من ، تغییر ، کروبی !
سلام و درود نثار خوانندگان جون ! از خاکم و خاکی ، سینه ام شده چاکی ، نیتم زلال و پاکی ، عاشقه فیلمای راکی ( سیلوستر استالونه ) ، من رنو ام تو ماکی ( mack )، به فکر رنگ لاکی ، تو مهمونیا ناکی ( nack ) چی بهت بگم ؟ ، همش تو کاره …… !
به به ! عجب هوای خنک و ابری و ملسی ! دو نفره ی به تمام معنا ! واقعن محظوظ میشم وقتی می بینم مردم میرن تو پاساژا و مجتمعای تجاری و فقط نگاه می کنن ! اونم سر ظهر ! به به ! غرق لذت میشم وقتی نصفه شب صدای تلویزیون همسایه نمیذاره بخوابم و دیگه به درجه ی بالای خرکیفی می رسم وقتی ساعت هشت صبح همسایه بغلی شروع می کنه به هاون کوبیدن ! به به ! زندگی جاریست !
خب همچنان داریم به روز انتخابات نزدیک میشیم و تبلیغات حالت جدی تری به خودش گرفته. اما من از اینکه دولت رو تا این حد تخریب می کنن ناراضی ام. اگه دولت احمدی نژاد نبود شاید اینقدر تو بعضی زمینه ها به این پیشرفت نمی رسیدیم. مثلا همین مسئله ی هسته ای. یا بعضی از پیشرفتای نظامی. به هرحال با اینکه کارنامه ی کلی دولت خوب نیست اما نباید از زحمات و دستاورداشون هم گذشت.
من احتمالن به موسوی رای بدم. چون احساس می کنم فضای مناسبی واسه جوونا ایجاد نشده. چون فکر می کنم روند فعلی آزادی رو از قشر فرهیخته و جوونا می گیره. حالا در سطح پایین ، می تونه این آزادی ، آزادی پوشش باشه. من تا همین چندوقت پیش موافق طرح امنیت اجتماعی و گشت ارشاد بودم. اما واقعن از حالت عادی خارجش کردن و به قولی شورشو درآوردن. بجای اینکه با جبر بخوایم مردمو سر به راه کنیم باید طوری عمل کنیم که خود مردم با اون افرادی که خارج از عرف جامعه عمل می کنن انفعالی برخورد کنن و حتا اینگونه آدما رو طرد کنن.
من اصلن به بحثای کلان اقتصادی و سیاست بین المللی کاری ندارم. منه نوعی واسه درسم ، واسه بخشی از تفریحات و اوقات فراغتم ، واسه کسب اطلاعات روز نیاز به رسانه های سریع دارم. یکی از این رسانه ها اینترنته. ابطحی تو مستند کروبی یه حرف خوبی زد. گفت این کاره دولت تو بخش اینترنت مثل این می مونه که ما بگیم برق داریم ولی به مردم نمیدیم تا نکنه این برق و روشنایی موجب مفسده ای بشه. شاید چون خودش بلاگ نویسه بیشتر با این موضوعات سروکار داشته. ما به جای اینکه تو بخش IT چهار سال پیشرفت کنیم ، از برکت حضور برادر سلیمانی چهار سال به عقب برگشتیم. خب حالا منی که زیاد وارد اجتماع نشدم و بار زندگی رو دوشم نیست ، این چیزا واسم مهم میشه. بحث مسدود کردن سایتا و وبلاگا هم مسئله ی مهمیه. مثلن من دنبال کلیپ هاله ی نور می گشتم اما به هر سایت و وبلاگی که می خواستم وارد بشم بسته بود. مسدود کردن صفحه های وب هم حد و مرزی داره دیگه.

اما آقای موسوی گفته که چون احساس خطر می کردم وارد صحنه شدم. من نمی دونم از چی احساس خطر کرده ؟ الان که کشور نسبت به قبل آرامش و امنیت بیشتری داره. کلن من بعضی از انتقادای موسوی از احمدی نژاد رو قبول ندارم. حالا امشب میشینم ببینم که احمدی نژاد میتونه جواب موسوی رو بده یا نه. ممکنه نظرم عوض بشه و رایم بشه احمدی نژاد . شاید. ضمنا بهتر اینه که فریب تبلیغات پوپولیستی رو نخوریم و چون مثلن دستبند سبز مد شده بیایم به یه کاندیدا رای بدیم. ملتفتین که.
اما مهدی کروبی شعار خودشو گذاشته تغییر. آخه تغییره چی ؟ اگه اوباما شعاره تغییر داد ، برنامه هاشم اعلام کرد. الان تو این برنامه هایی که کروبی ارائه کرده من شاهد تغییری نسبت به قبل نیستم. بعد کرباسچی میاد میگه ما ۱۲ میلیون فقیر داریم و زرتی می زنه زیر گریه. بعد میگه که فقر واسه مسولین فقط خوبه. حالا نمی دونم منصب شهرداری جزو مسولین به حساب میاد یا نه اما فکر نمی کنم آقای کرباسچی کسی باشه که دستش به دهنش که هیچی ، به ته روده اش هم نرسه.
اما حالا که بحث تغییر شد بذارین منم یه نطقی بکنم. فکر کنین یه جمعی یه جایی نشستن. یکی وارد جمع میشه و با نصف اون افراد سلام علیک و احوالپرسی می کنه و به نصف دیگه حتا نگاهم نمی کنه. به نظر شما اون تعدادی که مغضوب واقع شدن چه حسی نسبت به شخص پیدا می کنن ؟ قطعا تنفر . من دوست ندارم کسی ازم متنفر باشه پس از این به بعد سعی می کنم این غرور کاذب رو از خودم دور و حداقل یه تغییر خیلی کوچیکی تو خودم ایجاد کنم. من به خاطر گذشته ازهمگان معذرت میخوام ! دیگه زین بعد تکرار نمیشه ! حالا تا پستی دیگه خدایارتون و یارم و یارش ! (کی؟)