سوم عمرت به آرزوهات برسی و زندگی بیشتر بهت خوش بگذره!
    نکته ی جالبی که هست اینه که نکته ی جالبتون نفی خصایل اخلاقیه!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ شهریور ۱م, ۱۳۸۸ ۱۷:۳۹:

    سلام.
    ممنون. دهه ی سوم زندگی هر آدمی مهمترین دهه ی زندگیشه. مهم خوش گذشتنش نیست مهم خوب گذشتنشه!
    ربطی نداره هرکس با هر خصیصه ای کاری رو می کنه که به نفعش باشه. اتفاقا این خصیصه های اخلاقیه که مشمول نظریه ی من میشه!

    [پاسخ]

نظر شما چیست ؟

XHTML: شما می توانید از این برچسب ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: