سؤالات بی جواب

نوشته شده توسط حامد 242 نمایش

سلامم باد بر تو رستگار! نه از اساطیر میگم نه از باستان ، نه از افسانه می خونم نه از داستان ، فقط میگم از تو ، از حقیقت ، از راستان.

بعضی از مسائل هست که مغز آدمی رو دچار مشکل می کنه و اگه بخوای زیاد بهش فکر کنی ، ملنگ میشی. بیشتر این موارد هم مربوط میشه به فلسفه ی خلقت و دلایل و چگونگی اش. اما تو این پست بصورت کلی به برخی از این مسائل می پردازم.

یک سوال اساسی که واسم بوجود اومده اینه که آیا ما بخاطر داشتن دست و پا و کلا اعضای سالم باید خدا رو شکر کنیم؟ آیا این حق ما نیست که مثلن دست داشته باشیم؟ آیا اون کسی که کوره ، از حق خودش محروم نشده؟ خب مسلما جواب مثبته. پس میشه به این نتیجه رسید که نباید خدا رو شکر کرد چون که تمام چیزایی که داریم حق ما بوده و اگر هم از چیزی محروم شدیم ، به حق خودمون نرسیدیم. خب به هرحال من جواب قانع کننده ای واسه این سوالا پیدا نکردم. اما میشه به یه تعداد نکات اشاره کرد . یکی اینکه می شد بر اثر حادثه ای ، نعمتی که ازش استفاده می کردیم رو از دست بدیم. حالا عضو بدن باشه ، اطرافیان باشن ، مادیات باشه و اینا.(عشق آدمم می تونه باشه!) خب پس می شده ، ولی نشده و ما هنوز داریم از اونا بهره مند میشیم. اصلا ممکنه از بدو تولد برخی امکانات رو دارا نباشیم. به هرحال باید از خدا تشکرکرد که این نعمات رو از ما نگرفته و اگر هم مشکلاتی هست ، احتمالن در آینده جبران خواهد شد.

یه مسئله ی دیگه که ذهن منو مشغول کرده ، هدف آفرینش انسان و دنیاس. قبلا هم اینو گفته بودم. یعنی نعوذ بالله خدا حوصله اش سر رفته ، خواسته با خلقت آدما سرگرم بشه؟ قطعا اینطور نیست اما جوابی هم برای این پرسش پیدا نکردم.

اما قست بعد. خب به یقین خدا خودش علم رو بوجود آورده و تقریبا مثل نوشتن یه کامپایلر می مونه! حالا سوال اینجاس که آیا نمی شده علوم رو ساده تر خلق کنه ، تا بشر راحت تر بر اون احاطه پیدا کنه؟ یا اینکه نمی شده طوری این دانش ها رو طراحی کنه که آدما راحت تر زندگی کنن؟ اصلا فکر کردن درباره این مسائل سخته ، چه برسه به نوشتنش! نمی تونم بیشتر از این توضیح بدم ، ازم برنمیاد.

اما درباره ی مورد اول. بعضیا هستن که میگن آقا ، ما نماز نمی خونیم ولی با خدا هماهنگ کردیم! یا میگن اگه مسلمون بودن به حسین حسین کردنه ، ما اصلا خدا رو قبول نداریم! بابا تو چیکار به بقیه داری ، برو خودتو درست کن. خواستم یه چیزی بگم یکی از دوستان توی یاهو پیغام داد ، منم جوابشو دادم بعد یادم رفت چی می خواستم بگم! فعلا تا پست های جالب بعدی خداحافظتون و نگهدارم و یارش!(یار کی؟)

پی نوشت ۱ : خبرش بهم رسیده که تو ماه رمضون بطری دستت بوده! شیطون! موش بخوردتم!

پی نوشت ۲ : این سایت بالاترین هم شده پایگاهی واسه پاد خدا ها . واقعا متاسفم که یه سایت با این ایده خوب به این روز افتاده.

پنجشنبه, ۸ اسفند ۱۳۸۷ ۸:۳۰ ب.ظ
  • ترلان
    اسفند ۱۷م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۵۸ | #1

    سلام در جواب این سوالات باید بگم که فکر می کنم خدا احساس کمبود تملق میکرده واسه همین ما رو آفریده تا بش آفرین بگیم که یه همچین چیزایی آفریده…
    راستی من یه سوال دارم: مگه ما با تکیه بر برهان علیت نمیگیم که این جهان یه آفریننده ای داره و اون هم خداست؟ پس باید با توجه به همین برهان بگیم که خدا هم یه آفریننده ای داره؟؟؟
    —————————————————————–
    حامد : در مورد موضوع اول باید بگم که حرفتون درست نیست ، چون شناختی از خدا نداریم نمی تونیم علتو مشخص کنیم.
    در مورد سوالتون هم من از جواب دادنش عاجزم. باید اهل فنش بیان جواب بدن.
    ضمنا ازکامنتتون هم ممنون.

    [پاسخ]

  • شهریور ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۲۹ | #2

    سلام
    تجربه که ثابت کرده شما به ندرت قانع میشین!ولی به نظرم بایدحداقل زکات این ۱۰ واحد معارفی که پاس کردم رو بدم!!

    سوال: آیا این حق ما نیست که مثلن دست داشته باشیم؟ آیا اون کسی که کوره ، از حق خودش محروم نشده؟
    مطمئنا” نه!ما که از خدا طلب نداریم!هرچی که خدا داده از روی لطف و احسانش بوده,غیر از اینه؟!…ولی حالا ممکنه یکی یه چیزی رو از دست بده…قطئنا” خدا هیچ وقت کاری رو بی هدف انجام نمیده… علتش میتونه آزمایش باشه یا مکافات یه عمل یا ایجاد یه راه جدید تو زندگی اون فرد باشه…

    در مورد هدف از آفرینش ارجاعتون میدم به کتاب کویر دکتر شریعتی قسمت سرود آفرینش…

    در مورد علم و دشواریش که شما اول بفرمایین که به کمال در علم خدا معتقد هستین یا نه؟!یعنی به نظرتون خدا بهتر از ما نمیدونست که علم رو چجوری بیافرینه؟!!
    بعد هم که میبینین بشر داره از همین علمی که در دستشه به بدترین وضعی استفاده میکنه…و همونطور که میدونین میگن با اومدن مصلح تغییر بزرگی در علم رخ میده و بسیاری از مجهولات کشف میشن…یه حدیثی هم بود با این مفهوم که میگفت اگه علم ۱ باشه الان… اون موقع بیست میشه!
    تازه… هدف از آفرینش راحتی انسان نبود که حالا خدا یه جور شرایط رو براش مهیا کنه!

    من اینا رو از دریچه ی نگاه خودم گفتم اگه قانع نشدین میتونین از مرجع تقلیدتون هم بپرسین!…در مورد این مسائل هرکسی یه برداشتی داره …خدا میدونه….الله اکبر!

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ شهریور ۱۱م, ۱۳۸۸ ۱۶:۴۴:

    سلام
    خدمتتون عارضم که لطف وقتی معنای لطف داره که همگانی نباشه. اگه اینطور باشه میشه حق. مثلا شما تو یه مجلس ختمی شرکت کردین و صاحب عزا میاد به همه ی عزادارا خرما تعارف می کنه ولی به شما نمی کنه. شما حتی اگه ناراحت نشین احساس می کنین که حقتون ضایع شده و اون خرما حق شما بوده. همونطوری که گفتم معلول کردن آدما نمود مطلق ظلمه.
    زیاد کتاب خون نیستم ولی این سرود آفرینش واسم آشناس. فکر کنم تو کتاب ادبیات دبیرستان بود. به هرحال هنوز راز خلقت کشف نشده و فعلا تو این دنیا نخواهد شد. واسه همین این احتمال وجود داره که حرف من درست باشه. چون خدا حوصله اش سر رفته دست به خلقت آدما زده.
    یه نکته ای هست که میگه همیشه میشه یه کارو بهتر انجامش داد. منطق منم که اینو میگه پس خدا می تونست علم رو به نحو بهتری پدید بیاره.
    مرجع تقلید منم آیت الله بهجت بود ایشالا سر پل صراط اگه عمری بودو تا اون موقع جواب نگرفته بودم حتما ازش می پرسم. راستی سوال کامنت بالایی رو جواب ندادین ! اونم گویا جواب قانع کننده ای نداره.

    [پاسخ]

  • شهریور ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۴۹ | #3

    عجب فرمایشی میکنین!یعنی فرق حق ولطف در همگانی بودنشه!؟ یعنی من اگه از سر لطف مثلا” به نفر از ۲۵ تا دوستانم خرما بدم از اون به بعد خرما دادن به ۵تای دیگه وظیفم میشه؟!به نظر من وقتی چیزی حق ماست که از اول مال ما بوده باشه یعنی شرط اول حق داشتن مالکیته…از همون اول که ما داریم پا به عرصه ی حیات میذاریم تا وقتی که روح از جسممون گرفته میشه ما هیچ مالکیتی روی خودمون نداریم وقتی ما نسبت به چیزی مالکیم که مال خودمون یاشه…میدونین میخوام چی بگم؟!یعنی این بدن ممکنه الان به طور موقت مال ما باشه ولی در حقیقت مال خودمون نیست که مالکش باشیم و روش حقی داشته باشیم…حالا اگه شما یکی رو ناقص کنین چون روی بدن اون حقی ندارین پس بهش ظلم کردین…این تو قانون ما هم هست یعنی پدر که روی بچش تکلف ومالکیت داره میتونه حتی بچش رو بکشه و در اون صورت دیگه قصاص نفس واسش اجرا نمیشه…
    راز خلقت کشف نشده ولی از از شرط دینه که شما اصول رو قبول داشته باشین و میدونین که یکی از اصول دین توحیده!حالا توحید صفاتی میگه خدا کامله و هیچ نقصی نداره پس ظلم یا اون نکته ی شما یا همون ظلمی که فرمودین نمیتونه در خدا راه پیدا کنه…تو قرآن علل مختلفی اومده که فکر کنم دبیرستان هم داشتین من دقیق یادم نیس فقط همون برای آزمایش یادم میاد…
    شما در این موارد باید مرجع رو عوض کنین تا سوالتون رو از یه مرجع زنده بپرسین,این قانونشه!…من ایت الله صانعی رو بهتون پیشنهاد میکنم!

    من فکر کردم جواب دادین چون جواب شما هم براش قابل قبول بود…این که چون ما خدا رو نمیشناسیم پس نمیتونیم واسش علت قرار بدیم ولازمه ی علت قرار دادن برای یه چیز در مرتبه ی اول شناخته که برای ما ممکن نیس…علت دیگه هم میتونه این باشه که خدا هیچوقت معلول چیز دیگه ای نمیشه چون لازمه ی معلول شدن نقصه…یعنی معلول به علتش وابستس پس چون در خدا هیچ وابستگی و نقصی وجود نداره… علت هم نداره و این قانون در مورد خدا مصداق نداره…

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۸۸ ۲۳:۱۴:

    حرفتون درست نیست. فرض کنیم شما یه مهمونی گرفتین و یه تعداد از دوستاتونو دعوت کردین. بعد میاین به همه یه خیار و یه پرتقال میدین ولی به یکی نمیدین. خب اون دوستتون ناراحت میشه دیگه علتشم اینه که شما بهش ظلم کردین درحالیکه تو اختیار شما بوده که به کی میوه بدین و به کی ندین. این میوه ها مثل بدن ما می مونن و دوستاتونم مثل خود ما و شما هم خدا هستین برفرض.شما مالک حقیقی میوه ها هستین و دوستاتون استفاده کننده از اونا. این حق شماست که به هرکی خواستین تعارف کنین اما وقتی به همه لطف می کنین و به یکی نمی کنین یعنی اینکه بهش ظلم می کنین. تو این قضیه هیچ شکی هم وجود نداره.
    در مورد بحث دوم من گفتم که ممکنه حدس من در مورد راز آفرینش درست باشه که اتفاقا با منطق هم بیشتر جور درمیاد.
    اینکه میگم خدا به بنده اش ظلم می کنه فقط تو این دنیاس. حتما جای دیگه جبران می کنه چون صفت بد به خدا نمی چسبه.
    صانعی ؟ یه دفه بگین رفسنجانی دیگه !
    اینکه چون ما خدا رو نمیشناسیم پس دلیلشم نمی دونیم توجیهه. جواب قانع کننده ای نیست.

    [پاسخ]

نظر شما چیست ؟

XHTML: شما می توانید از این برچسب ها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
:D :-) :( :o 8O :? 8) :lol: :x :P :oops: :cry: :evil: :twisted: :roll: :wink: :!: :?: :idea: :arrow: :| :mrgreen: