تنگه ی استاد واشی !
سلام مه پاره ! رو تخته سنگ نشستم ، پاهام درون آبه ، چشام به سوی قله اس ، با اینکه گیجه خوابه ، دلم میگه برو پسر ، ریسک بکن هیچی نترس ، به آدما نیگا کن و ، راهتو کن مشی یه درس ، زندگی یعنی لذت ، عاشق بودن با ذلت ، هرچی دلت گفت بکن ، با هر سرشت و خصلت !!
پیرو پست قبل که درباره ی تحریک پذیری و تحریک کنندگی بحث کردیم ، این پست رو هم اختصاص میدیم به همین مسائل. چند شب پیش بخاطر تعریف و تمجید دوستان از فیلم امریکن پای ، قسمت آخرشو دانلود کردم و نشستم به دیدن. تا اواسط فیلم مشغول تماشا شدم ولی بخاطر جذاب نبودن داستان و رو اعصاب بودن فیلم بی خیالش شدم. اما نکته هایی که میشه از این سری فیلما برداشت کرد اینه که اولا این فیلما رو برای ما کشورای درحال توسعه و سنتی می سازن و میخوان فرهنگ مارو به فرهنگ خودشون نزدیک کنن. بعدش قصدشون اینه که بگن دانشجوها تو دانشگاهای غرب اصلا درس مرس نمی خونن و همش یا یکی زیرشون می خوابه یا یکی روشون ! این اعمال رو هم خیلی جذاب نشون میدن و به هرحال جوونا تو همه جای دنیا به این کارا علاقه مندن و فکر می کنن که چه خبره اونجا. خب ، بعد جوون این نوع فیلما رو می بینه و نمی تونه بره اونجا در نتیجه سعی می کنه تو دانشگاه خودش دست به این عملیتا بزنه.
واسه پسرا رو میگم. میاد یه دختر انتخاب می کنه و میره باهاش صحبت می کنه و یه شماره ای هم رد و بدل می کنن. بعد اگه دختره پا بود با هم میرن بیرون و کافی شاپ و پارک و اینجور جاها. بعد که یه مقدار صمیمی تر شدن کار به بوس و لب و اینا می کشه و بعد هم فلان میشه! بعد از یه مدت اینا می فهمن که زیادم با هم حال نمی کنن و می گردن دنبال کیسای جدید . بعد از اینکه تو این کار آدمای باتجربه ای شدن گروهی کار می کنن . مثلا چهارتا دخترو چهارتا پسر یه گروه تشکیل میدن و هرکدوم با یکی دیگه مچ میشن. اما اگه از هم خسته شدن یارو تعویض می کنن و چون چهار نفر بیشتر نیستن فقط تا سه تعویض مجازن! البته این اتفاقا بیشتر توی دانشگاهای سطح پایین اتفاق می افته.
اما صبحه شبی که فیلم امریکن پای رو دیده بودم برخی از دوستان منو دعوت به یه سفر تفریحی کردن و از اونجایی که من آدم یبسی هستم قبول نکردم اما به هرحال نخواستم روشونو زمین بندازم و ما راهی تنگه واشی شدیم. مکانیسم اونجا طوریه که باید از طول رودخونه رد بشی تا به آخرش یعنی جایی که نمیشه بیشتر پیش رفت برسی. اگه نرفتین می تونین تصور کنین که چه اتفاقی می افته. خانمای جوون پاچه ها رو تا زیر زانو می زنن بالا و کفششونو درمیارن و دمپایی می پوشن و به علت گرم بودن هوا روسری رو از پشت می بندن که بدین ترتیب سر و سینه های بلورینشون نمایون میشه. رفتن به همچین جایی برای کسایی که عاشق فوت فطیش هستن به هیچ وجه توصیه نمیشه !

آدمایی که اومده بودنو می شد به سه دسته تقسیم بندی کرد. یکی افراد مرفه که کلا خوشحال و شاد بودن. دیگه آدمای خزوخیل که اونا هم بالطبع خوش بودن. دسته ی سوم که خیلی هم اندک بودن قشر فرهیخته و دانشجو بود که ناراحت و دپ و بدبخت بیچاره ی فلک زده بودن ! به دو دسته ی آخر کاری نداریم و تو پاراگراف بعدی به توضیح درباره ی قشر اول می پردازیم.
من اونجا فهمیدم که اون بنده خدایی که توی رومای یاهو میگه یه بی غیرت می خوام که درباره خواهر و مادر و همسرش حرف بزنیم یه چیزی می دونه که اینو میگه. بذارین یه مثال بزنم. دختره که پاچه و آستینشو زده بالا و همونطور که وصف شد سر و سینه رو هم برون ریخته ، داره کنار دوست پسراش حرکت می کنه که یه دفعه به یه پسره که تو ارتفاع دو متری و بالای صخره ها نشسته میگه عینکتو دوباره می زنی؟ میخوام برم واسه دوستام تعریف کنم. حالا اون پسره هم با رکابی نشسته و هر هر می خنده و دوست پسرای این خانم مکرمه هم خنده اشون می گیره. یا چند بار دخترا بخاطر لیز بودن سنگای کف روخونه سر می خوردن و می افتادن تو بغل پسرا. بعد اون بحث گروهی و اکیپی که ذکرش رفت هم اونجا مصداق داشت و حتی بعضی از دخترا به سه نفر راضی نبودن و با حرکات و رفتارشون – که در فیلم های ضبط شده توسط ما موجوده – می گفتن که مشتاق هم آغوشی با پسرای هیکلی و ورزشکار و پولدار می باشند !
یه حرف بی ربط بزنم. فی الواقع نمی دونم ، اما فکر می کنم همونطوری که پسرای هیز از خانمای ورزشکار با بدنای آماده خوششون میاد عکسش هم صادق باشه و دخترا به پسرای ورزیده و ورزشکار ابراز علاقه کنن! این خوش اومدن ها فقط جنبه ی زیر شکمی و بالا تنه ای داره و اگه اینطور باشه من علاقه ای به حرفه ای ورزش کردن ندارم (+) . اما اگه لازم باشه و شرایط ایجاب کنه مجبور میشم به این عمل تن در بدم !
اما تو یه صحنه یکی از دخترا علاوه بر کشف حجاب مانتوی خویشتن از تن بدر آورده بود و با اینکه از جمعیت حدودا ۵۰ متری فاصله داشت اما همه ی آقایون گویی که رو به قبله برگشته باشن خیره به وی می نگریستند ! نکته ای که اینجا به چشم میاد اینه که حتی اگه طرف شب و روز تو پارتیو لای دخترا باشه اما اگه تو محیط بیرون یه دختری آستین کوتاه بپوشه به سرعت غددش ترشح می کنن و تحریک میشه ! خلاصه بگم که پسرا حتی رو بدن زشت ترین دخترا هم نظر دارن و این اشتها سیری ناپذیره. باور کنین اغراق نمی کنم اما اگه دختری علاقه مند بود که پسرا عاشق بدنش بشن و بگن اوه مای گاد چه س*کـ سی بادی هیچ ایرادی نداره که پوشش تنگ بپوشه و یا اصلا نپوشه! اگه هم پسری تمایل داشت که دخترا صرفا بخاطر هیکلش ازش خوششون بیاد هیچ مشکلی وجود نداره و می تونه تی شرت تنگ و شرت D&G بپوشه و یا اصلا نپوشه ! به قول جیگساو : make your choice ! حالا سوال اینه که من متحجرترم یا رادان ؟ تا شما رو جوابش فکر می کنین منم برم به تزکیه بپردازم ! خداحافظش همیشه !
پی نوشت : دیگه عمرا همچین پستی برم ! یعنی عمرنا !
میدونید من هرچه بیشتر با نظرات شما در رابطه با مسائل مختلف روبه رو میشم بیشتر به شگفت انگیز بودن شما پی میبرم ..شما به شدت افراطی هستین …تنگه ی واشی یه محل تفریحیه و به نظر من راه رفتن توی آب هم یه حس خیلی دلنشینه ..خیلی از آدم ها هم خانوادگی میان ..نه اینکه همه اراذل باشن .. که فکر نمیکنم اونها خیلی هم برای خانوم ها مهم باشن ..چون هر جایی که پا بذارن باهاشون مواجه میشن ..اما در کل تنگه خیلی زیباست مخصوصا آبشارش ..و طبیعت دوست داشتنی ای هم داره ..به نظر من با فکر کردن به حرکات و رفتار دیگران فقط شانس لذت بردن از طبیعت رو از دست دادید ..بهتر نبود به کو ه ها و آسمون و لحظات خوبتون با دوستانتون فکر میکردین؟
[پاسخ]
حامد پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۹:۴۳:
شما بخاطر فطرتتون بیشتر به جزئیات توجه می کنین واسه همینم آخر پست یه نتیجه گیری کردم. اصلا شاید منم بخوام با خانواده یا در آینده با نامزد و همسرم برم اونجا یا یه تفریحگاه دیگه. اگه قرار باشه همش به این فکر کنم که فلانی چی میگه و چه نظری داره که باید با طناب ببندمش تو خونه ، پرده هارم بکشم تلفنم قطع کنم! بس که خوشگله ! من می خواستم بگم که پسرا چه نظری رو جنس مخالفشون دارن . مثلا پسری که کلی خرج بدنش می کنه و انواع کلاسای زیبایی اندام رو میره و کلی دارو مصرف می کنه هدفش ورزش کردن نیست. چون ورزشای ساده تر و مفیدتری هم هست. اون این همه تلاش می کنه تا توجه دخترا رو جلب کنه و اینکه با بدنت بخوای جلب توجه کنی معانی خوبی نداره. یا تو پست قبل گفتم با عکس.
بعد من که هی غصه نمی خوردم که چرا فلانی اینجوریه و چرا اونجوریه. چیزایی بود که می دیدم و دوست داشتم بجای اینکه مثل بقیه ی وبلاگا بگم به به چه جای خوبی حتما برید ببینین ، دید انتقادی داشته باشم. اصلا دوست ندارم حرفای کلیشه ای بزنم حتی اگه پیش دختر و پسر و دوست و آشنا خراب بشم! الان من عملا به تعداد زیادی از دوستام توهین کردم اما حقیقتو گفتم!
[پاسخ]
سلام ! خیلی نثرتون فلفلی و تنده ! گاهی یه طرفه به قاضی میرید! کمی انعطاف پذیری هم خوبه ! مدتیه که می خونمتون !
[پاسخ]
حامد پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ ۰۰:۲۰:
سلام. وااااااااااااااااااااااااای خیلی ممنون !( به سبک دخترا !)
من که دارم آروم میرم که !
[پاسخ]
سلام
آدم همیشه خوب نیست از دیگران و کارهاشون انتقاد کنه. بعدشم چرا تو همه پست ها قصد ضایع کردن بقیه رو دارید؟
ادم خوب نیست همیشه از دید منفی به قضایا نگاه کنه. کمی هم مثبت فکر کردن بد نیست. من نه با کار اون دخترا موافقم نه با این چیزایی که شما نوشتید
زندگی کردن هر کسی به خودش ربط داره. و این شیوه ی زندگی کردن ادماست که شخصیتشون رو میسازه. حالا اگه یکی روسریشو دراورد یا یه پسر یه کار غیر اخلاقی کرد اون خودشو خراب کرده بعدشم طبیعت مردم رو نمیشه عوض کرد و این چیزا بر میگرده به محیطی که هر شخصی توش بزرگ شده. بعدشم شما مگه واسه تفریح نرفته بودید؟ پس چرا به جای لذت بردن از طبیعت وایسادید ایرادهای رفتاری دیگران رو بگیرید؟
[پاسخ]
حامد پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ ۰۰:۲۴:
سلام علیکم.
اینایی که من گفتم زندگی شخصی نبود. خواستم بگم جنس مذکر چه تفکری نسبت به جنس مخالفش داره.
تو کامنت قبل گفتم ، من که ننشستم بقیه رو ببینم و زانوی غم بغل بگیرم. حرفایی که اینجا می زنمو چون نمیشه تو جمع دوستان مطرح کرد اینجا می نویسم
[پاسخ]
salam.matne jalebi bud .pas acc shod mage nagofti nazar bedin accbegirin .movafagh bashin
[پاسخ]
حامد پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ ۰۰:۲۵:
فعلا گیر adsl امم. درست بشه چشم.
[پاسخ]
یه لطفی کن هر وقت انتخاب واحد شروع شد اعلام بفرمایید
از اخبار یونی هم ما رو بی نصیب نذارین
[پاسخ]
حامد پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ ۰۰:۲۵:
چشم
[پاسخ]
خواستم نظر نزارم نشدش
من هوا تو دارم حامد
درسته دیر شده ولی به قوله پری جون : ماهی رو هر وقت از اب بگیری میمیره
بازم مثل همیشه ایرانی بودنمونو ثابت کردیم ۱ نفرم حتی نگفتش اره این اتفاقا می افته همه خواستیم بگیم این چه وضیه ؟ و انتقاد کنیم اونم الکی
بهتر با واقعیت کنار بیایم نه اونو قایم کنیم
اینجا چرا همه دخترا نظر دادن ؟؟؟؟
[پاسخ]
حامد پاسخ در تاريخ مهر ۹م, ۱۳۸۸ ۱۸:۴۷:
چون پسرا زورشون میاد بذارن.
[پاسخ]