یه پسر خیلی عاشق ! (قسمت اول)

نوشته شده توسط حامد 166 نمایش

سلامم بر تو قاری ! چه می کنی با این روزهای جذاب بارونی ؟ حال ؟ خب بکن بکن !

این پست اومدم تا دومین داستانمو تو سایت بنگارم. البته شاید نشه لفظ داستان رو بهش اطلاق کرد ولی به هرحال ما میگیم داستان ! خب بریم ! راستی حتمن داستان یه پسر خیلی مثبت رو هم بخونین !

آقا یه پسری بوده که خیلی مثبت بوده و موهاشو یه وری میداده و یه عینک ته لیوانی ام می زده به چشمش و از وقتی که یادم میاد و یادش میاد درس می خونده . برای اینکه بیشتر با این بنده خدا احساس قرابت کنین ، می گیریمش دانشجو ! ( یعنی فرض می کنیم دانشجو باشه !) آره ، یَک قیافه ی چپر زینداری هم داشته که سگ نزاد ! خرخون دانشگاه بودا اما هرکی میومد یه سوال ازش بپرسه یه دفعه خودشو می گرفت و از جواب دادن طفره می رفت . کلا آدم یبس و نچسبی بود و در زندگانیش هیچ وقت اول سلام نکرده بود . اینقدرم که ادعا داشت فیل نداشت . به قول بچه های بی ادب ، یه هیکل داشت که همش پره گوز بود ! ببخشیدا !

اما زد و نمی دونم خواب نما شد چی شد که چشمش یکی رو گرفت ! حالا بگو کی ؟ نه بگو ! تعارف نکن ! آره همون دختری که شصت هفتاد نفر دنبالش بودن ولی به کسی پا نمی داد و به قول امروزیا غایته داف بود . خلاصه این پسره اینقدر تریپ مثبت و مأخوذ به حیا ، اون اینقدر پررو و تو دل برو و خوشگل ! به خودشم زیاد می رسید . این پسره یه مدت نشست و درباره این دختره بحث راه انداخت بین دوستاش. دوست که نه ، همکلاسیاش. آمارشو درآورد و فهمید که دست رو خوب کیسی گذاشته ولی عمرن اگه بتونه به طرف سلام بده ، چه برسه به حرف و صحبت و لاو و عشق و از این چرت و پرتا .

قلب تیر خورده !

حالا بدبختی کسی هم نبود باهاش مشورت کنه پس مجبور شد یه مدتی بی خیال قضیه بشه ، اما باز تا چشمش به طرف میوفتاد می رفت تو فاز . دید اینجوری نمیشه بالاخره باید یه فعالیتی یه حرکتی بکنه. یه عمویی داشت خزی که وقتی می دیدیش کرک و پشمات می ریخت. با سیبیلاش کف خیابونو جارو می کرد ، سوپورای محل شبا دعاش می کردن. مو داشت فرفری و وز وزی به رودگولیت گفته بود زکی . شلوار می پوشید شصت پیله ای تو مایه های کردی و میومد سر کوچه وایمیستاد تسبیح می چرخوند. ولی آدم بامرامی بود و روی کسی رو زمین نمینداخت. تا رفیقاش می گفتن بیا بریم خفت کنیم ، رد نمی کرد . آدم پایی هم بود. اگه کسی سیگاری حشیشی هروئینی کراکی چیزی بهش تعارف می کرد ، دستشو رد نمی کرد. سی سالش هم شده بود ولی هنوز عذب مونده بود.

خلاصه پسره ی قصه ما از بچگی با این عموش خیلی رله بود و یه رابطه هایی هم با هم داشتن ! ( آخ قربون فکر منحرفت !) رفت پیش عموئه و داستانو واسش تعریف کرد. کلی هم زار زد و گریه کرد . آخرش عموش گفت : گوش بگیر پسر ! اگه به این گوفته ی من عمل کونی ، خیالت از رسیدن به ضعیفه هه تخته تخت باشه . تا منو داری غمت نباشه . بعد پسره گفت : خب چی کنم ؟ عموهه گفت : باید پله پله بری جلو. اول برو یه جزوه بیگیر. میتونی؟ پسره گفت : عمو چرا چرت میگی ؟ من شاگرد اول دانشگام ، اون درسش افتضاس ، برم ازش جزوه بگیرم ؟ عموش گفت : من چرت میگم؟ مادر……………………. . (خیلی فحشای بدی داد نمی تونم بگم !) بعدش گفت : یه جلسه نرو سرکلاس . بعدش میتونی ازش جزوه بگیری. پسره گفت : آخه بدبختی جزوه ام نمینویسه . عمو گفتش : ای تف به این شانست ، پس اونم مثل من گشاده ! به هم میایم ! خب پس برو ازش بپرس استاد چی کرده اون ساعت . پسره گفت : آخه این همه آدم ، تابلوئه برم از اون بپرسم ! عموش گفت : دیگه نه نیار تو کار شگول نداره ! برو ببینم چی می کنیا ، اگه حرف نزدی دیگه پیش من نیا .

خب پسرک طبق سخنان گوهربار عموش عمل کرد و لحظه ی موعود رسید…

پسر : ببخشید خانم فلان… ببخشید !

دختره : بله ؟ (با مهربونی گفت !)

پسر : ببخشید من هفته ی پیش نیومدم سر کلاس ، استاد چیکار کرد ؟

دختره : نمی دونم ، چون منم نیومدم !

پسره : خیلی تشکر ! خداحافظ شما !

بعد دوباره رفت پیش عموش. عموش با صدایی رسا و بلند گفت : ریییییییییییییییییییییییییدی ! دیگه من نمی دونم ، خودت برو هر غلطی دوست داری بکن ! آخ دلم واسه پسره کباب شد ! رفت چاووشی گوش داد ، نشد ، رفت رضا صادقی گوش داد ، نشد ، دیگه گفت نمیشه باید خودم دست به کار بشم.

چون پست طولانی شد ، ادامه اش تو قسمت های آینده ! راستی اینم بگم که اول می خواستم داستان خارج از محیط دانشگاه باشه اما بعدش گفتم دوستان اینطوری بیشتر می پسندن و کلا جریانش رو تغییر دادم . ضمنا برخلاف تمام داستانایی که تو عمرم به تحریر درآوردم ، آخر این داستانو از قبل تعریف کردم و پیشنهاد می کنم حتمن مطالب سایت رو دنبال کنین ! اگه هم تازه با سایت آشنا شدین یه سری به آرشیو بزنین ، چیزای جالبی توشون هست ! یه خواهشی هم که ازتون دارم اینه که نظر بدین ! با هر نظر شما من به عرش کبریا می رسم ! حالا اگه با بنده کاری نیست ، بدرودتون !

لینک قسمت دوم

چهارشنبه, ۲۶ فروردین ۱۳۸۸

نکات آرایشی – بهداشتی !

نوشته شده توسط حامد 210 نمایش

سلام به روی ماهت ، به چشمون سیاهت ، به زلفای پریشون ، به ساعدَین بیرون ، به دکمه ی لباست ، به پوششای خاصت ، به پاچه های پاره ، به گفتنای آره ، سلام به تو تیرانداز ، درود به تو بازم باز !!!

چه هیدری شد ! هیییییی ! می دونین چرا تازگی اینقدر دیر به دیر آپ می کنم ؟ چون کسی کامنت نمیذاره و نظر نمیده و بالطبع انگیزه های نوشتاریم از بین و بود میره. بابا نظر بدین دیگه بی مروتا !

همونطوری که از تیتر مشخصه قراره نکات مهمی رو خدمت شما متذکر بشم که ابتدا بریم سروقت نکته های آرایشی . نمی دونم چندمین کشور مصرف کننده ی لوازم آرایشی هستیم ولی حتمن رتبه ی خوبی داریم. اما چرا ؟ واقعا چرا ؟ آخه چرا ؟ ده چرا ؟ بنده به شکل بنیادین به این پرسش جواب خواهم داد.

تو کشور ما به علت محدودیتایی که برای ارتباط بین دو جنس هست ، یک نوع عقده درون جوونامون ایجاد شده که دوست دارن خودشون رو به جنس مخالفشون نشون بدن تا این ارتباط رو هرچه سریعتر ایجاد کنن. ببینین ، تو جوامع پیشرفته دختر و پسر میشینن درباره هر مسئله و موضوعی باهم حرف می زنن ، به باطن هم شناخت پیدا می کنن و هم اینکه از همدیگه نمی ترسن .(مثل من !) پس دیگه دلیلی نداره که بخوان با ظاهرشون طرف مقابل رو جذب کنن . مثلن اگه یه دختری بسیار خوشگل باشه به حرفای یه پسر درب و داغون که صورتش زیر چرخای تریلی له شده گوش فرا میده چون که اونو به عنوان آدم قبول داره و علت این قضیه هم فرهنگ اوناس. اما اینجا تو مملکت خل و … خل (بر وزن گل و بلبل !) ، پسرا از دخترا فقط زیبایی میخوان و دخترا فقط فشن میخوان ! همه ی این حرفای مفتی هم که برخی می زنن که جوونه و باید خوش تیپ باشه فقط یه مشت خزعبلاته. میشه سنگین بود و خوش تیپم بود. باور کنین زنای هرزه و دیسکویی اروپا هم به اندازه ی ما آرایش نمی کنن ! ( لفظ ما برای ایجاد صمیمیت بود!) واسه اینکه بحث قاطی پاطی نشه به دو بخش تقسیمش می کنم.

اول پسرا . خب خوش پوشی و رسیدن به موها هیچ ایرادی نداره اما خیلیا از حد گذروندن و به مرز خودجلفی رسیدن . بعضی از دخترای احمق و کانای ما هم عقلشون به چشمشونه و تا یکی از این پسرا پیدا می کنن انگار قلمان دیدن و حاضرن برای این پسر حتی ………….. صدای بوق همون تریلیه که صورت پسره رو له کرده بود !……. فرزندان ذکور من ! یه مقدار خودتون رو حفظ کنین و اینقدر به فکر پایین تنه نباشید. الگو میخواین ؟ من ، احرار ، مهرداد و همه ی پسرای هم ورودی ما . بیاین دانشگاه تا به عینه بهتون نشون بدم.

و اما دوم دخترا . برخلاف نظر برخی متحجرین ، اسلام به هیچ وجه آراستگی رو برای خانما منع نکرده اما واسش حدی هم قائل شده .به شخصه معتقدم پر کردن چاله های صورت ، محو کردن لکه ها و مالیدن کمی رژ لب و رژگونه و همچنین پررنگ کردن مژه ( نمی دونم بهش چی میگن ، بیگودی ؟ آهان سرمه !) ایرادی نداره . لاکم بزنین ! همچنین نمایان بودن موها تا نصفه ی وسط کله ! یعنی اگه اون قسمت کچلی گاه سر رو مبدأ در نظر بگیرین و نقطه ی آغاز پیشونی رو مقصد ، من همون وسطا پیاده میشم قربون دستت ! کرایه ما چقدر شد ؟

دلت قیلی ویلی شد ؟!

اما میام تو اجتماع . یکی موهاش بنفشه یکی سورمه اییه . یکی شده زن آمن هوتپ یا آمن هوتب که به قول شاعر عجب دافیه ! خلاصه من که اسم این لوازم و اثاثو نمی دونم ولی می دونم که خیلی می مالند ! علتش هم چیزی جز جلب توجه نیست. برخی از پسرای کودن و امل ما که فقط به فکر زیرشکم اند تا از اینجور دخترا رو می بینن سریعا دامنشون رو از کف میدن و البته چقدر هم به هم میان ! روی صحبتم با هم نوعان ناجنسمه ! نکنید ! الگو میخواین ؟ حالا اسم نمیارم ولی بیاین دانشگاه ما تا بهتون نشون بدم ! (فقط دخترا البته !) در مورد پوشش و حجاب هم که در گذشته به تفاصل سخن گفتیم.

اما نکات بهداشتی حالا.

۱- یکی از حساس ترین نقاط بدن به لحاظ تحریک پذیری ، درون گوش و نزدیک پرده اشه. یه بار امتحان کنین و مطمئن باشین که به ارگاسـ_م خواهید رسید ! حالا چطوری امتحان کنین ؟ یه در خودکار یا میخ و اگه امکانات دارین گوش پاک کن رو فرو کنین تو گوشتون و در نزدیکی پرده ی گوش بپیچونین طوری که کاملا محیط گوش رو پوشش بده . اگه بعد از یه مدت ارضاء نشدین مشکل شماست ! انزالتون دیر رسه !

۲- همواره پزشکا توصیه کردن که گوشیتون رو تو جیب شلوارتون نذارین. و همینطور تاکید موکد کردن که وقتی دارین با لپ تاپ کار می کنین ، روی پاتون قرارش ندین. بذارین روی میز یا دراز بکشین و باهاش کار کنین. اگه پس فردا مجبور شدین بچه از پرورشگاه بیارین ، نگین نگفتما ! البته تو عکس زیر گویا بچه های ویراستار ما یه اشتباه لپی کردن و تصویر یه خانم رو با لپ تاپ گذاشتن. به هرحال منظورو می رسونه !

نکن این کارو ! بچه دار نمیشیا !

۳- یکی از اساتید ما گفته که : همیشه دو تا قرص hd و دو تا قرص Ld همراهتون باشه ! در مورد این قرص ها هم بیش از این توضیح نمیدم ، خودتون یه روزی تنظیم پاس می کنین می  فهمین !

خب به پایان اومدیم پست ولی حکایت همچنان آره . تا پست بعدی بدرودتون .

پی نوشت : انداختن انگشتر تو انگشت فـ اک (وسط) چه معنایی داره ؟ احتمالن به زودی در مورد انگشتای دست و رابطه اشون با انگشتر ، یک پست به تفصیل صحبت کنیم.

خواهش نوشت ! : نظرا رو لطف کنین بیاین بالا !

سه شنبه, ۲۵ فروردین ۱۳۸۸

دیدگاه منفی درباره فیلم راز (قانون جاذبه) ۲

نوشته شده توسط مهرداد 452 نمایش

لینک قسمت اول

بررسی در محوریت خود فیلم

راز،محصول ۲۰۰۶،کارگردان دره هریوت،

فیلم فوق به خاطر جنبه ی مستند وارش تحت سلطه ی هیچ سبک کاری و ژانری قرار نمیگیرد و نمیتوان آنها را از لحاظ تکنیکهای فیلم شناسی مثل:

مقدمه چینی،گره چینی،گره گشایی،لحظه ی اوج اول،لحظه ی کوتاه اوج دوم و فینال تقسیم بندی و تحلیل کرد.

مهمترین کار کارگردان این فیلم،کمک به تدوین و انسجام بخشیدن به جلوه های فنی و بصری فیلم است.

دره هریوت با استفاده از موسیقی متن بسیار به جا و تدوین تودرتو و استعاری و موازی و با ایجاد حسی شبیه به حس دژاوو در فرد ؛بیننده را تحت تاثیر مطالب گفته شده قرار داد و میخ محکمی روی گفته های متخصصان فیلم زده است.

در اینجا به تعدادی از دلالیل مقبولیت این فیلم یا به طور گسترده تر این تفکر در میان عامه ی مردم میپردازم.

اول:

یکی از بزرگترین دلیل مقبولیت عام این فیلم این است که اکثریت غریب به یقین مردم در پی یافتن سریعترین،آسانترین و راحتترین ،تاکید میکنم راحت ترین راه برای رسیدن به آرزوهای خود هستند.

برای اثبات این گفتار یک مثال میزنم.

اگر یک شخص چاق داشته باشیم و سه نوع رژیم غذایی ،شخص چاق رژیمی را انتخاب میکند که راحت تر است نه رژیمی را که بهتر است،برای مثال اگر پزشک سه نوع رژیم را به بیمار تجویز کند که در یکی از آنها بیمار با خوردن فقط یک قرص لاغر میشود،به احتمال زیاد بیمار آن را انتخاب میکند چونکه راه آسانتری است.

دوم:انسان موجودی است بینهایت و بسی خیالاتی و به زبون خودمون جو گیر،تعداد بالای فیلمها،داستانها ،موسیقی ها و حرکات و اتفاقات  متناسب با این سیاق در طول شبانه روز اثبات این مدعا و نشان دهنده ی تخیل دوستی و تخیل پذیری بالای انسانهاست.

حال فرض میکنیم فیلمی به اسم مستند و با موضوع تخیل و تفکر به طرزی ماهرانه که قبلا درباره ی آن صحبت شده ،پخش شود،این موضوع مردم را به دلخواه و نه به اکراه به طرف قبول فرایض گفته شده در فیلم سوق میدهد.

سوم: غالب مردم دنیا که این فیلم را دیده اند خود را موفق میدانند و دیدن  این فیلم خود به خود آنها را به قبول مطالب گفته شده در فیلم سوق میدهد.

چهارم:اکثر مردم هیچ آغوشی را گرمتر از تفکر مثبت خود و رفتن داخل رویا پیدا نمیکند.

مردم غرق رویا میشوند و تا مدتها داخل آن میمانند،آنان تا ساعتها در ذهن خود به بررسی بهترین راه حل برای خرج پولهای خیالی خود میپردازند و یا به چگونگی استفاده ی نعمتهای خیالی که فقط در ذهنشان است فکر میکنند،و این موضوع برای ان دسته از مردم که به این شکل هستند خوشایند است و به همین دلیل آنرا بهتر از بقیه قبول میکنند.

حال پس ار بررسی  نکته ای غیر قابل اغماض است..

هیچ انسانی با استفاده کردن از قانون جذب دچار خسران نمیشود ،مگر آنکه بیش از حد در آن غرق شود و از دیدن حقیقت باز ماند و یا از دیدن حقیقت ترس داشته باشد.

تفکر مثبت و مثبت اندیشی بهترین راه مبارزه با انواع بیماری های روانی است،هم اکنون در بسیاری از بیمارستانهای روانی قبل از داروهای شیمیایی به رویکردی هچون تفکر مثبت روی میاورند،فیلم راز بازتاب بسیار گسترده ای بین بیماران افسرده داشته است، به طوری که این فیلم به صورت گسترده در بیمارستانهای روانی کشورهای مختلف دنیا اکران شده است.

نظر خود دره هریوت درباره ی فیلم خود:ما فقط نیروی محرکه اولیه را به بیننده میدهیم و بقیه به  تلاش پذیری بیننده ربط پیدا میکند،اگر تلاش پذیرباشند به آن میرسند و در غیر اینصورت نه!!!!!

همه ی انسانها میتوانند از این قانون استفاده کنند و احساس خوب را در خود گسترش دهند،اما از این مطمئن باشند که این فکر حتما تبدیل به جسم نمیشود.

تصویری از فیلم راز

نویسنده :مهرداد امینی

مشاور روانپزشک:دکتر حمید رضا صادقپور

www.ngdir.ir

www.thesecret.mihanblog.com

شنبه, ۲۲ فروردین ۱۳۸۸

دیدگاه منفی درباره ی فیلم راز (قانون جاذبه)

نوشته شده توسط مهرداد 3,345 نمایش

دیدگاه منفی درباره ی فیلم راز و قانون جاذبه:

تذکر:در تمامی سایتها اعم از فارسی و انگلیسی فقط میتوانید در مدح این فیلم و قانون مطلب بخوانید

اما در اینجا نقدی ضد این فیلم و قانون میخوانید.

تذکر ۲:تمامی مطالب گفته شده درین نقد ،فقط و فقط نظر نویسنده است و نویسنده هیچ گونه مسئولیتی را در رابطه  با صدق یا کذب بودن آن نمیپذیرد.

راز

به نام خدا

آن راز دفن شده بود،آن راز مورد طمع قرار گرفته شده بود؛آن راز ممنوع شده بود

این گفته های ابتدایی فیلم راز است،جایی که در آن بیننده تا سر حد جنون به دنبال فهمیدن اصل موضوع و راز ممنوع شده است.

راز؟؟؟!!!!

واقعا راز چیست؟

این راز همان قانون جاذبه است،شما میتوانید با استفاده از این قانون ثروتمند شوید،میتوانید شغل و زوج دلخواه خود را بدست بیاورید و از جذب آنچه که نمیخواهید جلوگیری به عمل میاید.

طبق این قانون ذهن انسانی که از این قانون بهره میبرد در دنیا مشابه ی ذهن خود را به توسط کائنات دریافت میکند؛

چه خوب،چه بد،چه مثبت و چه منفی.

حال میخواهم به قسمت ” مشابه ی ذهن خود را به توسط کائنات دریافت میکند” بپردازم.

مکان :بم ، سال ۱۳۸۲، زمان : صبح ،زمین لرزه ای به قدرت ۶.۵ ریشتر در مقیاس امواج درونی زمین،تعداد کشته ها:۴۰۰۰۰،تعداد زخمی ها:۱۴۸۰۰،تعداد بی خانمانها:۱۰۰۰۰۰،.

زلزله ی بم

و اما چه ربطی بین این دو موضوع وجود دارد ؟

برای جواب این سوال به تشریح آن و تناسب این میان نسبت به قانون جذب ( راز) میپردازم.

با توجه به قانون جذب تمام افراد شهر باید تفکر منفی داشته باشند که باعث زمین لرزه شده است.این در حالی است که هیچ یک از افراد از این حادثه خبر نداشته اند،وگرنه میتوانستند از این حادثه جان سالم به در برده باشند.اگر به فکر زلزله بوده باشند ،باید با کسب آمادگی جان سالم به در برده باشند و اگر به فکر زلزله نبوده اند پس زلزله ای نباید رخ میداده.

و یا افرادی که در مرکز زلزله نگاری کار میکنند میتوانند ادعا کنند که تفکرات آنان باعث وقوع زمین لرزه شده است،چونکه آنان هر روز با این واژه و این تفکر چه به صورت مثبت و چه به صورت منفی سرو کار داشته اند،و یا با همین منطق اعلام کنند که علت اینکه هر روز روی زمین زلزله میاید این است که ما به زلزله فکر میکنیم و تمامی تحقیقات و زمان خود را به این موضوع اختصاص داده ایم.

( هر روز بالای نه هزار زلزله در کره ی زمین رخ میدهد که به خاطر محدوده ی ضعیف ۴۰۰ تا ۷۰۰ پیکو متری شنوایی انسان ،هیچ انسانی قادر به درک آن نیست)

این موضوع را به طور گسترده تر اینطور میتوان بیان کرد که هیچ گونه حادثه ای روی زمین نباید اتفاق بیفتد ،چونکه هیچ کس در مورد خود و اطرافیان خود در همچین تفکراتی نیست،این در حالی است که هر سال ،هر روز،هر ساعت،هر دقیقه و هر ثانیه در گوشه ای از جهان حادثه ای در حال رخ دادن  است،از افتادن توپ از دست دروازه بان تیم چلسی در هنگام به پرواز درآمدن برای گرفتن توپ تا افتادن هواپیمای مسافربری ترکیه در کشور هلند.

مثالی دیگر:

به علت سهمیه بندی نامطلوب و  ناهمسان امکانات نسبت به افراد در هر جامعه،همیشه تعداد نامحدودی امکان از قبیل تحصیل ،کار،ازدواج، و حتی تفریح مناسب وجود دارد.

طبق قانون جذب که قبلتر به تشریح کلیات و حواشی آن پرداختم،تفکر مثبت باعث به دست آمدن امکانات مثل کار ،تحصیل و سایر امکانات رفاهی میشود.

هم اکنون میخواهیم از زاویه ی دیگری ( زاویه ی منفی) به این موضوع مینگریم.

کسی که به دنبال بدست آوردن سهمیه موجود در طبیعت است،به جای تلاش  و حتی تفکر مثبت میتواند با تفکر منفی و فقط تفکر منفی در رابطه با اعضای دیگر جامعه ۲ کار بزرگ را انجام دهد.

۱- افراد دیگر جامعه را از بدست آوردن سهمیه منع کند

۲- زمینه بدست آوردن سهمیه را برای خود مهیا کند

و این موضوع با تفکر مثبت و مقدار انرژی این دو تفکر ( مثبت و منفی) و  قانون جذب در تضاد کامل است.

طبق قانون راز ،یا همان جاذبه هر فکر یک فرکانس و طول موج دارد و ذهن انسان مجموعه ای از اطلاعات را به صورت پیوسته و گسسته به کائنات میفرستد،و چه بهتر که این تفکر مثبت باشد(احساس خوب)،چونکه به صورت مثبت جواب بازگرداننده خواهد شد.(توسط کائناتت).

و اما جواب:

در درون مغز انسان میتوان  یون مثبت و منفی به وفور پیدا کرد،فیزیک میگوید در جایی که یون مثبت و منفی وجود داشته باشد میتوان میدان مغناطیسی پیدا کرد و میدان مغناطیسی هم به طور پیوسته و گسسته تولید فرکانس میکند و طول موج مختلف میکند و دلیلی منطقی برای این موضوع وجود ندارد که مغز انسان پیوسته در حال مبادله ی اطلاعات با کائنات باشد،چه برسد به قانون سه مرحله ایه قانون جاذبه.

کتاب راز

طبق قانون جاذبه افکار در سه مرحله تبدیل به اجسام میشوند.تاکید میکنم افکار تبدیل به اجسام میشوند.

Ask      مرحله ی اول (یعنی درخواست از کائنات)

Answer مرحله ی دوم(یعنی پاسخ کائنات به بشر)

Resave مرحله ی سوم (یعنی دریافت جسم به توسط بشر)

پس ما برای رسیدن به آرزوها خود باید سه مرحله را پشت سر بگذاریم

ما باید از کائنات درخواست کنیم

منتظر جواب کائنات شویم

و در مرحله ی آخر آرزوی خود را دریافت کنیم.

حال سوالی پیش میاید که کائنات چیست؟

واقعا کائنات چیست؟آیا کائنات قادر به پاسخگویی به ما هستند؟

مگر نه اینکه تمامی انسانها در پی به دست اوردن ثروت،قدرت و مکنت هستند؟

در کجای کائنات به جز کره ی زمین  و بین انسانها میتوان  پول،قدرت و مکنت به معنای گسترده ی آن پیدا کرد؟

تمامی چیزهایی که یک انسان در در طول زندگی در پی رسیدن به آن است،فقط و فقط بین انسانهاست و در کائنات وجود خارجی ندارد.

آیا پول در کائنات وجود دارد؟

آیا حلقه ی سوم راه شیری به دنبال به دست آوردن ثروت بیشتری نسبت به حلقه ی چهارم است؟

آیا سیاره ی مریخ به دنبال به دست آوردن قدرت است؟

یا اینکه اتمسفر جو مشتری به دنبال بدست آوردن مکنت؟

پس کائنات نمیتوانند در این زمینه به انسان کمک کنند و در سه مرحله فکر را تبدیل به جسم کنند و جهان هیچ پاسخی به انسان نمیدهد.

دقیقا مثل این میماند که موجودیه حساب شما صفر باشد و شما چک ۱۰۰ میلیون تومانی بکشید.هیچ امکانی برای پاس شدن چک شما وجود ندارد.

در جایی دیگر از قانون جاذبه یا راز گفته میشود که احساس خوب و تفکر مثبت و تفکر منفی و احساش میتواند  در آینده ی خود فرد تاثیر بگذارد و آینده ی فرد  را عوض کند.

آیا تفکری به نام تفکر خوب و بد وجود دارد؟

برای جواب این سوال سوال دیگری را مطرح میکنم.

به نظر شما که یک ایرانی هستید،نادر شاه افشار چگونه آدمی بوده است؟

جواب شما مسلم است،شما به خاطر اینکه یک ایرانی هستید میگویید که نادر شاه افشار به خاطر کشور گشایی و بدست آوردن غنیمت های جنگی و  ایجاد کشوری امن و لشگری قوی ،انسانی با درایت است؛او به هند حمله کرد و الماسهای آنجا را برای ما به غنیمت آورد.

حال از فردی در کشور هند سوال خود را تکرار میکنم.

به نظر شما که یک هندی هستید نادر شاه افشار چگونه انسانی است؟

جواب شخص هندی هم مسلم است،او به خاطر اینکه یک هندی است میگوید:

نادر شاه افشار شخصی خون خوار است ،او به هند حمله کرد و پس از به خاک و خون کشیدن مردم هند،الماسها و ثروتهای ما را به تاراج برد.

نادر شاه یک نفر بوده و یک کار را انجام داده،حال یک نفر با دیده ی منفی به وی نگاه میکند و شخصی دیگر به دیده ی مثبت.

هم اکنون تعداد زیادی از مردم جهان با حجاب خانمها موافق و بسیاری هم موافق نیستند ،این در صورتی است که موضوع حجاب ،موضوعی است واحد.

پس میتوان نتیجه گرفت که تفکر مثبت و منفی چیزی است قراردادی و هر انسان نسبت به اقتضای خود از آن بهره میبرد،موضوعی که از نظر یکی مثبت است از نظر شخص دیگر شاید منفی باشد و کائنات یا هر چیز دیگری که اسم آن را میگذارید از درک آن عاجز است.

ادامه مطلب …

پنجشنبه, ۲۰ فروردین ۱۳۸۸

نکته نکته و باز هم !

نوشته شده توسط حامد 73 نمایش

سلام عزیزانکم ! خب یه ده روزی اینجا رو آپدیت نکردم چون انگیزه نداشتم و به هرحال توی تعطیلات بازدید کننده ها کمتر میشن و کلا آپدیت کردن سایت توی تعطیلات با اهداف متعالی من فاصله داره. بگذریم. می دونین ، مایلم  سایت از این حالت فان خارج بشه و یه ذره هم به تخصص رو بیارم ولی از ته قلب این کارو دوست ندارم. اما این پست. تو این پست از تمام چیزایی که ذهنمو مشغول کرده می نویسم و چون خیلی به هم ارتباط ندارن ممکنه شما گیج بشین. به هرشکل سعی می کنم که به یه نحوی به هم ربطشون بدم !

**************************************

تو برنامه ی نود هفته ی پیش ، بعد از اینکه فردوسی پور گفت سه میلیون نفر به برنامه پیامک زدن ، چراغپور در گوش حاج رضایی گفت : « اینا خالی می بندن ، نیگا کن ۷۳۰ هزارتاش باطله بوده !» حالا شاید بپرسین که من چطوری شنیدم ؟ خب میکروفونشون روشن بود و بالطبع همه شنیدن !

*************************************

تو همون برنامه نود وقتی آیتم دعوای بازیکنا با اون یارو خبرنگاره پخش شد ، یه جا رو یه لفظ رکیکی یادشون رفت بوق بزنن و چون من با کامپیوتر و هدفون داشتم می دیدم بوضوح شنیدم ! خواستم به نوعی به کلمه اشاره کنم که دیگه دیدم خیلی بده و خب منم که خیلی خوبم و متواضع و مأخوذ به حیا و حتی یه گناه هم در زندگانی مرتکب نشدم !

*************************************

این دوربین مخفی که تلویزیون نشون می داد بیشتر تو مناطق شمالی تهران ضبط شده بود. خب مردم اونجا یه مقداری آرامششون بیشتره و میشه باهاشون از این شوخیا کرد ولی اگه میومدن پایین تر و مثلن خیابون انقلاب و کریمخان و کریمخان زند و خیابون کریمخان ، قطعا سیل فحشی بود که نثارشون می شد به هر حال مردم اونجا عصبی ان و اگه میومدن پایین تر ، حتمن بازیگرشون سیر کتک می خورد. مردم اونجا اصلن با این نوع شوخیا حال نمی کنن !

*************************************

معمولا هفته ای یکبار و به مدت چند ثانیه از پسر بودن خودم پشیمون میشم ! در باقی لحظه ها خدا رو شکر می کنم که دختر نشدم !

*************************************

بدترین حالت ممکن تو زندگی اینه که تو برزخ باشی. برزخ مثل شکنجه گاه می مونه . من به شخصه جهنم رو به برزخ ترجیح میدم ! پس پیش بسوی جهنم !

*************************************

نکته ی اخلاقی فیلم American Beauty : اگه از کسی خوشت اومد و اون جواب رد داد ، بکشش !

*************************************

طی سال ها تحقیق و آزمایش به این نتیجه رسیدم که رشد موهای سر و بدن با هورمون تستسترون به شدت در ارتباطه . هرکس بدنش پرموتره این هورمون هم تو خونش بیشتره. واسه همینه که پسرای غربی اینقدر کم مو و خوشگلن ! چون تستسرون خونشون پایینه در نتیجه مو درنمیارن و باز هم در نتیجه ی کمبود این هورمون ، خوشگل میشن !

*************************************

اما در آخر سوال این پست رو مطرح می کنم.

چه کلمه ای بیش از سایر کلمات در مطالب سایت استفاده شده ؟

خب با این پست زیاد حال نکردم ولی خیلی چیزا بود که می خواستم بگم اما گذاشتم واسه پست های بعدی. فعلا تا درودی دیگه بدرودم و بدرودش !

پی نوشت : یک بار دیگه یادآوری می کنم که آستیناتون رو تا آرنجتون بکشین بالا و بیاین بیرون ! چرا التفات نمی کنین آخه ؟

دوشنبه, ۱۷ فروردین ۱۳۸۸

معرفی چند فیلم اسکاری

نوشته شده توسط حامد 279 نمایش

سلام بر تو مطبوع ! اون که تیشه به ساقه ام می زنه نگاته ، اون که ازم دور میکنه نگاتو اون پاهاته ، گوشم به زیر خاکت منتظره صداته ، جسم و تنم فداته ، روح و دلم به راته ، تمشکه آخ لباته ، خوشحالیم از تی تابه ، خورشید چه بد می تابه ، شهر شما دهاته ، کلی بگم معبود من خداته !!

خب بازدید کننده های خوشگل بابا ! از اون پشت مشتا به من با ایما و اشاره گفتن که تو جنس مخالفت رو توی نوشته ها محسوب نمی کنی و خب من میخوام برای اولین بار و آخرین بار کمی حساب کنم ! بگذریم و بریم که سخن دوست از دور خوشتر است !

توی این پست یه چند تا فیلم هالیوودی خوشگل واستون معرفی می کنم که برید و تهیه اش کنید و نگاه کنید و حال کنید و منو هم دعا کنین. راستی فکر کردین چون دیر به دیر آپدیت می کنم رفتم مسافرت ؟ نخیر ، من تا همه ی شما رو تو مسافرت نکنم ، جایی نمیرم ! دیگه اطاله ی سخن نکنیم و بریم سروقت فیلیما !

۱- The Departed : خب این فیلم جایزه ی اسکار بهترین فیلم رو در سال ۲۰۰۷ بدست آورده . تقریبن میشه گفت از این فیلمای مافیاییه با یه موضوع جدید. این مارتین همیشه فیلمای قشنگی می سازه الهی مامانش واسش بمیره ! دی کاپریو هم که بی خیال کیت وینسلت نمیشه و هرچند وقت یه بار باید یه حالی به این خانم بده ! حالا خوبه تو فیلم مسیر انقلابی ، شوهر کیت وینسلت کارگردان بوده وگرنه باید منتظر یه ریدره( the reader) دیگه می بودیم ! (البته دست سام مندز- شوهر کیت وینسلت – تو کارای خیر هم هست ! فیلم زیبایی آمریکایی ایشون رو ببینین !) مت دیمون هم بعد از دپارتد تو فیلم چوپان خوب یه حال اساسی از آنجلینا جولی گرفت ! جک نیکلسونم که پیره ! مارک والبرگ هم نقش هویج عصبانی رو تو این فیلم ایفا می کنه ! اصلا کی اینو بازیگر کرده ؟ نه تو هپنینگ و نه تو مکس پین دو زار خوب بازی نکرد . کلا پیشنهاد می کنم این فیلم رو ببینین چون من میگم که قشنگه !

۲-  ۲۱Grams . نااومی واتس و بنیسیو دل تورو هم به ترتیب نامزد دریافت جایزه ی بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد اسکار ۲۰۰۴ شدن. این فیلم هم داستان جالبی داشت و با یه حالت پازل گونه ساخته شده بود. این یکی از فیلمای سه گانه ی معمایی اون یارو کارگردان مکزیکی اس که اسمش سخته ! اما من قبل از دیدن فیلم داستانشو تو اینترنت خوندم و دیگه بی مزه شد ! واسه همین دیگه داستانه فیلما رو قبل از دانلود نمی خونم ! من تا قبل از این از شون پت ! متنفر بودم و با دیدن فیلم از نااومی واتس هم متنفر شدم. اما گویا تو اسکار مرسومه که هرکی تو فیلمش لخت نشه ، نامزد اسکار هم نمیشه ! اون مرتیکه پورتوریکویی هم که اسمش رو آوردم به تازگی تو فیلمه چه نقش چگوارا رو بازی کرده و تو فیلم سین سیتی هم یه نقشکی داشته و همچنین بخاطر فیلم ترافیک اسپیلبرگ جایزه ی اسکار برده. در کل فیلم جالبیه فقط یه مقداری صحنه های نادیتیش زیاده و همچنین نظر منو نسبت به نااومی واتس که فیلمای حلقه و کینک کونگش از تلویزیون پخش شده  عوض کرد ! شون پن هم که امسال اسکار گرفت ولی کوفتش باشه ! قبلن هم بخاطر رودخونه ی مرموزه کلینت ایستوود ، اسکار برده بود که اونم کوفتش باشه !

نااومی واتس هرزه ی پیر !

۳- Crash . برنده ی اسکار ۲۰۰۶ . دیگه واسه این فیلم آمارم نمیاد ولی موضوع اصلیش تبعیض نژادیه و ایرانی ها هم قربانی این تبعیضن قربونشون برم ! ولی تو که شبیه اروپاییایی ! (با شما نبودم !) این فیلم هم تلویزیون با ترجمه ی تصادف از سینما یک پخش کرده و بازم فیلم صحنه های برهنگی داره . یکی از بهترین فیلماییه که دیدم ولی ای کاش هی تیکه تیکه نمی زدم جلو !

۴- Changeling  . آنجلینا جولی بخاطر این فیلم نامزد دریافت جایزه ی بهترین بازیگر زن نقش اول اسکار امسال شد. این کلینت ایستوود اینقدر فیلمای تپل می سازه ، کم نمیاره ؟ امسال گرن تورینو رو هم رو پرده داشت (یعنی پارسال) و فروش نسبتا خوبی هم کرد. انتخاب عنوان فیلم هم خیلی جالب و با مسماس. فقط این زیرنویسش خیلی تخیلی بود باید پای مونیتور جون می دادی تا بفهمی منظورش چیه طرف ! میگم این جولی نمیتونه تو یه فیلم جلو برو بچ پشت صحنه لخت نشه ها ! راستی جیا رو دیدین آیا ؟

آنجلینا جولی هرزه ی پیر !

۵- The Dark Knight . اینو پس فردا تلویزیون نشون میده. امسال دو تا جایزه ی اسکار برد یکی هیث لجر و یکی هم بهترین تدوین صدا . پرفروش ترین فیلم سال و چهارمین فیلم پرفروش دنیا بود و شاید یکی از دلایل موفقیت دور از انتظارش مرگ همون بابا بود که دو سال قبل بخاطر فیلم کوهستان بروکبک نامزد اسکار شده بود. کریستین بیل که همون بت من بود هم تقریبا واستون آشناس. تلویزیون فیلمای بت من آغاز می کند و هویت رو ازش پخش کرده بود که اتفاقا جفتشون هم نولان کارگردانی کرده. کریستوفر نولان هم که دهنش بو شیر میده ! به هرحال شوالیه ی تاریکی فیلم فوق العاده اییه که من خودم به شخصه سه بار دیدمش. البته دو بارش تیکه تیکه بود ! فکر نمی کنم صدا سیما زیاد گند زده باشه بهش چون زیاد مورد خاصی نداشت جز یکی دو تا فرنچ کیس ! حتمن پس فردا ببینینش اگه ندیدین .

دیگه خسته شدم ادامشون در سری های بعد ! شاید فیلمای ایرانی هم آدم حساب کردم مثل بانوان که تو این پست خیر سرم خواستم یه ذره محسوبشون بدارم که متاسفانه نشد ، ان شاء الله در پست های بعد ! دیگه خدانگهدارتان باد !

پی نوشت : مگه نگفتم آستیناتونو بزنین بالا بیاین بیرون ؟ هان ؟ بیام بیرون یا دانشگاه باید همه آستیناشونو زده باشن بالا ! فهمیدین ؟ تا هم نمی کنین و می کشین تا بیاد بالا ! اه !

جمعه, ۷ فروردین ۱۳۸۸