یه پسر خیلی عاشق ! (قسمت اول)

نوشته شده توسط حامد 246 نمایش

سلامم بر تو قاری ! چه می کنی با این روزهای جذاب بارونی ؟ حال ؟ خب بکن بکن !

این پست اومدم تا دومین داستانمو تو سایت بنگارم. البته شاید نشه لفظ داستان رو بهش اطلاق کرد ولی به هرحال ما میگیم داستان ! خب بریم ! راستی حتمن داستان یه پسر خیلی مثبت رو هم بخونین !

آقا یه پسری بوده که خیلی مثبت بوده و موهاشو یه وری میداده و یه عینک ته لیوانی ام می زده به چشمش و از وقتی که یادم میاد و یادش میاد درس می خونده . برای اینکه بیشتر با این بنده خدا احساس قرابت کنین ، می گیریمش دانشجو ! ( یعنی فرض می کنیم دانشجو باشه !) آره ، یَک قیافه ی چپر زینداری هم داشته که سگ نزاد ! خرخون دانشگاه بودا اما هرکی میومد یه سوال ازش بپرسه یه دفعه خودشو می گرفت و از جواب دادن طفره می رفت . کلا آدم یبس و نچسبی بود و در زندگانیش هیچ وقت اول سلام نکرده بود . اینقدرم که ادعا داشت فیل نداشت . به قول بچه های بی ادب ، یه هیکل داشت که همش پره گوز بود ! ببخشیدا !

اما زد و نمی دونم خواب نما شد چی شد که چشمش یکی رو گرفت ! حالا بگو کی ؟ نه بگو ! تعارف نکن ! آره همون دختری که شصت هفتاد نفر دنبالش بودن ولی به کسی پا نمی داد و به قول امروزیا غایته داف بود . خلاصه این پسره اینقدر تریپ مثبت و مأخوذ به حیا ، اون اینقدر پررو و تو دل برو و خوشگل ! به خودشم زیاد می رسید . این پسره یه مدت نشست و درباره این دختره بحث راه انداخت بین دوستاش. دوست که نه ، همکلاسیاش. آمارشو درآورد و فهمید که دست رو خوب کیسی گذاشته ولی عمرن اگه بتونه به طرف سلام بده ، چه برسه به حرف و صحبت و لاو و عشق و از این چرت و پرتا .

قلب تیر خورده !

حالا بدبختی کسی هم نبود باهاش مشورت کنه پس مجبور شد یه مدتی بی خیال قضیه بشه ، اما باز تا چشمش به طرف میوفتاد می رفت تو فاز . دید اینجوری نمیشه بالاخره باید یه فعالیتی یه حرکتی بکنه. یه عمویی داشت خزی که وقتی می دیدیش کرک و پشمات می ریخت. با سیبیلاش کف خیابونو جارو می کرد ، سوپورای محل شبا دعاش می کردن. مو داشت فرفری و وز وزی به رودگولیت گفته بود زکی . شلوار می پوشید شصت پیله ای تو مایه های کردی و میومد سر کوچه وایمیستاد تسبیح می چرخوند. ولی آدم بامرامی بود و روی کسی رو زمین نمینداخت. تا رفیقاش می گفتن بیا بریم خفت کنیم ، رد نمی کرد . آدم پایی هم بود. اگه کسی سیگاری حشیشی هروئینی کراکی چیزی بهش تعارف می کرد ، دستشو رد نمی کرد. سی سالش هم شده بود ولی هنوز عذب مونده بود.

خلاصه پسره ی قصه ما از بچگی با این عموش خیلی رله بود و یه رابطه هایی هم با هم داشتن ! ( آخ قربون فکر منحرفت !) رفت پیش عموئه و داستانو واسش تعریف کرد. کلی هم زار زد و گریه کرد . آخرش عموش گفت : گوش بگیر پسر ! اگه به این گوفته ی من عمل کونی ، خیالت از رسیدن به ضعیفه هه تخته تخت باشه . تا منو داری غمت نباشه . بعد پسره گفت : خب چی کنم ؟ عموهه گفت : باید پله پله بری جلو. اول برو یه جزوه بیگیر. میتونی؟ پسره گفت : عمو چرا چرت میگی ؟ من شاگرد اول دانشگام ، اون درسش افتضاس ، برم ازش جزوه بگیرم ؟ عموش گفت : من چرت میگم؟ مادر……………………. . (خیلی فحشای بدی داد نمی تونم بگم !) بعدش گفت : یه جلسه نرو سرکلاس . بعدش میتونی ازش جزوه بگیری. پسره گفت : آخه بدبختی جزوه ام نمینویسه . عمو گفتش : ای تف به این شانست ، پس اونم مثل من گشاده ! به هم میایم ! خب پس برو ازش بپرس استاد چی کرده اون ساعت . پسره گفت : آخه این همه آدم ، تابلوئه برم از اون بپرسم ! عموش گفت : دیگه نه نیار تو کار شگول نداره ! برو ببینم چی می کنیا ، اگه حرف نزدی دیگه پیش من نیا .

خب پسرک طبق سخنان گوهربار عموش عمل کرد و لحظه ی موعود رسید…

پسر : ببخشید خانم فلان… ببخشید !

دختره : بله ؟ (با مهربونی گفت !)

پسر : ببخشید من هفته ی پیش نیومدم سر کلاس ، استاد چیکار کرد ؟

دختره : نمی دونم ، چون منم نیومدم !

پسره : خیلی تشکر ! خداحافظ شما !

بعد دوباره رفت پیش عموش. عموش با صدایی رسا و بلند گفت : ریییییییییییییییییییییییییدی ! دیگه من نمی دونم ، خودت برو هر غلطی دوست داری بکن ! آخ دلم واسه پسره کباب شد ! رفت چاووشی گوش داد ، نشد ، رفت رضا صادقی گوش داد ، نشد ، دیگه گفت نمیشه باید خودم دست به کار بشم.

چون پست طولانی شد ، ادامه اش تو قسمت های آینده ! راستی اینم بگم که اول می خواستم داستان خارج از محیط دانشگاه باشه اما بعدش گفتم دوستان اینطوری بیشتر می پسندن و کلا جریانش رو تغییر دادم . ضمنا برخلاف تمام داستانایی که تو عمرم به تحریر درآوردم ، آخر این داستانو از قبل تعریف کردم و پیشنهاد می کنم حتمن مطالب سایت رو دنبال کنین ! اگه هم تازه با سایت آشنا شدین یه سری به آرشیو بزنین ، چیزای جالبی توشون هست ! یه خواهشی هم که ازتون دارم اینه که نظر بدین ! با هر نظر شما من به عرش کبریا می رسم ! حالا اگه با بنده کاری نیست ، بدرودتون !

لینک قسمت دوم

چهارشنبه, ۲۶ فروردین ۱۳۸۸

دیدگاه منفی درباره فیلم راز (قانون جاذبه) ۲

نوشته شده توسط مهرداد 452 نمایش

لینک قسمت اول

بررسی در محوریت خود فیلم

راز،محصول ۲۰۰۶،کارگردان دره هریوت،

فیلم فوق به خاطر جنبه ی مستند وارش تحت سلطه ی هیچ سبک کاری و ژانری قرار نمیگیرد و نمیتوان آنها را از لحاظ تکنیکهای فیلم شناسی مثل:

مقدمه چینی،گره چینی،گره گشایی،لحظه ی اوج اول،لحظه ی کوتاه اوج دوم و فینال تقسیم بندی و تحلیل کرد.

مهمترین کار کارگردان این فیلم،کمک به تدوین و انسجام بخشیدن به جلوه های فنی و بصری فیلم است.

دره هریوت با استفاده از موسیقی متن بسیار به جا و تدوین تودرتو و استعاری و موازی و با ایجاد حسی شبیه به حس دژاوو در فرد ؛بیننده را تحت تاثیر مطالب گفته شده قرار داد و میخ محکمی روی گفته های متخصصان فیلم زده است.

در اینجا به تعدادی از دلالیل مقبولیت این فیلم یا به طور گسترده تر این تفکر در میان عامه ی مردم میپردازم.

اول:

یکی از بزرگترین دلیل مقبولیت عام این فیلم این است که اکثریت غریب به یقین مردم در پی یافتن سریعترین،آسانترین و راحتترین ،تاکید میکنم راحت ترین راه برای رسیدن به آرزوهای خود هستند.

برای اثبات این گفتار یک مثال میزنم.

اگر یک شخص چاق داشته باشیم و سه نوع رژیم غذایی ،شخص چاق رژیمی را انتخاب میکند که راحت تر است نه رژیمی را که بهتر است،برای مثال اگر پزشک سه نوع رژیم را به بیمار تجویز کند که در یکی از آنها بیمار با خوردن فقط یک قرص لاغر میشود،به احتمال زیاد بیمار آن را انتخاب میکند چونکه راه آسانتری است.

دوم:انسان موجودی است بینهایت و بسی خیالاتی و به زبون خودمون جو گیر،تعداد بالای فیلمها،داستانها ،موسیقی ها و حرکات و اتفاقات  متناسب با این سیاق در طول شبانه روز اثبات این مدعا و نشان دهنده ی تخیل دوستی و تخیل پذیری بالای انسانهاست.

حال فرض میکنیم فیلمی به اسم مستند و با موضوع تخیل و تفکر به طرزی ماهرانه که قبلا درباره ی آن صحبت شده ،پخش شود،این موضوع مردم را به دلخواه و نه به اکراه به طرف قبول فرایض گفته شده در فیلم سوق میدهد.

سوم: غالب مردم دنیا که این فیلم را دیده اند خود را موفق میدانند و دیدن  این فیلم خود به خود آنها را به قبول مطالب گفته شده در فیلم سوق میدهد.

چهارم:اکثر مردم هیچ آغوشی را گرمتر از تفکر مثبت خود و رفتن داخل رویا پیدا نمیکند.

مردم غرق رویا میشوند و تا مدتها داخل آن میمانند،آنان تا ساعتها در ذهن خود به بررسی بهترین راه حل برای خرج پولهای خیالی خود میپردازند و یا به چگونگی استفاده ی نعمتهای خیالی که فقط در ذهنشان است فکر میکنند،و این موضوع برای ان دسته از مردم که به این شکل هستند خوشایند است و به همین دلیل آنرا بهتر از بقیه قبول میکنند.

حال پس ار بررسی  نکته ای غیر قابل اغماض است..

هیچ انسانی با استفاده کردن از قانون جذب دچار خسران نمیشود ،مگر آنکه بیش از حد در آن غرق شود و از دیدن حقیقت باز ماند و یا از دیدن حقیقت ترس داشته باشد.

تفکر مثبت و مثبت اندیشی بهترین راه مبارزه با انواع بیماری های روانی است،هم اکنون در بسیاری از بیمارستانهای روانی قبل از داروهای شیمیایی به رویکردی هچون تفکر مثبت روی میاورند،فیلم راز بازتاب بسیار گسترده ای بین بیماران افسرده داشته است، به طوری که این فیلم به صورت گسترده در بیمارستانهای روانی کشورهای مختلف دنیا اکران شده است.

نظر خود دره هریوت درباره ی فیلم خود:ما فقط نیروی محرکه اولیه را به بیننده میدهیم و بقیه به  تلاش پذیری بیننده ربط پیدا میکند،اگر تلاش پذیرباشند به آن میرسند و در غیر اینصورت نه!!!!!

همه ی انسانها میتوانند از این قانون استفاده کنند و احساس خوب را در خود گسترش دهند،اما از این مطمئن باشند که این فکر حتما تبدیل به جسم نمیشود.

تصویری از فیلم راز

نویسنده :مهرداد امینی

مشاور روانپزشک:دکتر حمید رضا صادقپور

www.ngdir.ir

www.thesecret.mihanblog.com

شنبه, ۲۲ فروردین ۱۳۸۸

دیدگاه منفی درباره ی فیلم راز (قانون جاذبه)

نوشته شده توسط مهرداد 21,159 نمایش

دیدگاه منفی درباره ی فیلم راز و قانون جاذبه:

تذکر:در تمامی سایتها اعم از فارسی و انگلیسی فقط میتوانید در مدح این فیلم و قانون مطلب بخوانید

اما در اینجا نقدی ضد این فیلم و قانون میخوانید.

تذکر ۲:تمامی مطالب گفته شده درین نقد ،فقط و فقط نظر نویسنده است و نویسنده هیچ گونه مسئولیتی را در رابطه  با صدق یا کذب بودن آن نمیپذیرد.

راز

به نام خدا

آن راز دفن شده بود،آن راز مورد طمع قرار گرفته شده بود؛آن راز ممنوع شده بود

این گفته های ابتدایی فیلم راز است،جایی که در آن بیننده تا سر حد جنون به دنبال فهمیدن اصل موضوع و راز ممنوع شده است.

راز؟؟؟!!!!

واقعا راز چیست؟

این راز همان قانون جاذبه است،شما میتوانید با استفاده از این قانون ثروتمند شوید،میتوانید شغل و زوج دلخواه خود را بدست بیاورید و از جذب آنچه که نمیخواهید جلوگیری به عمل میاید.

طبق این قانون ذهن انسانی که از این قانون بهره میبرد در دنیا مشابه ی ذهن خود را به توسط کائنات دریافت میکند؛

چه خوب،چه بد،چه مثبت و چه منفی.

حال میخواهم به قسمت ” مشابه ی ذهن خود را به توسط کائنات دریافت میکند” بپردازم.

مکان :بم ، سال ۱۳۸۲، زمان : صبح ،زمین لرزه ای به قدرت ۶.۵ ریشتر در مقیاس امواج درونی زمین،تعداد کشته ها:۴۰۰۰۰،تعداد زخمی ها:۱۴۸۰۰،تعداد بی خانمانها:۱۰۰۰۰۰،.

زلزله ی بم

و اما چه ربطی بین این دو موضوع وجود دارد ؟

برای جواب این سوال به تشریح آن و تناسب این میان نسبت به قانون جذب ( راز) میپردازم.

با توجه به قانون جذب تمام افراد شهر باید تفکر منفی داشته باشند که باعث زمین لرزه شده است.این در حالی است که هیچ یک از افراد از این حادثه خبر نداشته اند،وگرنه میتوانستند از این حادثه جان سالم به در برده باشند.اگر به فکر زلزله بوده باشند ،باید با کسب آمادگی جان سالم به در برده باشند و اگر به فکر زلزله نبوده اند پس زلزله ای نباید رخ میداده.

و یا افرادی که در مرکز زلزله نگاری کار میکنند میتوانند ادعا کنند که تفکرات آنان باعث وقوع زمین لرزه شده است،چونکه آنان هر روز با این واژه و این تفکر چه به صورت مثبت و چه به صورت منفی سرو کار داشته اند،و یا با همین منطق اعلام کنند که علت اینکه هر روز روی زمین زلزله میاید این است که ما به زلزله فکر میکنیم و تمامی تحقیقات و زمان خود را به این موضوع اختصاص داده ایم.

( هر روز بالای نه هزار زلزله در کره ی زمین رخ میدهد که به خاطر محدوده ی ضعیف ۴۰۰ تا ۷۰۰ پیکو متری شنوایی انسان ،هیچ انسانی قادر به درک آن نیست)

این موضوع را به طور گسترده تر اینطور میتوان بیان کرد که هیچ گونه حادثه ای روی زمین نباید اتفاق بیفتد ،چونکه هیچ کس در مورد خود و اطرافیان خود در همچین تفکراتی نیست،این در حالی است که هر سال ،هر روز،هر ساعت،هر دقیقه و هر ثانیه در گوشه ای از جهان حادثه ای در حال رخ دادن  است،از افتادن توپ از دست دروازه بان تیم چلسی در هنگام به پرواز درآمدن برای گرفتن توپ تا افتادن هواپیمای مسافربری ترکیه در کشور هلند.

مثالی دیگر:

به علت سهمیه بندی نامطلوب و  ناهمسان امکانات نسبت به افراد در هر جامعه،همیشه تعداد نامحدودی امکان از قبیل تحصیل ،کار،ازدواج، و حتی تفریح مناسب وجود دارد.

طبق قانون جذب که قبلتر به تشریح کلیات و حواشی آن پرداختم،تفکر مثبت باعث به دست آمدن امکانات مثل کار ،تحصیل و سایر امکانات رفاهی میشود.

هم اکنون میخواهیم از زاویه ی دیگری ( زاویه ی منفی) به این موضوع مینگریم.

کسی که به دنبال بدست آوردن سهمیه موجود در طبیعت است،به جای تلاش  و حتی تفکر مثبت میتواند با تفکر منفی و فقط تفکر منفی در رابطه با اعضای دیگر جامعه ۲ کار بزرگ را انجام دهد.

۱- افراد دیگر جامعه را از بدست آوردن سهمیه منع کند

۲- زمینه بدست آوردن سهمیه را برای خود مهیا کند

و این موضوع با تفکر مثبت و مقدار انرژی این دو تفکر ( مثبت و منفی) و  قانون جذب در تضاد کامل است.

طبق قانون راز ،یا همان جاذبه هر فکر یک فرکانس و طول موج دارد و ذهن انسان مجموعه ای از اطلاعات را به صورت پیوسته و گسسته به کائنات میفرستد،و چه بهتر که این تفکر مثبت باشد(احساس خوب)،چونکه به صورت مثبت جواب بازگرداننده خواهد شد.(توسط کائناتت).

و اما جواب:

در درون مغز انسان میتوان  یون مثبت و منفی به وفور پیدا کرد،فیزیک میگوید در جایی که یون مثبت و منفی وجود داشته باشد میتوان میدان مغناطیسی پیدا کرد و میدان مغناطیسی هم به طور پیوسته و گسسته تولید فرکانس میکند و طول موج مختلف میکند و دلیلی منطقی برای این موضوع وجود ندارد که مغز انسان پیوسته در حال مبادله ی اطلاعات با کائنات باشد،چه برسد به قانون سه مرحله ایه قانون جاذبه.

کتاب راز

طبق قانون جاذبه افکار در سه مرحله تبدیل به اجسام میشوند.تاکید میکنم افکار تبدیل به اجسام میشوند.

Ask      مرحله ی اول (یعنی درخواست از کائنات)

Answer مرحله ی دوم(یعنی پاسخ کائنات به بشر)

Resave مرحله ی سوم (یعنی دریافت جسم به توسط بشر)

پس ما برای رسیدن به آرزوها خود باید سه مرحله را پشت سر بگذاریم

ما باید از کائنات درخواست کنیم

منتظر جواب کائنات شویم

و در مرحله ی آخر آرزوی خود را دریافت کنیم.

حال سوالی پیش میاید که کائنات چیست؟

واقعا کائنات چیست؟آیا کائنات قادر به پاسخگویی به ما هستند؟

مگر نه اینکه تمامی انسانها در پی به دست اوردن ثروت،قدرت و مکنت هستند؟

در کجای کائنات به جز کره ی زمین  و بین انسانها میتوان  پول،قدرت و مکنت به معنای گسترده ی آن پیدا کرد؟

تمامی چیزهایی که یک انسان در در طول زندگی در پی رسیدن به آن است،فقط و فقط بین انسانهاست و در کائنات وجود خارجی ندارد.

آیا پول در کائنات وجود دارد؟

آیا حلقه ی سوم راه شیری به دنبال به دست آوردن ثروت بیشتری نسبت به حلقه ی چهارم است؟

آیا سیاره ی مریخ به دنبال به دست آوردن قدرت است؟

یا اینکه اتمسفر جو مشتری به دنبال بدست آوردن مکنت؟

پس کائنات نمیتوانند در این زمینه به انسان کمک کنند و در سه مرحله فکر را تبدیل به جسم کنند و جهان هیچ پاسخی به انسان نمیدهد.

دقیقا مثل این میماند که موجودیه حساب شما صفر باشد و شما چک ۱۰۰ میلیون تومانی بکشید.هیچ امکانی برای پاس شدن چک شما وجود ندارد.

در جایی دیگر از قانون جاذبه یا راز گفته میشود که احساس خوب و تفکر مثبت و تفکر منفی و احساش میتواند  در آینده ی خود فرد تاثیر بگذارد و آینده ی فرد  را عوض کند.

آیا تفکری به نام تفکر خوب و بد وجود دارد؟

برای جواب این سوال سوال دیگری را مطرح میکنم.

به نظر شما که یک ایرانی هستید،نادر شاه افشار چگونه آدمی بوده است؟

جواب شما مسلم است،شما به خاطر اینکه یک ایرانی هستید میگویید که نادر شاه افشار به خاطر کشور گشایی و بدست آوردن غنیمت های جنگی و  ایجاد کشوری امن و لشگری قوی ،انسانی با درایت است؛او به هند حمله کرد و الماسهای آنجا را برای ما به غنیمت آورد.

حال از فردی در کشور هند سوال خود را تکرار میکنم.

به نظر شما که یک هندی هستید نادر شاه افشار چگونه انسانی است؟

جواب شخص هندی هم مسلم است،او به خاطر اینکه یک هندی است میگوید:

نادر شاه افشار شخصی خون خوار است ،او به هند حمله کرد و پس از به خاک و خون کشیدن مردم هند،الماسها و ثروتهای ما را به تاراج برد.

نادر شاه یک نفر بوده و یک کار را انجام داده،حال یک نفر با دیده ی منفی به وی نگاه میکند و شخصی دیگر به دیده ی مثبت.

هم اکنون تعداد زیادی از مردم جهان با حجاب خانمها موافق و بسیاری هم موافق نیستند ،این در صورتی است که موضوع حجاب ،موضوعی است واحد.

پس میتوان نتیجه گرفت که تفکر مثبت و منفی چیزی است قراردادی و هر انسان نسبت به اقتضای خود از آن بهره میبرد،موضوعی که از نظر یکی مثبت است از نظر شخص دیگر شاید منفی باشد و کائنات یا هر چیز دیگری که اسم آن را میگذارید از درک آن عاجز است.

ادامه مطلب …

پنجشنبه, ۲۰ فروردین ۱۳۸۸

نکته نکته و باز هم !

نوشته شده توسط حامد 99 نمایش

سلام عزیزانکم ! خب یه ده روزی اینجا رو آپدیت نکردم چون انگیزه نداشتم و به هرحال توی تعطیلات بازدید کننده ها کمتر میشن و کلا آپدیت کردن سایت توی تعطیلات با اهداف متعالی من فاصله داره. بگذریم. می دونین ، مایلم  سایت از این حالت فان خارج بشه و یه ذره هم به تخصص رو بیارم ولی از ته قلب این کارو دوست ندارم. اما این پست. تو این پست از تمام چیزایی که ذهنمو مشغول کرده می نویسم و چون خیلی به هم ارتباط ندارن ممکنه شما گیج بشین. به هرشکل سعی می کنم که به یه نحوی به هم ربطشون بدم !

**************************************

تو برنامه ی نود هفته ی پیش ، بعد از اینکه فردوسی پور گفت سه میلیون نفر به برنامه پیامک زدن ، چراغپور در گوش حاج رضایی گفت : « اینا خالی می بندن ، نیگا کن ۷۳۰ هزارتاش باطله بوده !» حالا شاید بپرسین که من چطوری شنیدم ؟ خب میکروفونشون روشن بود و بالطبع همه شنیدن !

*************************************

تو همون برنامه نود وقتی آیتم دعوای بازیکنا با اون یارو خبرنگاره پخش شد ، یه جا رو یه لفظ رکیکی یادشون رفت بوق بزنن و چون من با کامپیوتر و هدفون داشتم می دیدم بوضوح شنیدم ! خواستم به نوعی به کلمه اشاره کنم که دیگه دیدم خیلی بده و خب منم که خیلی خوبم و متواضع و مأخوذ به حیا و حتی یه گناه هم در زندگانی مرتکب نشدم !

*************************************

این دوربین مخفی که تلویزیون نشون می داد بیشتر تو مناطق شمالی تهران ضبط شده بود. خب مردم اونجا یه مقداری آرامششون بیشتره و میشه باهاشون از این شوخیا کرد ولی اگه میومدن پایین تر و مثلن خیابون انقلاب و کریمخان و کریمخان زند و خیابون کریمخان ، قطعا سیل فحشی بود که نثارشون می شد به هر حال مردم اونجا عصبی ان و اگه میومدن پایین تر ، حتمن بازیگرشون سیر کتک می خورد. مردم اونجا اصلن با این نوع شوخیا حال نمی کنن !

*************************************

معمولا هفته ای یکبار و به مدت چند ثانیه از پسر بودن خودم پشیمون میشم ! در باقی لحظه ها خدا رو شکر می کنم که دختر نشدم !

*************************************

بدترین حالت ممکن تو زندگی اینه که تو برزخ باشی. برزخ مثل شکنجه گاه می مونه . من به شخصه جهنم رو به برزخ ترجیح میدم ! پس پیش بسوی جهنم !

*************************************

نکته ی اخلاقی فیلم American Beauty : اگه از کسی خوشت اومد و اون جواب رد داد ، بکشش !

*************************************

طی سال ها تحقیق و آزمایش به این نتیجه رسیدم که رشد موهای سر و بدن با هورمون تستسترون به شدت در ارتباطه . هرکس بدنش پرموتره این هورمون هم تو خونش بیشتره. واسه همینه که پسرای غربی اینقدر کم مو و خوشگلن ! چون تستسرون خونشون پایینه در نتیجه مو درنمیارن و باز هم در نتیجه ی کمبود این هورمون ، خوشگل میشن !

*************************************

اما در آخر سوال این پست رو مطرح می کنم.

چه کلمه ای بیش از سایر کلمات در مطالب سایت استفاده شده ؟

خب با این پست زیاد حال نکردم ولی خیلی چیزا بود که می خواستم بگم اما گذاشتم واسه پست های بعدی. فعلا تا درودی دیگه بدرودم و بدرودش !

پی نوشت : یک بار دیگه یادآوری می کنم که آستیناتون رو تا آرنجتون بکشین بالا و بیاین بیرون ! چرا التفات نمی کنین آخه ؟

دوشنبه, ۱۷ فروردین ۱۳۸۸

عمو عزت !

نوشته شده توسط حامد 201 نمایش

سلام خوشگل ! تو بس زیبایی و من در کفاتم ، هر دم رد میشوی اندر وفاتم ، به هر سویی روی من در قفاتم ، هر کجا رو بنگری دنبال چشاتم و محو نگاتم و تشنه ی لباتم! (این آخری قافیه نداشت ؟ حقیقت که داشت !) (بی تربیت !)

خب باز اومدم و باز ! حتمن شما خبر دارین که دوستان سپاهی چطور رفیقان آویزونی ما رو دستگیر کردن ! واقعا کمی تعجب برانگیزه که چطور تونستن مدیرای این سایتا رو از کانادا و هند و دوبی بکشن ایران و دستشگیرشون کنن. من توی چند پست قبل یه پیش بینی کرده بودم که برای اولین بار اشتباه از آب دراومد ! گفته بودم که احتمالن سایتا رو هک کردن که نکردن ! اما تلویزیون دوباره شوک رو به راه کرده و این دفعه با مدیرای این سایتا مصاحبه کرده. خب مشکلی نیست اما باید در کنار اینها به فواید اینترنت هم اشاره کنن. خب الان اکثر والدین فکر می کنن که بچه هاشون وقتی در اتاقشون رو قفل می کنن ، میرن تو این سایتا ! یه مقدار باید فرهنگسازی بشه !

به عقیده ی نگارنده ، اکثریت قریب به اتفاق دختر خانوما اصلا از اینگونه تصاویر پ.ورنو و تحریک کننده خوششون نمیاد و وقتی توی یه سایتی یا بلاگی با اینگونه موارد مواجه بشن اون صفحه رو می بندن. پس اگه میگن که این سایتا جوونای مارو به انحراف می کشن ، منظورشون پسرا هستن. البته خب به تبعش وقتی که پسرا چیز بشن خب روی دخترا هم به نوعی تاثیر میذاره دیگه !( خفش کن اون دزدگیره بی صاب مونده رو !) به هرحال خیلی خرسندم از بسته شدن این منابع فساد و وقتی گوشت نباشه دیگه گربه نمیگه بو میده ! هان ؟

نمی دونم شاید من اینطوری حس می کنم که صدا سیما داره صحنه های اسلشر نشون میده ! اولش که غزه بود بعد چهارشنبه سوری تازگیام که جسدای تصادفیا رو نشون میده که مغزشون ترکیده و روده اشون تو دست پلیسه ! یا مثلن بیست و سی نشون میده که یارو داره سوسک سرخ کرده می خوره و یه تعداد سوسک و مگس زنده هم کنار غذاشن بعد زیرش نوشته که امیدواریم سر شام نباشین ! آخه این چه حرفیه ، کی ساعت هشت و نیم شام می خوره ؟!

یه گاف تمیز که هیچکس کشفش نکرده ! تو سریال مرد دو هزار چهره یه جا بابای سحر به مسعود میگه که تو الان میتونی چند ساله خودتو ببندی بعد اون موقع خود سحر روی پات میوفته !

تلویزیون تو عید فیلمای هالیوودی قشنگی رو گلچین کرده اما حیف که به قولی ریدن تو فیلما . مثلن توی هالک سینه های مرده رو سانسور می کنن. یا وقتی که سربازا میرن جلوی زنه رو بگیرن که نره قاطی باقالیا یه دفعه فیلم می پره. یا جاهای نسبتن خشن فیلم یه دفعه برقا میره! آخه شما اون پسره رو نشون میدین که چشمش از حدقه دراومده بعد نمی تونین له شدن یارو رو پخش کنین ؟

من بعضی مواقع با تلویزیون کامپیوترم تی وی رو می بینیم. (بابا تی وی کارت ! اسکای استار !) بعد تلویزیونای معمولی کمی از دو طرف تصویر رو نشون نمیدن. اما این یاروی ما نشون میده ! فیلم مومیایی رو داشتم می دیدم که به یکبارگی دیدم اِ ! این زنه که کنج تصویره چرا پوشش درستی ندارد ؟ و البته بدانید که من هیز نیستم !

اما از حق نگذریم بعد از اومدن مهندس کمی تلویزیون متحول و آزادی عمل بیشتری به فیلمسازا داده شد. به جز اون یه تیکه ی کنفرانس برلین ، بقیه ی اتفاقات باحال تو دوره ی ایشون افتاده ! خب دیگه روده به درازی نمی کنم پس با من درورد و بدرود گویید !

عزت الله ضرغامی

پی نوشت ۱ : نمی دونم چرا بعضی وقتا تلویزیون رو برخی اسما کلید می کنه. مثلن قبلن رو حامد خیلی گیر کرده بود. بیژن امکانیان تو ساعت شنی ، شفیعی جم تو چارخونه ، دانیال حکیمی تو مرگ تدریجی یک رویا و این پسر تخسه تو غیرمحرمانه و … . الانم که رو اسم شیوا گیره . سریال شبکه دو یا یک نمی دونم همونی که یوسف تیموری بازی میکنه ( آهان از اون پشت مشتا اشاره کردن که فیلم ماه عسل شبکه دو ) آره اسم یه دختره شیواس که از شوهرش طلاق گرفته. یه فیلم سینمایی هم یکی دو روز پیش نشون داد که آتنه فقیه نصیری بازی می کرد که اونم اسمش شیوا بود و از شوهرش طلاق گرفته بود. تو این برنامه شوک یارو داشت حرف می زد گفتش که : ما این داستانای س.کسی رو  با بیان شیوا توی سایتا قرار می دادیم که مردم خوششون بیاد ! اینجا چه خبره ؟ ( هان ؟ کی بود منو صدا کرد ؟)

پی نوشت ۲ : دیدین تلویزیون وانتد رو چطوری نشون داد ؟ دیدین چه لباسی تن آنجلینا جولی کرده بودن بر و بچ تدوینچی ؟!

پی نوشت ۳ : جون من به این سوال من جواب بدین ! تنها فیلمی که صدا سیما از لیندزی لوهان پخش کرده چیه ؟ من می دونم ، می خوام ببینم شما هم می دونین ؟ بگید بگید زود بگید !

پی نوشت ۴ : فرزاد حسنی هم که اومد !

بی ربط نوشت! : به نشانه ی اعتراض به نمی دونم چی چی ، آستینای لباساتون رو تا آرنج بکشین بالا و بیاین بیرون ! دقت کنین ! آستیناتون رو تا نکنین ، و بکشید تا بیاد بالا ! تا دم آرنج بسه دیگه بیشتر از اون خوب نیست !

سه شنبه, ۴ فروردین ۱۳۸۸