سه پی دوم !

نوشته شده توسط حامد 178 نمایش

سلام به لپ و گونه ات ، ادکلن زنونه ات ، به اشک خیس و داغت ، کوچیکی دماغت ، به اون نگاه خیره ، مردمکای تیره ، به نطق بی بدیلت ، عشوه ی بی دلیلت ، به چشم زاغ معصوم* ، رفاقتای معلوم ، دستبند تنگ و بازت ، انگشترای نازت ، سلام به تو دلپذیر ، درود به من سربه زیر !!

یادم میاد تو یکی از مطالب سایت گفته بودم که این چه عدالتیه که بعضی آدما با بیشترین استعدادا و بالاترین هوش و بهترین امکانات برای زندگی و سلامتی و زیبایی ظاهر به دنیا میان و بعضی دیگه از تمامی این خصلتا و امکانات محرومن. خب هنوز پاسخ روشنی واسه این سوال پیدا نکردم اما اینم می دونم که هیچ آدمی بی مشکل و بی دغدغه نیست و همونطوری که اثبات کردم ، زندگی لذت بردن از مشکلات و شکست هاست. اما وقتی نجنگی ، شکستی هم درکار نیست و اگر هم با مشکلات کنار بیای دیگه هیچ چیزی نیست که بخوای ازش لذت ببری. هرچند اینا همش حرفه و حتا خودم هم به حرف خودم عمل نمی کنم.

تو یکی از پستا گفتم که عشق انسانی یعنی اینکه بهترین ها رو برای معشوقه ات بخوای حتا اگه ازش دور باشی و از دستش بدی و یا خودت تو رنج و مصیبت زندگی کنی. مثالش هم عشق مادر به بچه اش بود. به نظر نگارنده رسیدن به مراتب بالای عشقای توحیدی بسیار راحت تر از دستیابی یه عشق واقعیه زمینیه. ضمنا گفتم که عشق زمینی حتمن نباید یه آدم باشه و می تونه یه شغل یه هنر یا مادیات باشه.

تو مطالب قدیمی تر سایت به این نکته اشاره داشتم که یه حس تنفری نسبت به جنس مخالفم دارم. این تنفر علاوه بر اینکه ناشی از مشکلات خودمه ، تاحدی هم از ترسه. اما به هرحال هر آدمی تو این سن نیازمند محبت جنسیتیه ( و نه جنـسـ ی) و این محبت لازم نیست از تبادل عشق و احساس صمیمیت بدست بیاد. میشه از راه گفتگوی عادی و کاری و سالم هم این نیاز رو برطرف کرد. این نیاز برای منی که تقریبن آدم احساساتی و حساسی هستم بیشتر نمود پیدا می کنه اما همون مشکلاتی که بالاتر گفتم منو از پاسخ دادن به این نیاز باز می داره و مانع جریان گرفتنه احساساتم میشه. در نتیجه این راکد بودن ، باعث منفی نگری و بدبینی میشه و اجازه ی عادی زندگی کردن و لذت بردن از اطراف و طبیعت رو نمیده.

نظم رو دوست دارم چون باعث زیبایی میشه. زیبایی رو هم دوست دارم چون نظم داره ! بالاترین درجه ی زیباییه بصری رو آدما دارن و بالطبع انثی نقطه ی عطف زیبایی اند. تلفیق زیبایی ظاهری و لطافت درونی ، موجود جذابی رو پدید میاره که استوارترین و خشن ترین مردا رو هم به کرنش در برابر این سجایا وامیداره. جالب اینجاست که به ندرت پیش میاد این طبع لطیف لکه دار بشه و هر زن یک عمر دنیا رو غرق زیبایی و لطافت می کنه.

وضعیت روح و روانم به شدت نوسانی شده. همونطوری که نوسانات برق وسایل و تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی رو داغون می کنه ، نمودار سینوسیه احوالم گند زده به زندگی و بهترین لحظات و روزای عمرم رو دارم تلف می کنم. کسی هم نیست یه ذره باهاش درددل کنم و یه مقدار فرکانس موج رو بیارم پایین تر. مجبور میشم بیام اینجا و یه ذره آه و ناله و فغان تحویل شما بدم. بگذریم که این پست هم گذشت ! تا پستای شاد بعدی خداحافظ.

* : آرایه ی مجاز داره !

پی نوشت : الان نمودارم رو منفی یک وایستاده ! منتظرم بیاد بالا !

سه شنبه, ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۱۷ ب.ظ
  • sahar
    اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۵ | #1

    فکر کنم مدار الکترونیکی زیاد خوندی بهتره کمی استراحت کن حلات خوب نیست
    —————————————–
    حامد : ترجیح میدم به جای اینکه مثل بعضی از وبمسترا که جواب نظراشونو با تندی میدن کمی خونسردیمو حفظ کنم. دوست ندارم کسی ازم دلگیر بشه.
    اولن اگه من حالم خوب بود ، یه همچین پستی نمی دادم. اینجا یه محلیه که با مخاطبم درددل کنم. اما لزومی نمی بینم که سفره ی زندگیمو پهن کنم. خود مخاطب باید درک کنه.
    بعدش هم اینکه من فقط قبل امتحانا درس می خونم. اگه می خواستم تو طول ترم درس بخونم ، این وضع معدلم نبود.
    هرچند من زیاد مهم نیستم ، اما این حرفای شما روحیه ی افتضاح منو خراب تر می کنه.

    [پاسخ]

  • sahar
    اردیبهشت ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۳۹ | #2

    الهی !
    آخی اگه میدونستم این جوری داغونتر میشدی اصلا نظر نمی دادم منم دوست ندارم کسی از دستم دلگیر بشه (که شده) حالا ببخشید امیدوارم بهتر بشی
    خوبه تو یه جایی می تونی حرفاتو بزنی
    ————————————–
    حامد : نه من دلگیر نشدم. می دونین ، توی محیط اینترنت حالت صورت طرف مقابلت رو نمی بینی ، بعد اگه یه حرفی بزنه شاید ناراحت بشی درحالیکه اگه رو در روت می گفت ، اصلن به چشم نمی اومد.
    منم دیگه از این پستا اینجا نمیدم ، میرم تو همون بلاگ مخفیم می نویسم. اونجا راحت ترم.
    ضمنا از شما هم تشکر می کنم که وقت گذاشتین و این پستو خوندین!

    [پاسخ]

  • sare
    اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۳۸ | #3

    آخی چرا این قدر قدر ناراحتی ؟ ببخشید یادم رفت سلام کنم.حامد جون اینو بدون که همه ی آدما توی زندگی شخصیشون مشکلاتی رو دارن و برنده توی این بازی کسی است که بتونه به مشکلاتش بخنده و به عنوان یه تجربه بهشون نگاه کنه و سعی کنه که همیشه توی همه ی کارا بهترین باشه حتی اگه نیست میتونه سعی کنه که باشه.اینجوری هیچ وقت افسوس روزایی رو که به این راحتی داریم از دست میدیم رو نمیخوریم. همیشه سعی کن به زندگی بخندی.
    ——————————————-
    حامد : سلام. به هرحال اینکه زندگی رو سخت بگیری یا نه ، به آدمش بستگی داره. من کلن همه چیو تو زندگی سخت می گیرم. فی الواقع من اصلن تو زندگی مشکلی ندارم و همین خودش یه مشکله. حالا شایدم یه چند تا مسئله ی جزئی هم باشه. آدم دوست داره همیشه درگیر مشکلات باشه ، اگه نداشته باشه خودش واسه خودش می سازه.
    ما هم بیکار شدیم واسه خودمون مسئله تراشی کردیم !

    [پاسخ]

نظر شما چیست ؟

XHTML: شما می توانید از این برچسب ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: