یه پسر خیلی مؤدب ! (قسمت اول)

نوشته شده توسط حامد 55 نمایش

سلام علینا ! add می کنم رد می کنه ، حال منو بد می کنه ، on نمیشه ، off بذارم شک می کنه ، پس می زنه ، کاری که با سگ می کنه ، ایمیلو چک نمی کنه ، به من که فکر نمی کنه ، نمی کنه نمی کنه نمی کنـــــــــه !!

اپیزود اول : خونه – پسر – مادر

- ننه ! یه ذره پول مول داری ؟ – واسه چی میخوای ؟ – حالا تو چیکار داری – بابات بفهمه ناراحت میشه مادر . ترکش کن این صاب مرده رو – نمیشه ، نمی تونم – باید زن بگیری. اون میتونه ترکت بده – من زن نمی گیرم به بچه هامم میگم زن نگیرین – وا ! اگه زن نگیری بچه از کجا میخوای بیاری ؟ – حلزونو دیدی ؟ – آره ! – خب دیگه ، مثل حلزون از برگ درختان و گیاهان تناول می کنم و با خودم ور میرم و بچه دار میشم ! – مادر این حرفا رو نزن زشته قباحت داره ! – بخواب بابا ! – امشب قراره بریم واست خواستگاری – چی ؟ خواستگاری کی ؟ – واسه تو دیگه  – می دونم ، میگم از کی میخوایم خواستگاری کنیم. ضریب هوشیت کانا ! – آهان ! خواستگاری دختره کوکب خانم ، همسایه ی خواهر شوهر اعظم اینا ! – هان ! خب اسمش چیه ؟ قیافه میافه چطوره ؟ سوات موات ؟ – اسمش ملامیناس. یعنی تو شناسنامه آسیه اس ولی بهش میگن ملامینا … – خب خوشگله ؟ – مثل یه پارچه ماه می مونه ! خودت باید بیای ببینی ، یه چی میگم یه چی میشنفی ! – باشه حله ، امشب بریم.

اپیزود دوم : خونه ی خانواده ی ملامینا – پسر – مادر – پدر – ملامینا – بابای ملامینا – مامان ملامینا

- بفرمایین شیرین کنین قابل شما رو نداره ، آق دوماد بفرمایین میل کنین ! – نه من نمی خورم – چرا ؟ مگه ما غریبه ایم ؟ – نه من فقط غذای ننه امو می خورم ! – دیگه میوه شیرینی رو که مامانتون نمی تونه تولید کنه که ! ( خنده فجیع خانواده ی عروس ) – هه هه هه از هرچی بگذریم سخن دوست خوشتر است ! هه هه ! – بله بهتره بریم سر اصل مطلب  – خب عروس گلم ، بلتی آش رشته درست کنی ؟ – با اجازه ی بزرگترا بله ! – میگم که اول بذارین جوونا با هم حرف بزنن ، به هرحال اونا حرف همو بهتر می فهمن بعد در مورد مسائل جانبی صحبت می کنیم . – بله برو پسرم برو اون پشت ! – پشت کی ؟

اپیزود سوم : خونه ی خانواده ی ملامینا ، اون پشت – پسر – ملامینا

- اِ خب از کجا شروع کنیم ؟ – شما بفرمایین اول – ببینین من خیلی به سیاست علاقه مندم و همیشه روزنامه می خونم اونم فقط اعتماد ملی ! – آفرین آفرین ! – شما هم علاقه دارین ؟ – آره خیلی زیاد ! – ببخشید نظرتون راجع به ملوانای انگلیسی چیه؟ – خب آدمای خوب و زحمت کشی هستن. می دونین خب آدم همش تو دریا باشه سخته دیگه ، موج میاد دهن مهنت سرویس میشه ! – نه ، اون ملوانا رو میگم که تو آبای ایران دستگیرشون کردن – کار خوبی کردن دستگیرشون کردن. حتما می خواستن ماهیای مارو صید کنن. – نه نظامی بودن. میگن واسه جاسوسی اومده بودن. البته اینا میگنا وگرنه من عاشق انگلیسیام. – آهان ! باید شکنجه اشون می کردن ، باباشونو میاوردن جلو چشاشون! – یه زنم توشون بوده ها ! – آره اونم باید می گرفتن یه کتکی بهش می زدن. باید جرش می دادن ! – بله ؟ - نه ! منظورم اینه که شیکمشو سرفه می کردن روده هاشو می ریختن سگ بخوره ! – ببینم شما اصلا اطلاعات سیاسی دارین ؟ - آره فقط این ملوانا رو نمی دونستم قضیه اشو – ببخشید شما مدرک تحصیلیتون چیه ؟ - فوق دارم – چه رشته ای ؟ - کاردانی مکانیک – فوق لیسانس کاردانی مکانیک ؟ - نه فوق دیپلم کاردانی مکانیک ! هه هه هه هه ! – پس بی سوادین ! – جان ؟ من بی سوادم ؟ من بی سواتم یا اون بابای مفنگیت ؟ من بی سواتم یا اون ننه ی ……. صدای بوق ……. ؟

ملوان زن انگلیسی

اپیزود چهارم : خونه ی خانواده ی ملامینا – پسر – مادر – پدر – ملامینا – بابای ملامینا – مامان ملامینا

- خب دیگه ، پس به میمنت و مبارکی به تفاوق رسیدین دیگه ! – با اجازه ی بزرگترا بله ! – حالا بریم سر مهریه و اینا ! – خب نظر شما چیه ؟ – یه شاخه گل رز ! چطوره ؟ – عالیه ! شیربهام که حتما سرش گرده ! – اینجوریه پس ؟! – دخترتون جهیزیه داره دیگه الحمدالله ! – نه نداره ! قراره تا وقتی دوماد خونه ی مستقل تهیه نکرده همینجا پیش خودمون باشن ! – ولی خونه ی شما هفتاد متره که ! – اشکال نداره ! یه اتاقشو میدیم به این دوتا نوگل شکفته ! – اِ ! پس سرو صداش چی ؟ میاد بیرون اینطوری که ! – سروصدای چی دوماد عزیزم ؟! – هیچی ! – پس حله دیگه ؟

اپیزود پنجم : بیرون خونه ی خانواده ی ملامینا – پسر – پدر – مادر

- ننه میخوام تنها برگردم یخده بفکرم به این قضایا – باشه گلم برو خوش باش ! از پیاده رو برو ! رسیدی زنگ بزن !

اپیزود ششم : سردخونه ی بیمارستان – پسر –  پدر – مادر – دکتر

- حقیقتش پسرتون داشته از خیابون رد می شده ، بعد چون لباسش تیره بوده یه مسافرکش کودن زده روده موده اشو کف خیابون پخش کرده و در رفته ! مغزشم انگار لای چرخا گیر کرده چون ما پیداش نکردیم ! حالا اگه رضایت میدین اعضای بدنشو اهدا کنیم به چهارتا نیازمند !! راستی ما چون هیچ کارت شناسایی از پسرتون پیدا نکردیم ، میگین که اسمش چیه اینجا یادداشت کنم ؟!

چهارشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۸۸ ۱۲:۲۶ ق.ظ

نظر شما چیست ؟

XHTML: شما می توانید از این برچسب ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: