تولدت یادمه !

نوشته شده توسط حامد 65 نمایش

یه سلام محکم و استوار و آهنین از من بر شما ! هدیه ی تو برای من ، خیره شدن با اون چشاس ، نگاه تو برای من ، از بهترینه هدیه هاس ، جسم نحیفمو ببین ، که می خزه روی زمین ، یه کم بامن حرف بزن ، یه کمی پیش من بشین ، یه جون ناقابل و پیس ، هدیه بهت ای نازنین ، این همه ی دار منه ، از هرچی هست روی زمین !

خب درحال حاضر adsl ندارم تمایلی هم به نوشتن نیست. همیشه شهریور ، ماه سختی واسم بوده و حالا هم که ماه رمضونه و تنهایی و گریه !! آره می خواستم بگم که بیست سال پیش یه همچین روزی بنده چشممو به جهان گشودم و این زندگی منحوس با یه طالع نحس تر شروع شد ! واقعا تولد بحث خیلی پیچیده ای داره. جدا از قضایای فیزیکی و متابولیسمیش یه سری مسائل مهم دیگه هم پس پرده هست. اینکه کجا به دنیا بیای و تو چه خانواده ای و با چه رنگ و مذهب و نژادی و مهم تر از همه دختر باشی یا پسر.

روز تولد هر آدمی مهمترین روز سال برای اون فرد تا آخر عمرشه. حتی روز سالگرد ازدواج و روز تولد یا فوت نزدیکاش هم تا این حد اهمیت نداره. به هرحال هر آدمی واسه خودش بیشتر از هرکس دیگه ارزش قائله. یه نکته ی جالبی هم که الان به ذهنم رسید اینه که هیچ انسانی تا کاری رو که به نفعش نباشه انجام نمیده. شاید این سوال پیش بیاد که گه نخور بیشین بینیم بابا. مثلا اون متال بازی که خلت بقیه رو از روی زمین لیس می زنه می خوره یا اون پسری که با زور بابا و مامانش با یه دختره زاقارت ازدواج می کنه خیلی علاقه مند بودن به این کارا ؟ منم در پاسخ میگم که شما هر مثالی بیارین من توضیح میدم. اون متال باز واسه اینکه یه معرکه ای بگیره و جلو چهار نفر ژانگولر بازی دربیاره اون حرکتو می زنه و یا اون پسره واسه اینکه به پدر مادرش نیاز داره به حرفشون گوش می کنه تا یه وقت از کمک اونا محروم نشه و یا ناراحتشون نکنه بخاطر علاقه ای که بهشون داره.

اما همه جا مرسومه که برای تولد یه نفر جشن می گیرن و همه رو دعوت می کنن و شمع و دنس و گل و پروانه و ستاره و شراره و سپیده ! نمی دونم فکر می کنم مشکل از من باشه اما بی حد و حصر از جشنایی که همراه با رقصه و یا الکی و برای دور هم جمع شدنه متنفرم. از اینکه یکی کادو بده و اون یکی بگیره و همه بگن این چیه که آوردی گندشو درآوردی و بعدش فیلم بگیرن و میزبان تا چند سال بشینه پای فیلم و بعدشم بره حموم اگه مذکر باشه ! خلاصه ی کلوم من از جشن و پارتی و مهمونی دسته جمعی بدم میاد که دلیل این نفرتو هم می دونم ولی الان حس توضیحشو ندارم.

شمع و گل و حامد !

به هر تقدیر ممکنه تو این هفته هیچ مطلبی پست نکنم اما بخش مینی مالو همچنان آپدیت می کنم. دلیلشم اینه که اینترنت ندارم و هفته ی امتحانا هم هست اما موضوعات جالبی در دست بررسی دارم که تا قبل از شروع ترم جدید منتشرشون می کنم. به هرحال بعضی حرفا رو نمیشه تو ترم زد ، بچه ها بیشتر میان نت و سایت دانشگاه هم که راه افتاده و ما هم بیشتر تبلیغات می کنیم و منم فعلا دوست ندارم بین انثی شخصیتم لو بره که به این دلایل نمیشه زیاد تند رفت. خب دیگه سخن به درازی نمی کنم و اگه کاری نیست بدرودش !

جمعه, ۳۰ مرداد ۱۳۸۸

بالدی بیلدینگزج !

نوشته شده توسط حامد 44 نمایش

من هیچ وقت نمی تونم به صورت حرفه ای ورزش کنم. چون همه فکر و دغدغه ام میره رو تمرین و تغذیه و دیگه نمی تونم به مسائل دنیا بیندیشم !

دوشنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۸۸

تنگه ی استاد واشی !

نوشته شده توسط حامد 107 نمایش

سلام مه پاره ! رو تخته سنگ نشستم ، پاهام درون آبه ، چشام به سوی قله اس ، با اینکه گیجه خوابه ، دلم میگه برو پسر ، ریسک بکن هیچی نترس ، به آدما نیگا کن و ، راهتو کن مشی یه درس ، زندگی یعنی لذت ، عاشق بودن با ذلت ، هرچی دلت گفت بکن ، با هر سرشت و خصلت !!

پیرو پست قبل که درباره ی تحریک پذیری و تحریک کنندگی بحث کردیم ، این پست رو هم اختصاص میدیم به همین مسائل. چند شب پیش بخاطر تعریف و تمجید دوستان از فیلم امریکن پای ، قسمت آخرشو دانلود کردم و نشستم به دیدن. تا اواسط فیلم مشغول تماشا شدم ولی بخاطر جذاب نبودن داستان و رو اعصاب بودن فیلم بی خیالش شدم. اما نکته هایی که میشه از این سری فیلما برداشت کرد اینه که اولا این فیلما رو برای ما کشورای درحال توسعه و سنتی می سازن و میخوان فرهنگ مارو به فرهنگ خودشون نزدیک کنن. بعدش قصدشون اینه که بگن دانشجوها تو دانشگاهای غرب اصلا درس مرس نمی خونن و همش یا یکی زیرشون می خوابه یا یکی روشون ! این اعمال رو هم خیلی جذاب نشون میدن و به هرحال جوونا تو همه جای دنیا به این کارا علاقه مندن و فکر می کنن که چه خبره اونجا. خب ، بعد جوون این نوع فیلما رو می بینه و نمی تونه بره اونجا در نتیجه سعی می کنه تو دانشگاه خودش دست به این عملیتا بزنه.

واسه پسرا رو میگم. میاد یه دختر انتخاب می کنه و میره باهاش صحبت می کنه و یه شماره ای هم رد و بدل می کنن. بعد اگه دختره پا بود با هم میرن بیرون و کافی شاپ و پارک و اینجور جاها. بعد که یه مقدار صمیمی تر شدن کار به بوس و لب و اینا می کشه و بعد هم فلان میشه! بعد از یه مدت اینا می فهمن که زیادم با هم حال نمی کنن و می گردن دنبال کیسای جدید . بعد از اینکه تو این کار آدمای باتجربه ای شدن گروهی کار می کنن . مثلا چهارتا دخترو چهارتا پسر یه گروه تشکیل میدن و هرکدوم با یکی دیگه مچ میشن. اما اگه از هم خسته شدن یارو تعویض می کنن و چون چهار نفر بیشتر نیستن فقط تا سه تعویض مجازن! البته این اتفاقا بیشتر توی دانشگاهای سطح پایین اتفاق می افته.

اما صبحه شبی که فیلم امریکن پای رو دیده بودم برخی از دوستان منو دعوت به یه سفر تفریحی کردن و از اونجایی که من آدم یبسی هستم قبول نکردم اما به هرحال نخواستم روشونو زمین بندازم و ما راهی تنگه واشی شدیم. مکانیسم اونجا طوریه که باید از طول رودخونه رد بشی تا به آخرش یعنی جایی که نمیشه بیشتر پیش رفت برسی. اگه نرفتین می تونین تصور کنین که چه اتفاقی می افته. خانمای جوون پاچه ها رو تا زیر زانو می زنن بالا و کفششونو درمیارن و دمپایی می پوشن و به علت گرم بودن هوا روسری رو از پشت می بندن که بدین ترتیب سر و سینه های بلورینشون نمایون میشه. رفتن به همچین جایی برای کسایی که عاشق فوت فطیش هستن به هیچ وجه توصیه نمیشه !

نمایی از تنگه واشی

آدمایی که اومده بودنو می شد به سه دسته تقسیم بندی کرد. یکی افراد مرفه  که کلا خوشحال و شاد بودن. دیگه آدمای خزوخیل که اونا هم بالطبع خوش بودن. دسته ی سوم که خیلی هم اندک بودن قشر فرهیخته و دانشجو بود که ناراحت و دپ و بدبخت بیچاره ی فلک زده بودن ! به دو دسته ی آخر کاری نداریم و تو پاراگراف بعدی به توضیح درباره ی قشر اول می پردازیم.

من اونجا فهمیدم که اون بنده خدایی که توی رومای یاهو میگه یه بی غیرت می خوام که درباره خواهر و مادر و همسرش حرف بزنیم یه چیزی می دونه که اینو میگه. بذارین یه مثال بزنم. دختره که پاچه و آستینشو زده بالا و همونطور که وصف شد سر و سینه رو هم برون ریخته ، داره کنار دوست پسراش حرکت می کنه که یه دفعه به یه پسره که تو ارتفاع دو متری و بالای صخره ها نشسته میگه عینکتو دوباره می زنی؟ میخوام برم واسه دوستام تعریف کنم. حالا اون پسره هم با رکابی نشسته و هر هر می خنده و دوست پسرای این خانم مکرمه هم خنده اشون می گیره. یا چند بار دخترا بخاطر لیز بودن سنگای کف روخونه سر می خوردن و می افتادن تو بغل پسرا. بعد اون بحث گروهی و اکیپی که ذکرش رفت هم اونجا مصداق داشت و حتی بعضی از دخترا به سه نفر راضی نبودن و با حرکات و رفتارشون – که در فیلم های ضبط شده توسط ما موجوده – می گفتن که مشتاق هم آغوشی با پسرای هیکلی و ورزشکار و پولدار می باشند !

یه حرف بی ربط بزنم. فی الواقع نمی دونم ، اما فکر می کنم همونطوری که پسرای هیز از خانمای ورزشکار با بدنای آماده خوششون میاد عکسش هم صادق باشه و دخترا به پسرای ورزیده و ورزشکار ابراز علاقه کنن! این خوش اومدن ها فقط جنبه ی زیر شکمی و بالا تنه ای داره و اگه اینطور باشه من علاقه ای به حرفه ای ورزش کردن ندارم (+) . اما اگه لازم باشه و شرایط ایجاب کنه مجبور میشم به این عمل تن در بدم !

اما تو یه صحنه یکی از دخترا علاوه بر کشف حجاب مانتوی خویشتن از تن بدر آورده بود و با اینکه از جمعیت حدودا ۵۰ متری فاصله داشت اما همه ی آقایون گویی که رو به قبله برگشته باشن خیره به وی می نگریستند ! نکته ای که اینجا به چشم میاد اینه که حتی اگه طرف شب و روز تو پارتیو لای دخترا باشه اما اگه تو محیط بیرون یه دختری آستین کوتاه بپوشه به سرعت غددش ترشح می کنن و تحریک میشه ! خلاصه بگم که پسرا حتی رو بدن زشت ترین دخترا هم نظر دارن و این اشتها سیری ناپذیره. باور کنین اغراق نمی کنم اما اگه دختری علاقه مند بود که پسرا عاشق بدنش بشن و بگن اوه مای گاد چه س*کـ سی بادی هیچ ایرادی نداره که پوشش تنگ بپوشه و یا اصلا نپوشه! اگه هم پسری تمایل داشت که دخترا صرفا بخاطر هیکلش ازش خوششون بیاد هیچ مشکلی وجود نداره و می تونه تی شرت تنگ و شرت D&G بپوشه و یا اصلا نپوشه ! به قول جیگساو : make your choice ! حالا سوال اینه که من متحجرترم یا رادان ؟ تا شما رو جوابش فکر می کنین منم برم به تزکیه بپردازم ! خداحافظش همیشه !

پی نوشت : دیگه عمرا همچین پستی برم ! یعنی عمرنا !

دوشنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۸۸

فیلم زده

نوشته شده توسط حامد 27 نمایش

خیلی فاز میده وقتی که معشوقتو خیلی دوست داری و جلو چشات می بندنش به رگبار. غایت فیلمه!

چهارشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۸۸

خاله خرگس

نوشته شده توسط حامد 37 نمایش

خدا رو هزاران هزار مرتبه شکر که زمان ما خاله نرگس و فیتیله و اینا نبود که بریم اونجا دست بزنیم و خفّت بکشیم.

سه شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۸۸

همش

نوشته شده توسط حامد 22 نمایش

پسرا از دو دسته آدما خیلی بدشون میاد :

پسرایی که همش با دختران

دخترایی که همش با پسران

دوشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۸۸