من ماتحت فسرده ی زمینم ! از درد… !

نوشته شده توسط حامد 139 نمایش

سلام خوبان! به سلامتی شما می نوشم جام زهرآگین قی را ! بله اگه در لینکدونی سمت راست کمی بجورین ، لینکی رو می یابید که نوشته به چی کسی افسرده می گویند؟ در دنیای ما ایرانی تبارها ، افسرده شدن به نوعی کلاس داشتن محسوب میشه و طوری در جامعه جا افتاده که افسردگی گرفتن برای غربی هاست و یه بیماری با پرستیژ ( یا پرسپکتیو به قول نویسنده ی دیگر وبلاگ!) قلمداد میشه. اما اگه مواردی که نشانه های افسردگی تلقی میشه ، در اون لینک درست باشه ، شاید بشه گفت به افسردگی نزدیک شدم! چرا؟ میگم براتون.

یکی از علائم افسردگی افت تحصیلی یا کاریه. تعریف از خود نباشه ولی من قبل از کنکور آدم نسبتا درسخونی بودم ، اما الان تا مرز مشروطگی به پیش راندم.

خب یه سری از علامتا هم هست که من توشون پیشرفت هم داشتم. مثلا من تو ارتباط برقرار کردن با دیگران بهتر شدم. یا اینکه دست به کارایی می زنم که اگه در گذشته می خواستم انجامشون بدم ، نمی دادم! یا اینکه قبلا  در برابر اتفاقات صبور بودم خب الانم هستم ارواح خیکم!

حالا بصورت کپی ، نقل به مضمون( به جای مضمون باید یه کلمه دیگه میذاشتم که یادم نیومد!) می کنم:

علائم فردی و روانی افسردگی:

یک احساس مستمر و قابل درک از غمگینی وجود فرد را فرا می گیرد، به خصوص در تنهایی و هنگامی که فرد از شرایط کاری زیاد یا از جمع همکاران و دوستان فارغ می شود، این احساس غمگینی نمود بیشتری پیدا می کند. دقیقا در مورد من صدق می کنه و خیلی هم صدق می کنه. بازم بگم؟ بسیار صدق می کنه!

گاهی فرد متوجه می شود که دقایق زیادی طی شده است و او همچنان با یک اتفاق گذشته ی خود درگیری ذهنی دارد. این افکار به خصوص هنگام خوابیدن بیشتر به ذهن فرد هجوم می آورد و همین مسئله باعث می شود که احساسات فرد تحریک شود. کاملا همینطورم. فقط احساساتم تحریک نمیره! جان شما ! نه اصلا جون پولی!(یعنی چی؟ از خودت کلمه می سازی؟)

یک احساس یکنواختی در زندگی به آنها دست می دهد. کاری که قبلاً به آن علاقه داشته اند، دیگر خوشحالشان نمی کند و بعضی از آنها، دیگر از هیچ چیز لذت نمی برند. همینطورم. ولی از بعضی چیزا لذت می برم. از چه چیزایی؟ به شما ربطی پیدا نمی کنه ! فضولات!(جمع فضول ! شایدم فضله ! نمی دونم!)

خودخوری و غصه خوردن ، احساس بی ارزشی ، افکار مرگ و یا داشتن آرزوی مرگ، حساسیت به سر و صدا و نیاز به تنهایی، بی قراری و کلافگی و … از دیگر علائم این بیماری روانی است. اگه قرار باشه از تمامی علائم فقط یکی رو به خودم نسبت بدم همینه. تک تک مسائلی که در این مورد ذکر شد در مورد من هم صادقه.

علائم فردی و جسمی افسردگی: چون هیچ کدوم رو نداشتم اینجا هم نمیارم. خودتون برید ببینید! فقط یه ذره خوابم زیاد شده!

علائم اجتماعی افسردگی:

در درازمدت، افسردگی خلاقیت ذهنی را از فرد می گیرد و سیر پیشرفت او را در زندگی کند می کند. اینم تا حد زیادی بر من صادقه.

افسردگی باعث تنش در زندگی می شود، احساس بدبینی نسبت به اطرافیان و همکاران را تشدید می کند و سوء ظن ها را افزایش می دهد. خب میشه گفت قبلا هم اینطور بودم ولی الان تشدید شده.

در فرد مبتلا به افسردگی، سرعت واکنش ها کند می شود و میزان حوادث فرد (حتی در رانندگی) افزایش می یابد، پرخاشگری و احتمال سوء مصرف مواد مخدر نیز بیشتر می شود. درسته من کند شدم. میگن چاقو دسته ی خودشو نمی بره ها! دور از جون شما شاید رفتم یه چیزی هم کشیدم! شایدم نوشیدم!

مردد بودن در تصمیم گیری و کاهش اعتماد به نفس و نیز خودکشی، ارتباط تنگاتنگی با این بیماری دارد و حتی در افق دورتر، اعتقادات و رفتارهای مذهبی و دینی یک فرد ممکن است تحت تأثیر این بیماری دچار افت آشکاری گردد. اگه پیگیر مطالب سایت بوده باشین ، کاملا به این مورد واقفین که من اینجوریم. البته من خودکشی های وحشتناک رو پیشنهاد نمی کنم و همون خودکشی با قرص از همش بیتره!

خب چی شد؟ شما هم فهمیدین که افسرده این؟ به جهنم برین! ببخشید پرخاشگر شدم دیگه ، مثلا ما هم افسردگی داریم خیر سرمون! پس تا بیشتر از این پاچه نگرفتم مرا خداحافظی کنید!

منبع و مقاومت و سیملوله: سایت تبیان

چهارشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۸۷

مرگ هر لحظه برام !

نوشته شده توسط حامد 140 نمایش

سلام. چطورین یا خوبین؟ آره بازم اومدم با یه چمدون آه و ناله و سوز و فلان. من نمی دونم ، دلیلی وجود داره که بخوام شادیا و خوشحالیامو با شما تقسیم کنم؟ اگه ناراحتین می تونین این پنجره ی لعنتی رو ببندین.(احمقو نگاه کن ، رفت پنجره ی اتاقشو بست!) برید تو یوتیوب سرچ کنین کلیپ ایرانی یا برید تو سایت کلوب و واسه روصپی هاش درخواست دوستی بفرستین و یا میتونین به ۳۶۰ سری بزنید و تصاویر همون روثپی هایی رو که گفتم در هارد مبارک کامپیوترتون ذخیره کنین. حتی میتونین تو گوگل جستجو بفرمایین آهنگ جدید حسین مخته و علیشمس.

امروز در حال رجعت به خونه تو اتوبوس شرکت واحد نشسته بودم. تا حالا سوار نشدین؟ چی بگم. بگذریم. نشسته بودم که دو تا بچه ی همسن امیرمحمد اومدن و کنار من وایستادن. یکیشون گفت شماره ی علی رو بده دیگه. اون یکی بیان نمود علی کیه دیگه؟ و باز نفر اول دهان گشود و طعمه از دهانش بربود! ببخشید که نگارنده در فاز چت به سر می بره! بچه اولی گفت علی دیگه بابا.(علی بابا و سندباد! شایدم سندباد و علی بابا!) دومی پرده از رخسار گشود (معلوم نیست چرا رو آوردم به چرت گویی!) گفت: آهان بیا بهت بدم و پسر نخست با اشتیاق فراوان قلم و کاغذ از خورجین بیرون کشید. آدم کمرویی هستم وگرنه بهشون می گفتم شما از این سن شروع کردین؟ به قدری تابلو می زدن که هرکس تجربه ی این قبیل کارها رو هم نداشت می فهمید. پسر ثانی به پسر اولی گفت ، چی گفت؟ در گوش اون گفت ، چی گفت؟ هیچی ، گفت بهش میگن مریم آپاراتی. زنگ زدی بگو من همون شهربازی ی ام. و شماره رو بازگو کرد که دیگری بنگارد که نمی دانم چرا شماره در خاطرم موند! ۰۹۳۵۸۴۴۱۸ لازم به ذکره که دوشماره ی آخر رو هم در یاد دارم ، ولی برای گرفتن حال ذکوران همجنسم ، مرقوم نمی کنم!

سفسطه نمی کنم اما بازم به تازگی و در همین روزهای پنیسی ، احساس مرگ واسم دلنشین شده. من شاعر نیستم ولی چیزهایی از من به در می آید که خواجه هم به کف رو اندر همی گرد !(درجه ی چتم روی هزار و سیصده ، غلط کردی اگه بگی این چت فقط یه عادته!) به شعرهای مرگی من توجه بفرمایین و عنایت نموده ، کپی راست رو هم مورد لطف قرار بدین!

* وقتی که تنها میشم ، کنج اتاقم میشینم ، عاقبت خسته میشم از بی کسی، دستای مرگو تو دستم می گیرم – چند ورق کاغذ و یه تیکه طناب ، همه ی دار و ندار مرگمه ، موزیک گرومب گرومب انفجار، صدای تپش تپشه قلبمه

* شبیه تصمیم قاطع ، مث ریزش واسه ی برگ

                         مث انتخاب بودن ، بودنه در خواب و یا مرگ

* آرزوم مردن محضه ، حتی تقدیرم نباشه

                           بوسه بر فرشته ی مرگ ، اگه غرق خون لباشه(این بیت ، کاملا حال و روز منو وصف کرده. خیلی باهاش عشقبازی می کنم!!!)

* میسپارم روحمو یکبار ، به مشیئت خداوند

                               نه گویا اینطور نمیشه ، خوشاینده مرگ بند بند

* سو یساید ، چه واژه ی قشنگی، سو یساید ، به قلب من نشستی

سو یساید ، یه روزنه ی امید ، سو یساید ، آخر هر شکستی

* نگام به سقف دوخته شده ، دستام کرخت و سر دوتاش

                                      فواره ی خون رگم ، خونی که می ریختم به پاش

خیلی خب اگه انتقادی به این ابیات دارین واسه خودتون نگه دارین و به شخصه هیچ انتقادی رو وارد نمی دونم. پس زرت و پرت زیادی نکنین.

می دونم که شما ، بازدید کننده ی پررویی هستی اما باید عرض کنم که احساس حقیر بودن می کنم. واسه همین مجبورم بیام اینجا و خودمو تخلیه ی روحی روانی کنم. تو از من بگذر که اگر نگذری هم ملالی نیست(هست!) لااقل عاشق تو یکی نشم!(بشم!) غدد چرکین چت بر من غلبه کردند و بنابر همین دلیل خدایم نگهدارم!!

دوشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۸۷

آدمای خونسرد!

نوشته شده توسط حامد 283 نمایش

سلام. میخوام سرفصل یه پست جالب رو باز کنم که چون الان یه مقداری خستم(خسته ام) ، زیاد وارد جزئیاتش نمیشم. من همیشه در پیشامدهای خاص ، برای توجیه کم تحرکی خویش(من کم تحرک نیستم ، این انگ رو به من می زنن چون نمی تونن ببینن یه آدم آرامش درونی داره. مثلا وقتی توی ماشین نشسته و ماشین داره چپ میشه ، آرامش خودشو از دست نمیده!) داشتم می گفتم برای توجیه خودم این جملات و عبارات رو به کار می برم. همونطور که گفتم الان و در این ساعت خیلی خسته می باشم ، بیش از حد زرت و پرت نمی کنم!

۱- آدمای خونسرد هیچ وقت از اتوبوس جا نمی مونن.

۲- آدمای خونسرد ، همیشه جا براشون واسه نشستن هست(منظور همون اتوبوسه)

۳- آدمای خونسرد هیچ وقت دیر به کلاسشون نمی رسن.

۴- آدمای خونسرد لای در مترو گیر نمی کنن.

۵- آدمای خونسرد ایضا لای در آسانسور گیر نمی کنن.

۶- آدمای خونسرد به هیچ وجه سرما نمی خورن.

۷- آدمای خونسرد همیشه غذا براشون هست.

۸- آدمای خونسرد توی تصادف کشته نمیشن.

۹- آدمای خونسرد توی نوشتن جزوه عقب نمی مونن.

۱۰- آدمای خونسرد خیلی خوبن!

۱۱- آدمای خونسرد گوه (مطمئنا منظور سطح شیبدار نیست!)با موز می خورن که خونسردن!!(سخنی گوهر بار از نویسنده ی دیگر وبلاگ!)

۱۲- آدمای خونسرد باید یکی رو انتخاب کنن که وقتی نگاش می کنن اوق نزنن!!(از اندیشه های یک نفر!)

۱۳- آدمای خونسرد سه دسته اند: الف) دسته ی اول ب) دسته ی دوم ج) و از همه مهمتر دسته ی سوم!(از پیامک های نصفه شبی که خواب را بر آدمای خونسرد حرام می گردوند!)

۱۴- آدمای خونسرد ….ب …. ع….. م……(خصوصی بود این مورد!)

۱۵- و این داستان ادامه دارد …

به حول الهی بعدها این پست رو یا ویرایش می کنم یا دنباله دار. تا دیدار دیگر بدرودم!

یکشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۸۷

تولدی دیگر!

نوشته شده توسط حامد 124 نمایش

سلام عزیزانم! من فقط اومدم یه اطلاع رسانی کنم و دیگه ناله و شکایتو بذارم کنار. من به تقلید از وبلاگ گوریل فهیم که یه ده روزی میشه که باهاش آشنا شدم، میخوام یه وبلاگ دیگه راه اندازی کنم و توش هرچی که دوست دارم بنویسم. اینجا احساس محدودیت می کنم ، راحت نیستم. یه وبلاگ می سازم تو بلاگفا که نه اسمی از خودم میذارم نه نشونی و از هزچیزی که ذهنمو مشغول کرده پر و احساس سبک بودن رو بطور کامل ریسیو می کنم! البته هوای اینجا رو هم دارم ، اما شاید تغییر رویه بدم و کپی پیستام بیشتر بشه. شایدم نه ، نمی دونم. ممکنه از اون وبلاگ یه مطلب قابل نمایش رو بذارم اینجا.شایدم نه. به هر حال با کوله باری از نوشتن مرا بدرود گویید!

سه شنبه, ۲۱ آبان ۱۳۸۷

لوگوهایی که هیچ وقت در گوگل قرار نگرفتند

نوشته شده توسط حامد 163 نمایش

سلام. اینو یه جا دیدم و حالا شما هم ببینین! حال توضیحات اضافه ندارم!


موضوع: ۱۵۰ سالگی سیگار!
علت پذیرفته نشدن: از بیخ و بن(!) نادرست


موضوع: پنجاهمین سالگرد افتتاح Star Bucks Coffee
علت پذیرفته نشدن: شرکت یادشده مبلغ کافی را پرداخت نکرد!


موضوع: پنج ساله شدن شعار گوگل مبنی بر « شیطان نشو! Don’t be evil »
علت پذیرفته نشدن: غرق شدن بیش از اندازه در موضوع!

برای دیدن سایر لوگوها، روی ادامه مطلب کلیک کنید.

ادامه مطلب …

جمعه, ۱۷ آبان ۱۳۸۷

نرم افزار نمایش سرعت اینترنت

نوشته شده توسط حامد 1,466 نمایش

سلام. تو این پست یه نرم افزار کوچولوی دیگه معرفی می کنم که شاید به کار بعضیا بیاد. مهمترین کار نرم افزار Du Meter اینه که زمان استفاده شده و حجم دریافت و ارسال شما در اینترنت رو ثبت و ضبط و بصورت روزانه و هفتگی و ماهانه دسته بندی می کنه. Du Meter بیشتر به درد کسایی میخوره که اینترنتشون حجمیه و یا بعضا ساعتی.

کار دیگه ی این برنامه ، نشون دادن سرعت اینترنت شماست. شاید اونایی که از اینترنت زغالی استفاده می کنن براشون جالب باشه تا ببینن با چه سرعتی وصلن و مثلن وقتی یه دفعه سرعت زد بالا، ذوق کنن!(حس برتری بهم دست داد!) همچنین با این نرم افزار می تونین بفهمین که در نبود شما ، چه مقدار از اینترنت توسط سیستمتون استفاده شده و مچ بعضیا رو بگیرین! خب حالا این نرم افزار و شماره سریالش رو با حجم ۱ مگابایت دانلود کنید!

دانلود Du Meter 3.05

جمعه, ۱۷ آبان ۱۳۸۷