ده روش غلبه بر کمرویی

نوشته شده توسط حامد 687 نمایش

سلام ای خوب خوبان ! روزی من خواهم آمد ، من که منم سرآمد ، تنهایی و مهجوری ، دور از تو چنانم کرد ، کس ترس بخواهم شد پایاب شکیبایی ، لیکن نورت ز در درآمد !

خب مطلب فوق العاده جالبی که پیش روی شماست رو نمی خواستم منتشر کنم. البته من قبل از راه اندازی سایت این مقاله رو یافته بودم ولی چون نمی خواستم کسی ازش بهره ببره ، مخفی نگاه داشتمش! (من حسود نیستما !) حالا چون مطلب خیلی طولانی خواهد شد سریعا میریم سراغش. اول می خواستم فقط کپی پیست کنم اما الان سطوری هم از خودم بهش اضافه کردم تا جالبناک تر بشه.

۱۰ روش غلبه بر کمرویی به نقل از سایت آفتاب

کمرویی شرایط ناتـوان کنـنده ای برای اغلب افراد پـدیـد می آورد و مانع از ایفای نقش در موقعیتهای اجتماعـی و بیان دلمشغولیها و درخواست ازدواج از شخص مــورد علاقه خود میگردد.
واقعیت این است که اغـلب انـسـانـهـا دقـیـقـا” از هـمـان شخصیت دلخواه طـرف مقابلشان برخوردارند ولی بدلیل کمرویی و ترس، از بـیـان درخـواسـت ازدواج طفره میروند و اغلب توسط معشوقه اشان مورد شکوه و شکایت قرار میگیرند.اینگونه افراد فقط به ملاقات و قرارهای عاشقانه اکتفا کرده و گام بلندتری بر نمیدارند . اگـر کمرویی شما را از رسیدن بفرد مـورد علاقه تان بازمیدارد به مـطـالـعـه خود ادامه داده تا بیاموزید چگونه میتوانید بر آن چیره شوید.

شماره ۱۰
▪ با دوستان خود تمرین کنید
عامل اصلی در کمرویی، ترس از عدم پذیرش (طرد شدن) اسـت. ایـن عـامـل را تـوسط نزدیک شدن و برگزیدن فردی بـرای دوسـت و یـا بـرادر خـود از میان بردارید. از آنجایی که غرور خودتان در معرض خطر نمی بـاشـد کـمتـر از نـزدیک شـدن حـذر خواهید کرد. شما خـواهید دید که مسئله شاقی نیست و خواهید خواست در فرصـت بـعد بـرای خـودتـان نامزدی را انتخاب کنید. من فکر می کنم که این مرحله رو طی کردم.

شماره ۹
▪ مراحل را آهسته طی کنید
انتخاب همسر را همچون برنامه ای ۱۲مـرحله ای در نظر بگیرید. بـا یـک لـبـخـنـد شـروع کنید، به تمام افراد نشان دهید (نه تنها به دختران جذاب و زیـبا) که شـمـا صـمیـمـی و قابل نزدیک شدن می باشید. در روزهای بعد با گفتن سلام جلو بروید. چـنـد روز بـعـد از آن در گـفـتـگویی کوتاه شرکت کنید. به کار خود ادامه دهید تا بتدریج با دیگران صمیمی گردید و خواهـیـد دیـد که بـه آن دشـواری کـه میـاندیـشـید نیست. هرگاه اشتباه بزرگی مرتکب شدید آن را فراموش کنید. اغـلب افـراد بخشنده تر از آن چه شما تصور میـکنـیـد هستند. خب این حرکت رو تازه شروع کردم. می دونین ، من بنا به دلایلی در مواجهه با جنس مخالفم بسیار خشن ظاهر می شدم که البته ناشی از غرور نبوده و بلکه از ترس بود . اما سعی می کنم زین بعد کمی تغییرات درخودم ایجاد کنم.

اگر شخص موردعلاقه شما زیبا است و این باعث وحشت و دست پاچگی شما میشود مراحل “میزان زیبایی” را بتدریج طی کنید: با نزدیک شدن به فردی با زیبایی معمولی و متوسط که نسبت به آنها اعتماد بنـفس دارید شروع کنید. هنگامی که با آنها احساس راحتی کردید بسراغ فرد زیبا تری بروید و به همین منوال ادامه دهید.توجه داشته باشید که نزدیک شدن بفردی لزوما” نباید جنبه عاطفی داشته باشد مثلا”میتوانید در مباحثات علمی و یا موضوعات کاری با او شریک شوید. والله چی بگم ! کاملن حرف منطقی و بجایی است. واقعا وقتی میگن برو پیش روان پزشک مشکلت حل میشه همینه ها ! در کل با این یه تیکه بسیار حال نمودم و گویی بعد از خوندن این چند خط  ، شارژ روحی میشم!

شماره ۸
▪ به افراد به دید ابزارهای جنسی ننگرید
هنگامی که با یک فرد صحبت میکنید به وی به چشم یک نشـان پـیـروزی جـنـسی نگاه نکنید بلکه به عنوان یک انسان همانند خودتان وی را تصور کنید. در نـظـر گرفتن مـحـض مسائل جنسی در نزدیک شدنتان نمایان خواهد گشت و خانم ها قادر هستند آقـایانی را که تنها با انگیزه جنسی قدم برمیدارند را تشخیص دهند. همونطوری که در پست های قبل هم گفتم ، به هیچ وجه این مشکل رو دارا نمی باشم . در این مورد من به یه خودسازی اساسی رسیدم.

شماره ۷  
▪ اشخاص را زیاد بزرگ نکنید
همانند نکته فوق، اهمیت ویژه ای را بفردی که با وی صحبت میکنید قائل نشوید. هرگاه اینگونه جلوه دهید که او برای شما بی اندازه ممتاز میباشد، او نیز شروع خواهد کرد به همین منوال فکر کردن. به وی بعنوان یک انسان با تـمـام مـعایـب و خـصـوصـیـات یک فـرد عادی نـگاه کنید. گفتگو کردن در حالت برابر، بسیار دلپذیرتر از صـحبت کردن با تـکبر و یا با چشم حقارت خواهد بود. عمده ترین مشکل من در مواجهه با غیرهمجنسانم! شاید در حرف ساده باشه ولی وقتی بحث عمل پیش میاد ، می بینم که فوق العاده کار سختیه. همچنان این مشکل رو دارم ولی برطرف کردنش کار چندان دشواری هم نیست.

شماره ۶
▪ توقعات خود را کاهش دهید
هنگامیکه با فردی صحبت میکنید انتظار هدف غـایی خود را در سر نداشته باشید. تنها با جریان کار همسو گردید. شـگفت زده خواهید شد که به چه سادگی همه چیز هموار می شود. اگر شما در این اندیشه نباشید که حتما” باید در انتها به چـیـزی دسـت پیدا کنید و خونسردی خود را حفظ کنیـد، در پـایـان به نـتـیجه دلخواهتان خواهید رسید. دیگه همه اینو می دونن که من از هیچ کس هیچ توقعی ندارم اما فقط و فقط به هدف غایی فکر می کنم ! تا حالا که این مسئله برام پیش نیومده تا بتونم خودمو بسنجم اما فکر می کنم که بتونم تا حد زیادی خودمو وفق بدم.

شماره ۵
▪ همه چیز را بخود نگیرید
اگر می خواهید در گزینش همسر کامیاب شوید، لزومی ندارد شما هر اظهار عقیده ای مانند شوخی و طعنه هایی که طرف مقابل احتمال دارد بسوی شما روانه کند را بعنوان یک توهین بخود تلقی کنید. مردم اغلب چیزهایی را میگویند که هیچ مقصود و منظوری از آن ندارند. وقـتـی کـه آنها آزاری به شما نمی رسانند، برخـوردن لـزومی ندارد. هرچند گاهی اوقات مردم نـظـرات نـابـجا و بی موردی می دهند که در این حالت شما می باید قاطعانه از خودتان دفاع کنید. خب باز جای شکرش باقیه که من به هیچ وجه از دست کسی ناراحت نمیشم. ویا اگر هم بشم به مرور زمان فراموشش می کنم. حالا اگه طرف چیز آینده ام هم باشه که دیگه هیچی ! هرچی دلش میخواد بگه ، باکی نیست!

شماره ۴
▪ گوش دادن را بیاموزید
همواره شما صحبت نکنید اجازه دهید دیگران هم در مـورد خـودشـان مـدتـی پـرحــرفی کنند. چیزی بخصوص خانم ها بسیار دوست دارند. سـوالات سـرگشـاده ای بـپرسید که احتیاج به پاسخ طولانی دارند و خودتان بنشینید و تنها گوش دهید. هـرگـاه گـفـتـگو در حال از آب و تاب افتادن بود موضوع جدیدی را آماده داشته باشید.و برای کاهش سختی باز کردن سرصحبت همواره موضوعات آغاز گر در اختـیـار داشـتـه باشـیـد تا گفتگو از آب تاب نیافتد. خب من اصولا کم حرفم و تو باز کردن سرصحبت دچار مشکل می باشم. البته سعی می کنم به کمک دوستان این نقیصه رو هم برطرف کنم. کار شاقی نیست.

شماره ۳
▪ با افراد بسیاری صحبت کنید
از گپ زدن با هرشخصی که ملاقات می کنید ابا نداشته باشید. از پیر زن سالخورده ای که برای خرید به بقالی آمده تا تحویلدار بانک. بقول معروف کار نیکوکردن ازپرکردن است. اغلب مردم از عدم وجود ارتباط بین افراد ابراز تاسف میکنند. بـنـابراین صمیمیت شما با اسقبال مواجه خواهد شد و اگر هـم چنـین نشد به آن اعتنا نکنید. افرادی که با شما با تکبر رفتار می کـنـند احـتـمالا انـسـانـهای کـمـرویـی هسـتـند که هیچگاه جسارت غلبه بر کمروییشان را نداشته اند. بعد از خوندن اینگونه مطالب بود که من کار بالا بردن ارتباطات جمعی خودمو شروع کردم. الان هم به موفقیت نسبی رسیدم ولی همچنان راه زیادی برای رسید به مقصد نهایی دارم!

شماره ۲
▪ از طرد شدن نهراسید
قهرمانان برجسته مشت زنی درحالی پا بمیدان میگذارند که احتمال شکست برایشان وجود دارد. به همین ترتیب شما نباید انتظار داشته باشید همیشه موفق باشیـد. هیچ چیز ۱۰۰% نیست. بنابراین رویـارویی با یک فرد را بعنوان یک تجربه آموزنده درنظر بگیرید. ترفند کار در این است که خودآگاه (تمرکز حواس بخود) نباشید. کمرویی، تـردید و دودلی هنگامی رخ میدهد که شما به عیوب و نقایص خود فکر می کنید. در عوض افـکـارتـان را سراسر به شخصی که در حال گفتگو هستید متمرکز گردانید. هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهیدبرد و هم اینکه طرف مقابل از توجه شما خرسند و مشعوف خواهد شد. من با یک تغییر تفکر بنیادی تونستم این نقص رو که در من وجود داشت از بین ببرم. واقعا خدا پدر مادر این اینترنت رو بیامرزه که اینقدر به من کمک کرده در زندگانی! من مدیون اینترنتم تا ابد الدهر !

شماره ۱
▪ از خانه خارج شده و معاشرت کنید
به فعالیتهایی ملحق گردید کـه هـمواره در ارتـبـاط بـا دیـگـران بـاشـیـد. مانـنـد بـاشگاه، کلاسهای ورزشی، کلیسا، انجمنهای دانشجویی و کلوب های تفریحی. دراین محیطها همواره باید اجتماعی بـوده و با مردم معاشرت کنید. پس از مـدتی خـواهـید دید برایتان عادی و راحت می گردد. از آن گذشته مـلاقات شما با افراد دلخواه و جذاب عملا تضمین خواهد شد. و میتوانید مطمئن باشید با همسر مورد علاقه خود دیدار خواهید کرد. می تونم بگم که نصفه و نیمه حلش کردم. ولی هنوز راه درازی در پیش دارم.

از شما شروع میشود
هــنگامی که کمرویی خـود را کـه مـستلزم پایـداری و گـذشـت زمـان اسـت پـشـت سـر گذاشـتید خواهید دید به چه اندازه زندگی شما دچار تحول میشود. در این زمان با ترس کمتری به سراغ چیزهایی که می خواهید خــواهید رفت. در اینجا رازی نهفته اسـت: تا بحال اتفاق افتاده که داخل اطاقی شوید و آن احساس دستپاچگی و اضطراب به شـمـا دسـت بـدهد. به خاطر داشـتـه باشـیـد کـه اغلب افرادی که ملاقات می کنید خود آنقدر سرگرم و دل واپس این میباشند که دیگران در موردشان چگونه می انـدیـشـند کـه دیگر متوجه شما نخواهند شد تا بتوانند درمورد شما قضاوت کنند. کاملن لمسش کردم. کمرویی موجب زوال آدم میشه. البته من هنوز یه مشکل بزرگ دارم و اون ترس از اجتماعات بزرگه. مثلن کلاس درس که کنار اومدن با این قضیه که سرکلاس بتونم راحت صحبت کنم ، خیلی سخته. من هیچ برنامه ای برای این معضل ندارم و باید دید که سرنوشت چه خواهد نوشت.

منبع : سایت آفتاب

خب احتمالا من توی این پست بسیاری از موضوعات نامفهوم سایت رو روشن کردم و به نوعی پته ی خودمو ریختم روی آب! اما اشکالی نداره ، مهم خودمم که وقتی یه روزی میام این مطلب رو میخونم ، انگیزه می گیرم و برای رسیدن به هدفم مصمم تر میشم. ولی شماها چه می دونین که این هدف چقدر بزرگه! تا پستی دیگر خدا نگهدراتون و یارم و حافظش !

پی نوشت ۱: از بس که در وصف تو شعر سرودم ، دیگه دستم بلد نیست شعر بنویسه !

پی نوشت ۲: ممکنه در آینده ای نزدیک یا دور ، این پست رو حذف کنم !

سه شنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۸۷

زیبارویان جستن ؟ بیجا کردن !

نوشته شده توسط حامد 157 نمایش

سلامی نقره فام بر پیکره ی برنزی طلاگونه ات! دوری از توست که عذابم می دهد ، روزگار با پای خویش بر گلوگاهم می نهد ، این نفست که می رود در جانم هردم می دمد ، استشمام عطرت هم آرزوست ، گر بشود چه می شود !

بعد از مدتی که دیگه انتقاد رو کنار گذاشته بودم دوباره شروع می کنم. گویی برخی علاقه مندن که فقط انتقاد بشنون و انتقاد بخونن و انتقاد بکنن. خب همونطور که قبلا گفتم اصولگراها ادعا می کنن که با اومدن خاتمی ، بیشتر به اجماع نزدیک شدن و یقینا احمدی نژاد شانس مسلم رئیس جمهوری خواهد بود. من توی چند تا پست قبل تر هم عرض کردم ، اولا اگه شما مخالف آقای احمدی نژاد هستین ، با انتخاب ایشون به عنوان کاندیدای واحدتون ، مصلحت نظام رو درنظر نگرفتین و فقط به فکر پیروزیتون توی انتخاباتین. ثانیا چه کسی ادعا کرده که اگه همه ی شما روی احمدی نژاد اجماع کنین اون رئیس جمهور میشه؟ اینجا جای بسی سوال است.

نمی دونم چرا بعضی از مسئولین و رسانه ها و جراید ، میخوان هی به زور به مردم بگن که بازی استقلال و پرسپولیس گاوبندی نبوده. چیزی که عیانه دیگه انکار و کتمان نداره. یکی از مسئولین سابق باشگاه استقلال ابراز داشته که این بازی به هیچ وجه امکان نداشته که با تبانی به تساوی رسیده باشه. و چند تا هم دلیل آورده. مثلن گفته که چرا هیچ کدوم از بازیکنا حرفی به میون نیاوردن؟ و یا گفته که چرا بازیکنای اسبق این دو باشگاه هیچ چیزی رو افشا نکردن؟ و یا اینکه مگه میشه که همه ی عوامل تیم از مدیرا بگیر تا بازیکنا و تدارکچیا ، همه توجیه بشن؟ حالا من هم جواب ایشون رو میدم. اولا اینکه چون این تبانی با امنیت ملی و به تبعش وزارت اطلاعات مرتبطه هیچ کس جرأت افشا نداره . ضمنا این تبانی ها به تازگی رواج پیدا کرده و قبلا اگه یادتون باشه زیاد به امکانات شهری خسارت وارد می شد ولی با این تساوی ها این خسارات خیلی کم شده. ضمنا لازم نیست که همه ی عوامل تیم ها توجیه بشن. توجیه بازیکنا و مربیا و یه چند تا از نیمکت نشینا بسه. اصلا فیلم بازی کردن قلعه نویی و پیروانی و بازیکنا دلیل محکمی بر مصلحتی بودن تساوی است. حالا این ادله به علاوه ی اون هند ضایع ، باعث نمیشه تا مردم مطمئن بشن که این بازی با تبانی مساوی شده ؟

یه جایی خوندم که تعداد تصادفات رانندگان خانم خیلی کمتر از راننده های آقاس. و احتمالا به صورت کلی گفته و هیچ جمع و تقسیمی انجام نداده. دیگه لازم به توضیح نیستش که تعداد راننده های خانم در مقایسه با مردا بسیار ناچیزه پس درنتیجه آمار تصادفاتشون هم کم میشه ! جالبه نه؟!

استاد یکی از دروس عمومی ، سر کلاس گفتش که آدم باید واسه خودش زن بگیره نه واسه مردم. یعنی اینکه زنت نباید خوشگل باشه و اگه خودت در حد اون نباشی ، توی زندگی به مشکل برمی خوری. من قبلا تو همین سایت به این موضوع اشاره کرده بودم. توی پست هایی با تیتر زیبارویان جستن ، فکر رستن باش. اما گویا متنش کمی پیچیده بوده و غیرمستقیم به مسئله اشاره کرده که هیچ کس منظور من رو متوجه نشده. اما من باید در جواب این استاد گرام عرض کنم که – ببخشید استاد – شما غلط کردین که یه همچین اعتقادی دارین! توضیحاتش رو بعدن و مفصلا تو یه پست جداگانه توضیح خواهم داد. فعلا خدا همچنان یارتون و یارش!

دوشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۸۷

سوئینی تاد به روش انقلابی

نوشته شده توسط مهرداد 152 نمایش

سوئینی تاد به روش انقلابی

دپارتمان سینما؛

سلام به دوستداران سینما ،

دومین فیلم سال ۲۰۰۸  از نظرگاه جشنواره ی معتبر فیلم اسکار که به نظر خیلی ها (تماشاگران) به عنوان بهترین فیلم سال ۲۰۰۸ هم شناخته شده،دادای سبکی در حدود اکسپرسیونیسم و ژانری در حد موزیکال است که به نقل افسانه ای میپردازد که درآن آرایشگری به جدال علیه مردم میپردازد که در آن تم دراماتیک  هم به وضوح یافت میشود.

درین فیلم که با بازی به یاد ماندنی جانی دپ سال پیش به اکران عمومی رسیده بود ،آرایشگری به خاطر گرفتن انتقام از قاضی ای که به جای پروراندن عدالت دست به کاری غیر از آن زده بود پا به عرصه ی وجود میگذارد

این در حالی است که دختر این اترایشگر در چنگ قاضی است.

حال امسال فیلمی به نام شب میگذرد در ایام دهه ی فجر در تلویزیون پخش میشود که یه کپی ای غیر قابل باور از آن تبدیل شده است و با روند فیلم میتوان انتقام آرایشگر را علیه قاضی حدس زد.

حال فرق و شباهت این دو فیلم.

سوئینی تاد                                                                                                       شب میگذرد

جانی دپ                                                                                                        مجید مظفری

لندن قدیم                                                                                                        تهران قدیم

آرایشگری فقط به فکر انتقام                                                 آرایشگری لوطی که حالا شاید انتقام بگیرد

قتل با تیغ آرایشگری                                                                   قتل طوری که معلوم نیست چطوریه

شاگرد ایتالیایی                                                                                        شاگرد لوطی صفت

سبک اکسپرسیونیسم                                                                                               سبک ناتورالیسم

‍ژانر موزیکال                                                                                                      ژانر خانوادگی

بازگشت پس از چند سال از تبعید                                                   بازگشت پس از چند سال از تبعید

برنده ی جایزه ی بهترین بازیگر                                                              برنده ی جایزه ای نشده!

کارگردان تیم برتون                                                                              کارگردان  …….

 

نمیدانم چه میخواهم بگویم                                                           زبانم در دهان باز بسته است

خوب حالا که فیلمسازای ما میان از فیلمهای معتبرامریکایی کپی میزنن ،بازم میتونیم ادعا کنیم که روی پای خودمون وایستادیم؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

ما الان دقیقا با ساخت این فیلم اثبات کردیم که روی پای کارگردان این فیلم (تیم برتون ) وایستادیم

این دفعه ی اولی نیست که فیلمنمه نویسای کشور ما به جای تکیه به تخیل خودشون به پای تخیل فیلمنامه نویسای خارجی افتادن.

اگه امکاناتم داشتیم مطمئنن به جای اینکه یه فیلم از تخیل خودمون بسازیم ،میشستیم و منتظر این میشدیم که کارگردانای بزرگ دنیا مثل همین تیم برتون یه فیلم جدید بسازن تا ما بریم از اون کپی بزنیم

و یه خبر خوب اینکه الان همین کارگردانیکه تا حالا ۲۰ بار اسمشو گفتم داره با بازیگرای بزرگ آلیس در سرزمین عجایب رو میسازه ،الان باید منتظر یه فیلم با این حدود در دهه ی فجر سال دیگه باشیم.

ولی این یک اقتباس ناقص است.”  :-B  :)) 

و یه خبر دیگه درباره ی سیما فیلم که هی تند تند داره فیلم میسازه.

همین سیما فیلم که الان داره هی فیلم میسازه باعث ورشکستگی سینمای ایرانه

چونکه با قردادهای سنگینی که با کارگردانها و بازیگرای بزرگ ایران میبنده باعث میشه که دیگه هیچ کارگردان یا هیچ تهیه کننده ای نتونه پول سنگینی که سیما فیلم میده رو به بازیگراش بده

الان ۹۰ درصد بازیگرا و کارگردانا ،حتی اونایی که اسمو رسمی برای خودشون دارن مثل امین تارخ و دیگران تحت استخدام سیما فیلمن.

سیما فیلم داره هر هفته یه فیلم سینمایی پخش میکنه که توشون بازیگرای خوبی هم بازی میکنن.

چهارشنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۸۷

عکس و مکث ۳

نوشته شده توسط حامد 1,685 نمایش

سلامم باد بر آنکه باید باد! خواب و خیال و شب و روز ، حضور تو تو فکرمه ، من به تو محتاج و فقیر ، به بوسه ی تو تشنمه !(ای بی تربیت! کم کم بیا در مورد سیگارم شعر بگو دیگه! تازگی زیاد بوس موس می کنیا !)

من وعده داده بودم که در لابلای پستای سایت ، عکسای زیبارویان عالم رو در معرض انظار شما قرار بدم و چشمان شما را بسی گرد و خرسند نمایم . اما اگر همگان مونث بودی ، موردی نبودی ! ولی این پسرا خیلی هیزن ، ترسیدم عکسای برهنه ی زیبارویان رو ببینن و دامن از کف در بدهند! پس همون سبق عکس و مکث رو ادامه میدیم تا ببینیم در آینده چه پیش آید. (هرچه پیش آید خوش آید!)

 پرسپولیس قهرمان !

من برخلاف حاج رضایی ، نمیگم استقلالیم یا پرسپولیسی. ولی این عکس خیلی تمیز درست شده و کلا ایده ی بسیار جالبی داشته طرف. به چهره ی کریم دقت کنین ! با چه ذوقی آفتابه رو گرفته بالا ! یه چند روز دیگه ام بازیه دربیه و امیدوارم دیگه مصلحتی مساوی نکنن و اون تیمی که واقعا حقشه و قبلا هم حقش بوده به پیروزی دست پیدا کنه. می دونین که کدوم تیم حقشه ببره؟ اونی که بهتر بازی می کنه و شایدم صدر جدول باشه! (برای عکس از ممد هم تشکر می کنم نیز!)

برای دیدن بقیه ی عکس ها ، حتمن به ادامه مطلب رجوع کنین!

ادامه مطلب …

چهارشنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۸۷

ولنتاینو بخورم !

نوشته شده توسط حامد 204 نمایش

درود ای عاشقان ! نه اینکه چون عاشقتم ، ذکرتو پرخوبی میگم ، نه اینکه چون به فکرتم ، بدیاتو نمی بینم ، تو واقعا مطلوب عشق ، تو یک فرشته ی خدا ، به خاطرم میای روزا ، به فکرتم نیمه شبا .(لعن و نفرین بر کسی که فکرش انحراف دارد!)

خب داریم به روز ولنتاین نزدیک میریم. برخی هنوز دارن به خودشون فشار میارن که بگن آقا ! روز ولنتاین رو بی خیال ، بیاین روز بیست و نه بهمن ، روز اسپندگان (بلکمم سپندارمذگان!) رو جشن بگیریم و به هم کادو بدیم و لاو بترکونیم. اما کمتر کسی گوشش بدهکاره. حتمن حالا میخواین بدونین که نظر من چیه؟ پس به ادامه ی پست توجه نمایید!

ابراز علاقه به همسر و یا – ببخشید – دوست دختر یا دوست پسر یکی از لذت بخش ترین رفتارهای انسانی است که در مرحله ی غاییش ، این ابراز علاقه به قول احسان قائم مقامی منتج میشه به عشقبازی. مسلما اصل وجودی ولنتاین برای این بوده که مردم به دوست های غیرهمجنسشون ابراز عشق کنن وگرنه چنین روزی لازم نبود وقتی روز ازدواج هست! می تونن تو سالگرد ازدواجشون به هم گل و ساعت و ماشین و ویلا کادو بدن! اما من مخالف دوستی از این نوع نیستم. فقط میگم وقتی که از طرف مقابلتون مطمئن نشدین بیش از اندازه خرجای مادی و معنوی نکنین. قطعا برای اینچنین دوستی هایی وجود یه همچین روزی مثل ولنتاین شاید شرط کافی باشه ، ولی شرط لازم نیست! ضمنا لازم نیست اینقدر به مخالفت با روزای مناسبتی غربی ها بپردازیم ، بهتره بیشتر به فکر ازدواج جوونا باشیم که دارن به انواع و اقسام انحرافات جنـ سی مبتلا می گردند !

love

بعضی از آقایون که دستشون به ته حلقشونم می رسه ، gf هاشون رو با ماشین مدل بالا می برن ویلاشون تو شمال و دیگه نمی دونم اونجا چیکار می کنن! برخی که نه ماشین دارن و نه ویلا ولی هر دوشون خیلی پایه هستن میرن کافی شاپی ، دربندی ، پارک لاله ای جایی مایی! دیگه تو اینجور موارد حداکثرش حلقه زدن دست دور گردنه و فوقش اگه خلوت باشه یه ذره ماچ و بوس! بعضیا پایه نیستن و میشینن تلفنی لاس زدن. وقتی هم که قبضشون بیاد ، فحشه که نثار عشقشون می کنن! یه عده به فکر این روزا هستن و فقط اس ام اس میدن. گاهی هم حالا یه زنگی می زنن. یه سری هم هستن که دیگه خیلی تنگن و فقط چت می کنن و از این اسمایل ها رد و بدل می نمایند! idea razz

اما نکته ای که اینجا هست اینه که از کجا باید فهمید که میزان علاقه ی طرف به ما چقدره؟ به خاطر پول و سوء استفاده مارو میخواد یا واقعا عاشق سینه چاکمونه؟ خب من هرچی الان بیام توضیح بدم فایده نداره ، زیرا که این قضیه ، فهمیدنیه و باید خود طرف با درک بالاش اینو بفهمه. حالا واستون یه مثال می زنم تا حساب کار دستتون بیاد!

بر فرض شما یک پسر هستین. به اون دختره میگین : عزیزم! من با ریش خوش تیپ ترم یا بدون ریش؟ اونم میگه:« وای عجیجم ! من تولو بی لیش خیلی دوش دالم! وای نازی ! آخی ! » بعد اینجاست که شما می فهمین شمارو بخاطر خودتون نمیخواد و ولش می کنین و میرین پی کارتون! از اینجا میشه دو تا نکته ی اساسی برداشت کرد : ۱- اون بنده خدا به شما علاقه مند بوده که اینقدر با شما راحت و بی پرده صحبت می کرده! ۲- شما دنبال بهونه می گشتین که ولش کنین و برید دنبال یه دختری که اینقدر لوس و ننر حرف نزنه! نتیجه : حق با شماست!

خب به تازگی علی اصحابی یه آهنگی از خودش ول داده به اسم ولنتاین. البته توش هیچ اسمی از ولنتاین نمی بره و شمایی که ادعای میهن پرستیتون میشه در حد تیم ملی ، می تونین اسم این آهنگو بذارین اسپندگان (شایدم سپندارمذگان)! این آهنگو دانلود کنین و مرا هم بدرود گویید و بدانید که کسی دوزار بر ما عشق نمی ورزد و ولنتاین را نیز با خودم جشن خواهم گرفت!

علی اصحابی - ولنتاین

دانلود آهنگ ولنتاین از علی اصحابی . امتیاز : ۸.۷

دانلود آهنگ ولنتاین از علی اصحابی . سرور پرشین گیگ

پی نوشت ابهامی! : درست تو بدترین لحظه ، ببین کی عاشق کی شد!

شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۸۷

معرفی فیلم Eagle Eye

نوشته شده توسط حامد 364 نمایش

سلام بر توی ای خوشگل! فدای اون که توی خوابم مارو تحویل نمی گیره ، اونی که تا وقتی زنده اس ، دلم نمی میره ، همون که کل دنیا رو هم قد ناخنش نمی بینه ، کسی که می دونم نه ادرار می کنه و نه می ر…. !!!

یه دوستی یه نظری در مورد یکی دوتا از آهنگای لوهان توی سایت داد و چون من یکی از آهنگای ذکر شده رو نداشتم ، رفتم و دانلودش کردم و دوباره گند زده شد به حالم! تازه داشتم این هرزه ی بی اخلاق رو فراموش می کردم که دوباره نوستالژی زنده شد. این آهنگ سندی هم که توی این پست بهش اشاره کردم ، قطعا یک نوستالژی فوق العاده برام ایجاد خواهد کرد. می دونم!

خب این پست میخوام یه فیلم رو خدمتتون معرفی کنم. به نظرتون چه فیلمی می تونه باشه؟ هان؟ اسم فیلم تو تیتر هست؟ میخواین دفعه ی بعد یه فیلم دیگه رو معرفی کنم بعد یه تیتر دیگه بزنم تا دماغتون بسوزه؟ حالا فرض رو بر این میذاریم که شما تیتر رو ندیدین. چی حدس می زنین حالا؟ فکر کردین یکی از فیلمای مفسد رو معرفی می کنم؟ عمرن! زهی خیال باطل! بشینین تا معرفی کنم! خب دیگه بریم سر معرفی فیلم Eagle Eye .

این فیلم محصول سال ۲۰۰۸ به گارگردانیه D.J. Caruso  و در ژانر اکشن و معمایی و ایناس. بازیگرای اصلی فیلم چشم عقاب ، یکی Shia LaBeouf هستش که فیلمای نسبتا معروفی هم بازی کرده ، مثل : ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین ، ترانسفورمرز ، من روبات هستم و اینا. یکی دیگه  از بازیگرا (اون زنه!) Michelle Monaghan می باشه که من فیلم معروفی ازش ندیدم ولی تو فیلمای آقا و خانم اسمیت و کنستانتین یه نقشکی داشته! و اما داستان فیلم.

Eagle Eye Cover

هرچی فکر کردم نتونستم یه راهی پیدا کنم که بتونم غیر مستقیم قسمتی از فیلم رو بازگو کنم بدون اینکه داستانش رو لو بدم. به هرحال یه شمه ای از فیلم رو تعریف می کنم. اول فیلم نظامیای آمریکایی یه تعداد از مردم پاکستان رو به اتهام تروریست بودن می کشن. طبق محاسبات آمریکاییا احتمال تروریست بودن اونا ۵۱ درصده ولی رئیس جمهور دستور حمله رو صادر می کنه. بعد دیگه ادامه ی فیلم تو خود آمریکا دنبال میشه. یه پسریه به اسم جری شاو که بدبخته ، پول نداره ، اجاره خونه اش عقب افتاده ، حسابش خالیه و کلا آدم آس و پاسیه. در اولین برخورد با جری شاو ، اونو درحال ورق بازی با دوستاش می بینین. قبل از اینکه بازی تموم بشه برای خام کردن دوستش یه سری حرفای قشنگ قشنگ می زنه و میگه که چطوری میشه دل دخترا رو بدست آورد! با این حیله ، دوستش رو می فریبه و کلی پول صاحب میشه! ( کلی هم نه ، به اون اندازه که اجاره خونه اش رو بده!)

بعد از اینکه به خونه اش رجعت می کنه ، بهش خبر میدن که برادرت مرده و خیلی ناراحت میشه خیرسرش و میره تو مراسم تشییع جنازه ی داداشش شرکت می کنه و یگ عالم اشک می ریزه! خلاصه ، وقتی برمی گرده خونه اش ، می بینه که سوییتش پر از جعبه شده و وقتی بازشون می کنه ، می بینه که بله ! جا تره و بچه نیست! توی جعبه ها مملو از تجهیزات پیشرفته نظامیه و در همین حین و حال ، یه دفعه تلفن زنگ می خوره. یه زنه پشته خط میگه که : عزیزم فرار کن چون الانه که پلیس دهانت رو با آسفالت کوچه یکی بنماید! اما جری التفات نمی کنه و بجای اینکه فرار کنه هی میگه: یو کی هستی؟ که دیگه دیر میشه و اف بی آی دستگیرش می نماید!

فیلم چشم عقاب

اگه منو ول کنین تا آخرشو تعریف می کنم ، فعلا تا همینجاشو داشته باشین ، اگه خواستین ادامشو بفهمین برید فیلمو ببینین!

فیلم حالت خداگونگی داره. حتی وقتی که مامور اف بی آی از جری می پرسه که این همه پول تو حسابت چیکار می کنه میگه نمی دونم شاید کار خدا باشه! به نوعی به نظر من خدا رو به سخره گرفتن . داستانش خیلی هم تخیلی نیست ولی همچین چیزی که توی فیلم بهش پرداخته شده امکان نداره. یه سری تناقضات هم توی فیلم هست که من یکیشو پیدا کردم ولی الان یادم رفته! به هرحال داستان فیلم قدیمی و تکراریه اما با یه سطح بالاتر از سایر فیلمای هم موضوع خودش.

فیلم Eagle Eye توی IMDB نمره ی ۶.۷ گرفته و من هم نمره ی ۷ رو به این فیلم اختصاص میدم. کلا فیلم خوب و سرگرم کننده ایه ولی تاثیرگذار نیست. یکی از جذابیتاش اینه که تا اواسط فیلم این سوال رو برای بیننده ایجاد می کنه که کی؟ و بعد از اینکه جواب داد حالا این سوال رو پیش میاره که برای چی؟ به هر حال من پیشنهاد موکد می کنم که حتمن فیلم رو ببینین و هم از داستان نسبتا جالب و هم از صحنه های اکشن فیلم ملذوذ بشید! فعلا تا دیدار دیگه ، خدا یاور شما باد!

پی نوشت : از فیلمایی که آخرش خوب تموم میشه خوشم نمیاد. ( مثل همین فیلم) همچنین از فیلمایی که آخرش بد یا ناتموم به پایان می رسه. مثلن یه فیلمی بود که هیولا ها به شهر حمله کرده بودن و زن و نوزاد و پیر و جوونو تیکه پاره می کردن. فقط یه چند نفر از آدما مونده بودن که بالای پشت بوم یه خونه ای پناه گرفته بودن. ولی آخر فیلم اون هیولاها میان همشونو قتل عام می کنن. خب این الان چه نکته ای داشت؟ حالا نمی شد اینا زنده می موندن؟ فیلم باید آخرش درست تموم بشه. اصلا فیلمی که آخر درست و حسابی نداشته باشه و بشه از قبل آخرشو حدس زد و یا با دیدن فیلم به نکته ای پی نبرد ، فیلم نیست.

شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۸۷